پارلمان جای تاجران نیست! | روزنامه راه دلسوخته

انتخابات یکی از پایه‌های مهم دموکراسی است و انتخابات پارلمانی در طول تاریخ سیاسی معاصر، به عنوان شاه‌رگ حیاتی دموکراسی و مشارکت مردم عمل کرده است؛ زیرا تنها موجودیت پارلمان مستقل و کاراست که تفکیک قوا را معنا می‌بخشد.

در افغانستان پس از سه‌سال ضیاع وقت و به‌تعویق افتادن انتخابات پارلمانی، سرانجام در سال جدید خورشیدی با اعلام تاریخ انتخابات و تکمیل شدن روند ثبت نام کاندیدان انتخابات پارلمانی و اعلان فهرست ابتدایی آنان، قدم نخست برداشته شده است؛ اما عوامل متعدد و مختلف هنوز این روند مهم سیاسی در کشور را تهدید می‌کنند.

زمزمه‌هایی وجود دارد که گویا انتخابات پارلمانی برگزار شده نمی‌تواند و یا اگر برگزار شود، یکی از جنجالی‌ترین و پرچالش‌ترین انتخابات خواهد بود. شکی نیست در کشورهایی که تمرین دموکراسی را به درستی تکمیل نکرده و ساختارهای سیاست و قدرت هنوز دچار مشکلات زیادی است، انتخابات‌ها نه سالم برگزار شده می‌توانند و نه خالی از جنجال و کش‌وگیر خواهد بود. ولی اینکه اصل برگزاری انتخابات زیر سوال برود، آنگاه است که مشروعیت نظام سیاسی زیر سوال می‌رود و اوضاع سیاسی از حالت نارمل بیرون خواهد رفت.

هرچند مردم افغانستان آنچنان که باید، به دلیل مشکلات متعدد از جمله ناامنی‌های روزافزون، فرصت کافی برای محاسبات سیاسی در اختیار ندارند، ولی این گونه نیز نخواهد بود که حکومت با هر بهانه‌یی تطبیق و برگزاری روندهای مشروعیت‌بخش نظام سیاسی را نیز منتفی بداند.

بنابراین با همه چالش‌هایی که وجود دارند، برگزاری انتخابات؛ حتا دیرتر از موعد اصلی‌اش، برای مردم افغانستان مایۀ دلگرمی سیاسی است و داشتن یک مجلس قانونمند را بهانه‌‌یی برای پذیرفتن مشروعیت نظام سیاسی نیم‌بندشان می‌دانند. در صورتی‌که اصل برگزاری انتخابات دچار مشکل گردد، اعتماد میان مردم و حکومت از میان خواهد رفت و سبب دلسردی گسترده و اعتراض‌های جدی خواهد شد. در چنین وضعی اوضاع سیاسی آشفته می‌نماید و بحران پشت به پشت خواهد رسید.

بحث دوم در انتخابات پیش رو، حضور شماری از قمندانان، رهبرزادگان و تاجرانی است که رفتن به مجلس را مجرایی برای رونق دادن بزنس‌های خود و حفظ دارایی‌های غیرشفاف‌شان در آشفته‌بازار سیاست و اقتصاد افغانستان می‌دانند.

هرچند در این دور، حضور شماری از جوانان که عاری از پیشینه‌های سیاسی ناسالم، نظامی، وابستگی‌های حزبی و مافیایی هستند و اکثرن پیش از این در فعالیت‌های فرهنگی، مدنی و اجتماعی فارغ از معاملات کثیف سیاسی مصروف بوده‌اند، در لیست ابتدایی کمیسیون انتخابات مایه دلگرمی است و باور به آینده سیاسی مملکت را ساخته است؛ ولی در کنار این افراد، حضور وسیع مافیای اقتصادی، سیاسی و نظامی با پس‌زمینه‌های خاکستری و سیاه، مایۀ نگرانی شده‌اند.

از باب مثال در لیست ابتدایی که کمیسیون مستقل انتخابات منتشر ساخته، نام شماری از سهام‌داران بانک‌ها، تاجران زمین و بلندمنزل‌ها، تاجران تیل، صاحبان امتیاز موسسات تحصیلات عالی و … دیده می‌شوند. این افراد پیش از آنکه آگاهی‌یی از کار نمایندگی داشته باشند، برای مردم وعده اعمار مساجد، شفاخانه‌، جاده و ده‌ها وعده‌های رنگین دیگر می‌دهند. آیا مجلس محلی برای تامین تطبیق پروژه‌های ساخت‌وساز است؟ آیا کسانی‌که امروز با این وعده‌ها و مصارف بی‌رویه انتخاباتی از فقر مردم سواستفاده می‌کنند و آرای مردم را می‌خرند، وقتی وارد مجلس شدند، تنها به امتیازهای قانونی مجلس اکتفا خواهند کرد؟

معلوم است که این «بزنس‌من»‌ها، بیش از آنکه به فکر ساختن قانون و افغانستان قانونمند و تحکیم حقوق برابر شهروندی باشند، به فکر تجارت‌های سیاه و خاکستریی هستند که از آدرس نمایندگی مجلس راحت‌تر می‌توانند به آن برسند.

از هم‌‌اکنون شنیده می‌شود که شماری از این سرمایه‌داران و سهام‌داران که حساب‌های مالی‌شان به شدت خاکستری می‌نماید و در اصل قابل تعقیب و پیگرد هستند؛ بزنس‌های جدی و با حجم بلندی را برای رسیدن به کرسی مجلس با برخی از تیکه‌داران سیاسی قومی و سران و اربابان معامله‌گر آغاز کرده‌اند. این وضعیت به شدت برای آینده مجلس نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

وقتی افرادی حاضرند برای یک اعلام حمایت فیسبوکی از برخی از تیکه‌داران قدرت، از آن‌ها هزاران دالر خرج کنند و در جریان کمپین با دالر راه بروند، آینده وکالت آن‌ها نیز از همین اکنون معلوم است.

با این وصف در شرایطی که بحران امنیتی روز به روز شدیدتر می‌شود، بحران‌ سیاسی و اجتماعی دامنۀ گسترده‌تری به‌خود می‌گیرد، حکومت گزینه‌یی جز برگزار کردن انتخابات در پیش ندارد. روی این مبنا در اصل برگزاری انتخابات که نباید هیچ تردید در آن وجود داشته باشد و نگرانی‌هایی هم که از عدم برگزاری انتخابات وجود دارند، باید کمیسیون مستقل انتخابات و حکومت برطرف سازد. در عین زمان یک میکانیزم شفاف را روی دست گیرد، تا مجلس آینده به قرارگاه مافیاهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی مبدل نگردد و از این رهگذر بیش از این منافع و مصالح عامه پامال نشود و خانه ملت برای ملت باقی بماند نه برای مافیا و تاجرانی که اکثرن معلوم نیست سرمایه‌های میلیونی‌شان را از کدام راه شفاف و مشروع به دست آورده‌اند.

امین بهراد

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب من بادم و تو آتش

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



من بادم و تو آتش

نمایش در اندازه اصلی

خداوندِ مولانا رحمت کناد روح بلند شیرزنی را که سال های عمرش را بر سر تحصیل و تدریس عرفان اسلامی- ایرانی نهاد. آنِماری شیمل، زمانی که نوزده سال داشت توانست اولین مدرک دکترایش را بگیرد و زمانی که از دنیا رفت به عبارتی هفده مدرک دکترا داشت و آثارش را به پنج زبان دنیا نوشته بود.

