اقتصادی برای همگان

انتخاب جرمی کوربین به عنوان رهبر حزب کارگر در سپتامبر ۲۰۱۵ پرده آغازین دوران تغییر و تحول سیاسی در بریتانیا بود. تنها ظر� دو سال و در انتخابات سراسری قبلی، پیام امید او الهامبخش هزاران ن�ر از �عالان و میلیون‌ها ن�ر از رای‌دهندگان شد و بزرگترین ا�زایش سهم حزب کارگر از آرا از ۱۹۴۵ تا به حال را رقم زد. ۱۰ سال پس از بحران بزرگ مالی، چشم‌انداز انتخاب و به قدرت رسیدن حزب کارگر با برنامه‌ای برای دگرگونی جامعه بسیار محتمل است و زمینه‌ساز شکو�ایی ایده‌‌های تازه‌ اقتصادی شده تا جایگزین ایده‌های آشکارا شکست‌خورده حاکم شوند.

�یلیپ هاموند، وزیر دارایی، در سال ۲۰۱۶ گ�ت «ما مشکل داریم، و این �قط مشکل بریتانیا نیست، مشکل کشورهای توسعه‌یا�ته است. ما از بابت جلب مشارکت و حمایت مردم از اقتصاد سرمایه‌داری و مدل اقتصادیمان مشکل داریم.» جای تعجبی نیست. درآمدهای واقعی هنوز از سطح ۲۰۱۰ پایینتر هستند، چنین دوره‌ای طولانی از شکست اقتصادی سابقه ندارد.

بحران ۲۰۰۸ کاستی‌های سیاستگذاری اقتصادی رایج، یا همان «نئولیبرالیسم» را آشکار کرد. نئولیبرالیسم مجموعه‌ای از سیاست‌ها و عقاید اقتصادی است که پس از بحران اواخر دهه ۱۹۷۰ بر �هم دولت بریتانیا و دیگر دولت‌ها از اقتصاد غالب شده‌اند. بنا به قواعد آن بازار بهترین ابزار ممکن برای سازمان دادن به اقتصاد است، ثروت به طور خودکار مثل آب از دست ثروتمندان به سوی پایین‌دستی‌ها چکه می‌کند و موانع تحکیم قدرت شرکت‌های بزرگ، مانند مقررات و اتحادیه‌های کارگری را، باید بلاموضوع، یا اصلا ممنوع کرد.

اما از بحران مالی ۲۰۰۸ به بعد این مدل اقتصادی دارد به انتهای مسیر خود می‌رسد. پس از بحران، رشد اقتصادی هرگز به طور کامل احیا نشد، و عواید آن رشدی هم که بود بین همه تقسیم نشد. به طور مشخص بریتانیا تنها اقتصاد پیشر�ته‌ای است که با وجود رشد اقتصادی، دستمزدها در آن پایین آمده‌ است.

در عین حال نظام تامین اجتماعی که تا حدی دستمزدهای پایین را جبران می‌کرد تضعی� شده و سیاست‌های ریاضت اقتصادی چیزی از خدمات عمومی ما باقی نگذاشته است.

هزینه انسانی این ناتوانی اقتصادی تحمل‌ناپذیر است. در حالی که میلیاردها پوند در قالب معا�یت مالیاتی به شرکت‌ها و ثروتمندترین‌های جامعه داده می‌شود، کاهش بودجه خدمات عمومی با�ت جامعه و کی�یت زندگی ما را از هم گسسته است. بودجه‌ مدارس، بیمارستان‌ها و مراکز مددکاری را، که برای حمایت ما در زندگی روزمره‌مان ضروری است، زده‌اند. مسکن با کی�یت، امن و در استطاعت مردم، که ستون یک جامعه سالم است، عملا از دسترس نسل جوان کنونی خارج است.

در حالی که سود کسب و کارهای بزرگ و حقوق مدیران بالا و بالاتر می‌روند، منا�ع ثروت به آنهایی که مولدش بودند نمی‌رسد. با وجود اینکه ساعات کاری در بریتانیا در زمره‌ طولانی‌ترین‌ها در اروپا است، خیلی‌ها با دستمزدهای پایین و بدون امنیت شغلی نمی‌توانند از ساده‌ترین چیزها در زندگی بهره‌مند شوند، می‌خواهد گذراندن وقت با خانواده باشد، یا س�ری ت�ریحی یا �قط بیرون ر�تن برای شام.

مایه شرم است که آسیب‌پذیرترین‌های جامعه ما سنگین‌ترین بها را برای خرابکاری اقتصادی سال‌های اخیر پرداخته‌اند. به گ�ته یکی از کمیته‌های سازمان ملل برنامه ریاضت اقتصادی در بریتانیا به «نقض شدید و سیستماتیک» حقوق معلولان منجر شده است. این مایه سرا�کندگی جامعه ما است که در ششمین کشور ثروتمند زمین شمار بی‌سابقه‌ای از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست هستند، خانه‌های امن زنان، که بودجه‌هایشان آب ر�ته، ناچارند قربانیان خشونت خانگی را جواب کنند و شمار بی‌سابقه‌ای خیابان‌خواب شده‌اند.

رویاروی پوسیدگی اقتصادی و اجتماعی نئولیبرالیسم، هد� مرکزی ما در اقتصاد باید این باشد که اقتصادی شکو�ا بسازیم که غنی‌ترین کی�یت زندگی ممکن را برای همه مردم �راهم می‌کند و در عین حال از نظر زیست‌محیطی نیز پایدار است. یادداشت‌های این مجموعه بخش کوچکی از ایده‌های جوشانی هستند که پس از بحران ۲۰۰۸ شکل گر�ته‌اند و برنامه بدیل ما حول آنها ساخته خواهد شد. اینها ایده‌هایی هستند که ریشه‌های کوربینیسم از آنها آب می‌خورد. امیدوارم که این مقالات تلنگری باشد برای بحث‌های بیشتر و الهامبخش تجاربی که جنبش اجتماعی ما در تدوین سیاست‌ها و راهبردهای خود به آنها نیاز دارد. از وقتی جرمی از من خواست وزیر دارایی در کابینه سایه شوم، سعی کردم با برگزاری برنامه‌های «اقتصاد جدید» در سراسر کشور و همچنین کن�رانس سالانه «وضع اقتصاد» سطح بحث اقتصادی در بریتانیا را بالا ببرم.

واقعیت این است که می‌دانیم دولت بعدی حزب کارگر به سیاست‌های ریاضتی خاتمه می‌دهد و به ترمیم خرابی‌های می‌پردازد که بر کشورمان تحمیل شده: از سازمان بهداشت ملی لرزان تا پدیده شرمبار خیابان‌خوابی. اما ارائه خدمات عمومی عالی بر بنیانی پوسیده ممکن نیست، و واقعیت این است که اقتصاد ما مشکلات بنیادی دارد. حتی قبل از آنی که سمبلکاری حزب محا�ظه‌کار در ماجرای برگزیت به شکل خطرناکی �ضای کسب و کار را تضعی� کند، سرمایه‌گذاری در بریتانیا به یکی از پایین‌ترین سطوح در میان اقتصادهای توسعه‌یا�ته رسیده بود. بهره‌وری، که موتور رشد درآمدها است، راکد مانده است.

دهه‌ها دولت‌های مختل� از پس هم به ما گ�تند که بازار آزاد همیشه بهترین گزینه است و نباید به دارایی خصوصی دست زد. آنها «مرزهای دولت را عقب کشیدند» {جمله‌ای از مارگارت تاچر} و «اصلا با این مشکلی نداشتند که عده‌ای به پولدارهای پلید» تبدیل شوند» {جمله‌ای از تونی بلر}. روی کاغذ این کارها قرار بود که �رصت‌هایی برای همگان بیا�ریند و ثروت از بالا به پایین نشت کند. اما امروزه ثروت در چنگ معدودی انباشته می‌شود و ناامنی شغلی به سطحی بی‌سابقه رسیده است. در عین حال آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از مدل اقتصادی رایج به وضوح در ا�زایش مرگ و میر سالانه از آلودگی هوا آشکار است. ما باید بهتر از این باشیم، اما این بهتر بودن کاری ورای آن است که بودجه خدمات عمومی را بالا ببریم، هرچند که خود آن هم اقدامی ضروری است. جوز� استیگلیتز، اقتصاددان برنده نوبل، جایی برای «بازنویسی قوانین» اقتصاد �راخوان داده و خواهان آن شده که چهارچوب‌های تصمیم‌گیری تغییر کنند. ما باید نهادهای اقتصادیمان را دگرگون کنیم و در صورت نیاز نهادهایی تازه بسازیم تا اقتصادی داشته باشیم که برای همگان است، نه عده‌ای معدود.

پایان بخشیدن به نئولیبرالیسم

به تازگی مقاله‌ای از دو دانشگاهی، جو گوینان و مارتین اونیل، این لحظه را به عنوان «چرخش نهادی حزب کارگر» توصی� کرده و اثر مستمر کارل پولانی را در این حزب را برجسته کرده است، همچنین اثر کتاب جامع او در خصوص تاریخ اقتصادی، یعنی «دگرگونی بزرگ» را. بحث پولانی آن بود که پیدایش جامعه صنعتی مدرن نیازمند بیگانگی زندگی اقتصادی از با�تار اجتماعی بوده است. و از نظر او خشونتی که در این روند بیگانگی وجود دارد ن�س جامعه را تهدید می‌کند. این تهدید به یک «جنبش دوگانه» منجر می‌شود که {طی آن از طر�ی بازار در پی منقاد کردن جامعه است و از طر� دیگر} جامعه با بازتعری� خود، می‌خواهد خودش را در برابر �شارهای بازار تثبیت کند.

توصی�ات پولانی را می‌توان چون یک پیشگویی پیامبرانه درباره نئولیبرالیسم دانست. دولت‌های نئولیبرال با تلاش برای تثبیت و تحمیل قوانین بازار و رقابت بر جامعه، با�ت اجتماعی را به خطر انداخته‌اند: از شکست‌های گزا�ی که خصوصی‌سازی در خدمات عمومی به بار آورده، تا قتل مصیبت‌بار گرن�ل {آتش‌سوزی مرگبار برجی با ساکنان عمدتا �قیر و مهاجر در لندن به دلیل ایمنی پایین}. مانی�ست انتخاباتی حزب کارگر در سال ۲۰۱۷ وعده داد تا بودجه خدماتی را که در هشت سال گذشته از آنها زده‌اند بالا ببرد و خدمات عمومی را به کنترل عموم برگرداند. شعار مالکیت عمومی بر خدمات آب، برق، گاز، پست و راه‌آهن در مطبوعات {که در بریتانیا اکثرا دست راستی هستند} با زوزه‌های خشم و ن�رت و تمسخر روبرو شد، اما میان مردم محبوبیت بالایی پیدا کرد و هنوز هم به طور گسترده مورد قبول مردم است.

