حك كن منو با عشق


نمایش مشخصات ندا شجیعی

اين عشق براي من تصويري بي دركه
تعبير موندن هام اينجا خودِ مرگه
حال دلم خوب نيست يك گوشه افتادم
حيف دل ساده م كه دست تو دادم
توو حجم احساست هيچ ردّي از من نيس
حك كن منو با عشق اسم منو

شاعر:ندا شجیعی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب کارنامۀ ننگین یهود در طول تاریخ

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


کارنامۀ ننگین یهود در طول تاریخ

در این کتاب به تبیین تاریخ یهودیت در جهان و جنایت‌های صهیونیسم پرداخته شده است. کتاب حاضر با هدف معرفی سرسخت‌ترین دشمن اسلام ـ یهودیت ـ تدوین گردیده و دربردارندة پاره‌ای از حقیقت‌های تحلیلی مستند به واقعیت‌های تاریخی است که بیانگر نقشه‌های دشمنان اسلام برای نابودی دین و متفرق کردن مسلمانان هستند. نگارندة کتاب در این راستا ابتدا به بحث پیرامون اهمیت مبارزة فکری و روانی پرداخته و سپس با ذکر مستندات تاریخی، اقدام به تبیین و اثبات انحراف قوم یهود از ابتدای پیدایش نموده و سخنان خویش را با یادآوری مسایل متعدد در دوران حضرت عیسی (ع) و بیان کارشکنی‌های این قوم در زمان رسول مکرم اسلام (ص) ارائه می‌دهد. وی سپس به بحث دربارة نفوذ پنهانی یهود در اتفاق‌های مهم تاریخ جهان پرداخته و نیرنگ‌های متعدد این قوم را در دوران معاصر برملا نموده و به تبیین ماکیاولیسم یهودی می‌پردازد. وی پژوهش خویش را با بررسی جایگاه یهود در قرآن پایان می‌بخشد.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
جنگ جهانی دوم (جهان پس از استالینگراد)
A Brief History Of Korea-2009
تاریخ طبری (جلد ششم)

نسخه ها

حجم: ۱۴ مگابایت

دریافت ها: ۴۵۰۸

تعداد صفحات: ۴۱۰




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ترجمان – پرسش از روش

 


حرکت به‌‌سوی الگوی نوینی از اندیشه

يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۲:۱۰

 

این کتاب مجموعه‌‌ای از درس‌‌گفتارها و مباحثی است که دکتر طاها عبدالرحمان در کلاس‌‌ها و سخنرانی‌‌های خود ارائه کرده است. او در آثار خود می‌‌کوشد تا، با حفظ جایگاه سنت، الگویی فکری برای نظام اندیشۀ اسلامی در بستر میراث اسلامی ارائه نماید. در این گفتارها کوشیده است تا با بهره‌‌گیری از دانش‌‌های گوناگون، همچون زبان‌‌شناسی و منطق و روش‌‌شناسی، اصول این الگوی فکری را ارائه نماید. و درعین‌‌حال با روشی عقل‌‌گرا، که از ویژگی‌‌های معتزلیان قدیم و نومعتزلیان است، به ساخت چنین الگویی بپردازد و تا حدودی به پیاده‌‌سازی این نظام فکری در علوم اسلامی ازجمله اصول فقه و مقاصدالشریعه بپردازد. او همچنین کوشیده است دفاعی ضروری و بایسته از علم منطق در پرداختن به خوانش سنت نمایان سازد. بااینکه موضوعات فصول این کتاب از گوناگونی برخوردار است، ولی همۀ فصل‌‌ها در یک موضوع مشترک‌‌اند، و آن پایه‌‌گذاری یک الگوی فکری نوآورانه است.

تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه

 


ازآنجاکه مطالعات و سخنرانی‌‌هایی که در این کتاب آورده شده از انسجام در دیدگاه، نظم و ترتیب در روش، و الگوی فکری یکسانی برخوردار است، به این نتیجه رسیدیم مباحث را به ترتیبی که در کتاب مشهود است بیاوریم. خوانندگانی که بر آن‌‌اند تا به اندیشه‌‌ای فراتر از عناصر پروژۀ فلسفی عبدالرحمان دست یابند، و همچنین کسانی که می‌‌خواهند برداشت خود را از برنامه‌‌های «مکتب فکری رباط»۵ اصلاح نمایند می‌‌توانند از این کتاب بهره ببرند. این مکتب فکری از دهۀ هفتاد قرن گذشته، پس از بنیان‌‌گذاری، در بیرون کشور مغرب نیز به شهرت رسید و از راه مطالعات پیشرو و برجسته در پایان‌‌نامه‌‌های کارشناسی ارشد و دکتری در تمام نقاط جهان عرب، به‌‌ویژه در مغرب و الجزایر، به تولید علم پرداخت. علاوه‌‌بر این، انبوهی از دانشجویان و پژوهشگران خود را در نشست‌‌های بین‌‌المللی و محافل فرهنگی به این جریان فکری نسبت می‌‌دهند.۶ مقاله‌‌هایی که در این کتاب آورده شده پاسخ به یک پرسشگری فلسفی است، و آن این است که:

