بی آنکه بدانی


نمایش مشخصات علی ربیعی ((علی بهار))

دورترین فاصله در دنیا
حتی فاصله‌ی مرگ و زندگی نیست
فاصله ‌ی من است با تو
وقتی روبرویت ایستاده‌ام
و دوستت دارم
بی آنکه تو بدانی
ماهشهر علی ربیعی

شاعر:علی ربیعی ((علی بهار))

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب پنج داستان (فرانسوی

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


نویسنده: آنماری موثقی٬ گیتی دیهیم

کتابی مفید برای آموزش خواندن فرانسوی و نیز فن ترجمه. کتاب شامل پنج داستان است که در یک صفحه متن فرانسوی و در صفحه روبرو ترجمهٔ فارسی آن آمده است. در پایان هر داستان نیز واژه‌نامهٔ فرانسوی-فارسی و تعدادی تمرین در نظر گرفته شده. مؤلفان کتاب دکتر گیتی دیهیم و آنماری موثقی٬ دو تن از استادان به‌نام زبان فرانسه در ایران هستند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
Countdown to French Learn to Communicate in 24 Hours
Lire au CP
Campus 1 + Audio mp3

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۲۳۵۶

تعداد صفحات: ۲۰۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

رهایم کن


نمایش مشخصات محمد شمس باروق

گریزانم ازاین پاییز دل انگیز رهایم کن
گریرانم از این حال غم انگیز رهایم کن
در نگاهم به رخت شرم و حیا می بینم
امشب اشکم جاری شده لبریز رهایم کن
من در سراپرده امید نگاهت لانه کردم
لیک می

شاعر:محمد شمس باروق

مشاهده ادامه مطلب

ویژه سیاستهای امنیتی ایالات متحده در عراق

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


کتاب آمریکا: ویژه سیاستهای امنیتی ایالات متحده در عراق

شورای غیردولتی روابط خارجی موسسه ابرار معاصر تهران

به آستانه اولین سال هجوم نظامی آمریکا به عراق و اشغال این کشور نزدیک می‌شویم. یکسال ایالات متحده در توجیه مقابله با رژیم عراق بر خطرناک بودن این رژیم برای صلح جهانی و برخورداری آن از سلاح‌های کشتار جمعی تکیه نمود و در نهایت با اعلام آنکه این رژیم، سلاح‌های کشتار جمعی خود را مخفی کرده، حمله خود را به این کشور آغاز نمود. امروز با گذشت حدود یکسال از حمله نظامی این کشور، هیچ‌گونه مدرک، سند و یا شواهدی برای اثبات این ادعای بزرگ به دست نیامده است و این سؤال در اذهان شکل گرفت که چرا آمریکا، عراق را مورد هجوم قرار داد؟ برای این سؤال نیز پاسخ‌های مختلفی ارائه شده است. این پاسخ‌ها برروی دو طیف فرصت محوری و تهدید محوری و یا ترکیبی از این دو قرار دارد.

در این کتاب سعی گردیده تا اهداف و سیاست‌های آمریکا به‌ویژه بخش‌های امنیتی آن از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد. این کتاب حاوی ۸ مقاله می‌باشد.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
David Harvey
دفاعیات کسروی
لیبرالیسم و محافظه‌ کاری

نسخه ها

حجم: ۶ مگابایت

دریافت ها: ۲۳۴۰

تعداد صفحات: ?




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

خوشبختی


نمایش مشخصات مهناز چالاکی

درهای خانه قلبم را
باز می گذارم
تا مگر
خوشبختی
همچون مسافری خسته از راه
کمی

شاعر:مهناز چالاکی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب توپولوژی، نخستین درس

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


این کتاب برای تدریس در یک درس یک ترمی یا دوترمی در سطح لیسانس و یا سال اول فوق لیسانس در نظر گرفته شده است.
هر چند توپولوژی خود به خود موضوع جالبی است، با این حال جزء مبانی پژوهش های پیشرفته در آنالیز، هندسه و توپولوزی جبری محسوب می شود. در این باره که مباحث نخستین درس توپولوژی چه باید باشد توافقی وجود ندارد؛ برای چنین درسی مباحث متعدد مناسبی را می توان در نظر گرفت، که هر یک برای منظوری مناسب است. در انتخاب مباحث این کتاب سعی شده تا بین دیدگاه های مختلف موازنه ای به وجود آید. و شامل سرفصل های زیر می باشد:

۱ نظریه مجموعه ها و منطق

۲ فضای توپولوژیک و توابع پیوسته

۳ همبندی و فشردگی

۴ اصول جداسازی و شمارایی

۵ قضیه تیخونوف

۶ قضایای متریسازی و پیرافشردگی

۷ فضاهای متری تمام و فضاهای تابعی

۸ گروه بنیادی و فضاهای پوششی

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
جبر خطی
آشنایی با المپیاد ریاضی
معادلات دیفرانسیل پارسه

نسخه ها

حجم: ۱۸ مگابایت

دریافت ها: ۲۴۰۰

تعداد صفحات: ۵۷۴




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

سمیر امین ۱۹۳۱-۲۰۱۸ | دلسوخته

سمیر امین یکی از متفکران برجسته‌ی چپ روز گذشته (دوازدهم اوت ۲۰۱۸) در پاریس درگذشت. وی سوم سپتامبر ۱۹۳۱ از پدری مصری و مادری فرانسوی در قاهره زاده شد. کودکی و نوجوانی‌اش در شهر پورت‌سعید گذشت و در یک مدرسه‌ی فرانسه‌زبان درس خواند. از ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۷ در پاریس دانشجو بود و دیپلم علوم سیاسی را در ۱۹۵۲ گرفت و بعد آمار و اقتصاد خواند. پس از ورود به پاریس امین به حزب کمونیست فرانسه پیوست ولی طولی نکشید که از مارکسیسم شوروی فاصله گرفت. در ۱۹۵۷ پایان‌نامه‌ی دکترایش را باراهنمایی فرانسوا پرو تحت عنوان اولیه‌ی «سرچشمه‌های عقب‌ماندگی: انباشت سرمایه در مقیاس جهانی» به پایان رساند. عنوان پایان‌نامه‌ی وی سپس به «پی‌آمدهای ساختاری ادغام بین‌المللی اقتصادی‌های پیشاسرمایه‌داری…» تغییر کرد.