سنت �کری چپ در بریتانیا ریشه‌های عمیقی دارد و در خود از مارکسیسم تا سوسیالیسم اصنا� (guild socialism)، از مکتب اقتصاد �مینیستی تا محلی‌گرایی رادیکال. اگر می‌خواهیم جنبشی بسازیم که گزینه بدیلی ماندگار ارائه می‌دهد، باید بدانیم چه طور می‌شود این گرایش‌های مختل� را گرد هم آورد و یک روایت منسجم، مردمی و دموکراتیک برساخت.

گسستن از نئولیبرالیسم

ما بالاخره داریم از شر دروغ بزرگی که محا�ظه‌کاران از زمان بحران ۲۰۰۸ در سیاست بریتانیا جا انداختند خلاص می‌شویم. این دروغ که بحران مالی جهانی به نوعی ناشی از اولویت‌های هزینه‌ای دولت کارگر وقت بود. این ا�سانه‌ سیاست‌های ریاضت اقتصادی را تبلیغ می‌کرد، سیاست‌هایی که انتخاب‌های سیاسی دولت بودند، نه ضرورت‌های اقتصادی. آنتونیا جنینگز توضیح می‌دهد که بحران عمومی در اعتماد به نهادهای اقتصادی چگونه می‌تواند به حمایت از «روایت ریاضت اقتصادی» جوش بخورد. روایتی که تاریخ اقتصادی و منطق اقتصادی را سر و ته کرده تا برای زیانبارترین و غیرانسانی‌ترین قطع بودجه عمومی توجیه بیاورد. جی کریست�ور پروکتور به این می‌پردازد که چه تلاش‌هایی برای اصلاح تدریس اقتصاد در دانشگاه‌ها در جریان است، اینکه منابع آن را به ورای ق�س منابع مکتب اقتصاد نئوکلاسیک گسترش دهیم.

اگر حزب کارگر می‌خواهد که یک دولت حاکم واقعا تحول‌ساز باشد، ما باید قاعده مشخصی برای موضع کلی دولت در اقتصاد کلان داشته باشیم. در جهان اقتصادی با ناپایداری �زاینده، در جهانی که قدرت‌های بزرگ یکدیگر را به جنگ‌های تجاری تهدید می‌کنند، حیاتی است که در بازسازی اقتصاد بریتانیا به تامین پایداری و اطمینان در اقتصاد کلان بپردازیم. سیمون ورن لوییس به قاعده‌ای مالی برای تنظیم پایدار کسری بودجه و بدهی دولت می‌پردازد. قاعده اعتبار مالی حزب کارگر در مشاوره با سیمون و دیگر اقتصاددانان برجسته جهان مثل جوز� استیگلیتز تدوین شده و این چارچوب استوار مورد نیاز را �راهم می‌کند.

اشکال جدید مالکیت

بعضی از بدترین نمونه‌‌های آسیب نگاه کوتاه‌مدت را می‌توان در خصوصی‌سازی و برون‌سپاری خدمات عمومی دید. کاریلیون، شرکتی که قبل از �روپاشی حیرت‌انگیزش در سال ۲۰۱۸، به طوری خزنده سهم بیشتر و بیشتری از خدمات عمومی ما را گر�ت، در ۱۶ سال گذشته هر سال و هر سال سود بیشتری به سهامدارانش پرداخته است. این مثال روشنی از آن است که نگاه کوتاه‌مدت چه طور برای اقتصاد واقعی مثل سم است و برای همین است که دولت بعدی حزب کارگر به هیاهوی خصوصی‌سازی پایان می‌دهد و از جمله قراردادهای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در خدمات عمومی را به چارچوب خود سازمان‌های بخش عمومی برمی‌گرداند. ما باید بر مبنای بهترین سنت‌های جنبش کارگری اشکال جدیدی از سازماندهی اقتصادی را خلق کنیم. وقتی با دولت حزب کارگر دارایی‌ها به مالکیت عمومی بازگردانده شوند، کنترل آنها دموکراتیک و توسط عموم خواهد بود، نه آن که دوباره برگردیم به مدل قدیمی «موریسونی» {هربرت موریسون از رهبران حزب کارگر پس از جنگ جهانی دوم بود و بخش‌هایی از اقتصاد را به شیوه‌ای بروکراتیک، متمرکز و از بالا ملی کرد}. همان طور که کن لوچ در سال ۲۰۱۳ در مستند �وق‌العاده خود «روح ۴۵» نشان داد، آن مدل می‌تواند در بسیاری موارد به ایجاد نظام سلسله مراتبی بروکراتیکی منجر شود که همان قدر از خواسته‌های کارگران و مردم دور باشد که برای یک شرکت خصوصی عظیم ممکن است.

از این گذشته، مدیریت اقتصادی دموکراتیک باید از اقتصاد بخش عمومی �را رود. وقتی شرکت‌های جدیدی تاسیس می‌شوند تا از تکنولوژی‌های نوین بهره گیرند، یا وقتی مالکیت شرکت‌های موجود تغییر می‌کند، آنها می‌توانند با است�اده سنت غنی جنبش تعاونی‌ها، مدل‌های جدید سازمانی در کسب و کارشان را به کار گیرند. جو گوینان و توماس هانا با الهام از گزارش حزب کارگر در سال ۲۰۱۷ درباره «مدل‌های بدیل مالکیت» می‌گویند که ما در بریتانیا به یک «انقلاب دموکراتیک در مالکیت» نیاز داریم. آنها از این ایده می‌گسلند که مالکیت داشته‌های اقتصادی ما �قط باید در دستان بخش خصوصی باشد و کنترل منابع ما باید در اختیار عده‌ای معدود باشد، و می‌گویند ما می‌توانیم شالوده یک جامعه جدید دموکراتیک‌تر و عادلانه‌تر را پی بریزیم.

تحت نظارت دولت بعدی حزب کارگر مدل‌های بدیل مالکیت شکو�ا می‌شوند، از بنگاه‌های در مالکیت کارگران گر�ته تا تعاونی‌های محلی انرژی. شوراهای شهر تحت کنترل حزب کارگر منتظر انتخاب بعدی نشده‌اند و کارشان را از همین حالا شروع کرده‌اند. زخم خورده از سیاست‌های ریاضتی، آنها ناگزیر از رسیدن به راه حل‌های خلاقانه برای ح�ظ خدمات عمومی شهری و اقتصاد محلیشان بوده‌اند. شورای پرستون در لنکشایر  پیشگام این کار در بریتانیا بوده است. متیو براون، رهبر جدید آن، از این می‌گوید که چه طور برخی شوراهای شهر در آمریکا تلاش کرده‌اند تا هزینه‌هایشان را به خود شهر برگردانند تا به رشد کسب و کارهای محلی کمک کنند. مدل کلیولند در آمریکا الهام‌بخش مدل پرستون در بریتانیا شده، و حزب کارگر بخش جدیدی را برای «ثروت آ�رینی محلی» ایجاد کرده که دارد به شوراهای محلی برای اجرای چنان مدل‌هایی کمک می‌کند.

آینده

استحکام بنیان‌های �کری این همه حیاتی است. کریستین بری، از موسسه پژوهش اقتصاد سیاسی ش�یلد، به تازگی درباره نقش اندیشمندان راست و چهره‌های اثرگذارشان دردهه‌ها پی‌ریزی شالوده‌های انقلاب تاچر-ریگان نوشته است. آنها اندیشکده‌ها، دانشگاهی‌ها، سیاستمداران و بازیگرانی دیگر داشتند که در جامعه مدنی ایده‌هایشان را می‌پروردند و پیش از «انقلاب تاچر» خط آن را پیش می‌بردند و به این ترتیب بستر �کری مناسبی �راهم کردند که بذر نئولیبرالیسم در آن ریشه دواند.

برخلا� آنها ما برای آماده کردن زمینه کار دهه‌ها �رصت نداریم: بحران‌ سیاست ریاضت اقتصادی، بحران محیط‌زیست و همین‌طور اقتصاد نوظهور دیجیتال، ضرورت تغییری بسیار سریعتر را به ما تحمیل کرده‌اند. ما حتی نمی‌دانیم که دولت حاضر تا چند وقت دیگر سر کار خواهد و چه طور مساله برگزیت را حل و �صل خواهد کرد.

با این حال �رصت‌هایی هم که پیش رو داریم عظیم هستند، از �ناوری‌های جدیدی که در اختیارمان است تا �راگیر شدن احساس نیاز به تغییر. ما توان این را داریم که این مشکلات بزرگ را حل کنیم و نه �قط یک کشور، بلکه جهان دیگری بسازیم که برای همگان است، نه �قط عده‌ای محدود. ما به چیزی کمتر از این قانع نمی‌شویم که جامعه‌ای بسازیم که به طور ریشه‌ای عادلانه‌تر، دموکراتیک‌تر، و از نظر زیست محیطی پایدارتر است و در آن ثروت میان همگان تقسیم می‌شود. نام تاریخی چنین جامعه‌ای سوسیالیسم است.

برای ساختن چنان جامعه‌ای، باید الهامبخش مردم شویم و بدیلی باشیم هم برای سیستم نئولیبرال حاکم و هم برای ملی‌گرایی نژادپرستانه و دیگری‌ستیزانه که بعضی دارند به عنوان جایگزین نئولیبرالیسم تبلیغش می‌کنند. تضمین و قطعیتی در کار نیست، اما چهل سال پس از آن که اریک هابسباوم نوشت «پیشروی حزب کارگر متوق� شد»، ما �رصتی بی نظیر داریم تا اقتصاد را در مسیر بهتری قرار دهیم.

ما سال‌ها است که گ�ته‌ایم جهان دیگری ممکن است. امروز آن جهان بهتر در دیدرس ما است. برای آن که به آن برسیم، باید نشان دهیم که واقعا می‌شود به آنجا رسید و باید الهامبخش مردم شویم که می‌توان چنین کرد. امیدوارم این کتاب خدمت مهمی در این زمینه باشد.

منبع:

https://www.versobooks.com/blogs/4048-for-the-many-not-the-few

مشاهده ادامه مطلب

۱۹ میلیون حاشیه‌نشین به معنای وضعیت قرمز است

به گ�ته هادی شریعتی (حقوق‌دان و �عال حقوق کودک) اگرچه آمارهای رسمی، رقم دو‌میلیون کودک کار را در کشور نشان می‌دهند اما آمارهای غیررسمی از وجود ه�ت‌میلیون کودک کار خبر می‌دهند. به گ�ته وی یک مساله بسیار مهم، ا�زایش سریع� تعداد کودکان کار در ماه‌های گذشته و تغییر بازه سنی آنهاست.

شریعتی ادامه می‌دهد: خشونت اقتصادی که به صورت سیستماتیک و از بالا به پایین تزریق می‌شود بر زندگی طبقه �رودست، حاشیه‌نشینان و خانواده‌های کارگری اثر می‌گذارد و در واقع اولین قربانیان این خشونت، کودکان این خانواده‌ها هستند که  در شرایطی اضطراری و اجباری مجبور به ترک تحصیل و در نهایت جذب در بازار کار می‌شوند.

به گ�ته‌ی شریعتی امروز با آمار ۱۹ میلیونی حاشیه‌نشینان، وجود سه هزار منطقه حاشیه‌نشین در کشور و روند رو به ا�زایش ورود کودکان به مشاغلی همچون زباله گردی و کولبری رو به روییم که همه نشان دهنده گسترش �قر  و قربانی گر�تن آن است.

این �عال حقوق کودک با تاکید بر اینکه متولی اصلی در بحث کودکان کار و خیابان مشخص نیست؛ تاکید کرد: با وجود اینکه کشور ایران در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و حاکمیت باید برای حل معضل کودکان کار و خیابان اقدامات موثر انجام دهد، اما متولی واحد برای حل پدیده کودکان کار و خیابان و کودکان زباله‌گرد وجود ندارد؛ بنابراین تعدد دستگاه‌های مسئول یک مشکل اصلی‌ست.

 

مشاهده ادامه مطلب

زائران اربعین ارز با تخ�ی� ۳۵ درصدی می‌گیرند

عبدالناصر همتی رئیس بانک مرکزی نیز در نامه‌ای به رئیس جمهوری درخواست کرد که با پیشنهاد ۳۵ درصد تخ�ی� نرخ ارز موا�قت شود. رئیس جمهوری هم در پاسخ به پیشنهاد رئیس بانک مرکزی برای تخ�ی� ۳۵ درصدی نسبت به نرخ ارز نیما برای زائران اربعین، موا�قت کرد.

حمید محمدی با اشاره به اینکه ۲۵۰۰ د�تر خدمات زیارتی دائم و موقت در سراسر کشور حتی در ایام تعطیل آماده خدمات‌رسانی هستند، گ�ت: تا صبح جمعه ۲۰ مهر ماه، حدود ۴۰۰ هزار ن�ر در سامانه سماح ثبت‌نام کرده‌اند و برای ۲۵۰ هزار ن�ر روادید اربعین اخذ شده است.
مشاهده ادامه مطلب

به جای دولت مقتدر باید دنبال دولت خردمند بود

به گزارش ایرناپلاس، در جلسه د�اع پایان‌نامه‌ای که با عنوان «نقدی بر اندیشه محا�ظه‌کاری در ایران، با تاکید بر اندیشه جواد طباطبایی» در دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شد، سپیده طیری به د�اع از پایان‌نامه خود پرداخت.

او با ترسیم خط پیوندی Ú©Ù‡ جریان اعتدال را به اندیشه ایرانشهری وصل می‌کند به نقد اجتماعی اندیشه طباطبایی پرداخت Ùˆ بیان داشت Ú©Ù‡ اساس پیوند این دو اندیشه در منطق مواجهه یکسان آن‌ها با نظم سیاسی – اجتماعی نهÙ�ته است.

وی در ادامه توضیح می‌دهد که اندیشه‌ ایرانشهری با برکشیدن مول�ه‌های هویت‌ساز از دل تاریخ، درصدد برساختن تاریخ است. به این معنا، طباطبایی سعی دارد در تدوین این اندیشه، کهن بودن م�اهیم مرکزی آن را اثبات کند.

این دانشجو از قول طباطبایی نقل می‌کند Ú©Ù‡ در مورد ایران «واقعیت مقدم بر Ù…Ù�هوم است». یعنی به زعم طباطبایی «ایران» به عنوان یک نظم سیاسی – اجتماعی در گذشته وجود داشته، اما Ù…Ù�هوم آن بعدتر به وجود آمده است. او نهایتا با بحث اینکه طباطبایی از سویی موقعیت کنونی را به تاریخ Ù�را می‌اÙ�کند Ùˆ از سوی دیگر واقعیت موجود را آلترناتیو ممکن جا می‌زند، اندیشه او را محاÙ�ظه‌کار می‌داند Ùˆ ویژگی‌های اندیشه محاÙ�ظه‌کار را برمی‌شمرد.

از نظر خانم طیری اندیشه‌ ایرانشهری اندیشه‌ای محاÙ�ظه‌کارانه است. به این دلیل Ú©Ù‡ نه سنت‌گرا Ùˆ نه اتوپیایی، بلکه اندیشه‌ای است Ú©Ù‡ نقطه‌ عزیمت خود را بر خلاÙ� ادعایش، امر ممکن قرار می‌دهد. به این معنا Ú©Ù‡ با مدد جستن از نهادهای تثبیت‌شده‌ موجود درصدد صورت‌بندی نظریه‌ی اجتماعی – سیاسی خود برمی‌آید Ùˆ البته تاریخ‌سازی Ùˆ رجوع به گذشته از لوازم این رویکرد برای قدیم جلوه‌ دادن اموری است Ú©Ù‡ مطلقا جدیدند.

همچنین او اشاره می‌کند که اندیشه‌ ایرانشهری به این معنا محا�ظه‌کارانه تلقی می‌شود که تلاش دارد واقعیت موجود را عقلانی‌سازی کند.

در این نشست یوس� اباذری نیز به نقش محمد قوچانی و نشریات او در هژمونیک کردن ایده بازار آزاد در ایران اشاره کرد و گسترش ایده ایرانشهری در سطح جامعه را نیز مرهون تریبونی دانست که نشریات قوچانی در اختیار سید جواد طباطبایی قرار داده‌اند.

او با تاکید بر تعارض بنیادین بازار آزاد و ایدئولوژی‌های شوونیستی از جمله ایده ایرانشهری، تبلیغ این دست ایدئولوژی‌ها در نشریات قوچانی را ناشی از ضع� نظری و تناقضات �کری این دو نحله در ایران دانست.

اباذری همچنین ایرانشهری Ùˆ باستان‌گرایی رایج را تÙ�کراتی اقتدارگرا Ùˆ تداوم جریان ایران‌پرستی بعد از مشروطیت دانست Ú©Ù‡ نمود سیاسی آن احزاب سومکا Ùˆ پان‌ایرانیست بوده Ùˆ تجلی آن در دوران شاه سابق تابلوی مشهور شاه – خدا – میهنی بود Ú©Ù‡ سرکار استوارها بالای سر خود آویزان می‌کردند.

به گ�ته اباذری این ت�کر روایتی مخدوش و ناصحیح از تاریخ ایران به دست می‌دهد که با بسیاری واقعیات تاریخی ناخواناست و در بسیاری موارد از جمله «منشور حقوق بشر کوروش» مبتنی بر �را�کندن م�اهیم و تصورات مدرنی مثل �ردگرایی و حقوق بشر به دوران باستان است که در آن چنین م�اهیمی معنایی نداشته‌اند.

استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، همچنین به تعاملات �رهنگی میان ایران و سایر کشورها و نیروهای قومی و منطقه‌ای در طول تاریخ اشاره کرد که روایات باستان‌گرایانه نسبت به آن‌ها بی‌اعتناست.

اباذری سویه دیگر حسرت و ت�اخر نسبت به «عظمت» و «شکوه» ایران در دوران هخامنشی و ساسانی را آرزوی تشکیل دولتی «مقتدر» خواند و تاکید کرد که به‌ جای چنین آرزویی باید در پی همه‌گیر شدن خواست تشکیل دولتی خردمند بود که تمامی اقلیت‌ها را به رسمیت بشناسد و به تکثر قومی و زبانی پایبند باشد.

اباذری به آرای میزس اشاره کرد Ú©Ù‡ با رد Ù…Ù�هوم دولت – ملت Ú©Ù‡ آن را واحدی مصنوعی معرÙ�ÛŒ می‌کرد، بنیان‌های طبیعی تشکیل جامعه بشری را قومیت، مذهب Ùˆ زبان می‌دانست Ú©Ù‡ مستقلا قادر به مشارکت در بازار جهانی هستند Ùˆ تحت‌الحمایه آن قرار می‌گیرند.

او با اشاره به تلاش‌های اسکاتلند برای استقلال از بریتانیا، بازار آزاد را زمینه‌‌ساز امکان عینی جدایی اقوام و گروه‌های ناراضی یا محروم و تجزیه کشورها دانست و با توجه به درهم‌آمیختگی اقوام گوناگون در جغرا�یای ایران و شدت یا�تن احساسات قوم‌گرایانه، نسبت به بروز خشونت و درگیری قومی هشدار داد.

به گ�ته اباذری، برای پایان دادن به چرخه خشونت و جلوگیری از شکل‌گیری تقابل‌های خونین در آینده، یگانه راه دوستی و به رسمیت شناختن حقوق متقابل و هم‌یاری و تعامل و تبادل �رهنگی نه �قط در میان اقوام مختل� ساکن ایران، که میان تمامی ملل و اقوام و گروه‌های زبانی و دینی و مذهبی خاورمیانه نگون‌بخت است که چهل سال است در آتش جنگ و خشونت می‌سوزد.

اباذری با برجسته کردن مشکلات زیست‌محیطی خاورمیانه، بر ضرورت تعامل برای حل این مشکلات و �راهم کردن امکان تداوم حیات در این منطقه که یکی از مهم‌ترین مهدهای تمدن بشری است تاکید کرد و ا�زود: شوونیسم و بازار آزاد مهم‌ترین موانع این راه‌حل عقلانی هستند.

مشاهده ادامه مطلب

آمده‌ام تا اعتراف کنم؛ ماجرای دروغی که ویتگنشتاین را فیلسوف مهمی کرد

تصویرساز: فیلیپ بنکن.

 

جاناتان بیل، نیویورک تایمز — «آمده‌ام تا اعترافی بکنم».

سال ۱۹۳۷ بود و لودویک ویتگنشتاین تازه به منزل فانیا پاسکال، معلم روسی‌اش، در کمبریج رسیده بود. او آمده بود تا به نقشش در واقعه‌ای اعتراف کند که، بیش از یک دهه، وجدانش را عذاب می‌داد.

اغلبمان می‌دانیم که اعتراف‌کردن شجاعت می‌خواهد، به‌ویژه زمانی که اعترافْ حاکی از رفتاری تأسف‌بار یا مَنشی ناخوشایند باشد. اعتراف مجبورمان می‌کند با چیزهایی روبه‌رو شویم که از خودمان و دیگران پنهان است. مواجهه با خودفریبی همچنین نیازمند تغییر شخصی نیز هست.

براساس اغلب گزارش‌ها، ویتگنشتاین، همانی که بسیاری بزرگ‌ترین فیلسوف قرن بیستم می‌دانند‌ش، فردی بود عمیقاً صادق که بی‌دریغ از خودش انتقاد می‌کرد، کسی که بیشتر عمرش را صرف خوددگرگونی ساخت. بنابراین عجیب نیست که او اعتراف‌کردن را راهی برای گریز از خودفریبی می‌دانست.

علی‌رغم تمام احترامی که ویتگنشتاین در تاریخ اندیشه برانگیخته، شخصیتش در هاله‌ای از رمز و راز است. بااین‌حال چند سرنخ زندگی‌نامه‌ای در اینجا راهگشاست. او، که درس آموزگاری دورۀ ابتدایی خوانده بود، در سال ۱۹۱۹ یک راست از ارتش اتریش‌مجارستان۱ به اتریش رفت و از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۶ در آنجا تدریس کرد. او، که معتقد بود تمامی مسائل فلسفی را در کتاب درشرف انتشارش به نام رسالۀ منطقی‌فلسفی۲ (۱۹۲۱) حل کرده است، تمامی تمرکزش را بر بهبودِ خود معطوف ساخت. او با الهام از نگرش رمانتیک‌شدۀ خودآموزی، که تولستوی از خلال کار و زندگی میان دهقانان بدان رسیده بود، شروع به تدریس در مناطق روستایی فقیر کرد.

ویتگنشتاین در موقعیت‌های گوناگون در سال ۱۹۳۰ برای دوستان یا اعضای خانواده اعتراف کرد، اعترافاتی که گاهی مکتوب و گاهی چهره‌به‌چهره بودند. پیش از آنکه در آن روزِ سال ۱۹۳۷ به ملاقات پاسکال برود، با او تماس گرفت و گفت باید فوراً ببیندش. ویتگشتاین با اشاره به اعتراف ژان‌ژاک روسو دربارۀ دزدیدن روبان اعتراف کرد که در خلال اقامتش در اوترتال، آخرین روستایی که در آن تدریس کرده بود، دختربچه‌ای را به‌دلیل بدرفتاری تنبیه بدنی کرده است. هنگامی که مدیر مدرسه او را در حضور خودِ دانش‌آموز بازخواست کرده بود، ویتگنشتاین کارش را انکار کرده بود.

این چیزی است که پاسکال می‌گوید، اما ری مانک، نویسندۀ کتاب تحسین‌شدۀ ویتگنشتاین: وظیفۀ نابغه۳، تردیدی جدی در روایت پاسکال دارد. او توجه خواننده‌ها را به گزارش واقعه‌ای مرتبط، اما مجزا، از زبان رولاند هات یکی از دوستان ویتگنشتاین جلب می‌کند، گزارشی که او فکر می‌کند موثق‌تر است.

هات به خاطر می‌آورد که ویتگنشتاین با انکار اتهاماتش در محضر دادگاهِ متعاقب «واقعۀ هیدبائر» شهادت دروغ داد. در سال ۱۹۲۶، پسربچۀ نحیف یازده‌ساله‌ای به نام یوزف هیدبائر۴ بعد از آنکه ویتگنشتاین او را کتک زد، غش کرد و از هوش رفت. ویتگنشتاین کلاس را تعطیل کرد، پسربچه را به دفتر مدیر مدرسه برد تا پزشک معاینه‌اش کند، و سپس گریخت. اینکه آیا او منتظر رسیدن دکتر ماند یا بلافاصله فرار کرد محل منازعه است. ویتگنشتاین تبرئه شد، همکارانش از او دفاع کردند و حتی خواسته شد تدریسش را ادامه دهد. اما این اتفاق نقطۀ پایان شغل معلمی‌اش بود. انگار احساس می‌کرد دیگر نمی‌تواند بازگردد. صرف‌نظر از اینکه ویتگنشتاین به کدامیک از این روایت‌‌ها اعتراف کرده، به‌نظر می‌رسد آنچه بیشتر بر وجدانش ‌سنگینی می‌کرده خشونتش نبوده، بلکه بی‌صداقتی‌اش بوده است.

ویتگنشتاین هنگام تعمق در اعترافاتش در سال ۱۹۳۷ نوشت:

«سال گذشته… خودم را جمع‌وجور کردم و اعترافی کردم. این کار مرا به آب‌های زلال‌تری رساند… اما اکنون… فاصله‌ای با آنچه پیش از آن بودم ندارم. خارج از اندازه بی‌شهامتم. اگر نتوانم این موضوع را حل کنم، می‌باید باز خودم را سرتاپا در آن آب‌ها غوطه‌ور سازم».

در

ویتگنشتاین برای گریز از خودفریبی نیاز داشت «کاری انجام دهد که نیازمند شجاعت است»، یعنی اعتراف

یکی از کتاب‌های خاطرات شخصی از ویتگنشتاین، که دربرگیرندۀ خاطرات پاسکال و دیگر افراد نزدیک به اوست، یکی از نمایندگان میراث ‌فکری۵ ویتگنشتاین به نام راش ریز عبارت «خارج از اندازه بی‌شهامت» را چنین تفسیر می‌کند: این عبارت راجع است به سختی‌هایی که ویتگنشتاین در تشخیص خودفریبیِ خویش کشیده است. خودفریبی‌ای که ناشی از «تزلزل اراده» بوده و «تنها به‌یاری شهامت قابل‌اصلاح است». شهامت موردنیاز برای اعتراف کمک می‌کند تا اعترافات ویتگنشتاین را، با استفاده از استعارۀ مانک، همچون جراحی خویش برای غلبه بر ترس ببینیم. ویتگنشتاین بی‌صداقتی با دیگران را همتای بی‌‌صداقتی با خویش می‌دانست.

ریز همچنین در همان خاطرات به‌یاد می‌آورد که ویتگنشتاین، به‌‌‌شیوه‌ای که در انتقاد از خود‌های سختگیرانه‌اش مرسوم بود، نگران بود نکند یک‌جور «هیولا» باشد. این انتقاد پژواکی از بحث افلاطون را دربارۀ اصالت فیلسوف در رسالۀ فایدروس در خود دارد. سقراط می‌گوید در پیروی از فرمانی که بر دیوار پرستشگاه دلفی مبنی بر شناختن خویش نوشته شده به خطا رفته است. او اذعان می‌کند: «بیهوده است، زمانی که نسبت‌به طبیعت خویشتن در جهالت هستم، به مسائل دیگر موجودات بپردازم». بدین ترتیب سقراط تأکید می‌کند به بررسی «نه این‌چیز‌ها، بلکه خویشتن می‌پردازم تا بدانم هیولا هستم یا نه»۶. مواجهۀ ویتگنشتاین با بی‌صداقتی خویش، درست همانند جست‌وجوی دلفی برای خودشناسی، جست‌وجویی بود برای اصالت.

فلسفه در نزد ویتگنشتاین مانند سقراط، همان‌قدر که تلاشی فکری بود، تمرینی برای صداقت با خویشتن نیز بود. ویتگنشتاین در یادداشتی، از میان یادداشت‌هایی که پس از مرگش با عنوان فرهنگ و ارزش۷ منتشر شد، می‌گوید دشواری فلسفه «بیش از آنکه به اندیشه مربوط باشد، به اراده مربوط است». دربارۀ اعتراف نیز چنین چیزی صادق است. ویتگنشتاین فاقد بینش برای تشخیص و تعریف نقایص خود نبود، بلکه، همچنان که ریز می‌گوید، برایش دشوار بود بپذیرد «همچون شخصی غیراصیل رفتار کرده است… چراکه اراده نداشته». ویتگنشتاین برای گریز از خودفریبی نیاز داشت «کاری انجام دهد که نیازمند شجاعت است»، یعنی اعتراف.

پذیرش خطا و طلب مغفرت مهم‌ترین دغدغه‌های ویتگنشتاین نبودند؛ دغدغه‌های او گریز از خودفریبی و تغییر خویش بودند. اعتراف چنین نقشی را بازی می‌کند، زیرا مستلزم شهامت و ریاضت است، یعنی مهار خود. انتظارات ویتگنشتاین از خودش بالا بود: پاسکال هنگام اعتراف از او پرسید: «معنی این‌ها چیست؟ یعنی می‌خواهی به کمال برسی؟» و او مغرورانه جواب داد: «البته که می‌خواهم به کمال برسم».

ویتگنشتاین فلسفه را نیز به همین شیوه تزکیۀ نفس می‌دید. او در سال ۱۹۳۱ نوشت: «فلسفه‌ورزی، بیش از هر چیز، کار روی خویشتن است». ریز می‌نویسد ویتگنشتاین در بسیاری از نامه‌ها و یادداشت‌های شخصی‌اش ابراز کرده که می‌خواهد «باتوجه به ضعف‌هایش از شرّ خودفریبی خلاص شود و بدین ترتیب زندگی جدیدی درپیش گیرد». هدفْ تبدیل‌شدن به انسانی جدید بود. ویتگنشتاین همچنین در سال ۱۹۳۱ می‌نویسد: «اعتراف می‌باید بخشی از زندگی جدید‌تان باشد».

بهترین راه برای فهمیدن اعترافات ویتگنشتاینْ درنظرگرفتن آن‌ها همچون وسیله‌ای معنوی است برای خودسازی. دو اندیشمندی که او عمیقاً ستایش می‌کرد احتمالاً بر دیدگاهش اثرگذار بوده‌اند، یعنی سنت آگوستین و تولستوی که هر دو در خودزندگی‌نامه‌هایشان تصوری مشابه از اعتراف ارائه کرده‌اند. هدف غایی اعترافات سنت آگوستین و تولستوی، درست به‌مانند ویتگنشتاین، تزکیۀ نفس بود، یعنی خودسازی از طریق پالایش و ریاضتی که از اعتراف منتج می‌شود.

خواستِ ویتگنشتاین به خودسازی به سال‌های پیش از آموزگاری او بازمی‌گردد. ریز به یاد می‌آورد که ویتگنشتاین در پی تسهیل تغییر شخصیت از طریق مشارکت در فعالیت‌هایی بود که «شیوۀ نگاه او به زندگی و به خویش را تغییر می‌دادند»، ازجمله نمایش عمومی شجاعت که ممکن است موجب برانگیختن خودسازی شود، مثلاً «قرارگرفتن در موقعیت‌هایی که زندگی‌اش پیوسته به خطر می‌افتاد». ویتگنشتاین، برای رسیدن به این هدف، در سال ۱۹۱۶ برای یکی از خطرناک‌ترین سِمت‌ها در ارتش

ویتگنشتاین در سال ۱۹۳۸ می‌نویسد:«هیچ چیز دشوارتر از فریب‌ندادن خود نیست»

داوطلب شد. آخرین پست دیدبانی در سرزمین هیچکس۸. این کار دربرگیرندۀ دو معیاری بود که او همچون ابزارهایی برای گریز از خودفریبی می‌دید: شهامت و ریاضتی که چنین تجربه‌ای می‌توانست برانگیزد.

به این دلایل بود که ویتگنشتاین از این معرفت، که هر شب را با احتمال مرگ به صبح می‌رساند، سرِ شوق آمد. او در سال ۱۹۱۶ چنین نوشت:« دیروز به‌سمتم تیراندازی شد. وحشت‌زده بودم، از مرگ ترسیده بودم. اکنون شوقی وصف‌نشدنی به زندگی دارم». چراکه «تنها مرگْ معنای واقعی زندگی را بدان می‌بخشد»؛ او در روزنوشت‌های جنگش هم به این موضوع اشاره کرده است. اگرچه او براساس معیارهای رفیع خودش فردی ترسو بود، اما اگر معیارهایی متعارف‌تر را در نظر بگیریم، چیزی کم از یک قهرمان نداشت. گواه این نکته نشان‌های افتخاری است که برای شجاعت دریافت کرد.

شخصیت ویتگنشتاین نیز، درست به‌مانند فلسفه‌اش، دشوار فهم است. الیزابت انسکوم۹، که به‌نظر بسیاری برجسته‌ترین فیلسوف عصر خود، و یکی دیگر از نمایندگان فکری و احتمالاً بهترین شاگرد او بود، دربارۀ «هر ادعایی از جانب هر کس مبنی‌بر فهمیدن ویتگنشتاین عمیقاً تردید» می‌کند. اما قدر مسلم یک چیز را درمورد ویتگنشتاین می‌توانیم بفهمیم و آن اینکه او در پیِ تغییر خویش بود، و اعتراف را همچون وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف می‌دانست.

ویتگنشتاین در سال ۱۹۳۸ می‌نویسد:«هیچ چیز دشوارتر از فریب‌ندادن خود نیست». بینش او از خودِ اصیل احتمالاً برای همیشه خارج از دسترس می‌ماند، درست مانند الگوهای اصالت۱۰، که او از خلال نوشته‌های نیچه و کیرکگور با آن‌ها آشنا بود.

اصالت در تاریخ فلسفه اغلب همچون آرمانی پنداشته شده است که می‌باید به‌سوی آن سفر کنیم، اما این موضوع مانعِ تبدیل‌شدن آن به وسیله‌ای کارا برای خودسازی نمی‌شود. اعتراف می‌تواند کمک کند بر موانعی چیره شویم که بر سر راه تبدیل‌شدنمان به خودهایی اصیل ایستاده‌اند.

اگر اعترافْ چنین نقشی را برای ویتگنشتاین بازی کرد، شاید برای ما هم بتواند.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را جاناتان بیل نوشته است و در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۸ با عنوان «Wittgenstein’s Confession» در وب‌سایت نیویورک تایمز منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۷ با عنوان «آمده‌ام تا اعتراف کنم؛ ماجرای دروغی که ویتگنشتاین را فیلسوف مهمی کرد» و ترجمۀ آرش رضاپور منتشر کرده است.
•• جاناتان بیل (Jonathan Beale) مقطع دکترای خود را، سال ۲۰۱۴، در دانشگاه ریدینگ به اتمام رساند. موضوع پایان‌نامۀ او تفسیر علم‌گرایی و ضدعلم‌گرایی در فلسفۀ ویتگنشتاین بوده است. او، به‌همراه یان جیمز کید، مجموعه‌مقالاتی را به نام ویتگنشتاین و علم‌گرایی (Wittgenstein and Scientism) گزینش و ویرایش کرده و انتشارات راتلج در سال ۲۰۱۷ آن را به چاپ رسانده است.

[۱] اتریش‌مجارستان پادشاهی دوگانه‌ای بود که از اتحاد امپراتوری اتریش و پادشاهی مجارستان شکل گرفت و مابین سال‌های ۱۸۶۷ تا ۱۹۱۸ بر اروپای مرکزی سیطره داشت [ویکی‌پدیا].
[۲] Tractatus Logico-Philosophicus
[۳] Wittgenstein: The Duty of Genius
[۴] Josef Haidbauer
[۵] Literary executor: کسی که در زمان حیات یا اغلب فوت نویسنده مسئولیت قرارداد نشر، کپی‌رایت، مجوز انتشار، ترجمه، اقتباس و سایر امور مرتبط با آثار نویسنده بر عهدۀ اوست [مترجم].
[۶] فایدروس نظر سقراط را پیرامون دزدیده شدن دختر پادشاه آتن به دست بوره‌آس (خدای باد شمال) جویا می‌شود و سقراط پاسخ می‌دهد من در چنین موضوعاتی فکر نمی‌کنم و هرچه مردم بگویند همان را می‌پذیرم چراکه هنوز به خودشناسی نرسیده‌ام [مترجم].
[۷] Culture and Value
[۸] No Man’s Land: در فارسی به «منطقۀ ممنوعه» هم ترجمه شده است که صحیح به نظر نمی‌رسد. به منطقه‌ای اشغال‌نشده میان دو نیروی متخاصم گفته می‌شود که هیچکدام از طرفینِ جنگ، از ترس حمله ناگهانی دیگری، بدان وارد نمی‌شوند [مترجم].
[۹] Gertrude Elizabeth Margaret Anscombe
[۱۰] Authenticity: مفهوم اصالت مفهومی کانونی در اگزیستانسیالیسم است. فیلسوفان اگزیستانسیالیست از جمله کیرکگور، سارتر و به‌ویژه هایدگر از آن برای اشاره به خودبودن انسان استفاده کرده‌اند، یعنی انسان مطابق ارزش‌های خود زندگی کند و، تحت‌تأثیر جامعه و محیط، فردیت خود را فروگذار نکند [مترجم].

مشاهده ادامه مطلب

سایه ی گلگون


نمایش مشخصات سوسن خسروی

تخمک به زهدانش لگد انداخت
-بشتاب که اینجا گور� دلگیرست
دنیا پر از بازیچه ی رنگ ست
هر �صل� او سودای� سرگیرست
با �خر و ننگ� نام� موروثی
هر سایه ی گلگون لکی زاید
ایمان� من ارث� شقایق

شاعر:سوسن خسروی

مشاهده ادامه مطلب

من مطمئنم که بی تو نمی‌تونم

من مطمئنم که بی تو نمی‌تونم

از کوچه برگشتم به سمت آرامش
به سمت این خونه که با تو می‌خوامش

این خونه دور از تو چهار تا دیواره
این خونه مثل من خیلی دوسِت داره

زمان‌و برگردون به اولین دیدار
تا قهومون داغه فنجونت‌و بردار

از پنجره پاییز می‌ریزه رو تختم
با فکر تو حتا این روزا خوشبختم

من مطمئنم که بی تو نمی‌تونم
من مطمئنم که تنها نمی‌مونم

من شک ندارم به احساسی که دارم
من شک ندارم که تنهات نمی‌ذارم

چی مونده دور از تو از من که دل بستم
از من که به چشمات یک عمره وابستم

جز خاطرات خوب، چی جاتو پر کرده
من جونم‌و میدم، عطر تو برگرده

این پنجره هر شب، رو به تو وا میشه
دوباره این خونه، خونه‌ی ما میشه

من مطمئنم که بی تو نمی‌تونم
من مطمئنم که تنها نمی‌مونم

من شک ندارم به احساسی که دارم
من شک ندارم که تنهات نمی‌ذارم

مهدی ایوبی

 

[موسیقی] این ترانه را در کانال رسمی عاشقانه‌ها گوش کنید

 

آرامش احسان خواجه امیری پاییز قهوه
مشاهده ادامه مطلب

پرونده: باید از تنهایی فرار کرد یا به آن پناه برد؟

عکاس: اندیکا رمدیان.

 


تنهاشدن درد بیشتری دارد یا گلوله‌خوردن؟
گاهی اوقات ترجیح می‌دهید از درد به خود بپیچید، ولی از یک رابطه بیرون انداخته نشوید

گاهی اگر به ما خیانت شود، دشنام بشنویم، تنها بمانیم، یا داغ عزیزانمان را ببینیم، آنچنان فرومی‌ریزیم که دیگر امید بازگشت به زندگی عادی چیزی بیشتر از رؤیا نخواهد بود. البته در این مواقع اطرافیان سعی می‌کنند ما را با حرف‌هایشان تسکین بدهند. آن‌ها فکر می‌کنند این دردها صرفاً یکسری حالات ذهنی‌اند که با تصمیم و اراده می‌شود آن‌ها را دور ریخت. اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد این نوع دردهای اجتماعی دست‌کمی از بیماری‌های جسمانی صعب‌العلاج ندارند.


تنهایی جهنم است، اما…
آیا می‌توانیم هم از رنج‌های تنهایی بگریزیم و هم لذت خلوت‌گزینی را بچشیم؟

شمعون، آن قدیس قرن پنجم میلادی که از ازدحام جماعت جویای نصیحت و دعا رهایی نداشت، ۳۷سال در حومۀ تلانیسوس، یعنی منطقۀ امروزی تلعاده در سوریه، بالای ستونی بلند و روی سکویی به‌مساحت یک‌ متر مربع نشست. معاش او بسته به پسرکان جوانی بود که از ستون بالا می‌آمدند تا نان و آب و شیر بُز برایش بیاورند. باورش این بود که اگر از شلوغی دنیای روی زمین گریزی نیست، می‌تواند به آسمان نزدیک‌تر شود تا تنها باشد و به‌واقع زمام دنیای خود و افکارش را به دست بگیرد.


فوایدِ گریختن از جامعه
جامعۀ ما مشوق رفتارهای اجتماعی است، اما اثر مثبت ساعت‌های تنهایی را نادیده می‌گیرد

در قرن نوزدهم پزشکان راه درمان بسیاری از بیماری‌های روحی و جسمی را بیرون‌رفتن از محیط شلوغ و پردودِ شهرها می‌دانستند. راه درمان افسردگی یا اضطراب این بود که چندماهی را در آسایشگاهی روستایی در میان درختان و کوه‌ها سپری کنید. اما در قرن بیستم قرص‌ها اختراع شدند و وعده دادند که همه‌چیز را حل خواهند کرد. ولی نیاز انسان‌ها به زندگی در طبیعت با هیچ قرصی برطرف نمی‌شود.


تنهایی، مثل اعتیاد، بی‌صدا و نامرئی و مرگ‌بار است
تنهایی جذام قرن بیست‌ویکم است که قربانیان خود را ذره‌ذره می‌خورد و از میان می‌برد

«تنهایی چه حسی دارد؟» مگی فرگوسن با این سؤال هولناک سراغ کسانی رفت که در دوران زندگی خود دوره‌های طاقت‌فرسایی از تنهایی را تجربه کرده بودند، آدم‌هایی که در ظاهر شباهتی با یکدیگر نداشتند: زن، مرد، جوان، سالخورده، ثروتمند یا فقیر، ولی در یک چیز مشترک بودند: سقوط در چاه تاریک تنهایی. اما رنج و اندوه تنها چیزی نیست که در تنهایی پیدا می‌شود؛ این را راهبان بهتر از همه می‌دانند.


انزوا بستر افراطی‌گری است
آرنت از خطر مشترکی می‌گوید که آن‌هایی را که جذب ایدئولوژی‌های افراطی می‌شوند، تهدید می‌کند

شاید تجربۀ دوستی با آدمی را داشته باشید که عقایدی افراطی دارد. زن‌ستیز است، یا به قومیت‌ها و اقلیت‌های دیگر نگاهی تحقیرآمیز دارد. احتمالاً شما که از نزدیک می‌شناسیدش، حیرت می‌کنید که چطور این آدم معمولی که در تعاملاتش روزمره‌اش رفتاری مؤدب و چه‌بسا یاری‌گرانه دارد، می‌تواند چنین اعتقاداتی داشته باشد؟ هانا آرنت، جواب این سؤال را در انزوا می‌داند، اما انزوایی خاص: انزوایی در تفکر که اجازه نمی‌دهد فرد خودش را جای دیگران بگذارد.


خاموشانِ جهان متحد شوید
اگر خودتان درون‌گرا نیستید، احتمالاً دارید یکی از آن‌ها را بزرگ می‌کنید، یا مدیر یکی از آن‌ها هستید یا همسرش

در هر جمعی، چند نفری هستند که به اصطلاح «مجلس‌گردانی» می‌کنند. حرف می‌زنند، سؤال می‌پرسند، بحث می‌کنند و سر و صدا راه می‌اندازند. اما در کنار آن‌ها، چند نفری هم پیدا می‌شوند که ترجیح می‌دهند در حاشیه بمانند و لب به سخن باز نکنند. درون‌گرایانی که مشغول خیال‌ها و گشت‌زنی‌های ذهنی خودشانند و انگیزه‌ای برای معاشرت یا مبارزه با دیگران ندارند. سوزان کین، مادرخواندۀ درون‌گراها، دربارۀ این خاموشان می‌نویسد.


جنگ همه در برابر خودشان
نئولیبرالیسمْ به‌وجودآورندۀ تنهایی است و این تنهایی‌ در حال ازهم‌گسستن جامعه است

فراگیرشدن بیماری‌های روانی درحال خردکردن میلیون‌ها نفر است. حالا دیگر طاعونِ استرس، افسردگی و تنهایی به‌ همۀ مردم دنیا حمله‌ور شده است. دلایل فراوانی برای این ناراحتی‌ها وجود دارد، اما ایدئولوژی نیز، همانند تغییرات اقتصادی و فناورانه، نقش مهمی در این امر بازی می‌کند. از میان تمامی فانتزی‌هایی که نوع بشر پذیرای آن است، این ایده که «ما می‌توانیم به‌تنهایی سر کنیم» پوچ‌ترین و شاید خطرناک‌ترینِ آن‌ها بوده است.


آقای خودم، خانم خودم؛ دربارۀ پدیدۀ وصلت با خود
وصلت با خود نمودی است از استقلال انسان مدرن یا تصویری است از خودخواهی لجام‌گسیخته؟

زمانی که در تنهایی مفرط، تنها چهرۀ آشنا همان چهرۀ صبح و شب درون آینه باشد، آرام آرام عاشقش می‌شویم، به این امید که بتواند به‌تنهایی همۀ جاهای خالی زندگی‌مان را پر کند. امروزه مربیانی از سراسر دنیا در دوره‌های «وصلت با خود»، راه‌های معاشقه با خود و گرامی‌داشتن خود را به مخاطبانشان می‌آموزند. پولینا آرونسون از تجربۀ ده هفته‌ای دورۀ وصلت با خود و همۀ احساساتی می‌گوید که در این دوره به سراغش آمده است.


تنهاترین شهر دنیا کجاست؟
بسیاری از اهالی توکیو چنان مشتاق داشتنِ رفیق هستند که آن‌ها را اجاره می‌کنند

هنری میلر، نویسندۀ سرشناس آمریکایی، دربارۀ زندگی در نیویورک نوشت: «در نیویورک همیشه احساس تنهایی کرده‌ام؛ تنهاییِ حیوانی درون قفس» مشکل میلر نداشتنِ دوست یا عدم جذابیت نبود؛ او پنج بار ازدواج کرده بود اما خودش را در زادگاهش یک بیگانه‌ می‌دید. نیویورک جایی است که بی‌شمار انسان برای جست‌وجوی شهرت، کار، عشق و حتی خودشان به آن می‌روند. آیا می‌توان از سخنان میلر به این نتیجه رسید که این شهر تنهاترین شهر دنیاست یا اینکه ممکن است خودِ این انسان، و نه این مکان، سرچشمۀ نارضایتی میلر باشد؟ اگر اینطور باشد، تنهاترین شهر کجاست؟


کافه‌های سکوت
کافه‌های سکوت ژاپنی‌های تنها و در جست‌وجوی آرامش را به‌سوی خود می‌کشند

جوانان ژاپنی دوست دارند هر کاری را به‌تنهایی انجام دهند. همه‌روزه، تعداد بیشتری «کافۀ سکوت» با محدودیت خودخواستۀ گفت‌وگوی در توکیو افتتاح می‌شود. «کافه‌های سکوت» و «جشن‌های عروسی مجردی» نمونه‌ای از محصولات و خدماتی است که برای تأمین نیازهای نسلی خجالتی ایجاد شده‌اند.


علمِ نوظهورِ خیال‌بافی
به‌نظر می‌رسد خیال‌بافی اتلاف وقت است، کاری که باید از آن حذر کرد. اما خیال‌بافی عملاً می‌تواند به ایده‌های خلاقانه بیانجامد

فرهنگ ما می‌گوید خیال‌بافی کار آدم بیکار است. آدمی که موضوع مشخصی ندارد که روی آن تمرکز یا کار کند. این روزها بیکارها زیادند، ولی بازار خیال‌بافی چندان مشتری ندارد. چرا که خیال‌بافی علاوه بر بیکاری نیازمند چیز دیگری هم هست: تنهایی. خیال‌بافی را معمولاً چیزی منفی قلمداد کرده‌اند، با این‌حال، مغز ما بدون حدی از آن، عملاً کارکردهای مهمی را از دست می‌دهد.

مشاهده ادامه مطلب

چرا رشد نمی‌تواند سبز باشد؟

هشدار درباره‌ی �روپاشی� زیست‌محیطی همه‌جا به گوش می‌رسد. طی� چند سال� گذشته، روزنامه‌های بزرگی چون گاردین (Guardian) و نیویورک‌تایمز (New York Times) مطالب� اخطاردهنده‌ای راجع‌به تخلیه‌ی خاک، جنگل‌زدایی، ا�ت� ذخایر� ماهی و کاهش�‌ جمعیت�‌ حشرات منتشر کرده‌اند. عامل� ایجاد� این بحران‌ها رشد� اقتصادی� جهانی و به تبع�‌ آن بالار�تن� مصر� است که باعث� ازبین‌ر�تن� بیوس�ر�(۱) زمین شده و مرزهای سیاره‌ای(۲) کلیدی را در‌می‌نوردد، مرزهایی که به گ�ته‌ی دانشمندان �رانرسیدن�‌�روپاشی در گرو� پایبندی به آن‌هاست.
بسیاری از سیاست‌گذاران، این هشدارها را با تلاش در جهت� برقرار نمودن� آنچه از آن به عنوان� «رشد� سبز»(Green Growth) نام می‌برند، پاسخ داده‌اند. ایشان ادعا می‌کنند که تنها با سرمایه‌گذاری در �ن‌آوری‌های کارآمدتر و معر�ی� ارزش‌های درست می‌توانیم در عین� پیشر�ت، اثرمان را بر جهان� طبیعی (که هم‌اکنون نیز در سطح� ناپایدار است) کاهش دهیم. طبق� تعری�� سازمان ملل، به زبان� �نی، هد�� نهایی «ت�کیک� مطلق�» تولید� ناخالص�‌ داخلی(۳) (GDP) از منابع�‌ طبیعی است.
به نظر می‌رسد این روش راه‌حلی شسته‌ور�ته، برای مشکل� �اجعه‌بار باشد. تنها یک مانع وجود دارد: شواهد� اخیر نشان می‌دهد «رشد� سبز» نه تنها نوش‌دارویی که همه می‌پنداشتند نیست بلکه درواقع حتی غیر‌ممکن است.
عبارت� «رشد� سبز» برای اولین بار در کن�رانسی که سازمان ملل راجع به توسعه‌ی پایدار در سال ۲۰۱۲ در ریودوژانیرو (Rio de Janeiro) برگزار نمود، بر سر زبان‌ها ا�تاد. پیش از �رارسیدن� کن�رانس، بانک� جهانی، سازمان� همکاری و توسعه‌ی اقتصادی(۴)، و برنامه‌ی محیط� زیست� سازمان‌ملل همگی گزارشاتی در جهت� ترویج� رشد� سبز ارائه کردند. امروز رشد� سبز یکی از ستون‌های اساسی� اهدا�� توسعه‌ی پایدار� سازمان‌ملل است.
اما به نظر می‌رسد که وعده‌ی رشد� سبز به‌جای اینکه مبتنی بر شواهد باشد، بر پندار� آرزومندانه استوار بوده‌است. در سال‌های پس از کن�رانس� ریو، سه پژوهش� عمده به نتیجه‌ای واحد و در عین حال نگران‌کننده رسیدند: ت�کیک� مطلق� GDP از بهره‌برداری از منابع، در مقیاس� جهانی ممکن نیست.
در سال ۲۰۱۲ گروهی از دانشمندان به سرپرستی� مونیکا دیتریش (Monika Dittrich)، پژوهشگر� آلمانی، نخستین شک و تردید را نسبت به این مسئله مطرح کردند. این گروه یک مدل� کامپیوتری پیشر�ته را اجرا کرد که پیش‌بینی می‌کرد اگر رشد اقتصادی با همین روند پیش رَوَد، یعنی رشدی در حدود ۲ تا ۳ درصد در سال، چه بر سر� منابع� جهانی خواهد آمد. این یا�ته نشان‌داد برداشت از منابع� طبیعی (از جمله ماهی، طیور، جنگل، �لزات، مواد معدنی و سوخت‌های �سیلی) از ۷۰ میلیارد تن در سال� ۲۰۱۲، تا سال� ۲۰۵۰ به ۱۸۰ میلیارد تن در سال می‌رسد. قابل� ذکر است، سطح� برداشت� پایدار از منابع حدود� ۵۰ میلیارد تن در سال است – که در سال ۲۰۰۰ از آن عبور کرده‌ایم.

شواهد� اخیر نشان می‌دهد «رشد� سبز» نه تنها نوش‌دارویی که همه می‌پنداشتند نیست بلکه درواقع حتی غیر‌ممکن است.

این گروه سپس بار� دیگر مدل را به اجرا گذاشت تا ببیند اگر تمامی کشورها همان‌دم، تجربه‌ی برتر(۵) برای مصر�� کارآمد� منابع را به کارببندند (�رضی بسیار خوش‌بینانه) چه نتیجه‌ای حاصل می‌گردد. نتایج بهبود یا�ت،‌ برداشت از منابع تا سال� ۲۰۵۰ به ۹۳ میلیارد تن خواهدرسید. اما این عدد هنوز هم بسیار بالاتر از مصر�� امروز� ماست. از این طور قلع و قمع� منابع نمی‌توان تحت عنوان «رشد� سبز» یا «ت�کیک�‌ مطلق» یاد کرد.
گروه� دوم از دانشمندان در سال� ۲۰۱۶ �رضیه‌ی دیگری را آزمودند: کلیه‌ی کشورها توا�ق کرده‌اند که روش‌هایی �راتر از تجربه‌ی برتر را به کارببندند. در بهترین حالت، دانشمندان در نظر گر�تند که مالیات(۶) به گونه‌ای باشد که قیمت� جهانی� کربن از ۵۰ دلار به ۲۳۶ دلار برای هر تن ا�زایش یابد و نوآوری� تکنولوژیک هم به ‌گونه‌ای باشد که کارایی� بهره‌برداری از منابع را دوبرابر کند. نتایج تقریباً همان نتایج� مطالعه‌ی دیتریش بود. تحت�‌ این شرایط، اگر اقتصاد� جهانی با نرخ ۳٪ در سال رشدکند، باز هم تا سال� ۲۰۵۰ به مصر�� ۹۵ میلیارد تن در سال می‌رسیم. نتیجه‌ی مختوم: ت�کیک� مطلق شدنی نیست.

تا سال �۲۰۵۰ بهره‌برداری از منابع� طبیعی به ۱۳۲ میلیارد تن در سال خواهدرسید. درنظر گر�تن� «اثر برگشتی»(۷) باعث� بدتر شدن� این نتیجه در مقایسه با نتایج� به‌دست‌آمده از مطالعات� قبلی است. بدین‌ صورت که در نتیجه‌ی بهبود� بهره‌وری� منابع، قیمت‌ها کاهش یا�ته و تقاضا ا�زایش می‌یابد؛ بنابراین قسمتی از بهره‌وری بی‌اثر می‌شود.

و آخرین مورد، برنامه‌ی محیط� زیست� سازمان‌ملل (که زمانی از برجسته‌ترین مروجان� تئوری� رشد� سبز بود) سال� گذشته طی� مناظره‌ای دیدگاه‌ش را در این باب عنوان نمود. آن‌ها سناریویی را به اجرا گذاشتند که در آن قیمت� کربن را عدد� نجومی� ۵۷۳ دلار بازای هر تن، مالیات� استخراج� منابع را سنگین و پیشر�ت� تکنولوژیک را به سبب� پشتیبانی� قوی� دولت، بسیار سریع درنظرگر�تند.

نتیجه؟ تا سال �۲۰۵۰ بهره‌برداری از منابع� طبیعی به ۱۳۲ میلیارد تن در سال خواهدرسید. درنظر گر�تن� «اثر برگشتی»(۷) باعث� بدتر شدن� این نتیجه در مقایسه با نتایج� به‌دست‌آمده از مطالعات� قبلی است. بدین‌ صورت که در نتیجه‌ی بهبود� بهره‌وری� منابع، قیمت‌ها کاهش یا�ته و تقاضا ا�زایش می‌یابد؛ بنابراین قسمتی از بهره‌وری بی‌اثر می‌شود.
نتایج� همه‌ی مطالعات یکی است. دانشمندان ر�ته‌ر�ته به این نتیجه می‌رسند که برای بهره‌برداری به طور� مؤثر هم محدودیت‌های �یزیکی هست. ما مطمئناً خواهیم توانست شیوه‌ی مؤثرتری در تولید� اتومبیل‌، گوشی�‌ موبایل� آی�ون و آسمان‌خراش به کار بندیم، اما نمی‌توانیم آن‌ها از هیچ بسازیم! ممکن است اقتصاد را به سمت� خدماتی نظیر� آموزش و یوگا سوق‌دهیم، اما بالاخره برای برپایی� دانشگاه و باشگاه هم نیاز به مواد� اولیه داریم. هنگامی که به نهایت� ظر�یت� بهره‌برداری رسیدیم، دنبال‌کردن� هر درجه‌ای از رشد� اقتصادی، منابع� پشتیبان را از بین می‌برد.
این مسائل کل� م�هوم� «رشد� سبز» را زیر سوال برده و تجدید� نظر� ریشه‌ای را ضروری می‌سازد. به یاد داشته باشید �رضیه‌های به کار ر�ته در هر سه پژوهش� عنوان‌شده بسیار خوشبینانه هستند. هنوز با ا�عمال� مالیات� جهانی بر کربن بسیار �اصله داریم، چه برسد به مالیاتی که قیمت� کربن را به ۶۰۰ دلار به‌ازای هر تن برساند؛ و هم‌اکنون بهره‌وری� منابع بدتر شده که بهتر نشده است. با این حال مطالعات نشان‌می‌دهد حتی اگر همه‌ی موارد را رعایت‌کنیم هم، رشد� اقتصادی و برداشت از منابع به یکدیگر وابسته مانده و مشکلات� زیست‌محیطی همچنان بدتر خواهدشد.
برای جلوگیری از سررسیدن� این نتیجه به یک الگوی کاملاً جدید نیاز داریم. مالیات�‌ بالا و نوآوری‌های تکنولوژیک کمک می‌کند اما کا�ی نخواهدبود. همان‌طور که دانیل اونیل (Daniel O’neill)، اقتصاددان، اخیراً پیشنهاد داده؛ تنها شانس� بشریت برای جلوگیری از �روپاشی� زیست‌محیطی، در ا�عمال�‌ محدودیت�‌ سنگین برای بهره‌برداری از منابع است. تنها با محدودیت‌هایی، که توسط� دولت‌ها و یا معاهدات� بین‌المللی اعمال شوند، می‌توان اطمینان حاصل‌کرد که بشر از خاک و آب بیش از ظر�یت� بازسازی‌شان، بهره‌برداری نکند. همچنین می‌توانیم است�اده از «تولید ناخالص� داخلی» را به عنوان� شاخص� مو�قیت�‌ اقتصادی کنار بگذاریم و مقیاس� متعادل‌تری چون «شاخص� پیشر�ت� واقعی»(۸) (GPI) را، که مواردی چون آلودگی� هوا و تخریب� منابع� طبیعی در آن مؤثر است، به کاربریم. است�اده از GPI به ما کمک می‌کند تا با کم‌ترین تأثیر� من�ی بر محیط‌زیست بیشترین پیامد� مثبت� اجتماعی را داشته‌باشیم.
اما هیچ‌ راه� گریزی از نتیجه‌ی آشکار نداریم. در نهایت، برگرداندن� تمدن به درون� مرزهای‌سیاره‌ای مستلزم� آن است که بشر خود را از بند� رشد� اقتصادی رها کند و این مهم از کشور‌های ثروتمند آغاز شود. این موضوع ممکن است بیمناک‌تر از چیزی که واقعاً هست به‌نظررسد. پایان� رشد به معنی� تعطیل‌کردن� �عالیت‌های اقتصادی نیست؛ تنها به این معنی است که سال� آینده تولید و مصر�ی بیشتر از امسال نخواهیم‌داشت. همچنین ممکن است به معنی کوچک‌کردن بخش‌های معینی که به طور� خاص به محیط‌زیست آسیب می‌زنند و برای شکو�ایی� انسان غیرضروری‌اند باشد، بخش‌هایی چون تبلیغات، ر�ت‌وآمد به محل‌کار و محصولات� یک‌بارمصر�.

در نهایت، برگرداندن� تمدن به درون� مرزهای‌سیاره‌ای مستلزم� آن است که بشر خود را از بند� رشد� اقتصادی رها کند و این مهم از کشور‌های ثروتمند آغاز شود.

اما پایان� رشد به این معنا نیست که لزوماً ضربه‌ای به استانداردهای زندگی واردمی‌شود. سیاره‌ی زمین امکان� تأمین� همه‌ی انسان‌ها حتی بیش از نیازشان را دارد؛ مشکل این‌جاست که منابع به طور� یکنواخت توزیع نشده‌ است. هم‌اکنون ما می‌توانیم تنها با به اشتراک‌گذاشتن� عادلانه‌تر�‌ آنچه داریم به جای غارت� بیشتر� زمین، زندگی�‌ انسان‌ها را بهبود بخشیم. ] پایان� رشد [شاید به معنای خدمات� عمومی� بهتر باشد. شاید به معنای حقوق� پایه باشد. شاید به معنای کم‌کردن� روزهای کاری باشد به صورتی که بتوان در عین� استخدام� تمام‌وقت مقیاس� تولید را کوچک‌تر کرد. سیاست‌هایی از این قبیل –و مثال‌های بی‌شمار� دیگر– نه‌تنها برای جان� سالم به در بردن از قرن� ۲۱، بلکه برای شکو�ایی‌ در آن نیز حیاتی هستند.

 

پانویس‌ها:

۱- Biosphere زیست‌ک�ره، زیست‌سپهر یا بیوس�ر به آن بخش یا لایه از کره زمین گ�ته می‌شود که در آن زندگی وجود دارد.
۲- Planetary boundaries مرز‌های سیاره‌ای م�هومی‌ است که در سال ۲۰۰۹ توسط گروهی از دانشمندان� زیست‌محیطی ارائه شد. با این قصد که «محدوده‌ی امن� �عالیت� انسان» را به عنوان� پیش‌شرط� توسعه‌ی پایدار مشخص‌کنند. این م�هوم مرزهایی در ۹ بخش نظر می‌گیرد: تغییرات�‌ آب‌وهوایی، از بین ر�تن� تنوع� زیستی، Biogeochemical، اسیدی شدن اقیانوس، کاربری زمین، کمبود� آب، کاهش� اوزون، و آلودگی شیمیایی

۳- Gross Domestic Product (GDP) تولید� ناخالص� داخلی یکی از مقیاس‌های اصلی برای سنجش� پیشر�ت� اقتصادی� یک کشور است که ارزش� کل� محصولات� نهایی� تولیدشده (کالا و خدمات) توسط� واحدهای اقتصادی� مقیم� یک کشور در بازه‌ی زمانی معین را با است�اده از واحد� پول� جاری انداره‌گیری می‌کند.
Û´- Organization for Economic Cooperation and Development (OECD)
Ûµ- Best practice
۶- Carbon tax مالیات بر کربن، در واقع مالیات بر میزان� کربن� موجود در سوخت و نوعی قیمت‌گذاری� کربن است. کربن در همه‌ی انواع� سوخت‌های هیدروکربنی (ذغال‌سنگ، ن�ت و گاز� طبیعی) موجود بوده و در هنگام� احتراق به دی‌اکسید‌کربن و دیگر مشتقات تبدیل می‌شود (بر خلا�� منابع� انرژی� غیر�احتراقی -بادی، خورشیدی، زمین‌گرمایی، آبی و هسته‌ای-). دی‌اکسید‌کربن یک گاز� گل‌خانه‌ای است که اثر� من�ی‌اش بر سیستم� آب‌وهوا اثبات‌شده است. از آن‌جایی که انتشار� گازهای گل‌خانه‌ای� حاصل از احتراق� سوخت‌های �سیلی به شدت با میزان� کربن� موجود در آن سوخت‌ها مرتبط است، بنابراین می‌توان برای اعمال� مالیات بر این نوع منابع‌� انرژی، بر میزان� کربن� موجود در سوخت‌ (در هر مرحله‌ای از چرخه‌ی زیستش) مالیات در نظر گر�ت. مالیات بر کربن نتایج� مثبت� اجتماعی و اقتصادی به دنبال دارد. مالیاتی است که بدون� ایجاد� تغییر� عمده در اقتصاد، درآمد را ا�زایش می‌دهد و هم‌زمان، اهدا�� سیاست� تغییرات� آب‌وهوایی را دنبال می‌کند. هد� از مالیات بر کربن، کاهش� مضرات� ناشی از انتشار� دی‌اکسید‌کربن است: کاهش� تغییرات� اقلیمی و اثرات� من�ی� آن بر محیط‌‌زیست و سلامت� انسان.
۷- Rebound Effect (RE) در مباحث مربوط به محیط‌زیست هنگامی به‌کار‌می‌رود که بخواهیم میزان� اثربخشی� است�اده از یک تکنولوژی� پیشر�ته در بهره‌برداری از منابع‌طبیعی را بررسی‌کنیم. میزان� کم‌شدن� نتایجی است که پیش‌بینی می‌شده با روی‌کارآمدن� تکنولوژی� پیشر�ته، بهبود یابد. در واقع نسبتی است که از تقسیم� �واید� حاصل‌نشده بر کل� �واید� مورد� انتظار به‌دست‌می‌آید. برای مثال اگر با وجود ۵٪ بهبود� کارایی سوخت�‌ خودرو تنها شاهد� ۲٪ کاهش� مصر��‌ سوخت باشیم، اثر برگشتی۶۰٪ است(۶۰٪=۵/(۲-۵)). این ۳٪ عدم� حصول می‌تواند ناشی از ا�زایش� سرعت� حرکت� خودرو و یا مسا�ت� طی‌شده توسط رانندگان در شرایط� جدید باشد.
۸- Genuine Progress Indicator (GPI) شاخص پیشر�ت واقعی معیاری‌ست که به عنوان� معیار� جایگزین یا مکمل� تولید� ناخالص� داخلی، پیشنهاد شده‌است. محاسبه‌ی GPI به گونه‌ای‌است که توجه�‌� بیشتری به ر�اه� عمومی یک کشور دارد، تنها بخشی از آن به اندازه‌ی اقتصاد� کشور می‌پردازد که آن‌هم با در نظر گر�تن مواردی چون عوامل� محیط‌زیستی و اجتماعی ‌است (مواردی که در تولید� ناخالص� داخلی لحاظ نمی‌گردند.) با است�اده از GPI می‌توان سنجید پیامد‌های محیط‌زیستی و هزینه‌های اجتماعی� تولید� اقتصادی و مصر�� آن در یک کشور، بر سلامت و ر�اه� عمومی مردم مثبت است یا من�ی.

این مقاله ترجمه‌ای است از Why Growth can’t be green

مشاهده ادامه مطلب

روز جهانی دختر و آمار تکان‌دهنده‌ای که باید در مورد دختران بدانید

صندوق حمایت از کودکان می‌گوید: اگر دختران تحصیل در دبیرستان را به پایان برسانند، تا سال ۲۰۳۰ از ۵۰ میلیون ازدواج کودکان جلوگیری خواهد شد.

کارشناسان می‌گویند کودکان مدرسه‌ای برای �رار از درس و مدرسه گاهی هم به دست آوردن �رصت‌های اقتصادی ولو محدود ازدواج می‌کنند. این ازدواج‌ها موجبات خشونت، سو است�اده و پدید آمدن مشکلات روانی برای این کودکانی که زودتر را �راهم می‌آورد.

طبق گزارش صندوق حمایت از کودکان شاخص‌های نگران کننده‌ای برای کودکان دختر دیده می‌شود.

به مناسبت روز دختر نگاهی به برخی آمارها در خصوص وضعیت ناخوشایند دختران در سراسر جهان بیندازیم.

  • در سراسر جهان حدود Û±Ûµ میلیون دختر Û±Ûµ تا Û±Û¹ ساله تجربه رابطه جنسی اجباری Ùˆ ناخواسته داشته‌اند.
  • در بریتانیا دو سوم دخترانی Ú©Ù‡ از سوی نهاد مستقل «برنامه بین‌الملل» مورد پرسش قرار گرÙ�ته‌اند رابطه جنسی ناخواسته داشته‌اند یا دستکم در اماکن عمومی مورد تماس جسمی ناخواسته قرار گرÙ�ته‌اند.
  • هر Ù‡Ù�ته حدود Û· هزار دختر بین Û±Ûµ تا Û²Û´ سال به ایدز مبتلا می‌شوند.
  • بیش از Û²Û°Û° میلیون دختر Ùˆ زن در سراسر جهان زخم‌های تناسلی را در زندگی خود تجربه کرده‌اند.
  • حدود Û³ میلیون دختر در سراسر جهان تبعید به خاطر جنگ را تجربه کرده‌اند.
  • دخترانی Ú©Ù‡ در منطقه بحرانی Ùˆ جنگی زندگی می‌کنند، دو برابر بیشتر از کسانی Ú©Ù‡ در مناطق آرام هستند در معرض خطر ترک تحصیل قرار دارند.
  • حدود Û¶Û² میلیون دختر Ú©Ù‡ در سن مدرسه رÙ�تند هستند، به مدرسه نمی‌روند.
  • بر اساس روند Ù�علی در سال Û²Û°Û³Û° حدود Û±Û° میلیون دختر ازدواج خواهند کرد Ú©Ù‡ از این میان بیشتر از Û² میلیون Ù†Ù�ر از این عروس‌ها زیر Û±Ûµ سال خواهد داشت.
  • سالانه Û±Û² میلیون دختر پیش از رسیدن به سن Û±Û¸ سالگی ازدواج می‌کنند Ùˆ یک پنجم آنها پیش از رسیدن به سن Û±Û¸ سالگی مادر می‌شوند.

۱۱ اکتبر روز جهانی دختر است و به همین مناسبت تلاش‌ها برای آگاه سازی در سراسر جهان نسبت به حقوق دختران صورت می‌پذیرد.

مشاهده ادامه مطلب