چگونه می‌‌توان با حفظ استقلال اندیشه در یک دیدگاه نوآوری کرد؟ شروط منطقی و روش‌‌های لازم برای ایجاد نوآوری در آن دیدگاه، همراه با حفظ استقلال در روش متداول، کدام‌‌اند؟

پاسخ طاها عبدالرحمان به این سؤال محور کتاب را تشکیل می‌‌دهد، و همۀ فصل‌‌ها می‌‌کوشند تا درستی این پاسخ را اثبات کنند. پاسخ این است: اصل در فهم روش نوآوری، که منجر به آزاداندیشی می‌‌شود، این است که از سه روش فهم کاملی داشته باشیم: تکاملی که به سنت اسلامی اختصاص دارد، روش متداول که در فلسفه از آن استفاده می‌‌شود، و استدلال‌‌محوری که در منطق کاربرد دارد.

عبدالرحمان در این کتاب بر آن است که از یک سو فرآیند دست‌‌یابی به روش نوآوری را با استفاده از سنت، فلسفه، و منطق به دست آورد و توضیح دهد و از سوی دیگر به‌‌کارگیری این روش را تبیین کند. او این روش را راهی آشکار می‌‌داند که ما را به الگوی فکری جدیدی در راستای اهداف فکری، معرفتی، و چشم‌‌انداز تمدنی‌‌مان می‌‌رساند.

فهرست

پیشگفتار
[بخش نخست]: روش تکامل‌‌گرا در باب سنت
• چگونه در نگرشمان به سنت نوآوری کنیم؟
مفهوم «متن سنت اسلامی-عربی»
مفهوم «نگرش»
مفهوم «نوآوری»
مفهوم «چگونگی»

• پایه‌‌های نگرش تکامل‌‌گرا در پرداختن به سنت
اصل تداول
اصل تداخل
اصل تقریب

• دیدگاهی کاربردی برای نوسازی مقاصد شریعت
علم مقاصد و اخلاقی اسلامی
نظریه‌‌های مقصدی سه‌‌گانه
اصلاح نظریۀ ارزش‌‌های مقصدی
پیوند میان علم اخلاق و علم فقه در دو سوی «میانه‌‌روی» و «افراط‌‌گرایی»

[بخش دوم]: روشمندی متداول فلسفی
• مبانی زبانی فلسفه
اقتباس اصطلاحات فلسفی از زبان عادی
ارزیابی نسبی‌‌بودن زبان فلسفی

• اصول زبانی مقولات فلسفی
شاخص‌‌های نظری در مقولات عربی
نظریۀ مقولات ارسطو
ریشۀ زبانی مقولات
مقولات زبان عربی

• افسانۀ فلسفۀ محض
فلسفۀ محض و مطابقت
ویژگی‌‌های فلسفۀ تطابقی
ویژگی‌‌های فلسفۀ غیرتطابقی
ویژگی‌‌های عقلانیت تحول‌‌پذیر

• آیا عقلانیت تکثرپذیر است؟
رهیافت تعقل از دیدگاه فلسفۀ عربی
ویژگی‌‌های فعل عقل
ویژگی‌‌های فعل خردورزی
ویژگی‌‌های فعل تعاقل
انواع روابط بین افعال سه‌‌گانۀ تعقل

• فصل‌‌الخطاب تفاوت بین فلسفۀ بشری و حکمت قرآنی از دیدگاه حکیم بدیع‌‌الزمان
بدیع‌‌الزمانِ فیلسوف و پیونددهی میان فلسفه و حکمت
بدیع‌‌الزمانِ حکیم و جداکردن فلسفه از حکمت

[بخش سوم]: شیوۀ استدلال‌‌گرایی در منطق
• از جدل پسندیده تا دانش مناظره تا علم کلام
بهره‌‌گیری تبلیغ اسلامی از شیوۀ مناظره
الگوی نظری مناظره
منطق اعتقادی مناظره‌‌کنندگان

• مشروعیت دانش منطق در سنت اسلامی
ملاک‌‌های مشروعیت منطق و ملاک‌‌های مخالفت با آن
ارزیابی مخالفت با منطق و بازیابی مشروعیت منطق

• منطق استدلال دلیل‌‌محور و استدلال طبیعی و نمونه‌‌های آن
از اختلاف در ابعاد اندیشۀ فلسفی تا اختلاف در ابعاد اندیشۀ منطقی
ابهام گفتمان طبیعی
استعاری‌‌بودن دوگانۀ گفتمان طبیعی
قیاسی و جدلی‌‌بودن گفتمان طبیعی

• آیا حقوق‌‌دان به فراگیری دانش منطق نیازمند است؟
حقوق و استفادۀ کاربردی منطق
دانش حقوق و چگونگی پرداختن ابزاری به منطق
تناقضات در دیدگاهی که منطق را انکار می‌‌کند

• پیوست [۱]: دانش اصول فقه
نوگرایی، تکامل‌‌گرایی و ابزاری‌‌بودن
نوگرایی
تکامل‌‌گرایی
ابزاری‌‌بودن

• پیوست [۲]: مسلمات و نتایج نگرش تکامل‌‌گرا به سنت
در کتاب روزآمدکردن روش در ارزیابی سنت

► برای خرید این کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

پایان عصر شبکه‌های اجتماعی؟ | روزنامه راه دلسوخته

بسیاری امریکای پیش از جنگ داخلی را یک فانتزی پیش‌رو تصور می‌کنند: مردانی با بروت‌های چخماقی که در سالون‌های گردوخاک‌گرفته لم داده‌اند و عرق جواری بالا می‌اندازند و صدای پیانو هم در پس‌زمینه می‌آید، ولی در واقعیت، زندگی در آن روزگار کثیف‌تر از این حرف‌ها بود: امریکایی‌ها پس از فراغت از کار، وقت خود را در شیره‌کش‌خانه‌های کاملن قانونی با کشیدن هرویین می‌گذراندند. در سال ۱۸۸۵ میلادی تریاک و کوکایین را حتا به‌کودکان هم می‌دادند تا مرهمی باشد بر درد دندان درآوردن. «قطرۀ کوکایین برای دندان‌درد»، که با شعار «تسکین فوری» تبلیغ می‌شد، بسته‌یی ۱۵ سنت فروخته می‌شد. امروزه، در میانۀ بحران مواد مخدر، وقتی این را می‌شنویم، تعجب می‌کنیم و می‌پرسیم: «واقعن چه فکری پیش خودشان می‌کردن»

من نیز غالبن همین تعجب و سوال را دارم وقتی به‌شبکه‌های اجتماعی و تسلط فعلی‌شان بر جامعه فکر می‌کنم. آیا نسل‌های آینده در ده یا بیست یا صد سال بعد، به‌امروز ما خواهند نگریست و با سردرگمی خواهند پرسید درست است که این شبکه‌های اجتماعی فوایدی داشتند ولی با وجود شواهدی مبنی‌بر اینکه این پلتفرم‌ها در حال نابودکردن جامعه بودند، چرا نسلی از انسان‌ها این قدر به‌آن‌ها باور داشتند؟ شواهدی همچون اینکه تروریست‌ها از این شبکه‌ها برای عضوگیری استفاده می‌کنند، این شبکه‌ها باج‌گیری را تسهیل می‌کنند، اضطراب را افزایش می‌دهند و انتخابات‌مان را خراب می‌کنند. البته برخی از افرادی که این شبکه‌های اجتماعی را ایجاد کرده‌اند امروز مطمین نیستند که این‌ها اصولن فایده‌یی هم دارند. یک ماه پیش، نوشته‌یی منتشر کردم که به‌تفصیل شرح می‌داد برخی از نخستین کارمندان فیس‌بوک اینک هیولایی را می‌بینند که خودشان خلق کرده‌اند. چنان‌که یکی از نخستین کارمندان فیس‌بوک به من گفت: «شب‌ها در جایم دراز می‌کشم و به‌چیزهایی فکر می‌کنم که در آن روزهای نخستین خلق کردیم و اینکه چه کاری می‌توانستیم بکنیم تا از این محصول این‌طور استفاده‌هایی نشود.»

پس از انتشار آن نوشته، منتظر ایمیل‌ها و پیام‌های خشمناک کارمندان سابق و فعلی فیس‌بوک و توییتر و اینستاگرام بودم. ولی چنین نشد و درعوض ایمیل‌های بسیاری از کارکنان سابق (حتا فعلی) این شبکه‌های اجتماعی دریافت کردم که اعتراف می‌کردند همین حس را دارند. حتا برخی از آن‌ها گفتند که خودشان دیگر از این پلتفرم‌ها استفاده نمی‌کنند. کسانی که با من تماس گرفتند از رده‌های مهندسی بودند تا مدیران ارشد. برخی از سرمایه‌دارانی که در روزهای نخستین این شبکه‌ها یا رقیب‌های‌شان از آن‌ها حمایت مالی کرده‌اند به‌من گفته‌اند که دیگر از این شبکه‌ها استفاده نمی‌کنند یا خیلی کم استفاده می‌کنند. ماه پیش، مارک ساستر از شرکت آپ‌فرانت ونچرز نوشت که پس از مشاهدۀ استفادۀ ترمپ از شبکه‌های اجتماعی، فیس‌بوک و توییتر را از گوشی خود پاک کرده است. او نوشت: «این‌کار موجب بهبودی عظیم در هر روز از زندگی من شد، بهبودی که نمی‌توانم توصیف کنم و باید خودتان هم این‌کار را بکنید تا بفهمید.» این کار او به‌موازات تعداد بی‌شمار روزنامه‌نگارانی است که به‌من گفته‌اند حساب کاربری خود را حذف کرده‌اند یا اپلیکیشن شبکه‌های اجتماعی را در گوشی خود پاک کرده‌اند یا اینکه بدون حذف‌کردن حساب کاربری یا اپلیکیشن دنیای رسانه‌های اجتماعی را ترک گفته‌اند.

