برخورد جدی با حرکات مسلح غیر قانونی

گروه‌های مسلح غیر قانونی که چه به شکل خودسرانه فعال باقی مانده، چه در سال‌های اخیر توسط زورمندان و صاحبان شرکت‌های امنیتی ایجاد شده و چه در چوکات خیزش‌های مردمی گسترش یافته‌اند، در نوع خود برای ثبات و امنیت کشور خطرآفرین استند.

دفتر شورای امنیت ملی کشور در خبرنامه‌یی از تایید پالیسی و طرزالعمل قانونمندسازی افراد و گروه‌های مسلح غیرمسوول خبر داده که درواقع خبر خوشی است.

در خبرنامه آمده: « در جلسه‌یی که دوشنبه ۱۲قوس رهبری سکتور امنیتی به رهبری داکتر حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی کشور در دفتر شورای امنیت برگزار شد، پالیسی و طرزالعمل قانون‌مندسازی افراد و گروه‌های مسلح غیر مسوول مورد تایید قرار گرفت.

در این جلسه در حالی بر کار روی پالیسی و طرزالعمل قانون‌مندسازی افراد و گروه‌های مسلح غیرمسوول تایید شده که خطر گروه‌های مسلح غیرمسوول اکنون تنها در ولایات باقی نمانده که در روزهای اخیر شاهد درگیری ۲۴ساعته افراد مسلح مربوط به تمیم وردک شنسب با پولیس در پایتخت کشور نیز بودیم.

علاوه بر این دو هفته پیش دستگیری یک قمندان مسلح غیرمسوول نزدیک بود وضعیت اجتماعی کشور را به بحران ببرد.

روی این اصل، سطح تهدید گروه‌ها و افراد مسلح غیرمسوول جدی شده است. در سال‌های پیش بحث فعالیت گروه‌ها و افراد مسلح غیرمسوول در ولایات و مناطق ناامن قابل نگرانی بود، ولی اکنون مساله به حدی جدی است که افراد سلاح‌های غیر قانونی خود را نه تنها پنهان نمی‌کنند که به رخ مردم و حکومت نیز می‌کشند و حتا در برابر پولیس استعمال می‌کنند.

دو هفته پیش وقتی قمندان شمشیر یکی از فرماندهان مسلح مردمی ضد طالبان، از بازداشت امنیت ملی رها شد، شماری از طرفداران و افراد وابسته به این قمندان تمام شب را با فیرهای هوایی سحر کردند. در فیرهای شادیانه آن شب انواع مختلف اسلحه خفیف و بزرگ به‌شمول ماشیندارPK نیز مورد استعمال قرار گرفت.

آن حرکت و حرکت دو روز پیش تمیم وردک نه تنها باعث نگرانی مردم شده که حاکمیت ملی را نیز به تحقیر گرفته است.

اکنون از رهبری حکومت وحدت ملی به‌خصوص نهادهای امنیتی و دفتر شورای امنیت ملی کشور توقع جدی می‌رود که به شکل درست و قانونی به افراد مسلح، گروه‌های مسلح و اسلحه غیر قانونی در میان مردم رسیدگی جدی صورت گیرد.

کشور ما با مشکل‌های متعددی درگیر است. در این اواخر جنجال‌های اجتماعی و سیاسی افراد و گروه‌های مسلح غیرمسوول نیز اضافه شده است.

وقت آن است که دستگاه‌های مسوول و نهادهای امنیتی با جدیت راهکارهای مناسبی برای انحلال و یا ادغام این گروه‌ها و افراد روی دست گیرند. در غیر آن دیری نخواهد پایید که همین گروه‌های کوچک مسلح غیرمسوول به معضل بزرگ امنیتی مبدل گردند.

دکتور کریمی

مشاهده ادامه مطلب

اعتراضات کارگری؛ در گسست و پیوست اعتراضات دی ماه

کارگران قبل و بعد از دی‌ ماه ۱۳۹۶، اعتراض‌های خود را در شکل‌های متعدد مانند تجمع، راهپیمایی، اعتصاب، بیانیه و نامه اعتراضی نشان دادند. سوال یادداشت پیش ‌رو این است که چه ت�اوت معناداری میان اعتراضات کارگران قبل و بعد از دی‌ ماه  ایجاد شده است؟

اعتراضات دی‌ ماه تصویری کلی به ما ارائه می‌دهد؛ تصویری از اعتراض‌هایی که در نهایت شکل و شمایل واحدی پیدا نکرده اما به‌صورت تشکل‌نیا�ته و حول مطالبات عمدتا معیشتی و البته همراه با شعارهای سیاسی پیش ر�ته است.

اعتراضات کارگری پیش، هم‌زمان و پس از اعتراضات دی‌ ماه تا اکنون به‌شکل تصاعدی ادامه داشته است. بنابراین برای یا�تن پاسخ به این سوال که اعتراض‌های کارگران چه ت�اوت‌هایی با اعتراض‌های قبل و بعد دی‌ ماه داشته است، باید بر ویژگی‌های اعتراضات کارگری سال ۹۶ و ۹۷ بیشتر تامل کرد.

در سطح اول؛ ت�اوت اصلی اعتراضات کارگری (قبل و بعد دی ماه) با مجموعه اعتراضات دی‌ ماه را می‌توان این دانست که اعتراضات کارگران واجد شکل و ریخت بوده، در حالی‌که نمی‌توان در نهایت ریخت‌شناسی واحدی از مجموعه اعتراضات دی‌ ماه ارائه کرد. این همان محل «گسست» است.

در سطح دوم؛ اعتراضات کارگران قبل و بعد از دی‌ ماه ت�اوت‌هایی در شکل و ریخت پیدا کرده که همین ت�اوت‌ها نشان می‌دهد، پیوندی متقابل از جنس تاثیر و تاثر بین اعتراضات کارگری با اعتراضات دی‌ ماه وجود داشته و این محل «پیوست» بین اعتراضات کارگری و اعتراضات دی ماه است.

در عین‌حال که اعتراضات دی‌ ماه از نظر ریخت‌شناسی به تیپ‌های متکثری از اعتراض‌کنندگان وصل شده و شعارهای متعددی از دل این اعتراضات شنیده شد اما واجد دو نکته است و هردو نکته با هم ارتباط پیدا می‌کنند. نکته اول اینکه؛ در اعتراضات دی‌ ماه برخلا� اعتراضات ۷۸ و ۸۸ شعارها این بار به سمت «گرانی»، «�قر» و «بیکاری» سوق داشته و به جهت تیپ معترضان، نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب در این اعتراضات حضور �عال نداشته‌اند.

در اعتراضات دی‌ ماه ۱۳۹۶ در برخی سطوح، با طرح برخی شعارهای سیاسی و با اعلام همراهی دانشگاه‌ها به‌ویژه دانشگاه تهران با اعتراضات دی‌ ماه، مساله از سطح اول یعنی «معیشتی» خارج شده و تا اندازه‌ای به سطح ایده «سیاسی» کشیده شد. با وجود اینکه ایده شیوه حکمرانی نزد بسیاری از اعتراض‌کنندگان دی ماه در خیابان‌ها به‌شکل خام و به‌صورت ن�ی شیوه موجود حکمرانی اظهار شده، اما به هرحال در این موارد شعارهای اعتراض‌کنندگان از سطح مطالبات معیشتی، �راتر ر�ته و به مطالبات حکمرانی منتقل شده است.

بدین‌ترتیب، می‌توان گ�ت؛ در مجموع اعتراضات کارگری در یک سال قبل از دی‌ ماه غالبا حول محور «شرایط کار» (به‌صورت اعم و اخص) بوده، اما همین اعتراضات از جهت اینکه واجد ویژگی‌های طبقاتی بوده شکل و ریخت واحدی داشته و حول مطالبات مشخص‌تری شکل گر�ته بود، با شکل و ریختی متجانس، واجد عنصر «پیش‌روی» شد.

آنچه به‌عنوان ویژگی اعتراضات کارگری بعد از دی‌ ماه می‌توان بر آن تاکید کرد، تغییر شکل اعتراضات کارگری در برخی کارگاه‌های مهم و با سابقه اعتراض مثل «ه�ت‌تپه» و «�ولاد ملی اهواز» از شکل «تدا�عی» به شکل «تهاجمی» است.

اعتراضات کارگری هم بر اعتراضات دی‌ ماه تاثیر گذاشته و هم از اعتراضات دی‌ ماه تاثیر پذیر�ته است. بنابراین وقتی از تاثیر و تاثر حر� می‌زنیم بدین معناست که اعتراضات دی ماه و اعتراضات کارگری صر�ا به‌صورت موازی و غیرمحرک هم مسیر نشده و ات�اقا بر یکدیگر تاثیرگذارده و به‌صورت کنش متقابل بر پیشروی یکدیگر �شار بیاورد. از همین جهت؛ واجد «زمینه‌های مشترک» بودن، برای تحلیل «نقاط پیوست» اعتراضات کارگری و اعتراضات دی ماه ک�ایت نمی‌کند.

اما چه تاثیری بر یکدیگر گذارده‌اند؟ اعتراضات کارگری تاثیری که بر اعتراضات دی‌ ماه گذاشت، همان واجد اهمیت‌ کردن ویژگی معیشتی مطالبات در اعتراضات دی‌ ماه بود. اعتراضات متعدد کارگران حول معوقات دستمزدی به‌عنوان یکی از واسطه‌های اعتراضی در بستر وضعیت هولناک معیشتی توده‌های مردم در سال ۹۶، بر جهت معیشتی اعتراضات دی‌ ماه تاثیرگذار بوده است. به‌نحوی که  بخش اعظم اعتراضات دی‌ ماه را می‌توان از سویی ادامه آن بخش از اعتراضات نیروهای مزدبگیر حول قسمتی از مساله م�زد یعنی «معیشت» دانست.

به‌واسطه گره‌خوردن مسائل معیشتی به شعارهای سیاسی در اعتراضات دی ماه، اعتراضات کارگران نیز از حالت «تدا�عی» صن�ی به «تهاجمی» سیاسی تغییر شکل پیدا کرده و به‌نوعی از مساله «شرایط کار» به مساله «حکمرانی کارگاه» ارتقا پیدا کرده است. به زبان ساده‌تر؛ امروز اعتراضات کارگری در بخش‌های مهمی از «معیشتی-صن�ی» به «سیاسی-اجتماعی» تغییر یا�ته است. این تغییر تماما متاثر از اعتراضات دی‌ ماه نبوده اما در بخشی از شعارها و ایده‌ها توجه به عدم امکان اصلاحات ساختاری در کارگاه به سمت مطالبات بنیادی‌تر در محیط کار پیش ر�ته است. و ازین جهت بی‌تاثیر از محتوای سیاسی اعتراضات دی‌ ماه نبوده است.

هرچند این تغییر با ت�اوت‌های کم و زیاد در کارگاه‌های متعدد حاکم بوده و سیر منسجم و یکسانی را طی نکرده است، اما در کارگاه‌هایی که اعتراضات کارگری پیش از دی‌ ماه نیز در آنان وجود داشته یا پتانسیل آن موجود بوده، بعد از دی محتوای اعتراضات از «دستمزد» و «شرایط کار» به‌ «خصوصی‌سازی» و «اداره کارگاه» تغییر پیدا کرده است. این تغییر در برخی کارگاه‌های بزرگ مثل کشت و صنعت ه�ت تپه و �ولاد ملی اهواز حتی به سمت ایده «شورای مستقل کارگری» به‌عنوان آلترناتیو پیگیری شده است.

