دانلود آهنگ ندیم حال غریب

دانلود آهنگ جدید ندیم حال غریب

امشب آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه حال غریب با صدای ندیم با تکست آماده کرده

شعر : دریا / آهنگسازی : رسول پویان / تنظیم کننده : مسعود مفیدی

Exclusive Song: Nadim – “Hale Gharib” With Text And Direct Links In UpMusic

Nadim Hale Gharib دانلود آهنگ ندیم حال غریب

متن آهنگ حال غریب ندیم

♪♪♫♫♪♪♯

چه حال غریبی چه روز سیاهی به سختی رسیدم سر یه دوراهی
♪♪♫♫♪♪♯ با این روزگارم همش بی قرارم دیگه حس خوبی به دنیا ندارم ♪♪♫♫♪♪♯
همش انتظارو یه مشت راه بسته همش بی قرار و دلی که شکسته
از اول یه حس غلط بود و بس میدونم چقد بینمون فاصلس

♪آهنگسازی : رسول پویان♪
خودم خواستم این حسو باور کنم میخواستم بمیرم ولی سر کنم
♪♪♫♫♪♪♯ از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود ♪♪♫♫♪♪♯
دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست
از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود
دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست

UpMusicTag دانلود آهنگ ندیم حال غریب

یه شب بخت من سازگاری نکرد با دردم کسی گریه زاری نکرد
♪♪♫♫♪♪♯ نتونستی از غم نجاتم بدی فقط حرف عشقو یه دم میزدی ♪♪♫♫♪♪♯
از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود
دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست
♪♪♫♫♪♪♯ از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود ♪♪♫♫♪♪♯
دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست

♪♪♫♫♪♪♯

ندیم حال غریب

منبع ( source ) : دانلود آهنگ ندیم حال غریب

مشاهده ادامه مطلب

حالا که رو بازی می‌کنیم

یک

در قسمت سوم فیلم «اونجرز(avengers)»، که لیگِ اروپای سوپرهیروهای هالیوود محسوب می‌شود(هالک، کاپتان امریکا، تور، کت‌وومن، آیرون‌من و سایرین)، قهرمان‌ها با بحرانی تازه مواجه‌اند؛ مبارزه‌ی آنها با «بدی» که سال‌هاست در سینمای هالیوود در کالبد انواع کارکترها بازروایت شده، این‌بار چالش اخلاقیِ تازه‌ای دارد؛ مسئله این است که نبرد «اجتناب‌ناپذیر» آنها با «شر مطلق» برای مردم بی‌گناه هزینه‌ها و خطراتی به بار می‌آورد. مردم به واسطه‌ی قدرت قهرمان‌ها همواره در معرض آسیب قرار دارند، هرچند که در نهایت مسیر داستان سعی دارد به ما بفهماند که خیر آنها بارها بیشتر از احتمال ضررشان است؛ چرا که اگر آنها نباشند، شر که همیشه در کمین است، می‌آید هرآنچه هست را نابود می‌کند. برای همین آنها همیشه باز می‌گردند. پس قهرمان‌ها در یک دوراهی قرار دارند؛ با بدی بجنگند و هزینه‌هایش را – که از جمله بدنامی عمومی است – بپذیرند، یا کنار بکشند و با وجدان‌شان تنها بمانند (بتمنِ‌های نولان)، ولی ما با آنها احساس همدردی (sympathy) داریم، چون قبلا این دوگانه‌ی اشتباه و از بیخ غلط را پذیرفته‌ایم.

واضح است که این هوشمندانه‌ترین و زیرکانه‌ترین شکل استعاره‌سازی برای توجیه فعالیت جریان محافظه‌کار است که سال‌هاست در انواع شکل‌های روایی در سینمای هالیوود و گفته‌های سیاست‌مدارها تکرار می‌شود. اگر مارگارت تاچر زنده بود، احتمالا از دیدن صحنه‌های دراماتیک فیلم اونجرز اشک روی گونه‌اش جاری می‌شد. از این منظر، یادداشت آقای قوچانی «جرات محافظه‌کاری داشته باش»، منتشر شده در شماره‌ی ۶۵+۶۴ روزنامه‌ی سازندگی، بیشتر از هر چیز برای من یادآور الگوی فیلم‌های فانتزی و علمی‌تخیلی سینمای بدنه‌ی امریکا است، هرچند که ایشان حداقل حتی اشاره‌ای هم به هزینه‌های ناشی از به اجرا گذاشتن طرح‌های به قول خودشان پدران و مادران نئولیبرال، از شیلیِ پینوشه تا روسیه‌ی یلتسین نمی‌کند . ظاهرا قهرمان‌های آقای قوچانی، حداقل در کشورهای خودشان «خیر مطلق» هستند.

