دانلود کتاب فراز و فرود جنبش کردی

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



فراز و فرود جنبش کردی

در یکصد سال اخیر، ناسیونالیسم کردی به موازات رشد ناسیونالیسم ملی در کشورهای ترکیه، عراق و ایران (در فرایند تشکیل دولت – ملت ها) شکل گرفت. در بستر ناسیونالیسم مذکور تاکنون چند جنبش کردی به منظور تحقق خودمختاری سیاسی شکل گرفته است. این نوشتار به تبیین یکی از جنبش های کردی در ایران در سال های ۱۳۶۷-۱۳۵۷ می پردازد. در چارچوب تبیینی – تجربی این نوشته نشان داده می شود که چرا راهبرد ناسیونالیست های کرد در جنبش مذکور، راهبردی عقیم بود.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
یادبودهای سفارت استانبول
ابوالفتح میرزا سالارالدوله
نامه های تبعید

نسخه ها

حجم: ۵ مگابایت

دریافت ها: ۳۲۳۵

تعداد صفحات: ۲۳۵




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

اساطیر اصلاح‌طلبانه | دلسوخته

نظریه استبداد ایرانی بر علوم انسانی و به ویژه علوم اجتماعی ما سایه پررنگی انداخته است؛ به‌طوری که هرگونه تغییر و تحول اجتماعی و سیاسی را براساس منطق استبداد و تکرار مجدد آن تفسیر می‌کند، گویی هرگونه تغییر بیرون از منطق استبداد-شورش-استبداد قرار ندارد و از خاص بودگی و تمایز برخوردار نیست.

فهم رابطۀ دولت ملت در ایران در دم و دستگاه فکری خاصی متصلب شده است. این دم و دستگاه فکری که به «نظریۀ استبداد ایرانی» معروف است یک حکومت قاهر را در بالا و یک تودۀ بی شکل را در پایین به تصویر می‌کشد و تاریخ ایران را در دوری می‌فهمد که استبداد بازیگر اصلی آن است. در این نوع نگاه از ۲۵۰۰ سال پیش تا کنون ساختار استبدادی بر ایران حاکم است که دوری تکراری را بر تحولات سیاسی ایران حاکم کرده است. به این ترتیب استبداد ساختاری زیربنایی است که همه چیز، از ذهنیت مردم گرفته تا عملکرد حاکمیت، را توضیح می‌دهد. از فرهنگ و نگرش‌های مردم گرفته تا هر شکلی از کنش در نهاد خانواده، زندگی روزمره، فرهنگ، کار و… نمودهایی از استبدادند.

متون علوم انسانی در ایران، استبداد را از طریق تظاهراتش می‌شناسند. پدیده‌هایی چون فقدان یا ضعف مفرط جامعه مدنی، شاه‌سالاری، تمرکز قدرت در دست یک فرد، سلطانیسم، فقدان نظام طبقاتی با مرزبندی‌های دقیق، فقدان طبقه فئودال، فقدان طبقۀ سرمایه‌دار یا بورژوا و… (که محورهایی اصلی برای اندیشه‌ورزی در جامعه‌شناسی تاریخی ایران بوده‌اند)، به عنوان نمود استبداد در نظر گرفته می‌شوند. هر حرکتی در هر نقطه‌ای از فضا-زمان سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از طریق استبداد قابل فهم است و استبداد شبیه به اکسیری است که توان توضیح هر پدیده‌ای را دارد.

فتیشیسم و وسواس در «نظریۀ استبداد ایرانی» در هم تلاقی می‌کنند و مجموعه‌ای به بار می‌آورند که در نتیجۀ اتصال بحرانی با تاریخْ خود را از تاریخ‌مندی منفصل می‌بیند. به این ترتیب در توضیح و مواجه شدن با شرایط تاریخی و جریان‌های تاریخی در می‌ماند و تاریخ تحرکات و جنبش‌های اجتماعی را صرفاً دوری تکراری می‌بیند که آغازگاهش استبداد است و نتیجه‌اش نیز همواره استبداد خواهد بود.

این مفهوم بدل به بت‌واره‌ای شده است که جریان‌های انتقادی در ایران از طریق این مفهوم مجموعه‌ای از کنش‌های اصلاح‌طلبانه و عمل‌گرایانه را طلب می‌کنند تا از طریق آن بر نمودهای استبداد غلبه کنند. بدل شدن یک مفهوم به امری فراتاریخی با بدل شدن آن به یک بت‌واره همراه است. بت‌واره‌ای که تاریخ خود را از یاد می‌برد و در تلاش است به جای آنکه در منطق فضا-زمان جای گیرد فراتر از زمان برود و همه چیز را توضیح دهد. وهم فراتاریخی بودن، بنیانی است برای فتیشیسمی منحرفانه و مشغول شدن به مفهومی رازآلود و متعالی که همه چیز را بنا است توضیح دهد. به این ترتیب فتیشیسم و وسواس در «نظریۀ استبداد ایرانی» در هم تلاقی می‌کنند و مجموعه‌ای به بار می‌آورند که در نتیجۀ اتصال بحرانی با تاریخْ خود را از تاریخ‌مندی منفصل می‌بیند. به این ترتیب در توضیح و مواجه شدن با شرایط تاریخی و جریان‌های تاریخی در می‌ماند و تاریخ تحرکات و جنبش‌های اجتماعی را صرفاً دوری تکراری می‌بیند که آغازگاهش استبداد است و نتیجه‌اش نیز همواره استبداد خواهد بود.

گفتمان استبداد سامانه‌ای از دانش اجتماعی/تاریخی را در دلسوخته روشنفکری پدید آورده است؛ بر محور این گزاره که تاریخ ایران تاریخ برآمدن سوژه‌های استبدادی است. برخی از رویکردها بر محور پژوهش تاریخی (مانند کاتوزیان،۱۳۷۲؛ پیران، ۱۳۸۴) و برخی دیگر مبتنی بر روانشناسی استبداد (مانند قاضی مرادی،۱۳۸۳؛ علی رضا قلی، ۱۳۸۴؛ مهدی بازرگان، ۱۳۵۷) در چارچوب گفتمان استبداد ایرانی، بر تاریخ انحطاط (به قول سید جواد طباطبایی، ۱۳۸۳) متمرکز شده‌اند. رد و نشان این الگوی اندیشه‌ورزی در باب تاریخ ایران در تمامیتش را می‌توان ذیل کلیدواژه‌هایی خلاصه کرد. مضامینی مانند طبقات غیر کارکردی، جامعۀ کلنگی و شبه مدرنیسم استبدادی در اندیشه کاتوزیان (۱۳۷۲)؛ فقدان اصناف در اندیشۀ آبراهامیان (۱۳۷۷)؛ توازن یا مقاومت شکننده از جان فورن (۱۳۹۲)؛ بحران دموکراسی، عدم تعادل سیستمی، شکست در هماهنگی-تفکیک، عدم تعریف دموکراسی در فخرالدین عظیمی (۱۳۸۳، ۱۳۹۱)؛ انحطاط و امتناع اندیشه در اندیشۀ سید جواد طباطبایی (۱۳۸۲)؛ امنیت به مثابه کلان روایت و همچنین مفهوم استبداد به مثابه مکانیسم سازگاری ایرانی در اندیشه پیران (۱۳۸۴)؛ فقدان طبقات و اصناف خودسامان، پدرسالاری و عدم استقلال بازار، وضعیت ملوک‌الطوایفی در اندیشۀ اشرف (۱۳۵۹).

این نوع نگاه، دنبال دولت و حاکمیتی می‌گردد که بتواند بحران استبداد را درمان کند و نوعی از عقل را بر وضعیت سوار کند که در نهایت بتواند ملت را  «تربیت» کند و دولت را «تنظیم». آرمان تربیت ملت و تنظیم دولت از دهۀ دوم عصر ناصری تا بدین سو آرمان اساسی «تنظیمات» ایرانی و مطالبات روشنفکرمآبانه بوده‌اند. این صورت‌بندی‌ها تلاش دارند با بازنمایی رابطۀ دولت-ملت در بستری بحرانی به نام «استبداد ایرانی» مشروعیتی را به عمل و کنشِ توسعه‌محور و پیشرفت‌گرا بدهند. بدین ترتیب در درون توده‌ها، و به اصطلاح مردم، عقلانیتی وجود ندارد که بتوان بر مبنای آن پروژۀ تربیت و تنظیمات را پیش برد. این عقلانیت در نوعی از تکنوکراسی و بوروکراسی باید جستجو شود و عقلای قوم باید تدبیری برای آن بیاندیشند. به این ترتیب این نظریه در دو جناح امکان بسط ید خود را درادارۀ سرزمین فراهم می‌کند از یک سو وظیفۀ خطیر «فرهنگسازی» و «آگاهی بخشی» را باید دنبال کند که در خدمت پروژۀ «تربیت ملت» است و از دیگر سو توسعه و پیشرفت را باید پی بگیرد که از خلال دستورالعملها، قوانین، و ساختارهای زیربنایی ممکن می‌گردند.

نتیجۀ فرهنگی نظریۀ استبداد ایرانی این است که فرهنگ مردم ایران همدستی مخاطره‌آمیزی با ساختارهای زیربنایی دارد. این رویکرد را می‌توان بستر و فهم رایج حاکم بر فضای تاریخی در ایران دانست. پروبلماتیک این رویکرد امکان رصدکردن تاریخ فرهنگی و تکثر فرهنگی و مقاومت فرهنگی و همچنین نوشتن تاریخ حاشیه‌ها و مردم را ممکن نمی‌کند. از این رو یکسر تاریخِ نخبه‌گرا است که به دولت و شاه و حکومت به عنوان جدی‌ترین کنش‌گر تاریخ ایران نظر دارد.

از جناح فرهنگی باید «خلقیات ایرانیان» را شناسایی کرد و تغییر داد و از جناح سیاسی باید دولت و حاکمیت را «اصلاح و تنظیم» کرد. این دو سطح در لحظۀ ادارۀ جمعیت و سرزمین در هم تلاقی می‌کنند و نوعی از قدرت را پدید می‌آورند که با همراهی با اقتصاد سیاسی خاصی، در تمامی شئون زندگی توده‌ها و فرودستان حاضر می‌شود و در تلاش است تا به اصطلاح زندگی آنها را بهبود بخشیده و از استبداد ریشه‌دار در سطح خرد و کلان بکاهد. اگر استبداد ریشه‌هایی دور و دراز در تاریخ دارد پس پروژۀ اصلاح و تنظیمات و فرهنگ‌سازی و آگاهی بخشی و… نیز پروژه‌ای است طولانی و استبداد را «بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران». به این ترتیب شرایط معاصر همواره «شرایط حساس کنونی»، «پیچ تاریخی»، «برهۀ حساس»، «بزنگاه» و… است. این تعلیق مداوم و بدل کردن اکنون به «شرایط حساس کنونی» شکلی از تداوم تکنوکراسی و الگوهای مبتنی بر اسطورۀ «فرهنگ سازی و آگاهی بخشی» را به همراه خواهد داشت و تداومی در بسط ید بورورکراسی و تکنوکراسی را بر بند بند زندگیِ توده‌ها فراهم می‌کند.

مردم همواره یک خطر است یک موجود نق‌نقوی ناآگاه که درکی از شرایط ندارد چرا که قهرمانان تکنوکراتشان را درک نمی‌کنند. این قهرمانان تکنوکرات که در تلاشند بر عقب‌ماندگی و انحطاط تاریخی غلبه کنند اما توده‌های عجول، ناآگاه و بی‌فرهنگ مدام موی دماغ این دون‌کیشوت‌ها می‌شوند.

فروکاست مردم به تودۀ بی شکل و عقلانیت‌زدایی از آنها همدستیِ مخاطره‌آمیزی بین تمامی نیروهای در قدرت را پدید می‌آورد که برای دفع خطر «استبداد» و «توسعه ستیزی» توده‌ها دست به کار شده و مجموعه‌ای بزرگ از مطالبات را به«فریب‌خوردگی»، «ناآگاهی»، «ناتوانی در فهم شرایط» و… متهم می‌کنند. به این ترتیب مردم همواره یک خطر است یک موجود نق‌نقوی ناآگاه که درکی از شرایط ندارد چرا که قهرمانان تکنوکراتشان را درک نمی‌کنند. این قهرمانان تکنوکرات که در تلاشند بر عقب‌ماندگی و انحطاط تاریخی غلبه کنند اما توده‌های عجول، ناآگاه و بی‌فرهنگ مدام موی دماغ این دون‌کیشوت‌ها می‌شوند.

اما مسئله جای دیگری است. این الگوی فهم و این گفتمان فشل با معلق کردن شرایط معاصر و اکنون به عنوان شرایطی در حال گذار از سنت به مدرنیته و به کار بردن تعابیری چون «مدرنیتۀ کج‌ریخت»، «شبه مدرنیسم استبدادی» و…، اسطوره‌ای به نام مدرنیتۀ ناب را تخیل می‌کنند و ایران معاصر را در تعلیق بین سنت و مدرنیته می‌فهمند که باید تلاش کرد آن را مدرن ساخت. مدرنیته در باور رایج و عامیانه به عنوان وضعیتی خوب، مثبت و در برخی موارد به عنوان آرمان‌شهری تصور می‌شود که در انتهای یک خط سیر تاریخی بنا است اتفاق بیفتد. به عبارت دیگر مدرنیته نه به عنوان یک وضعیت که به عنوان یک مقصد آرمانی فهمیده می‌شود که عمده‌ترین مانع تحقق آن، سنت است. به این ترتیب، صفاتی به مدرنیته نسبت داده می‌شود که در ساحت اخلاقی یا هنری، معنای مثبت، خوب و زیبا دارند و رقیب آن یعنی سنت به صفاتی منفی نواخته می‌شود. وضعیت معاصر نیز در تعلیقی بی‌پایان در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته فهم می‌شود. الگوی تئوریزه کردن وضعیت ایران در حد فاصل سنت و مدرنیته، رایج‌ترین صورت‌بندی فهم وضعیت است که شرایط موجود را در آشفتگی، آنومی، بی‌سامان‌ تصویر می‌کند. چنین درکی، جامعه، اقتصاد و سیاست و همه چیز، برای فردایی موعود، هستند که معلوم نیست چه قدر با آن فاصله داریم.   

به این ترتیب، وضعیت معاصر در شکاف میان سنت مدرنیته وضعیتی است فهم‌ناپذیر، بی‌انتظام، ساختارنیافته و هرگونه مداخله در وضعیت و بازسازی و اصلاح آن منوط به رسیدن به مدرنیته و مشتقاتش تئوریزه می‌شود. مفاهیمی همچون توسعه، پیشرفت، ترقی و… به عنوان مشتقات مفهوم مدرنیته، تنها زمانی دست‌یافتنی هستند که وضعیت از حالت تعلیق بین سنت و مدرنیته خارج شود تا بتوان به اصطلاح، کاری کرد. همچنین در این بحث، گویی سنت همان وضعیتِ توحش و مدرنیته، وضعیت تمدن است. به این ترتیب ایدۀ «نمی‌گذارند کار کنیم» بدل به منطق رایج مدعاها می‌شود. هر کس در هر جایگاهی با هر سطحی از قدرت همواره معتقد است «نمی‌گذارند». از گروه‌های علمی که قدرت بی حد و حصری در تعیین منطق تولید رساله و مقاله و پایان‌نامه دارند گرفته تا وزیر و وکیل و رئیس همه معتقدند که «نمی‌گذارند» چه بسا انبوه کسانی که مدام در آرزوی «پر» برای «گربۀ مسکین» می‌سوزند و مدام فریاد «مرا نمی‌هلند» سر می‌دهند سالهاست «تخم گنجشک از زمین» برداشته‌اند.

مدرنیته صرفاً یک وضعیت تاریخی‌اجتماعی است که فرم و صورت‌بندی اجتماعی خاصی را در یک موقعیت تاریخی چیره می‌کند. به عبارت دیگر عمده‌ترین خصیصۀ مدرنیته قالب‌بندیِ اجتماعی حاکم بر آن است که در سنت‌های مختلف جامعه‌شناختی به شیوه‌های گوناگون تئوریزه شده‌اند.

خطای بنیادین این صورت‌بندی نظری از وضعیت این است که در واقع، مدرنیته نه یک امر فی‌نفسه خوب یا بد است و نه مثبت یا منفی. مدرنیته صرفاً یک وضعیت تاریخی‌اجتماعی است که فرم و صورت‌بندی اجتماعی خاصی را در یک موقعیت تاریخی چیره می‌کند. به عبارت دیگر عمده‌ترین خصیصۀ مدرنیته قالب‌بندیِ اجتماعی حاکم بر آن است که در سنت‌های مختلف جامعه‌شناختی به شیوه‌های گوناگون تئوریزه شده‌اند. برای نمونه، در میان جامعه‌شناسان کلاسیک‌، مدرنیته برای دورکیم، فرایند تقسیم کار پیچیده و تمایزیابی اجتماعی است اما برای زیمل، پیچیده شدن منطق روابط اجتماعی جاافتاده است، حال آن که برای مارکس، برآمدن شیوۀ تولید جدید مبتنی بر سرمایه‌داری است. به این ترتیب، مدرنیته یک وضعیت تاریخی است که محصول پیچیده‌شدنِ فرم‌های روابط اجتماعی است و نسبتی وثیق با برآمدن برخی پدیده‌های دیگر مانند صنعتی‌شدن، شهرنشینی، فردیت، افزایش جمعیت، رشد فزاینده‌ فناوری‌های علمی و دگرگونی روابط کار و اقتصاد دارد.

در این نوع نگاه مدرن شدن همراه است با تمامی زیبایی‌ها و شکوه‌هایی که اندیشه‌های مصلحانه و تنظیمات‌طلبانه وعده‌اش را می‌دهند؛ وعده‌هایی زیبا که با کوچک کردن دولت‌ها، قوت بخشیدن به بخش خصوصی، بیشتر شدن سمن‌ها و خیریه‌ها، بسط و گسترش دانشگاه‌ها و… ممکن است. این راه دور و دراز و این مقصد بی‌پایان گویی اگرچه در زمان رو به جلو می‌رود اما همواره در وضعیت برزخی بین سنت-مدرنیته گیر افتاده است و برای رها شدن از گیر باید «برنامه‌ریزی کرد»، «فرهنگ سازی کرد»، «آگاهی بخشید»، دم و دستگاه بوروکرایتک و تکنوکراتیک ساخت و…. هرچه این تعلیق عمیق‌تر می‌شود، دم و دستگاه‌هایی که بر سرنوشت توده‌ها بسط ید بیشتری می‌یابند، بیشتر و بیشتر می‌شود؛ انبوهی از منابع و منافع را به ملک طلق خویش بدل می‌کند چراکه دارندۀ این ملک در حال انجام وظیفۀ خطیر عبور دادن از شرایط حساس کنونی است. شوالیه‌های که به جنگ با آسیاب بادی رفته‌اند و گندم‌زارها در حال سوختنند. توده‌ها و مردم همواره مانعی جدی بر سر این راه دور و دراز و خوش آتیه هستند. برای این نوع نگاه توده‌ها همواره چوب لای چرخ دولتها و حکومتها و نخبگان می‌گذارند. درست در زمانی که «همه چیز دارد خوب پیش می‌رود» توده‌ها وارد معادله شده و همه چیز را بر هم میزنند. دلیل اینکه «چرا توده‌ها چنینند؟» همواره یک چیز است: آگاهی کافی و فرهنگ ندارند. راه حل چیست: فرهنگ سازی، آموزش، آگاهی بخشی، رسانه و… .

به این ترتیب تاریخ فرودستان و زیست اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آنها در این نوع نگاه همواره یک بیماری و آسیب و مرض است که باید «آسیب‌شناسی» و «درمان» شود. پارادوکس ماجرا در اینجا است که صورت‌بندیِ رایج فهم‌کردن ایران در نظریۀ استبداد یا گذار  در نهایت به بسط ید هرچه بیشتر قدرت دولت و حکومت در زندگیِ توده‌ها می‌انجامد و با ایجاد نوعی تکنوکراسی هولناک بر بدن‌ها و ذهن‌ها سودای تسلط دارد. به این ترتیب مدرنیته صرفاً یک وضعیت تاریخی‌اجتماعی است که فرم و صورت‌بندی اجتماعی خاصی را در یک موقعیت تاریخی چیره می‌کند. به عبارت دیگر عمده‌ترین خصیصۀ مدرنیته قالب‌بندیِ اجتماعی حاکم بر آن است که در سنت‌های مختلف جامعه‌شناختی به شیوه‌های گوناگون تئوریزه شده‌اند.. مسئول تمامی فلاکت آنها سنت، استبداد، توسعه‌نیافتگی است باید صبوری کنند تا شوالیه‌ها تحفۀ توسعه و مدرنیته را تقسیم کنند.

مصلح خیرخواهی که بر فراز تاریخ ایستاده است و از توبرۀ آگاهی «آگاهی بخشی» می‌کند، راهکار می‌دهد، تربیت می‌کند و… . در نهایت هم تودۀ «قدر نشناس و پاپتی» خدمات او را درک نکرده و «نخبه کشی» می‌کند. این توده که «فاقد حافظۀ تاریخی» است همواره تاریخ خود را تکرار می‌کند و «نمی‌گذارد» خیراندیشان وضعیت را اصلاح کنند.

مصلح خیرخواهی که بر فراز تاریخ ایستاده است و از توبرۀ آگاهی «آگاهی بخشی» می‌کند، راهکار می‌دهد، تربیت می‌کند و… . در نهایت هم تودۀ «قدر نشناس و پاپتی» خدمات او را درک نکرده و «نخبه کشی» می‌کند. این توده که «فاقد حافظۀ تاریخی» است همواره تاریخ خود را تکرار می‌کند و «نمی‌گذارد» خیراندیشان وضعیت را اصلاح کنند.

این بحران به اینجا ختم می‌شود که جریانات مصلح و تکنوکراتیک با هر عنوانی، چه اصولگرا و چه اصلاح طلب و چه معتدل، درک دقیق مختصات فضا-زمان تاریخی ایران معاصر در تاریخ‌مندیش ندارند و وضعیت را همواره در تعلیق فهم می‌کنند. این وضعیت معلق، مدام با بحرانِ «امنیت، جمعیت، معیشت و قلمرو» مواجه خواهد شد و هر بحران، بسط ید بیشتر تکنوکراسی را طلب می‌کند. در این بین شکاف بین فضا-زمان تاریخی و الگوی بازنماییِ وضعیت عمیق‌تر شده و بحران را دامنه‌دارتر می‌کند. این بحران نه به خاطر به اصطلاح «در حال گذار بودن از سنت به مدرنیته» که دقیقاً به خاطر مدرنیتۀ ایرانی است. ایران معاصر یک‌سر در وضعیت مدرن قرار دارد. آپاراتوس نرم و سخت حاکمیت و الگوی زیست انسان ایرانی یکسر در منطق مدرنیته جای دارد و بحران در درون همین منطق است و نه در سراب برزخیِ سنت-مدرنیته. تا زمانی که فهم وضعیت معاصر در این تعلیق جای دارد که: باید صبر کرد تا مدرنیته در رسد و اکسیر رهاییش را بر زیست ما بزند. همواره تکنوکرات‌ها و الگوهای فشل و مشمئز کنندۀ توضیح وضعیت ایران در مفاهیم زهوار رفته غلبه خواهند داشت. شگفت‌زدگی نظام فاهمۀ علوم انسانی ایرانی در توضیح وضعیت در مواجهه با پدیده‌های متعدد ایران معاصر نمود بارزی است از ناتوانیِ این نظام گفتمانی در توضیح وضعیت معاصر.

 

مشاهده ادامه مطلب

شبیه مریم


نمایش مشخصات سیده مریم جعفری

احساس من از ازل چو شبنم بنوشت
بر برگ گلی شبیه مريم بنوشت
بر سی گل ديگرش اگر دُر پیداست
از جاذبه ی حبیب پرچم بنوشت
از شاخه هویدا شد و یک گل رویید
از مستی گل دو صد فزایم بنوشت
قلبی که شد از گوش به

شاعر:سیده مریم جعفری

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب قدم به قدم میکرو کنترلر برای مبتدیان

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



قدم به قدم میکرو کنترلر برای مبتدیان

میکروکنترلر قطعه ای الکترونیکی است که می توان آن را برنامه ریزی کرد. بدین ترتیب که برنامه مورد نظر در ابتدا توسط یک کامپیوتر شخصی در محیط یک نرم افزار مخصوص نوشته می شود. سپس توسط کابلی که از کامپیوتر به میکروکنترلر وصل شده است، برنامه به میکروکنترلر منتقل می شود. پس از ان میکرو قادر است مستقل از کامپیوتر برنامه را اجرا کند.
در این راهنما ما از میکروکنترلر Mega8 از سری میکروکنترلرهای AVR که آسان و ارزان قیمت می باشد استفاده می کنیم.

کتابی که در دست دارید مراحلی است که خودم طی کردم تا کار کردن با یک میکروکنترلر را یاد بگیرم.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
طراحی مفهومی مدل واقعی سیستم های سخت افزاری پردازش موازی
هارد دیسک چیست و چگونه کار می کند؟
ساخت ربات هوشمند با کمترین هزینه

نسخه ها

حجم: ۱۹ مگابایت

دریافت ها: ۲۳۰۹

تعداد صفحات: ۶۱




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

تجاوز در ایرانشهر | دلسوخته

امام جمعه اهل تسنن شهرستان ایرانشهر در خطبه‌های نماز عید از فاجعه تجاوز به ۴۱ دختر در این شهرستان خبر داد.

وی درباره تعداد قربانیان تجاوز در ایرانشهر گفت: طبق اطلاعاتی که تا قبل از نماز عید فطر از طریق خانواده‌ها و اطلاعات انتظامی به بنده رسیده تعداد قربانیان تجاوز در ایرانشهر در چندماه اخیر ۴۱ نفر است. مولوی طیب متذکر شد: آخرین آماری که اداره آگاهی ایرانشهر براساس اعترافات فرد دستگیر شده به خانواده یکی از قربانیان داده حکایت از قربانی شدن ۴۱ دختر ایرانشهری دارد. وی ادامه داد: فرد دستگیر شده سرمایه‌دار و غنی است. متاسفانه عده‌ای زور دارند و عده‌ای هم زر و پول دارند و گاهی همراه شدن این دو گروه با هم سبب رخ دادن اتفاقاتی مانند تجاوز به دختران در ایرانشهر می‌شود.

نماینده مردم ایرانشهر، امینی فرد می‌گوید: نبود مکان‌هایی برای تفریحات‌سالم و گذراندن اوقات‌فراغت، نداشتن مکان‌های فرهنگی مناسب، بیکاری، حاشیه‌نشینی و مهاجرت جمعیت به این شهرستان از دلایل مهم این‌گونه فجایع هستند

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب نقشۀ علمی بنیاد ملی سلامت آمریکا و اقتصاد دانایی محور

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



نقشۀ علمی بنیاد ملی سلامت آمریکا و اقتصاد دانایی محور

بنیاد ملی سلامت آمریکا، به‌عنوان بزرگترین سازمان پزشکی جهان، در نقشه‌ی علمی خود، همچون سازمان‎های کسب و کار قرن بیست و یکمی که به بازنگری مهندسی مجدد ساختار و فرآیندهای خود جهت حفظ برتری در رقابت جهانی دست زده‌اند، به چرخشی عظیم به‌سوی مدیریت دانایی، جهت خلق، اشتراک، انتشار دانایی و آفرینش” سازمانی یادگیرنده و هوشمند” در بهینه‎ی اقتصاد دانایی محور قرن بیست و یکم روی گردانیده است. این بنیاد از بروندادهای گردهمایی‌هایی که با بیش از ۳۰۰ تن از برجسته‌ترین چهره‌های آکادمیک، صنعت، دولت و مردم انجام داد، چارچوبی را برای تدوین نقشه‌ی علمی سازمان خود برای سرمایه‌گذاری در بخش پژوهش فراهم آورد تا چشم‌اندازی را برای سامانه‌ی زاینده و مؤثر پژوهش‌های پزشکی ترسیم کند. نقشه‌ی علمی بنیاد ملی سلامت آمریکا از سه زمینه‌ی عمده سامان یافته است که شامل گذرگاه‌های نوین برای اکتشاف، مهندسی مجدد ساختار پژوهش‌های بالینی و تیم‎های پژوهشی آینده می‌باشند. پیشرفت بیشتر در پزشکی، به درک کمی تعداد زیادی از شبکه‌های به هم پیچیده‌ی ملکول‌ها که بافت‌ها و سلول‎های ما را تشکیل می‌دهند و نیز ارتباطات این شبکه‎ها و سیستم‌های تنظیم کننده‌ی آنها نیاز دارد. از این رو، زمینه‌ی جستجو در اجزاء ساختمانی و مسیرهای بیولوژیک، کتابخانه‌های مولکولی و پروب‎های تصویربرداری از مولکول‌ها و رویدادهای سلولی، بیولوژی محاسبه گرایانه، بیولوژی سیستم‌ها و بیولوژی ساختمانی، پزشکی نانو، اپی ژنومیکس، نقشه‎ی همبندی Connectivity map، توسعه‌ی تکنولوژی‌های جدید به دام‌اندازی پزوتئین و علن تغییر رفتار، در زمینه‌ی “گذرگاه‎های نوین برای اکتشاف” نقشه‌ی علمی بنیاد ملی سلامت آمریکا شکل گرفته‌اند. تیم‌های پژوهشی آینده نیز شامل پژوهش‌های پرخطر، پژوهش‌های میان رشته‌ای و مشارکت‌های بخش خصوصی- مردمی برای کنکاش و چاره‌سازی مسائل تحقیقاتی زیست – پزشکی قرن بیست و یکم در قلب نقشه‌ی علمی بنیاد ملی سلامت آمریکا آشکار شده اند. در زمینه “مهندسی مجدد ساختار پژوهش‌های بالینی” نقشه‎ی علمی نیز در جستجوی ساخت و شکل‌دهی به شبکه‌های پژوهش‌های بالینی، تجزیه و تحلیل سیاست و هماهنگی در پژوهش‌های بالینی، تربیت نیروی کار پژوهش‌های بالینی، ارزیابی دینامیک نتایج بیماری‌های مزمن گزارش شده توسط خود بیماران و سازماندهی پژوهش‌های ترجمانی Translational Research است. اساس این نقشه‌ی علمی، خلق دانش و تکنولوژی‌های نو در گستره‌ی زیست پزشکی، تشکیل تیم‌های پژوهشی آینده برای درک پیچیدگی‌ها و امکان ایجاد تفکر سیستمی کشف ناشناخته‌ها از طریق پژوهش‌های میان رشته‌ای و مهندسی مجدد در ساختار پژوهش-های بالینی است. پژوه‎های تحقیقاتی که در زیر چتر نقشه‌ی بنیاد ملی سلامت آمریکا شکل خواهند یافت، در جستجوی آن هستند تا نقش تاریخی این بنیاد را در مرزهای دانش پزشکی حفظ کنند؛ پروژه‌هایی که بنا به گفتار گستاخانه‌ی خود این بنیاد، هیچ سازمان یا واحد دیگری در دنیا نتواند و نخواهد توانست به اجرا گذارد.

حق تکثیر: بوشهر: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بوشهر‏‫، ۱۳۸۷.‮‬

رایگان در سایت انتشارات: http://pgtmrc.bpums.ac.ir/Fa/DynPages/Page.aspx?id=2416

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
nursing book v2
پزشکی آینده
نظریۀ رهیافت میان رشته ای در پزشکی

نسخه ها

حجم: ۸ مگابایت

دریافت ها: ۱۷۹۹

تعداد صفحات: ۱۲۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

مشتری‌ای به نام «دانش‌آموز» | دلسوخته

آیا آموزش که از اصلی‌ترین وظایف هر دولتی است می‌تواند کالا شود؟ پیامد آن در عرصه عمومی چه می‌تواند باشد و به چه صورتی نمود پیدا کرده است؟

بیشتر از اینکه دانش‌آموزی حق انتخاب مدرسه‌اش را برای تحصیل داشته باشد، این مدرسه است که دانش‌آموز را انتخاب می‌کند. این اتفاق از زمانی شروع شد که تعداد دانش‌آموزان از حد ظرفیت مدارس موجود بیشتر شد. رقابت میان مدارس برای انتخاب دانش‌آموز تبدیل به بازار خریدوفروش دانش‌آموز شد. آزمون‌های ورودی مدارس برای انتخاب دانش‌آموزان مستعد تبدیل به بازار دادوستد دانش‌آموزان شده است و مشتری این بازارها خانواده‌هایی هستند که به امید کسب رتبه برتر فرزندشان در کنکور سراسری معامله می‌کنند. با وجود اینکه تفاوت مدارس باید مبتنی بر نوع محتوا و کیفیت نحوه ارائه باشد و بر همین اساس خانواده به انتخاب مدارس دانش‌آموزانش بپردازند اما این مدارس هستند که با جذب دانش‌آموزان قوی‌تر و مستعد‌تر خود را تبدیل به برند کرده‌اند. در این حالت خانواده‌ها هستند که با سودای کسب رتبه بهتر فرزندشان در کنکور به انتخاب این مدارس دست می‌زنند. این روزها نام یک مدرسه را که می‌بریم، سؤالات زیادی پرسیده می‌شود. دولتی است یا خصوصی؟ نمونه است یا تیزهوشان؟ نمونه‌دولتی است یا عادی؟ روش آنها شناختی است یا رفتاری؟

چنددستگی مدارس
جدای از اینکه به این سؤالات چه پاسخی بدهیم، آنچه به ذهن می‌آید، این است که این طبقه‌بندی از کجا آمده؟ آیا این طبقه‌بندی به معنای این است که در هر کدام از این مدرسه‌ها مطالب متفاوتی تدریس می‌شود؟ آیا هر کدام برای دانش‌آموزان خاصی است؟ آیا شیوه برخورد معلم‌ها و مسئولان در هر یک از این مدارس با هم تفاوت دارد؟ و سؤال جدی‌تر این است که؛ آیا این تفاوت‌ها واقعی است یا همه یک حرف می‌زنند؟ وقتی وارد برخی از مدارس می‌شویم، به ما می‌گویند آنچه به دانش‌آموزان درس می‌دهیم با سایر مدرسه‌ها تفاوت دارد. نکته اینجاست که مگر محتوای آموزشی آنچه در مدارس ارائه می‌شود، با هم تفاوت دارد! در واقع آنچه موجب تفاوت ساختار مدارس می‌شود به سه عامل محتوای آموزشی، نحوه ارائه محتوا و نوع مخاطب بستگی دارد. ساختار مدارس در ایران به‌طورکلی به دو بخش دولتی و غیردولتی طبقه‌بندی می‌شود. مدارس دولتی نیز به‌عنوان مدارس دولتی، نمونه‌دولتی، شاهد و تیزهوشان طبقه‌بندی می‌شوند و مدارس غیردولتی با وجود نظارتی که وزارت آموزش‌وپرورش دارد، کاملا باز است.

محتوای آموزشی تفاوتی ندارد
تفاوت در محتوای آموزشی به چند صورت می‌تواند وجود داشته باشد. اول آنکه، ماهیت آن محتوا متفاوت باشد. دوم آنکه، کیفیت ارائه آن محتوا رنگ جدیدی به خود بگیرد. سوم آنکه، تعداد تکرار و مقدار مطالب آموزشی تفاوت داشته باشد. در مدارس به سختی می‌توانیم بگوییم ماهیت آموزشی تفاوت دارد. زیرا همه مدارس موظف به تدریس کتاب‌های درسی هستند. دانش‌آموزان در امتحانات نهایی شرکت کرده و آنها را برای شرکت در کنکور سراسری آماده می‌کنند. پس امکان تدریس محتوایی متفاوت برای آنها امکان‌پذیر نیست. گواه این ادعا آن است که مدرسه‌ای را پیدا نمی‌کنیم که بگوید برای ما امتحانات نهایی و کنکور مهم نیست و ما بچه‌ها را برای آزمون‌های دیگری آماده می‌کنیم. ممکن است بگویند علاوه بر اینها مطالب دیگری را نیز کار می‌کنیم، در آن صورت باید پرسید وقتی قرار است دانش‌آموزان را برای هماورد عظیمی به نام کنکور سراسری آماده کنید، چقدر می‌توان زمان صرف محتوایی خارج از سرفصل‌های آن آزمون کرد. در این صورت محتوای اضافه جنبه جاری و کارکردی خواهد داشت یا ابزاری است برای ایجاد تنوع. اگر در سال‌های ۸۰ به بعد در کنکور سراسری کارشناسی شرکت کرده باشید یا فرزندانتان مشغول این آزمون بوده باشند، حتما با تحلیل‌هایی که نسبت به سؤالات کنکور صورت می‌گیرد، سروکار داشته‌اید. در اوایل سال‌های ۸۰ یعنی سال‌های ۸۲ تا ۸۵ طراحی سؤالات تا حدی تغییر کرد. تا قبل از آن سؤالات در قالب‌های خاصی که بیشتر مبتنی و برآمده از متن کتاب‌های درسی بود، نوشته می‌شد اما بعد از آن و به مرور به سمت سؤالاتی که درک دانش‌آموزان را از محتوای آموزشی بسنجند، سوق داده شد.

محتوای آموزشی مبتنی بر تکرار
مدارسی که صحبت از ارائه کیفیت آموزشی برتر می‌کنند، می‌توانند سهم بیشتری در رتبه‌های برتر کنکور داشته باشند. در واقع در این حالت رقابت دیگر بر سر تعداد تکرار محتوای آموزشی نیست و آنچه اهمیت پیدا می‌کند، کیفیت آموزشی است. اگر کیفیتی که مدارس از آن صحبت می‌کنند، جدای از آن چیزی است که در کنکور و آزمون‌های زیرمجموعه آن سنجیده می‌شود، چه راه و روش معتبر و سراسری برای سنجش آن و اثبات این مدعا وجود دارد؟ پرداختن به سؤالاتی از این دست این فرضیه را در ذهن روشن می‌کند که در زمینه محتوای آموزشی آنچه معیار طبقه‌بندی مدارس است، شدت و مقدار کار روی این محتواست و نه کیفیت و نه ماهیت. گواینکه مدارسی که موفق می‌شوند با تکرار بیشتر روی این محتوا کار کنند در یک دسته قرار می‌گیرند و باقی در دسته دیگر.

نحوه ارائه در مدارس سلیقه‌ای است
یکی دیگر از معیارهای طبقه‌بندی مدارس شیوه ارائه محتواست. شیوه ارائه در مدارس مبتنی بر ذوق و سلیقه بوده و بسیار متنوع است. درواقع زمانی که مدیر مدرسه تغییر کند، تیمی که می‌آورد، رویکردشان تغییر می‌کند. درواقع در این حالت فردی که شیوه ارائه‌اش متفاوت باشد، با ارائه همان محتوای ثابتی که همه مدارس هم ارائه می‌کنند، می‌تواند تعداد بیشتری از دانش‌آموزان را با خود همراه کند. محتوای آموزشی عملا تفاوتی ندارد و تفاوت اساسی در این است که محتوا چگونه منتقل شود تا دانش‌آموزان بیشتری همراه شوند. برخی از معلم‌ها واقعیت را می‌پذیرند. قبول می‌کنند که این درس چندان برای بچه‌ها کاربردی نیست اما با علم به روش تدریس و با بازی آموزش می‌دهند و همین محتوای ثابت را به‌گونه‌ای ارائه می‌کنند که بچه‌ها با آنها همراهی کرده و آن درس را می‌خوانند.

طبقه‌بندی مدارس براساس نوع مخاطب
مسئله دیگر بحث طبقه‌بندی دانش‌آموز براساس مخاطب است. قاعده ارزیابی مدرسه محتوا و نحوه ارائه است اما این مهم سال‌هاست که نادیده گرفته شده و خانواده‌ها به سراغ مدارسی می‌روند که اسم و رسمی داشته باشند. پیش‌فرض انتخابشان هم این است که این دو اصل را حتما رعایت می‌کنند اما این مدارس هستند که دانش‌آموزان مستعد را انتخاب می‌کنند و خود را برند کرده‌اند تا به چشم خانواده‌ها بیایند. در مدارس تیزهوشان آنچه اتفاق می‌افتد انتخاب نوع دانش‌آموزان‌شان است. در مدارس تیزهوشان آنچه به‌عنوان محتوا ارائه می‌شود، با دیگر مدارس تفاوتی ندارد. تفاوت در این نوع طبقه‌بندی از مدارس بیشتر در ورودی دانش‌آموز است. در واقع دانش‌آموزانی که پایه درسی قوی‌تری دارند، معمولا در یک‌سری مدارس جمع می‌شوند. برای مثال وقتی به مدارس غیرانتفاعی خاص که مدعی هستند نتیجه متفاوتی می‌گیرند، نگاه می‌کنیم، می‌بینیم توانسته‌اند ورودی دانش‌آموزان‌شان را بهتر کنند. این روزها مدارس غیرانتفاعی روی برندینگشان کار می‌کنند. زمانی مدارس تیزهوشان که غیرانتفاعی هم بودند، به دو نوع علامه حلی برای پسران و فرزانگان برای دختران تعریف می‌شد اما از دوره حاجی‌بابایی همه‌چیز تغییر کرد. حاجی‌بابایی معتقد بود چرا آموزش‌وپرورش خودش چنین چیزی نداشته باشد. وی در هر منطقه یک مدرسه علامه حلی و فرزانگان تأسیس کرد تا دانش‌آموزان قوی را جذب کنند و شهریه‌ای هم برای دریافت تعریف کردند. در مدارس غیرانتفاعی وقتی شش هزار دانش‌آموز می‌گیرند قاعدتا رتبه یک تا ۲۰۰ رتبه‌های ثمربخش هستند و البته دانش‌آموزان انتخابی‌شان را به یک مدرسه نمی‌برند بلکه آن را به مجموعه مدارسشان می‌فرستند تا رتبه‌آوری‌شان در مجموعه مدارسشان نتیجه‌بخش باشد. مدارسی که برند هستند مثل رستوران‌های برند شده‌اند و تقریبا سیستمشان چون کنترل نتیجه است، در همه مشترک است.

مشاهده ادامه مطلب

فریاهای باباباقر..۳۳۰


نمایش مشخصات محمد باقر انصاری

فریاهای باباباقر..۳۳۰
دلگیرم‌ در این شبهای طولانی
در این شبهای سرد و خالی از احساس
در این شبهای غمگین و
بدور از خنده خورشید
و در تفسیر اوهامم
به گِل ماندم
خَجل ماندم
کدامین حرفهایت را
به

شاعر:محمد باقر انصاری

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب تاکتیک در شطرنج

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



تاکتیک در شطرنج

دربارۀ کتاب:
مطالعه این کتاب در عین حال که موجبات لذت خاطر و سرگرمی خواننده را از مبتدی تا عالی به نحوی دلپذیر فراهم می آورد، از لحاظ آموزشی نیز سریعترین و آسانترین راه را برای اعتلای سطح آموزش شطرنج ارائه می دهد. به ویژه در مسائل تاکتیکی و استراتژیکی، قدرت دید آن دسته از بازیکنان را که بیشتر پایبند ارزشها و محاسبات مادی در صفحه شطرنج هستند و شیوه دفاعی را بر می گزینند، به مقیاس وسیعی بالا می برد و مسئله تردیدناپذیر رحجان حمله را بر دفاع که نادیده گرفتن آن نقص مشهود بازیکنان امروزی است، به طور ناخودآگاه در ذهن خواننده بنیان می گذارد و با مثالهای شکوهمند و تفسیرهای آموزنده، قدرت و شهامت تنظیم طرح های حمله ای را آنچنان می پروراند که بازیکنان باذوق به راحتی بتوانند بدون هراس از دست دادن قدرت مادی، با الهام از نبوغ ذاتی، قربانی های باشکوهی را که لازمه اجرای چنین طرح هایی است، به منزله سلاحی غیرقابل دفاع مورد استفاده قرار دهند…

حق تکثیر: تهران، ۱۳۶۸

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
Tactical Play
A Contemporary Approach to the Middle Game
هنر حمله در شطرنج

نسخه ها

حجم: ۲۷ مگابایت

دریافت ها: ۵۵۵۸

تعداد صفحات: ۱۳۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

عاشق که می شوی آبی است حال تو


نمایش مشخصات رضا جمشیدی

دل داده ام به تو زیبای مهربان
آرام و با شکوه در ظاهر و نهان
دل بردی‌وکنون‌درقصدجان‌شدی
ای قاتل عزیز قابل نبوده جان
درچشمهای تو رازی نشسته است
میخواهیم؟بگو ،از نه امان امان
دیوار می شود

شاعر:رضا جمشیدی

مشاهده ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی قالب برای دلسوخته بوده و کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.