در کشت و صنعت ه�ت‌تپه شوش یا شرکت �ولاد ملی اهواز، ایده شوراهای مستقل کارگری مطرح شده و روزهای متمادی در  اعتصابات کارگاهی و خیابانی کارگران به‌عنوان مطالبه مهم مطرح گردیده است. اعتصاب نیشکر ه�ته با شعار محوری «دولتی شدن ه�ت تپه» و «اداره شورایی» این روند تغییر از حالت تدا�عی به تهاجمی را ترسیم کرده است. در این کارگاه‌ها وسعت جغرا�یایی محل تجمع اعتراض‌کنندگان از کارگاه خارج و به اعتراض در مقابل نهادهایی که «اداره شهر» را برعهده دارند، کشیده شد. نهادهای اداره‌کننده شهر مثل �رمانداری، نماز جمعه و دادگستری.

با این‌حال ت�اوت‌هایی در حد همین کارگاه‌ها در یک استان پر از بحران کاری مثل خوزستان وجود دارد که تحلیل نهایی درباره «موانع و دشواری‌های اتحاد طبقه کارگر» را قابل تامل می‌کند. به‌عنوان مثال در کشت و صنعت ه�ت‌تپه به‌دلیل ویژگی‌های خود� کارگاه و کارگران و نوع محصول، اعتصاب زمینه بالایی در  قطع یا اخلال در شریان‌های هیچ بخش مهمی از تولید کشور را تا به حال نداشته اما اعتراضات کارگران �ولاد ملی اهواز به‌واسطه نوع تولید، نحوه �روش محصول و اهمیت استراتژیک کالا برای مجموعه دولت، این پتانسیل را دارد که منجر به نگرانی صاحبان این صنعت شود. از جهت نگرانی کار�رمایان از اعتصاب، باید گ�ت با تعطیلی نیشکر ه�ت تپه شاید بخش حتی بزرگی از بخش خصوصی در خوزستان یا کشور متضرر گردد اما به تولید استان و کشور لطمه‌ای وارد نخواهد شد. اما در همان استان خوزستان، �ولاد ملی اهواز به واسطه نوع تولید و اهمیت استراتژیکش زمینه بیشتری برای ایجاد نگرانی در صنعت استان یا کشور دارد.

با همه ت�اوت‌هایی که کارگاه‌ها دارند، بارها اتحاد� کارگران ه�ت تپه و �ولاد ملی در اعتصابات �ریاد زده شده و تلاش جهت ح�ظ همبستگی  کارگران در مقابل سیاست‌گذاری‌های متحدانه دولت و کار�رمایان در اجرای «خصوصی‌سازی»، یک قدم به جلو بوده و تضمین نتیجه‌بخش ‌بودن مقاومت متحدانه را در آینده ا�زایش می‌دهد. این خود یک پیروزی برای اعتصاب‌کنندگان است.

مشاهده ادامه مطلب

ذکی: میزان کار در ولایات را افزایش می‌دهیم

راه دلسوخته: فیض الله‌ذکی، وزیر کار و امور اجتماعی جهت دیدار و ارزیابی از کارکردهای ریاست‌های کار و امور اجتماعی ولایت بلخ، جوزجان و سرپل به این ولایات سفر نمود.

او نخست در دیدار با اسحاق رهگذر، والی ولایت بلخ در مورد افزایش میزان بیکاری به دلیل مهاجرت مردم از ولایات نا‌امن صحبت کرد.

به گفته آقای ذکی، در نتیجۀ تلاش‌های وزارت کار و امور اجتماعی بودجۀ ملی سال ۱۳۹۸ اشتغال‌محور شده و تمامی واحدهای بودجوی دولت می‌بایست در بدل هر افغانی که به مصرف می‌رسانند میزان اشتغال‌زایی آن را نیز در نظر بگیرند و منبعد، دولت بودجه‌یی را که شغل ایجاد نتواند منظور نخواهد کرد.

وزیر کار و امور اجتماعی پس از ولایت بلخ به ولایت جوزجان به منظور رسیدگی به مشکلات متقاعدین، بررسی وضعیت کار، ایجاد هماهنگی میان کارگر و کارفرما، مطالعۀ بازار کار و دیدار از مراکز آموزشی فنی و حرفه‌یی سفر نمود.

لطف‌الله عزیزی، والی ولایت جوزجان از آقای ذکی خواست تا کودکستان‌های بیشتری را در این ولایت بنا بگذارند چون مادران در این ولایت در کارهای رسمی و غیر رسمی مصروف هستند و نیاز دارند تا کودکان‌شان در کودکستان‌ها نگهداری و تربیت شوند.

 والی ولایت جوزجان اذهان داشت که ۸۰درصد از کارکنان ریاست کار و امور اجتماعی و ۳۰درصد از کارکنان تمامی ادارات دولتی در جوزجان را زنان تشکیل می‌دهند، به همین لحاظ ما نیاز به کودکستان‌های بیشتر در این ولایت داریم.

آقای ذکی همراه با هیئت همراه‌شان از کودکستان‌ها، مراکز آموزشی فنی و حرفه‌یی و دیگر بخش‌های ریاست کار و امور اجتماعی ولایت جوزجان دیدار و ارزیابی نمودند.

هم‌چنان فیض‌الله ذکی در این سفر روند بایمتریک متقاعدین را افتتاح نمود.

رییس اقتصاد ولایت جوزجان در نشستی با آقای ذکی گفت که حدود ۱۳۰هزار شهروند مستعد به کار در این ولایت بیکارند.

 او همچنین از طرح آبیاری زمین‌های زراعتی توسط آب دریای آمو سخن گفت و اذعان کرد که با تطبیق این طرح حدود ۴۰هزار تن از شهروندان این ولایت مصروف کار در سکتور زراعت خواهد شد.

 آقای ذکی سنگ تهداب یک پرورشگاه را نیز در ولایت جوزجان گذاشت. این پرورشگاه با هزینۀ نزدیک به ۵۰۰هزار دالر و با گنجایش بیشتر از ۱۵۰ کودک تا چند ماه دیگر به بهره‌برداری سپرده خواهد شد.

در ادامۀ آقای فیض‌الله ذکی به ولایت سرپل نیز سفر نموده و در دیدار با والی این ولایت در مورد چالش‌ها و پیشرفت‌های این ولایت صحبت نمود.

وی با اشتراک و اهدای گواهی‌نامه به فارغان مراکز فنی و حرفه‌یی، ساختمان پرورشگاه این ولایت را که کار آن ۹۰درصد تکمیل شده بود، افتتاح نمود.

این پرورشگاه که با هزینۀ حدود نیم ملیون دالر از کمک‌های کشور دوست هندوستان ساخته شده است، گنجایش نگهداشت و آموزش بیشتر از ۱۲۰ تن از کودکان را دارا می‌باشد.

 وزیر کار و امور اجتماعی هم‌چنان وعده سپرد که جهت بهبود و تشدید امورات ریاست‌های کار و امور اجتماعی ولایات، در آیندۀ نزدیک به برخی از ولایت دیگر نیز سفر خواهد نمود.

مشاهده ادامه مطلب

بهای سینما ر�تن برای کودکان

چند ماهی است �یلمی به نام «آهوی پیشونی س�ید ۲» روی پرده است. این �یلم که دومین قسمت از سه‌گانه‌ی آهوی پیشونی س�ید است، در ادامه‌ی قسمت اول که «اختاپوس» نام داشت، ساخته شده است.

�یلم برای کودکان ساخته شده، اما برای تماشا به گروه سنی خاصی اشاره نشده است. در روزگاری که ارزان‌ترین ت�ریح خانواده‌ها سینما ر�تن است و با کم‌شمار بودن تعداد �یلم‌های کودک، عملاً حق انتخابی برای خانواده‌ها وجود ندارد، انتظار می‌رود هر خانواده‌ای که برایش امکان دارد دست �رزندش را بگیرد و به سینما برود.

اما این �یلم تا چه حد معیارهای اولیه‌ی مناسب بودن برای کودکان را دارد؟

حر� زدن از محتوای مناسب یا نامناسب برای کودکان، مبتنی بر این پیش‌�رض است که والدین نسبت به محتوایی که در اختیار �رزندان‌شان قرار می‌‌گیرد مسئولیت دارند. این مسئولیت طبیعتاً با نگاه� از بالا به کودک و دادن جایگاه دانای کل به والدین و القای این باور به آن‌ها که می‌توانند از قدرت والدیشان برای تحکم به �رزندان‌شان است�اده کنند، ت�اوت دارد. ولی هم‌زمان، با بی‌توجهی نسبت به تجربه‌‌هایی که وارد دنیای کودکان می‌شوند هم مت�اوت است. کودکان تا پیش از نوجوانی، که به‌تدریج استقلال لازم برای انتخاب محتواهای مورد نظرشان را پیدا می‌کنند، به مراقبت والدین نیاز دارند تا از درگیر شدن در تجربه‌هایی که به هر طریقی «کودکی» را از آن‌ها سلب می‌کنند و آن‌ها را به سرعت و بدون آمادگی، به دنیای پیچیده‌ی بزرگسالی پرتاب می‌کنند در امان باشند؛ تجربه‌هایی که آن‌ها را می‌ترسانند و دنیا را جایی ترسناک و ناامن تصویر می‌کنند، آن‌ها را به ر�تارهای خشونت‌بار ترغیب می‌کنند، کودکان را درگیر موضوعاتی می‌کنند که در دنیای آزاد و رهای کودکانه‌شان معنایی ندارند یا به آن‌ها الگوهایی معر�ی می‌کنند که با دادن تصویری زشت و غیراخلاقی از ا�راد بزرگسال، آن‌ها را نسبت به بزرگ‌ترها و بزرگسالی رنجیده و ناامید می‌کنند.

کودکان تا پیش از نوجوانی، که به‌تدریج استقلال لازم برای انتخاب محتواهای مورد نظرشان را پیدا می‌کنند، به مراقبت والدین نیاز دارند تا از درگیر شدن در تجربه‌هایی که به هر طریقی «کودکی» را از آن‌ها سلب می‌کنند در امان باشند.

در �یلم‌های کودک و نوجوان سه موضوع برجسته را به عنوان معیارهایی که می‌شود �یلم را با آن‌ها ارزیابی کرد در نظر می‌گیرند: یکی ترس و خشونت است، دیگری زبان و گ�تار �یلم است و سومی هم شامل مواردی مثل موضوعات جنسی و مصر� الکل و مواد می‌شود که در اینجا از آن‌ها تحت عنوان موضوعات بزرگسالانه یاد می‌کنیم. وجود این موارد در یک �یلم، از میزان مناسب بودن آن برای کودکان کم می‌کند و یا آن را برای گروه سنی کوچک‌تر نامناسب می‌کند.

در ادامه، با اشاره به خلاصه‌ای از �یلم، آن را با در نظر گر�تن سه معیار بالا مرور کرده‌، موارد برجسته در مورد هر معیار را خلاصه‌وار نوشته‌ام:

داستان درباره‌ی بچه‌آهویی است که با توصیه‌ی پیرمرد خردمندی به نام پیر رستم، تصمیم می‌گیرد از کلبه‌ی پدرخوانده‌اش �رار کند و جان بچه‌آهوهایی را که در زندان� �رمان‌روایی به نام اختاپوس گیر ا�تاده‌اند، نجات دهد. اختاپوس به عصاره‌ی بچه‌آهوهای دختر نیاز دارد تا عمر جاودان پیدا کند، اما این بار اصرار دارد که �قط عصاره‌ی پیشونی‌س�ید را می‌خواهد. بنابراین پیشونی‌س�ید، هم باید بقیه را نجات دهد و هم مراقب باشد خودش به چنگ سربازان اختاپوس نی�تد. او که در سه‌سالگی دزدیده شده و پیش مردی به نام سالار زندگی می‌کند، همواره با بدر�تاری‌های سالار مواجه است؛ اما وقتی سروکله‌ی مادرش پیدا می‌شود و با وجود این که کتک خوردن از سالار را به یاد می‌آورد، تصمیم می‌گیرد پیش پدرخوانده‌اش برگردد؛ هرچند مادر با کمک گر�تن از ببری جذاب و رشوه دادن به قاضی، حضانت او را با زور می‌گیرد.

ترس و خشونت:

زد و خورد و تعقیب و گریز و تغییر شکل‌های ترسناک شخصیت‌ها در طول �یلم مشاهده می‌شود. اختاپوس و ارتش ک�تارها ظاهر و ر�تارهای ترسناکی دارند. پیشکار اختاپوس، «بل بله» بچه آهوها را زندانی کرده و سالار را شکنجه می‌کند تا پیشونی‌س�ید را پیدا کند. پیشونی‌س�ید برای رسیدن به قلعه، سربازها را با گردی خشک می‌کند و آن‌ها را می‌زند تا از هوش بروند، بعد هم از آن‌ها عذرخواهی می‌کند. در �یلم اشاره می‌شود که پیشونی‌س�ید در سه سالگی دزدیده شده. بل بله بچه آهوی پسر را شکنجه می‌کند و نزدیک است او را بکشد. آهوی پسر برای رها شدن از چنگ بل بله، به دورغ یک ک�تار را به عنوان دزد کلید زندان به او معر�ی می‌کند. بیشتر شخصیت‌ها اسلحه دارند. ارتش ک�تارها به خانه‌ی سالار حمله می‌کنند. سالار تیر می‌خورد. او می‌خواهد پیشونی‌س�ید را که دیگر به دردش نمی‌خورد ب�روشد. پیشونی‌س�ید به یاد می‌آورد که سالار او را کتک می‌زده، ولی با این وجود تصمیم می‌گیرد پیش او برگردد. دادگاه با گر�تن رشوه پیشونی‌س�ید را مجبور می‌کند پیش مادرش برگردد.

تاثیرگذارترین صحنه‌ی ترسناک �یلم پایان‌بندی داستان است؛ �یلم در حالی به پایان می‌رسد که مخاطب، مادر پیشونی‌س�ید را در وضعیتی خشن و ترسناک در داخل کلبه می‌بیند و پیشونی‌س�ید در بیرون کلبه دارد پدرخوانده‌اش را بدرقه می‌کند و به کودکان وعده داده می‌شود که باید تا قسمت بعدی منتظر ادامه‌ی داستان باشند.

لحن و گ�تار نامناسب:

ناسزا و تهدید و تمسخر در طول �یلم شنیده می‌شود: ابله، احمق، ببند دهنتو،‌ می‌کشمت، زاقارت، کدوم گوری بودی، حر� نزن، ساکت شو، له می‌شه تو دستای من هر کی با من دشمنه، روانی کردی منو، خل و چل، می‌خوام شیره جونشو بگیرم، نادون، حسابشو می‌رسم، به درک، خ�ه شو، خاک تو سرم، تا از گشنگی بمیری، برو گمشو، بی چشم و رو، دیوونه‌م کردی، ببند حلقتو، ن�له، منو مچل کردی، بی‌ادب، کو�ت، مرض، هر غلطی می‌خوای بکن، بی‌عرضه‌ها، بنال، بی‌صاحاب، بر ذاتت لعنت، دو شقه‌ت می‌کنم، نمی‌خوام ریختت رو ببینم، خاک بر سرت، مرگ و..

در طول �یلم «آهوی پیشونی س�ید ۲» ناسزا و تهدید و تمسخر شنیده می‌شود، بخش زیادی از گ�ت‌وگوها به موضوعات بزرگسالانه مربوطند و شوخی‌ها و تکه‌های جنسی �راوان‌اند، زد و خورد و تعقیب و گریز و تغییر شکل‌های ترسناک شخصیت‌ها مشاهده می‌شود و..

بخش زیادی از Ú¯Ù�ت‌وگوها به موضوعات بزرگسالانه مربوطند Ùˆ شوخی‌ها Ùˆ تکه‌های جنسی Ù�راوان‌اند: قضیه ناموسیه، قصد ازدواج داری، ریق رحمت رو سر کشیده، با این همه آرایش، خانوم چقدر بلایی، ای جونم، عزیزم، چش‌چرونی، می‌خوام بیام زنت شم، جیگرتو، با من ازدواج می‌کنی، قربون التماس کردنت برم، به خاطر عشق قانون رو گذاشتم زیر پا، عشق آدمو نابود می‌کنه، ما خانواده اوپنی هستیم، برای خواهر Ùˆ مادر خودم خوندم، قد رعنا داری، گاهی ازت بیگاری کشیدم ولی دوستت داشتم Ùˆ…

گ�ت‌وگوهایی زیادی در �یلم برای کودکان قابل �هم نیستند و صر�اً برای ارتباط با مخاطب بزرگسال و ایجاد �ضای طنز بزرگسالانه وارد �یلم شده‌اند. لحن خشن و تحقیرآمیز هم در طول �یلم بارها و بارها است�اده می‌شود.

موضوعات بزرگسالانه:

کلانتر در یک نگاه عاشق مادر پیشونی‌س�ید می‌شود و در تمام �یلم سعی دارد دل او را به دست آورد و با او ازدواج کند. ر�تارهای کلانتر پر از اشارات جنسی و نگاه‌ها و ر�تارهای معنادار است. گرگ برای پرت کردن حواس سالار، خود را به شکل زنی اغواگر در می‌آورد و سعی می‌کند با لوندی و ر�تارهای جنسی توجه او را جلب کند و سالار هم از این همه دلبری دارد از حال می‌رود. وقتی کلانتر و مادر پیشونی‌س�ید در جنگل تنها هستند، پلیس به سراغشان می‌آید و در مورد نسبتشان با هم و این که تنها در جنگل چه می‌کنند از آن‌ها پرس‌وجو می‌کند. در طول �یلم بارها شخصیت‌های مرد با دیدن زن تغییر حالت می‌دهند و ر�تارها و اشارات جنسی از خود نشان می‌دهند. مادر پیشونی‌س�ید با ببری جذاب روی هم ریخته تا وکالتش را بپذیرد و با رشوه به قاضی، حضانت پیشونی‌س�ید را بگیرد. به بیگاری گر�تن سالار از دخترش اشاره می‌شود و این که او در عین بدر�تاری با او، همچنان دوستش دارد.

با جمع‌بندی موضوعاتی که در بالا برشمردم، ببینیم پیام‌های پنهان �یلم برای کودکان چیست:

مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین پیام �یلم که از طر� شخصیت اصلی یعنی پیشونی س�ید انتقال داده می‌شود این است که بزرگ‌ترها حتی اگر ما را آزار می‌دهند، از ما بیگاری می‌کشند و به ما آسیب می‌رسانند، ما را دوست دارند و این دوست داشتن کا�ی است تا آن آزارها را نادیده بگیریم. کسی در دنیا وجود ندارد که بتواند ما را در رسیدن به حقمان کمک کند. حتی قاضی را می‌شود با پول خرید و ما در برابر دنیا تنهاییم. اگر کسی در خانه ما را آزار دهد، جز ادامه دادن به آن رابطه به همان شکلی که هست، کاری دیگری از دستمان برنمی‌آید.

عشق و رابطه وسیله‌ای برای رسیدن به اهدا� است. آدم‌ها برای رسیدن به اهدا�شان با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و به آن‌ها نشان می‌دهند که دوستشان دارند، در حالی که دروغ می‌گویند و هد�شان چیز دیگری است.

مردها را می‌شود با عشوه‌گری گول زد و کار زن‌ها این است که از زنانگی‌شان برای �ریب دادن مردها است�اده کنند و به اهدا�شان برسند.

رابطه‌ی زن و مرد رابطه‌ای نابرابر است که همیشه یکی به دیگری آویزان شده و دیگری او را پس می‌زند. این رابطه صر�اً بر اساس من�عت شکل می‌گیرد. زن در این رابطه باید جذابیت‌های ظاهری داشته باشد و مرد باید به درد زن بخورد.

در یک نگاه می‌شود عاشق کسی شد و بدون توجه به خواست و علاقه‌ی او، برای رسیدن به او تلاش کرد. عشق چیزی دوطر�ه نیست و چیزی ساخته‌شدنی هم نیست. عشق در واقع یک هوس است که ناگهان به سراغ آدم می‌آید و باید سریع به آن پاسخ گ�ت.

مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین پیام �یلم که از طر� شخصیت اصلی یعنی پیشونی س�ید انتقال داده می‌شود این است که بزرگ‌ترها حتی اگر ما را آزار می‌دهند، از ما بیگاری می‌کشند و به ما آسیب می‌رسانند، ما را دوست دارند و این دوست داشتن کا�ی است تا آن آزارها را نادیده بگیریم.

آدم‌ها برای شوخی و خنده می‌توانند با هر لحن و زبانی که دلشان می‌خواهد با دیگران حر� بزنند. بزرگ‌ترها موجوداتی هستند که مدام هم را تحقیر و تمسخر می‌کنند. ا�راد را می‌توان به خاطر نواقص‌شان دست انداخت و از این کار لذت برد. می‌توان موقع عصبانیت با هر لحن و زبانی با دیگران حر� زد. می‌توان ضعی�‌ترها و کوچک‌ترها را مسخره کرد. می‌توان برای رسیدن به هد� خشونت ورزید و با عذرخواهی وجدان خود را راحت کرد.

�یلم البته حال و هوای کودکانه‌ای هم دارد؛ موسیقی شادی که می‌‌تواند کودکان را سرگرم کند و ر�تارها و اشارات طنزی که موجب خنده و رضایتشان می‌شود. بی‌دلیل نیست که می‌بینیم کودکان در سالن سینما از تماشای �یلم به وجد می‌آیند و گاه با موسیقی همراهی می‌کنند و دست می‌زنند. اما سوال اینجاست که به چه قیمتی؟ کودکان با تماشای این �یلم به چه قیمتی سرگرم می‌شوند؟

مشاهده ادامه مطلب

هغه نشته، غم د کلي او ګودر دې درسره شي

ورځ اوږده شوه، ماښام راروان دی. په تمه یې. اصلن نه پوهیږې څه ته، شاید هغه خبر ته چې د ژوند ټول جریان دې درته ودروی. شاید…!

ډېر کار کوې، پوهیږې له پښو لویږې. پوهیږې خوب دې تښتي. پوهیږې ستونی دې ډب کیږي. پوهیږې قدمونه دې درنیږي. یا اصلن د څه شي انتظار نشې ایستلی.

له ستړو کارونو او  د یوې سترې ملي پروسې د پوښښ لپاره د هر څه پلان برابروې. تر ناوخته کار کوې. هوا سړیږی. یخنۍ پسې اخیستې یې. لا نه یې خبره چې نور ملګري دې په څه کار بوخت دي؟ لا دې د هغوی څېرې نه دي لیدلي چې ولې یې په مخ زرو غمونو لارې کړي؟ ولې یې د مخ ګونځې زیاتې شوي؟

موټر ولاړ دی. کار ختم شو ، د سبا دې الله خیر پیښ کړي. اصلن لا تر اوسه درته معلومه نه ده، چې ورځ دې ولې دومره ښه تېره نشوه. موټر ته پورته کیږې. ماښام آذانونه دي. له تورچکي کاري بیک نه دې مبایل راباسې. راډيو په موټر کې چالانه ده. خبریاله لګیا ده، یو خبر وایې. خو ته ستړې یې څه ته غوږ نه نیسې. اصلن نه یې اورې چې د چا نړۍ ړنګه شوې ده. ته څه نه اورې. د مبایل ښېښه دې د ټیکړي په پیڅکه پاکه کړې. ورته ځېر شې. دوه ځله دې د مبایل پټ رمز غلط کړې. اوف له خولې وباسې. هډوکي دې درد کوي.

نن څه خرابه او له ستړیاوو ډکه ورځ وه. نن بده ورځ وه. هغه بده چې بدي یې لا درته معلومه نه وي. ټولنیزې پاڼې ته ورځې.  هلته به څه کیسې وي!؟ شاید تر دې ژونده په مجازي پاڼو کې ښه خبرونه واورې. ورته ځېر شې. یو تصویر وینې. چیغه کړې. له ځایه وخوځېږې. دا څه دي؟ هیڅ امکان نلري. اصلن باور مې نه کیږي. شاته موټر کې ناست هغومره حیران نشي. د هغوی څېرې مړاوې شوې وي. ستړې وي. خپه وي. پریشانه وي. پرې غږ وکړې دا ریښتیا ده؟

ریښتیا څه ده، دا بلا ده، چې پر مونږ نازل شوې. ستړې کیږې او ماتېږې. ټولې هېلې دې له منځه ځي. راډیو لا هم روښانه ده. نطاقه په خبرو کې بندیږي. پرته له مانه په موټر کې ناست خلک خبر دي چې څه پیښ شوي. کور دې رارسیږي، خو ستا پام نه وي. ښه ډېره مخکې ولاړه شې. د موټر له شاتنۍ برخې یو څوک په موټر چلوونکي غږ وکړي چې موټر ودروي.

موټر ودریږي. ته د یوې ستړې ارواه په څېر روانه یې. هر څه دې له لاسه ورکړي. خپل امېد او هېواد ته دې امېد له لاسه ورکوې. کورته ځې. څېره کې دې نا امیدي له ورایه ښکاري. د کورنۍ غړو خبرو ته ځواب نه وایې. کتاب دې را اخلې لولې یې خو تر ۱۵ صفحو وروسته هم خبره نه یې چې څه لولې. یو غم دې او یو اور دې په ځیکر بل وي. پخلۍ کوې. په دیګ کې د مالګې په ځای بوره اچولې. کښینې وژاړې دیګ له سره باندې کړې. دیګ پوخ شي خو په آخر کې درته معلومه شي چې غوړي اصلن پکې نشته. نور درته په غوسه شي، خو ته ګرمه نه یې. ته هیڅ د هغوی د خبرو پروا نه کوې. په ټلویزیون تر ټولو خندونکی کمیډي ډرامه ولګیږي. کورنۍ غړي دې د غم ټغر ټولولو لپاره تلویزیون په لوړ غږ روښانه کړي خو ته لاهم خپه یې. ته لا هم په سوچونو کې ډوبه یې.

مبایل راواخلې. مجازي نړۍ ته بیا ورشې. د هغه عکسونه وګورې خو باور نه کوې. له ډکې کوټې پورته شې. د باندې ووځې. ښه په زوره زوره وژاړې. آسمان ته وګورې. هیڅ نه بدلیږي. د ځان سره سره دې د ټول هېواد هېلې په زړه کې مړې شي. باور دې نه کیږي. شپه شي. خوب کې وینې، تلویزیون روښانه دی، خبریاله هغه خبر ردوي چې ټوله نړۍ یې در ورانه کړې وي. خوشحاله شې، چېغې کړې او آسمان ته الوتل غواړې. له خوبه پاڅيږې. خوشحاله وې. لکه چې ریښتیا و.

خونه تیاره وي. مخامخ تلویزیون ته ګورې بند وي. د میز له سره ساعت راواخلې. ورته ځېر شې. ۲:۴۳ دقېقې دي. د میز سرته ور وګورې. مبایل دې ایښی وی. فیسبوک ته ورشې. انترنټ لا روښانه نه وي. فیسبوک نه خلاصیږي. نټ روښانه کړې.

فیسبوک ډک دی، له ماتمونو. پاڼې تورې شوې دی. ټول مړاوي شوي. اتل نه وي. خوب نلرې. بیا سباشي او ماښام شي، خو ته په حال نه یې راغلې. یو چا سره دې وعده کړې وي، باید لیدو ته یې ورشې. هیڅ لېواله نه یې. اصلن نور فکر نشې کولی وروسته له هغو ورځو هم ژوند کولو ته تمه ولرې. په چرت کې ناسته یې. موټر په تیزۍ روان وي. یو دم ودریږي. ولاړ وي. ولاړ وي. ښه ډېر ودریږي، تر هغه چې د وزیر صاحب د زړه بړاس پرې ووځي.

دا دوه ساعته کیږي چې ټول موټرونه یې قطار درولي دي. قطار دومره سره نښتۍ چې څوک له دې ځایه ځان ایستلی نشي. وروستي امر ته په تمه یې. د موټر ښېښه دې په زور وډبول شي. ناڅاپه وروګورې. کوچنۍ ماشوم دی. سترګو کې یې د دنیا ټول غمونه راوړي وي. مخ یې چاودې شوی. موټر ورو حرکت وکړي. شاته شاته همدې هلک ته ورګورې. زړې جامې یې په زړه در ننوځي. په منډه هلک راورسیږي. ښیښه ښکته کړې. په ځیر ځیر ورته ګورې. له خولې یې غږ پورته شي. دا عکس اخلې. په پنځوس روپۍ یې خرڅوم. عکس ته وګورې. زړه دې ټوټې ټوټې شي. د جنرال انځور وي. هغه اتل چې له ځوانو هیلو سره یې وخوړ، خو په انځورونو یې ښه سوداګري روانه ده. نوره غلې یې. هغه نه وي، غم د کلي او ګودر دې درسره شي.

زما د سپین ژوند، زیړ رنګکتاب یوه برخه

لیکواله: فرشته غني

مشاهده ادامه مطلب

رویارویی �قر و ثروت در میدان دهان

دهان و دندان نماد ثروت و موقعیت اجتماعی است. از اقوام باستانی ساکن آمریکایی مرکزی جمجمه و دندان‌هایی به جا مانده که نشان می‌دهد برخی از مردمان آن روزگار با سوراخ‌کردن دندان خود جواهری در ح�ره دندانی قرار می‌دادند. پژوهشگران انسان‌شناسی معتقدند علت این قبیل تزئینات، علاوه بر آیین‌های مذهبی، تثبیت جایگاه �رد در سلسله مراتب اجتماعی است. تغییر شکل دهان و دندان به‌منظور کسب جایگاه اجتماعی یک سنت منسوخ مربوط به اقوام باستان نیست. در روزگار ما نیز تغییردادن شکل و رنگ دهان و دندان برای کسب اعتبار و مقبولیت اجتماعی از رونق نی�تاده است. برجسته‌کردن لب‌ها، س�یدکردن دندان‌ها، روکش‌های زیبایی و حتی برخی از درمان‌های ارتودنسی نه‌تنها ضرورت پزشکی ندارند، بلکه در مواردی آسیب‌های جبران‌ناپذیری هم وارد می‌کنند. علی‌رغم این، چنین مداخلاتی به‌منظور دست‌یا�تن به مقبولیت و جایگاه اجتماعی توسط صاحبان حر�ه پزشکی و آرایشگری انجام می‌شود. دهان و دندان و همچنین وضعیت سلامت و بیماری آن بازتاب جایگاه �رد در اجتماع است. رویارویی �قر و ثروت تنها در شیوه پوشش و آرایش تجلی نمی‌کند. دهان و دندان نیز از میدان‌های این رویارویی است.

تغییر شکل دهان و دندان به‌منظور کسب جایگاه اجتماعی یک سنت منسوخ مربوط به اقوام باستان نیست. در روزگار ما نیز تغییردادن شکل و رنگ دهان و دندان برای کسب اعتبار و مقبولیت اجتماعی از رونق نی�تاده است.

در ادامه این یادداشت به معر�ی یک نقاشی از دوران انقلاب صنعتی در انگلستان می‌پردازم که رویارویی �قر و ثروت در میدان دهان را به تصویر کشیده است. پدیدآورنده این اثر «توماس رونالدسون» نقاش و کاریکاتوریست انگلیسی است که در اواسط قرن هجدهم در لندن به دنیا آمد (سال ۱۷۵۶ م). او علاوه بر موضوعات اجتماعی به موضوعات پزشکی علاقه‌مند بود و آثاری با موضوع دندانسازی نیز پدید آورد. مشهورترین اثر وی در این زمینه «کاشت دندان» نام دارد که در سال ۱۷۸۷ میلادی منتشر شده است. این نقاشی علاوه بر آن که یک سنت دندانسازی در انتهای قرن هجدهم میلادی را به تصویر کشیده است، نشانگر شکا� طبقاتی عمیق در انگلستان است. در این سنت، دندانساز در ازای پول دندان‌های سالم کودک یا نوجوان را خارج کرده و آن‌ها را در دهان بیمار دیگری قرار می‌دهد. قابل پیش‌بینی است که �روشندگان دندان مردمان تهیدست و خریداران دندان از اشرا� و ثروتمندان روزگار بودند.

برای درک بهتر این نقاشی آشنایی با شرایط اجتماعی روزگار ضروری است. در زمان انتشار این اثر (۱۷۸۷ میلادی)، انگلستان شاهد تحولاتی بود که آینده اروپا و جهان را تحت تأثیر قرار داد. انقلاب صنعتی در انگلستان آغاز شده، پیدایش ماشین و ابزار نوع رابطه انسان با محیط اطرا� را تغییر داده و با گسترش صنعت، جمعیت شهرها رو به ا�زایش است. نوع جدیدی از زندگی در حال شکل‌گیری است که آدم‌ها به جای گله‌داری و کشاورزی در مراتع و مزارع سبز انگلستان، در �ضایی متراکم و آلوده در اطرا� کارخانه‌ها سکنی گزیده‌اند. پدیده‌های جدید مانند پیدایش صنعت آهن و نساجی اما نوید روزگاری نو می‌دهد. همزمان با انتشار این نقاشی اولین پل آهنی دنیا در غرب انگلستان ساخته می‌شود و راه برای گسترش جاده‌ها و تأسیس راه‌آهن هموار می‌شود. طبقه‌ای ثروتمند که از مزایای انقلاب صنعتی بهره می‌برند در حال شکل‌گیری است. علی‌رغم این پیشر�ت‌های صنعتی، زندگی در شهرهای پرجمعیتی مانند لندن دشوار است. کارگران در سخت‌ترین شرایط غیر انسانی و برای ساعات طولانی به کار گمارده می‌شوند. وضعیت بهداشتی در لندن اس�‌بار است و تا ده‌ها سال بعد نیز بدین گونه خواهد ماند.

شش دهه پس از انتشار این نقاشی، صدها ن�ر به‌دلیل مخلوط‌شدن آب شهر لندن با �اضلاب انسانی در وبای معرو� این شهر به هلاکت می رسند (سال ۱۸۵۴ م). در این دوران بیماری‌های ع�ونی و واگیر مهم‌ترین عامل مرگ بشر است. دانش پزشکی بیش از صد سال تا زمانی که عامل بیماری‌های میکروبی شناخته شود، �اصله دارد. آنتی‌بیوتیک وجود ندارد و مرگ در کودکی و جوانی به‌دلیل یک بیماری ساده کاملاً طبیعی است. حر�ه دندانسازی نیز مانند روزگار در آستانه تحول است. در زمان ترسیم این نقاشی، نیم قرن از انتشار کتاب «جراح دندان‌پزشک» توسط «پیر �وکارد» طبیب �رانسوی که به نام بنیان‌گذار دندان‌پزشکی مدرن شناخته می‌شود، می‌گذرد. با وجود این، حر�ه دندانسازی، برخلا� پزشکی، هنوز یک رشته دانشگاهی نیست. در این دوران، حر�ه دندانسازی در انگلستان توسط دندانسازان تجربی و آرایشگران و آهنگران انجام می‌شود. اولین مدرسه آموزش دندانسازی دنیا شصت سال بعد از ترسیم این نقاشی در آمریکا تأسیس می شود (۱۸۴۰ میلادی).

در چنین روزگاری، توماس رونالدسون با ترسیم «کاشت دندان» علاوه بر ثبت گوشه‌ای از تاریخ دندانسازی، نابرابری طبقاتی در دوران انقلاب صنعتی را به نمایش می‌گذارد. در مرکز این تصویر پسرکی با لباس تیره قرار دارد که پیشه او تمیزکردن لوله‌های دودکش و بخاری است. بالای سر او، مرد دندانساز با لباس آراسته در حال کشیدن دندان پسر جوان دیده می‌شود. در سمت چپ این پسر، زنی ثروتمند که احتمالاً قرار است دندان‌های پسر �قیر در دهان او کاشته شود، نظاره‌گر است. به نظر می‌رسد زن ثروتمند دماغش را با یک کیسه معطر پوشانده تا از بوی تع�ن پسر ژنده‌پوش در امان بماند. در سمت راست تصویر، زن ثروتمند دیگری نشسته در حالی که دندانساز با دقت دهان او را نگاه می‌کند. در پشت این دو نیز مردی خوش‌پوش در لباس آراسته دندان‌هایش را در آینه برانداز می‌کند. در سمت راست تصویر دو کودک �روشنده دندان در حال خروج از محل کار دندانساز دیده می‌شوند در حالی که به خاطر درد کشیدن دندان‌های سالم‌شان، چهره در هم کشیده‌اند. یکی از این کودکان پولی را که در ازای �روش دندان از دندانساز گر�ته، می‌شمارد. روی در ورودی محل کار دندانساز نوشته شده: «به دندان‌های زنده پول بیش‌تری پرداخت می‌شود». دندانسازان نه تنها در کاشت دندان، بلکه در دادوستد دندان تهیدستان نقش داشته‌اند.

در بسیاری از کشورهای جهان، سهم عموم مردم از پیشر�ت‌های حر�ه دندان‌پزشکی هم چنان همان کشیدن دندان است و بس. همچنین، اگرچه خرید و �روش دندان دیگر رایج نیست، اما �روش برخی اندام‌های بدن، به‌ویژه به منظور انجام پیوند کلیه، همچنان متدوال است.

پیشینه کشیدن دندان تهیدستان و کاشتن آن‌ها در دهان ثروتمندان به آزمایش‌های جراح ماجراجوی بریتانیایی به نام «جان هانتر» باز می‌گردد. وی در سالهای میانی قرن هجدهم با انجام آزمایش‌هایی پیوند اعضای بدن را بین موجودات زنده تجربه کرد. وی در آزمایش‌هایش به دندان علاقه ویژه داشت. از این آزمایش‌ها تاج خروسی که در آن دندانی قرار دارد در موزه جراحان سلطنتی باقی است. او در سال ۱۷۷۱ با انتشار «تاریخ طبیعی دندان انسان» جابه‌جایی دندان بین موجودات زنده من جمله انسان را شرح داد. به‌دنبال این آزمایش‌ها بود که این روش توسط دندانسازان برای جایگزینی دندان‌ها است�اده شد. انجام کاشت دندان، به گونه‌ای که در این نقاشی دیده می‌شود، اما چندان دوام نیا�ت و در پایان قرن نوزدهم منسوخ شد. آن‌چه موجب کنارگذاشتن این دادوستد ناعادلانه و ماجراجویی پزشکی بی‌رحمانه شد، ملاحظات اخلاقی نبود. آن گونه که از گزارش‌های پزشکی آن روزگار بر می آید این روش عموماً مو�قیت‌آمیز نبود و در مواردی منجر به مرگ دریا�ت‌کنندگان دندان شده است. برای مثال در سال ۱۷۸۵، مرگ یک زن به‌دلیل ع�ونت پس از کاشت دندان در مجله «مبادلات پزشکی» گزارش شده است. همچنین، در سال ۱۷۸۹، یکی از دندانسازان خاندان سلطنتی با انتشار مقاله‌ای در «مجله پزشکی لندن» موارد متعددی از مرگ و بیماری به علت ع�ونت‌های کشنده نظیر سی�لیس را روایت کرده است.

در پایان این یادداشت از دریچه تاریخ نگاهی به حال و آینده می‌اندازیم. برخلا� سال‌هایی که این نقاشی در آن ترسیم شده است، امروزه ع�ونت از علت‌های نادر مرگ و میر است. کاشت دندان به شیوه بیرحمانه‌ای که توصی� شد، انجام نمی‌شود. دادوستد دندان تهیدستان منسوخ شده است. حر�ه دندان‌پزشکی راه‌های گوناگونی برای جایگزینی دندان معر�ی کرده است که جدیدترین نمونه آن کاشت ایمپلنت‌های دندانی است. اما این اخبار امیدبخش تنها روی خوش ماجراست. واقعیت آن است که در بسیاری از کشورهای جهان، سهم عموم مردم از پیشر�ت‌های حر�ه دندان‌پزشکی هم چنان همان کشیدن دندان است و بس. همچنین، اگرچه خرید و �روش دندان دیگر رایج نیست، اما �روش برخی اندام‌های بدن، به‌ویژه به منظور انجام پیوند کلیه، همچنان متدوال است. علی‌رغم بهبود چشمگیر کی�یت زندگی نسبت به دوران انقلاب صنعتی، به نظر می‌رسد تغییری در توزیع نامناسب و ناعادلانه قدرت و ثروت در جامعه بشری ایجاد نشده است. تهیدستان همچنان ناچارند برای ادامه حیات دشوارشان آخرین سرمایه طبیعی‌شان را به دیگران واگذار کنند. برخلا� دندانسازان قرن هجدهم، حر�ه پزشکی امروزه به‌صورت مستقیم در دادوستد اعضای بدن تهیدستان مشارکت ندارد. علی‌رغم این، حر�ه پزشکی با انجام جراحی‌های پیوندی که به‌واسطه �روش اعضای بدن تهیدستان میسر شده، به‌صورت تلویحی مهر تأیید بر مشروعیت این دادوستد ناعادلانه زده است. این یادداشت را با طرح یک پرسش به پایان می‌رسانم. آیندگان در مورد تأیید ضمنی دادوستد اعضای بدن تهیدستان توسط حر�ه پزشکی چگونه داوری خواهند کرد؟

مشاهده ادامه مطلب

مکلفیت او د کار قوه

مکلفیت د اجباري کار هغه حالت دی چې د یو هېواد ټول (یا ځینې) وګړي د دولتي دستګاه خدمت ته راځي. عموماً مکلفیت د نظامي خدمت له پاره کارول کېږي.

د نړۍ په کچه د مکلفیت تاریخ تر پخوانیو تمدنونو پورې رسېږي. د هامورابي پاچاهي(۱۷۹۱ ق.م-  ۱۷۵۰ ق.م) هغه لومړی دولت دی چې د مکلفیت ذکر یې د قانوني موادو په توګه تر موږ رارسېدلی دی.

په افغانستان کې د امیر شیرعلي خان د پاچاهۍ پر مهال د افغانستان د منظمې اردو بنسټ کښېښودل شو چې هم تعلیم ورکول کېده، هم یې خپل ځانګړی لباس درلود او هم یې مشخص تشکیلات درلودل. د امیر عبدالرحمن خان د پاچاهۍ پر مهال د افغانستان اردو نوره هم منظمه شوه. په دې اردو کې د دایمي پرسونل تر څنګ د ولس له منځه هم یو شمېر سرتېري جلبېدل. د شلمې پېړۍ په پیل کې به د هرو اتو تنو تر منځ یو تن عسکري خدمت ته رابلل کېده (هشت یک) چې لګښت به یې د ولس له خوا ورکول کېده (په اتو تنو کې به یو تن عسکري کوله او نورو اوو تنو به د هغه د ژوند د تامین له پاره ونډه ورکوله).

د ۱۳۳۰ هـ. ل. کال د مکلفیت نظامنامې عسکري خدمت د هېواد پر ټولو نارینه وو، د دوه ویشت کلنۍ او شپږ څلوېښت کلنۍ ترمنځه، اجباري کړ چې دوه کاله یې د خدمت دوره وه او پاتې برخه یې د احتیاط دوره وه.

عسکري مکلفیت تر ۱۳۷۱ کال پورې دوام درلود. کله چې په ۱۳۷۱ کال کې د افغانستان د ملي اردو بنسټونه وړنګېدل نو مکلفیت هم بالفعل پای ته ورسېد.

د افغانستان اوسنی اساسي قانون په خپله پینځه پنځوسمه ماده کې له هېواد څخه دفاع د افغانستان د ټولو اتباعو وجیبه بولي او د عسکري مکلفیت د دورې تنظیمول قانون ته موکولوي. خو عملاً د افغانستان ملي اردو یوه مسلکي اردو ده چې عسکر یې د داوطلبانه فردي قرارداد له مخې استخدامېږي.

ولسمشر حامد کرزي د مونیخ په امنیتي کنفرانس کې (د ۲۰۱۰ د فبروري ۷) علاقه وښودله چې د مکلفیت دوره بېرته راژوندۍ کړي خو په دې برخه کې یې کوم عملي اقدام و نه کړ.

په معاصرو جنګونو کې د تخنیک او مسلک اهمیت ته په کتو، شونې نه ښکاري چې عسکري مکلفیت دې د پخوا په څېر بېرته راژوندی شي. اوس د سرتېرو معاش د تېر په څېر د نظامي لګښتونو تر ټولو مهمه برخه نه ګڼل کېږي او هغه سپما چې د مکلفیت له لارې د عسکرو په معاشونو کې کېدای شي د هغو ستونزو پر وړاندې چې یو غیر حرفه یی اردو یې رامنځ ته کولای شي د پام وړ نه برېښي.

د مکلفیت د ښیګڼو په اړه دا ویل هم ضرور دي چې په مکلفیت کې یوازې د پوځ د لګښتونو موضوع نه ده شامله بلکې دا دوره د ملي یووالي د تحکیم له پاره، په ټولنه کې د بې سوادۍ د کچې د تشخیص او محدودولو له پاره، د ځوانانو د سالمې روزنې له پاره هم اهمیت لري.

عملاً په ټوله نړۍ کې شاوخوا پنځوس هېوادونو لا اوس هم د عسکري مکلفیت یو ډول ساتلی دی.

د افغانستان په شرایطو کې د ملي امنیتي ځواکونو د بشري قوې اړتیاوې د مکلفیت له لارې نه شي پوره کېدلای نو مکلفیت د اردو له پاره یوه ګټوره طرحه نه ده خو په ملکي برخه کې کېدای شي پر دې موضوع غور وشي.

د ملي یووالي د روحیې د روزلو او په هېواد کې د بې سوادۍ او ټولنیزو انحرافاتو د مخنیوي په خاطر د یو ډول مکلفیت د رامنځ ته کولو اړتیا شته. افغانستان دې ته اړتیا لري چې په یو تعریف شوي چوکاټ کې، د طبقاتي توپیرونو پرته، خپلو ځوانانو ته داسې شرایط مهیا کړي چې ټول سره په ګډه د هېواد د پرمختګ او سوکالۍ له پاره کار وکړي، یو بل سره وپېژني، د متقابلې مرستې او همکارۍ روحیه پیدا کړي او د هېواد د بنسټیزو اړتیاوو په پوره کولو کې په مساوي توګه ونډه واخلي. په دې چوکاټ کې دا زمینه هم مساعدېدلای شي چې ځوانان په کې سواد او مسلکي زده کړو ته لارسی پیدا کړي.

د دې له پاره چې افغانستان له اقتصادي پلوه پر ځان بسیا شي، ضرور ده چې لازمې زېربناوې ورغوي. د زېربناوو رغول مادي او بشري امکانات غواړي چې په ازاد بازار کې یې رانیول ډېرې پیسې غواړي. د زېربناوو د رغولو د بیې راټیټول د هېواد پر ځان بسیاینې له پاره یو مهم شرط دی.

په دې برخه کې یو د پام وړ ټکی دا دی چې د زېربناوو رغول تر بل هر څه زیات، د کار قوې ته اړتیا لري. د اوبو بندونه او سړکونه هغه مهمې زېربناوې دي چې تر شپېته سلنې پورته پر بشري قوه متکي دي. د تعمیراتو په برخه کې هم بشري قوه د ټول ارزښت تر نیمایې پورې تشکیلوي. همدا راز د افغانستان د طبیعي زېرمو استخراجول هم لږ تخنیک او ډېره بشري قوه غواړي. پر دې اساس که افغانستان وکړای شي چې د کار د قوې لګښت یو معقول حد ته راټیټ کړي نو د زېربناوو د تمویل اړتیا تر نیمایي زیاته کمولای شي.

له بل لوري، که څه هم د افغانستان ځوان نسل ورځ تر بلې ډېر ښونځيو ته لاسرسی پیدا کوي خو هېواد مو لا هم د مسلکي کارګرو له تشې سره مخ دی. د ځوانانو د بېکارۍ کچه هم د فاجعې تر حده لوړه ده. د کارموندنې د فرصتونو ایجادول پیاوړی اقتصاد غواړي او د اقتصاد پیاوړتیا د زېربناوو او خامو مواد ته د لاسرسي تابع ده.

اوس مهال، د افغانستان اقتصاد عمدتاً مصرفي اقتصاد دی او پر ځان بسیاینه تر هغو د یو موهوم هدف په بڼه پاتې کېږي چې اقتصاد مو تولیدي شوی نه وي. د کورنیو عوایدو کچه په مستقیم ډول د تولید له وړتیاوو سره تړلې ده. د تولید وړتیا په خپل وار د مناسبو زېربناوو پر شتون ولاړه ده. د زېربناوو رغول مالي امکانات غواړي چې یواځینۍ د منلو وړ منبع یې تولیدي وړتیا ده. په دې ډول اوس د افغانستان اقتصاد په یوه معیوبه کړۍ کې راګېر دی چې باید ماته شي.

که وکړای شو چې د اقتصاد دغه معیوبه کړۍ په یوه ګټوره کړۍ بدله کړو نو له بوختې د وتلو لار موندلای شو. د دغې ګټورې کړۍ د رامنځ ته کولو یوه لار ښایي چې د کار د قوې له پاره په یو نوي ډول، د مکلفیت بیا راژوندي کول وي.

دلته د دغه بنسټیز بدلون د یو ممکن مکانیزم پر وړاندیز بحث کول غواړم:

۱ – د مکلفیت د قانون په چوکاټ کې د پینځه سوه زرو او یو ملیون تنو تر منځ د کاري ځواک ایجادول

د افغانستان د اساسي قانون د پینځه پنځوسمې مادې د حکم پر اساس له هېواد څخه دفاع د هېواد د ټولو اتباعو وجیبه ده او د ملي اقتصاد پیاوړتیا له ملي ګټو د دفاع یوازینۍ لار بلل کېږي. د اساسي قانون د همدې تعبیر پر بنسټ د هېواد ټول اتباع مکلف دي چې د ملي اقتصاد په بیا رغولو کې مشخصه ونډه واخلي. دغه ونډه اخیستل د کار د ملي ځواک له پاره د مکلفیت دوره ده.

د هېواد ټول نارینه اتباع چې د شل کلنۍ سن یې پوره کړی وي او په تعلیم بوخت نه وي، د ملي خدمت د مکلفیت یوکلنه دوره تېروي. هغه ځوانان چې په شل کلنۍ کې په یوه تعلیمي مرکز کې په زده کړو بوخت دي، د تعلیم تر ختمولو وروسته د مکلفیت دورې ته جلبېږي.

د مکلفیت له پاره جلب شوي ځوانان د استوګنې د ځای، خوراک او پوښاک تر څنګه، علي السویه، د مللکي خدماتو د اتم بست د کارمند د معاش د شپېتو فیصدو معادل مدد معاش مستحق دي.

که جلب شوي ځوانان مسلکي زده کړې او مهارتونه ولري نو د خپلې وړتیا مطابق په کار ګومارل کېږي او که مسلکي مهارتونه و نه لري د اړتیاوو په نظر کې نیولو سره داسې دنده ورسپارل کېږي چې د هغه له غوښتنو او د کار د بازار له تقاضاوو سره مناسبت ولري. هغه ځوانان چې سواد نه لري، د خدمت په دوره کې حیاتي سواد تر لاسه کوي. هغه ځوانان چې لوړې زده کړې یې کړې دي د اړتیاوو په نظر کې نیولو سره، د کاري قوې په چوکاټ کې، په داسې دندو ګومارل کېږي چې یوه مناسبه کاري تجربه ترلاسه کړي.

د مکلفیت له دورې څخه د تېښتې د مخنیوي په خاطر د واده، سفر او کار په شمول له ټولو مدني حقونو څخه د برخمن کېدو له پاره د کاري قوې له مکلفیت څخه د ترخیص درلودل لازمي دي.

۲ – د کار د ځواک تنظیم

دا ځواک د عامه ګټو د وزارت په چوکاټ کې تنظیمږي او د یو عالي بین الوزارتي بورډ له خوا څارل کېږي.

د زېربناوو د رغولو په ټولو قراردادونو کې د کار له ځواک څخه د استفادې ونډه او شرایط ذکر کېږي. هر قرار دادي به مکلف وي چې د امکان تر حده د کاري ځواک له بشري منابعو کارواخلي او په مقابل کې یې د بازار د نرخونو مطابق دولت ته معاوضه ورکړي.

د دولت د زېربنایي پروژو په تطبیق کې د کاري ځواک له خدماتو کار اخیستنه د قانون له لارې تنظمیېږي.

۳ – ارزونه

  • د مکلفیت پر بنسټ ایجاد شوی کاري ځواک، له دې امله چې عام دی او د ټولنې پر ټولو اقشارو یو شان تطبیقېږي، د هېواد په رغونه او بیا رغونه کې د ټول ملت مستقیمه ونډه اخیستنه تامینوي.
  • د کارې قوې په چوکاټ کې جلب شوي ځوانان، له اړتیاوو سره سم د افغانستان په هر ګوټ کې په کار ګومارل کېږي. په دې توګه د بېلابېلو سیمو او قومونو وګړي یو بل سره پېژني، د همکارۍ، ګډ ژوند او دوستۍ اړیکې سره پالي.
  • د کاري ځواک په چوکاټ کې ټول هغه ځوانان چې له زده کړو محروم پاتې دي د سواد له نعمته برخمن کېږي.
  • د کاري ځواک په چوکاټ کې ځوانان حرفوي مهارتونه او کاري تجربه تر لاسه کوي. کېدای شي چې په دې ترڅ کې ممتاز کارګران تشخیص شي او د اختصاصي زده کړو زمینه ورته مساعده شي چې په هېواد کې دننه او له هېواده بهر د کار بازار ته لار ومومي.
  • هغه مدد معاش چې جلب شوو کارګرو ته ورکول کېږي د هېواد په بازارونو کې د فعالیت د غوړېدا لامل کېږي.
  • د کاري ځواک له برکته د زېربنایي پروژو په لګښتونو کې د پام وړ کموالی راځي چې دا په خپل وار د ډېرو پروژو د تطبیق له پاره شرایط را منځ ته کوي.
  • د کاري ځواک په مټ جوړې شوې زېربناوې د خلکو پر ژوند او اقتصاد مستقیم اغیز ښندي.
  • کله چې هر څوک شخصاً د هېواد په ودانولو کې خپله ونډه وویني، له هېواد سره مینه یې لا پیاوړې کېږي
  • د مستقیم او دوامدار طبي نظارت له لارې په ځوانانو کې د اعتیاد پدیده تر کنټرول لاندې راځي.
  • د ځوانانو تر منځ همکاري د اخلاقي او ټولنیز فساد په مخنیوي کې مثبت نقش لوبوي.

د مکلفیت له لارې د کار د قوې ایجاد ټولې هغه ګټې لري چې د عسکري مکلفیت د توجیه له پاره ورته ګوته نیول کېږي، خو دا ځواک د ملکي، اقتصادي اهدافو له پاره کارول کېږي چې له یوې خوا د هېواد مجموعي وړتیاوې لوړوي او له بلې خوا د ملي دفاع په چاره کې د نظامي عملیاتو تر څنګ د ټولنې پرمختګ ته هم د قدر وړ ځای پیدا کېږي.

لیکوال: نجیب منلی

مشاهده ادامه مطلب

استخوان پسماندهای ع�ونی لای گوشت اراک

پاسی از شب که می‌گذرد سرو کله کیسه‌های زرد پیدا می‌شود، تکیه داده بر دیوار ساختمان‌های پزشکان، کلینیک‌ها، روبروی مطب‌ها، کنار سطل‌های زباله عمومی یا درون آنها، اصلا گاهی آنقدر تجمعشان در سطل‌های زباله عمومی زیاد می‌شود که جایی برای کیسه‌های سیاه نمی‌ماند. این کیسه‌های زرد رنگ حاوی زباله های خاصی هستند که قانون به آنها پسماندهای پزشکی می‌گوید، زباله‌هایی که قانون می‌گوید نباید اینجا باشند ولی هستند.

ماده ۲ قانون مدیریت پسماند می‌گوید «به کلیه پسماندهای ع�ونی و زیان‌آور ناشی از بیمارستان‌ها، مراکز بهداشتی، درمانی، آزمایشگاه‌های تشخیص طبی و سایر مراکز مشابه گ�ته می‌شود. سایر پسماندهای خطرناک بیمارستانی از شمول این قانون خارج است».

قانونی که پسماندها را به ۵ دسته تقسیم‌بندی کرده از پسماندهای ویژه هم سخن گ�ته است. از نظر قانون «به کلیه پسماندهایی که به‌دلیل بالا بودن حداقل یکی از خواص خطرناک از قبیل سمیت، بیماری‌زایی، قابلیت ان�جار یا اشتعال، خورندگی و مشابه آن به مراقبت ویژه نیاز داشته باشد و آن دسته از پسماندهای پزشکی و نیز بخشی از پسماندهای عادی، صنعتی و کشاورزی که نیاز به مدیریت خاص دارند جزو پسماندهای ویژه محسوب می شوند». و بر اساس تبصره یک همین ماده پسماندهای پزشکی جزو پسماندهای ویژه هستند. ماده ۱۳ همین قانون نیز گ�ته است که «مخلوط کردن پسماندهای پزشکی با سایر پسماندها و تخلیه و پخش آنها در محیط و یا �روش، است�اده و بازیا�ت این نوع پسماندها ممنوع است».

حال اگر با همین میزان اشرا� بر این قانون، شب‌ها نگاهی به خیابان‌های اراک بیندازید و البته اگر خاطراتتان را از این خیابان‌ها مرور کنید، متوجه می‌شوید که سال‌هاست شاهد قانون‌شکنی آن‌هم از نوع انتشار ع�ونت در خیابان‌های این شهر توسط پاسبانان قسم خورده سلامتی انسان‌ها هستید و نمی‌دانید.

سرنگ، لوله‌های آزمایشگاهی پر از خون، کیسه‌های سرم، کیسه‌های خون، سرسوزن، دستکش‌ها و باندهای آلوده؛ پوست موز، جعبه شیرینی و انواع زباله خانگی مجموعه عجیب و براساس گ�ته کارشناسان، مجموعه «خطرناک و البته غیرقانونی» در سطل‌های زباله عمومی گوشه و کنار شهر اراک است که اگر اواخر شب به خیابان‌های محدوده استقرار پزشکان سری بزنید نمونه‌های آن‌را خواهید دید، مناظری که مصداق واقعی تهدید علیه سلامت عمومی و به خطر ا�تادن بهداشت اجتماعی است.