پس از اتمام تحصیلات در پاریس به قاهره بازگشت و تا ۱۹۶۰ در «مؤسسه‌ی مدیریت اقتصادی» فعالیت می‌کرد. در ۱۹۶۰ به‌عنوان مشاور وزیر به مالی رفت و تا ۱۹۶۳ در این مقام باقی ماند. در ۱۹۶۳ انستیتو توسعه‌ی اقتصادی افریقا به او یک موقعیت پژوهشی داد که تا ۱۹۷۰ در این انستیتو باقی ماند. در طول این سال‌ها در دانشگاه‌های پواتیر در داکا (سنگال) و پاریس مقام استادی هم داشت. در ۱۹۷۰ او را به ریاست این انستیتو منصوب کردند که تا ۱۹۸۰ دراین مقام باقی ماند که در آن سال از این مقام کناره گرفت و از ۱۹۸۰ به عنوان رییس مجمع جهان سوم در داکا به کارهای پژوهشی خود ادامه داد.

رادیکالیسم سمیر امین در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شکل گرفته بود. در آن سال‌ها کسانی چون قوام نکرومه در غنا، جولیوس نایرره در تانزانیا و جمال عبدالناصر در مصر به قدرت رسیده بودند و جنبش‌های آزادی‌بخش در مستعمره‌ها از افریقای جنوبی تا الجزایر در جریان بود. در این سال‌ها افریقا با آن‌چه که بعدها با خرابکاری‌های صندوق بین‌المللی پول شد بسیار متفاوت بود و در این سال‌هاست که امین به‌عنوان یکی ازمنتقدان صاحب‌نام و سرشناس سرمایه‌داری موجود و امپراتوری شناخته می‌شود و دراین راستا از نقد اسلام سیاسی ـ به‌طور کلی هر استفاده‌ی سیاسی از مذهب ـ و مارکسیسم اروپا‌محور کوتاهی نکرد. اگر به خلاصه کردن دیدگاه امین مجاز باشیم می‌توان گفت که به نظر او سرمایه‌داری جهانی که در واقع حاکمیت اولیگارشی در جهان است موقعیت خود را با ایجاد و حفظ پنج انحصار تداوم بخشیده است:

  • کنترل فناوری
  • کنترل منابع طبیعی
  • کنترل منابع مالی
  • کنترل بر رسانه‌های گروهی
  • کنترل بر ابزارهای تخریب جمعی

از نگاه امین تنها راه رسیدن به توسعه و رفاه انهدام این انحصارهاست. و هر اقدامی که انحصارهای پنج‌گانه را به چالش نگیرد موفق نخواهد شد. وی در کنار همکارانی چون آندره گوندرفرانک فقید، امین هم دنیا را به «مرکز» و «پیرامون» تقسیم می‌کند که کشورهای «پیرامونی» هم همانی است که معمولاً تحت عنوان «کشورهای جنوب» یا «کشورهای توسعه‌نیافته» مطرح می‌شوند. نقش کشورهای پیرامونی تولید برای عرضه به کشورهای «مرکز» و به‌طور مشخص امریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن است. بهره‌کشی از منابع طبیعی افریقا، و به قهقرا رفتن نرخ مبادله در تجارت بین‌المللی به زیان تولیدکنندگان مواد اولیه و خام امکان توسعه را از این کشورها می‌گیرد و تنها شاهد تداوم بهره‌کشی خواهیم بود.

دیدگاه امین درباره‌ی توسعه‌نیافتگی دقیقاً مخالف دیدگاه رسمی بود که مسائل افریقا را عمدتاً به این دلیل می‌دانست که به اندازه‌ی کافی در اقتصاد جهانی ادغام نشده است. در حالی که امین معتقد بود که مشکل اتفاقاً این است که افریقا به‌طرز زیان‌باری در اقتصاد جهان ادغام شده است. تا زمانی که انحصارهای پنج‌گانه دست نخورده باقی بماند، فرایند کنونی جهانی‌کردن ادامه می‌یابد، کارگاه‌های قرون وسطایی در اغلب کشورهای پیرامونی شکل می‌گیرند و گسترش می‌یابند چون قدرت مسلط سرمایه‌ی شمال را به چالش نمی‌گیرند. درواقع می‌توان گفت که با کاستن از سطح واقعی مزدها و انهدام اساس صنعتی در شماری از کشورها – که درواقع اتحادیه‌های کارگری قوی داشتند – این وضعیت انحصاری از همیشه بدتر شده است.

یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای نظری امین دیدگاه او درباره‌ی «قطع رابطه‌ی اقتصادی» است. امین معتقد بود که کشورهای پیرامونی باید از ادغام بهره‌کشانه‌ای که درگیر آن شده‌اند خود را کنار بکشند، به عبارت دیگر فرایند جهانی‌سازی را معکوس کنند. درعین حال او به انزواطلبی اقتصادی معتقد نبود ـ نکته‌ای که شماری از رهبران سوسیالیست افریقا به آن باور داشتند، بلکه امین معتقد بود که از موضع ضعف نباید خود را درگیر این نوع ادغام‌ها کرد.

از دیدگاه امین کشورهای درحال‌توسعه باید اقتصادشان را با مداخلات مؤثر دولت، کنترل ثروت و سرمایه‌ای که به دربرده می‌شود، و گسترش مناسبات تجاری با دیگر کشورهای پیرامونی مدیریت کنند. به نظر او بخش مالی اقتصاد باید ملی شود و شیوه‌های استفاده ازمنابع طبیعی هم باید تحت‌نظارت باشد. رابطه بین قیمت‌های داخلی و قیمت‌های جهانی باید قطع شود و باید این کشورها برای رهایی خود از کنترل مؤسسات بین‌المللی – برای نمونه سازمان تجارت جهانی، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی – به اقدام دست بزنند. هرچه که کمبودهای صنایع ملی‌شده باشد ولی به نظر امین کشورهای درحال توسعه راه دیگری برای توسعه ندارند.

