ترجمان – اعترافات یک کتاب‌خوان معمولی

 


يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۰۸

 

پس از پنج سال زندگی متأهلی و تولد یک فرزندمان، جورج و من بالأخره به این نتیجه رسیدیم که برای صمیمیت عمیق‌‌تر، یعنی وصلت کتابخانه‌‌هایمان، آماده‌‌ایم. دشوارترین قسمت ماجرا ‌‌اواخر هفته بود که نسخه‌‌های تکراری را مرتب کرده بودیم تا تصمیم بگیریم مال خود را نگه داریم یا مال دیگری را. فهمیدم آن‌‌همه وقت نسخه‌‌های تکراری را نگه می‌‌داشتیم برای روز مبادایی که شاید از هم جدا شویم. اگرجورج بی‌‌خیال نسخۀ پاره‌‌پورۀ به‌‌سوی فانوس می‌‌شد و من هم با رمان جلد شومیزِ صورتی‌‌رنگِ زوج‌‌ها وداع می‌‌کردم، آن‌‌وقت مجبور می‌‌شدیم تا ابد کنار هم بمانیم و دیگر همۀ پل‌‌ها را پشت سرمان خراب کرده بودیم

تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه

 

ویرجینیا وولف در رمان کتاب‌‌خوان معمولی (که عنوانش را از سطری از زندگی گری اثر ساموئل جانسون وام گرفته است) از «همۀ آن اتاق‌‌هایی» نوشت که «محقرتر از آن‌‌اند که کتابخانه نام بگیرند، اما پُر از کتاب‌‌اند، جایی که مردم عادی پیگیر خواندن می‌‌شوند». او گفت کتاب‌‌خوان معمولی «با منتقد و پژوهشگر فرق دارد. کمتر تحصیل کرده و طبیعت چندان استعدادی به او عطا نکرده است. او برای لذت خود می‌‌خواند، نه برای کسب معرفت یا تصحیح نظرات دیگران.
فراتر از همۀ این‌‌ها، با این غریزه پیش می‌‌رود که با خُرده‌‌پاره‌‌هایی که سر راهش قرار می‌‌گیرند، کلیّتی خلق کند». این کتابْ کلیّتی است که سعی کرده‌‌ام از هزاران خُرده‌‌پارۀ تلنبار در طبقات کتابخانه‌‌ام خلق کنم.
من این هجده یادداشت را ظرف چهار سال نوشتم. یادداشت‌‌ها در اینجا به ترتیب نگارششان آمده‌‌اند، به‌‌جز دو مورد آخر که جایشان با هم عوض شده است. به واقعیت‌‌های روایت‌‌شده در این یادداشت‌‌ها دست نزده‌‌ام: مثلاً وقتی دربارۀ ویلیام کانسلر می‌‌نوشتم او زنده بود، پس در این صفحات هم زنده است. در طول آن سال‌‌ها پسرم به دنیا آمد، دخترم خواندن یاد گرفت، من و همسرم چهل‌‌ساله شدیم، مادرم هشتادساله شد، پدرم نودساله شد، اما کتاب‌‌هایمان، حتی آن‌‌ها که پیش از تولدمان چاپ شده بودند، تکان نخوردند. آن‌‌ها گذر زمان را ضبط و ثبت کردند و چون یادآور همۀ دفعات خواندن و بازخوانی‌‌شان بودند گذر چندین دهه را منعکس می‌‌کردند.

فهرست

[۱] وصلت کتابخانه‌‌ها
[۲] لذت درازآلودگی
[۳] طبقۀ عجیب کتابخانه‌‌ام
[۴] غزل را تمسخر نکن
[۵] با یک کتاب هرگز چنین کاری نکنید
[۶] زنانگی حقیقی
[۷] کلمات روی یک صفحۀ خالی
[۸] تو آنجایی!
[۹] مسئلۀ His’er
[۱۰] درج کدو
[۱۱] جوهر ابدی
[۱۲] شکم‌‌چران ادبی
[۱۳] زیر آسمان چیز جدیدی نیست
[۱۴] امر کاتالوگی
[۱۵] قلعه‌‌های اجدادی من
[۱۶] شریک شدن در کتک‌‌کاری
[۱۷] امپراتوری کتاب‌‌های جناب نخست‌‌وزیر
[۱۸] نثر دست‌‌دوم

► برای خرید این کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

قرارداد وزارت نیرو با سپاه برای بارورسازی ابرها – دلسوخته

وزیر نیروی ایران از مجلس درخواست برگزاری جلسه غیرعلنی درباره بحران آب کرده و همچنین گفته این وزارتخانه قراردای با سپاه برای بارور کردن ابرها منعقد کرده است.

به گفته یک نماینده مجلس، وزیر نیرو با فراکسیون مستقلان مجلس دیدار و از شرایط آبی کشور ابراز نگرانی کرده است. به گفته محمد لاهوتی، در این دیدار رضا اردکانیان با اشاره به کاهش ۴۰درصدی بارندگی‌ها نسبت به سال گذشته، گفته باید سال آینده مدیریت جدی‌تری در حوزه منابع آبی صورت گیرد.

وزیر نیرو در این دیدار یکی از راه‌های مقابله با بحران کم‌آبی را بارورکردن ابرها دانسته و اعلام کرده در این‌باره قراردادی با نیروی هوا فضای سپاه منعقد شده است.  اردکانیان همچنین بر استفاده از تجربه دیگر کشورها مانند روسیه در بارورکردن ابرها هم تاکید کرده است.

کم‌آبی در ایران سال‌هاست به یک بحران تبدیل شده است اما همچنان وزارت نیرو و سایر بازیگران حوزه آب بر روش‌های قدیمی و مخربی مانند سدسازی و انتقال آب اصرار می‌کنند. قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران یکی از بزرگترین پیمانکاران در حوزه اجرای همین نوع پروژه‌هایی است که به اعتقاد فعالان زیست‌محیطی دلیل اصلی به‌وجود آمدن بحران آبند. به تازگی تعدادی از فعالان زیست‌محیطی به اتهام جاسوسی بازداشت شده و یکی از آنها در زندان اوین جان‌باخته است.

هنوز میزان موثربودن روش‌هایی مانند بارورسازی ابرها در مهار بحران آب مشخص نیست اما مدیرعامل مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها گفته امسال ۱۰میلیارد تومان برای بارورسازی ابرها هزینه شده و نوسازی ناوگان هم به ۱۵۰میلیارد تومان پول نیاز دارد. برخی کارشناسان حوزه آب معتقدند برخی به بهانه بحران آب «دکان دو نبش» برای خود باز کرده‌اند.

مشاهده ادامه مطلب

آیه


نمایش مشخصات حسین پوست شور

گفته بودم که در این معرکه ها عشق نگهبان من است
خنده هایت به من آموخت که آن قاتل ایمان من است
گاه گاهی زده از هر چه که سیب است و بهشت است و ملک
چه بسا علت مختارشدن ، معنی انسان من است
کلبه ی تن

شاعر:حسین پوست شور

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب تندرستی و شادابی با برنامه غذایی

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

نویسنده: هاروی و مریلین دیاموند

این‌ کتاب‌ از برخی‌ جهات‌ با سایر کتاب‌های‌ رژیم‌ غذایی‌ متفاوت‌ است‌. عمده‌ترین‌ تفاوت‌ آن‌ در این‌ است‌ که‌ نویسندگان‌ کتاب‌ با طبیعی‌ترین‌ و در عین‌ حال‌ علمی‌ترین‌ روش‌، راه‌ کاهش‌ وزن‌ و کسب‌ سلامت‌ را به‌ خواننده‌ ارائه‌ می‌کنند. روش‌هایی‌ که‌ در این‌ کتاب‌ ذکر شده‌ در عین‌ سادگی‌ بسیار موثر است‌. ویژگی‌ مهم‌ دیگر کتاب‌ آن‌ است‌ که‌ شما را از هیچ‌ نوع‌ غذایی‌ محروم‌ نمی‌کند، بلکه‌ لذت‌ خوردن‌ را به‌ همه‌ ارزانی‌ می‌دارد، فقط‌ باید بدانید «چه‌ چیز را»، «چگونه‌» و «چه‌ وقت‌» باید خورد.

هاروی و مریلین دیاموند ۲۹ سال از عمر خود را در تهیه برنامه‌ی غذایی زندگی سالم، صرف کرده‌اند. دو کتاب دیگر با عنوان‌های «برای سلامتی» و «روش جدید غذا خوردن» از آثار این زوج محقق است که قبلا به چاپ رسیده. این دو متخصص برجسته در آمریکا به عنوان بهترین استادان و سخنرانان هنر سلامت زیستن، شناخته شده‌اند.

حق تکثیر: انتشارات منصوری – ۱۳۷۴ – تهران

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
گیاهان دارویی- جلد سوم
به ژنوم خوش آمدید
عصاره سیر و لیمو ترش

نسخه ها

حجم: ۳ مگابایت

دریافت ها: ۲۱۸۲

تعداد صفحات: ۲۷۰




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ترجمان – تجربه بخرید، نه کالا

بازاری سنتی و شناور در تایلند. عکاس: یارومیر چالابالا.

 

جیمز همبلین، آتلانتیک — ذهن ما به‌طور متوسط در چهل‌وهفت درصد اوقات سرگردان است. در یک‌سوم زمان‌هایی که مطالعه می‌کنیم، با کس دیگری حرف می‌زنیم یا از کودکی مراقبت می‌کنیم، ذهنمان تمرکز ندارد. حتی در طول معاشقه، ذهن در ده درصد زمان از موضوع منحرف می‌گردد. به نظر روان‌شناس معاصر، متیو کیلینگز ورث، این حواس‌پرتی برای بهروزی فرد خوب نیست. ذهن وقتی یکجا باشد خوب عمل می‌کند. کیلینگز ورث، در طول دورۀ تحصیلش در هاروارد، ارقام بالا را گردآوری و تدوین کرد و از همۀ کلیشه‌هایی که دربارۀ زیستن در لحظه وجود دارد مسئله‌ای علمی ساخت. در گزارشی که در سال ۲۰۱۰ با همکاری دنیل گیلبرت، استاد روان‌شناسی هاروارد، در مجلۀ ساینس منتشر شد، او و همکارش نوشتند: «ذهنی که سرگردان است، نمی‌تواند شادمان باشد».

به نظر کیلینگز ورث، شادمانی در رضایت از تجربه‌های لحظه به لحظۀ ما نهفته است. هیچ کالای مادی‌ای ذاتاً ارزشمند نیست، مگر به‌خاطر نویدِ شادکامی‌ای که به ما می‌دهد. البته خشنودی از داشتن یک کالا الزاماً در لحظه‌ای که آن را به دست می‌آوریم حاصل نمی‌شود. ممکن است خشنودی در قالب انتظار امری در آینده یا حسرتی نوستالژیک برای رویدادی در گذشته ظاهر گردد. بااین‌حال، این دو روان‌شناس در مجموع اعتقاد دارند که توفیق مغز انسان در فرو رفتن در بحر حوادث گذشته و آینده، برای مدت زمانی زیاد و ملال‌آور، به هزینۀ [از دست‌دادن] شادمانی تمام شده است. اساساً ذهن آدمی تمایل دارد که در جاهای تاریک پرسه بزند، نه جاهای فرح‌بخش، مگر آنکه چیزی مهیّج برای انتظارکشیدن یا خاطره‌ای شیرین برای به‌یادآوردن داشته باشد.

در طول دهۀ گذشته، شمار فراوانی از پژوهش‌های روان‌شناختی نشان داده است که تجربه بیش از دارایی انسان را مسرور می‌کند. این ایده که خریدن تجربه از خریدن کالاهای مادی رضایت‌بخش‌تر است مدّت‌ها موضوع مطالعۀ استاد روان‌شناسی دانشگاه کورنل توماس گیلوویچ بوده است. او از سال ۲۰۰۳ به این سو تلاش کرده است تا دقیقاً

زمانی که نمی‌توانید در لحظۀ حال زندگی کنید، بهترین حالت این است که چشم به راه یک تجربه باشید. خریدن تجربه، مثل سفرکردن، رفتن به کنسرت و تماشای فیلم عموماً بر خرید کالاهای مادّی رجحان دارد

بفهمد که چگونه و به چه علت خریدن تجربه از خریدن کالاهای مادی بسیار بهتر است. ماه گذشته در نشریۀ سایکولوژیکال ساینس گیلوویچ و کیلینگز ورث به اتفاق آمیت کومار، دانشجوی دکترای دانشگاه کورنل، این برداشت موجود را بسط دادند که پول خرج‌کردن برای تجربه «شادمانی پایدارتری ایجاد می‌کند». آن‌ها بخصوص موضوع پیش‌نگری یا انتظار را، به‌مثابۀ محرکی برای شادمانی پایدار، بررسی کردند. این مسئله که آیا منفعتِ پول خرج‌کردن برای یک تجربه، علاوه‌بر آنکه پس از خرید تجربه حاصل می‌شود، پیش از خریدن تجربه نیز ثمر می‌دهد یا خیر؟ جواب این پرسش مثبت است.

آن‌ها می‌گویند اساساً، زمانی که نمی‌توانید در لحظۀ حال زندگی کنید، بهترین حالت این است که چشم به راه یک تجربه باشید. خریدن تجربه، مثل سفرکردن، رفتن به کنسرت و تماشای فیلم عموماً بر خرید کالاهای مادّی رجحان دارد، چون درواقع پیش از آنکه هر چیزی را بخرید سودمندی خریدن آن چیز شروع به جوانه‌زدن می‌کند.

از قرار معلوم چشم به راه یک تجربه بودن در قیاس با انتظارکشیدن برای یک کالای مادّی، شادمانی و هیجان بیشتری ( و نیز التذاذ بیشتری) را پدید می‌آورد. بالعکس، انتظار برای تملک کالایی مادی در مقایسه چشم‌انتظار بودن برای یک تجربه بیشتر احتمال دارد که لبریز از بی‌تابی باشد. کومار به من گفت «فکر کن که در رستورانی خوب، منتظر غذایی خوشمزه هستی، یا چشم به راه فرا رسیدن تعطیلاتی و احساس تو در این موارد چقدر متفاوت است با وقتی که چشم انتظار رسیدن آیفونی باشی که قبلاً سفارش داده‌ای یا موقعی که مدّت زمان دو روزه‌ای که برای حمل و نقل کالایی که به آمازون سفارش داده‌ای آن‌قدر که باید سریع به نظر نمی‌رسد».

تحقیق پیشین گیلوویچ نشان داده است که تجربه‌ها، عموماً افراد را بیشتر خشنود می‌سازد چون کمتر محتمل است که آدم‌ها ارزش تجربه‌های خویش را از طریق مقایسه با تجارب دیگران اندازه بگیرند. مثلاً گیلبرت و همکارانش در مقالۀ تازۀ خود توجّه دادند که بسیاری از افراد مطمئن نیستند که کدامیک از گزینه‌های پیشنهادی زیر را ترجیح می‌دهند: اینکه حقوقی بالایی داشته باشند که از درآمد همتایانشان پایین‌تر باشد یا از حقوقی پایین‌تری برخوردار باشند که از درآمد همگنانشان بالاتر باشد. ولی دربارۀ تجربه‌ای مثل رفتن به تعطیلات چنین معمّایی در کار نیست. مثلاً ترجیح می‌دهید که دو هفته به تعطیلات بروید درحالی‌که همکارانتان فقط یک هفته به تعطیلات بروند یا اینکه چهار هفته بروید و همکاران شما هشت هفته؟ معلوم است که پاسخ‌دهندگان با کمترین درنگی چهار هفته را انتخاب می‌کنند.

همچنین خرید تجربه با هویت، ارتباط و رفتار اجتماعی رابطۀ قوی‌تری دارد. وقتی دربارۀ خریدهایمان تأمل می‌کنیم در می‌یابیم که خریدِ تجربه، بیش از خرید کالا، افراد را خوشحال می‌کند. واقعیت مزبور خلاف این منطق است که اگر شما پولتان را خرج تجربه کنید،

شاید بایستی کالاهای مادی خود را وقتی در اوج کارایی هستند نابود کنیم تا در حالتی ایده‌آل در ذهن ما باقی بمانند

تجربه تمام می‌شود و از بین می‌رود ولی اگر کالایی ملموس مثل یک کاناپه را بخرید لااقل برای مدت زمانی طولانی آن را در اختیار خواهید داشت. حقیقت آن است که بیشتر ماها ظرفیتی بسیار قوی برای مقاومت یا سازگاری لذت‌طلبانه در خود داریم، یعنی از تمجید کالاهایی که مرتباً در معرض‌شان قرار می‌گیریم دست بر می‌داریم. در این حالت، آیفون، لباس، کاناپه و امثال این‌ها صرفاً به پس‌زمینه تبدیل می‌شوند؛ خراب یا کهنه می‌شوند. این تجربۀ زودگذرِ خریدِ آن‌هاست که این اشیا را برای ما خوشایند می‌سازد، چه آن اشیا این‌قدر نپایند که معیوب شوند، چه وقتی معیوب می‌شوند. درهرحال، خاطره یا حکایت آن‌ها در طول زمان شیرین می‌شود. حتی یک تجربۀ بد به سرگذشتی خوب مبدّل می‌شود.

کومار مثال می‌زند که وقتی در خلال تعطیلات در کنار دریا هوا به هم می‌خورد و بارانی می‌شود «می‌گوییم که خب، در خانه ماندیم و بازی‌های فکری کردیم و این یک تجربۀ دورهمی معرکه بود» حتی اگر آن تجربه در لحظۀ وقوع ناخوشایند باشد بعداً به خاطره‌ای خوش تبدیل می‌شود. اما دربارۀ کالاهای مادی این ماجرا خیلی دشوارتر اتفاق می‌افتد چون آن‌ها درست پیش چشم ما قرار دارند. کومار می‌گوید «مثلاً وقتی صفحۀ نمایش مک‌بوکم هنگ می‌کند، نمی‌توانم بگویم که حداقل جای شکرش باقی است که کامپیوترم بد عمل می‌کند!».

من به کومار پیشنهاد کردم که می‌توانیم بگوییم «دست‌کم حالا که کامپیوترم این‌قدر کُند کار می‌کند، من و کامپیوترم می‌توانیم وقت بیشتری با هم صرف کنیم».

او گفت «دقیقاً».

به او گفتم «شاید بایستی کالاهای مادی خود را وقتی در اوج کارایی هستند نابود کنیم تا در حالتی ایده‌ال در ذهن ما باقی بمانند؟»

کومار گفت «من این را نمی‌گویم. منتها امکان اینکه خریدهای مادی را بیشتر تجربی کنیم موضوع جالب توجّهی است».

معنای این گفته آن است که از خریدکردن یک تجربه بسازیم، که در عالم نظرْ شعار بازاریابانۀ مزخرفی است ولی، در شرایط عملی، تجربی‌کردن خرید می‌تواند به معنای خریدکردن کالایی در مناسبتی خاص یا در تعطیلات یا موقع پوشیدن کلاهی واقعاً منحصر به فرد باشد. و یا عبارت از پیوندزدن آن خرید به تعامل اجتماعی‌ای است که متعاقب آن صورت می‌پذیرد. یعنی فلان تجربه را که می‌خرید، بعد می‌توانید در بارۀ خرید آن صحبت کنید و چون شما واجد آن تجربه هستید مردم دربارۀ شما صحبت خواهند کرد. کومار می‌گوید «مردم، خیلی دوست ندارند که دربارۀ دارایی‌های دیگران چیزی بشنوند،

افراد معقول از صحبت‌کردن در مورد تجربه‌هایی که به دست آورده‌اند بیشتر خوششان می‌آید تا حرف‌زدن دربارۀ کالاهایی که خریده‌اند

ولی خوششان می‌آید که خاطره‌تان از تماشای کنسرت ’ومپایر ویکند‘ را بشنوند».

البته من نمی‌توانم بپذیرم که همه دوست دارند حکایت کسی را بشنوند که ومپایر ویکند را دیده است، بااین‌حال متوجه مقصود کومار شده‌ام. افراد معقول از صحبت‌کردن در مورد تجربه‌هایی که به دست آورده‌اند بیشتر خوششان می‌آید تا حرف‌زدن دربارۀ کالاهایی که خریده‌اند. این‌گونه صحبت‌ها آغازی برای تعاملات اجتماعی است. (این آخر هفته چه کار کردید؟ خب، سؤال خوبی پرسیدید…)

به نظر کومار جالب‌ترین بخشِ مطالعۀ جدید قسمتی است که «نشان می‌دهد چنین تحقیقی می‌تواند نتایجِ شایان‌توجهی در دنیای واقعی داشته باشد». این تحقیق شامل گزارش‌هایی از آدم‌هایی است که در صف‌های طولانی انتظار می‌کشند تا معامله‌ای مصرفی را انجام دهند. انتظار کشیدن‌هایی که بدین ترتیب برای تجربه تحمّل می‌شد حال و هوایی بهتر از انتظار کشیدن برای کالاهای مادی داشت. کومار می‌گوید «شما گزارش‌هایی می‌خوانید که مربوط به افرادی است که وقتی مجبورند منتظر بمانند، بلوا به پا می‌کنند، اسپری فلفل می‌پاشند، و با یکدیگر به نحو ناخوشایندی برخورد می‌کنند» بعداً کاشف به عمل می‌آید که این قبیل گزارش‌ها بیشتر مربوط به مواردی است که افراد برای به‌دست‌آوردن کالایی مادی در صف انتظار می‌کشند. وقتی افراد برای گرفتن بلیت کنسرت، یا برای خرید خوراکی جدیدی از کامیون طبخ غذا، در صف می‌ایستند عموماً خلق و خوی آن‌ها بسیار بهتر است.

به قول کومار «وقتی مردم انتظار تجربه‌ای را می‌کشند، درواقع اتّفاقات مثبتی هم پیش می‌آید». مثل وقتی که در صف کنسرت با افراد دیگر دربارۀ آهنگی که گروه ومپایر ویکند ممکن است اجرا کند، گفت‌وگو می‌کنیم. بدین‌ترتیب در این مواقع، فرصتی پیش می‌آید تا با دیگران ارتباط داشته باشیم.

به علاوه، مطالعۀ مزبور نشان داده است که وقتی افراد به خرید تجربه، و نه خرید کالایی مادی، فکر می‌کنند گرایش بیشتری به سخاوتمندی دارند. همچنین بیشتر امکان دارد که فعالیت‌های اجتماعی را تعقیب کنند. مثلاً می‌گوییم: خب، خریدن این بلیت‌های هواپیما به نفع جامعه است. (البته بیشینۀ نفع جامعه و خشنودی شخصی، از جست‌وجوی معنا، و نه شادمانی، سرچشمه می‌گیرد. کل این مطالعه که پیرامون شادمانی و اقتصاد رفتاری انجام شده است، احتمالاً فرض می‌کند که شما تا به حال ۹۹درصد از درآمدتان را صرف مقاصدی وسیع‌تر از وجود خودتان کرده‌اید و فقط مقدار ناچیزی از آن برای استفادۀ بیشینه باقیمانده است).

تصورِ خرید تجربی چه ماهیتی دارد که آن را از فکرکردن

وقتی افراد به خرید تجربه، و نه خرید کالایی مادّی، فکر می‌کنند گرایش بیشتری به سخاوتمندی دارند

دربارۀ خرید کالاهای مادی در آینده متفاوت می‌کند؟ جذّاب‌ترین فرضیه این است که شما همۀ انواع احتمالاتی که در یک تجربه قرار است باشد را می‌توانید تصوّر کنید. کومار می‌گوید «این همان چیزی است که سرگرم کننده است. چون در عمل، یک عالمه احتمال وجود دارد». اما در کالاهای مادی، شما می‌دانید که چه‌چیزی به دست خواهید آورد. به قول کومار، به جای آنکه اشتهای خود را با تصوّر پیامدهای مختلف تحریک کنید، بفهمی نفهمی فکر می‌کنید که حالا فقط این کالا را می‌خواهم.

ممکن است معلوم شود که، برای به‌دست‌آوردن بیشترین فایده‌مندی از خرید تجربی، بهترین کار این است که پیشاپیش برای آینده نقشه بکشیم. اگر روزها، هفته‌ها و سال‌ها، خریدهای آینده‌مان را مزه‌مزه کنیم تجربۀ خریدن ارزشمندتر می‌شود. این نوع خریدکردن قطعاً بر خرید بی‌برنامه، یعنی جایی که پیش‌نگری کاملاً نامربوط است، ترجیح دارد (دیگر هرگز بی‌برنامه خرید نکنید).

این مزیّت در افراد خوش‌بین، در قیاس با آدم‌های بدبین، ممکن است بسیار قوی‌تر باشد. برخی افراد از سورپرایز شدن بدشان می‌آید. بعضی‌ها از پیش‌بینی تجربه حذر می‌کنند بدین دلیل که آن‌ها به آنچه که «ممکن است» اشتباه از آب درآید فکر می‌کنند. و لزومی ندارد که ما به آنچه که در سر آن‌ها می‌گذرد فکر کنیم. هر کسی می‌تواند میزان بهزیستی‌اش را از طریق انتخاب آمیزه‌ای درست از مصرف مادی و تجربی به بیشترین حد رساند. گیلوویچ در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اظهار کرد که نتایج گسترده‌تر مطالعۀ مزبور این است که «با ایجاد زیرساخت‌هایی نظیر پارک‌ها، مسیرهای پیاده‌روی و سواحل دریا، که تجربه، و نیز مصرف کالاهای مادی، را فراهم می‌آورد، می‌توان میزان بهروزی را افزایش داد» یا حداقل با نوید به ایجاد این زیرساخت‌ها همۀ ما می‌توانیم چشم‌انتظار استفاده از آن‌ها باشیم. و هر وقت که ذهنمان سرگردان است، می‌تواند بدانجا پناه بَرد.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را جیمز همبلین نوشته است و در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۱۴ با عنوان «Buy Experiences, Not Things» در وب‌سایت آتلانتیک منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ آن را با عنوان «تجربه بخرید، نه کالا» و ترجمۀ هوشمند دهقان منتشر کرده است.
•• جیمز همبلین (James Hamblin) از دبیران ارشد آتلانتیک است. او مجری مجموعه‌ای ویدئویی با نام «اگر بدنمان می‌توانست حرف بزند» (If Our Bodies Could Talk) و مؤلّف کتابی به همین نام است.

مشاهده ادامه مطلب

وزارت کشور مدعی است ۹۵درصد زنان کشور به حجاب اعتقاد دارند – دلسوخته

رئیس سازمان امور اجتماعی کشور مدعی شده بر اساس «ارزشیابی‌ها و کارهای پیمایش ملی بیش از ۹۵ درصد زنان کشور به حجاب اعتقاد دارند.

تقی رستم‌وندی در واکنش به حرکت دختران انقلاب که در هفته‌های گذشته در مکان‌های عمومی روسری خود را برداشته‌اند، گفته حجاب قانون کشور است و کسانی که برای این اقدام خود انگیزه سیاسی داشته باشند باید قوه قضاییه به آنها رسیدگی کند؛ اما با کسانی که به دلیل اعتقادی و فکری گاهی اوقات دست به «اقداماتی خلاف هنجارهای عمومی» می‌زنند بایستی برخورد ارشادی و فرهنگی صورت گیرد.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که نتیجه‌گیری‌های مستقل از پیمایش‌های دولتی نشان می‌دهد اکثریت جامعه ایران با حجاب اجباری مخالفند. درهمین حال برخوردهای پلیسی به وسیله گشت‌های ارشاد و برخوردهای قضایی با زنانی که به حجاب اعتقاد ندارند همچنان ادامه دارد. در واکنش به اقدام زنان خیابان انقلاب، بسیاری از آنها بازداشت شدند.

مشاهده ادامه مطلب

جزایر برمودای افغانستان | روزنامه راه دلسوخته

جزیره برمودا از قدیم وحشتی برای همه جهان‌گردان و سیاست‌مداران بوده است. جایی که مردم و بی‌گناهان بسیاری را در خود نابود کرده است. یک فرضیه این بوده همیشه که شاید دزدان دریایی کاراییب بر این جزیره حکم می‌رانند. درباره آن فلم‌ها هم ساخته شد. مردم بسیاری از این دریا و سفرش بازنگشتند، اما همان معدود روایت‌هایی تلخ از غرق ناگهانی کشتی‌ها دارند. از دزدانی یک‌چشم و رازآمیز که راه را بر همه می‌بستند و جان و مال‌شان را چپاول می‌کردند. اما دزدهای معلوم توسط حکومت قابل ردیابی و سرکوب بودند. این جزایر در افغانستان با مقیاس دیگری در حال تکرارند.

نظم سیاسی و برنامه‌ریزی برای توسعه، محتاج جدی نظامی متمرکز و جوابگوست، اما وقتی جزایر قدرت در اطراف نظام ساخته می‌شود، اول از همه نظم عمومی به هم می‌ریزد و بدون نظم شیرازۀ اجتماع از هم می‌پاشد.

حکومت از رساندن خدمات به مردم عاجز می‌شود و در اصل مسوولیتی برای این ساحه‌های نافرمان ندارد، اما صبر حکومت هم اندازه‌یی دارد.

عین قصه دربارۀ کرکوک اتفاق افتاد که حکومت مرکزی عراق مجبور به برخورد نظامی شد و طبیعتن مردم محلی از نظم حمایت می‌کنند نه از شعارهای بی‌بنیاد انقلابی و “نارنجی”؛ چراکه مردم بیچاره بیش از همه به اهمیت نظم واقف‌اند و این روان ناخودآگاه مردم است که در این برهه‌ها وارد دلسوخته می‌شود.

هیچ کسی از جزیره برمودا حمایت نمی‌کند و در تصور مردم، حاکم هر جزیره قدرت نامشروعی معادل دزدان دریایی کاراییب است. مردانی یک‌چشم، چتل و بدبو که تنها به خود می‌اندیشند و از قربانی‌کردن افراد خود در بزنگاه هراس ندارند.

تقریبن تمامی کارشناسان بین‌المللی بر این نظر متفق‌اند که افغانستان بعد از تجربه سال‌ها جنگ داخلی و ایجاد ملوک‌الطوایفی به یک حکومت سخت‌گیر متمرکز نیازمند است.

حکومتی که با معیارهایی جهانی همراه و پابند باشد، زبان جهان را بداند و علیه جزایر قدرت بایستد. کاری که آقای کرزی نتوانست، اما در دوره جدید با چالش‌های بسیاری در حال انجام است. ولو این جنجال، به قیمت تلخ تمام شود، اما نتیجه‌اش برای آینده مملکت، بسیار حیاتی است.

باید حکومت در عزم‌اش برای سرکوب جزایر ناراست و یک‌پارچه‌سازی ملی جدی باشد و هیچ تسامح نکند، چراکه آیندگان آن‌ها را با نتیجه قضاوت می‌کنند نه با عملکردهایی جزیی.

 مثال مشهوری‌است که درخت را با میوه‌اش می‌شناسند. این شروع بحث جامعه باز و دشمنان آن است و بزرگ‌ترین دشمن جامعه باز، نافرمان‌های محلی و جزایر خودخواه قدرت تحت سلطۀ دزدان دریایی یا صحرایی است که برای حفظ دزدی‌های خود، به‌قدرت و چوکی چسبیده‌اند.

فرید معروفی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب عناصر داستان

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

اگر بخواهيم دوام فرهنگ و معنويت قومي و ملي خودمان را تضمين کنيم، بايد براي ادبيات تخيلي کشورمان بيشتر ارج و اعتبار قايل شويم و به ماهيت و کيفيت آن بيشتر توجه کنيم. در کتاب «عناصر داستان» کوشيده شده است تا حد امکان به بررسي و شناخت ادبيات تخيلي پرداخته شود و عناصر آن جداگانه مورد ارزيابي و مطالعه قرار گرفته شود؛ البته در اين کتاب بيشتر تاکيد بر ادبيات داستاني است؛ يعني به آثاري که جنبه‌ي روايتي دارد، بيشتر پرداخته شده، اما عناصري که براي ادبيات داستاني عنوان شده، اغلب دربرگيرنده‌ي بخش ديگر ادبيات تخيلي يعني ادبيات نمايشي نيز مي‌شود.

جمال ميرصادقي، نويسنده‌ي معاصر متولد ۱۳۱۲ تهران است. او صاحب آثار بسياري در زمينه‌هاي رمان، داستان بلند، نقد ادبي و مجموعه مقالات است. ميرصادقي، در دوران زندگي ادبي‌اش، حرفه‌هاي مختلفي را تجربه کرده است. معلمي، مسئول اسناد قديمي در سازمان اسناد ملي ايران و تدريس در دانشگاه از فعاليت‌هاي برجسته‌ي اوست. از آثار مهم او مي‌توان به «چشم‌هاي من خسته»، «هراس»، «دوالپا»، «درازناي شب» و «بادها خبر از تغيير فصل مي‌دادند» اشاره کرد. بعضي از آثار ادبي او به زبان‌هاي ديگر نيز ترجمه شده است. ميرصادقي از اولين کساني است که در ايران کارگاه داستان‌نويسي راه‌اندازي کرد و دست به تاليف آثار پژوهشي در اين زمينه زد که از مهم‌ترين آثارش در اين زمينه «عناصر داستان»، «ادبيات داستاني»، «جهان داستان غرب» و «شناخت داستان» را مي‌توان نام برد.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
این شکسته ها
آتش از آتش
این سوی تلهای شن

نسخه ها

حجم: ۱۹ مگابایت

دریافت ها: ۴۲۰۹

تعداد صفحات: ۷۹۴




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ترجمان – فلسفۀ علم شناختی

 


يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۳۹

 

کتاب پیش‌ رو کتابی است دربارۀ فلسفۀ علم شناختی . این عنوان بلافاصله دو پرسش را برمی‌انگیزد: علم شناختی چیست و فلسفۀ علم شناختی چیست؟ از جهتی پاسخ به این پرسش‌ها بسیار واضح است: علم شناختی یعنی مطالعۀ علمی شناخت؛ و فلسفۀ علم شناختی آن شاخه از فلسفه است که به مسائل فلسفیِ برآمده از مطالعۀ علمی شناخت می‌پردازد. اما این پاسخ‌ها چندان روشنگر نیستند و خود به پرسش‌هایی فرعی می‌انجامند. شناخت چیست؟ کسانی که به مطالعۀ علمیِ شناخت می‌پردازند چه روش‌ها و مفروضات کلیدی‌ای دارند؟ ارتباط علم شناختی با دیگر علوم و با فهم متعارف ما از خویشتن به‌عنوان عاملانِ دارای ذهن چگونه است؟ کِی و چگونه علم شناختی به‌عنوان یک رشتۀ تحقیقاتی مستقل ظهور کرد؟ ارتباط فلسفۀ علم شناختی با دیگر شاخه‌های فلسفه نظیر فلسفۀ ذهن و فلسفۀ علم چگونه است؟

تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه

 


علم شناختی اغلب به‌عنوان حوزه‌ای مطالعاتی با ماهیتی میان‌رشته‌ای توصیف می‌شود که رشته‌های اصلی سهیم در آن معمولاً عبارت‌اند از: روان‌شناسی (خصوصاً روان‌شناسی رشد و شناختی)، هوش مصنوعی، عصب‌پژوهی، فلسفه و زبان‌شناسی. علم شناختی به دو دلیل میان‌رشته‌ای است. نخست، اندیشه‌های اصلی گردهم‌آینده هنگام زایش آن ریشه در رشته‌های مختلفی داشتند، به‌نحوی‌که نخستین دانشمندان علم شناختی با آمیزه‌ای از اندیشه‌هایی از رشته‌های مختلف سروکار داشتند. دوم، اندیشه‌های اصلی دخیل در زایش علم شناختی تصویری از شناخت به دست می‌دهند که حاکی از نقش‌آفرینی چندین رشتۀ سنتاً متمایز در این حوزه است. روان‌شناسی شناختی از آنجا که با شناخت سروکار دارد، و همچنین آن بخش‌هایی از روان‌شناسی رشد که با چگونگی رشد توانایی‌های شناختی ما از هنگام تولد سروکار دارند، باید در این حوزه نقش ایفا کنند. نقش عصب‌پژوهی آن است که چگونگی اجرای نهایی فرایندهای شناختی در مغز را آشکار کند و برای نظریات مرتبه‌بالاترِ پردازش شناختی که مستقیماً با اجرای عصبی آن‌ها سروکار ندارند حد و مرز تعیین نماید. هوش مصنوعی پروژۀ برنامه‌ریزی رایانه‌هاست تا به نحوی رفتار کنند که اگر توسط فرد انسانی انجام شود، نشانگر هوش باشد. نقاط قوت و ضعف برنامه‌های هوش مصنوعی خاص می‌تواند فرضیه‌هایی دربارۀ چگونگی شناخت ما به دست می‌دهد و شواهدی دربارۀ معقولیت چنین فرضیه‌هایی فراهم می‌آورد.

نقش زبان‌شناسی در علم شناختی کمتر مستقیم و آشکار است و به تحقیقات نوام چامسکی و رهیافت او در زبان‌شناسی مربوط می‌شود.۱۴ پیش‌تر، اهمیت نقد چامسکی بر اسکینر و درخواست وی برای درنظرگرفتن نقش موجود زنده در مطالعۀ رفتار زبانی را مشاهده کردیم. اما او همچنین دیدگاهی را دربارۀ زبان پروراند که دلالت دارد بر اینکه که زبان‌شناسی، به‌دلیل اشتغالش به مطالعۀ زبان، به حوزۀ علم شناختی تعلق دارد. از نظر چامسکی، زبان هستومندی اجتماعی نظیر مجموعه‌ای از آداب و رسوم اجتماعی نیست که خارج از اذهان کاربران زبان باشد. بلکه زبان هر کس حالت درونی ذهن اوست. لذا زبان‌شناس، به هنگام مطالعۀ زبان، در حال مطالعۀ ذهن است.

به‌علاوه، چامسکی خواستار این است که زبان‌شناسان نظریه‌هایی دربارۀ زبان ارائه دهند که یادگیری زبان را تبیین کند؛ بدین‌ترتیب زبان‌شناسی همچنین با رشد شناختی نیز سروکار دارد، خصوصاً با فرایندهایی که از طریق آن‌ها کودک از حالتی علی‌الظاهر بدون هیچ‌گونه فهم از زبان به حالت یک کاربر بالغ و توانای زبان می‌رسد.

سرانجام به جایگاه فلسفه در علم شناختی می‌رسیم. علم شناختی با بسیاری از مسائل اساسی در طول تاریخِ فلسفه نظیر جایگاه ذهن در جهان فیزیکی، ماهیت تفکر، رابطۀ بین ذهن و زبان، نقش یادگیری در رشد شناخت و نظایر آن سروکار دارد. اما این نمونه‌ای معمول از شکوفایی نظریه‌پردازی فلسفی در غیاب بینش علمی نیست که بخواهد با پیشرفت علمی اهمیت خود را از دست ‌دهد. زیرا، همان‌طور که دیدیم، بسیاری از بینش‌ها و مفاهیم اصلی و بنیادی علم شناختی از فلسفه گرفته شده است. در واقع، همان‌طور که طی این کتاب روشن خواهد شد، فلسفه به ایفای چنین نقشی ادامه داده است و لذا نقش بسیار مهمی دارد در داوری بین ادعاهای رقیب در رابطه با اهمیت مجموعه‌های متمایز داده‌های برگرفته از رشته‌های مختلف. بنابراین، فلسفه نقش مهمی در علم شناختی بازی می‌کند.

فهرست

[۱] علم شناختی و فلسفۀ علم شناختی
[۲] بازنمایی و محاسبه
[۳] فرضیۀ پیمانه‌ای
[۴] مفاهیم
[۵] زبان
[۶] مغز و شناخت
نتیجه‌گیری

► برای خرید این کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی مانی رهنما بنام سپیدار همراه با متن و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸

شعر : مانی رهنما / آهنگسازی : سجاد ایران نژاد / تنظیم کننده : فرزین قره گوزلویان

Exclusive Song: Mani Rahnama – “Sepidar” With Text And Direct Links In UpMusic

Mani Rahnama Sepidar دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

متن آهنگ سپیدار مانی رهنما

♪♪♫♫♪♪♯

ته چشمات یه جایی بود که آدم قلبشو میباخت
♪♪♫♫♪♪♯ سکوتت بی تفاوت بود و چشمات کارمو میساخت ♪♪♫♫♪♪♯
ته چشمات یه چیزی بود شبیه حس تنهایی
گناه و جرم من اینه تو تو بی اندازه زیبایی
♪شعر : مانی رهنما♪
ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
♪♪♫♫♪♪♯ ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی ♪♪♫♫♪♪♯
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
UpMusicTag دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار
تماشا کن منو حالا نگو من رو نمیشناسی
♪♪♫♫♪♪♯ به من لبخند نزن بی رحم برو خودخواه احساسی ♪♪♫♫♪♪♯
واسه جبران تنهاییت میخوام تنهای تنها شم
تو هم دستامو خالی کن بذار از گریه دریاشم
♪آهنگسازی : سجاد ایران نژاد♪
ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
♪♪♫♫♪♪♯ ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی ♪♪♫♫♪♪♯
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
♪♪♫♫♪♪♯

مانی رهنما سپیدار

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

مشاهده ادامه مطلب