وضعیت وقتی خطرناک‌تر به نظر می‌رسد که گذر زباله‌گردها به این سطل‌ها می‌ا�تد. زباله‌گردی در ذات خود به‌واسطه سروکله زدن با زباله کار خطرناکی هست، حال وقتی گذر این ا�راد که قطعا از روی ناچاری به این کار روی آورده‌اند به سطل‌های زباله‌ای می‌ا�تد که محتویات آنها زباله‌های ع�ونی است، آنچه قطعا تهدیدآمیز است برخورد دست این ا�راد با اجسام برنده، تیز یا آلوده ع�ونی از قبیل سرنگ، اجسام خونی و آلوده و شاید حتی تیغ‌های جراحی است. از سویی این ا�راد ضایعاتی از نوع پلاستیک، �لز یا امثال آن را جمع می‌کنند و برخی زباله‌های پزشکی هم‌چون کیسه‌ها و لوله‌های سرم و بسته‌بندی‌های اقلام پزشکی پلاستیکی و.. در زمره همان چیزهایی هستند که زباله‌گردها جمع می‌کنند. معلوم نیست سرنوشت این زباله‌ها به کجا می‌کشد و نمی‌دانیم کدام وسیله پلاستیکی که امروز است�اده می‌کنیم حاصل ذوب همین مواد است.

زمانی یک مسئول در حوزه استاندارد از نگرانی‌اش درخصوص اسباب‌بازی‌هایی می‌گ�ت که قاچاقی وارد کشور می‌شوند و معلوم نیست که از چه موادی ساخته شده‌اند و شاید در ساخت آنها حتی زباله‌های پزشکی است�اده شده باشد، غا�ل از اینکه این خطر بیخ گوش خودمان هم می‌تواند در حال رخ دادن باشد یا شاید هست.

براساس قانون، پسماندهای ع�ونی باید در کیسه‌های زردرنگ جمع‌آوری شوند، تمامی �عالان حوزه پزشکی هم از کیسه‌هایی با همین رنگ است�اده می‌کنند (این بخش قانون را حتما رعایت می‌کنند). کیسه‌هایی که در کنار خیابان در مجاورت کیسه‌های سیاه‌رنگ زباله خانگی مورد علاقه حیواناتی هم‌چون گربه‌ها قرار می‌گیرند و پاره شدن، سرنوشت محتوم عموم کیسه‌های زباله‌ای است که در معرض هجوم این‌گونه حیوانات قرار دارند. آلوده شدن این حیوانات، پخش شدن زباله‌های ع�ونی و آلوده به باکتری و ویروس در محیط‌های شهری، جذابیت سرنگ‌های پخش شده روی زمین برای معتادانی که پولی برای خرید سرنگ ندارند، همه و همه نکات خطرناکی است که توجه متولیان بهداشت عمومی و متولیان مدیریت شهری را می‌طلبد.

قانون مدیریت پساند در جای دیگری می‌گوید «مدیریت اجرایی پسماندهای صنعتی و ویژه به عهده تولیدکننده خواهد بود و در صورت تبدیل آن به پسماند عادی به عهده شهرداری‌ها، دهیاری‌ها و بخشداری‌ها خواهد بود».

وظی�ه مدیریت پسماند ع�ونی با تولیدکننده است

مدیر گروه بهداشت محیط و حر�ه‌ای مرکز بهداشت استان مرکزی نیز بر این نکته تاکید دارد. وی با اشاره به چهار گروه شاخص (ع�ونی، تیز و برنده، شیمیایی‌دارویی و پسماندهای پرتوی) در دسته‌بندی پسماندهای پزشکی، گ�ت: پسماندهای پرتوی دارای پروتکل خاص و تعیین‌تکلی� شده هستند و مراتب مربوط به آنها ح�اظت شده و به شیوه بدون خطا در حال انجام است، پسماندهای دارویی و شیمیایی نیز بسته‌بندی شده، شناسه‌گذاری شده و براساس قراردادهای منعقد شده به استانی دیگر و سایت امحای ایمن پسماندهای دارویی شیمیایی ارسال می‌شود.

حسن مهرعلی در خصوص مدیریت پسماندهای ع�ونی با تاکید بر اینکه طبق ماده ۷ قانون مدیریت پسماند، مدیریت اجرایی پسماندهای پزشکی و ع�ونی بر عهده تولیدکننده است، بیان کرد: پسماندهای ع�ونی از دو منبع بیمارستان‌ها و مطب‌ها و کلینیک‌ها تولید می‌شود؛ یکی از سنجه‌های اصلی اعتباربخشی در بیمارستان‌ها بحث مدیریت پسماند است، اگر در بازرسی بهداشت محیط مشخص شود که بی‌خطرسازی پسماندهای ع�ونی در بیمارستان انجام نمی‌شود و اعتبارسنجی، راستی‌آزمایی و پایش نمایشی باشد، یقینا این وضعیت در اعتباربخشی لحاظ می‌شود و هیچ بیمارستانی چنین ریسکی را نمی‌پذیرد. چرا که در تعر�ه‌های بیمارستان و هتلینگ تاثیرگذار است و از طر�ی به لحاظ حقوقی، بهداشت محیط می‌تواند در این خصوص اقامه دعوی کند. در حال حاضر تمام بیمارستان‌های استان اعم از دولتی و خصوصی مجهز به دستگاه اتوکلاو و بی‌خطرساز هستند و حتی این بی‌خطرسازی براساس شاخص و شناسه‌بندی و صحت کار انجام می‌شود.

وی در خصوص پسماندهای ع�ونی مطب‌ها ا�زود: در بحث مطب‌ها سازمان نظام‌پزشکی مکل� به اعمال مدیریت پسماند و استانداردهای بهداشتی و سلامت است، اخیرا تمام مطب‌ها و کلینیک‌ها در قالب‌ طرح ضربتی بازرسی و مورد پایش قرار گر�ته‌اند، بخشی از مطب‌ها از قانون مدیریت پسماند تمکین کرده و بخشی که تمکین نکردند، اخطار دریا�ت کردند که اگر اقدام اصلاحی انجام نگیرد اقامه دعوی در مراجع قضایی انجام می‌شود.

هرچند مدیریت پسماندهای ع�ونی برعهده تولیدکننده آنهاست و این زباله‌ها تنها در صورت تبدیل شدن به پسماند عادی باید توسط شهرداری ها مدیریت شوند، اما شهرداری اراک موظ� شده است در قالب ت�اهم‌نامه‌ای با نظام پزشکی زباله‌های پزشکی را از مبدا جمع‌آوری کرده و د�ن کند. نکته مهم‌تر اینجاست که در این اقدام از بی‌خطرسازی خبری نیست و این زباله‌ها مستقیما به چاله‌های د�ن می‌روند.

مهرعلی با اشاره به این ت�اهم‌نامه اظهار کرد: در حال حاضر سازمان نظام‌پزشکی و سازمان مدیریت پسماند شهرداری اراک قراردادی امضا کرده‌اند که براساس آن پسماندها در قالب و شرایط خاص از مطب‌ها و کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها دریا�ت، به سایت پسماند منتقل و د�ن می‌شوند.

وی در خصوص مطب‌های متخل� که زباله‌های ع�ونی خود را در سطل‌های زباله معمولی تخلیه می‌کنند اظهار کرد: اینکه پسماند ع�ونی هرشب بیرون از مطب و درون سطل زباله‌های معمولی قرار گیرد و سپس شهرداری آن‌را منتقل کند، غیرقابل پذیرش است؛ چرا که مطب‌ها و کلینیک‌ها باید به‌عنوان تولیدکننده این نوع پسماند، آن‌را مدیریت کنند و این مدیریت باید کارآمد و با رعایت سر�صل‌های سلامت باشد.

براساس این گزارش، درخصوص تعداد مطب‌ها و کلینیک‌هایی که قابلیت تولید زباله ع�ونی دارند عدد دقیقی بیان نشده و ارقامی که اعلام می‌شود تا حدودی مت�اوتند؛ همان‌گونه که درخصوص تعداد پزشکانی که تمایلی به عقد قرارداد و صر� هزینه اندک برای جمع‌آوری زباله‌هایشان توسط شهرداری ندارند، عدد دقیقی وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد بی توجهی پزشکان سوگند خورده برای سلامتی مردم، به صر� هزینه‌های ناچیز برای مدیریت آلودگی‌های خطرناکی است که خود تولید می‌کنند.

پسماندهای پزشکی بی‌خطرسازی نمی‌شوند

سرپرست سابق سازمان مدیریت پسماند شهرداری اراک نیز تاکید دارد که زباله‌های ع�ونی مطب‌ها و کلینیک‌های درمانی که توسط شهرداری جمع‌آوری می‌شوند، امحا و بی‌خطر نمی‌شوند و شهرداری تنها تلاش می‌کند این زباله‌ها به‌شکل درستی د�ن شوند.

وی با بیان اینکه شهرداری از نظر قانونی تکلی�ی در قبال جمع‌آوری و امحای زباله ع�ونی ندارد و بارها به‌صورت ش�اهی و مکتوب این موضوع را در جلسات کارگروه و جلسات خصوصی با دانشگاه علوم‌پزشکی، مرکز بهداشت و سازمان نظام پزشکی و تولیدکنندگان مطرح کرده‌ایم تا تولیدکننده تکلی� قانونی خود را انجام دهد گ�ت: متاس�انه در جلسات و کارگروه مدیریت پسماند استان و شهرستان مکررا این کار به عهده شهرداری گذاشته می‌شود.

عباسی تصریح کرد: براساس سیاست استان، شهرداری به عنوان پیمانکار در قبال دریا�ت بخشی از هزینه‌ها از برخی مطب‌ها و کلینیک‌ها، جمع‌آوری زباله‌های ع�ونی را انجام می‌دهد و د�ن تقریبا بهداشتی در مرکز د�ن به انجام می‌رسد و ترانشه‌ها آهک و خاک‌پوشانی می‌شوند. طبق قانون این زباله‌ها قبل از د�ن باید امحا شوند، اما در حال حاضر زباله‌های ع�ونی مطب‌ها و کلینیک‌های درمانی امحا نمی‌شود، اما سعی می‌شود با توجه به امکانات موجود، د�ن آنها به درستی انجام گیرد، هرچند این پسماندها باید کاملا بی‌خطرسازی شوند که این امر انجام نمی‌شود.

وی با اشاره به اقدام برخی از مطب‌ها نسبت به تخلیه زباله‌های ع�ونی خود در سطل‌های زباله‌ عمومی اظهار کرد: مخلوط شدن پسماند ع�ونی با پسماندهای عادی که ممکن است به‌دلیل پارگی کیسه زباله صورت گیرد، قابل قبول نیست؛ تمام تلاش ما بر این است که زباله‌ها در این مرحله مخلوط نشوند و با است�اده از خودروی در نظر گر�ته شده جدای از پسماندهایی عادی به محل د�ن بروند. اگر موردی از این تخل� آشکار صورت گیرد با آن برخورد می‌شود، چرا که اگر این زباله‌ها مخلوط شوند امکان جداسازی آنها وجود ندارد.

عباسی اضا�ه کرد: طبیعتا زباله‌هایی که با زباله‌های عادی مخلوط می‌شوند، درون کیسه‌های مخصوص قرار نمی‌گیرند و در سایت پسماند نیز امکان جداسازی آنها وجود ندارد. در واقع این مخلوط شدن زباله‌ها اقدام بسیار خطرناکی است که گاه از سوی برخی از مطب‌ها دیده شده است.

سرپرست سازمان مدیریت پسماند شهرداری اراک در خصوص استقرار زباله‌سوز بیان کرد: برای کمک به استان و شهرستان اراک گ�ته‌ایم اگر سرمایه‌گذار بخش خصوصی وارد شود برای بحث زمین و �ضا کمک می‌کنیم. قرار است استقرار زباله‌سوز در محل سایت د�ن پسماند انجام شود، این سایت ۱۲۵ هکتار وسعت دارد و حدود ۳ هکتار برای این دستگاه در نظر گر�ته شده است که در راستای استقرار، ت�کیک‌سازی و �نس‌کشی محل اقدام خواهد شد.

پزشکان زیر بار هزینه همکاری بخش خصوصی نمی‌روند

سرپرست جدید سازمان مدیریت پسماند شهرداری اراک، حمیدرضا قناتی، تصریح کرد: یکی دو شرکت در این خصوص اعلام همکاری کرده‌اند اما قیمت تمام شده کار توسط آنها بسیار بالاتر از کاری است که شهرداری انجام می‌دهد و پزشکان زیر بار تقبل این هزینه نمی‌روند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر ۸۵ درصد پزشکان در مطب‌ها و کلینیک‌ها با شهرداری قرارداد بسته‌اند و حدود ۲۵ تا ۳۰ پزشک هنوز اقدام به عقد قرارداد نکرده‌اند، ا�زود: این عدم تمکین از عقد قرارداد توسط کسانی که خود متولی سلامت هستند و قرار دادن زباله‌های ع�ونی در سطل‌های زباله عمومی توسط این پزشکان، برای کارگران شهرداری مسئول جمع‌آوری زباله مشکل ایجاد می‌کند.

سرپرست سازمان مدیریت پسماند شهرداری اراک در خصوص زباله‌های ع�ونی گ�ت: آلایندگی که یک لخته خون می‌تواند ایجاد کند شاید در حد یک مترمکعب باشد.

قناتی در خصوص د�ن این پسماندها عنوان کرد: د�ن این پسماندها بهداشتی است به‌طوری که ک� محل د�ن، رس کوبی و آهک کوبی می‌شود و سپس د�ن انجام شده و روی زباله‌ها خاک و آهک ریخته می‌شود. رس کوبی امکان ن�وذ شیرابه را به حداقل ممکن می‌رساند اما این کار از نظر مهندسی توجیه ندارد و باید از لایه‌های عایق در این بخش است�اده شود.

کارشناس مسئول پایش و پسماند محیط زیست استان مرکزی نیز در این خصوص گ�ت: محیط زیست به‌عنوان دستگاه ناظر با توجه به اهمیت موضوع بازدیدهای مکرر از وضعیت مطب‌ها و کلینیک‌ها دارد و اخطارهایی نیز به پزشکان جهت عقد قرارداد با شهرداری جهت جمع‌آوری پسماند داده است، اما هنوز تعدادی از پزشکان از قانون تمکین نکرده‌اند.

مریم حسین‌پناهی با بیان اینکه این اخطارها حتی منجر به ارجاع تعدادی پزشک به مراجع قضایی شده است که آنها به‌دلیل اهمیت وجهه پزشکی‌شان به سرعت اقدام به عقد قرارداد کردند، اما هم‌چنان تعدادی باقی مانده‌اند، تصریح کرد: متاس�انه هنوز نمی‌دانیم چرا کسانی که به خطرات پسماند تولیدی خود اشرا� کامل دارند پسماندهای ع�ونی خود را داخل سطل‌های زباله شهری می‌اندازند.

وی بیان کرد: به‌عنوان مثال برخی پزشکان حتی با وجود قرارداد با شهرداری باقی‌مانده س�رم را پسماند ع�ونی نمی‌دانند و تنها سوزن را به‌عنوان پسماند ع�ونی جدا و سرم را داخل کیسه‌های مشکی به‌عنوان پسماند عادی داخل زباله‌های عمومی می‌ریزند؛ در حالی‌که این سرم نیز خود پسماند ع�ونی محسوب می‌شود.

حسین‌پناهی اضا�ه کرد: محیط زیست به‌عنوان دستگاه ناظر وظی�ه نظارتی خود را به‌صورت مستمر انجام می‌دهد، اما مشکل اینجاست که پزشکان پس از گذشت مدتی از بازدید ناظران، مجدد اقدام به ریختن پسماندهای ع�ونی داخل پسماند عادی می‌کنند که با این کار� آنها ممکن است هر ات�اقی برای کارگر شهرداری یا حتی زباله‌گردها ایجاد شود.

مشاهدات ایسنا از حجم آلودگی‌های شبانه نشان می‌دهد که یا تعداد این‌گونه مطب ها بیشتر از آن چیزی است که اعلام می‌شود، یا میزان تولید زباله آنها بیشتر از دیگر مطب‌هاست و شاید به همین دلیل زیر بار قرارداد نمی‌روند، یا شاید با ماشین حمل زباله که هر روز از ساعت حدود ۱۷ تا ۲۰ جهت حمل زباله مطب‌ها اقدام می‌کند هماهنگ نیستند و زحمت نگهداری زباله‌هایشان را تا �ردا که ماشین حمل زباله ع�ونی از راه برسد به خود نمی‌دهند و آنرا کنار خیابان قرار می‌دهند.

نکته دیگر اینجاست که آن دسته از زباله‌های پزشکی که مخلوط با زباله‌های عادی به سایت پسماند می‌روند و توسط کارگران این سایت جداسازی می‌شوند، این ا�راد را مستقیما در معرض خطر بیماری قرار می‌دهند.

سومین نکته اینکه حتی اگر تمامی مطب‌ها نسبت به عقد قرارداد با شهرداری اقدام کنند و زباله‌هایشان را سر ساعت تحویل دهند و زباله‌های ع�ونی به سلامت در محل‌های مربوطه د�ن شوند، مشکل اصلی هم‌چنان پابرجاست و آن بی‌خطر نشدن این‌گونه زباله‌هاست. زباله‌هایی که هم در کنار خیابان‌ها می‌توان شیرابه‌های خطرناک‌شان را مشاهده کرد و هم قطعا خطر ن�وذ شیرابه‌هایشان در محل د�ن حتی اگر آهک کوبی و رس کوبی شده باشد وجود دارد که منجر به آلوده شدن خاک می‌شود.

در این میان آنان که بی‌سروصدا کار خودشان را می‌کنند و به خیر و سلامت از تیغ قانون می‌گریزند، پزشکانی هستند که علاوه بر عدم رعایت نص صریح قانون در خصوص مدیریت پسماندهای تولیدی‌شان، حالا که سازمانی بار بخشی از مسئولیت آنان را برعهده گر�ته باز هم از عقد قرارداد در این رابطه به بهانه هزینه آن- که قطعا در برابر درآمد این قشر بسیار ناچیز است- خودداری می‌کنند و شاید گاه زیر بار جریمه‌ای می‌روند که براساس قانون بیشتر از هزینه‌ای است که در کل سال باید بابت حمل زباله‌هایشان به شهرداری بپردازند. گرچه در قانون صراحتا عنوان شده بی‌خطرسازی پسماندها برعهده تولیدکننده است، اما برخی از آزمایشگاه‌ها و مطب‌ها حتی حاضر نیستند هزینه ۲۱۹۰۰۰ تومانی جمع‌آوری پسماندهایشان آنهم به‌صورت بی‌خطرسازی‌ نشده را بپردازند.

مشاهده ادامه مطلب

«دولت در اختیار صاحبان سرمایه‌های تجاری و بنگاه‌های شبه خصوصی است»

حسین راغ�ر می‌گوید «دولت در اختیار صاحبان سرمایه‌های تجاری و بنگاه‌های شبه خصوصی و شبه دولتی است و منا�ع گروه‌های ذی‌ن�وذ و بزرگ سیاست‌های دولت را شکل می‌دهند و رقم می‌زنند». این استاد دانشگاه اقتصاددان‌هایی که رسیدن نرخ دلار به ۱۱ هزار تومان را «کاهش نرخ ارز» عنوان می‌کنند را «مزدوران ما�یای قدرت و ثروت در کشور» نامیده و گ�ته است «از نظر این آقایان  رسیدن نرخ به ۱۱ هزار تومان به معنی کاهش است؛ در حالیکه این نرخ نسبت به ۶ ماه پیش تقریبا ۲/۵ برابر شده است و است�اده از عبارت کاهش نرخ ارز در واقع مهندسی ا�کار عمومی است».

این اقتصاددان درباره ا�زایش نرخ ارز معتقد است «ا�زایش نرخ ارز براساس هیچ قاعده‌ای نبود جز ح�ظ منا�ع بانک‌های ورشکسته خصوصی و تامین مالی بدهی‌های بزرگ دولت. البته چهار شوک ارزی که پس از جنگ تحمیلی در اقتصاد ایران روی داد همه به توصیه‌های طر�داران نظام بازار آزاد بود و موارد آن کاملا مشخص است. به‌طوری که به دولت دهم نیز توصیه می‌کردند که برای جبران کسری بودجه نرخ ارز را ا�زایش دهد و به جرات می‌توان ادعا کرد این طرز �کر در پشت هر چهار شوک ارزی از سال ۱۳۷۳ تا امروز بوده است».

وی درباره ا�زایش میزان خرید مواد اساسی از سوی خارجی‌ها در مناطق مرزی کشور گ�ته است «نباید این را جزو صادرات بدانیم بلکه این چپاول مایحتاج و مواد مورد نیاز مردم است و با تغییر واژه نمی‌توان از عمق �اجعه کاست. به نظرم این مسئله قابل قبول نیست و به زودی پیامدهای آن آشکار خواهد شد، به‌ویژه با نزدیک شدن به پایان سال نمایان‌تر خواهند شد؛ البته دولت سعی خواهد کرد آن را نتیجه تحریم‌ها قلمداد کند در حالی‌که اینها پیامدهای اقدامات خود دولت است».

مشاهده ادامه مطلب

«گزارش مقدار �لزات سنگین در محصولات غذایی محرمانه است»

مدیر د�تر آب و خاک سازمان ح�اظت محیط زیست می‌گوید نمونه‌برداری‌ها از محصولات کشاورزی در نقاط مختل� کشور نشان می‌دهد «سموم و �لزات سنگین باقیمانده در محصولات غذایی بیش از حد استاندارد و نگران‌کننده است؛ چون این گزارشات پراکنده و محرمانه است، من اطلاعات دقیقی از جزییات آن ندارم». وی دلیل عمده ابتلا به سرطان را �لزات سنگین باقیمانده در مواد غذایی دانسته که ناشی از سموم د�ع آ�ات است.

علی مریدی از وضعیت کشاورزی در کشور انتقاد کرده و گ�ته «به‌دلیل مصر� بی‌رویه کود و سموم در حوزه کشاورزی اکولوژیک و پایدار وضعیت مناسبی نداریم. بررسی آماری بین الگوی غذایی و باقیمانده مواد خطرناک در محصولات غذایی خیلی جدی گر�ته نشده است درحالی‌که باید مطالعات گسترده‌ای در این زمینه صورت گیرد. به هر حال آلودگی خاک علیرغم غیرقابل مشاهده بودن می‌تواند به شدت خطرناک باشد».

�رسایش خاک و آلودگی خاک جزو تهدیدات اصلی در محیط زیست ایران به‌شمار می‌آیند. میزان �رسایش خاک در ایران حدود ۱۶/۷ تن در هکتار است و برخی کارشناسان، ایران را رتبه نخست �رسایش خاک در جهان می‌دانند. تشکیل هر ۱ سانتی‌متر خاک تقریبا به ۱۰۰ سال زمان نیاز دارد.

مشاهده ادامه مطلب