در تأیید دیدگاه‌های امین بد نیست اشاره کنیم که ۴۰ سال است که در مقابل رهنمودهای امین، ادعا کردند اگر این کشورها صادرات خود را افزایش بدهند، مشکلات‌شان تخفیف خواهد یافت. اموال عمومی و حتی منابع طبیعی را به بخش خصوصی واگذار کردند و تا جایی که می‌توانستند از بخش مالی اقتصاد خود نظارت‌زدایی کردند. پی‌آمدها عیان تر از آن هستند که کتمان‌کردنی باشند. فقر و نداری و نابرابری در این کشورها بیداد می‌کند. در سال‌های اخیر بهانه‌های تازه‌ای هم پیدا کرده‌اند. «حکمرانی خوب» «فقر» و «جامعه‌ی مدنی»، ولی سؤالی که اغلب به آن نمی پردازند این است که این فقر گسترده چرا و چه‌گونه ایجاد شده است؟ حکمرانی خوب یعنی خوب برای کدام گروه و طبقات اجتماعی؟

در این سال‌ها هم که نظام سرمایه‌داری گرفتار یکی از سرسخت‌ترین بحران‌های تاریخ خود شده است، به گفته‌ی امین مسائل کنونی در درون این نظام راه‌حل ندارد. امین سرمایه‌داری کنونی را «سرمایه‌داری فرتوت» می‌نامید. علت اصلی بحران به گمان امین وابستگی هرچه بیش‌تر به بخش مالی است، به سخن دیگر اگر به زبان پول بیان کنیم به‌طور فزاینده‌ای پول کمتری در پی‌آمد فعالیت‌های مولد ایجاد می‌شود و بخش هرروز افزون‌تری هم به صورت «رانت» درآمده است که در واقع تازه‌ترین شیوه‌ی سرقت ثروت از بقیه‌ی جهان است. یکی از پی‌آمدهای این تحولات در عرصه‌ی اقتصاد هم این است که دموکراسی غربی به کاریکاتوری از خویش بدل شده است. سرمایه‌داری به ضرورت ذات خویش بر یک فرایند ادامه‌دار سلب مالکیت برای انباشت و گسترش خویش استوار است. از یک نگاه تاریخی سرمایه‌داری اروپا بدون سلطه بر بقیه‌ی جهان که منابع «مازاد» داشتند، غیرممکن بود. سوپاب اطمینان هم برای کسانی که درآن دوران در اروپا سلب مالکیت شده بودند امکان مهاجرت به «دنیای جدید» ـ مشخصاً امریکا و تا حدودی استرالیا ـ بود.

سلب مالکیت از دهقانان در کشورهای جنوب به گمان امین یکی از مسائل اساسی در قرن کنونی است. از همین روست که نقش دهقانان در جنوب برای تعیین سرنوشت بشر بسیار اساسی است و باید در راستای رسیدن به امنیت غذایی و مخالفت با «زمین‌خواری» و هم‌چنین دفاع از حقوق بومی‌ها کوشید. برای امین کشاورزی نه‌فقط فرصتی بسیار طلایی ارایه می‌دهد بلکه وجود دهقانان ـ حدود نیمی از جمعیت جهان ـ هم چالش مهمی برای سرمایه‌داری کنونی است. برای امین راه رسیدن به سوسیالیسم این است که در سطح ملی و منطقه‌ای سلب مالکیت از دهقانان متوقف و از تولیدات کشاورزی بومی حمایت شود، و مطمئن شویم که کشورها «امنیت» غذایی دارند و رابطه‌ی قیمت‌های داخلی با قیمت‌های جهانی قطع شده است. اگر بتوانیم در این مسائل موفق شویم نه فقط سلب مالکیت از دهقانان هم به پایان می رسد که کوچ آنها به مناطق شهری هم متوقف خواهد شد.

امین با انقلاب یک‌شبه موافق نبود. این که شورشی پیش بیاید و بعد دوره‌ی سوسیالیسم آغاز شود از نظر امین غیرممکن است. او به جای این که از «سوسیالیسم در قرن ۲۱» سخن بگوید بر این نکته تأکید می‌کرد که راه گذار به سوسیالیسم طولانی است.

خاطرات سمیر امین با عنوان «خاطرات یک مارکسیست مستقل» در دست انتشار است و انتشارات مانتلی ریویو آن را در سال جاری منتشر خواهد کرد.

اگرچه از سمیر امین مقالات زیادی به فارسی ترجمه شده اما کتاب‌های منتشرشده از سمیر امین به زبان فارسی تنها شامل این موارد است:

 

  • ملت عرب: ناسیونالیسم و مبارزه طبقاتی، ترجمه‌ی غ. وثیق، م. قرچه‌داغی، تهران‏‫، ۱۳۵۹.
  • ویروس لیبرال : جنگ دائمی و امریکایی‌کردن جهان، ترجمه‌ی ناصر زرافشان، تهران: آزادمهر، ۱۳۸۶.
  • س‍رم‍ای‍ه‌داری‌ در ع‍ص‍ر ج‍ه‍ان‍ی‌ ش‍دن، ت‍رج‍م‍ه‌ ن‍اص‍ر زراف‍ش‍ان‌، ت‍ه‍ران‌: آگ‍ه‌، ۱۳۸۲
  • اروپا‌مداری نظریه فرهنگی سرمایه‌داری مدرن، ترجمه‌ی موسی عنبری. تهران: علم، ‏‫‏‏۱۳۸۹
مشاهده ادامه مطلب

دختر نیرنگ


نمایش مشخصات مهدی باریکانی (مؤمن)

سلام
بعد عمری عبادت و زاری،سرنوشت‌ات جنون ادواری
مقطعی با غزل گره خورده،برهه‌ای در تبِ خود آزاری
در حریم ممیز و صافی،تخم تحریم عشق پاشیده ست
مانده روباه حیله‌گر اما در گل خشک این

شاعر:مهدی باریکانی (مؤمن)

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب بیست و یک روش عالی برای اینکه کسب و کار موفق خودتان را به راه بیندازید

