دن آریلی از پنج کتاب مهم در حوزۀ اقتصاد رفتاری می‌گوید

 

گفت‌وگوی سوفی رول با دن آریلی، فایو بوکز
سوفی رول: من همین تازگی چندتا از کتاب‌های پیشنهادی‌ات را خواندم و تقریباً نمی‌توانستم هیچ‌کدام را زمین بگذارم. این که افراد در این شرایط آزمایشی چطور رفتار می‌کنند شگفت‌انگیز است، این که بدون آن که متوجه شوند مقدار زیادی سوپ می‌خورند، یا وقتی نمی‌توانند یک گوریل را کنار دستشان ببینند. می‌خواهم بدانم که تو با این کتاب‌های انتخابی به دنبال چه هستی؟

دن آریلی: به نظر من فهمیدن این‌که کجا اشتباه می‌کنیم بسیار جالب است. من با توجه به رویکردی که نسبت به زندگی دارم، خود را یک هکر اجتماعی می‌دانم. زندگی ما به شیوه‌ای طراحی شده که الزاماً بهترین شیوه برای حداکثر کردن سلامت، بهروزی، یا موفقیتمان نیست. اگر بتوانیم بفهمیم که مشکلات از کجا ناشی می‌شود، می‌توانیم روش برآمدن از پس آن مشکلات را نیز بیابیم. این اولین دغدغۀ من است.

علوم اجتماعی فوق‌العاده جذاب است چرا که در واقع علمِ هر آن چیزی است که انجام می‌دهیم. ما قبلاً فکر می‌کردیم بزرگ‌ترین رموز این گیتی ستاره‌ها یا شاید زیست‌شناسی مولکولی است، یعنی چیزهایی که خارج از دسترس ما هستند. اما هر چه بیشتر به همین چیزهای دور و برمان می‌پردازیم بیشتر متوجه می‌شویم که دانسته‌هایمان دربارۀ آن‌ها چقدر محدود است، چیزهایی مثل خوردن یک کاسه سوپ یا اتفاقاتی که در محیط کار تجربه می‌کنیم. به این ترتیب بخشی از این کتاب‌ها مربوط به بهبود فردی است، اما آنچه در اطراف ما می‌گذرد به خودیِ خود نیز حاوی جذابیت‌ها و شگفتی‌های بسیار است. هر کدام از ما با کمی بیشتر آگاه شدن و کمی بیشتر عمیق شدن می‌توانیم بیش از پیش یک دانشمند علوم اجتماعی واقعی باشیم.

رول: بیا به کتاب‌ها بپردازیم. می‌خواهم بدانم نکتۀ مهم آن‌ها چه بوده و تو چرا آن‌ها را دوست داری. اولین کتاب فهرستت گوریل نامرئی: چطور شهودهایمان ما را می‌فریبند است، نوشتۀ کریستوفر چبریس و دنیل سایمنز.

آریلی: این دو نفر کسانی هستند که یکی از مهم‌ترین پژوهش‌ها در علوم اجتماعی را به انجام رساندند، پژوهش‌هایی که نشان می‌دهد دیدِ ما نسبت به جهان اطرافمان تا چه اندازه محدود است. ساده‌ترین نمایش این موضوع در فیلمی است که دو گروه مشغول بسکتبال بازی کردن هستند. یک گروه لباس سفید پوشیده و گروه دیگر لباس مشکی. آن‌ها توپ را به هم پاس می‌دهند و از بیننده خواسته می‌شود که تعداد پاس‌های تیم سفیدپوش به یکدیگر را بشمارد. آنچه در پس‌زمینه رخ می‌دهد این است که یک گوریل از وسط آن‌ها عبور می‌کند. او درست وسط صحنه می‌ایستد و با دست به سینه‌اش می‌کوبد. زمانی که کلیپ به پایان می‌رسد از بیننده پرسیده می‌شود که «افراد سفیدپوش چندبار به هم پاس دادند؟» پاسخ آن‌ها گاهی درست و گاهی اشتباه است. اما زمانی که از آن‌ها می‌پرسند «چند نفر شما آن گوریل را دید؟» پاسخ این است که تعداد کمی آن گوریل را دیده‌اند.

رول: خود من هم گوریل را ندیدم.

آریلی: نمایش دیگری هم در کتاب وجود دارد که خیلی دوستش دارم. این نمایش به این صورت است که با یک نقشه سراغ یک نفر در محوطۀ دانشگاه می‌روید و می‌پرسید «ببخشید ممکنه به من نشون بدید چطور می‌تونم به مرکز دانشجویی برم؟» آن‌ها نقشه را از شما می‌گیرند و شروع به توضیح می‌کنند. همان‌طور که آن‌ها مشغول توضیح هستند دو نفر با لباس کار که یک در را جابجا می‌کنند بین شما می‌آیند. آن‌ها برای یک لحظه جلوی دید شما را می‌گیرند. آنچه که فردی که از او سؤال کرده‌اید نمی‌داند این است که شما دیگر آنجا نایستاده‌اید. شما پشت همان دری

سر در آوردن از چیزهای مختلف و درس گرفتن از تجربه برای ما انسان‌ها بسیار دشوار است

که از مقابلتان رد شد حرکت کرده و رفته‌اید، و حالا یک نفر دیگر مقابل آن‌ها ایستاده است. سؤال این است که آیا افراد متوجه این تغییر می‌شوند؟ و پاسخ دوباره منفی است.

این یافته‌ها بسیار قدرتمند و مهم است. ما گمان می‌کنیم که با چشممان می‌بینیم اما در واقع تا حد زیادی با مغزمان است که می‌بینیم. مغز ما استاد خوراندن چیزهایی به ماست که انتظارشان را داریم. اصل قضیه انتظارات است، و زمانی که چیزهایی بر خلاف انتظارات ما عمل می‌کنند ما نسبت به آن‌ها ناآگاهیم. ما به سراسر جهان سفر می‌کنیم با این خیال که به چیزهای زیادی توجه می‌کنیم. واقعیت این است که ما بسیار کمتر از آنچه فکر می‌کنیم به اطرفمان توجه می‌کنیم. حال اگر ما بسیار کمتر از آنچه فکر می‌کنیم متوجه اطرافمان هستیم، این موضوع چه تاثیری در توانایی‌مان در درک اتفاقات اطرافمان، و توانایی‌مان در یادگیری و اصلاح دارد؟ این یعنی که ما با مشکلاتی جدی روبرو هستیم. به نظرم این کتاب به‌شکلی بسیار برجسته نشان داده که ما حتی در بینایی نیز، که روی هم رفته سیستمی بسیار خوب است، ابزار بسیار ناقصی برای اتخاذ تصمیمات مناسب داریم.

رول: ممکن است مثالی بزنی که به نظرت کجا این محدودیت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؟

آریلی: مثلاً به نظر من بحران مالی تا اندازه‌ای به دلیل تعارض منافع اتفاق افتاد. به افرادی پول زیادی داده شد تا واقعیت را به شکلی دیگر ببینند، و بیا و ببین که آن‌ها چطور این کار را به‌خوبی انجام دادند و تا چه اندازه از واقعیت فاصله گرفتند. مردم فکر می‌کنند که شرکت لمان برادرز ترجیح می‌داد که افرادی که برایش کار می‌کنند واقعیت را درست ببینند. اما حقیقت این است که شرکت به آن‌ها پول می‌داد تا واقعیت را اشتباه ببینند. این وضعیت در نهایت به آنجا ختم شد که افراد واقعیت را آنچنان که دوست داشتند می‌دیدند، نه آنچنان که وجود داشت. این مثالی است که نشان می‌دهد این مسئله چطور می‌تواند نقشی بزرگ، مهم و بسیار مخرب داشته باشد.

رول: آن فصل را هم دوست داشتم که می‌گفت اعتماد به نفس زیاد یک نفر معمولاً نشانۀ مهارت نیست.

آریلی: بله، و این هم باز تا حدی به‌خاطر دشواری یادگیری برای ماست. به این خاطر که سر در آوردن از چیزهای مختلف و درس گرفتن از تجربه برای ما انسان‌ها بسیار دشوار است. ما در میان واقعیت گام بر می‌داریم، اما هیچ‌کدام از کارهایی که انجام می‌دهیم ثبت نمی‌شود، و به این ترتیب هیچ‌وقت نمی‌فهمیم که در اشتباه بوده‌ایم. البته من در این مورد مبالغه می‌کنم، اما اصل داستان همین است.

رول: انتخاب بعدی‌ات نفوذ اثر رابرت چلدینی، تماماً دربارۀ روش‌های ترغیب و اقناع است. خیلی خوشم آمد که او حتی توانسته اصولش را در رسوایی واترگیت نیز اِعمال کند. چند نفر متقاعد می‌شوند که با برنامه‌ای به‌واقع ابلهانه و بی‌ربط وارد ساختمان مرکزی کمیتۀ ملی دموکراتیک شوند، آن هم فقط به‌خاطر شیوه‌ای که این برنامه به آن‌ها ارائه شده بود.

آریلی: کتاب چلدینی نیز از این جهت مهم است که به راه‌های مختلفی می‌پردازد که ما برای انجام کارها استفاده می‌کنیم، و این‌که چطور متوجه نمی‌شویم که چرا داریم کاری را انجام می‌دهیم. این کتاب علاوه بر این نشان می‌دهد که دیگر افراد در نهایت چقدر روی اَعمال شما کنترل دارند. هر دوی این عناصر از اهمیت زیادی برخوردارند. این کتاب این روزها بیش از پیش مهم شده است. اول به این خاطر که ارتباط الکترونیکی به ما این امکان را داده که پیام‌ها را برای افراد مختلف متناسب با خودشان تغییر دهیم. راه‌های بیشتری برای دسترسی به افرادپدید آمده است. دوم به این خاطر که باید افراد را متقاعد کنیم که، مثلاً در مورد اتلاف انرژی، متفاوت رفتار کنند. شرکت بسیار خوبی به نام اُپاور وجود دارد اکه طلاعاتی دربارۀ قبض‌های انرژی چاپ می‌کند. آن‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از اصول چلدینی باعث شوند که افراد رفتار بهتری از خود نشان دهند.

رول: آیا این رویکرد کارآمد است؟ فکر می‌کنم در نیویورک که مقدار کالری

آموخته‌های ما نشان داده که موارد بسیار معدودی است که فقط دادن اطلاعات باعث بهبود رفتار افراد می‌شود

را در منوی رستوران‌ها جا دادند، تا شاید افراد را به تغذیۀ سالم‌تر وادار کنند، در نهایت افراد این اطلاعات را نادیده گرفته و همچنان مثل گذشته به سفارش غذاهای پرکالری ادامه دادند.

آریلی: این نکته بسیار مهم است. کاری که در نیویورک انجام شد بر پایۀ این نگرش بود که همۀ آنچه افراد نیاز دارند اطلاعات بیشتر است. افراد نمی‌دانند که این غذا چقدر کالری دارد و کافی است که این اطلاعات را به آن‌ها بدهیم و همه چیز سر جایش خواهد رفت. رویکرد چلدینی به اطلاعات توجهی نمی‌کند. این رویکرد نمی‌گوید که افراد از کالری زیاد فلان غذا بی‌خبرند و فقط کافی است که این اطلاعات را در اختیارشان قرار دهید. آموخته‌های ما نشان داده که موارد بسیار معدودی است که فقط دادن اطلاعات باعث بهبود رفتار افراد می‌شود. بر اساس رویکرد چلدینی باید افراد را به سوی رفتار بهتر هل داد. بیش از هر چیز باید شواهد اجتماعی را در اختیار افراد قرار داد. باید به آن‌ها چیزی شبیه این را گفت «افراد هوشمند و باتدبیر این را انتخاب می‌کنند».

رول: آیا برنامۀ انرژی اُپاور چنین کاری می‌کند؟

آریلی: این‌ها روش‌هایی قدیمی‌اند، اما افرادی مانند کارکنان اُپاور در حال یافتن راه‌های جدید برای اِعمال این روش‌ها هستند. در گذشته سخت می‌شد قبض انرژی مخصوصی برای هر کس چاپ کرد. حالا می‌توان این کار را انجام داد. اخیراً آزمایشی توسط نوا گلدستین، یکی از شاگردان قبلی چلدینی، انجام شد. او نگاهی به هتل‌هایی انداخت که از ما می‌خواهند که از حوله‌هایمان بیش از یک بار استفاده کنیم. آن‌ها سعی کردند بفهمند که کدام پیام از همه قانع‌کننده‌تر خواهد بود. این دو در نهایت به این نتیجه رسیدند که برای اِعمال اصول چلدینی، باید پیامی داشته باشید که به مذاق افراد خوش بیاید و به آن‌ها بگوید که افراد دیگر هم مثل آن‌ها به این صورت رفتار می‌کنند. پیامی که در نهایت انتخاب کردند این بود: «۷۶ درصد افرادی که در اتاق شما اقامت داشته‌اند چند بار از حوله‌هایشان استفاده کرده‌اند». و در نهایت نیز مشخص شد که این موفق‌ترین پیام ممکن بوده است.

رول: و اگر بگویید استفادۀ دوباره از حوله‌ها به طبیعت کمک می‌کند چطور؟

آریلی: بسیار کمتر موفق خواهد بود. اگر چیزی را که جاذبۀ زیست‌محیطی دارد را با چیزی که جاذبۀ اجتماعی دارد مقایسه کنید، جاذبۀ اجتماعی به مراتب دست بالاتری دارد.

رول: در مورد انتخاب بعدی‌تان، تلنگر، صحبت کنید.

آریلی: تلنگر هم کتاب بسیار مهمی است. یکی از دلایل اهمیت زیاد تلنگر این است که این ایده‌ها را گرفته و در حوزۀ سیاست به کار برده است. در اینجا می‌توان اشتباهاتی که مرتکب می‌شویم را دید. می‌توان روش‌هایی را دید که بازاریابان برای تاثیرگذاری بر ما از آن بهره می‌برند. می‌توان راه مقابله با آن‌ها را آموخت. و همین‌طور دانست که سیاست‌گذاران با آموختن این اصول چه کاری می‌توانند انجام دهند؟ نکتۀ مهم دیگر دربارۀ این کتاب این است که به‌صورت جزئی مداخله‌ها و تغییرات کوچک را توضیح می‌دهد. در واقع می‌توان این کتاب را اثری دربارۀ تشویق و اقناع ارزان دانست.

رول: مثال مورد علاقۀ شما در این کتاب چیست؟

آریلی: مثال مورد علاقۀ من مگس کوچکی است که در دستشویی آقایان استفاده شده [مگسی نقاشی شده نزدیک چاه دستشویی که باعث کاهش پاشیدن ادرار به اطراف در دستشویی‌های ایستاده می‌شود]. این مثال بزرگی نیست، ابداع اجتماعی بزرگی هم به حساب نمی‌آید. اما از این جهت مهم است که نشان می‌دهد در موارد بسیار (مثل ادرار) آن‌قدرها هم نسبت به کاری که انجام می‌دهیم فکور نیستیم. و به این خاطر می‌توان از این موارد برای فکر کردن به تغییراتی کوچک در محیط برای تشویق افراد به رفتار بهتر استفاده کرد.

نکتۀ جالب دیگر دربارۀ تلنگر، که از اِعمالش در سیاست فراتر می‌رود، این است که این کتاب بحث فلسفی دشواری را دربارۀ اقتصاد رفتاری پیش می‌کشد: واقعاً چقدر باید افراد را به سمت چیزی هل داد؟ چه مقدار از این هل دادن ایرادی ندارد، و چه مقدار از آن درست نیست؟ این بحثِ بسیار دشواری است. فرض کنید من حقه‌هایی به شما یاد

مفهوم تلنگر در حقیقت به این معنی است که «افراد می‌دانند کار درست چیست، و کافی است آن‌ها را کمی هل بدهیم»

دادم که با استفاده از آن می‌توانید افراد را به کاری که مایلید ترغیب کنید. این کار تا کجا ایرادی ندارد و از کجا به بعد نادرست است؟ سانستین و تالر در این مورد موضع قدرتمندی اتخاذ می‌کنند. آن‌ها نام استدلال خود را «پدرمآبی اختیارگرا»۱ گذاشته‌اند [تلنگر به رفتار بدون از بین بردن انتخاب آزاد]. من در نهایت با موضع آن‌ها خیلی موافق نیستم. اما مخالفت من این حقیقت را تغییر نمی‌دهد که آن‌ها اولین کسانی هستند که این بحث را پیش کیشده‌اند.

رول: آیا به نظر تو شیوۀ بهتری برای این کار وجود دارد؟

آریلی: من موضع فلسفی کاملی در این باره ندارم. در حقیقت به نظر من یک پاسخ واحد برای این موضوع وجود ندارد، چرا که همه چیز به هزینه و خطری بستگی دارد که افراد خود را در معرض آن قرار می‌دهند. برای مثال، به نظر من تلنگرها را می‌توان دربارۀ نوشیدن یا پیامک دادن در حال رانندگی استفاده کرد. سانستین و تالر بر این باورند که تلنگرها برای وا داشتن افراد به پس‌انداز بیشتر برای بازنشستگی کافی هستند. من این‌طور فکر نمی‌کنم. به نظر من ما در مورد پس‌انداز نیاز به مداخلۀ مستقیم داریم. مفهوم تلنگر در حقیقت به این معنی است که «افراد می‌دانند کار درست چیست، و کافی است آن‌ها را کمی هل بدهیم». این موضع فلسفی دلپذیری است. چرا که سخت است که به عنوان سیاست‌گذار بگوییم «افراد واقعاً ابله هستند، ما باید آن‌ها را از آسیب رساندن و قتل خود باز داریم». اما تلنگر ممکن است کافی نباشد. این را باید در عمل بررسی کرد. مواردی هم هست که تلنگر می‌تواند کافی باشد. در بقیۀ مواردی که کافی نیست، باید به راه‌هایی فکر کنیم که می‌توان افراد را به انجام کار درست وا داشت.

رول: این یعنی پدرمآبی مستقیم به جای پدرمآبی اختیارگرا.

آریلی: درست است. و اگر من سیاستمدار بودم دشوار بود که بخواهم چنین چیزی را بگویم. هیچ‌کس دوست ندارد به رای‌دهندگانش بگوید «ببینید دوستان به نظرم شما یک سری احمقید. شما توانایی تصمیم‌گیری ندارید و به همین دلیل من جای شما تصمیم می‌گیرم». اما فکر می‌کنم که در موارد بسیاری کار درست همین است. شاید بتوان افراد را مجبور کرد اما به آن‌ها اجازه داد که خواستار تغییر آن‌ها شوند، به این ترتیب شاید بتوانیم بگوییم اجبار ۱۰۰ درصدی در میان نبوده است.

رول: برویم سراغ خوردن بی‌فکر نوشتۀ برایان وانسینک.

آریلی: این یکی از کتاب‌های مورد علاقۀ من است. نویسنده بسیاری از این یافته‌ها دربارۀ تصمیم‌گیری را مشخص کرده و نشان داده که این یافته‌ها چطور در حوزۀ غذا عمل می‌کنند. از آنجا که غذا ملموس است، کمک می‌کند که این اصول را درک کنیم. این کتاب به انواع و اقسام خطاهایی که مرتکب می‌شویم می‌پردازد، مثل همان کاسۀ سوپ تمام‌نشدنی که شما ذکر کردید. آن آزمایش کاسۀ سوپ [که کاسه بدون متوجه شدن فردی که سوپ می‌خورد مدام پر می‌شود] آزمایش بسیار خوبی است. به راحتی می‌توان آن را تصویر کرد و همین‌طور می‌توان تصور کرد که در دیگر جنبه‌های زندگی به چه شکلی بروز می‌یابد. البته در شرایطی‌که چاقی به مسئله‌ای بزرگ‌تر تبدیل شده، کتاب نکات کاربردی بسیاری دربارۀ شیوع چاقی دارد. این کتاب پر است از درس‌های بسیار ساده.

رول: و او همان‌طور که نشان می‌دهد چطور بی‌فکر وزن اضافه می‌کنیم، مشخص می‌کند که چطور می‌توانیم بی‌فکر وزن کم کنیم. به این ترتیب این داستان یک جنبۀ مثبت هم دارد.

آریلی: درست است. زمانی که متوجه اشتباهاتتان شوید، به شیوۀ برطرف‌کردن آن اشتباهات نیز فکر می‌کنید. این خیلی مفید است.

رول: پس آیا مشکل این است که ما کارها را بدون تفکر انجام می‌دهیم؟ آیا این همان چیزی است که همۀ این کتاب‌ها می‌گویند؟

آریلی: در موارد بسیاری چنین است. نمی‌گویم همیشه چون موارد بسیاری است که بیش از اندازه به آن فکر می‌کنیم. اما اقدامات ما تا حد زیادی نتیجۀ تفکر عمیق و دقیق ما نیست. این اقدامات گاهی مقداری تفکر را شامل می‌شود و گاهی هیچ تفکری را در بر نمی‌گیرد. این اقدامات معمولاً از تصمیماتِ برآمده از عادت ناشی می‌شود، و به همین خاطر است که امکان اشتباه ما زیاد است.

رول:

حقیقت این است که محیط اطرافمان تا حد زیادی در تصمیمات ما تعیین‌کننده است

آنچه در مورد این کتاب‌ها بیش از همه برای من جالب است این است که آن‌ها ضعف‌هایی را توضیح می‌دهند که شرکت‌ها و افراد با فروش، بیمه، پاپ کورن، یا ماشین‌های دست دوم مدت‌هاست که از آن استفاده می‌کنند. در واقع شاید بتوان گفت که کل بازار به‌صورتی در مقابل ما عمل می‌کند، پس در این شرایط چه کسی به ما کمک می‌کند که تصمیم درست را بگیریم؟

آریلی: می‌توان اقتصاد بازار را چنین دید؛ تقریباً هیچ‌کس نمی‌خواهد شما کاری را انجام دهید که در بلندمدت برایتان خوب است. همۀ دیگر افراد به دنبال انجام کاری هستند که در کوتاه مدت برای خودشان خوب است. ما باید این موضوع را درک کرده و به دنبال چیزی بهتر باشیم. همین‌طور فکر می‌کنم مهم است که تنظیم‌گرانی داشته باشیم که این مشکلات را درک کرده و بتوانند به ما کمک کنند.

رول: آیا در واقع از دخالت دولت سخن می‌گوییم؟

آریلی: بله همین‌طور است. اما به یاد داشته باشید که گاهی این آدم‌های خوب هستند که به دنبال تاثیرگذاری روی ما هستند. ممکن است شرکتی وجود داشته باشد که حساب‌های پس‌انداز بلندمدت را ترویج کند. آنچه به صورت ضمنی در این حرف شما نهفته است این است که این بازاری است با بازی‌های مجموع صفر. اما همیشه هم این طور نیست. برای مثال در مراقبت‌های درمانی، همه به دنبال سالم بودن شما هستند. خانواده‌تان، خودتان و سیستم مراقبت درمانی. مواردی هستد که مشوق‌ها در یک جهت عمل می‌کنند. البته اغلب اوقات این‌چنین نیست، اما مواردی از این دست را هم می‌توان سراغ گرفت.

رول: از انتخاب آخرتان هم بگویید، فرد و موقعیت نوشتۀ لی رأس و ریچارد نیسبت.

آریلی: اگرچه این کتاب قدیمی است، ولی خب دود از کنده بلند می‌شود. این کتاب نشان می‌دهد که وقتی ما تصمیم می‌گیریم، فکر می‌کنیم که شخصیت نقش مهمی بازی می‌کند. «من آدمیَم که فلان کارو میکنه، یا من از اون دسته آدمام که اینجور کارارو میکنه». واقعیت این است که محیطی که در آن تصمیم می‌گیریم بخش زیادی از آنچه انجام می‌دهیم را مشخص می‌کند. خوردن بی‌فکر هم به همین نکته می‌پردازد، این‌که چطور محیط غذایی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تلنگر هم به همین موضوع مربوط است، این‌که چطور طراحی محیط یا عوامل مؤثر خارجی می‌تواند به تصمیمات بهتر منجر شود. اما فرد و موقعیت اولین کتابی بود که به این موضوع پرداخت که چطور فکر می‌کنیم که خودمان هستیم که تصمیم می‌گیریم، در حالی که در حقیقت محیط اطراف‌مان تا حد زیادی در تصمیمات ما تعیین‌کننده است.

رول: ممکن است در این مورد هم مثالی بزنید؟

آریلی: مثال مورد علاقۀ من کاری تازه است که توسط دن گلدستین و اریک جانسن انجام شده است. این مورد به اهدا یا عدم اهدای اعضای افراد پس از مرگ می‌پردازد. در نهایت مشخص شده است که این تصمیم بیش از همه به این بستگی دارد که فرم‌های موجود در دی.ام.وی [ادارۀ وسایل نقلیۀ موتوری] فرم انتخاب شرکت است یا انتخاب عدم شرکت (یعنی باید جایی را تیک بزنید تا اعضایتان را پس از مرگ اهدا کنید، یا باید جایی را تیک بزنید تا اعضایتان را اهدا نکنید). زمانی که افراد از دی.ام.وی بیرون می‌آیند و از آن‌ها می‌پرسید «چرا اعضایتان را اهدا کردید؟» هزار و یک دلیل می‌آورند. اما واقعیت این است که دلیل اصلی این کار ربط چندانی به ترجیحات درونی ندارد، و بخش زیادی از آن به این وابسته است که فرم موجود برای انتخاب شرکت در این طرح طراحی شده است یا انتخاب خروج از آن.

رول: نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۲ به یک روانشناس، یعنی دنیل کانمن، رسید. این موضوع نشانگر درک ارزش مشارکت روانشناسی در حوزۀ اقتصاد بود. اما به نظر شما اقتصادبه اندازۀ کافی از نگرش‌های موجود در اقتصاد رفتاری بهره برده است؟ آیا حوزۀ خاصی از اقتصاد وجود دارد که به نظر شما می‌تواند بیش از پیش از اقتصاد رفتاری بهره ببرد؟

آریلی: به نظر من اقتصاد بخش زیادی از اقتصاد رفتاری را به حساب نیاورده است. از یک منظر به نظرم این موضوع ایرادی ندارد، از منظری دیگر به نظرم این موضوع

اقتصاد برخلاف دیگر رشته‌ها تنها مطالعۀ توصیفی نیست، بلکه علاوه بر آن مطالعه‌ای تجویزی نیز هست

وحشتناک است. ایرادی ندارد که اقتصاد به عنوان رشته‌ای دانشگاهی به ایجاد توصیفی ساده و ممسکانه از جهان علاقه دارد. رشته‌های مختلف (جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، فلسفه، روانشناسی و اقتصاد) رویکردهای متفاوتی در نحوۀ تفکر دربارۀ رفتار انسان اتخاذ می‌کنند. هر کدام از آن‌ها حق دارند که رفتار انسان را از دورنمایی که می‌خواهند ببینند. نمی‌توانیم به جامعه‌شناسان بگوییم چون جامعه‌شناسی ۱۰۰ درصد متغیرهای رفتار انسان را توضیح نمی‌دهد دیگر نباید آن را مطالعه کنند. همین موضوع دربارۀ اقتصاد نیز برقرار است. اقتصاد رشته‌ای است که رفتار انسان را از دورنمایی خاص توصیف می‌کند (با بهره‌گیری از رویکردی بسیار عقلایی و پایه‌ای) و این نگرش حاوی بعضی مفاهیم و ایده‌های ارزشمند است. به همین دلیل، اقتصاددانان باید به کاری که می‌کنند ادامه دهند.

جایی که اقتصاد باید اقتصاد رفتاری را به حساب آورد، زمانی است که پای معانی ضمنی و کارکردهای آن در جهان واقع به میان می‌آید. اقتصاد برخلاف دیگر رشته‌ها تنها مطالعۀ توصیفی نیست، بلکه علاوه بر آن مطالعه‌ای تجویزی نیز هست. این رشته به سیاست‌گذاران، کسب‌وکارها و افراد می‌گوید که چه کنند. گام دشوار اینجاست. زمانی که دربارۀ رشته‌ای دانشگاهی بگویید «این فقط توصیفی از بخشی از انگیزۀ انسان نیست، این روشی است که باید کارها را بر اساسش انجام دهی» شرایط خطرناک‌تر است. یک وقت می‌گوییم من مدلی دارم که ۲۵ درصد رفتار انسان را توصیف می‌کند، و یک وقت می‌گوییم برای برقرار کردن سیاست‌ها تنها باید این مدل را مدنظر قرار دهیم. در این شرایط بسیار مهم است که آنچه گفته می‌شود جامع و ۱۰۰ درصد درست باشد.

به نظر من مشکلی نیست که قسمت توصیفی اقتصاد به همین صورتی که هست باقی بماند. اما قسمت تجویزی که در آن به افراد می‌گوییم چه کنند باید به‌مراتب وسیع‌تر از این باشد. حقیقت این است که باید استفادۀ صرف از اقتصاد را کنار بگذاریم، و با امتحان کردن روانشناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، فلسفه و اقتصاد ببینم که کدامیک در چه شرایطی مفید بوده یا کارایی زیادی ندارند. هیچ شکی نیست که رفتار هدفِ نهایی در این میان است، این‌که تلاش کنیم رفتار را درک کرده و شیوۀ تغییر و تعدیلش را متوجه شویم. امید من این است که بتوانیم رشته‌ای ایجاد کنیم که بیشتر برآمده از تجربه و داده‌محور باشد. شاید بتوان آن را «علوم اجتماعی کاربردی» نامید. این رشته از همۀ علوم اجتماعی به شکل هم‌تراز بهره می‌برد، درست همان‌طوری که ما با مسائل دنیای واقع برخورد می‌کنیم و سعی در یافتن راه حل برای آن‌ها داریم.


اطلاعات کتاب‌شناختی:
Chabris, Christopher, and Daniel Simons. The invisible gorilla: And other ways our intuitions deceive us. Harmony, 2010
Cialdini, Robert B. Influence: The psychology of persuasion. Collins, 2007
Richard H. Thaler, Cass R. Sunstein, Nudge. Improving decisions about health, wealth, and happiness. Penguin Books 2008
Wansink, Brian. Mindless eating: Why we eat more than we think. Bantam, 2007
Ross, Lee, and Richard E. Nisbett. The person and the situation: Perspectives of social psychology. Pinter & Martin Publishers, 2011


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب گفت‌وگویی است میان سوفی رول و دن آریلی که با عنوان «The best books on Behavioural Economics recommended by Dan Ariely» در وب‌سایت فایوبوکز منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ آن را با عنوان «دن آریلی از پنج کتاب مهم در حوزۀ اقتصاد رفتاری می‌گوید» و ترجمۀ سیدامیرحسین میرابوطالبی منتشر کرده است.
•• دن آریلی (Dan Ariely) از شناخته‌شده‌ترین اقتصاددانان رفتاری جهان است که به خصوص در حوزه‌های کاربردی این علم همیشه پیشرو بوده است. او که در حال حاضر استاد روان‌شناسی و اقتصاد رفتاری در دانشگاه دوک آمریکاست پیش از این در دانشگاه ام‌آی‌تی نیز تدریس کرده است. آریلی نویسندۀ برخی از پرفروش‌ترین کتاب‌های اقتصادیِ یک دهۀ اخیر در آمریکاست. از آثار او پاداش با ترجمۀ سید امیرحسین میرابوطالبی توسط انتشارات ترجمان به چاپ رسیده است.
••• سوفی رول (Sophie Roell) ژورنالیستی است که بیشتر در حوزۀ مطالعات شرق آسیا فعالیت کرده و در همین حوزه در دانشگاه هاروارد تحصیل می‌کند.
[۱] libertarian paternalism

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

امشب می توانید دانلود کنید و لذت ببرید از آهنگ فرشته دروغی با صدای فرهاد نکونام و سینا ناصری

تنظیم کننده : آریا

Exclusive Song: Farhad Nekonam ft Sina Naseri – “Fereshteye Dorughi” With Text And Direct Links In UpMusic

Farhad Nekonam Sina Naseri Fereshteye Dorughi دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

متن آهنگ فرشته دروغی فرهاد نکونام و سینا ناصری

♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

♪♪♫♫♪♪♯

فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه تا بوده همین بوده با صدای رضا صادقی با کیفیت اصلی

شعر : انوش / آهنگسازی : رضا صادقی / تنظیم کننده :  مهران خالصى

Exclusive Song: Reza Sadeghi – “Ta Boode Hamin Boode” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

Capture دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

متن آهنگ تا بوده همین بوده رضا صادقی

♪♪♫♫♪♪♯

عشقای تازه و نو بریم
♪♪♫♫♪♪♯ فهمیدی یکی هست جونش به تو بستست بی عشقت وجودش نابوده ♪♪♫♫♪♪♯
احساسم که رو شد لجبازیت شروع شد تا بوده همین بوده

UpMusicTag دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده
♪♪♫♫♪♪♯ فهمیدی یکی هست جونش به تو بستست بی عشقت وجودش نابوده ♪♪♫♫♪♪♯
احساسم که رو شد لجبازیت شروع شد تا بوده همین بوده

♪♪♫♫♪♪♯

رضا صادقی تا بوده همین بوده

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

مشاهده ادامه مطلب

آب ما در گرداب بحران/ نگاه استراتیژیک ما چیست؟

تیوری معروفی است که می‌گویند جنگ جهانی سوم بر سر آب خواهد بود و این، ارزش این ماده حیاتی را می‌رساند. افغانستان سرزمینی است که از منابع غنی آبی برخوردار است و می‌شود از این منابع به‌عنوان سرمایه اصلی این مرزوبوم نام برد، اما درگیری‌های چهار دهه اخیر در افغانستان باعث شده که منافع این ثروت به‌صورت رایگان به جیب همسایگان ما سرازیر شود.

یا بهتر بتوان گفت یکی از دلایلی که بعضی از همسایگان نمی‌خواهند در افغانستان یک دولت باثبات حاکم شود، همین موضوع باشد؛ موضوعی که تا حال از این دید به آن نگاه نشده است.

می‌توان یکی از عوامل طولانی‌شدن و دخالت همسایگان در جنگ داخلی افغانستان را همین موضوع سرازیر شدن بی‌حساب و کتاب آب‌های ما به این کشورها دانست. موضوعی که به‌طور شاید و باید به آن پرداخته نشده است. جا دارد که دولت روی این موضوع حساب ویژه‌یی باز کند و به این فرایند که در تداوم جنگ نقش به‌سزایی دارد بیشتر بپردازد.

علاوه بر انگیزه‌های سیاسی و اقتصادی که باعث دخالت در امور کشور ما بوده و است، عدم کنترول آب‌های روان به کشورهای همسایه را نیز می‌توان از اوضاع نابسامان کشور دانست؛ چرا که اگر در افغانستان دولت مرکزی و باقدرتی حاکم شود حتمن به این مساله رسیدگی خواهد کرد و مثل گذشته جریان بی‌رویه آب به این کشورها سرازیر نخواهد شد.

بحران کم‌آبی در کشورهای همسایه به‌خصوص ایران و پاکستان بسیار جدی است. اگر دولت به کنترول آب‌های سرزمین‌مان بپردازد، مطمینن این کشورها دچار بحران و خشک‌سالی خواهند شد.

قسمت‌های مرکزی کوه‌های هندوکش و کوه بابا که ولایت‌های پروان، دلسوخته، بامیان، دایکندی، غور، پل خمری، چارکنت، شولگره و سرپل را احتوا نموده‌‌ است، منبع بزرگ آبی کشور به حساب می‌آید. ۸۰درصد منبع آبی کشور را کوه‌های هندوکش تشکیل می‌دهد که از این مناطق رودخانه‌های بسیاری سرچشمه گرفته و پس از عبور چند ولایات به کشورهای همسایه می‌ریزد.

افغانستان اما به اثر مصروف بودن جنگ‌های چندین دهه نتوانسته معضلات این آب‌ریزی را روی اوراق بیاورد. کشورهای همجوار غرض استفاده این آب‌ها پروژه‌های بزرگ را اعمار نموده‌اند. در آینده در صورت ادعای افغانستان احتمال بروز مشکلات زیادی وجود خواهد داشت که یکی از عوامل ناامنی افغانستان درهمین راز نهفته ‌است.

گفته می‌شود که به‌زودی انرژی نفت به پایان می‌انجامد و آب می‌ماند تمام انرژی برای کشورها و جنگ سوم بالای معضل تقسیم آب آغاز خواهد شد.

 فعلن افغانستان پنج کشور را آب می‌دهد؛ یعنی حدود ۵۰میلیارد لیتر آب به ارزش ۵۰میلیارد دالر رایگان به کشورهای همسایه داده می‌شود. درحالی‌که پاکستان بندر کراچی را بالای کالای تجاری افغانستان از مدت ۳۰سال به این طرف مسدود نموده‌ است که صددرصد خلاف موازین و مقررات بین‌المللی در مورد کشورهای محاط به خشکه می‌باشد.

افغانستان نظر به ظرفیت آبی خود و توپوگرافی ناهموار که دارد در آینده‌ها اولین کشور تولید برق خواهد بود. در نواحی تنگی ابریشم و پلچرخی امکان ذخیره نمودن میلیون‌ها مترمکعب آب وجود دارد.

با بند نمودن تنگی ابریشم چندین سد برقی می‌توان اعمار نمود؛ زیرا ارتفاع سروبی و کابل ۱۰۰۰متر فرق دارد. افغانستان دارای چندین صد دریاچه و بیشر از ۲۵ رودخانه بزرگ می‌باشد. مهم‌ترین رودخانه‌ها که از کنار دشت‌های پهناور می‌گذرد عبارتند از رود آمو، رود هلمند، رود کابل، دریای اندراب یا قندز، هریرود و رود مرغاب.

مسوولان مرکز پژوهشی افغانستان نوین می‌گویند عدم مدیریت درست از آب‌های کشور سبب شده تا همه‌روزه به ارزش میلیون‌ها دالر آب‌های افغانستان رایگان به کشورهای همسایه سرازیر شود.

به گفته عبدالله هیواد، بنیانگذار مرکز پژوهشی افغانستان نوین: «نوزده میلیارد تیوبیک آب ما سالانه به پاکستان می‌ریزد اگر به حساب پول محاسبه شود، هر تیوبیک آب دو دالر تخمین شود، سالانه سی‌وهشت میلیارد دالر سرمایه افغانستان به پاکستان می‌رود.

حالا اگر این تخمین‌ها را صد درصد هم درست ندانیم و روی پنجاه‌درصد آن حساب باز کنیم، متوجه خواهیم شد که چی میزان از سرمایه‌های این مرزوبوم به خارج سرازیر می‌شود.

نگاه استراتژیک به مساله آب باید در دولت جدید جایگاه خاصی داشته باشد. این موضوع در دولت‌های گذشته در قبل از انقلاب کمونیستی هم در افغانستان با همسایگانش به یک موضوع مناقشه‌برانگیز تبدیل شده بود.

محاط بودن افغانستان به خشکی و وابستگی افغانستان برای دسترسی به بازارهای جهانی به همسایگانش این معضل را برای دولت ما چالش‌برانگیز ساخته است. البته با در پیش گرفتن یک سیاست واقع‌بینانه و استفاده از قوانین بین‌المللی، افغانستان می‌تواند به صورت منطقی این مشکل را با همسایگانش حل نماید.

جریان‌های جهادی در بعد از انقلاب کمونیستی با پناه بردن به کشورهای ایران و پاکستان و حمایت این کشورها از این گروه‌ها نه برای حمایت از مردم افغانستان؛ بل بنا بر منافع‌شان بوده و است.

تصور اینکه جنگ در افغانستان جنگ عقیدتی و سیاسی بوده، نمی‌تواند به واقعیت نزدیک باشد؛ بل سوء‌استفاده از شرایط پیش‌آمده برای بهره‌برداری از منابع طبیعی افغانستان هم در این مساله دخیل بوده است.

سیر جنگ افغانستان یک دور باطل را داشته و چیزی که عوض نشده دخالت همسایگان در این بحران است. سیر بحران از مجاهدین به طالب و بعد داعش و… همه به گونه سیستماتیک توانسته افغانستان را در بحران فرو ببرد.

با نگاهی دقیق به چرخه بحران متوجه می‌شویم که فقط نقاب‌ها عوض شده، اما کارکردها همان است. کارکردی را که زمانی مجاهدین به عهده داشتند، حالا طالبان و داعش برعهده گرفته‌اند و دامنه وسیع ناامنی به همان وسعت گذشته ادامه داشته است.

مشکلات فراروی دولت بسیار است، اما با وجود این مشکلات دولت می‌تواند بر اساس معاهدات بین‌المللی در مورد تقسیم آب‌های فراسرزمینی با همسایگانش به مذاکره بپردازد و به صورت اصولی به یک راه حل اساسی دست پیدا کند.

نویسنده: محمدعلی عباسی   

مشاهده ادامه مطلب

قرار


نمایش مشخصات پیام بختیاری (گویا)

چه آرام است این شب
در آینه چشمانت
ماه میخندد
محبوب من "هنفیس"
مهتاب در دشت طلایی گیسوانت
شاد میرقصد
و
من
خسته و مغرور
سر میکشم آن نگاه یاغی تو را
سرمست خواهم تاخت
در دل شب
حلقه کولیان

شاعر:پیام بختیاری (گویا)

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ جدید مجتبی دربیدی ماه شب تار

آپ موزیک برای شما کاربران ترانه ماه شب تار با صدای مجتبی دربیدی با کیفیت اصلی را آماده کرده

شعر و آهنگسازی : نیلوفر منصوری / تنظیم کننده : سعید ساشا

Exclusive Song: Mojtaba Dorbidi – “Mahe Shabe Tar” With Text And Direct Links In UpMusic

Mojtaba Dorbidi Mahe Shabe Tar دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

متن آهنگ ماه شب تار مجتبی دربیدی

♪♪♫♫♪♪♯

دستمو میگیره میکشه باد آروم و قراری نیس دیگه باهات
سمت موهات میام دره ی سیاهه سمت چشات دو تا دریای ناب
♪♪♫♫♪♪♯ واستاده دلم پای دلت پا به پا نکن جان دلت ♪♪♫♫♪♪♯
کاری میکنم که زندگی بشه ثانیه ثانیه به کام دلت

♪شعر و آهنگسازی : نیلوفر منصوری♪
ای دل دیوونه درمون من یاره که میدونه درمون غم
اگه بودنشه بودنشه پای دل من موندنشه
♪♪♫♫♪♪♯ ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس ♪♪♫♫♪♪♯
ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس

UpMusicTag دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

حالت خوشگل نیم نگاهت قرص اون صورت مثل ماهت منو دیوونه ترم کرده
♪♪♫♫♪♪♯ غمزه ی چشای دخترونت حرفای شیرین عاشقونت منو دیوونه ترم کرده ♪♪♫♫♪♪♯
ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس
ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس

♪♪♫♫♪♪♯

مجتبی دربیدی ماه شب تار

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

مشاهده ادامه مطلب

گفتگو هایی با اندیشمندان امروز جهان (جلد اول)

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


نقد عقل مدرن: گفتگو هایی با اندیشمندان امروز جهان (جلد اول)

لوک فری، میشل سر، ادگار مورن، نوام چامسکی، آلن تورن، ژان بودریار، مارک فرو، آلن فینکل کروت، یورگن هابرماس، کاستوریادیس، آیزایا برلین، فرانسوا لیوتار، پل ریکور، امانوئل لویناس، کنت اسپونویل، ناتالی ساروت، آلن رب گری یه، میشل بوتور، آنتوانت فوک، کوستاس آگسلوس



در کتاب حاضر اندیشه های بسیاری از متفکران و نویسندگان امروز جهان به صورت گفتگوهایی جذاب و شیرین معرفی شده اند. گفتگو ها از مرز روایت های شخصی فراتر می رود و همزمان به مسایلی می رسد که تاریخ قرن بیستم و مدرنیته برایمان مطرح می کند.

اکثر روشنفکرانی که زندگی و افکارشان در کتاب آمده، خود را به گونه ای فرزندان مدرنیته و درگیر با عقل مدرن می دانند. بدین گونه مدرنیته موضوع اصلی عقل مدرن است و نقد عقل مدرن کوششی است برای سنجش و ارزیابی بحران مدرنیته.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
اسپینوزا فیلسوفی جاودانه
انسان
A Brief History of the Philosophy of Time

نسخه ها

حجم: ۹ مگابایت

دریافت ها: ۳۵۶۴

تعداد صفحات: ۳۸۹




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه دلم مجنونه با صدای مهدی جهانی با کیفیت اصلی

ترانه سرا :  عباس محمدی / آهنگسازی و تنظیم کننده : مهدی جهانی

Exclusive Song: Mehdi Jahani – “Delam Majnoone” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

fgh دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

متن آهنگ دلم مجنونه مهدی جهانی

♪♪♫♫♪♪♯

تو همنفس باش و♪
زندگیمی تو♪
این دیوونه میگذرونه♪
با تو رویاشو♪

من آرزوم اینه♫
همیشه باشیم با هم♫
ببین دیوونه من عاشقت شدم♫

ترانه سرا :  عباس محمدی

دلم مجنونه دیوونه♪
محاله بی تو بتونه♪
همین عاشق عاشقونه♪
تا زنده ست از تو میخونه♪

دلم مجنونه دیوونه♫
محاله بی تو بتونه♫
همین عاشق عاشقونه♫
تا زنده ست از تو میخونه♫

هیشکی اندازه من دلش نمیخوادت
اخم نکن که بهت نمیادش
♪♪♫♫♪♪♯فرشته ای آخه♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

♪♪♫♫♪♪♯به تن مرده مون دستاته که زندگی داده♪♪♫♫♪♪♯
علی شبا به عشقت میخوابه
صبحا به عشقت بیداره
چون فرشته ای آخه

هیشکی اندازه من دلش نمیخوادت♫
اخم نکن که بهت نمیادش♫
فرشته ای آخه♫

به تن مرده مون دستاته که زندگی داده♪
مهدی شبا به عشقت میخوابه♪
صبحا به عشقت بیدار♪

من آرزوم اینه♫
همیشه باشیم با هم♫
ببین دیوونه من عاشقت شدم♫

آهنگسازی و تنظیم کننده : مهدی جهانی

دلم مجنونه دیوونه♪
محاله بی تو بتونه♪
همین عاشق عاشقونه♪
تا زنده ست از تو ♪

دلم مجنونه دیوونه♫
محاله بی تو بتونه♫
همین عاشق عاشقونه♫
تا زنده ست از تو میخونه♫

دلم مجنونه دیوونه♪
محاله بی تو بتونه♪
همین عاشق عاشقونه♪
تا زنده ست از تو ♪

♪♪♫♫♪♪♯

مهدی جهانی دلم مجنونه

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

مشاهده ادامه مطلب

بادام دایکندی یا کچالوی بامیان؟ در گفتگو با والی غزنی

والی صایب سلام علیکم. برای خوانندگان ما بیشتر از خودتان بگویید

بلی بسیار خوب! عبدالکریم متین هستم والی سابق پکتیکا و والی برحال غزنی و احتمالن والی آینده یکی از ولایت‌های وردک، بامیان یا دایکندی. تا خدا چه بخواهد!

حرف عجیبی زدید! والی آینده بامیان یا دایکندی؟ چطور ممکن است؟

هیچ کاری در دنیا نیست که نشود. چرا نشود؟ خودم وقتی تصمیم گرفتم والی شوم، والی شدم. به همین راحتی! فقط یک نکته وجود دارد که باید به آن توجه شود. نظم و ترتیب و دقت! ببینید من همین‌طور بدون برنامه والی نشدم. چی کار کردم؟ اول به دکان رفتم و یک نقشه افعانستان خریدم. بعد پکتیکا که یک ولایت جنوب شرقی است را انتخاب کردم؛ چون همه ما می‌دانیم که پیشرفت و ترقی از پایین به بالاست. اگر یک ولایت شمالی را انتخاب می‌کردم دیگر جایی برای بالا رفتن و پیشرفت نبود و همان‌جا متوقف می‌شدم. مثل آقای نور که آخر هم برکنار شد.  بعد از پکتیکا هم والی غزنی شدم که ولایت بالاتر از ما در نقشه بود. بخیر در آینده به سمت ولایت‌های شمالی پیش خواهم رفت.

گفتید والی پکتیکا بودید. چرا از پکتیکا برآمدید؟

من خودم که نبرآمدم. برآمده شدم! چند اظهار نظر شخصی و خصوصی‌ام را درباره شورای امنیت، با رسانه‌ها شریک کردم و آن نامردها به همه گفتند. هرچند منظورم از چیزی که گفتم، چیز دیگری بود، ولی متاسفانه  در رسانه‌ها غلط‌فهمی شد و همان را گفتند. شورای امنیتی‌ها هم از من خفه شدند و مرا برآوردند.

با توجه به این سابقه چطور بلافاصله والی غزنی شدید؟

همان‌طور که گفتم خواستن، توانستن است. البته نمی‌توانم انکار کنم چیزهای دیگری هم بود که نود درصد در والی شدنم تاثیر داشت. ولی آن قدر مهم نیست که من به شما بگویم.

شنیدیم که به تازگی محکمه طالبان به نفع شما رای داده است. واقعن شما به طالبان عریضه کردید؟ چطور یک والی که از طرف دولت مامور می‌شود به محکمه طالبان مراجعه می‌کند؟

چه ربطی دارد؟ شما دچار غلط‌فهمی شده‌اید! آن‌ها هم طبق قانون شریعت قضاوت می‌کنند. این‌که آن‌ها ضد دولت هستند دلیل نمی‌شود کرامت انسانی و علم و فقه آن‌ها را زیر سوال ببریم. اگر از کارهای کسی خوش‌مان نمی‌آید، نباید کل شخصیت‌اش را زیر سوال ببریم.

باز هم به نظر شما اینکه یک والی که از طرف دولت مامور است کارهایش را به نزد مخالفان دولت و حتا دشمن مردم‌اش ببرد کار درستی است؟

واقعیت این است که من خودم هم راضی نبودم این کار شود اما مجبور شدم. وقتی محکمه دولتی علیه من حکم صادر می‌کند، من چی کرده می‌توانم؟ وقتی قاضی دولتی احترام والی را نمی‌داشته باشد و علیه من حکم صادر می‌کند، چه باید کرد؟ شما بگویید! بد نیست بگویند والی غزنی در  محکمه، محکوم شده؟ آن وقت شما روی‌تان می‌شود سرتان را بلند کنید؟ می‌توانید پیش چند خارجی بگویید از افغانستان هستید؟

با این وضعیت و با معتبر دانستن طالبان از طرف شما، مردم غزنی که اخیرن با طالبان در حال جنگ هستند چه باید کنند؟

نظر من این است که جنگ کار خوبی نیست و مردم باید دست از این عادت بد بردارند. کشور ما سال‌هاست که دموکراسی شده است. چرا جنگ؟ چرا خون‌ریزی؟ بیایید همه باهم و برادروار در کنار هم زندگی کنیم. درود بر افغانستان آباد و آزاد.

برنامه‌های آینده شما چیست؟

حس می‌کنم بعد از افشا شدن عریضه من باز هم مردم و رسانه‌ها دچار غلط‌فهمی شده‌اند. برای همین این روزها به این فکر می‌کنم که کدام یک از سه ولایت وردک، بامیان و دایکندی برای من مناسب‌تر است. شنیده‌ام دایکندی بادام‌های خوبی دارد. من خیلی بادام دوست دارم. هرچند بامیان هم کچالو زیاد دارد!

گزنه/ طنز روزنامه راه دلسوخته

فرشته حسینی

مشاهده ادامه مطلب

گیسوی آشفته ی باد


نمایش مشخصات حامی شریبی

همه ی حواس پرتیم
پیراهنی ست
که
هرروز مرا
اشتباه میپوشد
کاش
کمتر در حوالیم
پرسه بزند
این گیسوی
آشفته ی باد
وگرنه
برای ناکامی
فرصت خوبی
خواهم شد
حامی

شاعر:حامی شریبی

مشاهده ادامه مطلب