یک روز زندگی – دلسوخته

یک روز زندگی

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت.. خدا سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت.. خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت.. خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته‌ و انسان پیچید.. خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت.. خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد.. خدا سکوتش را شکست و گفت: عزیزم؛ اما یک روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی! تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن. لا به لای هق هقش گفت: اما با یک روز… با یک روز چه کار می توان کرد؟

خدا گفت: آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید. آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن. او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید؛ اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود و زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد.

قدری ایستاد.. بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بهتر است این مشت زندگی را مصرف کنم. آن وقت شروع به دویدن کرد.. زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و بویید. چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می‌تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد.

در آن یک روز آسمان‌خراشی را بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد؛ اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفشدوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد.

او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد. لذت برد و سرشار شد و بخشید. عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. او در همان یک روز زندگی کرد؛ اما فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: امروز او درگذشت.. کسی که هزار سال زیسته بود!

 

خدا زندگی عاشق مرگ
مشاهده ادامه مطلب

این وظیفه چپ ‌است که ملت بسازد – دلسوخته

مراد ثقفی با اشاره به اینکه به‌وجود آمدن ملت برای از بین‌رفتن تبعیض‌هاست می‌گوید دست‌راستی‌ها و اقتصاد بازار آزاد نتوانستند ملت بسازند و این وظیفه چپ است که ملت بسازد. تا زمانی که بخشی از مردم از ملت کنار گذاشته می‌شوند، کماکان با پدیده پوپولیسم روبه‌رو خواهیم بود.

نشست نقد و بررسی کتاب «پوپولیسم چیست؟» در مرکز پژوهش‌های علمی مطالعات استراتژیک خاورمیانه با همکاری انجمن علوم سیاسی ایران برگزار شد. بعد از انتخاب دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا،  بحث راجع‌به پوپولیسم بین محققان و اندیشمندان سیاسی بالا گرفت.

نویسنده کتاب، «یان ورنر مولر»، اندیشمند سیاسی آمریکایی است که سال‌های زیادی درباره پوپولیسم تحقیق کرده است. ساختار کلی کتاب از پنج بخش تشکیل شده است. نویسنده در بخش اول کتاب به بررسی این نکته می‌پردازد که چه کسانی پوپولیست هستند و این برچسب به چه کسانی اطلاق می‌شود. در بخش دوم تفکر کلی پوپولیست‌ها را مورد پژوهش قرار داده و اهداف سیاسی آنها را بررسی می‌کند. در بخش سوم کنش‌ها و فعالیت سیاسی پوپولیست‌ها را تبیین می‌کند و نشان می‌دهد که ابزارهای آنها برای حفظ قدرت و مسند سیاسی چیست. در فصل بعدی،‌ تلاش می‌کند راهکارهای مقابله و واکنش نسبت به این پدیده را ارائه دهد و در فصل آخر به نتیجه‌گیری مباحث ارائه‌شده در کتاب می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از صحبت‌های مراد ثقفی و محمد‌مهدی مجاهدی در نشست مذکور است.

مراد ثقفی: در جواب به پرسش «پوپولیسم چیست؟» باید این مفهوم را شاخص‌مند کنیم و آن را از نظر تشکیلاتی و رویکردهایش به حزب یا ضدحزب بررسی کنیم. راه دیگر بررسی پدیدارشناسانه این مفهوم است؛ همان کاری که وقتی می‌خواهیم مارکسیسم، لیبرالیسم یا نئولیبرالیسم را تبیین کنیم، انجام می‌دهیم. نقد اصلی به کتاب «پوپولیسم چیست؟» (که البته خود نویسنده هم به آن اشاره می‌کند) این است که کتابی توصیفی است و تعریف دقیقی از پدیده پوپولیسم نمی‌دهد.

یک نفر در نزدیکی ما از گرسنگی می‌میرد، درحالی‌که او هم مثل ما یک رأی دارد. سیاست تنها امید مردم ناامید است. معلوم است که اگر در این شرایط یک نفر از مردم راستین حرف بزند، این ناادلسوخته به او می‌گروند.

درباره تبیین عمیق پوپولیسم، من فقط کتاب ارنستو لاکلائو را می‌پسندم. او که آرژانتینی و شاهد برآمدن پرون بود (پرون در تاریخ آرژانتین به‌نوعی جایگاه مصدق را در تاریخ ایران داشت)، نگاه دیگری به گفتارهای مردم‌گرا دارد و به‌نوعی همه را پوپولیست می‌داند. نقد دوم این است که نویسنده فرض را بر این می‌گذارد که پوپولیسم بد است و باید کنار گذاشته شود. ولی این سؤال برای خواننده پیش می‌آید که چرا پوپولیسم بد است؟ در کتاب، بد‌بودن پوپولیسم در مقابل چیز دیگری می‌آید که آن هم خودبه‌خود خوب در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی «دموکراسی نمایندگی».

نقد سوم این است که نویسنده می‌گوید مردمی که به‌دنبال پوپولیست‌ها می‌روند، لزوما خود پوپولیست نیستند. اگر بگوییم پوپولیست‌ها مردم را فریب می‌دهند، در این حرف این پیش‌فرض نهفته است که مردم را به‌راحتی می‌توان فریب داد. کارل اشمیت می‌گوید اتفاقا پوپولیست‌ها از دموکرات‌ها دموکرات‌ترند و این به یک معنا حرف درستی است. مثلا در مورد ایران آقای احمدی‌نژاد را پوپولیست می‌دانند ولی آیا آقای هاشمی، ‌خاتمی و روحانی پوپولیست نیستند؟ چون به‌هر‌حال آنها هم به مردم رجوع کردند. پیشنهاد من این است که اگر به جای واژه «مردم» از «ما مردم» استفاده کنیم، این سوء‌تفاهم از بین می‌رود.

معادل فارسی پوپولیسم چیست؟ «ایسم» به معنی مکتب اصالت است، پس معادل آن «مکتب اصالت مردم» است. علی‌الاصول دموکراسی هم همین معنای قدرت و اصالت مردم را می‌دهد. وقتی می‌گوییم پوپولیسم بد است، حواسمان نیست که دموکراسی هم بر اساس مردم بنا شده است. در متون علوم سیاسی، مردم یک وضعیت پیشینی ملت است. ملت وعده‌ای تاریخی است که در آن آزادی، برابری، قانون، برخورداری از حداقل‌های زندگی و دولتی وجود دارد که خشونت را در انحصار خود دارد.

چرا می‌گوییم دولت-ملت؟ این اصطلاح نتیجه بحثی تاریخی بود. عده‌ای گفتند ما مردمان مختلف در کنار هم تبدیل به چیزی به نام ملت بشویم. چرا؟ برای اینکه هیچ گروهی یا فردی به خاطر پول یا نژاد یا جایگاه خود از رانت خاصی برخوردار نباشد و اگر کسی قدرت نداشت بالا بیاید، از او حمایت شود. حال اگر تکه‌ای از این ملت از بازی برابری بیرون گذاشته شود چه؟ آیا می‌توان به او گفت تو هم ملت هستی؟ می‌شود یک نفر ٧٠٠ هزار تومان حقوق بگیرد و یک نفر ٧٠٠ میلیون تومان؟

از برنامه سوم توسعه به بعد یک‌سری کارشناس، همیشه وضعیت اقتصادی ما را با عدد و رقم حلاجی می‌کنند. هیچ کسی هم نمی‌پرسد در این حلاجی جمعیت ٢۵‌درصدی زیر خط فقر کجا قرار می‌گیرند؟ یک نفر در نزدیکی ما از گرسنگی می‌میرد، درحالی‌که او هم مثل ما یک رأی دارد. سیاست تنها امید مردم ناامید است. معلوم است که اگر در این شرایط یک نفر از مردم راستین حرف بزند، این ناادلسوخته به او می‌گروند. عوام‌گرایان روی این امید حساب باز می‌کنند و این قضیه در همه جای دنیا صادق است. پوپولیسم آن روی سکه دموکراسی است. دلیل رشد آن هیچ چیزی نیست جز شکست لیبرال دموکراسی. در آخر کتاب نویسنده جمله‌ای را از لاکلائو نقل می‌کند مبنی بر اینکه ساخت یک ملت وظیفه اصلی «سیاست رادیکال» است. دست‌راستی‌ها و اقتصاد بازار آزاد نتوانستند ملت بسازند و این وظیفه چپ است که ملت بسازد. تا زمانی که بخشی از مردم از ملت کنار گذاشته می‌شوند، کماکان با پدیده پوپولیسم روبه‌رو خواهیم بود.

محمدمهدی مجاهدی: پوپولیسم در آثار فلسفی قرن بیستم معنای گسترده‌ای دارد و می‌توان تمایز آن را با دموکراسی نمایندگی مشخص کرد. این کتاب کوشش صمیمانه‌ای است برای باز‌کردن این مفهوم و من فکر می‌کنم نویسنده بدون اینکه قصد داشته، نشان می‌دهد که پوپولیسم مفهوم متناقضی است. کار جالبی که در این کتاب اتفاق می‌افتد، توصیف فهم پوپولیستی از پوپولیسم است. پوپولیسم برخلاف توصیفات عمیق‌تر و فلسفی‌تری که برای توضیح فاشیسم و نازیسم از آن استفاده شد، در ٢٠ سال اخیر یک جریان لزوما راست دانسته نمی‌شود.

هر سیاست‌مدار از هر طیف سیاسی چپ و راست اگر در مسیر رجوع به مردم، از زبان آنها در ساخت قدرت حمایت کند، در تحلیل‌های متأخرتر متهم به پوپولیسم می‌شود. این همان چیزی است که قدیم‌تر به آنها طیف دموکرات می‌گفتند که در مقابل جمهوری‌خواهی قرار می‌گرفت.

جرمی کوربین یا برنی سندرز نیز که از پایگاه چپ حرکت می‌کنند، مصداق‌های متأخر پوپولیسم هستند. در توصیفات اخیرتر، پوپولیسم یک توسع معنایی و مفهومی پیدا کرده که به موجب آن تفاوت پوپولیسم راست و چپ ظاهرا بی‌اهمیت می‌شود. ما در نحوه فهم خیر عمومی و برای تشخیص آن دو گرایش عمده داریم: گرایش اول این است که از خود مردم بپرسیم و گرایش دوم این است که متخصصان بهتر می‌توانند خیر عمومی را تشخیص دهند.

هر سیاست‌مدار از هر طیف سیاسی چپ و راست اگر در مسیر رجوع به مردم، از زبان آنها در ساخت قدرت حمایت کند، در تحلیل‌های متأخرتر متهم به پوپولیسم می‌شود. این همان چیزی است که قدیم‌تر به آنها طیف دموکرات می‌گفتند که در مقابل جمهوری‌خواهی قرار می‌گرفت. ایده دموکراسی می‌گفت خیر عمومی در گرو این است که نوعی رقابت آزاد فردگرایانه در جامعه تضمین شود و حاصل آن رقابت نشان خواهد داد که خیر عمومی چیست؛ یعنی خیر عمومی به‌صورت پیشینی قابل تشخیص نیست و باید شرایط تضمین آن را فراهم کرد که فقط مهیاساختن شرایط بازار آزاد است و فقط در آخر بازی است که خیر عمومی مشخص می‌شود. کسی هم از آخر بازی خبر ندارد.

جمهوری‌خواهان معتقد بودند خیر عمومی را می‌توان به طرز پیشینی تشخیص داد و آن را می‌توان در جامعه پیاده کرد، یعنی می‌توان مردم را آموزش داد برای اینکه خیر خودشان را تضمین کنند. به ایده دموکراتیک اولیه درحال‌حاضر و در بستر وقایع تاریخی ٣٠ ساله اخیر پوپولیسم گفته می‌شود. چرا این‌طور شد؟ این وضعیت حاصل کالایی‌شدن دموکراسی است. دموکراسی آمریکایی در سیر جهانی‌شدن اقتصاد و کالایی‌شدن همه ارزش‌ها به سراسر جهان سفر کرد و در این روند دموکراسی تبدیل شد به خریدن رأی و افکار عمومی.  سیاست نئولیبرالی در‌هم‌تنیده با بازار آزاد متأخر، دموکراسی را به یکی از مکانیسم‌های بازار تبدیل کرده است. اتقاقی که در چنین پروسه‌ای می‌افتد خرید و فروش محرومیت در قبال رأی است.

مشاهده ادامه مطلب

شاروالی کابل یا لکۀ اهانت به پیشانی توسعۀ شهری!

شهرداری کابل یک سازمان عریض و طویل دولتی است که وظیفه نظارت از توسعه شهری، ارایه خدمات شهری و همین‌گونه مسوولیت مدیریت توسعه فرهنگ و اقتصاد شهری را بر عده دارد. در کشورهای مدرن و توسعه یافته، شهرداری یکی از با اعتبارترین و قدرتمندترین سازمان‌های دولتی است که با ارایه خدمات در عرصه‌های یاد شده، سهم دینامیک در فرایند توسعه جامعه ایفا می‌کند؛ اما در افغانستان متاسفانه شهرداری‌ها با توجه به میزان ظرفیت کاری و میزان ارایه خدمات‌ شهری که توسط آن‌ها در معرض تماشای شهروندان گذاشته می‌شود، یکی از ناکارآمدترین سازمان‌های دولتی می‌باشد که افزون بر ناکارآمدی و فقدان سوادِ توسعه شهری، اغلب به مراجع و منابع فساد مالی و اداری تبدیل شده‌اند.

در این میان شاروالی کابل که دست کم در یک‌ونیم دهه اخیر به منابع مالی وسیع و پروژه‌های بلند خارجی دست‌رسی داشته است، متاسفانه همچنان به عنوان یک سازمان پرهزینه اما ناکارآمد باقی مانده است که نه تنها در ارایه خدمات شهری عاجز است بلکه هیچ‌گونه سواد تیوریک و تجربه مدرن در عرصه ارایه خدمات شهری که با استفاده از آن بتوان به حل مشکلات و معضلات شهری مبادرت ورزید در این اداره وجو ندارد. در چنین وضعیت، سنت غلطی حاکم بر سرنوشت شهرداری‌های افغانستان این است که یک شهردار اصولن باید تحصیلات مهندسی یا انجینری داشته باشد تا بتواند توسعه فزیکی شهر را بهتر مدیریت کند؛ در حالی‌که توسعه ‌شهری صرف به توسعه فیزیکی منوط نبوده و پهلوهای خیلی مهمتر از توسعه فیزیکی نیز دارد که از آن جمله می‌توان به توسعه‌ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیز اشاره کرد. شهرداری کابل قطع نظر از اینکه هیچ‌گونه نشانه‌های از ظرفیت در عرصه توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را تا حالا نشان نداده است، در عرصه توسعه فیزیکی شهر نیز هیچ‌گونه اقدام عملی را به انجام نرسانده است که حد اقل باعث رفع چالش‌های ساده شهری شود.

شهر کابل یکی از کثیف‌ترین و آلوده‌ترین پایتخت‌های جهان است که شهرداری کابل تا حالا از عرضه ابتدایی‌ترین خدمات شهری عاجز بوده است. انباشت زباله‌های شهری در کنار خیابان‌ها که خود پس از مدت زمانی به مرجع انشتار صدگونه مرض تبدیل می‌شود، ازدحام بی‌رویه دست فروشان در هرگوشه و کنار خیابان‌های مزدحم که صدگونه اختلال ترافیکی ایجاد می‌کند، نبود تشناب‌های شهری که هزاران شهروند عابر را دچار پریشانی می‌کند، نبود قبرستان‌های تعریف شده که هرگوشه شهر را به قبرستان تبدیل کرده است، ساخت‌وساز بی‌رویه و غیر معیاری، کمبود آب آشامیدنی معیاری و همین‌گونه محیط زیست به شدت آلوده و پر از امراض کشنده و ده‌ها مورد دیگری که ذکر آن در  این فضا نمی‌گنجد، از جمله مشکلات و معضلات فیزیکی شهری است. با این اوصاف شهرداری کابل هم برای رفع آن‌ها هیچ‌گونه اقدام موثر و عملی را به انجام نرسانده است.

از توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که اصلن اثر و خبری نیست و چنین ظرفیت فکری تاهنوز در شهرداری کابل پدید نیامده است؛ زیرا حبیب‌زی شهردار فعلی کابل انجینیری است که ماستری‌اش را از امریکا گرفته است و شاید از کوچه توسعه فرهنگی گذر نکرده باشد و با اطمینان می‌توان گفت که او اصلن نمی‌داند، توسعه فرهنگی و اجتماعی شهری، از اساسات توسعه فیزیکی شهر است که در فقدان این دو فرایند، توسعه فیزیکی مناسب و معیاری نیز ناممکن می‌شود.

در تمام شهر کابل یک سالن اجتماعات وجود ندارد که در مناسبت‌های متخلف محل تجمع مردم باشد؛ در تمام شهرکابل یک کتابخانه معیاری وجود ندارد که منبع و مرجع مراجعه مردم  به کتاب و آگاهی باشد؛ در تمام شهر کابل سالن معیاری ورزشی وجود ندارد که محل تجمع ورزشی مردم باشد؛ در تمام شهر کابل یک پارک معیاری وجود ندارد؛ از پارک بازی که هیچ نگو؛ از تیاتر که اصلن خبری نیست. از فعالیت‌های فرهنگی و هنری که چاشنی دلبستگی مردم به زندگی سالم شهری دانسته می‌شود، اثر و خبری نیست که هیچ، حتا نشرات بی‌محتوا و بی‌مضمون خود شهرداری به شدت دچار فقر محتوایی، اغلاط املایی و دستوری است. از مدیریت اقتصاد شهری که اصلن سخن نمی‌شود گفت و حتا احداث پارکینگ‌های شهری به یک رویا می‌ماند.

این در حالی است که بسیاری از جلوه‌های توسعه شهری در بخش فرهنگ و اجتماع قبل از اینکه نیاز به ثروت و سرمایه داشته باشد، نیاز به دانش و ظرفیت مدیریتی دارد. در بدترین حالت هر ناحیه شهری باید دارای یک کتابخانه و یک سالن اجتماعات و سالن ورزشی باشد که در فقدان ظرفیت اقتصادی دولت و در صورت مدیریت درست، فراهم‌آوری هزینه احداث این اماکن از منابع مردمی نیز غیر ممکن نمی‌باشد. مردم  یک محل حاظر می‌شود برای احداث مساجد زمین فراهم کند و برای احداث کتابخانه نیز نمایش چنین فداکاری غیر ممکن به نظر نمی‌رسد.

واقعیت این است که در شهرداری کابل تا حالا دانش توسعه پدید نیامده است و مدیران ارشد این اداره فارغ از هرگونه سواد توسعه و تعهدِ خدمت به کار گماشته می‌شود که حاصل کار آن‌ها شهر ارهم‌و‌درهم و پر از زباله‌های مرگ آفرین است. قیافه شهر کابل دقیقا محتوای فکری و ظرفیت مدیریتی شهردار کابل را به نمایش می‌گذارد که این دو در واقع تبلور شخصیت همدیگر می‌باشد.

من اگر به جای حبیب‌زی،‌ شهردار کابل ‌بودم، به جای شنیدن منت‌های تلخ رییس جمهور یا به اقدامات مناسب که اساس توسعه شهری را با معیارهای مدرن تهداب بگذارد مبادرت می‌ورزیدم ویا در صورت ناتوانی از انجام چنین کاری، محترمانه سنگ ریاست شهرداری را بوسیده، سرجایش می‌گذاشتم. حبیب‌زی جوان است اما اسیر توهم بورسیه فولبرایت، که متاسفانه در اغلب موارد به جای تفکر و اندیشه‌ورزی غرور کاذب ایجاد می‌کند. شهرداری کابل عواید و امکانات فراوان دارد اما فقدان ظرفیت دانش توسعه شهری و فقدان ظرفیت مدیریتی این سازمان عریض و طویل دولتی را به یک نهاد بی‌کاره تبدیل کرده است.

هادی میران؛ نویسنده و تحلیل‌گر

مشاهده ادامه مطلب

رویا و آرزو ها


نمایش مشخصات آرش ساعی

دست در دست آسمان میرقصی
ستارگان ساقی مست نگاهت میشوند
و باد در گندم زار گیسویت پنهان میشود
ابرها، برای دلبری مه میشوند
و ماه همچون کودکی تنها تورا جستو جو میکند
و خورشید اعظم، برای شادیت

شاعر:آرش ساعی

مشاهده ادامه مطلب

شب هشتم محرم ۹۶ هیات محبین آل یاسین (ع)


شب هشتم محرم ۹۶ هیات محبین آل یاسین (ع)

سخنران : حجت الاسلام والمسلمین دکتر سقای بی ریا


مداح : حاج سید محمد صادق هاشمی و سید علی هاشمی

گزارش تصویری

 










گزارش صوتی

سخرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر سقای بی ریا
سید علی هاشمی – بابا بی تو….
سید علی هاشمی – حسین…
سید علی هاشمی – ذکر ال….
سید علی هاشمی – نور خدا…
سید محمد صادق هاشمی – بوی….
سید محمد صادق هاشمی – ذکر علی….
سید محمد صادق هاشمی – هر که دارد….

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب اصطلاحات فلسفی و تفاوت آن‌ها با یکدیگر

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

اصطلاحات فلسفی و تفاوت آن‌ها با یکدیگر

نمایش در اندازه اصلی

اصطلاحات و واژه های فلسفی، گاهی از جهت لفظ و یا معنا، با هم مشابهت و مشارکت دارند، همین مشابهت ها باعث خطاها و یا دیرفهمی هایی می شود؛ از همین رو، باید برای علاقه مندان تفاوت اصطلاحات را توضیح داد. اثر حاضر با همین انگیزه، فقط آن دسته از اصطلاحات فلسفی را که با یکدیگر تشابه لفظی و یا معنوی دارند، جمع آوری و شرح کرده است. بر اساس مطالب کتاب، از جمله مسائلی که باعث تعمق و دقت بیشتر در مباحث و مسائل فلسفی می‌شود، یکی بررسی ویژگی‌ها و خصوصیات خود اصطلاحات فلسفی است، و دیگر تبیین تفاوت‌هایی است که این اصطلاحات با یکدیگر دارند. از مشکلاتی که پویندگان علم و دانش، مخصوصا علاقه‌مندان مسائل فلسفی، با آن روبه‌رویند، عدم شناخت تفاوت واژه‌ها و اصطلاحات مشابه علمی و فلسفی با یکدیگر است. هرچند که جویندگان دانش، معنای همه واژه‌ها و تعریف همه این اصطلاحات را بدانند، اما چون واژه‌ها و اصطلاحات با یکدیگر از نظر لفظ و یا معنا مشابهت دارند، فهم مطالب بر آنان دشوار می‌شود. از این‌رو، گاهی استادان و مدرسان یا مولفان، در تشریح مسائل علمی، وجوه تفاوت واژه‌ها و اصطلاحات مشابه را بیان کرده و آن را کلید فهم مطالب تلقی می‌کنند.

حق تکثیر: نشر بوستان کتاب قم – ۱۳۸۱ – قم

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
کارل مارکس، زندگی و محیط
مکتب کسروی و ماتریالیسم
طرحی فلسفی به سوی صلح ابدی

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۴۶۱۱

تعداد صفحات: ۳۲۱




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

نسخۀ صوتی: در عصر اینستاگرام رمانتیک‌بودن نابودتان می‌کند

 


چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ ۰۹:۳۵

 

خیلی‌هایمان می‌دانیم زندگی آدم‌ها به شادی و طراوتِ صفحه‌های اینستاگرامشان نیست. با این‌حال، مگر می‌شود جلوی آرزوها را گرفت؟ مگر بهتر نیست که به‌جای صبح تا شب کار کردن، دور دنیا سفر کنیم و خوش بگذارنیم؟ شاید مسئله همین است. اینکه لذت‌ها را کجا باید پیدا کرد؟ در همراهی با چه کسانی؟ در تقلید از کدام نوع سبک‌زندگی؟ آلن دوباتن می‌گوید شاید این لذت‌هایی که دنبالشان می‌گردیم، در همین تجربه‌های معمولی پنهان شده باشند.

تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از آلن دوباتن که پیش از این با عنوانِ «در عصر اینستاگرام رمانتیک‌بودن نابودتان می‌کند» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را در اینجا بخوانید.

در نگاه رمانتیک‌ها، انسانیت به دو بخش تقسیم شده است: گروه بزرگی از میان‌مایه‌ها و قبیلۀ کوچکی از خواص همچون هنرمندان و سرمایه‌گذاران، یعنی کسانی که یا پیشگامِ دنیای مد هستند یا افرادی‌اند که با تکنولوژی کارهای خلاقانه‌ای انجام می‌دهند. اگر جای آدمی رمانتیک باشید، این ماجرا روحتان را خسته می‌کند.

فایل صوتی نوشتار «در عصر اینستاگرام رمانتیک‌بودن نابودتان می‌کند» را گوش کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی و مهدی معظم تولد

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی و مهدی معظم تولد

ترانه‌ای دیگر از مرتضی اشرفی و مهدی معظم بنام تولد همراه با متن و دو کیفیت عالی

شعر و آهنگسازی : سینا پارسیان / تنظیم کننده : مهدی معظم

Exclusive Song: Morteza Ashrafi – “Tavalod” With Text And Direct Links In UpMusic

Morteza Ashrafi Ft دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی و مهدی معظم تولد

متن آهنگ تولد مرتضی اشرفی

♪♪♫♫♪♪♯

خودم کادوی قشنگ امسالتو میخرم میدونم حالت بده حالتو میخرم
یخ زدی مگه من مردم شده کلاهمو بفروشم شالتو میخرم
♪♪♫♫♪♪♯میدونم سرده پاییز نامرده ولی اون که ولت کرده رفته محاله برگرده ♪♪♫♫♪♪♯
حالتو از اون که بود خرابتر کرده اونی که سر به سرت میذاره سردرده
رفیقتم به من بگو چه مرگته بگو چرا ته چشات غم داری
♪♪♫♫♪♪♯ شعر و آهنگسازی : سینا پارسیان  ♪♪♫♫♪♪♯
رفیقتم به من بگو چرا انگار تو زندگیت همش یه چیزی کم داری
رفیقتم به من بگو چه مرگته بگو چرا ته چشات غم داری
رفیقتم به من بگو چرا انگار تو زندگیت همش یه چیزی کم داری ♪♪♫♫♪♪♯
UpMusicTag دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی و مهدی معظم تولد
یه مثال میزنم برف میاد ولی برف نمیمونه اونی که با یه کلمه حرف میاد پای حرف نمیمونه  ♪♪♫♫♪♪♯
دل که ببندی بهش دو بار بخندی بهش نمیدونه ما دندون خرابو کندیمش
نمیدونه این کلکارو خودمون ساختیم از خودمون بردیم به خودمون باختیم
رفیقتم به من بگو چه مرگته بگو چرا ته چشات غم داری
♪♪♫♫♪♪♯ رفیقتم به من بگو چرا انگار تو زندگیت همش یه چیزی کم داری ♪♪♫♫♪♪♯
رفیقتم به من بگو چه مرگته بگو چرا ته چشات غم داری
رفیقتم به من بگو چرا انگار تو زندگیت همش یه چیزی کم داری
رفیقتم به من بگو چه مرگته  چرا
♪♪♫♫♪♪♯

مرتضی اشرفی و مهدی معظم تولد

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی و مهدی معظم تولد

مشاهده ادامه مطلب

وای از سکوت تو – دلسوخته

وای از سکوت تو

نبض مرا بگیر، نبضم نمی‌زند
انگار مرده‌ام، انگار رفته‌ام
در برزخی که تو
آرام خفته‌ای

با چشم‌های باز، خوابیده‌ای ولی
این بار چشم تو، بیمار و خسته نیست

چشمان باز تو، لبخند می‌زند
اما سکوت تو، حرفی نمی‌زند

بیدار شو بخند، بیدار شو ببین
اشک مرا بشوی، نبض مرا بگیر

نبضم نمی‌زند، انگار مرده‌ام
شاید سکوت تو تنها مقصر است

در این کویر عشق، ما جانمان یکی است
وای این سکوت تلخ، پایان زندگی است

حرفی نمی‌زنی، نبضت نمی‌زند
انگار مرده‌ای، بی‌تاب می‌شوم
فریاد می‌زنم
وای از سکوت تو.. وای از سکوت تو

 

سکوت عشق مرگ
مشاهده ادامه مطلب

گردوغبار در زاهدان به ۹۰برابر حدمجاز و ۳۰برابر حد بحران رسید – دلسوخته

شاخص گردوغبار هوای زاهدان به ۱۳۵۶۸میکروگرم بر مترمکعب معادل ۹۰ برابر حد مجاز و ۳۰ برابر حد بحران رسیده است. حد مجاز شاخص گردوغبار هوا ۱۵۰ میکروگرم بر مترمکعب است.

رضا آزادمنش، کارشناس هواشناسی سیستان و بلوچستان با اعلام این موضوع گفته سرعت وزش باد هم اکنون در زاهدان ۶۵ کیلومتر بر ساعت است که این موضوع سبب شد تا دید افقی تا ۸۰۰ متر در فرودگاه زاهدان کاهش پیدا کند.

به گفته او در شمال استان وزش باد حاکم نیست اما غبار هوا موجب کاهش دید افقی در این شهرستان زابل شده است.

استان‌های جنوبی کشور سال‌هاست به دلیل خشک‌شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها با کانون‌های تولید گردوغبار مواجه شده‌اند. وعده‌های متعدد دولت برای مهار این بحران عملی نشده است و بیم آن می‌رود به ادامه این وضعیت ساکنان شهرها و روستاهای جنوب و شرق ایران مجبور به کوچ اجباری به مناطق شمالی‌تر شوند که بحرانی انسانی را رقم خواهد زد.

مشاهده ادامه مطلب