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


بیست و یک روش عالی برای اینکه کسب و کار موفق خودتان را به راه بیندازید

آنچه که قرار است در کتاب ۲۱ روش عالی برای اینکه کسب‌و‌کار موفق خودتان را به راه بیاندازید (۲۱Great Way To Start And Build Your Own Successful Business) بخوانید می‌تواند زندگی و تجارت‌تان را تغییر دهد. همه‌ی تاجران موفق هر روز این راهکارهای آزمایش شده را تمرین می‌کنند پس شما هم می‌توانید. برایان تریسی (Brian Tracy) استاد چیره‌دستی است و برای هزاران نفر از مدیران و کارآفرینان استاد تجارت بوده است. او با ۲۵۰ هزار نفر هر ساله در موضوعات موفقیت در کسب‌وکار، استراتژی‌های سود، اثربخشی فروش و مهارت‌های مدیریتی صحبت می‌کند. برایان هر یک از این درس‌ها را به سختی یاد گرفته است. او برای شرکت کوچکی در قسمت فروش کار می‌کرد. به این در و آن در می‌زد و به شرکت‌ها می‌رفت تا کمیسیون مستقیم دریافت کند تا اینکه مدیر فروش شد و بعد هم کارآفرین شد. او ۲۲ کسب‌و‌کار مختلف را راه‌اندازی، ایجاد، مدیریت و سودآور کرده است. برایان عملگرا و نتیجه محور است. هر ایده‌ای که خواهید خواند را می‌توانید فوراً در کسب‌و‌کارتان به کار بگیرید تا نتایج بهتر و سریع‌تری بگیرید.
مطالبی که در این کتاب خواهید آموخت، بیش از حد تصورتان به شما کمک خواهد کرد به شرطی که این ایده‌ها را جدی بگیرید و به کار ببندید. حتماً به گوش‌تان خورده که هشتاد درصد از کسب‌و‌کارها در دو سال اول شکست می‌خورند، اما خوب است بدانید نود درصد از کسب‌و‌کار‌هایی که توسط افرادی راه‌اندازی شده که می‌دانند چه می‌کنند، پس از گذشت پنج سال هنوز هم مشغول فعالیت و در حال رشد هستند. شما هم باید همین هدف را دنبال کنید. امروزه عصر کارآفرین‌هاست. امروزه تعداد کارآفرین‌ها و تنوع کارهای ایجاد شده، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مشاغل آمریکا است. شما هم می‌توانید کاری را که سایر کارآفرین‌های موفق و صاحبان مشاغل می‌کنند، انجام دهید، به شرطی که روش آن را یاد بگیرید.
به یاد داشته باشید افراد موفق در کسب‌و‌کار از شما زرنگ‌تر نیستند، از شما بهتر هم نیستند. آن‌ها معمولاً افرادی عادی هستند که زودتر از رقبای‌شان روش درست کار را فهمیده‌اند. این همان چیزی است که در کتاب ۲۱ روش عالی برای ایجاد کسب‌و‌کار موفق خودتان خواهید آموخت.
فهرست مطالب

۲۱ روش عالی برای اینکه کسب‌وکار خودتان را به راه بیاندازید

مقدمه

شماره ۱: تصمیم بگیرید دقیقا چه می‌خواهید

شماره ۲: تعیین کنید آیا کارآفرینی برای شما مناسب است یا نه؟

شماره ۳: کاری را انتخاب کنید که برای‌تان مناسب باشد

شماره ۴: مشتری خود را به روشنی بشناسید

شماره ۵: قبل از اینکه پولی خرج کنید، بازاریابی سریع و ارزان انجام دهید

شماره ۶: حساب شده به سمت کارتان بروید

شماره ۷: قبل از شروع، یک برنامه‌ی کسب‌و‌کار کامل تهیه کنید

شماره ۸: هر کاری که ممکن است انجام دهید تا موفقیت کسب‌و‌کارتان تضمین شود.

شماره ۹: از اشتباهاتی که منجر به شکست تجاری می‌شود، خودداری کنید

شماره ۱۰: هدف کسب‌و‌کارتان را همواره به یاد داشته باشید

شماره ۱۱: روی پنج “میم” بازاریابی تمرکز کنید

شماره ۱۲: با توجه کامل بر فروش تمرکز کنید

شماره ۱۳: به طور مداوم محصول یا خدمات‌تان را تبلیغ کنید

شماره ۱۴: برای افزایش فروش‌تان از اینترنت استفاده کنید

شماره ۱۵: از اصل “راهرو” استفاده کنید

شماره ۱۶: پولی را که لازم دارید تهیه کنید

شماره ۱۷: از تکنولوژی بهره ببرید

شماره ۱۸: از هر لحظه وقت خود بهره ببرید

شماره ۱۹: خودتان را وقف یادگیری مادام‌العمر بکنید

شماره ۲۰: به کندی استخدام و به سرعت اخراج کنید

شماره ۲۱: از هفت راز موفقیت استفاده کنید

نتیجه‌گیری

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
خودشناسی
مبانی روانکاوی فروید
۶۰ نقل قولی که شما را به تفکر وا میدارند

نسخه ها

حجم: ۱۹ مگابایت

دریافت ها: ۳۱۵۷

تعداد صفحات: ۹۰




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

نترس و فرزندت را تحسین کن

عکاس: کریستن لوئیس.

 

کارلین فلورا، ایان — شش ماه پیش که پسرم را به کارولینای جنوبی پیش والدینم برده بودم، یک شب پس از اینکه چند ظرف را شستم، پدرم با صدای بلند گفت: «کارت خوب بود!». این یک شوخی طعنه‌آمیز به من بود. قبل از آن، خودم دو بار به پسرم گفته بودم «کارت خوب بود!»: وقتی چند تمشک آبی خورده بود و دوباره همان شب، وقتی به جلو خم شده بود و پس از کمی تلاش، جوراب خودش را بالا کشیده بود. پسرم در آن زمان ۱۸ ماهه بود.

ماجرا را به خوبی می‌دانستم: والدینِ بچه‌های نسل هزاره آن‌ها را به افرادی خودپسند، تحسین‌طلب و حق‌به‌جانب تبدیل کرده بودند، چون همیشه آن‌ها را پیکاسو و آینشتاین می‌خواندند. خب که چه؟ من هم فرزندم را خیلی تحسین می‌کنم و اصلاً هم از این کار شرمی ندارم. وقتی پسرم بر طبل‌های کوچکش می‌کوبد یا با مدادشمعی‌هایش دیوار را خط‌خطی می‌کند، افتخار می‌کنم بگویم چقدر بااستعداد است. می‌خواهم لذت و محبتم را به فرزندم ابراز کنم که گام‌های کوچکش را رو به جلو برمی‌دارد. نگاه‌های طعنه‌آمیز والدینم هم مرا از این کار وانمی‌دارد.

ما واقعاً در مورد تحسین چه می‌دانیم؟ برخی یافته‌ها و بی‌شمار توصیه را می‌توان از طریق وبسایتِ انسان‌شناس زیستی، گوئن دوئر۱ به نام پرنتینگ‌ساینس (علم بچه‌داری) به‌دست آورد، وب‌سایتی که برای افرادی نظیر من است: وقتی ما فرزندانمان را به‌خاطر توانایی‌شان تحسین می‌کنیم نه به‌خاطر تلاششان، آن‌ها اینگونه نتیجه‌گیری می‌کنند که استعداد و نبوغ ویژگی‌هایی ذاتی هستند، نه مهارت‌هایی که می‌توان آن‌ها را پرورش داد و آموخت. تحسین غیرصادقانه می‌تواند این پیام را القا کند که والدین فرزندشان را درک نمی‌کنند. درضمن، تحسینی که فقط قضاوت می‌کند («کارت خوب بود!») خیلی تأثیرش کمتر از تحسین‌های دقیقی است که می‌گویند بچه چه کاری را درست انجام داده.

تحسین بیش از حد فرزندان (تو فوق‌العاده‌ای!) ممکن است این احساس را در آن‌ها به‌وجود آورد که استانداردهای شما خیلی بلندوبالا هستند، به‌طوری که بترسند نتوانند همیشه آن‌ها را برآورده کنند. این را روانشناسان، جنیفر هندرلانگ کرپوس از کالج رید و مارک لپر از استنفورد می‌گویند. تحسینِ آن‌ها برای کارهای آسان هم باعث می‌شود بچه‌ها شک کنند شما ساده‌لوحید (نمی‌دونی این کار چقد ساده‌اس؟) یا اینکه شما فکر می‌کنید آن‌ها ساده‌لوح هستند. یافته‌ای جالب هم نشان می‌دهد که تحسین آن‌ها برای چیزهایی که به‌طور طبیعی از آن لذت می‌برند اگر زیاد از حد انجام شود می‌تواند اثر عکس داشته باشد و

افراد دارای عزت‌نفس پایین از شکست می‌ترسند و از موقعیت‌هایی که ممکن است بی‌مصرفی آن‌ها را برملا کنند دوری می‌جویند

به‌جای انگیزه‌بخشی به کودک، او را دلسرد کند.

با انجام تحسین نادرست، واقعاً لایق این سرزنش جیمز تیلور، روانشناس دانشگاه سان‌فرانسیسکو بودم: «کارت خوب بود؟ چه تحسین تنبلانه‌ای، چه تحسین بی‌ارزشی، چه تحسین آسیب‌زایی… اگر می‌خواهی برای تحسین‌کردن، تنبلی به خرج دهی، لااقل بگو تلاشت خوب بود! چون حداقل با این حرف، تلاشی را که برای انجام کار خوبشان کرده‌اند تحسین می‌کنی… واقعیت این است که بچه‌ها وقتی کاری را خوب انجام می‌دهند، نیازی ندارند کسی به آن‌ها بگوید کارت خوب بود! این یک چیز بدیهی است… به‌خصوص بچه‌های کم‌سن‌وسال را اصلاً نیاز نیست تحسین کنید».

اما آیا منتقدان تحسین درست می‌گفتند؟ اولین نکته در چنین انتقادات تندی این است که تحسینْ تأثیر متفاوتی بر بچه‌های کوچک و بچه‌های بزرگ‌تر دارد. مثلاً پژوهشی در سال ۲۰۰۷ به سرپرستی پل هِیستینگ (که اینک در دانشگاه کالیفرنیا در دیویس است) نشان داد والدینی که فرزندان پیش‌دبستانیشان را به‌خاطر رفتار و آداب خوبشان تحسین می‌کنند، بچه‌هایی با مهارت‌های اجتماعی بالاتر دارند. این یافته مخالف باور تیلور است که پیش‌دبستانی‌ها به تحسین نیاز ندارند. پژوهشی دیگر در سال ۱۹۹۷ به سرپرستی سو کلی در کالج لایکامینگ در پنسیلوانیا دریافت که دوساله‌هایی که مادرانشان آن‌ها را تشویق می‌کردند تا به تنهایی به کاوش بپردازند، یک سال بعد مستقل‌تر از کودکانی بودند که مادرانشان در پژوهشِ اول تحسینشان نمی‌کردند.

در رابطه با تحسین بیش‌ازحد هم الن وینر از کالج بوستن و برخی پژوهشگران دیگر دریافته‌اند که بچه‌های کم‌سن‌وسال (کمتر از هفت سال) آنقدر پخته نیستند که به صداقت مادر یا پدر شک کنند، بدین معنا که احتمالاً برخلاف کودکان سن‌بالاتر، به مشکل «استانداردهای بلندوبالا» برنخورند.

نکتۀ دوم در استدلال ضدتحسین پیچیده‌تر بوده و درک آن دشوارتر است. پژوهشی به سرپرستی ادی برومل‌من، دانشجوی دکتری روانشناسی رشد در دانشگاه اوترخت هلند، که همین امسال منتشر شد نشان می‌دهد که تحسین بیش‌ازحد (تحسینی مانند «فوق‌العاده زیباست!»، نه صرفاً «قشنگه!») می‌تواند برای کودکانِ دارای عزت‌نفس پایین آسیب‌زا باشد، درحالیکه برای کودکان دارای عزت‌نفس بالا مفید است.

اولاً این پژوهش فرضیۀ محققان را تأیید کرد که والدینْ بیشترْ کودکانِ دارای عزت‌نفس‌پایین را بیش از حد تحسین می‌کنند، تا کودکان دارای عزت‌نفس بالا. سپس کودکانی ۸ تا ۱۲ ساله را که همگی عزت‌نفسشان قبلاً نمره‌دهی شده را به بازدید از یک موزۀ هنر بردند. از بچه‌ها خواستند تا از روی عکس‌ها نقاشی بکشند و سپس یک فردِ فرضاً «نقاش حرفه‌ای» کار آن‌ها را بررسی کرد. در مرحلۀ آخر، از آن‌ها خواستند تا به‌عنوان تمرین دوم نقاشی‌شان، از میان یک کار سخت‌تر و یک کار نسبتاً آسان یکی را انتخاب کنند. تمام بچه‌هایی که با هر میزان از عزت‌نفس، تحسینی اغراقی دریافت کرده بودند آن را صادقانه دانستند. اما همانطور که پیش‌بینی می‌شد، در میان بچه‌هایی که عزت‌نفس پایینی داشتند، آن‌هایی که تحسین معمولی دریافت کرده‌اند

افرادی را می‌شناسم که اعتمادبه‌نفسشان خیلی بیشتر از دانش یا هوششان است و بعید می‌دانم این قضیه در زندگی ضربه‌ای به آن‌ها زده باشد

بیشتر از دریافت‌کنندگان تحسین اغراقی سراغ چالش سخت‌تر رفتند. از سویی دیگر، در میان کودکان دارای عزت نفس بالا، قضیه برعکس بود و دریافت‌کنندگان تحسین اغراقی بیشتر از سایر همنوعانشان سراغ کار چالش‌برانگیز رفتند.

این مشاهده با عقل جور درمی‌آید، چون افراد دارای عزت‌نفس بالا عموماً تمایل به به‌رخ‌کشیدن کارهایشان دارند و به دنبال فرصت‌هایی هستند تا توانایی‌هایشان را نشان دهند. اما افراد دارای عزت‌نفس پایین از شکست می‌ترسند و از موقعیت‌هایی که ممکن است بی‌مصرفی آن‌ها را برملا کنند دوری می‌جویند.

مؤلفان این پژوهش می‌نویسند: «پس تحسین اغراقی می‌تواند موجب شود تا کودکان دارای عزت‌نفس پایین از تجربیات ضروری یادگیری دوری کنند و این فرایند ممکن است سرانجام یادگیری و عملکرد آن‌ها را مختل نماید». اما روی دیگر سکه پیچیده‌تر است: «تحسین غیراغراقی می‌تواند ترس از شکست را در کودکان دارای عزت‌نفس پایین کاهش دهد و رفتار چالش‌جویانه را در آن‌ها تقویت نماید، اما این نوع تحسین شاید نتواند در بچه‌های دارای عزت‌نفس بالا، انگیزۀ لازم را برای تعقیب چالش‌ها فراهم نماید».

اما آیا والدین واقعاً می‌دانند فرزندشان عزت نفس بالا دارد یا پایین؟ اگر نمی‌دانند، آیا باید او را بیازمایند و صفات تملق‌آمیز را بر اساس آن اضافه یا کم نمایند؟ من قطعاً نمی‌دانم فرزند دو ساله‌ام چه احساسی نسبت به خود دارد و این امر دارای دلیل موجهی است. مؤلفان می‌نویسند: «با وجود این‌که بچه‌های کم‌سن‌وسال حسی ابتدایی از «خوبی» و «بدی» دارند، اما بچه‌ها فقط از اواخر دوران کودکی می‌توانند عزت نفس را شکل داده و ابراز کنند». اگر پسرم فقط می‌تواند برداشتی از «خوب» یا «بد» برای خود شکل دهد، خوشحالم که او را زیادی تحسین کرده‌ام… شاید من همین الان دارم عزت‌نفسی را در او پرورش می‌دهم که بعدها چنین آزمون‌هایی آن را خواهند سنجید.

این احتمال را برای برومل‌من توضیح دادم. او گفت که این آزمایش انجام نشده است، اما تا حدی موافق بود و گمان می‌کرد که «تحسین اغراقی در اوایل کودکی شاید آسیب‌زا نباشد و می‌تواند حتی مفید هم باشد، چون کودکان کم‌سن‌وسال معمولاً تصورات مثبت غیرواقع‌بینانه‌ای برای عملکرد آیندۀ خود دارند. وقتی آن‌ها با تحسین اغراقی مواجه شوند، شاید حس کنند می‌توانند استانداردهای بلندوبالای درنظرگرفته‌شده برایشان را برآورده کنند و به همین خاطر به دنبال چالش‌های بیشتر می‌روند».

پس پسرم احتمالاً تصوراتی مثبت برای عملکرد آینده‌اش دارد… چه خوب! امیدوارم همینطور بماند. من خودم مسیری دیگر را دنبال کردم: زمانی که خانۀ والدینم را ترک کردم و به کالج رفتم، به محض اینکه دستم را بالا می‌گرفتم تا در کلاس صحبت کنم، گونه‌هایم می‌سوخت. به‌همین خاطر دستم را به‌ندرت بالا می‌بردم. در دهۀ ۲۰ سالگی هم زمانی که رئیس‌ها مرا مستقیم خطاب می‌کردند این خجالت ادامه داشت. کاش عزت‌نفس بیشتری داشتم. افرادی را می‌شناسم که اعتمادبه‌نفسشان خیلی بیشتر از دانش یا هوششان است و بعید می‌دانم این قضیه در زندگی ضربه‌ای به آن‌ها زده باشد. پژوهشی در سال گذشته

تحسینی که به سوی یک بچه سرازیر می‌شود، ممکن است بر دیگری تأثیر متفاوتی داشته باشد

به سرپرستی جسیکا کندی که در آن زمان در دانشکدۀ وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا مشغول به کار بود، دریافت که افرادی که حتی در هنگام عملکرد بد در یک وظیفۀ محوله، از خود اعتمادبه‌نفس نشان می‌دهند، در نگاه دیگران افرادی ماهر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر می‌نمایند. برخی گلایه می‌کنند که امروزه بسیاری افراد اعتمادبه‌نفس بیش از حد دارند، اما به‌نظر می‌رسد که این قضیه برایشان جواب می‌دهد.

این را هم نمی‌توانم قبول کنم که کمبود عزت‌نفسم ربطی به کارهایی داشته که والدینم انجام داده یا نداده‌اند. پس چرا بترسم که مبادا پسرم را تخریب کنم؟ بزرگسالان دیگری هم او را تربیت می‌کنند و نیز کودکان دیگر و هم‌سن‌وسالانش. حتی خودش هم خودش را تربیت می‌کند و تمام این‌ها در دنیایی دائم‌التغیر رخ می‌دهد. و در اینجاست که نکتۀ سوم در استدلال ضدتحسین پدیدار می‌شود: نگرانی در مورد رفتار با فرزند نشان‌دهندۀ درک نادرست از موارد زیادی است که بر رشد کودک تأثیر دارند. بچه‌داری یک سازوکار دوطرفه است که هم محیط و هم ژن‌های والدین و خود فرزند بر آن تأثیر می‌گذارند. حتی فرامطالعه‌ای از اشلی کلار و همکارانش در دانشگاه ایالتی میشیگان که سایکولوژیکال بولتن در سال ۲۰۱۴ آن را منتشر کرد، دریافت که تأثیرات ژنتیکی ۲۳ تا ۴۰ درصد از واریانس میان سه معیار مربوط به رفتار بچه‌داری را تشکیل می‌دهند. این سه معیار صمیمیت، کنترل و انرژی منفی هستند که هریک با آینده‌هایی نظیر رفتار ضداجتماعی، اضطراب و سوءمصرف مواد ارتباط دارند. همانطور که می‌توان انتظار داشت، صمیمیت پیش‌بینی‌گر مهمی از نتایج خوب است (نرخ پایین‌تر مشکلات رفتاری، اضطراب یا افسردگی، و نیز آمادگی و موفقیت آکادمیک بیشتر) و از نمودهای آن می‌توان به ابراز محبت کلامی اشاره نمود. این یکی از قوی‌ترین شواهد موجود مبنی بر این است که ژن‌ها نقشی عمده در رفتار بچه‌داری و فرزند حاصل از آن دارند.

اما شواهد قابل‌توجه‌تری هم تأیید می‌کند که ویژگی‌های یک کودک چگونه بر سبک والدین تأثیر می‌گذارد. به بیان دیگر، ورای تأثیر ژن‌ها، خود بچه تعیین می‌کند که والدین چگونه رفتار نمایند. این یک حلقۀ بازخورد پیچیده است که در آن، زیست‌شناسی و رفتار درهم‌تنیده‌اند و برای هر والدین و فرزندی تفاوت دارد.

این استدلالی به نفع رویکرد فردی است. «باید به خصوصیاتتان و آنچه آزارتان می‌دهد فکر کنید؛ سپس سبک و راهبردی از بچه‌داری توسعه دهید که مناسب خودتان و فرزندتان است». این را کلار به من می‌گوید. «اگر سعی کنید کاری انجام دهید که طبق حس بچه‌داری‌تان طبیعی ننماید، انجام آن برایتان سخت خواهد بود و فرایند را برایتان استرس‌زا می‌کند. برخی چیزها را به‌طور قطع می‌دانیم برای بچه خوب هستند و برخی چیزها هم بد هستند، اما فضای زیادی در این وسط برای تفاوت‌های فردی وجود دارد».

به‌خصوص اگر تحسین را انگیزاننده‌ای برای تغییرات سالم می‌دانید، کلار پیشنهاد می‌کند دقت

کنت بریش، روانشناس کودک دانشگاه کرنل، اصرار دارد که مشکل اصلیْ سرزنش است نه تحسین یا عدم تحسین

داشته باشید که با تحسین، چه رفتارهای مثبت از فرزندتان سرمی‌زند و حتی آن‌ها را بنویسید تا تحلیل کنید چه چیز مؤثر است و چه چیز نیست. او می‌گوید «یک نیمچه پژوهش در خانوادۀ خودتان انجام دهید».

این دقیقاً همان چیزی است که جامعه‌شناس دانشگاه نیویورک، پروفسور دالتون کانلی در کتاب بامزه‌اش تحت عنوان والدین‌شناسی (۲۰۱۴) شرح می‌دهد. کانلی پس از اینکه سال‌ها با پاستیل خرسی، انجام بازی ویدیوئی به مدت طولانی‌تر و با پول نقد به پسر و دخترش رشوه داد تا مسئله‌های ریاضی بیشتری حل کنند، دخترش بیشتر و بیشتر به خواندن کتاب‌های ادبیات عادت کرد و علاقه‌اش به ریاضی کم شد؛ درحالیکه پسرش خواندن رمان را کنار گذاشت و در وقت خودش به تحقیق در مورد برخال‌ها۲ پرداخت. «بدین‌ترتیب یک رشته (ریاضی) را با پاداش‌های بیرونی تبلیغ کردم و رشتۀ دیگر (ادبیات) را از چنین ناخالصی‌ای تهی نگه داشتم، اما در آخر، وجود یا غیاب یک سیستم پاداش تأثیر چندانی بر علاقۀ آن‌ها به رشته‌ها نداشت». به بیان دیگر، تحسینی که به سوی یک بچه سرازیر می‌شود، ممکن است بر دیگری تأثیر متفاوتی داشته باشد و این امر به علایق آن‌ها، شخصیت‌هایشان، علایق والدین، شخصیت والدین و دیگر عوامل بستگی دارد.

کلار می‌گوید: «ما نمی‌خواهیم بگوییم تحسین بد است. می‌خواهیم والدین فرزندانشان را تحسین کنند. می‌دانیم که این توان‌دهی مثبت – متوجه‌شدن رفتار خوب و تحسین آن – به نتایج دلخواه منجر می‌شود؛ و برعکس، آن نظم خشک و غیرقابل‌پیش‌بینی به افزایش مشکلات رفتاری، اختلافات فرزند با والدین و افسردگی می‌انجامد».

پس این تفکر که تحسین یا عدم تحسین به‌تنهایی می‌تواند به موفقیت فرزندتان کمک کند غلوآمیز است. اما از سویی، کنت بریش، روانشناس کودک دانشگاه کرنل، اصرار دارد که مشکل اصلیْ سرزنش است. «من خیلی بچه‌های دلسردشده، عصبانی و ناشاد دیده‌ام. بچه‌های روحیه‌باخته‌ای را دیده‌ام که حتی در مواجه با دلسردی خفیف هم نمی‌توانستند تلاششان را حفظ کنند و نیز برخی دیگر که نگرشی حق به جانب پیدا کرده بودند. مقصر این امر نه تحسین، بلکه سرزنش است. بسیاری از این کودکان را بیش از حد مورد سرزنش قرار داده بودند؛ تعداد خیلی کمی از آن‌ها با تحسین زیاد روبرو شده بودند».

واکنش علیه عزت‌نفسِ غلوآمیز به این دلیل قوت گرفت که به‌نظر می‌رسید تأثیری عکس دارد: کودکان لوس که همیشه مورد تشویق واقع می‌شدند درحالیکه بزرگ می‌شدند که نمی‌دانستند چطور خودشان رفتارشان را اصلاح کنند، نمی‌دانستند چطور با طرد یا شکست مواجه شوند. آن‌ها فاقد عزم بودند و روانشناسان امروزه می‌گویند که عزم کلید اصلی موفقیت است. اما چگونه باید فرزندم را طوری تربیت کنم که احتمال موفقیتش را زیاد کند، درحالیکه نمی‌دانم در این دنیای سریع‌التغییر چه چیز مورد نیاز است؟

من با نواختن ویولن کلاسیک و مطالعۀ سختکوشانه بزرگ شدم. در دانشگاهی بزرگ قبول شدم و از آن وقتی که به یاد دارم، همیشه نگران آینده بوده‌ام: شوهرم دانشگاه را جدی نمی‌گرفت،

از تمام چیزهایی که ممکن است مشکل‌ساز شوند، تحسینِ بیش‌ازحد واقعاً چیزی نیست که والدین نگرانش باشند

موسیقی می‌نواخت و می‌نوشت بدون اینکه اهمیتی بدهد که نت‌خوانی بلد نیست، به جای دانشگاه به مدرسۀ هنر رفت. او مدت‌هاست حسی همیشگی دارد که فردی خوش‌شانس است و آینده‌اش در هر صورت خوب خواهد بود. هر دوی ما شکست‌ها و موفقیت‌هایی داشته‌ایم و تا جایی که بتوانم تمام فاکتورهای موفقیت را در ذهنم یکجا کنم، می‌توانم بگویم که موفقیت‌های دنیوی‌مان تقریباً برابر است. حال کدامیک از ما باید الگوی پسرمان باشد؟ البته این که او یک پسر است شاید بر این قضیه تأثیر بگذارد. با دنبال کردن الگوهای من و شوهرم، مردانْ عموماً توانایی‌هایشان را بیشتر از آنچه زنان در مورد خود تصور می‌کنند، بالا می‌سنجند، حتی در آزمایشاتی که توانایی‌هایشان در اصل برابرند. اما دختران اجتماعی‌ترند و دنیا به آن‌ها کمک می‌کند. پسر من شاید به تحسین اضافی نیاز داشته باشد تا رفتار خوبی کسب کند، اما چه تحسینش کنم و چه نکنم، احتمالاً در آخر نسبت به دختران هم‌سنش اطمینان‌به‌نفس بیشتری خواهد داشت.

تمام این داده‌ها مسئله را تا حدی روشن می‌کند. از حالا سعی می‌کنم در تحسینم دقیق‌تر باشم و به تلاش پسرم در خراب‌کردن اثاث خانه اشاره کنم، نه استعداد ذاتی او برای انتخاب مدادشمعی‌های جالب برای انجام این کار. اما دیوارها متعلق به او هستند. فعلاً اجازه می‌دهم کارتون تماشا کند، یک شیرینی در دستِ درازشده‌اش می‌گذارم و تبدیل‌شدن آهستۀ لبخندش را به یک کدوی لبخندزن هالووین تماشا می‌کنم، تمرکزش را در حین رنگ‌آمیزی می‌ستایم و وقتی کارش تمام شد، او را تحسین می‌نمایم.

کلار می‌گوید «از تمام چیزهایی که ممکن است مشکل‌ساز شوند، تحسینِ بیش‌ازحد واقعاً چیزی نیست که والدین نگرانش باشند. واقعیت این است که فقط یک طور ممکن است تحسین کودکِ نوپا نتایج منفی داشته باشد: اینکه وقتی کاری انجام داد که دوست ندارید انجام دهد، به او بگویید کارت خوب بود!»

آیا اکثر بچه‌ها خوب از آب درنمی‌آیند؟ آیا صرف‌نظر از اینکه من الان چه‌کار می‌کنم و نمی‌کنم، پسرم روزی نمی‌فهمد که نباید دیوارها را رنگ‌رنگی کند؟ بگذارید از قدردانی نسبت به پسرکم لذت ببرم، فرزندی که ممکن بود و هرلحظه ممکن است جان خود را از دست بدهد (بله، آگاهی همیشگی نسبت به این امر عین غریزۀ مادری است). حداقل دوست دارم او را از نظر احساسی کاملاً سیر کنم، قبل از اینکه دنیای ظالم شروع به خوردن و فرسودن او کند.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را کارلین فلورا نوشته است و در تاریخ ۹ جولای ۲۰۱۴ با عنوان «Praise them» در وب‌سایت ایان منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ آن را با عنوان «نترس و فرزندت را تحسین کن» و با ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسب منتشر کرده است.
•• کارلین فلورا (Carlin Flora) ژورنالیست و سردبیر سابق سایکولوژی تودی است. نوشته‌های او را نشریاتی همچون دیسکاور و امریکن مایند منتشر می‌کنند. فلورا همچنین نویسندۀ کتاب تأثیر دوست (Friendfluence) (۲۰۱۳) است.

[۱] Gwen Dewar
[۲] Fractal : ساختاری هندسی که هر بخش از آن با کل‌اش برابر است و از دور و نزدیک یکسان دیده می‌شود [مترجم].

مشاهده ادامه مطلب