وقتی دریافتم یکی از این سرمایه‌گذاران خطرپذیر، که عشقی الهی به‌توییتر داشت، مدتی است در این شبکه غیرفعال شده است، ایمیلی به‌او زدم تا حالش را بپرسم. چنین پاسخ داد: «به‌سختی می‌توانم تصور کنم چرا باید به‌توییتر برگردم. مانند یک بیماری عفونی و اعتیادآور است که بر آن غلبه کرده‌ام و اینک سیستم ایمنی بدنم رضایت بیشتری دارد.» همان‌طورکه همکارم، مایا کوزوف، چند روز پیش نوشته است، رونق شبکه‌های اجتماعی، که به‌لطف رشد صنعت موبایل شکل گرفت، به‌پایان رسیده است. اشارۀ درستی می‌کند: «اینکه آیا صنعت فناوری اطلاعات بتواند ورای بهره‌گیری از اضطراب‌های اجتماعی ما به‌قصد فروش آگهی یا ورای خشمگین‌ترکردن ما به‌سمتِ افزایش مشارکت [اجتماعی] ما برود، شاید نیازمند درانداختن طرحی نو در رابطۀ میان خلیج سان‌فرانسیسکو با بقیۀ کشور باشد.» این حس، هم‌زمان، در بخش‌هایی از خلیج سان‌فرانسیسکو و بقیۀ کشور وجود دارد.

حالا (البته چندماهی می‌شود) خودِ من هم بخشی از این گروهم. انستاگرام، فیس‌بوک و اسنپ‌چت را از گوشی پاک کرده‌ام. ماهی یک‌بار، حتا شاید هم کمتر، سری به‌فیس‌بوک می‌زنم تا اگر کسی پیغامی برایم فرستاده باشد ببینم و لایک و کمنت هم نمی‌گذارم. بیشتر از یک سال است که وارد اسنپ نشده‌ام. روزی سه‌بار در اینستاگرام عکس می‌گذاشتم ولی اکنون سالی سه‌بار عکس می‌گذارم. برای مقاصد کاری، هنوز از توییتر کمی استفاده می‌کنم ولی آخرهفته‌ها اپلیکیشن آن را از گوشی پاک می‌کنم زیرا مرا غمگین یا خشمگین یا مضطرب می‌کند. دیگر به‌یاد نمی‌آورم که آخرین‌بار چه زمانی سرزدن به‌شبکه‌های اجتماعی مرا شاد یا توانمند کرده است. شاید مهم به‌نظر نرسد ولی کسی این را می‌گوید که آن‌قدر توییتر را دوست داشت که کتابی دربارۀ آن نوشته است.

بلی، تمام این‌ها را پیشتر نیز شنیده‌ایم، اینکه مردم شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند و اینکه پلتفرم‌ها کارشان تمام است. نیویارک‌تایمز نسخه‌های مختلفی از این داستان را نوشته است و پرداختن به‌این موضوع در بخش اقتصادی این روزنامه مثل یک ستون ثابت شده است. ولی باور دارم این‌بار اوضاع فرق دارد و این شروع یک چرخش بزرگ است و تقصیر بر گردن همین شبکه‌های اجتماعی است.

یکی از مشکلات این است که این شبکه‌های اجتماعی شباهت زیادی به‌مواد مخدر دارند. فیس‌بوک و سایر شبکه‌ها به‌خوبی این موضوع را می‌دانند. گوشی‌هایمان چندبار در ساعت از لایک‌ها و کامنت‌ها و ریتویت‌ها می‌گویند. تلاش همه‌شان یکی است، اینکه ما را دوباره آنجا بکشند تا آمار و ارقام‌شان برای گزارش درآمد سه‌ماهۀ بعد بهتر شود.

شان پارکر، یکی از نخستین سرمایه‌گذاران فیس‌بوک و نخستین رییس فیس‌بوک، چیزی را به‌زبان آورد که همگی می‌دانستیم: قصد فیس‌بوک این است که مثل مواد مخدر عمل کند با «دادن گاه‌به‌گاه دوزهای پایین دوپامین ازاین‌طریق که کسی برای عکسی یا برای نوشته‌‌یی لایکی یا کمنتی گذاشته است.» پارکر گفت که این کار عامدانه و با نقشۀ قبلی بوده است. این شرکت‌ها «از نقطه‌ضعفی در روان‌شناسی انسان سوءاستفاده می‌کنند.» این نکته را چامات پالیهاپیتیا، از مدیران سابق فیس‌بوک، نیز بازتاب داده است. در برنامه‌یی در تلویزیون سی.ان.ان، که دربارۀ نقش فیس‌بوک در جامعه بود، او از خود پرسید «آیا خودم را مقصر می‌دانم؟» و پاسخ داد «قطعن خودم را مقصر می‌دانم.»