کتاب های بسیارِ وی که حاصل مطالعات خستگی ناپذیر و سفرهای دور و درازش به نقاط مختلف جهان اسلام و کشور ایران و قلمرو زبان فارسی هستند، نشان از علاقه ژرفِ وی به فرهنگ عرفانیِ ایرانی-اسلامی دارند و ایمان خلل ناپذیرِ وی به ارزش و اهمیت کارش. وی هیچ گاه ازدواج نکرد و بچه دار نشد تا همه عمرش راصرف پدید آوردن آثاری کند که برای فرهنگ ما جاودان خواهند ماند. کتاب ها و مقالاتی که راهگشایِ مطالعه فرهنگ اصیل و ریشه دار عرفانی ما هستند. از کوشش های وی در تحصیل علوم عرفانی بسیار گفته اند از جمله این که در شانزده سالگی علاوه بر درس های مدرسه اش مجبور بوده برای شرکت در کلاس های مربوط به علایقش هر هفته سه کتاب را خوانده و به استاد گزارش دهد.

بخش مهمی از کتاب ها و مقالات وی به فارسی ترجمه شده اند و بخشی هنوز نه. کتاب من بادم و تو آتش مجموعه ای از یادداشت های کوتاه این نویسنده در معرفی و تحلیل آثار مولانا البته برای عموم مردم است. کتابی که چندان تخصصی و پیچیده نیست، اما برای بنده که سال هاست مولانا می خوانم حاوی نکات بسیار ارزشمندی بود. در این کتاب شمیل، با استفاده از اشعار و مطالب مثنوی، فیه ما فیه و دیوان شمس سعی می کند بخشی از شخصیت و جهان بینی مولانا را به مخاطب نشان دهد. کتاب با سفر وی به محل زندگی مولانا آغاز شده و نویسنده سعی می کند جغرافیای طبیعی، معماری شهر و بافت انسانی آن را در زمان مولانا تصور کرده و برای مخاطب شرح دهد. در ادامه، زندگی مولانا به صورت روایت های پراکنده ذکر شده و بقیه کتاب به گزارش ساده ای از دیدگاه های این نابغه بزرگ جهان اسلام می پردازد. با خواندن این کتاب مولانا برای خواننده شخصیتی واقعی جلوه می کند که زندگی معمولی و البته بسیار پردردسرتری از مردم عادی داشته اما بخشی از شخصیت و علایق وی، دریچه ای از دنیای دیگری بر وی می گشوده که آثار بزرگش مرهون نگرش از آن دریچه به جهان پیرامونش هستند. همان طور که ذکر شد این کتاب چندان تخصصی و پیچیده نیست و برای کسانی که می خواهند از مولانا جلال الدین رومی که که در سال های اخیر زیاد هم صحبتش به میان بوده چیزی بدانند، عالی است. این کتاب در یازده بخش موضوعی نگارش شده است:

• زیارت رومی

• راه قونیه

• بیان شعری

• یک روز بهاری در قونیه

• گنج نهان: اندیشه های مولانا درباره ی خدا و آفرینش

• دُمِ خر و پَرِ فرشته

• قرآن، پیامبران و اولیاء

• نخودها بر نردبان روحانی

• نماز و دعا: عطیۀ الهی

• تجلّیات عشق

• سماع

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
سعدی شناسی (دفتر هفتم)
کتاب‌شناسی گلستان سعدی
متافیزیک خیال در گلشن راز شبستری

نسخه ها

حجم: ۸ مگابایت

دریافت ها: ۱۰۶۴

تعداد صفحات: ۲۲۴




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ترجمان – دین‌داری بدون باور


راهبان تبتی که بر آیین بودیسم‌اند، در حال اجرای مراسمی دینی. مارس ۲۰۱۵، عکاس: ونگ ژائو.

راهبان تبتی که بر آیین بودیسم‌اند، در حال اجرای مراسمی دینی. مارس ۲۰۱۵، عکاس: ونگ ژائو.

 

کریستوفر کَوانا، ایان — از زمان پیدایش رشته‌های انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی بدین سو، دین برای آن‌ها موضوع جذابی بوده است. چهره‌های بنیان‌گذاری نظیر زیگموند فروید، امیل دورکیم و ماکس وبر همگی کوشیدند دین را تشریح و رده‌بندی کنند و کارکردهای روان‌شناختی و اجتماعی‌اش را کشف کنند. مدت‌ها پیش از ظهور علوم اجتماعی مدرن، فیلسوفانی نظیر گزنفون، لوکریتوس، دیوید هیوم و لودویگ فوئرباخ در باب سرچشمه‌های دین تأمل و تدبر کرده‌اند.

یک قرن از تأسیس علوم اجتماعی می‌گذرد و هنوز علاقه به مطالعۀ دین کم نشده است، البته این مسئله دربارۀ اعتماد به نظریه‌پردازی‌های کلان صادق نیست. امروزه افراد زیادی پیدا نمی‌شوند که تأکید فروید بر پیوند سرچشمه‌های دین با امیال جنسی ادیپی نسبت به مادر را بپذیرند. ممکن است ایدۀ وبر دربارۀ پیوند اخلاقیات کاری پروتستان و سرچشمه‌های سرمایه‌داری همچنان معتبر باشد، اما اکنون به‌حق مقایسه‌های وسیع‌تر او بین دین و فرهنگ جهانِ غرب و شرق را به لحاظ تاریخی نادرست و عمیقاً اروپامحور می‌دانند.

امروزه، با تردید به چنین دعاوی فراگیری دربارۀ دین می‌نگرند و در عوض نوعی نسبی‌گراییِ محدود رایج شده است. البته، اخیراً نیز یک رویکرد تجربی به مطالعۀ دین -موسوم به علم شناختی دین۱– با طرح تبیین‌هایی دربارۀ باورها و اعمال دینی که متأثر از نظریه‌های تکامل و ازاین‌رو مستلزم فرایندهایی شناختی است که گمان می‌رود در میان انسان‌ها شایع یا حتی جهان‌شمول باشد، دوباره دست به نظریه‌پردازی کلان زده است.

این رویکرد، نظیر اسلاف ویکتوریایی خود، امکان کشف مشترکات جهان‌شمول را در میان تنوعِ بسیار در مفاهیم، باورها و اعمال دینی در گسترۀ تاریخ و فرهنگ میسر می‌داند. اما برخلاف تلاش‌های گذشته، پژوهشگران جدید عمدتاً از هر نوع تلاش جهت طرحِ تبیینی تک‌علّتی برای دین اجتناب می‌کنند و معتقدند چنین تلاشی همان اندازه بی‌معناست که بکوشیم برای هنر یا علم تبیینی واحد ارائه دهیم. این مقوله‌ها چنان وسعتی دارند که چنین تحلیل‌هایی حق مطلب را ادا نخواهند کرد. در عوض، همان‌گونه که هاروی وایت‌هوس انسان‌شناس شناختیِ دانشگاه هاروارد می‌گوید، دین‌پژوهیِ علمی باید از «تجزیۀ» مفهوم دین آغاز و این مقوله را به مشخصات خاصی تقسیم کند که بتوان به صورت منفرد آن‌ها را کاوید و تبیین نمود، نظیر باور به خدایان والای اخلاقی یا مشارکت در مناسک جمعی.

به اعتقاد منتقدان علم شناختی دین، این رویکردْ اشتباهِ نظریه‌پردازان کلان را، البته در ظاهری شیک و تئوریک، تکرار می‌کند. اتهامِ وارده به این پژوهشگران این است که مفهوم دین را به رویکردی جهان‌شمول و قوم‌مدارانه تقلیل داده‌اند که قادر به پذیرش تنوع فرهنگی جهان واقعی نیست. طُرفه اینکه اکنون محققان رشتۀ «مطالعات ادیان» دربارۀ مفیدبودن اصطلاح «دین» بیشترین تردیدها را دارند. به اعتقاد آن‌ها، این اصطلاح به نحو لاینفکی غربی است و ازین‌رو آغشته به فرضیات مرتبط با نهادهای دینی ابراهیمی که در غرب مسلط است. برای نمونه، راسل مکاچن محقق مطالعات دینی در دانشگاه آلاباما در کتاب ساختن دین۲ مدعی می‌شود محققانی که به دین به‌مثابه مقوله‌ای طبیعی می‌نگرند، تحلیل‌هایی ارائه داده‌اند که «غیرتاریخی،

تقریباً ۷۲ درصد جمعیت ژاپن از پیروان آیین شینتو هستند و ۶۸ درصد از آن‌ها پیروان آیین بودا. گرچه مجموع این دو رقم از ۱۰۰ درصد بالاتر می‌شود، این رقم اشتباه محاسباتی نیست

غیرسیاسی [و] شیءواره است».

نکات درست زیادی در این نقدها وجود دارد. باید به تمایل محققان اروپایی و امریکای شمالی به پیوند دین با قبول باورهایی اعترافی، مشارکت مستمر در تشریفات دینی، نهادهای سلسله‌مراتبی و عضویت انحصاری اشاره نمود. همۀ این موارد مشخصات سنت‌های ابراهیمی هستند، و هیچ یک از آن‌ها ذاتی باور و عمل دینی در سراسر جهان به شمار نمی‌روند.

برای توضیح محدودیت‌های مفاهیم غالب غربی دربارۀ دین، باید دین را در بستری غیرغربی بررسی کرد، مثلاً در ژاپن که ۴ سال اخیر را در آنجا بوده‌ام و درباب مناسک و پیوندهای جمعی پژوهش کرده‌ام. اکثریت وسیعی از جمعیت ژاپن اقرار می‌کنند که باورهای دینی محکمی ندارند، و تعداد کمی هستند که به طور مستمر در تشریفات دینی شرکت می‌کنند. باوجوداین، بسیاری از مردم مسرورانه در رویدادها و مراسم‌هایی که سنت‌های دینی مختلف تدارک می‌بینند، شرکت می‌کنند. به‌علاوه، بسیاری از ژاپنی‌ها معتقدند تصمیم‌گیری به ازدواج مطابق رسومات آیین شینتو یا مسیحیت مبتنی بر باورهایی دینی نیست، بلکه عروس خواسته است یک کیمونوی سنتی بپوشد یا یک لباس‌عروس سفید (ازدواج خود من در ژاپن شامل هر دو مورد بود).

آیا ژاپن، همان‌گونه که پیمایش‌های بسیار نشان می‌دهند و برخی محققان مدعی می‌شوند، جامعه‌ای غیردینی است؟ یا باید فرضیاتمان دربارۀ مؤلفه‌های دین را وسعت ببخشیم؟

در شهر کوچک کیکونای در شمال ژاپن، به‌هنگام بارش برف مردم در صحن یک زیارتگاه شینتویی گرد هم می‌آیند. آن‌ها در ورودی ساختمان زیارتگاه که به نحوی شاعرانه در کنار کوهی آرمیده است، جمع می‌شوند. چیزی نمی‌گذرد که چهار جوان با سیمایی سرد و بی‌عاطفه می‌آیند و دست به سینه می‌ایستند. گرچه سرد است، آن‌ها تمام البسۀ خود را، جز کمربندی به رنگ سفید روشن و کلاهی نازک، بیرون می‌آورند. جوان‌ها بر پارچه‌هایی لول‌شده گاز می‌زنند تا صدای دندان‌هایشان نیاید. پس از اندکی صبر، چهار جوان از پله‌های سنگی زیارتگاه پایین می‌آیند و روی سکویی از حصیر بالا می‌روند. هر کدامشان به جماعت نگاه می‌کند، زانو می‌زند و ارشد گروه آب یخ‌زده را روی پشت برهنه‌شان می‌ریزد.

این فرایند سه بار تکرار می‌شود، و در دور پایانی آب را به‌آرامی روی سرشان می‌ریزند. پس از اتمام این کار، آن‌ها دوباره به ساختمان زیارتگاه می‌روند، درحالی‌که بخار از پشت سرخ‌شده‌شان برمی‌خیزد. اما این پایان کار نیست: آن‌ها دو ساعت بعد، برمی‌گردند تا کل این آزمون سخت را تکرار کنند و این الگو را هر چند ساعت یک بار به مدت دو روز انجام می‌دهند. همچنین، هر یک از انجام‌دهندگان سوگند خورده است این آیین دوروزه را برای چهار سال متوالی انجام دهد، عهدی که در عمر ۱۵۰ سالۀ این رویداد کسی آن را نشکسته است.

این شاهکار ایستادگیْ بخشی از یک مناسک تطهیر با آب شینتویی موسوم به «میزوگی» است و آیین محورین یک عید محلی عامیانه در کیکونای محسوب می‌شود. این رویداد خاص به‌خاطر سخت‌گیری آیین مناسکی آن نامتعارف است، اما در اکثر جوانب دیگر کاملاً شبیه دیگر جشن‌هایی (موسوم به ماتسوری) است که در سراسر ژاپن دیده می‌شود. ممکن است ماتسوری‌های مشهور شهرهای بزرگ میلیون‌ها تماشاگر داشته باشد؛ این مراسم‌های محلی از مهم‌ترین روایدادهای جمعی سالانه در روستاهای دوردست است.

این ماتسوری‌ها صرفاً رویدادهایی جمعی و فرهنگی هستند یا مشخصاً دینی به شمار می‌آیند؟ چنین تفسیری مبتنی بر ایجاد مرزی مصنوعی بین فرهنگ و دین است، و نیز بسیاری از واقعیت‌های ناسازگار را نادیده می‌گیرد. بیشتر ماتسوری‌هایی که در زیارتگاه و معابد انجام می‌شوند را دین‌یاران۳ و داوطلبان عضو انجام می‌دهند. ماتسوری‌ها شامل نمادگرایی دینی و نیایش‌هایی مخلصانه می‌شوند و بر مفاهیمی الاهیاتی یا متافیزیکی نظیر تطهیر استوارند. در ژاپن مناسکِ کاملاً سکولار نیز وجود دارد، نظیر مراسم رقص یوساکوی سوران که در آن تیم‌های حاضر با اجرای رقص‌هایی طراحی‌شده باهم مسابقه می‌دهند و این امر دینی‌بودنِ میزوگی ماتسوری

در ژاپن کثرت‌گرایی دینی تحمل نمی‌شود، بلکه مشخصه‌ای بنیادین از محیط دینی آنجاست

و مراسم مشابه با آن‌ها را برجسته‌تر می‌کند. بنابراین، اگر چنین مناسکِ شدیداً دینی‌ای بخشی از بافت فرهنگی ژاپن باشد، به چه معنا می‌توان مدعی شد که ژاپن کشوری غیردینی است؟

آیین شینتو (دینی بومی مبتنی بر الوهیت‌ها و ارواحی موسوم به کامی) و آیین بودا (که حدود ۱۵۰۰ سال پیش از کره و چین به ژاپن آمد) دو سنت دینی غالب ژاپن‌اند. هر دو سنت مذکور ماتسوری دارند، چرا که بیشتر آیین‌ها با زیارتگاه و معابدی خاص عجین شده‌اند و زمانشان با اعیاد دینی، نظیر اوبُن (یک مراسم بودایی در بزرگ‌داشت نیاکان) و شوگاتسو (جشن‌های سال نو)، هماهنگ شده است. باوجوداین، این سخن درستی است که تعداد کمی از شرکت‌کنندگان ماتسوری به جزییات اعتقادی این مراسم، از جمله الوهیت‌های خاصی که یک رویداد بدو اختصاص دارد، آگاهند. با وجود عمومیت مناسک دینی و فراوانیِ زیارتگاه‌های شینتویی و معابد بودایی در سراسر ژاپن، آیا همچنان درست است که بگوییم ژاپن کشور سکولاری است که علایق دینی ناچیزی دارد؟

ظاهراً پیمایش‌های بزرگ‌مقیاس بینافرهنگی مؤید این دیدگاه هستند. برای مثال، در بازۀ ۲۰۱۰ ـ ۲۰۱۴ که پیمایش «ارزش‌های جهانی»۴ در ۶۱ کشور انجام شد، ۸۷.۱ درصد پاسخ‌دهندگان ژاپنی گفتند که «عضو» کلیسا یا سازمانی دینی «نیستند»، و تنها ۲۰.۹ درصد از آن‌ها، جدای از حضورشان در تشریفات دینی، خود را «دیندار» معرفی کردند. نتایج این پیمایش‌ها نشان داد که ژاپن پس از چین و هنگ‌کنگ دومین کشور بی‌دینِ دنیاست.

نتیجۀ این پیمایش نتیجه‌ای استثنایی نیست. الگوهایی مشابه در دیگر پیمایش‌ها نیز تکرار شده است. برای مثال، پیمایش پایان سال وین‌گالوپ۵ در ۲۰۱۴ نشان داد که تنها ۱۳ درصد پاسخ‌دهندگان ژاپنی خود را دین‌دار می‌دانستند، و پیمایش آنلاینی که پارسال بین بیش از هزار پاسخ‌دهندۀ ژاپنی انجام دادم نیز نشان داد که فقط ۱۰درصد از آن‌ها خود را دین‌دار می‌دانستند. ظاهراً نتیجه‌گیری‌های مذکور تأییدی محکم بر این دعاوی است که ژاپن کشوری غیردینی است. باوجوداین، واقعیت پیچیده‌تر از این است.

برخلاف ارقامی که اکنون گفته شد، تازه‌ترین آمار رسمی «سالنامۀ آمار» حکومت ژاپن نشان می‌دهد که تعداد «سازمان‌های دینی» ثبت‌شده در ژاپن بسیار زیاد است، از جمله ۸۱۰۹۷ زیارتگاه شینتویی و ۷۵۹۲۲ معبد بودایی. همچنین، این ارقام نشان می‌دهند که تقریباً ۷۲ درصد جمعیت ژاپن از پیروان آیین شینتو هستند و ۶۸ درصد از آن‌ها پیروان آیین بودا. گرچه مجموع این دو رقم از ۱۰۰ درصد بالاتر می‌شود، این رقم اشتباه محاسباتی نیست. ارقام نشان می‌دهند که در ژاپن وابستگی دینی یک امر انحصاری نیست. بسیاری از ژاپنی‌ها هر دو دین را دارند: گاهی شینتویی هستند و گاهی بودایی. ژاپنی‌ها بسیار التقاطی‌اند و عناصر هر یک از این سنت‌ها را با یکدیگر ترکیب و تلفیق می‌کنند.

ایان ریدر، جامعه‌شناس و استاد بازنشستۀ دانشگاه منچستر، چند دهه دربارۀ دین در ژاپن پژوهش کرده است. به گفتۀ او، هم‌زیستی بلندمدت آیین شینتو و آیین بودا به نوعی «تقسیم کار» مکمل در میان این سنت‌های دینی انجامیده است. در آغاز زندگی و جشن فصلی، جشن‌های شینتویی بسیار رایج است. دغدغۀ نخستین آیین بودا مرگ و شعائر نیاکان است. در این میان، مسیحیت که در ژاپن تنها یک تا دو درصد پیرو دارد، با مراسم ازدواج عجین شده است. در نتیجه، برای یک ژاپنی کاملاً عادی است که به‌عنوان نوجوان به زیارتگاه شینتویی برده و در آنجا برایش دعای خیر کنند، ولی بعد مطابق تشریفات مسیحی ازدواج کند و نهایتاً مراسم خاکسپاری او بودایی باشد. در ژاپن کثرت‌گرایی دینی تحمل نمی‌شود، بلکه مشخصه‌ای بنیادین از محیط دینی آنجاست.

در محیط دینی ژاپن، عمل بر باور رحجان دارد

چگونه می‌توان موقعیت به‌ظاهر متناقض جامعه‌ای را فهمید که اعتراف می‌کند غیردینی است و هم‌زمان ظاهراً حامی وفور نهادهایی دینی است که هر سال هزارها ماتسوری را جشن می‌گیرد؟ چگونه می‌توان رفتار مردمانی را فهمید که هم خود را غیردینی می‌دانند و هم بودایی و هم شینتویی قلمداد می‌شوند؟

نخست اینکه تناقض آمارها کمتر از چیزی است که به نظر می‌رسد. ارقام رسمی مبتنی بر تخمین‌هایی است که معابد و زیارتگاه‌های مختلف از تعداد پیروان خود دارند، و ازاین‌رو ربطی به باورهای شخصی یا تشخیص هویت فرد ندارد (و احتمالاً بزرگ‌نمایی شده است). به‌علاوه، چون سنت‌های دینی اصلی ژاپن خواستار حضور مستمر اعضا در تشریفات دینی نیستند، وابستگی بیشتر امری است مربوط به سیستم‌های قدیمی ثبت‌نام اجباری یا تشریفات خاکسپاری. همچنین، بسیاری معتقدند در ژاپن ایدۀ تأیید عضویت شخصی در یک دین دلالت‌هایی منفی دارد که با نودینی ناخواسته و فرقه‌گرایی‌های متعصبانه همراه است، نظیر حملۀ فرقۀ هزاره‌گرای اوم شینریکیو۶ به متروی توکیو با گاز سارین در ۱۹۹۵ که خاطرۀ آن هنوز در اذهان عموم مانده است.

بنابراین، نباید در شاخص‌های دین، بر عضویت دینی، بیش از حد، تمرکز کنیم. برای نمونه، گرچه مطابق پیمایش ارزش‌های جهانی تنها ۱۱.۸ درصد پاسخ‌دهندگان ژاپنی خود را عضو یک دین معرفی کردند، ۴۰.۸ درصد از همان پاسخ‌دهندگان گفتند به خدا(یان) اعتقاد دارند. به همین نحو، در تحقیقی که پارسال انجام دادم نیز ۴۳.۵ درصد معتقد بودند «قلمرویی روحانی فراسوی دنیای مادی» وجود دارد، ۳۰.۲ درصد گفتند «موجودات روحانی (نظیر فرشتگان و شیاطین) وجود دارند» و ۳۶.۵ درصد اظهار داشتند «نوعی حیات پس از مرگ وجود دارد». این نتایج نشان می‌دهند که در ژاپن تعلقات دینیِ مختلفی غیر از اعتقاد به باورهای فراطبیعی وجود دارد و اینکه آمارهای رسمیِ مربوط به عضویت دینی، باورهای شخصی را لحاظ نکرده است.

اما این تفسیر نیز اشتباه است که بگوییم این یافته‌ها نشان می‌دهند ژاپن کشوری است که در آن باورهای راسخ دینی فرد برای اعمال دینی ضروری است. برخلاف ایالات متحده که ۴۸.۸ درصد مردم گفته‌اند باور به خدا در زندگی‌شان بسیار اهمیت دارد، تنها ۶.۱ درصد از ژاپنی‌ها این گزینه را انتخاب کردند. به نظرم داشتن باورهای راسخْ مشخصۀ ذاتی دین در ژاپن نیست. فهم درست این است که باورها مشخصۀ ادیان توحیدی خاصی هستند که در غرب غالب شده‌اند. در بسیاری از جوامع، باورهای فراطبیعی را نه اعتقاداتی ضروری بلکه حقایقی بدیهی می‌دانند یا، در مورد ژاپن، به اعمال توجه کمتری به آن دارند. تأیید باورهایی راسخ جزئی لازم از دین نیست.

پس از اتمام مراسم میزوگی در کیکونای، من و تیم پژوهشی‌ام در شامِ جشن با آن چهار جوان ملاقات کردیم و از تجاربشان پرسیدیم. آن‌ها مشارکتشان را نه در قالب باورها یا اخلاص دینی، بلکه نوعی احترام به سنت‌ها، پیوندها و الزامات اجتماعی و فواید محتمل آن برای جامعه تعریف کردند. به همین نحو، وقتی از نقش بالقوۀ این مناسک به‌عنوان یک آیین گذار (اجراکنندگان باید مجرد باشند) محلی پرسیدم، هیچ یک از آن‌ها این نکته را مهم ندانستند. یکی از آن‌ها که برای کار به توکیو آمده بود، به شوخی گفت: احتمالاً مشارکت من زنان توکیو را مجذوب نکرده است.

اختلاف بین اعمال دینی رایج در ژاپن و دیدگاه‌های باورمحور دربارۀ دین وقتی دوباره تأیید شد که یکی از اساتید برجستۀ روان‌شناسی ایالات متحده که به طور گذرا از محل کارم بازدید می‌کرد، هم‌زیستی خانگی

دین مقوله‌ای از فعالیت‌هایی بشری نیست که همیشه و همه‌جا تمایز روشنی با دیگر ساحت‌های حیات بشری داشته باشد

محراب‌های بودایی و شینتویی را مشاهده کرد. در ژاپن، بیشتر خانواده‌های سنتی در منزل محرابی بودایی برای بزرگ‌داشت بستگان مرده (بوتسودان) و محرابی شینتویی موسوم به تاقچۀ خدا (کامی دانا) برای کسب برکت دارند. این عمل کثرت‌گرایانه برای ژاپنی‌ها معمولاً امری عادی تلقی می‌شود، اما شاید تعجب پیروان ادیانی که پس‌زمینه‌هایی انحصارگرایانه‌تر دارند را برانگیزد. وقتی این استاد آمریکایی با این کار آشنا شد، به همکاری ژاپنی رو کرد و پرسید که آیا او نیز در خانۀ خود دو محراب دارد؟ او پاسخ داد: در خانۀ خانوادگی‌اش، بله. این استاد با تعجب پرسید به کدام یک از آن‌ها واقعاً باور دارد یا اصلاً باور دارد؟ همکار ژاپنی‌ام سردرگم شد و گفت: «هیچ کدام»، و بعد توضیح داد: «… یا شایدم هر دو!». او گفت تاکنون واقعاً در این باره چندان فکر نکرده است که آیا به محراب‌ها اعتقاد دارد یا نه.

در محیط دینی ژاپن، عمل بر باور رحجان دارد. این نظر با دیدگاه‌هایی دربارۀ ژاپنی‌ها سازگارست که در کتاب دینی در مقام عمل۷ نوشتۀ ریدر و جورج تانابه اظهار می‌شود؛ تانابه از پژوهشگران برجستۀ دین ژاپنی است. تز محوری آن‌ها این است که دین ژاپنی اساساً دربارۀ تأیید باورها یا سنت‌هایی خاص جهت نیل به رستگاری در حیات بعدی نیست، بلکه بر محور کسب فوایدی عملی در این جهان (گنزه ریاکو) از طریق اجرای فعالیت‌هایی مختلف است، نظیر بازدید از زیارتگاه‌ها و معابد، خریدن طلسم‌ها و افسون‌ها و خواندن ادعیه.

اعمالی که ادعا می‌شود شفا می‌دهند، شانس یا دیگر خیرها را با خود می‌آورند، تقریباً در تمام نظام‌های دینی رایج‌اند، اما ریدر و تانابه معتقدند که در ژاپن این اعمال صرفاً جوانب فرعی دین نیستند، بلکه «در کانون جهان دینی ژاپنی قرار دارند»؛ این اعمال بیانگر «دین مشترک ژاپن» هستند. این تشریفات دنیایی به لحاظ اعتقادی و نهادی نیز تأیید می‌شوند، با معابد و زیارتگاه‌هایی که تبلیغاتشان مبتنی بر فواید مختلفی است که اعمال می‌توانند ایجاد کنند. معابد و زیارتگاه‌هایی وجود دارند که تقریباً تمام امیال قابل‌تصور را ارضا می‌کنند، از جمله بهبود موفقیت در مساعی عاطفی، گذراندن امتحان‌ها و اهداف ملال‌آورتری نظیر شفای بواسیر یا حفظ بهداشت دهانی خوب.

این امر ممکن است گاه باعث تنش شود، وقتی اعمال دنیایی رایج با پیام‌های اعتقادی رسمی مبتنی بر انکار دنیا متضاد به نظر می‌رسند، اما با چنین ابهامی وسیعاً مدارا می‌شود. برای نمونه، رواج اخیر ازدواج در میان دین‌یاران شینتویی و بودایی در ژاپن را در نظر بگیرید. برخلاف این تصور رایج غربی که دین ژاپنی دین راهبان زاهدی است که در کوهستان‌ها در حال مراقبه‌اند، تالارهای مراقبه در بیشتر معابد و زیارتگاه دیده نمی‌شود. در عوض، دین‌یاران مشغول تدارک تشریفات دینی مختلف جهت کسب دستمزد هستند. به‌علاوه، ماهیت بالقوه پرمنفعت مراسم خاکسپاری بودایی باعث ایجاد این ظن کلی در ژاپن شده است که بسیاری از دین‌یاران بودایی بیش از اندازه دلمشغول ثروت‌اندوزی شخصی شده‌اند.

البته، ترکیب دغدغه‌های دنیایی با دین مختص ژاپن نیست. اما بحث مذکور چندین تفاوت روشن بین دین در ژاپن و مناسباتِ نوعیِ برگرفته از سنت‌های توحیدی غربی را نشان می‌دهد. آیا آنچه در ژاپن هست را می‌توان با واژۀ دین توصیف کرد؟ بله می‌توان، اما با یک شرط مهم: برای اینکه مفهوم دین مقولۀ بینافرهنگی مفیدی بماند، باید آن را از پیش‌فرض‌های سنت‌های ابراهیمی جدا کرد و فهمید، تا به گسترۀ مفاهیم و سنت‌هایی اشاره داشته باشد که حول باورهایی فراطبیعی و اعمالی نظیر مناسک و مراسم می‌گردد.

برخی با این دیدگاه مخالف‌اند، نظیر جیسون آنندا جوزفسون محقق مطالعات دینی در ویلیامز کالج در ماساچوست که با ایمیل برایم توضیح داد: «واژۀ ’دین‘، فارغ

نظریه‌های کلان گذشته ناکام ماندند، زیرا دین را پدیده‌ای یکپارچه می‌دانستند که در گذر زمان به طور خطی پیشرفت می‌کند

از ظاهر آن، اساساً اصطلاحی اروپامحور است با این کارکرد همیشگی که شباهتی مفروض با مسیحیت اروپایی را شرح دهد». جوزفسون این چشم‌انداز را در کتاب مشهور اختراع دین در ژاپن۸ مفصلاً توضیح می‌دهد؛ این کتاب به‌تفصیل به مذاکرات مختلف و منازعات سیاسی مرتبط با تصمیم‌گیری در باب ماهیت دین در ژاپنِ عصر میجی می‌پردازد. او تأکید دارد که ترجمۀ امروزی «دین» به زبان ژاپنی –شوکیو- در عصر میجی وضع شده است و «ماهیت اموری که ذیلش هستند و اموری که خارج از دلالت‌های عضویت [در یک دین] قرار دارند را تغییر می‌دهد». او نیز نشان می‌دهد که مشکل بزرگش با اصطلاح «دین» این است که «این اصطلاح معانی ناسازگار بسیاری در خود دارد».

وقتی این نکات را در بحثی با ایان ریدر مطرح کردم، گفت گرچه اثر جوزفسون را تحسین می‌کند، قویاً با این نظر او مخالف است که باید «در قرن بیست‌ویکم اصطلاحی که، به‌خاطر منشأ احتمالی آن در اواسط قرن نوزدهم، یک مجموعه معانی را در آن بستر بسط داده است، کنار بگذاریم». همچنین، ریدر توضیح داد که در ژاپن «سنت فکری و سیاسی‌ای وجود دارد که برای مفهوم ’دین‘ شأن یک مؤلفه را قائل می‌شود… و همین مسئله به‌روشنی نشان می‌دهد که این مفهوم ساختاری غربی نیست که نیروهایی استعمارگر آن را مستبدانه تحمیل کرده‌اند». همچنین، ریدر گفت گرچه ممکن است این اصطلاح مبهم باشد، هنوز معتقد است این مفهوم می‌تواند «چارچوبی معتبر برای بحث و تفسیر محققان باشد و آن‌ها را قادر می‌سازد… با محققانی وارد گفت‌وگو شوند که در دیگر جاها در باب موضوعات مشابهی مطالعه می‌کنند». این نکات با تجارب من به‌عنوان انسان‌شناسی شناختی که بر روی پروژه‌های بزرگ میان‌رشته‌ای و بینافرهنگی کار می‌کنم، سازگار است. این پروژه‌ها تنها زمانی ممکن خواهند بود که از مجموعه اصطلاحات مشترکی، شامل تعریفی از دین با درجات معنایی مختلف، استفاده کنیم.

دین مقوله‌ای از فعالیت‌هایی بشری نیست که همیشه و همه‌جا تمایز روشنی با دیگر ساحت‌های حیات بشری داشته باشد. این گفته نیز درست است که آنچه «دین» می‌خوانیم، در زمان‌ها و مکان‌های مختلف متفاوت خواهد بود. اما این واقعیت باعث نمی‌شود که اصطلاح دین انسجام معنایی نداشته باشد، یا چنین نیست که باید معنای مدرن این اصطلاح را به معانی گذشته الحاق کرد.

نظریه‌های کلان گذشته ناکام ماندند، زیرا دین را پدیده‌ای یکپارچه می‌دانستند که در گذر زمان به طور خطی پیشرفت می‌کند. لازم نیست که رویکردهای مدرن این فرضیات را تأیید کنند. در عوض، مثلاً در تعاریفی از دین که اخیراً در حوزۀ علم شناختی دین مقبول شده است، می‌توان گفت دین به یک چیز واحد اشاره ندارد، بلکه معطوف به خانواده‌ای از مفاهیم مرتبط است که برای شناسایی یک حوزۀ پژوهشی معنادار و مشخص استفاده می‌شود. اگر قرار است اصطلاح دین را به‌خاطر ابهام ذاتی آن کنار بگذاریم، باید دیگر اصطلاحات را نیز به همین دلیل کنار نهاد، نظیر اصطلاح سیاست یا پادشاهی. سرانجام، باید از این جزییات دانشگاهی فاصله گرفت و به این بازگشت که با استفاده از ابزارهای تحلیلی ذاتاً ناکامل خود چه چیزهایی در جهان را می‌توانیم بفهمیم.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۶، با عنوان «Religion without belief» در وب‌سایت ایان منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۷ آن را با عنوان «دین‌داری بدون باور» منتشر کرده است.
•• کریستوفر کَوانا (Christopher Kavanagh) پژوهشگر مقطع پسادکترای انسان‌شناسی شناختی در دانشگاه آکسفورد است و اکنون در ژاپن زندگی می‌کند. ادیان آسیای شرقی، رفتار مناسکی و تأثیر غم‌های جمعی بر پیوند و اتحاد مردم از علایق پژوهشی اوست.
[۱] cognitive science of religion (CSR)
[۲] Manufacturing Religion
[۳] priest
[۴] World Values survey
[۵] WinGallup’s End of Year survey
[۶] Aum Shinrikyo
[۷] Practically Religious
[۸] The Invention of Religion in Japan

مشاهده ادامه مطلب

قدرت فائقه شاه | دلسوخته

فروردین ۱۳۵۴. اسدلله علم، وزیر دربار و دوست نزدیک شاه، در یادداشت‌های خصوصی خود از اعتراض شاه به مطلب منتشر شده در یک روزنامه خبر می‌دهد.

محمدرضا شاه از علم می‌خواهد که به مطبوعات که در حال گمانه‌زنی در مورد حزب تازه تأسیس رستاخیز و ساختار قدرت در ایران بودند تفهیم کند که قدرت اجرایی کشور در انحصار اوست.

شاه با وجود انتقاداتی که پیشتر از نظام‌های تک‌حزبی مطرح کرده بود، در اواخر حکومت خود تصمیم گرفت یک حزب واحد به طور رسمی ساختار قدرت در ایران را در انحصار بگیرد. قرار بود این حزب بدنه‌ای سازماندهی شده از هواداران در اختیار شاه بگذارد اما با گسترش اعتراضات در سال ۱۳۵۷ عملا دود شد و به هوا رفت.

 

مشاهده ادامه مطلب

برخورد با زورمندان؛ جدی اما یک‌سان

پس از آنکه «نظام‌الدین قیصاری» یک قمندان خیزش‌های مردمی در لایت فاریاب و نماینده جنرال دوستم معاون مخلوع اول ریاست جمهوری از سوی قول اردوی شاهین در فاریاب بازداشت شده به کابل انتقال داده شد، هزاران تن از باشندگان ولایت فاریاب و از طرف‌داران حزب جنبش ملی تظاهرات نموده و حکومت را به تصرف تاسیسات دولتی در صورت آزاد نساختن قیصاری تهدید کردند.

وزارت دفاع کشور دلیل بازداشت قیصاری را نافرمانی و تهدید به کشتن هیات نظامی قول اردوی شاهین از سوی او گفته است. اما در عین زمان تظاهرات مردمی همچنان ادامه دارد و خواهان آزادی قیصاری هستند. در همین حال «ایتلاف نجات افغانستان» به رهبری جنرال دوستم، عطامحمد نور و محمد محقق، خواهان آزادی فوری قیصاری شده و حکومت را به تحریم انتخابات و مسوولیت مشکلات امنیتی که به وجود خواهد آمد تهدید کرده است.

دست‌گیری آقای قیصاری در شبکه‌های مجازی نیز به‌طور گسترده‌یی پیچید و چند روز است که به‌عنوان یک بحث داغ در فضای مجازی در گردش است.

از این طرف وزارت دفاع ملی نیز به موضع خود محکم است و بر محاکمه قیصاری پافشاری دارد. نفس برداشتن خورده‌قدرت‌های موازی از سر راه برنامه‌های حکومت مرکزی، کار در خور انتظار مردم است و نیاز مبرم بر این کار احساس می‌شود که این دست‌وپاگیری‌ها باید از جلو برنامه‌های حکومت مرکزی برداشته شوند.

اما از طرف دیگر انتقاد مردم این است که حکومت به بهانۀ اصلاحات و کوتاه کردن دست‌های مخل امنیت، در پی اعمال تبعیض و تعصب در برابر سایر اقوام می‌باشد. مردم فاریاب نیز دلیل اعتراض خود را یک‌طرفه قضاوت کردن حکومت و اعمال تبعیض قلمداد می‌کنند.

همچنان در قضیه محاکمه آقای عبدالرزاق وحیدی؛ وزیر پیشین مخابرات کشور نیز که در فضای مجازی به شکل گسترده بازتاب داده شد، برچسب‌های تبعیض و تمیز به سیستم عدلی و قضایی زده شد و خواهان بررسی یک‌سان و بدون رنگ و تمیز همه کسانی شدند که دست‌های‌شان آلوده به فسادند.

با این وصف تمرکزگرایی و زدودن خورده‌قدرت‌های موازی در برابر برنامه‌های حکومت و رسیدگی به قضایای فسادآلود، از ضروریات اساسی اصلاحات و رفتن به سوی رفاه و مصالح عامه است، اما حکومت برای اینکه بتواند به هر دو برنامه خود به خوبی دست یابد، می‌بایست بدون ملاحظات قومی، سمتی، زبانی و تمایلات سیاسی، فسادپیشگان را محاکمه و قدرت‌های موازی با حکومت را ریشه‌کن سازد.

عدالت؛ محور برنامه‌های مردم‌مدار و نظام‌های سیاسی دموکراتیک است و بدون تامین عدالت نه تطبیق برنامه‌های سیاسی ممکن است و نه تطبیق برنامه‌های اجتماعی. آنچه امروز در پیوند به محاکمه وحیدی و بازداشت قیصاری موجب تحریک مردم می‌شود، این است که برچسب‌های تبعیض و تعصب به این دو قضیه وارد می‌گردد. در غیر این و تطبیق رفتار یک‌سان از سوی حکومت در قبال فسادپیشگان و زورمندان، به صراحت می‌توان مدعی شد که مردم در محاکمه افراد مفسد و کوتاه کردن دست‌های قدرت‌های محلی غیر قانونی، خوشحال می‌شوند و حکومت را حمایت نیز می‌کنند.

از جانبی هم نگرانی‌های مردم قابل درک است، دزدهای با پشتاره به‌جای اینکه به محاکمه عادلانه کشانده شوند، به وزارت‌های کلیدی و سفارت‌های مهم کرسی داده می‌شوند. قلدوری‌های خیلی دیگر در مجلس به همه آشکار است و قلدوری‌های برخی از جنرالان ماشینی که در چند سال اخیر به قدرت غیر کنترول مبدل شده‌اند نیز را هرگز چشم حکومت نمی‌بیند، ولی نباید اظهارات یک قمندان محلی کوچک که رهبری یک مشت خیزش مردمی را به عهده دارد و در تامین امنیت کمک می‌کند و برای حکومت مرکزی هیچ خطری نیز از چنین آدرس‌های محتمل نیست، این همه جدی گرفت.

راه حل اساسی این است که حکومت میکانیزمی را تعریف کند که هیچ مفسدی به هیچ دلیلی از چنگ قانون برائت به‌دست آورده نتواند و هیچ زورگویی بهانه‌یی برای موج‌سازی مردمی برای ابقای قلدوری‌هایش در دست نداشته باشد. در غیر این صورت تلاش‌های حکومت مرکزی و نهاد‌های مسوول نه تنها نتیجه مطلوب به دست نمی‌دهند که سبب بحران و قدرت‌مند شدن مفسدان و قلدوران نیز می‌شود.

سرمقاله

مشاهده ادامه مطلب

مکتب خانه


نمایش مشخصات الکس رفیعی

مکتب خانه
این مکتب و آن مکتب
این مطلب وآن مطلب
آن دوره نبود مدرسه هرجا
تا درس بخوانیم
یا خانم باجی دست به کاربود
یا جناب آخوند، مدیر ما بود
*
چوب و فلک و سیلی و اِردنگ
هر روز یه جور و رنگ

شاعر:الکس رفیعی

مشاهده ادامه مطلب

آزمایش بکارت در افغانستان ممنوع می‌شود

سیاست‌های تازه در افغانستان، آزمایش بکارت را در کلیه مراکز بهداشتی و درمانی رسما ممنوع می‌کند.

سازمان بهداشت جهانی آزمایش بکارت را به دلیل بی‌اعتباری، غیرعلمی و تبعیض‌آمیز بودن محکوم کرده است.

با وجود این که پیشتر دولت افغانستان وعده داده بود که این آزمایش‌ را ممنوع می‌کند، موارد زیادی از انجام آزمایش گزارش شده است.

مشاهده ادامه مطلب

چگونه در مورد مسایل جنسی با کودکم حرف بزنم؟

پدر و مادر خیلی بیشتر از آنچه فکرش را بکنند بر نگرش کودکان در مورد مسایل جنسی تاثیرگذارند. این یک باور اشتباه است که می‌گویند نوجوان‌ها دوست ندارند در مورد جنس مخالف و … با پدر و مادر خود صحبت کنند.

محققان می‌گویند بیشتر نوجوان‌ها در مورد چگونگی برقراری روابط عاشقانۀ سالم، اضطراب دارند و پریشانند.

حتی بدتر؛ محققان دریافته‌اند آزار جنسی و تنفر از جنس مخالف (مخصوصن از جنس زن) در میان جوانان گسترده بوده و آمار تجاوز جنسی بسیار بالاست.

به گفتۀ روانشناسان و پژوهشگران والدین باید گفتگوهای عمیق‌تر و صمیمانه‌تری در مورد عشق و مسایل جنسی با فرزندان خود داشته باشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد نوجوانان پذیرای این گفتگوها و رهنمودها هستند. حدود ۷۰درصد از نوجوانانی که از آن‌ها سوال شد، این‌گونه گفتند که آرزو دارند پدر و مادرشان در مورد جنبه‌های عاطفی و احساسی و جنسی رابطه با جنس مخالف، بیشتر با آن‌ها حرف بزنند.

خیلی از پدر و مادرها دقیقن نمی‌دانند چه زمانی و چگونه باید در مورد این‌گونه مسایل با کودکان گفتگو کنند. چنین بحث‌هایی را باید قبل از شروع بلوغ، آغاز کرد. در واقع این مسوولیت ماست که در مورد مسایل جنسی از همان دوران کودکی با کودکان حرف بزنیم. شما به عنوان پدر یا مادر نباید نسبت به چنین گفتگوهایی احساس ناراحتی یا معذب بودن کنید.

فرهنگ عامه به ما القا کرده که صحبت در مورد مسایل جنسی باید یک بار انجام شود و در یک چارچوب خاص مانند یک اتفاق تکرار نشدنی، با خجالت و سرهم بندی، معلوماتی به کودکان داده شود! اما این صحبتی است که باید مکرر و طی دوران کودکی و نوجوانی روی دهد.

هدف این است که آموزش جنسی از سنین پایین شروع شود و فرایندی همواره در جریان باشد، تا وقتی به سنین نوجوانی رسیدند و بیشتر و دقیق‌تر به این حوز‌ه‌ها وارد شدند، کار شما راحت‌تر باشد و مجبور نباشید بار سنگینی را به یک باره زمین بگذارید. اگر گفتگو در مورد مسایل جنسی همیشه جریان داشته باشد، بخشی معمول از مکالمات شما با فرزندان‌تان شده و احساس شرم و ناراحتی از آن حذف خواهد شد.