دو

از نکته‌های ریز و درشتِ تیتروار نوشته‌ی آقای قوچانی که بگذریم، به گمانم یک نکته‌ی بسیار بانمک در این گزارش است که تمام انگیزه‌ی نوشتن این یادداشت را مدیون آن هستم. این نکته از پاراگرافی می‌آید که نوشتنش چه آگاهانه باشد، چه ناآگاهانه، در یک هارمونی شگفت‌انگیز با مضمون یادداشت هماهنگ است؛ این پاراگراف نشان از آن دارد که اتفاقا آقای قوچانی جانِ کلام محافظه‌کاری را خوب فهمیده و به مثابه یک استراتژی آن را در عمل به کار می‌برد؛ گزارش در مورد چیست؟ ستایش از محافظه‌کاری، با بررسی موردی خانم تاچر. در صفحات دیگر روزنامه هم دو دیوار به تصاویر خانم تاچر اختصاص پیدا کرده که تزئین شده با عکس‌ها و کپشن‌هایی در توصیف فعالیت‌های قهرمانانه‌ی ایشان؛ مارگارت تاچر در بغل پدرش، مارگارت تاچر در حال ظرف شستن در خانه و غیره. اما نکته‌ی جالب کجاست؟ تکه‌ی مورد نظر عینا نقل می‌کنم:

«تکلیف ما به عنوان یک ایرانی با مارگارت تاچر  روشن است: تاچر لیبرالی محافظه‌کار بود که بر اساس اصول محافظه‌کاری با انقلاب اسلامی ایران مانند هر انقلابی در ستیز بود و خصلت هر لیبرال محافظه‌کاری است که ناسیونالیست هم هست و جهان وطنی نیست و بنا به پنج اصل مقدس محافظه‌کاری: مالیکیت، مذهب، خانواده، ملت دولت، بیش از آنکه به فکر مفهوم اساطیری جامعه‌ی جهانی باشد در پی منافع ملی بریتانیا بود و بر همین اساس در طول جنگ ایران و عراق در صف دشمنان جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. تاچر نمادی از تداوم استعمار انگلیس بود که منافع این امپراتوری بنا شده بر خون به عنوان یکی از نخستین مصادیق امپریالیسم صنعتی و تجاری- را پیگیری می‌کرد و از این رو هیچ ایرانی میهن دوستی نمی‌تواند تاچر را از منظر منابع ملی ایران تایید کند. همچنان که رونالد ریگان، ویلادمیر لنین، مائو تسه تونگ، شارل دوگل، آدولف هیتلر، آتاتورک، ویلادمیر پوتین، جمال عبدالناصر و دیگران را نمی‌توان از منظر منافع ملی ایران ستود» پس از این بند، ستایش تاچر آغاز می‌شود؛ تاچر ضد کمونیسم، تاچر ضد فمینسم، تاچر لیبرال، و غیره.

فانتزی‌هایی عامه‌پسند با این مضمون از قبیل ترمیناتور و سایرین، دقیقا سعی در جا انداختن همین مسئله را دارند؛ اگر وضع موجود راضی نیستید، یک‌چیز سیاه لجز، گودزیلا، سوسک‌های آدم‌خوار، موجودات فضایی، هرج‌مرج طلبان، تروریست‌ها و سایرین بیرون در انتظارتان هستند؛ اگر مشکلی دارید بفرمایید بهشان ملحق شوید.

به نظر نیازی به توضیح ندارد که این پاراگراف در متن حکم سوپاپ اطمینان، یا پیشگیری از «خطر احتمالی» را دارد. چه خطری؟ مگر کسی چیزی گفته؟ وقتی هنوز گزارش چاپ نشده باشد، چه کسی می‌تواند چیزی بگوید؟ کار آقای قوچانی شبیه حدیث‌نفس شخصِ وسواسی و مضطربی است که مدام این‌پا و آن‌پا می‌کند و نگران است که مبادا گفته‌اش که شاید اصلا حرف بدی هم نباشد- کسی را از او برنجاند. این «کسی» احتمالا در اینجا «چشمان ناظر» ناپیدا است. ناخودآگاه یاد جنجال سال گذشته می‌افتم که مطلب طنزی از نویسنده‌ای در هفته‌نامه‌ی ایشان چاپ شد، و آن زمان هم پیش از آنکه کسی چیزی بگوید، ایشان پیش‌دستانه، و برای نشان دادن حسن نیت‌شان به علت وجود همان چشمان ناظر- بیانیه‌ای دادند، و اول مجله‌شان را از آن نوشته مبرا کردند، و بعد هم خودشان داوطلبانه چند شماره‌ای هفته‌نامه را منحل کردند. آن وقت هم کسی چیزی نگفته بود. واقعا عملکرد آقای قوچانی و خصوصا مورد خاص یادداشت مذکور، بهترین نمونه است برای اینکه بهتر بدانیم محافظه‌کاری دقیقا چیست.

سه

محافظه‌کار همیشه نگران است از مخاطره، تغییر، و همین‌طور احتمال به باد رفتن داشته‌ها. در نتیجه آنها به هر نوع فشاری و سرکوبی هم در راستای حفظ و تثبیت وضعیت همراه هستند؛ اینکه چه گروه‌های اجتماعی‌ای بهای فعالیت محافظه‌کاران را می‌پردازند، از نظر ایشان و مرادها، مسئله‌ی ثانویه است. دیگران باید پیش از این باور کرده‌ باشند که خطر در کمین هست. فانتزی‌هایی عامه‌پسند با این مضمون از قبیل ترمیناتور و سایرین، دقیقا سعی در جا انداختن همین مسئله را دارند؛ اگر وضع موجود راضی نیستید، یک‌چیز سیاه لجز، گودزیلا، سوسک‌های آدم‌خوار، موجودات فضایی، هرج‌مرج طلبان، تروریست‌ها و سایرین بیرون در انتظارتان هستند؛ اگر مشکلی دارید بفرمایید بهشان ملحق شوید. اما در این سو بحران‌ها و مخاطرات محیط‌زیستی که ناشی از فعالیت لجام‌گسیخته‌ی سرمایه‌ است اصلا وجود ندارد و اگر هم هست صرفا «قهر طبیعت» است. حتی یک لحظه هم نباید به ذهن‌تان خطور کند که «وضعیت دیگر»ی هم ممکن است. هیچ رقیبی نیست. این که هست بهترین است؛ تاچریسیم هم در پی تثبیت همین است. بیرون از دنیای واقعی هم فمینست‌ها و کمونیست‌ها هستند و شما را خواهند خورد. باور کنید. حالا هزینه‌ها چه هستند؟ بهشتِ فریدمنی این است؛ به صفر رساندن هزینه‌های اجتماعی و برداشتن ‌همه‌ی موانع -از جمله موانع زیست‌محیطی و نیروی کار- از پیش پای سرمایه‌دار که مبادا از کم بودن سودش برنجد و سرمایه‌اش را بیرون بکشد. سالمندان، بیماران، ساکنین طبقات میانی و پایینی که اکثریت جمعیت‌ها را تشکیل می‌دهند، هزینه‌ها را می‌پردازند، همین‌طور روزنامه‌نگارها و روشنفکرهای مخالف که پیشاپیش سرکوب می‌شوند. چه اهمیتی دارد؟ ایشان قبلا فرموده‌اند که جامعه وجود ندارد.

آقای قوچانی خوشحال باشند چون به نظر می‌رسد این دوگانه‌سازی اسطوره‌ای در فضای عمومی کار می‌کند. پس آنچه ایشان به زبان نیاورد را هم کامل کنیم؛ اگر بالا، حالا چه تاچر چه پینوشه یا هر کس دیگری سرکوب می‌کند، همان هزینه‌ای است که ناچار است بپردازد. همان هزینه‌ای که سوپرهیروها در فیلم‌ها و انیمیشن‌ها برای دفع شر می‌پردازند.

جالب‌تر این است که در مورد میلتون فریدمن بنویسیم، و حتی به یک نمونه از صدها هزینه‌ای که عملی شدن طرح‌های او بر که جوامع مختلفی تحمیل شده اشاره نکنیم. دلیلش ساده است؛ طرح‌های فریدمن از شیلی تا روسیه، در بیش از ده کشور با سرکوب و ارعاب مخالفان، به خشن‌ترین شیوه‌های ممکن اجرا شد. فریدمن و پینوشه‌ی نظامی با هم دست می‌دادند و عکس‌های دو نفره می‌انداختند. اما وقتی بخواهیم توجیه کنیم، ذهن بلافاصله به تکاپو می‌افتد و هر شاهد مخالفی را حذف می‌کند. این ذهن می‌گوید هزینه‌های سرکوب و ترور و فقر تحمیل شده بر جمیعت‌ها، که ناشی از عملی شدن طرح‌های فریدمن و یارانش بوده، هیچ ارتباطی به ایشان ندارد، اما هزینه‌های گولاگ و انقلاب فرهنگی را باید به پای مارکس -که نزدیک به صدسال پیش از آن زنده بوده- نوشت. از این منظر، دو جنگ جهانی و ملیون‌ها کشته و زخمی و ده‌ها جنگ دیگر، فساد‌های مالی غیرقابل شمارش و بحران‌های اقتصادی و محیط زیستی و سرکوب مخالفان هم هیچ ارتباطی به سرمایه‌داری ندارد، ولی مسئولیت تصفیه‌های استالینی و مائو بر گردن سوسیالیسم است.

آقای قوچانی خوشحال باشند چون به نظر می‌رسد این دوگانه‌سازی اسطوره‌ای در فضای عمومی کار می‌کند. پس آنچه ایشان به زبان نیاورد را هم کامل کنیم؛ اگر بالا، حالا چه تاچر چه پینوشه یا هر کس دیگری سرکوب می‌کند، همان هزینه‌ای است که ناچار است بپردازد. همان هزینه‌ای که سوپرهیروها در فیلم‌ها و انیمیشن‌ها برای دفع شر می‌پردازند. این «دیگری‌سازی» عصای دست محافظه‌کاران است. مهم این است که ما باور کنیم چاره‌ای نداریم و باید یکی از این دوگانه‌ها را انتخاب کنیم. حالا چرا تاچر؟ به نظر می‌رسد این هم نکته‌ی مهمی است.

مشاهده ادامه مطلب

تب قلم


نمایش مشخصات مرتضی جوهری پیر

…تب قلم…
با مغز چرکی و مدرک یه لا قبات
فک میکنی دنیا به استقبالت میان؟
همه جا خودتو تبصره زدی یا فاکتور
توهم هم رنگ بقیه ای اینو خوب بدان
آره صدی ولی صد پاره لای هزاری
خودتو گول نزن ببین

شاعر:مرتضی جوهری پیر

مشاهده ادامه مطلب

قرارداد باراک و میشل اوباما با نتفلیکس برای ساخت سریال و مستند

«باراک اوباما»، رئیس جمهور پیشین آمریکا و همسرش قراردادی رسمی با شرکت نتفلیکس امضا کردند که براساس آن به تولید سریال‌های تلویزیونی، مستند و فیلم سینمایی با این کمپانی خواهند پرداخت.

«باراک اوباما» درباره این قرارداد که پیش‌بینی می‌شود ارزش چند صد میلیون دلاری داشته باشد، گفته یکی از لذت‌های ساده این است که بتوان با تعدادی بیشتری از مردم در ارتباط بود و به آن‌ها کمک کرد تجارب‌شان را با طیف گسترده‌تری از مردم به اشتراک بگذارند.

«میشل اوباما» هم درباره این همکاری با نتفلیکس گفته من و «باراک» همواره به قدرت داستانگویی برای الهام بخشیدن، فکر کردن متفاوت درباره جهان پیرامون و کمک به باز کردن ذهن و قلب‌هایمان به سمت دیگران معتقد بوده‌ایم. نتفلیکس یک سرویس بی‌رقیب و بسیار مناسب برای نوع داستان‌هایی است که ما می‌خواهیم به اشتراک بگذاریم و بی‌صبرانه در انتظار آغاز این همکاری هستیم.

هنوز رقم قرارداد بین «باراک اوباما» و همسرش با نتفلیکس مشخص نیست. این دو پیش از این یک قرارداد مشترک برای انتشار کتاب زندگی‌نامه با انتشارات «پنگوئن رندوم هاوس» به ارزش ۶۵ میلیون دلار به امضاء رسانده‌اند.

