گزیده مطالبی دربارۀ اینترنت و شبکه‌های اجتماعی

 


به‌جای اینستاگرام، در جست‌وجوهای گوگل ول بچرخید

وقتی در شبکه‌های اجتماعی، مخصوصاً اینستاگرام یا فیس‌بوک، پرسه می‌زنیم، اغلب افسرده می‌شویم. همه در حال خوش‌گذراندن و تفریح و خرید وسایل جدید هستند و ما درگیر بیماری و خستگی و کار بی‌پایان. اما شاید راهی برای بهترشدن حالمان وجود داشته باشد: توجه به جست‌وجوهایی که آدم‌ها در گوگل می‌کنند، جایی که احتمالاً اگر تایپ کنید «من همیشه…»، گوگل پیشنهاد می‌دهد: «… احساس خستگی می‌کنم» یا «… اسهال دارم».


مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند

ست استفنز-دیویدویتز هنگامی که دانشجوی دکترای اقتصاد در هاروارد بود به ترندهای گوگل علاقه‌مند شد، همان ابزاری که رصد می‌کند در یک ناحیۀ خاص در یک بازۀ زمانی مشخص هر چیزی چقدر جست‌وجو می‌شود. موضوع‌تان می‌تواند بارداری باشد یا سقط‌جنین، کودک‌آزاری باشد یا ناامنی‌های درونی، دیدگاه سیاسی باشد یا هر چیز دیگری که فکرش را بکنید. استفنز-دیویدویتز می‌گوید گوگل، آمپول حقیقت‌گویی دیجیتال است چون مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند. گویا حق با او است.


پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست

چندماه قبل، شان پارکر، اولین رئیس فیس‌بوک، حرف‌هایی زد که داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. پارکر تأیید کرد که فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، آگاهانه و عامدانه، از نقصان‌های روان‌شناختی انسان‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا کاربرانشان را هرچه بیشتر درگیر کنند. دقیقاً مثل نوعی اعتیاد. این سخنان نشانه‌ای بود از موج جدیدی که بین مردم راه افتاده است. حالا خیلی‌ها دارند شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند تا شاید آرامش قبلی‌شان را دوباره پیدا کنند.


اینستاگرام تجسم هنری عصر نئولیبرالیسم است

اینستاگرام بچۀ سرراهیِ تاریخ هنر نیست، خویشان و اجدادی دارد و بسیاری از خصوصیاتِ خود را از سبک‌ها و مدهای هنریِ پیش از خود گرفته است و، همچون هر مد هنری دیگری، ریشه‌های عمیقی در تمایزات طبقاتی دارد. اینستاگرام شبکۀ اجتماعی بورژواهاست و آن‌هایی که ادایشان را درمی‌آورند. یک عکس کنار برج ایفل، دیگری در حال نواختن پیانو، و سومی به‌منظور دلسوزی برای پیرمردِ خمیده‌ای در خیابان. نسب اینستاگرام به کجا می‌رسد؟


بیونگ‌چول هان: گزیده‌ای از مطالب پراکنده

ما که در عصر دیجیتال زندگی می‌کنیم احتمالا خواندن آثار فیلسوفان قرن‌های گذشته ذهن همه‌مان را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که: «گفته‌های آن‌ها چه ربطی به زندگی ما دارد؟». حتی اگر حرف‌هایشان را بفهمیم، باز نمی‌دانیم آن‌ها را به کدام زخم دنیایمان بزنیم. اما بیونگ‌چول هان، فیلسوف کره‌ای-‌آلمانی، حرف‌هایی می‌زند که ساده نمی‌توان از کنارش گذشت. او واقعی‌ترین امر زندگیِ این روزهای ما، یعنی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، را با آثار بسیار پیچیدۀ هایدگر گره زده و حقیقتِ زندگی در عصر حاضر را برملا می‌کند.


در اینترنت هرچه به همدیگر نزدیک‌تر می‌شویم، بیشتر از هم متنفر می‌شویم

گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی خیلی‌ها را به این فکر انداخت که تکنولوژی می‌تواند جهانی یکپارچه را بنا کند و ما را در جهانی دوستانه‌تر به هم نزدیک خواهد کرد. البته پیش از ما و در دوران اختراع رادیو یا تلفن نیز بودند کسانی که چنین برداشتی داشته‌اند. بااین‌حال نگاهی به واقعیت زندگی روزمرۀ نشان می‌دهد ضرب‌المثل سادۀ «دوری و دوستی» توصیف بهتری برای روزگار ماست. چرا که هرچه بیشتر کسی را بشناسیم، تمایلمان به تحقیر او بیشتر می‌شود.


مخترعِ لایک دلتنگ دورانی است که اینترنت وجود نداشت

گروهی از خلاق‌ترین مهندسان سیلیکون‌ولی، کسانی که لایکِ فیس‌بوک را به وجود آوردند، یا آن‌هایی سیستمِ رفرش‌کردن توییتر را با کشیدن انگشت به سمت پایین صفحۀ نمایش طراحی کردند، امروز از اختراعات خود پشیمان شده‌اند. آن‌ها می‌بینند محصولاتشان، مثل قمار یا مواد مخدر، روزانه میلیون‌ها انسان را به رفتاری اعتیادگونه وامی‌دارد. آن‌ها مسیر اعتراض و مقاومت را آغاز کرده‌اند: اطلاع‌رسانی دربارۀ خطرات اعتیادِ دیجیتال و کناره‌گیری شخصی از دنیای فناوری.


آیا ایموجی‌ها فایده‌ای دارند؟

هنوز پیدا می‌شوند کسانی که دوست ندارند در پیام‌های دیجیتالشان از ایموجی‌ها استفاده کنند، اما به‌هرحال، مردم تصمیم خودشان را گرفته‌اند. روزانه بیش از ۶ میلیارد ایموجی میان انسان‌ها رد و بدل می‌شود. تحقیقات و سرمایه‌گذاری‌های گسترده روی آن‌ها انجام می‌شود و نفوذ آن‌ها از نفوذ زبان انگلیسی در جهان بیشتر شده است. ایموجی‌ها چه کمکی به ما می‌کنند و چرا این‌قدر محبوبمان شده‌اند؟


شرم کن

این‌روزها اینترنت بسیار شبیه به سراسربین معروف جرمی بنتام شده است. تقریباً همه می‌دانند که تک‌تک کلیک‌هایشان در اینترنت ثبت و نظارت می‌شود، اما باز مشتاقانه دربارۀ زندگی‌شان اطلاعات می‌دهند. مردم در شبکه‌های اجتماعی دربارۀ چیزهایی حرف می‌زنند که آدم‌ها پیش از این عصر، از گفتن آن‌ها به خودشان هم شرم داشتند. پس چه اتفاقی افتاده است؟ آزادی بیان ما به نهایت رسیده، یا دنبال چیز دیگری هستیم؟

مشاهده ادامه مطلب

قصۀ اصحاب تلف | روزنامه راه دلسوخته

مي‌گويند در عهد دميرانوس، در همين كابل، راديو، تلويزيون و بعضي انديشه‌هاي جديد و عجيب و غريب يك‌باره رواج پيدا كرد و باعث شد مردم ايمان‌شان سست شود. طوري‌كه وقتي در كوچه و خيابان راه مي‌رفتند بايد خيلي فکرشان را جمع مي‌كردند كه ايمان‌شان بر زمین نيفتد. اما متاسفانه مردم كمي دلير هم شده بودند و وقتي ايمان‌شان سست مي‌شد ديگر حتا تلاشي براي نگه داشتن همان ايمان سست‌شده هم نمي‌كردند و هر روز در سرك‌ها، شاهد ايمان‌هاي بي‌صاحب و سرگرداني بوديم كه كسي مسووليت‌شان را قبول نمي‌كرد. از طرف ديگر مردمي كه ايمان‌شان را از دست مي‌دادند (به‌خصوص زنان) خيلي احساس سبكي مي‌كردند و رفتارشان عوض شده بود. طوري در خيابان‌ها راه مي‌رفتند كه انگار اختيارشان دست خودشان است. وضعيت بدي بود.

در اين شرايط حساس بود كه شخصي به نام ايمان‌يار در كابل ظهور كرد و حزبي تاسيس كرد كه هدف آن را محكم كردن ايمان مردم و بازگرداندن ايمان‌هاي بي‌صاحب به صاحبان‌شان اعلام نمود، اما مردم كه مدتي آزادانه زندگي كرده بودند در مقابل ايمان‌يار و حزبش مقاومت مي‌كردند. به صورتي كه ايمان‌يار ناچار شد به زور متوسل شود و ايمان بعضي را در حلقوم‌شان فرو كند تا دیگران بفهمند دنيا دست كيست. خودتان كه مي‌دانيد؟ مردم به صورت عام جاهل هستند و صلاح و مصلحت خود را با زبان خوش، نمي‌فهمند.

پس از مدتي ايمان‌يار ديد كه زورش تمام مي‌شود و مردم متحول نمي‌شوند. از طرفي هم اوضاع كشور زياد خوب نيست. يارانش را جمع كرد و مشورت خواست. شورا به اين نتيجه رسيد كه بايد از مردم كناره‌گيري كنند تا گشايشي شود. براي همين پاسپورت‌هايشان را از بكس‌هايشان بیرون کردند و به غارهاي خارج از كشور پناه بردند. مدتي گذشت و مردم فكر كردند ايمان‌يار و افرادش تلف شده‌اند كه صداي‌شان در نمي‌آيد. براي همين به آن‌ها لقب اصحاب تلف دادند.

سال‌هاي زيادي گذشت و حكومت دميرانوس و چند حكومت بعد از آن هم نابود شدند و همه چيز دگرگون شد. حكومتي بر سر كار آمد كه خيلي به آثار تاريخي علاقه داشت و سعي مي‌كرد اشيای باستاني را بازگرداند كه در زمان‌هاي مختلف از كشور بيرون برده شده.  در جريان همين جستجوهاي تاريخي بود كه به رد پاي اصحاب تلف برخورد و تصميم گرفت آن‌ها را پيدا كند. با مشكلات بسيار و با همكاري پوليس انترپل، غارهاي منتسب به اصحاب تلف را پيدا كردند، آن‌ها را از خواب بيدار كردند و پيغام دادند كه شما از ما هستيد و بايد برگرديد.

پس از بازگشت شكوه‌مندانه و غرورآفرين اصحاب تلف، ايمان‌يار هر روز به نانوايي مي‌رفت و از اينكه مي‌ديد همه چيز عوض شده است، انديشناك برمي‌گشت.

فهميد مردم زبان شيرين دري را فراموش كرده‌اند و به زبان بيگانه فارسي حرف مي‌زنند. چند باري سخنراني كرد تا مردم را از خواب غفلت بيدار كند اما موفق نشد.

بعد سعي كرد در اختلافات مردم نقش ميانجي داشته باشد. در يك دعوا كه كسي به زور مي‌خواست همسايه‌هايش را از خانه‌هايشان بيرون كند پيشنهاد داد يك دو تا از همسايه‌ها، خانه‌هايشان را به زورمند بدهند تا بقيه راحت شوند، اما باز هم كسي به حرف‌هايش گوش نداد و حتا وقاحت را به جايي رساندند كه به ريش او خنديدند. او هم دلشكسته به خانه‌اش بازگشت.

روايت‌هاي زيادي درباره پايان داستان اصحاب تلف وجود دارد، اما معتبرترين روايت‌ها اين است كه  روزي ايمان‌يار به ياد آورد قبل از اينكه با اصحابش از شهر خارج شوند، حزبي هم داشته و فعاليت‌هاي سياسي انسان‌دوستانه مي‌كرده. چون خيلي بيكار مانده بود تصميم گرفت ببيند سرنوشت حزبش به كجا رسيده است، اما ديد از آدم‌هايي كه فعلن در آنجا رييس هستند، خوشش نمي‌آيد. اول مي‌خواست به هر كدام يك گلوله بزند و مشكل را حل كند، اما اصحابش گفتند دوره و زمانه عوض شده و بهتر است مشكل را طور ديگري حل كند. او هم با اينكه اصلن از اين قرتي‌بازي‌ها خوشش نمي‌آمد، ولي اجبارن سراغ شبكه‌هاي اجتماعي رفت و در فيسبوكش نوشت: سه نفر در حزب من هستند كه از آن‌ها خوشم نمي‌آيد. اين‌ها اخراجند و بايد به خانه‌شان بروند، اما هنوز پستش كاملن آپلود نشده بود كه يكي از آن سه نفر كمنت داد: خواب ديدي؟ خير باشد صاحب. حزب از من است. خودت و اصحاب تلف هنوز از غار نبرآمده، جوازنگرفته چطور فعاليت سياسي مي‌كنيد؟

نفر دوم كمنت داد: آثار باستاني هم حزب دارند؟ هاهاها

و نفر سوم ايزتايپينگ بود كه ايمان‌يار، دي اكتيو شد و ديگر اثري از او و ياران باوفايش ديده نشد!

گزنه/ طنز راه دلسوخته

نویسنده: فرشته حسینی

مشاهده ادامه مطلب

بیست سال با سازمان مجاهدین خلق

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


قدرت و دیگر هیچ: بیست سال با سازمان مجاهدین خلق

طاهره باقرزاده (۱۳۳۵ مشهد) از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران. باقرزاده از سال ۱۳۵۰ به دنبال عضویت برادرانش، تمایل به فعالیت در سازمان پیدا کرد. به دنبال لو رفتن خانه تیمی و همچنین تغییر ایدئولوژی سازمان و سیاست تصفیه درون گروهی در سال ۱۳۵۴، راهی انگلستان می‌شود.

وی تلاش‌هایی برای پیوستن به سازمان الفتح در انگلستان داشت. از دیگر فعالیت‌های باقرزاده در انگلستان انتشار نشریه «داد» با همکاری حسین طاهرزاده برادرش و در حمایت از زندانیان سیاسی بود. همچنین او مدتی با نشریه «ایرانشهر» به سردبیری احمد شاملو همکاری داشت.

در سال ۵۸ به ایران آمد و در ستاد مرکزی سازمان در قسمت حروف چینی و انتشارات مشغول به کار شد.

کتاب «قدرت و دیگر هیچ» شرح فعالیت‌های بیست ساله وی در سازمان مجاهدین خلق ایران است.

در حقیقت رفتارهای سازمان ریشه در ضعف و ناتوانی اعتقادی و ایدئولوژیکی او (سازمان) دارد. ص۱۹۲

ما بارها با طرح آیه «فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» آزادی کامل مطبوعات، احزاب و اجتماعات سیاسی را با هر عقیده و مرام طالب می‌شدیم و محدود کردن عقاید و نظرات مختلف را محکوم می‌کردیم. اما از نیروها مصرا می‌خواستیم از مطالعه کتب استاد مطهری و یا روزنامه جمهوری و یا مثلا روزنامه کار اکثریت و یا روزنامه امت و غیره اجتناب کنند. و بعد هم هر مطلبی که علیه ما از ناحیه هر جناح یا جریانی گفته یا نوشته می‌شد را تحریم می‌کردیم… در حقیقت آزادی نیروهای سازمان در چارچوب افکار سازمان خلاصه می‌شد.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
اولین ها در ایران
صداهای باز مانده از رجال قاجار
مشروح مذاکرات بررسی مجدد قانون اساسی۱۳۵۸ (جلد دوم)

نسخه ها

حجم: ۶ مگابایت

دریافت ها: ۴۱۲۳

تعداد صفحات: ۲۱۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ترجمان – بهارنامۀ ۱۳۹۷

مشاهده ادامه مطلب

روزِ بی‌روزگار خبرنگار | روزنامه راه دلسوخته

ما در سال‌های اخیر در افغانستان روزهای زیادی را تجلیل می‌کنیم؛ روز زن، روز آزادی، روز سرباز، روز خبرنگار و… ولی هیچ‌گاه از این روزها تحلیل نکرده‌ایم. فقط مود شده که از روزی در فضای مجازی تجلیل کنیم و آن را به تکرار بر زبان آوریم. نهادهایی هم می‌آیند جلسه می‌گیرند و تقدیر‌نامه‌ها اهدا می‌کنند.

بنا به روایتی ۱۸مارچ یا ۲۷ حوت مصادف با روز خبرنگار است. فرض را بر این گیریم که این روز هم روز خبرنگار باشد و از آن تجلیل کنیم. اما این روز چه چیزی را تغییر خواهد داد؟ معاش خبرنگار، حقوق خبرنگاری، مسوولیت خبرنگار، آگاهی خبرنگار یا حتا معیشت خبرنگار؟

در جامعه‌یی که جریان اطلاعات آزاد نیست، کتمان حقایق به طور وسیعی اعمال می‌گردد، خبرنگار از هیچ حقوق برخوردار نیست و فقط این روز توسط تعدادی برای اغفال خبرنگاران نشخوار می‌گردد، روز خبرنگار چه معنایی دارد؟

این در حالی‌ست که خبرنگاران و جریان خبرنگاری در افغانستان با آسیب جدی و گسترده مواجه‌اند.

اولین آسیب خبرنگاری در کشور ما، کتمان حقایق و اطلاعات خبرنگاری است. در افغانستان در سال‌های پسین قوانین زیادی در حوزه خبرنگاری و اطلاع‌رسانی تصویب و نافذ شده‌اند ولی تا کنون به هیچ یک از این قوانین جامه عمل پوشانیده نشده است.

قانون دسترسی به اطلاعات، صندوق حمایت از خبرنگاران و کمیته مصونیت خبرنگاران، آخرین اقدام‌هایی‌اند که حکومت به شکل صوری آن را انجام داده، اما نه تنها از مصونیت و حمایت از خبرنگاران خبری نیست که اطلاعات لازم نیز در اختیار خبرنگاران قرار نمی‌گیرد.

جریان آزاد اطلاع‌رسانی در یک جامعه موجب این می‌شود که مردم دربارۀ حکومت به قضاوت درست بنشینند، حکومت، نهادهای دولتی و در کل تمام نهادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را نظارت کنند. حسب لزوم حکومت‌ها توسط مردم کنترول می‌گردد، اما وقتی به طور وسیع در نهادهای دولتی و غیر دولتی کتمان اطلاعات صورت می‌گیرد و خبرنگاران در خلای معلوماتی قرار داده می‌شوند، دیگر چه رابطه میان مردم و حکومت باقی می‌ماند؟

افغانستان در یک‌ونیم دهه اخیر در حوزه رسانه‌داری و خبرنگاری رشد کمی بی‌سابقه را در سطح منطقه داشته است. هم اکنون بیش از ۵۰ شبکه تلویزیونی، بیش از ۱۰۰ شبکه رادیویی، بیش از ۱۰۰ روزنامه و نشریه، ده‌ها خبرگزاری و صدها وبسایت خبری در کشور فعال‌اند که بی‌تردید هزاران نفر در این نهادهای خبررسانی مصروف‌اند. اما در حوزه اطلاع‌رسانی دقیق، بی‌طرف، حرفه‌یی و آزاد کار چندانی صورت نگرفته است. آنچه را حکومت به شکل شعارگونه در سکتور خبررسانی انجام داده، هم هیچ کمکی برای بهبود وضعیت نکرده است.

اداره‌های دولتی به راحتی در برابر خبرنگاران پاسخگو نیستند و آنچه به عنوان اطلاعات به خورد رسانه‌ها داده می‌شود چیزی جز یک مشت اطلاعات گمراه‌کننده نیست. از این روست که جامعه خبرنگاری ما نه تنها موثریت چندانی نداشته که مردم نیز از این طریق همیشه در خلای معلوماتی قرار داده شده‌اند.

با این همه، دست‌آوردهای افتان و خیزان رسانه‌یی و خبرنگاری افغانستان در یک‌ونیم دهه اخیر قابل وصف است، اما به‌طور شاید و باید نبوده است.

از جانب دیگر خبرنگاری در کشوری مثل افغانستان، کار آسانی نیست. خبرنگار بودن، بازی با دم شیر است. گروه‌های تروریستی، گروه‌های مسلح غیر قانونی، زورمندان و حتا موران ارشد دولتی هر کدام تهدیدی بزرگ علیه خبرنگاران است؛ زیرا جریان آزاد اطلاعات منافع غیر قانونی این گروه‌ها و این افراد را پیوسته تهدید می‌کند.

بحث دیگر اینکه جایگاه حرفه‌یی خبرنگاری ما هنوز درست تعریف نشده و اکثریت تام خبرنگاران و کارگزاران حوزه خبرنگاری و اطلاع‌رسانی از حقوق خبرنگاری نا آگاه استند و از این رهگذر از حقوق و وجایب خود چیزی نمی‌دانند که این امر نیز موجب اخلال در روند اطلاعات‌رسانی می‌گردد.

و بحث آخر اینکه حقوق و امتیازهای مالی خبرنگاران نیز روشن و مشخص نیست، در حالی‌که خبرنگاران با کمترین معاش و امتیاز، شاقه‌ترین و خطرناک‌ترین کار را به عهده دارند، هیچ‌گونه ضمانت معیشتی و مصونیت شغلی ندارند. بدتر از همه اینکه معاش اکثریت قریب به اتفاق خبرنگاران به وقت معین پرداخت نمی‌شود. البته این تنها خبرنگاران نیست که با چنین سرنوشتی گرفتاراند که رسانه‌ها و رسانه‌داران نیز وضعیت چندان قابل وصفی ندارند.

در همین چند سال اخیر ده‌ها رسانه به دلیل مشکلات مالی مسدود شده‌اند. وقتی یارانه‌یی نیست و اعلانات و آگهی‌های نهادهای دولتی، غیر دولتی و تجاری به‌شکل غیر عادلانه و بر اساس روابط توزیع می‌شوند و مارکت اعلانات رسانه‌یی به‌شکل مافیایی توسط شبکه‌یی از رسانه‌ها و مسوولان این بخش‌ها در نهادهای دولتی و نهادهای خصوصی مدیریت می‌گردد، وضعیت معیشتی خبرنگار به چه شیوه‌یی بهبود یابد؟

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ هومن سزاوار چی دیدی ازم

این مطلب از وبسایت آپ موزیک ریپوتاژ گردیده و فقط و فقط جهت اطلاع رسانی منتشر شده است.

دانلود آهنگ هومن سزاوار چی دیدی ازم

همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید هومن سزاوار بنام چی دیدی ازم با متن و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸

شعر : نسترن رضایی / آهنگسازی : هومن سزاوار / تنظیم کننده : اسحاق اسدبیگی

Exclusive Song: Hooman Sezavar – “Chi Didi Azam” With Text And Direct Links In UpMusic

Hooman Sezavar Chi Didi Azam دانلود آهنگ هومن سزاوار چی دیدی ازم

متن آهنگ چی دیدی ازم هومن سزاوار

♪♪♫♫♪♪♯

چی دیدی ازم دلتو زدم من که واسه تو هرجا اومدم
آخه واسه چی این همه بدی واسه چی میگی که من قیدتو زدم ♪♪♫♫♪♪♯
دارم از چشای اون کسی میوفتم که واسش هر لحظه حسم رو میگفتم
من یه عاشق بودم عشق من عادت نیست واسه من دل کندن مثل تو راحت نیست
دارم از چشای اون کسی میوفتم که واسش هر لحظه حسم رو میگفتم ♪♪♫♫♪♪♯
من یه عاشق بودم عشق من عادت نیست واسه من دل کندن مثل تو راحت نیست
ببین رفتی و من چیا شنیدم چه حرفایی میگفتن میشنیدم
تو که رفتی دیگه با چه امیدی خودمو جلوی آینه میدیدم ♪♪♫♫♪♪♯
دارم از چشای اون کسی میوفتم که واسش هر لحظه حسم رو میگفتم
UpMusicTag دانلود آهنگ هومن سزاوار چی دیدی ازم
من یه عاشق بودم عشق من عادت نیست واسه من دل کندن مثل تو راحت نیست
دارم از چشای اون کسی میوفتم که واسش هر لحظه حسم رو میگفتم ♪♪♫♫♪♪♯
من یه عاشق بودم عشق من عادت نیست واسه من دل کندن مثل تو راحت نیست
چی دیدی ازم دلتو زدم من که واسه تو هرجا اومدم
آخه واسه چی این همه بدی واسه چی میگی که من قیدتو زدم ♪♪♫♫♪♪♯
دارم از چشای اون کسی میوفتم که واسش هر لحظه حسم رو میگفتم
من یه عاشق بودم عشق من عادت نیست واسه من دل کندن مثل تو راحت نیست
دارم از چشای اون کسی میوفتم که واسش هر لحظه حسم رو میگفتم ♪♪♫♫♪♪♯
من یه عاشق بودم عشق من عادت نیست واسه من دل کندن مثل تو راحت نیست
♪♪♫♫♪♪♯

هومن سزاوار چی دیدی ازم

منبع : دانلود آهنگ هومن سزاوار چی دیدی ازم

مشاهده ادامه مطلب

موج سرگردان


نمایش مشخصات ارمان ضیایی فر

کنج این خانه نشستیم که باران بزند
گاه و بیگاه بیاید، بنشیند، بزند
انتظار ساحلیم و موج سرگردان که باز
بی خبر از ساحلش، دل را به دریا بزند
جغد شومی سر خود را به گریبان میبرد
گوییا آمده تا بر

شاعر:ارمان ضیایی فر

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ بردیا صابری عیدی امسال

این مطلب از وبسایت آپ موزیک ریپوتاژ گردیده و فقط و فقط جهت اطلاع رسانی منتشر شده است.

دانلود آهنگ بردیا صابری عیدی امسال

همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید بردیا صابری بنام عیدی امسال با متن و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸

شعر و آهنگسازی : بردیا صابری / تنظیم کننده : آرش خاتمی

Exclusive Song: Bardia Saberi – “Eydiye Emsal” With Text And Direct Links In UpMusic

Bardia Saberi Eydiye Emsal دانلود آهنگ بردیا صابری عیدی امسال

متن آهنگ عیدی امسال بردیا صابری

♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ بردیا صابری عیدی امسال

♪♪♫♫♪♪♯

بردیا صابری عیدی امسال

منبع : دانلود آهنگ بردیا صابری عیدی امسال

مشاهده ادامه مطلب