اگر صحبت در مورد مسایل جنسی را از همان سال‌های کودکی شروع کنید، اطمینان میان شما و فرزندتان نیز محکم‌تر شده و باعث می‌شود در سال‌های بعد، برای پرسیدن سوال‌هایش راحت‌تر به شما مراجعه کند.

طبیعی است که پدر و مادر در مورد معرفی مفاهیم جنسی به کودکان کوچک‌تر دچار اضطراب شوند اما یک راه ساده‌ برای معرفی این مسایل به کودکان کوچک‌تر، آموزش اسامی درست اندام‌های بدن به جای استفاده از واژهای عامیانه و بعضی کودکانه و بی‌معناست. صحبت کردن در مورد اندام‌ها با زبان درست کمک می‌کند تا سختی گفتگو در مورد مسایل جنسی کاهش پیدا کرده و کودکان نیز برای صحبت، آماده‌تر شوند.

والدین می‌توانند از کنجکاوی طبیعی کودکان بهره ببرند؛ وقتی طفل خردسال‌تان سوال‌هایی می‌پرسد شما می‌توانید با عبارت‌های بسیار ساده به سوال‌هایی که مطرح کرده پاسخ دهید. یادتان باشد که در مواجهه با چنین سوال‌هایی نباید عصبانی شوید و کودک را سرزنش کنید یا بترسید و با سرهم بندی کردن از جواب طفره بروید چون کودک، گیج و آشفته خواهد شد.

برای صجبت در مورد بدن هرگز زود نیست. می‌توانید از اجازه گرفتن شروع کنید. کودکان می‌دانند که نباید بدون اجازه به اسباب بازی‌های دوستان خود دست بزنند و این می تواند به راحتی این‌گونه تعبیر شود که؛ کسی حق ندارد بدون اجازه به بدنش دست بزند و او هم نباید بدون اجازه این کار را کند.

کودکان در سن ۹ یا ۱۰ سالگی باید بدانند که بدن آن‌ها و همسالان‌شان به زودی شروع به تغییراتی خواهد کرد تا دستگاه تناسلی‌شان فعال شود. در سال‌های پایانی دوران ابتدایی والدین باید در مورد مهارت‌های ارتباطی با جنس مخالف با کودکان حرف بزنند، هر چند بیشتر اطفال در این سنین هنوز وارد رابطۀ خاصی با جنس مخالف خود نمی‌شوند اما با فراگرفتن مهارت‌های ارتباطی، برای زمانی که نسبت به روابط دوستانه و عاشقانه در سال‌های بعدی تمایل پیدا می‌کنند آماده می‌شوند.

این سال‌ها زمانی هستند که پدر و مادر سعی می‌کنند دربارۀ مسایل جنسی با فرزندان حرف بزنند و احتمالن بیشتر آن‌ها نیز این‌چنین می‌شنوند که: من نمی‌خواهم در مورد این طور چیزها با شما حرف بزنم! یا بسیار خب مادر، من خود این‌ها را بلدم!

والدین نباید تحت تاثیر اعتراض کودکان مبنی بر دانستن همه چیز در مورد مسایل جنسی قرار بگیرند. پدر و مادر می‌توانند به کودکان یادآوری کنند که: می‌دانم تو همین حالا هم خیلی چیزهای پیرامون مسایل جنسی می‌دانی اما باز هم باید با هم درموردش حرف بزنیم.

ممکن است کودکان در ظاهر وانمود کنند که به حرف‌های پدر و مادر گوش نمی‌دهند و توجهی ندارند اما در واقع خوب هم گوش می‌‌دهند!

فراموش نکنید که صحبت در مورد مسایل جنسی فقط مربوط به پیش‌گیری از بارداری نیست. والدین باید در مورد رابطۀ جنسی بی‌خطر نیز حرف بزنند و دربارۀ بیماری‌هایی که از طریق تماس‌های جنسی منتقل می‌شوند فرزندان را آگاه کنند. کودکان را از این بیماری‌ها نترسانید، بل فقط باید به عنوان گروهی از بیماری‌ها که باید آن‌ها را جدی گرفت معرفی‌شان کنید.

طی زندگی فرزندان‌مان، فرصت‌های بسیار زیادی وجود خواهد داشت که بتوانیم در مورد جنبه‌های گوناگون مسایل جنسی با هم حرف بزنیم. مهم این است که زودتر شروع کنیم و اغلب هم بحث آن را پیش بکشیم تا این‌گونه گفتگوها عادی شوند. پایه‌ریزی برای یک ارتباط باز و صمیمی کارتان را برای کندوکاو جنبه‌های پیچیده‌تر مسایل جنسی راحت‌تر می‌کند، جنبه‌های چالش‌برانگیزی که کودکان با بزرگ‌تر شدن خواه ناخواه با آن‌ها روبرو خواهند شد مانند عشق، روابط سالم و اخلاقیات.

وقتی پای عشق به میان می‌آید توصیه می‌شود پدر و مادر به کودکان در درک تفاوت‌ها میان جذب شدن‌های آتشین و ناگهانی و عشق بالغ کمک کنند. نوجوان‌ها ممکن است پریشان شوند و ندانند آیا احساسی که دارند عشق است یا سرمستی و هیجان. همچنین شاید درمورد نشانه‌های عشق سالم در مقایسه با روابط ناسالم دچار تردید شوند. پدر و مادر می‌توانند با مثال‌هایی از زندگی خودشان و اطرافیان و یا افراد مشهور، آن‌ها را راهنمایی کنند. به گفتۀ محققان این نشانه‌ها و معیارها باید حول این محور باشد که آیا هر دو طرف احساس امنیت، همدلی، امید و اطمینان دارند یا نه.

نوجوان‌ها برای اینکه بتوانند روابط سالمی برقرار کنند باید بدانند احترام در رابطه با جنس مخالف چه مفهومی دارد. به توصیۀ محققان و کارشناسان والدین باید انواع سوء‌استفاده‌های جنسی و روابط جنسی را برایش توضیح دهند (مثلن همجنسگرایی یا دگر جنسگرایی.)

حرف آخر اینکه فردی با اخلاق بودن، بخشی اساسی از داشتن روابطی سالم است، چه روابط دوستانه و چه روابط جنسی. اگر پدر و مادر به کودکان کمک کنند تا آن‌ها بفهمند چطور به دیگران احترام بگذارند و به دور از جنسیت و …، مراقب و با محبت رفتار کنند، کودکان می‌توانند در هر مرحله از زندگی‌شان، روابطی مسوولانه برقرار کنند.

اگر هنوز هم پدر یا مادری هستید که از گفتگو پیرامون مسایل جنسی با فرزندان خود واهمه دارید و نمی‌توانید خجالت و ترس را کنار بگذارید خوب است بدانید که: «هیچ منبع قابل اعتمادتر، درست‌تر و با کیفیت‌تری از شما برای فرزندان‌تان وجود ندارد که آن‌ها را نسبت به واقعیت‌های جنسی آگاه کند».

منبع: سایت برترین‌ها

مشاهده ادامه مطلب

بر روي سنگِ قبرِ من حاشا كسي گريان شود


نمایش مشخصات مسعود اويسي

چون قلبِ من از تب فتاد، حاشا كه كس نالان شود
بر روي سنگِ قبرِ من حاشا كسي گريان شود
هر گل كه آنجا آمده با عشقِ خود آبش دهيد
حاشا مپرسيد از نشان باشد كه عطر افشان شود
با خنده و عشوه به روي خاكِ

شاعر:مسعود اويسي

مشاهده ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی قالب برای دلسوخته بوده و کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.