شبکه «نتفلیکس» ۱۲۵ میلیون عضو در سراسر جهان دارد و بی‌رقیب‌ترین کمپانی تولید سریال و ارائه اینترنتی آن در جهان است. از طرفی محبوبیت زوج اوباما می‌توانید به محبوبیت بیش از پیش نتفلیکس بپردازد.

مشاهده ادامه مطلب

روزه


نمایش مشخصات احمد نعیمی

روزه می گیرم که یاد از خشکی لبها کنم
بغص سردم در فراقت می کند هی

شاعر:احمد نعیمی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند بماند

امروز آپ موزیک برای شما کاربران ترانه بماند با صدای مهدی احمدوند با کیفیت 320 و 128 را آماده کرده

Exclusive Song: Mehdi Ahmadvand – “Bemanad” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

qwe 2 دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

متن آهنگ بماند مهدی احمدوند

♪♪♫♫♪♪♯

تو رفتی و سهمم از عشقت غمه سر قلبم هرچی بیاد حقمه
♪♪♫♫♪♪♯ یه لحظه از عشق تو غافل شدم جنونو رها کردم عاقل شدم ♪♪♫♫♪♪♯
تو که رفتی عقل از سر من پرید نمیشه که عشق از مغازه خرید
♪♪♫♫♪♪♯ تو رفتی و قلب من افسرده شد دعاهای دشمن بر آورده شد ♪♪♫♫♪♪♯
بماند هنوز تو فکرتم نیوفتاده عشقت از سرم تو رفتی و خنده با تو رفت بماند خودم مقصرم
بماند هنوز تو فکرتم دلتنگ صدای خندتم بماند چی میکشم شبا خودم با خودم تو خلوتم

UpMusicTag دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

♪♪♫♫♪♪♯

مهدی احمدوند بماند

منبع ( source ) : دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

مشاهده ادامه مطلب

غم عشق


نمایش مشخصات سیاوش دانیالی

من بودم و او بود و صفای قدم عشق
شب بود و طرب بود و حدیثی ز غم عشق
….
او بود و نظر بود و دو چشمم به دو چشمش
دل بود و خجل بود دمادم ز کم عشق

جان بود و جهان بود و من و آن بت رعنا
دستم به دعا بود به

شاعر:سیاوش دانیالی

مشاهده ادامه مطلب

ساده تر از ساده


نمایش مشخصات امیرابوالفضل عباسیان ((امیر))

ساده گویم ساده تر از هرچه بود
ساده آمد ، ساده این دل را ربود
وه چه زیبا در دلم اوجاگرفت
روی این دل درب عشقش را گشود
شد عزیزم ، شد به دل سلطان عشق
شد سراپا هستی ام ، شاد تاروپود
همچو شبنم صاف

شاعر:امیرابوالفضل عباسیان ((امیر))

مشاهده ادامه مطلب

صفدران


نمایش مشخصات محمدرضا جعفری

فروغِ تندبادها
و یک تبسّمِ قشنگ
برایِ سرنگونیِ بهاره ها
شرمسارِ یک دعا شدند !
و در همین شعاع
بیکران ستاره ها
نسیمِ خوش تر از تمامِ لاله ها شدند !
تا که صفدران
خویش را نهانِ خویشتن کنند !
م

شاعر:محمدرضا جعفری

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب گرگها و آدمها: مجموعه کتاب های طلایی

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



گرگها و آدمها: مجموعه کتاب های طلایی

نمایش در اندازه اصلی

در این کتاب می خوانید:
گرگها و آدمها
یک روز در دهکده
نامه ای به پدربزرگ

از داستان گرگ و آدمها:

یک شب ننه گرگ گرسنه ای برای شکار از لانه اش بیرون آمد. سه تا بچه هایش میان پوشالها برای گرم شدن، به هم پیچیده بودند و خوابشان برده بود. ننه گرگ بچه هایش را لیسید و از لانه بیرون آمد.

اول های بهار بود. اما شب ها، جنگل مثل زمستان سرد بود و از سوز سرما زبان را نمی شد از دهان بیرون آورد…

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
مجموعه کتابهای طلائی ( شاهزاده خانم طاووس )
لطیفه های پاییزی
خرس و کوزه عسل

نسخه ها

حجم: ۱۴ مگابایت

دریافت ها: ۳۲۰۷

تعداد صفحات: ۲۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب