بنیاد مسکن به زلزله‌زدگان کرمانشاه «خیانت» کرده است – دلسوخته

 

عضو مجمع نمایندگان کرمانشاه می‌گوید مردم مناطق زلزله‌زده این استان در شرایط سرما و باران شدید در چادرهای مملو از آب مانده‌اند و هیچ‌کس هم به داد آنها نمی‌رسد.

به گفته فرهاد تجری، مسئولان و شخصیت‌های برجسته تنها در چند روز اول بعد از وقوع زلزله در این منطقه حضور پیدا کردند اما بعد از اینکه رفتند، پشت سر خود را هم نگاه نکردند.

او از بنیاد مسکن هم به شدت انتقاد کرده چراکه معتقد است این دستگاه که مجری تامین محل سکونت زلزله‌زدگان است پاسخگو نیست و با نگاهی تنگ‌نظرانه و تفکر مربوط به ۴۰سال قبل، مردم این منطقه را به این روز گرفتار کرده است.

تجری بنیاد مسکن را متهم‌کرده واحدهای تخریبی را کمتر از آنچه در واقعیت وجود داشت گزارش کرده و در توزیع کانکس هم خساست به خرج می‌دهد و مردم را از شمول بهره‌مندی از کانکس خارج کرده است. این نماینده مجلس در نهایت دلیل شرایط سخت زندگی مردم زلزله‌زده را «مدیران ناکارآمد» و «خیانت بنیاد مسکن به مردم» دانسته است.

بنیاد مسکن پیشتر اعلام کرده بود به خانواده‌های مستاجر کانکس نخواهد داد چون بعد از مدتی شهرها به حلبی‌آباد تبدیل می‌شوند. با این اوضاع همچنان ۶۰درصد زلزله‌زدگان در چادر زندگی می‌کنند و به خدمات ابتدایی مانند سرویس بهداشتی نیاز دارند. خبرهای از گسترش بیماری‌های عفونی و سرماخوردگی‌های منجر به مرگ و خودکشی در این مناطق منتشر شده است.

مشاهده ادامه مطلب

مانع‌تراشی در برابر هویت ملی

خوش‌بختانه نشانه‌هایی دیده می‌شود که حکایت از آغاز روند توزیع تذکره الکترونیکی دارد. پس از سال‌ها انتظار و بحث و جدال سخت در باره موضوع درج هویت قومی و واژه افغان در این تذکره، گفته می‌شود که به‌رغم دشواری‌ بسیار، قرار است این سند مهم ملی به دست‌رس مردم قرار گرفته و اولین گام اساسی در راستای توسعه افغانستان برداشته شود.

در باب اهمیت تذکره الکترونیکی همین‌قدر باید گفت که اگر این فرایند با کمال موفقیت به انجام برسد، نخست میزان نفوس افغانستان معلوم می‌شود که چه تعداد جمعیت در این جغرافیا زندگی می‌کند و دوم، میزان نفوس اقوام نیز معلوم می‌شود که فلان قوم دارای چه مقدار نفوس است و مهم‌تر از همه نرخ زاد و ولد و مرگ‌ومیر نیز قابل سنجش می‌شود که همه این ارقام از نیازهای اساسی و حیاتی توسعه پنداشته می‌شود.

تا حالا هرگونه اقدامی که به‌منظور توسعه در عرصه‌های مختلف صورت گرفته است متاسفانه در خلای آمار و ارقام دقیق نفوذ کشور بوده که به همین دلیل، برایند تلاش‌های معطوف به توسعه در بسیاری زمینه‌ها ناکام و نافرجام تعبیر گردیده است.

در جهان معاصر و در اوج صنعت ارتباطات و ماشینی‌شدن فرایند محاسبات، افغانستان شاید تنها کشوری باشد که در محاسبات معطوف به فرایند توسعه از آمار و ارقام احتمالی نفوس استفاده می‌کند و نمی‌داند که نرخ مرگ‌و‌میر و زاد‌ و ولد در این کشور چند است! در فقدان آمار و ارقام نه تنها در این دو زمینه حیاتی؛ بل در سایر زمینه‌ها، هرگونه تلاش و برنامه‌سازی و برنامه‌ریزی در راستای توسعه شباهت به رهاکردن تیر در تاریکی خواهد داشت که امکان به‌هدف نشستن آن غیر ممکن به نظر می‌رسد.

فراتر از این‌ها توزیع تذکره الکترونیکی در زمینه تامین امنیت و شناسایی عاملان جرم نیز می‌تواند مفید و موثر باشد و امکان مبارزه با جرایم را تسهیل‌کرده و به کاهش جرایم کمک کند. در بحث انتخابات امکان کاهش تقلب در فرایند انتخابات و تسهیل این پروسه یکی دیگر از ممیزات اساسی تذکره الکترونیک می‌باشد.

 هرچند در انتخابات پیش‌رو شاید تذکره الکترونیک به آن پیمانه توزیع نشود که همه واجدان شرایط رای دهی را پوشش دهد اما بدون شک پروسه انتخابات بعدی و بعدی با دشوارهای کمتر و با میزان اعمال تقلب کمتر به ثمر خواهد نشست که باز هم اقدام موثر در راستای توسعه هرچند کند در این کشور خواهد بود.

با توجه به همین نیازهای اساسی که به آن اشاره رفت، به دور از هرگونه علایق و احساسات تباری و قومی، حکم عقل سلیم همین است که تذکره الکترونیک باید توزیع شود و هرگونه مانع‌تراشی در برابر آغاز این پروسه، مانع‌سازی در برابر فرایند توسعه و تامین امنیت در این کشور خواهد بود.

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم هویت ملی و کشوری ما افغان رقم خورده است اما در کنار این واقعیت به رسمیت شناختن تکثر قومی و فرهنگی در این کشور امکانات بهتر و بیشتری را برای تحقق اهداف معطوف به توسعه متوازن و اساسی در این کشور فراهم می‌کند.

 افغانستان سرزمین اقوام و فرهنگ‌های مختلف است که این خصوصیت به عنوان شاخصه ارزشمند برای توسعه شمرده می‌شود. اما واقعیت این است که نیاز مبرم افغانستان و مردم افغانستان به تذکره تابعیت الکترونیک است و همان‌گونه که اشاره رفت توزیع این تذکره می‌تواند گره‌های بسیاری از از مشکلات و معضلات معاصر ما را باز کند.

پس با توجه به این واقعیت هرگونه موانع‌تراشی و سنگ‌اندازی در مسیر تحقق این پروسه در واقع مخالف با عقل سلیم و منافع ملی افغانستان تعبیر می‌شود. از این‌رو هر تلاشی که در راستای توزیع این سند مهم ملی صورت می‌گیرد ارجمند دانسته می‌شود و باید حمایت شود.

مشاهده ادامه مطلب

فرمان عشق


نمایش مشخصات اکبر رشنو

با لاتر از ذهن زمان
بر بلندای حادثه
روی شستت
نشسته باز یقین
درقامت قافت مرده تردید ،
در عرض عمیق
گام می زنی…
ضریب زلال آیینه ای!
در فهم باران
قــــــــــــــــدّ می کشی…
درتمناهای

شاعر:اکبر رشنو

مشاهده ادامه مطلب

سپندارمذگان، روز عشق ایرانیان – دلسوخته

سپندارمذگان، روز عشق ایرانیان

حدود دو هزار سال پیش از تولد ولنتاین در میان آریاییان روزی به نام روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) مرسوم بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف با ۵ اسفند است؛ اما در تقویم جدید ایرانی بدلیل سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال، شش روز به جلو آمده و با ۲۹ بهمن مصادف می‌شود.

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌کردند و علاوه بر ماه‌ها، هر کدام از روزهای ماه نیز نامی داشته است، بطور مثال روز اول هر ماه «اورمزد (اهورامزدا)» و روز پنجم هر ماه «سپندارمذ» نام داشته است و در هر ماه یک بار نام روز و ماه یکی شده که در آن روز جشنی متناسب با آن ماه و روز ترتیب می‌دادند، بعنوان مثال شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می گرفت و همین طور روز پنجم هر ماه که «سپندارمذ» یا «اسفندارمذ» نام داشت و در ماه دوازدهم سال که نام آن نیز «اسفندارمذ» بود، جشنی با عنوان «سپندارمذگان» می‌گرفتند.

سپندارمذ به معنای فروتنی لقب ملی زمین است و زمین نماد عشق؛ چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد، زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد؛ به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان «سپندارمذ» را نماد عشق می‌دانستند. پسوند «گان» نیز به معنای جشن است و در نتیجه «سپندارمذگان» به معنای «جشن سپندارمذ» (جشن روز زن و زمین) است.

«سپندارمذگان» جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند و از مردان خود پیش‌کش‌هایی دریافت می‌کردند آنها در این روز از کارهای خود در خانه معاف شده و مردان و پسران کارها و وظایف جاری زنان را در خانه انجام می‌دادند.

سپندارمذگان، روز عشق ایرانیان بر شما عزیزان مبارک

اسفندارمذگان روز عشق سپندارمذگان
مشاهده ادامه مطلب

گفتند مالیات نمی‌دهیم – دلسوخته

اردیبهشت سال ٩٤ بر اساس بخشنامه سازمان امور مالیاتی، وزارت آموزش و پرورش می‌توانست برای دریافت مالیات به منظور توسعه مراکز آموزشی سراغ بنگاه‌های وابسته به آستان‌های قدس و زیرمجموعه‌های نیروهای مسلح برود. حالا نزدیک به دو سال از ابلاغ این بخشنامه می‌گذرد و خبری از اجرای آن نیست. چه چیزی مانع از اجرای قانون به نفع آموزش و پرورش شده است؟

«آستان قدس رضوی و آن دسته از موسسات و بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه نیروهای مسلح و سایر دستگاه‌های اجرایی که تا زمان تصویب این قانون مالیات پرداخت نکرده‌اند، به استثنای مواردی که اذن ولی‌فقیه وجود دارد موظف به پرداخت مالیات مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده‌اند، منابع حاصله صرفا‌ برای توسعه عدالت آموزشی در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار می‌گیرد تا براساس آیین‌نامه‌ای که به این منظور تهیه و به تصویب هیات وزیران می‌رسد، هزینه نماید.»

اردیبهشت سال ٩۴ رییس کل سازمان امور مالیاتی کشور طی بخشنامه‌ای احکام مالیاتی قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت را ابلاغ کرد. ماده ٧٨ یکی از بندهای موجود در این بخشنامه بود که امیدهای تازه‌ای را برای آموزش و پرورش در دل خود داشت. در این ماده ذکر شده بود که به‌منظور برقراری عدالت آموزشی و اجرای اصل سی‌ام (٣٠) قانون اساسی و تجهیز کلیه آموزشگاه‌های آموزش و پرورش با اولویت مناطق محروم و روستاها، می‌توان به سراغ بنگاه‌های اقتصادی وابسته به موسساتی رفت که تاکنون از پرداخت مالیات معاف بوده‌اند. حالا نزدیک به دو سال از ابلاغ این بخشنامه و ماده ٧٨ به دولت گذشته می‌گذرد و خبری از اجرای آن نیست. چه چیزی مانع از اجرای قانون به نفع آموزش و پرورش شده است؟ آیا آموزش و پرورش پیگیر اجرایی شدن این قانون هست؟ آیا فهرستی از این موسسات و نهادها دارد و آیا با آنها وارد مذاکره شده است؟ از سال گذشته تاکنون سه وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی به این سوال پاسخ داده‌اند.

اگر واقعا همه روی این موضوع جدیت و اهتمام داشته باشند چطور می‌شود راهکاری پیدا نشود؟ ولی این موضوع دامنه قدرتی فراتر از آموزش و پرورش و حتی قدرت را می‌طلبد. بله اگر سایر قوا از مجلس گرفته تا قوه قضاییه مصمم به اجرای این ماده بشوند، امکان اجرای آن وجود دارد.

علی‌اصغر فانی، اولین وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم، ٢٨ شهریور سال ٩۵ در پاسخ به پرسش در خصوص نام یا تعداد موسساتی که شامل ماده جدید قانون مالیاتی می‌شوند پاسخی نداد و در خصوص زمان اجرایی شدن آن گفت: «قانونی که به آن اشاره کردید نیاز به یک آیین‌نامه اجرایی دارد که باید به تصویب دولت برسد. این آیین‌نامه در کمیسیون اقتصادی دولت تاکنون دو بار تدوین شده، در صحن دولت مطرح شده و بعد با مشکلاتی مواجه شده و به کمیسیون برگشته، الان در مرحله طرح در کمیسیون است. تا این آیین‌نامه به تصویب نرسد نمی‌توانیم به دنبال اجرای این قانون برویم.» او اشاره‌ای نکرد که مشکلاتی که آیین‌نامه اجرایی با آن روبه رو شده به چه معنا است. عمر وزارت فانی تا پایان دولت یازدهم قد نداد و اجرای این ماده مسکوت ماند.

چند ماه پایانی کار دولت اول روحانی، وزیر دیگری بر صندلی وزارت آموزش و پرورش نشست؛ فخرالدین دانش‌آشتیانی. نشست خبری وزیر دوم تقریبا ۶ ماه پس از شروع به کارش در ١١ اردیبهشت ماه سال ٩۶ برگزار شد. موضوع اجرای ماده ٧٨ مالیاتی دوباره به میان آمد. فخرالدین دانش‌آشتیانی در پاسخ به سوال «اعتماد» در مورد سرنوشت این ماده و چرایی اجرایی نشدن آن خیلی کوتاه پاسخ داد: «این موضوع در دست وزارت آموزش و پرورش نیست. دولت این مساله را پیگیری کرده است و در مقابل، این نهادها تلاش کردند این مبالغ را پرداخت نکنند.»حالا نوبت به سومین وزیر انتخابی حسن روحانی برای وزارت آموزش و پرورش رسیده است. وزیر دولت دوازدهم در این مصاحبه توضیحاتی کامل‌تر نسبت به دو وزیر پیش از خود ارایه کرد که نشان می‌دهد معنای «مشکلاتی» که فانی از آن صحبت کرد و حرفی که دانش‌آشتیانی در لفافه بیان کرد، چیست. سیدمحمد بطحایی می‌گوید که این ماده عملا هیچ کارکردی برای آموزش و پرورش نداشته است چرا که متن قانون راه فرار را برای بنگاه‌های اقتصادی که باید مالیات‌شان را در اختیار آموزش و پرورش قرار می‌دادند باز گذاشته است.

 

آقای بطحایی شما سومین وزیر آموزش و پرورش هستید که مخاطب این سوال ما قرار می‌گیرد. سال ٩۴ ماده ٧٨ قانون مالیاتی کشور به دولت ابلاغ شد اما خبری از اجرای آن نیست. سرنوشت مالیات‌هایی که قرار بود به نفع توسعه عدالت آموزشی در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار بگیرد به کجا رسید؟

من به دلیل اینکه آن سال معاون مالی- اداری وزارتخانه بودم و مسئولیت مستقیم پیگیری این بند بر عهده بنده بود، شاید بیش از دو وزیر دیگری که مخاطب سوال شما قرار گرفته بودند باید پاسخ بدهم. ما جلسات بسیار فراوانی را برای عملیاتی کردن این ماده قانونی داشتیم. یک بخش‌اش برمی‌گشت به ماهیت قانونی که به تصویب رسیده بود؛ باید صادقانه بگویم برای اجرانشدن آن جای فرار ایجاد شده بود. یعنی شرکت‌هایی که در حقیقت باید مخاطب این قانون قرار می‌گرفتند، به خاطر نقصی که در قانون وجود داشت می‌توانستند مفری پیدا کنند و بگویند که این قانون شامل ما نمی‌شود.

برخی از شرکت‌ها هم بودند که دیگر هیچ راه فراری نداشتند، بنده سه یا چهار جلسه با مسئولان وقت سازمان مالیاتی کشور داشتم که این سازمان از محل فعالیت‌های آنها این حق را به آموزش و پرورش برگرداند اما متاسفانه این ماده قانونی هیچ عملکردی نداشت.

اما برخی از شرکت‌ها هم بودند که دیگر هیچ راه فراری نداشتند، بنده سه یا چهار جلسه با مسئولان وقت سازمان مالیاتی کشور داشتم که این سازمان از محل فعالیت‌های آنها این حق را به آموزش و پرورش برگرداند اما متاسفانه این ماده قانونی هیچ عملکردی نداشت. حتی من برای آن بنگاه‌های اقتصادی که می‌گفتند ما مشمول حکم امام هستیم و امام پرداخت مالیات را برای این نوع موسسات معاف کرده یک جلسه گذاشتم، همان موقع با یکی از مسئولان عالیرتبه کشور مذاکره‌ای داشتم که اگر حکم وجود دارد آیا قابل نقض است یا نه، چون زمانی که امام این حکم را دادند بسیاری از این موسسه‌ها فعالیت اقتصادی نداشتند، در آن مذاکره گفتیم اینها که امروز فعالیت اقتصادی دارند می‌شود از ذیل آن حکم خارج شوند یا نه.

یعنی حتی تا این مرحله هم پیش رفتیم که بتوانیم در مورد برخی دستگاه‌ها این کار را انجام دهیم. فهرستی از تمامی شرکت‌هایی که مشمول این بند می‌شدند را درآورده بودیم نهایتا سازمان مالیاتی رسما به آموزش و پرورش اعلام کرد این شرکت‌هایی که شما اسم‌شان را بردید شرکت‌هاییند که یا مالیات‌شان را پرداخت می‌کنند یا بر اساس قانون جدیدی که در سال ٩۵ به تصویب رسیده بود، باید مالیات‌شان را به سازمان مالیاتی بدهند و دیگر به آموزش و پرورش تعلق نمی‌گیرد. متاسفانه در همان سال ٩۵ به دلیل تغییرات مدیریتی که در آموزش و پرورش اتفاق افتاد این موضوع دیگر دنبال نشد و آن ماده‌ای که می‌گویید دیگر عملکردی برای ما نداشت.

هیچ راهکاری برای زنده کردن این ماده نیست؟

چرا راهکار هست. اگر واقعا همه روی این موضوع جدیت و اهتمام داشته باشند چطور می‌شود راهکاری پیدا نشود؟ ولی این موضوع دامنه قدرتی فراتر از آموزش و پرورش و حتی قدرت را می‌طلبد. بله اگر سایر قوا از مجلس گرفته تا قوه قضاییه مصمم به اجرای این ماده بشوند، امکان اجرای آن وجود دارد و بسیاری از مشکلات اقتصادی آموزش و پرورش با اجرای این ماده قابل حل است ضمن اینکه واقعا هم فشار زیادی را به آن بنگاه‌های اقتصادی نمی‌آورد، برای آنها مشکلی پیش نمی‌آید و در کنارش می‌توانند دستگاه آینده‌سازی مثل آموزش و پرورش را نجات دهند.

هیچ‌وقت به فکر انتشار فهرستی که گفتید افتاده‌اید؟ یعنی مشخص شود چه شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی هستند که شامل ماده ٧٨ قانون «تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و اصلاحات و الحاقات بعدی آن» می‌شوند.

ببینید آن فهرست مورد تایید ما بود نه مورد تایید سازمان مالیاتی یا وزارت اقتصاد. ما فهرست را تهیه کرده بودیم که به اعتقاد ما شرکت‌هایی بودند که باید مالیات می‌دادند و خب بعد ذکر شد که یا مالیات می‌دهند یا مشمول قانون سال ٩۵ می‌شوند.

یعنی از کل فهرست هیچ چیزی برای آموزش و پرورش نماند.

نه هیچی نماند، عملا آن ماده کارکردی برای‌مان نداشت.

مشاهده ادامه مطلب

در آغاز تن بود | روزنامه راه دلسوخته

در آغاز تن بود و از دیالکتیک تن و  شی، روان به وجود آمد و انسان خلق شد. انسان در آغازین روزهای زندگی خود براساس روند طبیعی به دو تیکه‌ تن و روان تقسیم شد. و انسان به کمک روان خود به پیش‌رفت ابزار پرداخت و از تن خود آگاهی حاصل کرد. تکامل تن، روان و ابزار منتج به ارزش اضافی شد و انسان توانست بیشتر از آنچه می‌خورد تولید کند و تا حدودی بر طبیعت حاکم شد و اجتماع انسانی به وجود آمد.

با وجود آمدن ارزش اضافه تضاد بین تن و روان شکل گرفت. تن که امر مادی بود؛ توسط روان به امر انتزاعی تبدیل شد و انسان از ارزش مصرفی‌ تن آگاهی به‌دست آورد و توسط روان خود به انقیاد آن پرداخت و مالک آن شد و بعد از آن به مبادله‌ تن دیگری پرداخت و تن ارزش مبادله‌یی خود را نیز کسب کرد؛ که این فرایند تا حال نیز ادامه دارد.

تضاد تن و روان در مناسبات فیودالیته و جامعه‌ پدرسالار در کار یدی و کار فکری نیز نمود یافته است که کار یدی پست و دون است و کار فکری متعلق به طبقه‌ اشراف.

در جامعه‌ پدرسالار که تمام ارزش‌های معنوی و مادی خانواده  به فرزند پسر انتقال پیدا می‌کند؛ پس کار فکری که ارزش بیشتر و بالاتری دارد؛ کاری مردانه است و کار یدی کار زنان. این فرایند باعث آن شد که زنان نیز که تحت ستم مناسبات نابرابر اقتصادی هستند؛ نیز به صورت فردی به تن بیشتر از روان ارزش قایل شوند. از طرف دیگر چنین تفکیکی زاده‌‌ فرهنگ و تربیت اجتماعی‌ است که در تلاش حفظ خانواده در جامعه‌ پدرسالار می‌باشد.

در خانواده که زن به عنوان عاملی برای تولید مثل، تولید مادی، خدمات سکسی و کار بی‌مزد در خانواده به‌رسمیت شناخته می‌شود؛ روان وی هیچ جایگاهی ندارد. چون مدیریت و تنظیم خانواده کاری‌ است فکری و مردانه. پس آنچه که زن را از دیگری متمایز می‌سازد؛ تن اوست. این تمایز آبش‌خور شناخت زن از خود و دیگری است. اما این تمایز نه در سطح اندیشه و پراتیک  بل در سطح تن به بررسی می‌گیرد. پس اولین تضاد بین من و دیگری، تضاد بین تن و روان زن است که اتفاق افتاده است؛ و دومین تضاد بین تن زنانه و تن مردانه است که به وقوع می‌پیوندد.

 زنان که براساس مناسبات اقتصادی و فرهنگی هنوز نتوانستند به این‌همانی تن و روان برسند؛ شناخت آن‌ها در سطح احساس باقی می‌ماند؛ اما این در حالی‌ است که تن زن بر اساس همین مناسبات در انقیاد جامعه پدرسالار است. پس تضادی که زنان بین خود و دیگری بر اساس تن می‌بینند؛ تضادی آگاهانه از خویشتن خویش نیست؛ بل تمایزی ا‌ست که جامعه‌ پدرسالار بین تن زنانه و دیگری ایجاد می‌کند.

در جامعه‌ پدرسالار ما که تا این حدود رسانه‌های جمعی رشد نکرده بودند؛ زنانگی زن از یک طرف بسته به توانایی تن وی برای تولید مثل، خدمات سکسی و کار بی‌مزد در خانواده بود و از طرف دیگر وابسته به برجستگی و بزرگی اندام زنانه‌شان. برجستگی و بزرگی اندام زنان که نشانه‌یی از سلامتی زن برای تولید مثل، خدمات سکسی و کار بی‌مزد در خانوده بود؛ با ظهور رسانه‌ها تبدیل به ایده‌آل‌های جامعه‌‌ مردسالار شد که از لحاظ اقتصادی توسعه یافته و ظرافت و تناسب را برتر می‌دانستند.

زنان از طریق رسانه‌ها احساس کردند که کلیشه‌های جامعه‌ پدرسالار بر تن آن‌ها تحمیل شده است و برای رهایی از کلیشه‌های جامعه‌ پدرسالار گرفتار ایده‌‌آل‌های جامعه‌ مردسالار غربی شدند که حس زیبایی‌شناختی آن‌ها از مفیدبودن افلاتونی به تناسب ارسطویی گرایش پیدا کرده بود.

اما این فرایند، تن زن را – که در بستر مادی باید به این‌همانی روان زن می‌رسید – تبدیل به یک امری کاملن انتزاعی کرد و زن را در  چنبره‌ مد و ایده‌آل‌های غربی گرفتار کرد و زنان جامعه‌ پدرسالار را بیش از گذشته نسبت به تنش بیگانه ساخت. اما این فرایند از تن به روان نبود؛ برعکس از روان به تن اتفاق افتاد. زنان که از یک طرف تمایز خود با دیگری را براساس تن می‌بینند؛ از طرف دیگر گرفتار ایده‌آل‌های غربی شده و از تن خود فراری هستند.

بعضی زنان برای ایجاد تمایز بین خود و حتا بین خود و زن دیگر نه براساس پراتیک و خود‌آگاهی بل براساس مد و ایده‌آل‌های غربی می‌پردازند و شخصیت خود را از این طریق با رنگ و لاب‌دادن با چند نظریه فمینیستی تبارز می‌دهند و اگر کسی بخواهد نقدی بر آن‌ها داشته باشد؛ با هنگ «زن ستیز» به آن، وی را از دور گفت‌وگو خارج می‌کنند و از طرف دیگر با کسب چنین شخصیتی به زنانی که به شکل دیگر می‌اندیشند و عمل می‌کنند؛ نیز به چشم حقارت می‌بینند.

همان‌طور که جامعه‌ پدرسالار با انقیاد کشاندن تن زن، آن را در سطح اجتماعی مخفی می‌کند و به زن اجازه‌ حضور تن او را نمی‌دهد؛ جامعه‌ مردسالار و سرمایه‌داری با تحمیل ایده‌آل‌های بازار از طریق رسانه‌ها بر تن زن، زن را با دو انتخاب اجباری رو به رو می سازد؛ یک آن که زن تن خود را مخفی کند که این برگرفته از احساس بدی است که نسبت به خود دارد و دیگر آن که تن خود را طبق ایده‌آل‌ها بتراشد.

همچنین این توهم را در ذهن زن به وجود می‌آورد که اجازه دارد که از تن خود آن طور که می‌خواهد استفاده کند و حق انتخاب دارد؛ اما با تراشیدن پوسته‌ این موضوع، ما متوجه می‌شویم که نگاه کالایی به تن زن هنوز وجود دارد و انتخاب‌ها از طریق مد و ایده‌آل‌های غربی برزنان تحمیل می‌شود.

طارق سعیدی؛ استاد دانشگاه هرات

مشاهده ادامه مطلب

صُدفه


نمایش مشخصات حسن گائینی

با فهمی گناهکار…!
میان بود و دیگری مرا وانهاده اند
و من…
با لبخندی عریض و خودنمای امّا نچندان قرینِ پُردلی
در…
– اقرارِ گناه
گویی رافائل…
از هر جای وجودِ خویش گوهری ساخته از
– بود

شاعر:حسن گائینی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب رستم در قرن بیست و دوم

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

عنوان نخستین رمان علمی تخیلی ایرانی را شاید باید به “رستم در قرن بیست و دوم”، اثر عبدالحسین صنعتی‌زاده بخشید؛ این رمان نخست به صورت پاورقی در روزنامه‌ “شفق شرخ” و برای اولین بار در قالب کتاب به سال ۱۳۱۳ منتشر شد.

محمدعلی جمال‌زاده، داستان‌نویس مطرح کشورمان در پاییز ۱۳۱۶ درباره این اثر نوشت: “امروز هرکسی را به زبان فارسی کتابی نوشت و منتشر ساخت باید مستحق تمجید و تحسین دانست. علی‌الخصوص که مانند مؤلف محترم این کتاب دارای قوه‌ی تصور جوال و فکر آزاد و زبان روان و دلپذیر و ساده‌ای نیز باشد. تالیفات متعدد آقای صنعتی‌زاده بهترین معرف ایشان است و این جوانِ تاجرِ نویسنده، یعنی محبوب خالق و محب مخلوق، محتاج به معرفی احدی نیست ولی نظر به لطف و تفقدی که در حق این بنده دارند خواستند اسم حقیر نیز در آغاز این کتاب در جنب نام نامی ایشان بیاید تا نشانه‌ای باشد از یگانگی معنوی که در بین موجود و مایه‌ی سرور و شادمانی نگارنده‌ی این سطور است.

تابه‌حال بیشتر تألیفات آقای صنعتی‌زاده عبارت بوده است از داستان‌های تاریخی یعنی یکی از وقایع عمده‌ی تاریخ ایران را به یاریِ قوه‌ی تصور شگفت‌انگیزی که خداوند به ایشان عطا فرموده با حوادث دلنشینی که آفریده‌ی فکر بدیع و اندیشه‌ی ژرف خود ایشان است به هم آمیخته و از آن قصه و حکایتی می‌سازند که برای شخص خواننده هم متضمن فواید و منافع تاریخی است و هم مایه‌ی تفریح و تفنن خاطر.

در “داستان رستم در قرن بیست و دوم” جنبه‌ی تاریخی داستان در مقابل جولان تصور و اندیشه‌ی مؤلف محترم تحت‌الشعاع واقع گردیده و نظر ایشان در ساختن این قصه بیشتر نشان دادن ترقیاتی است که در قرون اخیره در شئون اجتماعی نصیب نوع بشر گردیده و در پرتو آن کار به جایی رسیده که حتی رستم دستان هم که در زمان قدیم مظهر کمال بوده در برابر مردم عصر جدید خود را خوار و زبون می‌بیند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
ده نفر قزلباش – جلد ۲
ادبیات بی ربطی
شریفجان ، شریفجان

نسخه ها

حجم: ۳ مگابایت

دریافت ها: ۳۲۹۳

تعداد صفحات: ۱۶۴




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

با افتخار از سپاه پول می‌گیریم – دلسوخته

مدیر موسسه اوج درباره صحبت‌های ابراهیم حاتمی‌کیا  در اختتامیه جشنواره فیلم فجر گفته این تازه آغاز راه مبارزه است و «مسیر طولانی و مین‌گذاری شده‌ای» در راه است.

به گفته احسان محمدحسنی در آینده‌ای بسیار نزدیک شاهد ابراهیم حاتمی کیاهای جسور و حرفه‌ای و کار بلدی در عرصه سینما و هنر خواهیم بود و این وعده‌ها توخالی نیست.

او همچنین گفته افتخار می‌کند که پول تولیداتشان را از سپاه پاسداران می‌گیرد نه از سفارتخانه‌های حامی داعش و در ادامه اضافه کرده سپاه از آثار برجسته و حرفه‌ای حمایت می‌کند که دشمن نمی‌تواند تکنیک و محتوای آن آثار را نادیده بگیرد و از آنها چشم‌پوشی کند.

ابراهیم حاتمی‌کیا در جشنواره امسال فیلم فجر هنگام دریافت سیمرغ بهترین کارگردانی برای فیلم «به‌وقت شام» گفته بود او فیلمسازی وابسته است و «برای این نظام» فیلمسازی می‌کند و از دوستانش در سازمان سینمایی اوج که «سربازان گمنام امام زمان»ند، تشکر کرده بود. او از صدا و سیما هم به علت اینکه «تبدیل به اپوزیسیون» شده به شدت انتقاد کرده بود.

سازمان سینمایی اوج امسال با سه فیلم «به وقت شام»، «تنگه ابوغریب» و «سوءتفاهم» در جشنواره فجر حضور دارد. سپاه پاسداران از حامیان اصلی این موسسه است. این موسسه ماموریت اصلی خود را «سیاست‌گذاری راهبردی در حوزه تولیدات هنری گفتمان انقلاب اسلامی» معرفی می‌کند. این موسسه سازنده کلیپ «ما ایستاده‌ایم ۲» است که یک میلیارد و ۲۰۰میلیون تومان برای آن هزینه کردند. گفته می‌شد این موسسه تلاش داشت با مبلغ ۱۵میلیارد تومان حامی برگزاری جشنواره فیلم فجر هم باشد که در این زمینه با وزارت ارشاد به توافق نرسیدند.

مشاهده ادامه مطلب