و درنهایت بزرگ‌ترین دلیلی که منجر می‌شود مردم شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذارند: وعدۀ ارتباط ختم شد به‌واقعیتِ گسست. همگی دیدیم دونالد ترمپ چگونه از شبکه‌های اجتماعی بهره گرفت تا بین ما تفرقه بیندازد، چگونه مشکلات درونی تاریک و رقت‌انگیز خود را به‌جهانیان توییت کرد، چگونه توجه نکرد که عواقب برچسب‌زدن‌های بچگانه روی یک دیکتاتور کمونیست، که به‌اندازۀ خود او مشکلات درونی دارد، ممکن است ما را در آستانۀ یک جنگ هسته‌یی قرار دهد. دیدن همۀ این اتفاقات به‌صورت زنده موجب می‌شود از خود بپرسید با این عمر گران‌قدر چه می‌کنم؟ درمورد گفتگو با سایر شهروندان نیز چنین است. همۀ ما تلاشی منجر به‌شکست برای گفتگو با سایران در این شبکه‌ها داشته‌ایم که به‌سرعت تبدیل به‌جنگ و دعوا شده است یا افرادی بیگانه به‌شما حمله‌ور شده‌اند چون عقایدتان با آن‌ها متفاوت است. سال‌ها پیش، یکی از مدیران فیس‌بوک به‌من گفت اختلاف‌نظر سر یک مساله اصلی‌ترین دلیل قطع دوستی در فیس‌بوک است. او به‌شوخی گفت «کی می‌داند، اگه این وضع ادامه پیدا کند، شاید در آخر کاربرهایی داشته باشیم که فقط چندتا دوست تو فیس‌بوک دارند.» ازهمه‌بدتر، همگی دیدیم روسیه به‌گونه‌یی این شبکه‌های اجتماعی را علیه ما امریکایی‌ها به‌کار گرفت که ده سال پیش کسی نمی‌توانست فکرش را هم بکند.

اصلن بیایید این شبکه‌های اجتماعی را بدهیم به‌روس‌ها. روسیه از شبکه‌های اجتماعی ما استفاده کرد تا تفرقه‌افکنی کند، مانند عروسک‌گردانی که اراده‌اش را بر عروسک تحمیل می‌کند. همان‌طورکه یک مقام دولتی اخیرن به‌من گفت: «پروپاگاندهای پنهانی پوتین یکی از موفق‌ترین کارزارهای تاریخ معاصر بوده است.» به‌گفتۀ مقامات، تمام چیزی‌که پوتین نیاز داشت همین شبکه‌های اجتماعی بود. از وقتی عضو این شبکه‌های اجتماعی شدم، این نخستین‌بار است که در اردوگاه کسانی قرار می‌گیرم که می‌پرسند «چه فکری پیش خودمان می‌کردیم؟»

نویسنده: *نیک بیلتون

ترجمۀ: بابک تهماسبی

منبع: Vanity Fair

پی‌نوشت

* نیک بیلتون روزنامه‌نگار انگلیسی-امریکایی است که در حال حاضر گزارشگر ویژۀ ونیتی‌فر است. از تخم درآمدنِ توییتر: داستانی واقعی دربارۀ پول، قدرت، دوستی و خیانت از جمله کتاب‌های اوست.

مشاهده ادامه مطلب

صبحدم ؛ دیدم شکوفه بر درخت


نمایش مشخصات مهدي فلاح

صبحدم ؛ دیدم شکوفه بر درخت
بهار نشسته ؛ بر تاج و تخت
آسمان پُر بود از ابر سفید
شادمانی در جهان آمد پدید
جویباران ؛ نغمه خوان سوی دشت
سرود محبت خواند و گذشت
بلبل بر شاخساران نغمه خوان
سرود

شاعر:مهدي فلاح

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب فلسفه ، ایدئولوژی و دروغ

بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


فلسفه ، ایدئولوژی و دروغ

نویسنده در بخشی از مقدمه مفصل کتاب آورده است: «این دفتر دو بخش دارد و هر یک از دو بخش شاید شرح و توضیح و تفصیل مطالب بخش دیگر باشد. من آنرا برای آنکه پژوهشی در راستگویی و دروغگویی باشد، ننوشته ام.» این یادداشتها با توجه به اینکه دروغ کاری بسیار عادی و شایع و همه جایی است و با این نگرانی که روابط آدمیان نمی تواند بر مبنای دروغ استوار شود، نوشته شده است و نویسنده تصریح می کند که: «مهم این است که از وخامت وضع بیگانگی و بی پناهی مردمان در جهان نیست انگار کنونی غافل نباشیم و دروغ و نفاق ناشی از این بیگانگی و بی پناهی و نیز گسیختگی پیوندها و پیمانها را ناچیز نینگاریم. شاید نتوان یک جهان بشری بدون دروغ ساخت اما همیشه و پیوسته در جهان پر از دروغ هم نمی توان به سر برد. اگر دروغ را نتوان به کلی از میان برداشت لااقل نباید بگذاریم که زشتی آن از یادها برود و امری عادی و مباح تلقی شود.»

داوری در پایان مقدمه کتاب توضیح می دهد: «لحن نوشته در بعضی جاها تلخ است، اما این تلخی در جنب تعظیم به صدق و صدیقان نباید چندان ناگوار باشد. من چشم خود را به روی خوبیها و زیباییها نبسته ام و نمی خواهم همه از زشتی و پلشتی بگویم اما وقتی به جای دیدن و گفتن خوبیها و زیباییها، زشتیها و بدیها را زیبایی و خوبی می خوانند از یادآوری این تحریف و دروغ خودداری نباید کرد. دروغ وجود آدمی را تباه می کند و آینده زندگی را به خطر می اندازد. در جهان همیشه دروغ بوده است، اما بنای جهان بر صدق و راستی استوار است. اگر صدق و صفا از میان برود و فراموش شود و دروغ زبان را و جان را به تسخیر درآورد، باید در انتظار فاجعه بود.»

کتاب حاضر مشتمل بر ۲ بخش با عناوین: «ملاحظاتی درباره راستی و راستگویی» و «زبان، خاموشی و دروغ» است. بخش اول ۱۰ فصل و بخش دوم ۷ فصل دارد. عناوین ۱۷ فصل کتاب عبارتند از:

– دروغ چیست؟

– دروغ و مصلحت و حقیقت

– جایگاه دروغ در زبان

– راستی و آزادی در سخن

– گوینده سخن و قصد او

– دروغ و مصلحت

– فاش گویی و فضیلت آزادی

– سیاست و دروغ

– دروغ در تبلیغات و تاریخ نویسی

– مروری دوباره در ا نواع دروغ و صور دروغگویی (دروغ سازمان یافته)

و اما بخش دوم:

– دروغ در شعر و صدق در زبان اهل معرفت

– راستی و مرگ

– دروغ در عصر اطلاعات و وضع توسعه نیافتگی

– دروغ سیاستمدار و دروغ دانشمند در سیاست و جامعه

– دروغ در زبان غالب و در سخن قدرت

– شعر، افشاگر جهان دروغ

– اخلاق در ذیل سیاست

در پایان کتاب فهرست اعلام و فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات خاص آمده است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
On the Heavens
فلسفه ی آزاد
Moral Responsibility, Authenticity, and Education

نسخه ها

حجم: ۳ مگابایت

دریافت ها: ۲۹۲۵

تعداد صفحات: ۲۸۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

لذت خواندن در عصر حواس‌‌پرتی

 


يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۳:۱۲

 

در دنیایی که یکی از دشمنان اصلی خواندنْ شبکه‌‌های اجتماعی و فناوری‌‌هایی است که توجه گاه‌‌گاه می‌‌طلبند، چگونه می‌‌توانیم کتاب‌‌خوان شویم؟ آلن جیکوبز به یاری مشتاقان خواندن می‌‌آید، اما نه با نوشتن کتابی پر از راهکارهای فرمایشی از جنس چگونه کتاب بخوانیمِ مورتیمر ادلر، نه با پیشنهاد فهرست‌‌هایی که می‌‌گوید این ۱۰۰ کتاب را بخوان تا اهل کتاب شوی، و نه با ادعای راهکاری فست‌‌فودی برای کتاب‌‌خوان‌‌شدن. به نظر او این راه‌‌ها اعتمادبه‌‌نفس خوانندگان را کم کرده‌‌اند و خواندن برای لذت، یعنی همان انگیزۀ اصلی خوانندگان برای کتاب‌‌خوانی، را فراموش کرده‌‌اند. جیکوبز خواننده را هدایت می‌‌کند تا در دنیای درونی خود کاوش کند و با پیروی از میل و هوسش برای خواندن راه کتاب‌‌خوان شدن را برای خود هموار کند.

تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه

 


امروزه، در نظر اهل فرهنگ و اندیشه، افول کتاب‌‌خوانی یکی از ملموس‌‌ترین بحران‌‌های جامعۀ ماست. هر روز اخبار و آمار جدید و گاه مبالغه‌‌آمیزی دربارۀ بحران کتاب‌‌خوانی و درصد رو به کاهش کتاب‌‌خوان‌‌ها می‌‌شنویم. گاهی قیمت کتاب عامل روی گرداندن از کتاب‌‌خوانی معرفی می‌‌شود و گاهی محتوای نامناسب کتاب‌‌ها، ترجمه و تألیف‌‌های بد و شیوع رسانه‌‌های دیجیتال. اما تأمل دربارۀ برخی سؤال‌‌ها شاید نگاه ما را به خواندن و چالش اصلی آن تغییر دهد: آیا می‌‌توانیم تفاوت بارزی میان خواندن و نخواندن قائل شویم؟ آیا نخواندن، همیشه و در هر حال، آسیب است؟ آیا مشکل بسیاری از خوانندگان بالقوه این نیست که نمی‌‌دانند چه کتابی بخوانند؟ آیا بهتر نیست، به جای راهنمایی مخاطبان با رویکردی هنجاری، اشتیاقی برای خواندنِ مطابق با نگرش شخصی در خوانندگان ایجاد کنیم؟ در مجموعۀ «خواندن»، به‌‌دنبال نشان‌‌دادن جنبه‌‌هایی از این مسائل هستیم که در بحث‌‌های امروزی ما کمرنگ هستند.

لذت خواندن در عصر حواس‌‌پرتی کتابی است دربارۀ خواندن بر اساس میل درونی و گرایش‌‌های شخصی. آلن جیکوبز، منتقد و پژوهشگر ادبی و استاد دانشگاه بیلر، با تکیه به تجربۀ کتاب‌‌خوانی خود، خوانندگان کتابش را دعوت می‌‌کند تا تمام راهنماهای کتاب‌‌خوانی و فهرست‌‌های «باید/نباید بخوانید» را کنار بگذارند و، با آغاز‌‌کردن از هوس، لذتشان از کتاب‌‌ها را بکاوند و راهنمای کتاب‌‌‌‌خوانی قرار دهند.

انتشارات ترجمان علوم انسانی در انتخاب و انتشار برخی از آثار این مجموعه از مشورت و پشتیبانی «نهاد کتابخانه‌‌های عمومی کشور» بهره‌‌مند شده است. امیدواریم حاصل تلاشمان، پیش از هر چیز، کتاب‌‌هایی لذت‌‌بخش و خواندنی دربارۀ کتاب‌‌ها باشد و عشق به خواندن را جایگزین هراس و اکراه از خواندن کند.

فهرست
[۱] آری ما می‌‌توانیم!
[۲] هوس
[۳] همۀ آنچه در سرِ توست
[۴] آرزوها
[۵] بالادست
[۶] واکنشگری
[۷] استفاده از کیندل
[۸] آهسته، آهسته
[۹] اعترافات حقیقی
[۱۰] گمشده
[۱۱] اندرزِ ابوت هیو
[۱۲] بازگشت پیروزمندانهٔ ادلر و فن دورن
[۱۳] توجه انعطاف‌‌پذیر
[۱۴] آموزش‌‌دیدن
[۱۵] سکوت لطفاً
[۱۶] باری دیگر، با احساس
[۱۷] قاضی، هیئت منصفه، جلاد
[۱۸] در انزوا، برای معاشرت
[۱۹] سِرِندیپ
[۲۰] چگونه شروع شد

► برای خرید این کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب جغرافیای طبیعی کردستان موکریان با تاکید بر حوضه زاب

بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


جغرافیای طبیعی کردستان موکریان با تاکید بر حوضه زاب

شهرستانهای سردشت، بانه، پیرانشهر، مهاباد، بوکان، سقز، نقده، اشنویه

«جغرافیای طبیعی کُردستان موکریان » عنوان کتاب است که درآن مسائل جغرافیای طبیعی مورد مطالعه قرار گرفته اند. جهت روشن شدن مباحث و مطالب از بین دو حوضه آبریز مهم ّ کُردستان موکریان (حوضه آبریز دریاچه ارومیه وحوضه زاب ) دوّمی به صورت موردی بررسی شده است . از دیرباز مناطق کُردنشین ایران را تحت عنوان کُردستان موکریان ، کُردستان اردلان و کُردستان کرمانشاهان تقسیم بندی کرده اند. «کردستان موکریان » بخشی از سرزمین های جنوب استان آذربایجان غربی و شمال استان کردستان کنونی را در بر دارد که شامل شهرستان های سردشت ، بانه ، مهاباد، سقز، بوکان ، پیرانشهر،اُشنویه و نقده است . هدف بررسی جغرافیای طبیعی این قسمت از کردستان است . سعی شده از بین شاخه های مهم ّ جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی (پیکرشناسی زمین )، هیدرولوژی (آب شناسی ) و آب و هواشناسی این منطقه (به ویژه حوضه زاب ) در کردستان موکریان به طور دقیق و علمی مطالعه شوند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
درباره آذربایجان و آران و زبان آذربایجانی
مجموعه ایران شناسی – سیستان و بلوچستان
تاریخچه و نقشه های کردستان

نسخه ها

حجم: ۹ مگابایت

دریافت ها: ۲۳۱۸

تعداد صفحات: ۲۴۸




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ترجمان – مدیریت، فراسوی اعداد

 


يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۵۲

 

آنچه این کتاب ارائه نمی‌دهد دستورالعمل تحول یک‌شبه است، همان ترفندهای دم‌دستی‌ای که خوراک سخنرانان انگیزشی و معرکه‌گیرهای سازمانی است. در مقابل، در این کتاب حجم زیادی از مطالب دربارۀ تفکر وجود دارد: مفهومی ساده که نیازمند فناوری خاصی نبوده، به‌راحتی نادیده گرفته شده و معمولاً دست‌کم گرفته می‌شود. اما اگر به ذهنمان اجازه دهیم، از کلیشه‌ها و حرف‌های به‌درد‌نخور و تکراری فراتر می‌‌رود. آن موقع است که چیزهایی که به آن معتقدیم، کسی که هستیم، و حرف‌هایی که باید بزنیم را خواهیم یافت. اینجاست که می‌ایستیم و با خود فکر می‌کنیم که شهامت، ذکاوت، دلسوزی، تخیل، نشاط، یأس، اکتشاف و فداکاری‌ای که کار می‌تواند موجبش شود را یافته‌ایم –به‌طور خلاصه همۀ چیزهایی را یافته‌ایم که اهمیت دارند ولی فراسوی مقیاس‌های معمول ما هستند.

تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه

 


ما تقریباً همه چیز را در محیط کار اندازه می‌گیریم، اما از کنار آنچه واقعاً اهمیت دارد می‌گذریم. اعداد و ارقام تسلی‌بخش‌اند و این توهم را به افراد القا می‌کنند که کنترل همه‌ چیز را در دست دارند، اعداد و ارقامی مثل درآمد، مخارج، بهره‌وری، میزان اشتغال به کار، گردش کارکنان و… . اما زمانی که با موفقیت یا شکستی چشمگیر روبه‌رو می‌شویم، همه از مدیرعامل گرفته تا دربان آن را حاصل یک چیز می‌دانند: فرهنگ. فرهنگ است که فراسوی مقیاس و حتی از قرار معلوم فراسوی درکِ ما قرار دارد. فرهنگ همان سُس ناشناخته‌ای است که طعم زندگیِ سازمانی را از این رو به آن رو می‌کند؛ همان چیزی که باعث تفاوت می‌شود، اما هیچ‌کس دستور تهیه‌اش را ندارد.
پارادکس فرهنگ سازمانی در این حقیقت نهفته است که گرچه وجود این فرهنگ تفاوت‌های چشمگیری را در پی دارد، خودش از اقدامات، عادات و انتخاب‌های کوچک نشئت می‌گیرد. انباشت رفتارها (که از همه جا، از بالا تا پایین سلسله‌مراتب، و از درون و بیرون شرکت روی هم جمع می‌شوند) فرهنگ شرکت را شکل می‌دهد. این فرهنگ بی‌نظم به نظر می‌رسد ولی درعین‌حال از تمام اقداماتِ همۀ افراد تأثیر می‌پذیرد.
این اوضاع از جهاتی نعمت است و از جهاتی نقمت؛ برای رهبران نقمت است، از این جهت که این فرهنگ خودبه‌خود پدید می‌آید، نه‌تنها فراسوی مقیاس که فراسوی کنترل آن‌ها نیز هست. شاید قادر نباشیم خودِ فرهنگ را اندازه‌گیری کنیم، اما می‌توانیم نسبت شکست برنامه‌هایی که به دنبال تغییر فرهنگ بوده‌اند را بسنجیم؛ این نسبت حدود ۷۰ درصد است. به‌این‌ترتیب می‌توان گفت که فرهنگ پدیده‌ای مرموز، به‌سختی قابل هدایت، و فرمان‌ناپذیر است.
نعمت این اوضاع نیز در این حقیقت نهفته است که فرهنگ‌های نهادی نظام‌هایی غیرخطی هستند. تغییرات کوچک (مثل گوش‌دادن، سؤال‌پرسیدن، به‌اشتراک‌گذاشتن اطلاعات) باعث ایجاد تغییراتی فراتر از ایده‌ها، بینش‌ها و روابطی می‌شود که آن نظام قادر به ایجادش است. هرکدام از این تغییرات کوچک نتایجی در پی دارد که کل سیستم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. و همه، از مدیرعامل گرفته تا دربان، در این فرایند تأثیرگذار هستند.

فهرست

• کش‌مکش خلاقانه
تفاوت است که تفاوت ایجاد می‌کند
کش‌مکش خلاقانه نیازمند تمرین است
تفاوت‌های تعیین‌کننده
سؤالات بهتر، تصمیمات بهتر
بیشترین بهره‌گیری از خطاها

• سرمایۀ اجتماعی
تدریس همدلی
ملاط و آجر
زمان به سرمایۀ اجتماعی شکل میدهد
قدرت شنیدن

• فکرکردن فعالیتی جسمی است
تک‌وظیفگی!
ساعت بیشتر/کارایی کمتر
مغزهای متحرک
اوقاتِ بی‌سروصدا در کنار هم
سفردوستی
اول پردازش سریع، سپس سم‌زدایی

• درهم‌شکستن موانع
کنجکاوی مرز میان بخش‌ها را در هم می‌شکند
سری به بیرون زدن: از دفتر کارت خارج شو
رواج‌دادن تفکر واگرا
برو: برو بیرون!
استفاده از جلسات خارج از شرکت
برگرد خونه

• همه‌جا پر از رهبر است
تأثیر انگیزشی انتظار بالا
رده‌بندی‌های مصنوعی را فراموش کن
رهبران باور دارند
توزیع قدرت
بهترین ایده تعیین‌کننده است
قدرت در ناتوانی
مشکل قدرت
از آنجایی که هستی رهبری کن
خرد‌کردن
[سخن آخر] ناسازگاری‌ها و اتفاقات احتمالی
یک چیز دیگر …

► برای خرید این کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب