دانلود کتاب اسپارتاکوس: مجموعه کتاب های طلایی

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

اسپارتاکوس: مجموعه کتاب های طلایی

نمایش در اندازه اصلی

اسپارتاکوس جنگجویی فوق ماهر و برده‌ای بود که علیه روم بپاخاست. اسپارتاکوس رهبری انقلاب ضدبرده‌داری سوم را بر عهده داشت. قیام اسپارتاکوس در سال ۷۳ پیش از میلاد آغاز شد. اسپارتاکوس از اهالی شمال دریای اژه و از مردم تراسی بود. وی در جنگی اسیر ارتش روم شد و سپس به جمع گلادیاتورها پیوست. در رم در مرکز آموزشی گلادیاتورها کار می‌کرد. در پی ظلم و ستمی که بر بردگان در روم باستان وارد می‌شد، اسپارتاکوس دست به قیام گسترده‌ای زد و در راه آزادی بهمراه بردگانی که به او پیوسته بودند، به پیروزی‌هایی نیز دست یافت.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:مورد مشابهی یافت نشد

نسخه ها

حجم: ۱۲ مگابایت

دریافت ها: ۲۷۲۹

تعداد صفحات: ۱۹




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

آدام اسمیت واقعی چطور فکر می‌کرد؟


هولوگرامی با تصویر آدام اسمیت بر اسکناس ۲۰پوندی. عکاس: جیمز دایسون.

هولوگرامی با تصویر آدام اسمیت بر اسکناس ۲۰پوندی. عکاس: جیمز دایسون.

 

پل سگر، ایان — اگر نام یک اقتصاددان تابه‌حال به گوشتان خورده باشد، آن نام احتمالاً آدام اسمیت است. او شناخته‌شده‌ترین اقتصاددان است، و معمولاً از او به عنوان پدر «علم ملال آور» نام می‌برند.

علاوه‌براین، تصویری که معمولاً از او ترسیم می‌شود نه‌تنها یکی از اولین حامیان نظریۀ اقتصاد، که از حامیان ارجحیت بازار بر برنامه‌ریزی دولتی است. به عبارت دیگر، اسمیت حالا هم به‌عنوان پدر علم اقتصاد شناخته می‌شود و هم به‌عنوان یک ایدئولوگ راست سیاسی.

اگرچه این دو ادعا به‌شکلی گسترده مورد پذیرش قرار گرفته، اما در بهترین حالت اشتباهی گمراه‌کننده و در بدترین حالت دروغی تمام‌عیار است.

در شهرت فراگیر اسمیت به‌عنوان یک اقتصاددان می‌توان دست سرنوشت را به‌خوبی دید، چراکه اسمیت بیشتر عمرش را به‌عنوان یک اندیشمند دانشگاهی در عزلت صرف کرده بود. او که استاد فلسفۀ اخلاق دانشگاه گلاسگو بود، در حوزه‌های علم اخلاق، سیاست، فلسفۀ حقوق، و سخنوری تدریس می‌کرد و در اکثر دوران کاری‌اش به‌واسطۀ اولین کتابش، نظریۀ احساسات اخلاقی۱ (۱۷۵۹)، شناخته می‌شد. او را از نظر حرفه‌ای می‌توان یک فیلسوف دانست، به‌خصوص به این خاطر که رشتۀ «اقتصاد» در قرن نوزدهم ظهور کرد، یعنی زمانی که مدت‌ها از مرگ اسمیت می‌گذشت. (اسمیت در جولای ۱۷۹۰ درگذشت، درست وقتی که انقلاب فرانسه در حال اوج‌گیری بود).

البته شهرت اسمیت به‌عنوان اقتصاددان کاملاً مرموز و اسرارآمیز نیست. بدون شک کتاب تحقیقی پیرامون ماهیت و اسباب ثروت ملل (۱۷۷۶) در شکل‌گیری نهایی رشتۀ اقتصاد در قرن بعدی اهمیت فراوانی داشت. اما حتی در همین مورد نیز قضایا آن‌قدر که به نظر می‌رسد ساده و سرراست نیست. ثروت ملل (کتاب ۱۰۰۰ صفحه‌ای ثقیلی که تاریخ، اخلاق، روان‌شناسی و فلسفۀ سیاسی را با در هم می‌آمیزد) شباهت چندانی به نظریۀ اقتصاد فعلی ندارد، نظریه‌ای که غیرتاریخی و به‌شدت ریاضی‌محور است. شناخته‌شده‌ترین کتاب اسمیت را با اغماض می‌توان اثری در حوزۀ اقتصاد سیاسی دانست، حوزه‌ای تحقیقی که روزگاری متداول بود و در نیمۀ دوم قرن بیستم دچار افتی شدید شد.

بااین‌حال دلیل شهرت اسمیت از همان ابتدا از خودِ او فاصله گرفت. ثروت ملل، کمی بعد از انتشار، در پارلمان انگلستان توسط رهبر حزب ویگ، چارلز جیمز فاکس، تجلیل شد. عجیب اینکه فاکس بعدها اعتراف کرد که هیچ‌گاه کتاب را نخوانده است (چند نفر دیگر هم بعد از او با اینکه در صحبت‌هایشان به این کتاب ارجاع داده بودند اعتراف کردند که آن را نخوانده‌اند). حقیقت این است که اسمیت به آن‌هایی که خیلی سریع زبان به تحسین او گشوده بودند بدگمان بود و فکر می‌کرد که استدلال حقیقی اثرش را درک نکرده‌اند. او بعدها ثروت ملل را چنین توصیف کرد: «حمله‌ای بی‌امان … به تمام سیستم تجاری بریتانیای کبیر». باوجوداین معرکه‌گیرهای سیاسیِ پارلمان سعی داشتند با استفاده از نظرات اسمیت همان سیستمی را سر پا نگه دارند که او از آن شاکی بود.

اسمیت از برداشت‌های اولیه از اثرش ناراحت بود، اما اگر زنده می‌ماند از کارکردها و فعالیت‌هایی که بعداً نام او را یدک می‌کشید بسیار بیشتر آزرده‌خاطر می‌شد.

«ثروت ملل» شباهت چندانی به نظریۀ اقتصاد فعلی ندارد، نظریه‌ای که غیرتاریخی و به‌شدت ریاضی‌محور است

سرنوشت او این‌طور رقم خورد که نامش با گرایش سیاسی جناح راست همراه شود که در اوایل دهۀ ۱۹۸۰ غالب شد و تا امروز تأثیر بسیاری بر سیاست و اقتصاد گذاشته است. این روند، که معمولاً با عنوان نئولیبرالیسم از آن یاد می‌شود، بیش از همه با نام‌های رونالد ریگان و مارگارت تاچر عجین است. اما حقیقت این است که این جنبش ریشه‌های فکری عمیقی دارد که به‌ویژه می‌توان در نوشته‌های فردریش هایک و لودویگ فون میزس در اواسط این قرن جست‌وجویشان کرد. بعدها میلتون فریدمن، اقتصاددان مکتب شیکاگو، و کیت جوزف، مشاور سیاسی بریتانیا، در طول دهۀ ۱۹۸۰ از آن دفاع کردند و این دفاع در میان شبکه‌هایی از دانشگاهیان، اتاق‌های فکر، رهبران کسب‌وکار و سیاست‌گذاران مرتبط با انجمن مون پله‌رن۲ نیز ادامه یافت.

نئولیبرال‌ها معمولاً در گفته‌های خود به نام اسمیت متوسل می‌شوند. آن‌ها باور دارند که او یکی از اولین حامیان فعالیت سرمایه‌گذارانۀ خصوصی و بنیان‌گذار جنبشی بوده است که (آن‌طور که تاچر آرزو می‌کرد) به‌دنبال «عقب‌راندن مرزهای فعالیت دولت» بود تا به این ترتیب بازار فرصت شکوفاشدن را داشته باشد. یک مثال از این نگاه وجود اتاق فکری بریتانیایی به نام «انستیتو آدام اسمیت» است که از دهۀ ۱۹۷۰ به‌شدت به دنبال پیش‌برد اصلاحات بازارمحور است. این انستیتو در سال ۲۰۱۶ رسماً به عنوان یک سازمان «نئولیبرال» ثبت شد.

البته که شباهت‌هایی وجود دارد بین سیستمی که آدام اسمیت آن را «سیستم آزادی طبیعی»۳ می‌نامید و درخواست‌هایی که برای بازگذاشتن دست بازار از سوی دولت وجود دارد. اما اگر لایه‌های اولیه را کنار بزنیم آنچه بیش از همه عجیب است تفاوت‌ها میان نگاه ملایم و محتاطانۀ اسمیت به نقش بازارها در یک جامعۀ آزاد، و کاریکاتورهایی است که از او به‌عنوان یک بنیادگرای بازار آزاد ترسیم می‌شد، درحالی‌که چنین مفهومی در زمان حیات او اصلاً وجود نداشته است. اگرچه امروزه کسانی اسمیت را ستایش می‌کنند که به فعالیت سرمایه‌دارانۀ خصوصی‌اعتقاد دارند و دولت را تهدید اصلی در برابر آزادی و رفاه می‌دانند، آدام اسمیت واقعی تصویری بسیار متفاوت از باورهای این افراد را ترسیم کرده است. به زعم اسمیت شدیدترین خطرات نه از دولتی که به‌تنهایی کار می‌کند، بلکه از دولتی بر می‌آید که افراد برجستۀ سوداگر آن را در اختیار گرفته باشند.

اسمیت چارچوب دخالت دولت را در کتاب ثروت ملل «سیستم سوداگری»۴ نام گذاشت. منظور اسمیت از این عبارت شبکه‌ای از انحصارات بود که در مسائل اقتصادی اروپای مدرن اولیه تعیین‌کننده بودند. در آن ترتیبات، شرکت‌های خصوصی با دولت‌ها لابی می‌کردند تا مسیرهای تجاری اختصاصی بدست آورند، یا تنها واردکننده یا صادرکنندۀ کالاها شوند، درحالی‌که گروه‌های مشخص جریان کالاها و اشتغال را درون بازارهای داخلی کنترل می‌کردند.

اسمیت ادامه می‌دهد که درنتیجه مردم عادی مجبور بودند قیمت‌های بیشتر را برای کالاهای نامرغوب بپذیرند، و شغل آن‌ها نیز به لطف و مرحمتِ دارودسته‌های رؤسا وابسته بود. به نظر اسمیت این شرایط در تضادی فاحش با آزادی بود، و ظرفیت هر ملت برای افزایش مجموع ثروتش را محدود می‌کرد. این در حالی بود که سیستمْ سوداگری سوداگرانِ برجسته را منتفع می‌کرد، و آن‌ها به‌شدت به‌دنبال بقای آن بودند. اسمیت بدون هیچ تعارفی بیان می‌کرد که به نظرش این رؤسا بر ضد منافع عموم مردم عمل می‌کنند. آن‌طور که او در ثروت ملل بیان می‌کند: «صحبت‌های طرف‌های مختلف یک تجارت زمانی که حتی برای سرگرمی و تفریح دور هم جمع می‌شوند، درنهایت به دسیسه‌چینی برابر

صلح و ثبات قارۀ اروپا به‌واسطۀ توطئه‌های سوداگران به باد رفت

عموم مردم و یا به‌صورتی به افزایش قیمت‌ها ختم می‌شود».

سوداگران قرن‌ها صرف کرده بودند تا جایگاهشان برای دست‌یابی به مزیت غیرمنصفانه را تضمین کنند. آن‌ها به‌طور خاص دکترین «تعادل تجارت»۵ را ابداع و تبلیغ کرده بودند و موفق شده بودند که آن را در خِرد متعارف آن دوران جا بیندازند. ایدۀ اولیه این بود که ثروت هر ملت تشکیل شده از میزان طلایی است که در اختیار دارد. سوداگران، با پردازش این ایده، ادعا کردند که یک ملت برای ثروتمندشدن باید تا جایی که می‌تواند بیشتر به صادرات پرداخته و کمتر درگیر واردات شود و به این ترتیب هر چه بیشتر به تعادل «مطلوب» دست یابد. بعد از جاانداختن این ایده، آن‌ها در پوشش خدمت به ملت پیشنهاد کردند که با حمایت دولت انحصاراتی را راه بیندازند که جریان ورودی کالاها را حداقل کرده، و جریان خروجی کالاها و موجودی طلا را حداکثر کند. اما آن‌طور که تحلیل طویل اسمیت نشان می‌دهد، این حرف‌ها چیزی جز مشتی مزخرفات نبود: آنچه درواقع نیاز بود ترتیبات باز تجاری بود تا کارایی را به‌طور عمومی افزایش دهد، و ثروت جمعی به‌نفع همگان رشد کند.

اسمیت علاوه‌براین معتقد بود که این سوداگران منشأ چیزی بودند که دوست فیلسوف و تاریخ‌دانش، دیوید هیوم، آن را «حسادت تجارت»۶ می‌نامید. این مفهوم مربوط به شرایطی است که تجارت به‌جای اینکه نقش وسیله‌ای برای «اتحاد و دوستی» بیشتر میان دولت‌ها را ایفا کند، به ابزار جنگ تبدیل می‌شود. سوداگران با تکیه بر لفاظی‌های خاک‌پرستانه، ملی‌گرایی افراطی را شدت بخشیدند و چشم مجامع داخلی را بر این واقعیت بستند که منفعت حقیقی آن‌ها در شکل‌گیری یک رابطۀ تجاری صلح‌آمیز با همسایگانشان نهفته است.

صلح و ثبات قارۀ اروپا به‌واسطۀ توطئه‌های سوداگران به باد رفت، سوداگرانی که مدام در گوش سیاستمداران از جنگیدن برای حفاظت از بازارهای داخلی یا دستیابی به بازارهای خارجی می‌گفتند. بالاخره داشتن انحصارات خصوصی با حمایت نظامی بسیار آسان‌تر از رقابت در بازارهای آزاد و کاهش قیمت و بهبود کیفیت بود. به این ترتیب، سوداگران مدام در حال توطئه برای در اختیارگرفتن دولت بودند، عموم مردم را فریب می‌دادند، و از قدرت سیاسی خود برای افزایش منافع گروهی‌شان بهره می‌بردند.

حقیقت این است که مشهورترین ایدۀ اسمیت (یعنی «دست نامرئی» به‌مثابۀ استعاره‌ای برای تخصیص غیرکنترل‌شدۀ بازار) درست در جایی مطرح می‌شود که در حال حمله به سوداگران برجسته است. این قطعاً درست است که اسمیت به اقدام سیاستمداران برای دخالت در بازار یا دورزدنِ آن بدگمان بود و باور داشت که تلاش آن‌ها برای رسیدن به تخصیص منابعی بهتر از آنچه از طریق بازار ممکن بود بیهوده است، اما در متن ثروت ملل جایی که او ایدۀ دست نامرئی را پیش می‌کشد، منظور دخالت دولت به‌صورت کلی نیست، بلکه اشارۀ او به دخالت دولت به دستور سوداگران برجسته است که به‌دنبال افزایش سود خود به ضرر عموم مردم بودند.

از عجایب تاریخ است که امروزه مشهورترین ایدۀ اسمیت را برای دفاع از بازارهای خالی از مقررات در برابر دخالت دولت استفاده می‌کنند تا به این ترتیب از منافع سرمایه‌داران خصوصی محافظت کنند. این دقیقاً مخالف مقصود اصلی اسمیت بود، که از وضع محدودیت بر اقدامات گروه‌های سوداگر حمایت می‌کرد. او از کارایی قابل توجه بازار سخن می‌گفت، و بیان می‌کرد که اگرچه هر فرد تنها به دنبال نفع خودش است در این شرایط مانند موارد متعدد دیگر

دست نامرئی اولین‌بار نه برای اشاره به مشکل دخالت دولت، بلکه برای اشاره به مشکل دراختیار گرفتن دولت مطرح شد

درنهایت توسط دستی نامرئی به سمتی کشیده می‌شود که با نیت اولیه‌اش متفاوت بود، اما مقصودش از گفتن همۀ این‌ها تمایل به آزادکردن افراد از قید و بندهایی بود که انحصاراتی موجبشان شده بود که سوداگران ایجادش کرده بودند و سعی داشتند از قدرت دولت برای استمرارش استفاده کنند. دست نامرئی اولین‌بار نه برای اشاره به مشکل دخالت دولت، بلکه برای اشاره به مشکل دراختیارگرفتن دولت مطرح شد.

باهمۀاین‌ها، اسمیت نسبت به کنترل تمام‌عیار سوداگران روی سیاست‌های اروپا بدبین بود و بعید می‌دانست که زمانی از این کنترل کاسته شود. بر همین اساس او جایگزین مورد نظرش را «آرمان‌شهری» نامید که شاید هیچ‌گاه رخ ننماید، آرمان‌شهری که در آن بازارهای آزاد ثروت را به دست همۀ اعضای یک جامعه برسانند. البته تاریخ در این مورد ثابت کرد که او تا حدی در اشتباه بوده است: ما امروز در عصر آزادی نسبی بازار قرار داریم. اما هیچ‌کس نمی‌تواند این حقیقت را رد کند که آن توطئۀ سوداگران، و پیوند دولت با آنچه ما قدرت شرکتی می‌نامیم، همچنان ویژگی مهمی از واقعیت سیاسی و اقتصادی دوران ما را شکل می‌دهد.

به هر ترتیب، خصومت اسمیت با سوداگران فاصلۀ بسیاری دارد با دفاع از قهرمان سرمایه‌دار کارآفرین به سبک ریگان، که تنها باید از قید و بندهای دولت رها شود تا ما را به قله‌های رفیع رشد اقتصادی برساند. برعکس، تحلیل اسمیت مبیّن آن است که یک جامعۀ آزاد با اقتصادی بالنده نیازمند برقراری قید و بندهایی در مقابل سرآمدان اقتصادی است تا به این ترتیب شاید دست نامرئی فرصت انجام کار متناقض‌نمای خود را بیابد.

آیا این مطالب به معنی طرفداری اسمیت از چپ سیاسی است؟ خیر، و باید گفت که چنین برداشتی نیز یک خطای فاحش خواهد بود. حقیقت هم پیچیده‌تر و هم جالب‌تر از این است.

اگرچه اسمیت به‌شدت منتقد توطئۀ سوداگران برای پیشبرد منافعشان به ضرر بقیۀ جامعه بود، هیچ شکی نداشت که بازیگران سیاسی نیز نمی‌توانند جای سوداگران خصوصی را به‌عنوان مجرای لازم برای فعالیت اقتصادی بگیرند.

همیشه زمانی که سوداگران اجازه می‌یافتند مانند حاکمان رفتار کنند فاجعه به بار می‌آمد، مانند فاجعه‌ای که کمپانی بریتانیایی هند شرقی در بنگال به وجود آورد. «فقر، قحطی و مرگ‌ومیر» نتیجۀ «استبداد» و «مصیبتی» بود که هند را فرا گرفت، شرایطی که همه محصول «سلطۀ مستبدانه» بر پایۀ زور و بی‌عدالتی بود. اسمیت معتقد بود که سوداگران تحت هیچ شرایطی نباید مسئولیت سیاست را بر عهده بگیرند. توطئه‌های انحصارگرایانۀ آن‌ها «مخرب» خواهد بود برای همۀ کشورهایی «که بختِ بدِ ادارۀ امور توسط سوداگران نصیبشان شده باشد».

گذشته از این، چیزی شبیه برعکسِ این نیز صادق بود: سیاستمداران سوداگران بسیار بدی می‌شوند، و بهتر است به ادارۀ نظام‌مند فعالیت‌های اقتصادی دست نزنند. این موضوع برآمده از مشکلاتی ساختاری است که رهبران سیاسی با آن روبرو هستند، رهبرانی که به باور اسمیت در تبدیل‌شدن به «ماجراجویان در شاخه‌های مرسوم تجارت کمتر به موفقیت دست یافته‌اند»، اگرچه که معمولاً با نیت بهبود شرایط جامعۀ خود دست به این اقدام زده‌اند.

به زعم اسمیت، سیاستمداران هیچ‌گاه نمی‌توانند به خوبیِ مجموع نتیجۀ تبادلاتِ آزادانۀ افراد منابع را تخصیص دهند. به این ترتیب، جایگزین‌کردن شبکۀ گسترده‌ای از خریداران و فروشندگان با هر گونه تصمیم متمرکز کار احمقانه‌ای خواهد بود. این تصمیم متمرکز البته شامل آن شبکه‌هایی نیز می‌شود که سوداگران برجسته حول فعالیت‌های سودآور اقتصادی شکل داده بودند.

در تحلیل نهایی اسمیت، سوداگران بخشی بالقوه مخرب، اما کاملاً ضروری برای کارکرد اقتصادهای

بازگذاشتن بی‌حدوحصر دست کارآفرینان شبیه این است که یک گرگ را مسئول گلۀ گوسفندان کنید

بزرگ‌مقیاس هستند. «علم» حقیقی «دولت‌مردان و قانون‌گذاران» عبارت است از انتخاب بهترین راه برای ادارۀ فعالیت‌های شرورانۀ سوداگران. سیاستمداران کاربلد می‌بایست به تعادلی برسند بین فراهم‌کردن آزادیِ لازم برای افراد برجستۀ اقتصادی به‌منظور فعالیت‌های مشروع تجاری، و اِعمال کنترل بر روی این فعالیت‌ها، زمانی که به وسیله‌ای برای بهره‌کشی تبدیل شوند. به عبارت دیگر، اسمیت اصلاً به دنبال این نبود که باور ما به «کارآفرینان» را تقویت کند، کسانی که نئولیبرالیسم از آن‌ها به عنوان «خالقان ثروتی» یاد می‌کند که در شکوفایی اقتصادی تعیین‌کننده هستند. برعکس، به نظر اسمیت بازگذاشتن بی‌حدوحصر دست کارآفرینان شبیه این است که یک گرگ را مسئول گلۀ گوسفندان کنید.

البته که اسمیت هیچ برنامۀ دقیقی برای رسیدن به تعادل مطلوب بین آزادی تجاری و کنترل سیاسی هشیارانه ارائه نمی‌دهد. در مقابل، تأکید او روی مشکلاتی ضمنی است که در این شرایط جوامع تجاری دچارش می‌شوند.

اسمیت بر این باور بود که بازیگران سیاسی مستعد تأثیرپذیری از «روح سیستم» هستند که این موضوع باعث می‌شود عاشق طرح‌هایی شوند که امیدوارند منجر به اصلاحات سودمند فراگیر شود. معمولاً انگیزۀ پشت این طرح‌ها حقیقتاً بلندنظرانه بوده است: تمایلی راستین به اصلاح جامعه. باوجوداین، مشکل اینجا بود که «روح سیستم»۷ باعث می‌شود افراد نسبت به پیچیدگی‌های تغییر در دنیای واقع بی‌توجه شوند. آن‌طور که اسمیت در نظریۀ احساسات اخلاقی در یکی از تاثیرگذارترین متونش می‌نویسد:

به نظر می‌رسد که [آدمِ سیستم] تصور می‌کند که می‌تواند افراد مختلف در یک جامعۀ بزرگ را آرایش‌بندی کند، درست به همان سادگیِ دستی که مهره‌ها را در صفحۀ شطرنج آرایش می‌دهد. اما او توجه نمی‌کند که مهره‌های شطرنج برای حرکت از هیچ اصلی غیر از آنچه آن دست برایشان تعیین می‌کند پیروی نمی‌کنند؛ در مقابل در صفحۀ بزرگ شطرنج جامعۀ انسانی، هر مهره اصول خاص خود را برای حرکت دارد، اصولی که در مجموع ممکن است به‌کلی متفاوت از اصولی باشد که نظر قانون‌گذاران را جلب می‌کند. اگر مجموع اصول افراد و اصول قانون‌گذاران هم‌جهت باشد، بازیِ جامعۀ انسانی به‌سادگی و هماهنگی پیش خواهد رفت، و به احتمال زیاد به پایانی شاد و موفق ختم خواهد شد. اما اگر این اصولْ متفاوت یا متضاد باشند، نهایت بازی به فاجعه می‌انجامد و جامعه بیشترین مقدار از بی‌نظمی را تجربه خواهد کرد.

نکتۀ مورد نظر اسمیت خیلی ساده دچار سوءبرداشت شده است. آنچه اسمیت می‌گوید در نگاه اول می‌تواند مانند یک دستور کار مدرن راست‌گرایانه بر ضد برنامه‌ریزی دولتی به سبک سوسیالیست‌ها پنداشته شود. اما نکتۀ مورد نظر او به‌مراتب پیچیده‌تر از این است.

نکتۀ مد نظر اسمیت این است که در سیاست هر برنامۀ ازپیش‌تعیین‌شده‌ای خطرناک است، به‌خصوص برنامه‌ای که فرضش بر این است که میلیون‌ها فردی که یک جامعه را تشکیل می‌دهند به‌صورت خودکار از آن پیروی خواهند کرد. این به آن خاطر است که «روح سیستم» با اطمینانی وحی‌گونه به سیاستمداران چنین القا می‌کند که اصلاحاتشان آن‌قدر ضروری و تأییدشده است که هر هزینه‌ای برای دستیابی به آن‌ها ارزشش را دارد.

اما فاصلۀ این نگرش تا نادیده‌گرفتن آسیب شدیدی که یک برنامه در صورت قرارگرفتن در مسیر اشتباه می‌تواند به بار بیاورد به باریکی یک تار موست، به‌خصوص اگر «مهره‌های حاضر روی صفحۀ شطرنج» در جهت مقاومت یا برهم‌زدن یا به شکست‌کشاندن برنامۀ

به زعم اسمیت، شدیدترین خطرات نه از دولتی که به‌تنهایی کار می‌کند، بلکه از دولتی بر می‌آید که افراد برجستۀ سوداگر آن را در اختیار گرفته باشند

سیاستمداران برآیند. این به آن دلیل است که «روح سیستم» الهام‌بخش گونه‌ای از رفتارهاست که در ضرب‌المثل‌های کوته‌فکرانه‌ای مثل «تا خراب نشود، آباد نمی‌شود»۸ می‌توان نمونه‌اش را دید. به عبارت دیگر، آن مخالفان یا کناره‌گیرانِ مزاحم می‌توانند قربانی یک نگاه اخلاقی مطمئن‌به‌خود شوند.

اسمیت نسبت به همۀ برنامه‌های انتزاعی این‌چنینی هشدار می‌داد. شکی نیست که او به دیدۀ شک به راهبردهایی می‌نگریست که منجر به دراختیارگرفتن اساس صنعت یک کشور می‌شد، راهبردهایی که فرض می‌کردند کالاهایی که شهروندان در پنج سال آینده می‌خواهند و نیاز دارند را به‌خوبی می‌دانند و به این ترتیب سعی می‌کردند بازار را از فرآیند تخصیص منابع حذف کنند. اما هم‌زمان به راهبردهای دیگری نیز به دیدۀ شک می‌نگرد که به دنبال خصوصی‌سازی سریع صنایعی است که قبلاً در اختیار دولت بوده و میلیون‌ها شهروند را در معرض آسیب‌های بیکاری و ازبین‌رفتن جوامعشان قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، اگرچه خودِ تاچر از این موضوع باخبر نبود، تغییر شکل رادیکالی که او در دهۀ ۱۹۸۰ در اقتصاد بریتانیا پیاده کرد، مثل راهبردهای صنعتی بالابه‌پایین شوروی، محصول «روح سیستم» بود.

پیام اسمیت فراتر از خطوط حزبی و ایدئولوژیک است و هم برای جناح چپ و هم راست صدق می‌کند. این پیام مربوط به نگرش موهومی است که انواع و اقسام سیاستمداران درگیر آن هستند. اگر این موضوع مورد نظر قرار نگیرد نه‌تنها به ناکارایی و اختلال که می‌تواند به شقاوت و درد و رنج ختم شود. کِی؟ زمانی که بار پیامدهای یک برنامه روی دوش عده‌ای بیفتد که قدرتی برای مقاومت ندارند و چاره‌ای جز تحمل درد و رنج ناشی از آن تصمیمات پیش رویشان نیست. به این ترتیب، آنچه اسمیت از ما می‌خواهد درک این نکته است که سیاست در دنیای واقعی همیشه آن‌قدر پیچیده است که هیچ ایدئولوژی شسته‌رفته‌ای نمی‌تواند از پسِ آن برآید. آنچه سیاستمداران ما نیازمندش هستند قضاوت موشکافانه و بلوغ اخلاقی است، چیزی که هیچ ایدئولوژی یا موضعی خاص در طیف‌های سیاسی انحصارش را در اختیار ندارد.

دوران نگران‌کننده‌ای که ما درونش هستیم باعث شده نتوان به این سادگی باور کرد که قاضیانِ سیاسیِ مسئولیت‌پذیری که اسمیت تجسم کرده، شانسی برای روی کار آمدن داشته باشند. (آیا کسی را در دنیای سیاست غرب می‌توان یافت که این معیار را دارا باشد؟) آنچه احتمالش بیشتر است روی کار آمدن زنان و مردان دیگری است که با برنامه‌های انتزاعی خود رأی دهندگان را فریب می‌دهند و سپس به تحمیل اصلاحات خودخواسته‌شان می‌پردازند، آن هم بدون اینکه ذره‌ای اهمیت برای خواسته‌ها یا تفکرات مهره‌های حاضر در صفحۀ شطرنج جامعه قائل شوند.

اینکه چنین اصلاحاتی برآمده از جناح راست باشد یا چپ درنهایت اهمیت زیادی ندارد. درحالی‌که اقتصادهای غربی همچنان در حال دست‌وپازدن هستند، و فضای سیاسی هر روز قطبی‌تر از گذشته می‌شود، پیامدهایی فاجعه‌آمیز در انتظارمان خواهد بود. اما به هر ترتیب اگر چنین پیامدهایی رخ دهد، قطعاً نمی‌توان اسمیت را ذره‌ای به خاطرش مقصر دانست. برعکس، او تلاش داشت ما را نسبت به خطراتی که امروز با آن‌ها مواجهیم آگاه کند. زمان آن فرارسیده که با دقتی بیش از پیش به گفته‌های آدام اسمیت واقعی گوش فرا دهیم.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را پل سگر نوشته است و در تاریخ ۱۶ ژانویۀ ۲۰۱۸ با عنوان «The real Adam Smith» در وب‌سایت ایان منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ آن را با عنوان «آدام اسمیت واقعی چطور فکر می‌کرد؟» ترجمه و منتشر کرده است.
•• پل سگر (Paul Sagar) مربی دانشکدۀ اقتصاد سیاسی در کالج کینگز لندن است.

[۱] The Theory of Moral Sentiments
[۲] Mont Pelerin Society
[۳] the system of natural liberty
[۴] the mercantile system
[۵] the balance of trade
[۶] jealousy of trade
[۷] spirit of system
[۸] You can’t make an omelette without breaking eggs

مشاهده ادامه مطلب

تهران برای کودکان کار، خشن و پرخطر است – دلسوخته

رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران می‌گوید این شهر برای کودکان، به‌ویژه کودکان کار خشن و پرخطر است.

به گفته الهام فخاری اگر قرار است توسعه‌ و ساماندهی کودکان کار اتفاق بیفتد باید در مقیاس استان باشد. نباید زخمی را پنهان کنیم یا فکر ‌کنیم که مشکلی از سطح شهر برطرف شده است ولی آن آسیب به سمت شهرستان‌های تهران رانده شود.

او با انتقاد از طرح «جمع‌آوری کودکان کار» گفته ما در تدوین برنامه‌های موثر مشکل داریم. مهم این است که از رویه انکار کاستی‌ها، مشکلات و مسئله‌ها دست برداریم و با جامعه‌، خودمان، تاریخ و داشته و نداشته‌هایمان صریح روبرو شویم و تاب و توان دیدن کاستی را افزایش بدهیم.

این عضو شورای شهر تهران گفته باید «شهامت خودبودن» را بهبود داد، این شهامت این نیست که از خود «یک قدرقدرت زیبا» ترسیم کنیم، باید شهامت خودبودن‌ را بهبود بخشیم. شهامت خودبودن این نیست که از خود یک قدرقدرت زیبا ترسیم کنیم، شهامت خودبودن یعنی بخش‌هایی که دچار فقر، مسئله، ناکارآمدی، کودکان کار و خشونت خانگیند را واقعی ببینیم.

او راهکار ایجاد «ایستگاه‌های حمایت و پشتیبانی از کودکان کار» را پیشنهاد داده که بر اساس آن ضرورتی به برخوردهای خشن و جنگ و گریز با کودکان کار نیست و به جای این که پول مردم و امکانات شهرداری صرف برخورد فیزیکی با بچه‌ها شود، صرف حمایت از آنها می‌شود.

در ماه‌های گذشته طرح دستگیری کودکان کار به اجرا درآمد که با انتقاد شدید فعالان حقوق کودک و برخی اعضای شورای شهر تهران روبرو شد. منتقدان این نوع حرکت‌ها را نمایشی و مقطعی می‌دانند که علاوه بر آسیب روانی به کودکان هیچ اثر مثبتی بر زندگی آنها ندارد. با این همه مسئولان فرمانداری تهران همچنان بر «پاکسازی چهره شهر» از کودکان کار اصرار دارند. درهمین حال بسیاری از کودکان زباله‌گرد همچنان برای پیمانکاران شهرداری کار می‌کنند و هیچ برخوردی با این پیمانکاران نشده است.

مشاهده ادامه مطلب

تن و فضای مجازی | روزنامه راه دلسوخته

تا به حال به این فکر کرده‌اید که در برخورد اول با یک شخص چطور توانسته‌اید درباره شخصیت وی حدس‌های داشته باشید؟ این حدس‌های شما چطور شکل گرفته‌اند؟

ما از طریق نشانه‌ها می‌توانیم با هم‌دیگر ارتباط ایجاد کرده و از ماهیت چیزها، درکی حاصل کنیم. شما با دیدن یک شخص چادری‌دار، می‌فهمید که وی یک زن است و یا با دیدن یک شخص یونیفورم‌دار پولیس درمی‌یابید که این شخص پولیس است.

این نشانه‌ها به کمک انسان آمده و می‌تواند از این طریق به چیستی برخی مسایل پاسخ دهد. انسان برای تمایز پیداکردن با دیگری و دادن‌ آگاهی از خود برای دیگری در تلاش پیدا کردن خود است تا از این طریق به شناخت خود و دیگری برسد و هم‌چنین از این طریق در تلاش به‌رسمیت‌شناختن خود از سوی دیگران است که در این راه از نشانه‌ها نیز استفاده می‌کند.

در جامعه‌ پدرسالار که ما در آن زندگی می‌کنیم؛ قیدوبندها و ارزش‌هایی وجود دارند که زنان را به انقیاد می‌کشانند؛ ولی این تلاش و کوشش تمامی ندارد. چون انسانی که خواهان به‌دست‌آوردن خویشتن خویش و ثبوت هستی خویش است آرام نمی‌نشیند.

با پیشرفت تکنالوژی و اطلاعات، انسان در کنار ایجاد ارتباط در فضای واقعی به فضای مجازی نیز دست‌رسی پیدا کرده و همان‌طور که شاهد هستیم، وابستگی به این فضا روزبه‌روز در حال افزایش است.

فضای مجازی به‌خصوص فیسبوک که امروزه تقریبن همه‌ افراد جامعه به آن دسترسی دارند؛ تبدیل به فضای برای متبارزشدن خواسته‌ها و آرزوهای آن‌ها، دور از انقیاد و ارزش‌های جامعه پدرسالار ما شده است. زنانی که تلاش حضور در این فضا را دارند به دو دسته تقسیم می‌شوند. بعضی که جسارت بیشتری دارند از نام و چهره واقعی خویش استفاده کرده و دسته‌ دوم از نام‌های مستعار و چهره و عکس‌های دیگران برای حضور خود استفاده می‌کنند.

این زنان با گذاشتن عکس‌ها، چه به‌صورت مستقیم از تن خویش یا به صورت غیرمستقیم از دستان و پاها و یا چهره از پشت، سعی در به‌جلوه کشیدن تن خویش برای دیگران دارند و همه خویشتن را در ناخن‌های رنگین، چهره‌پوشیده‌شده در آرایش، زینت‌های آویزان فرو‌ریخته و با تنازی – که نمودی از وضعیت زنان در جامعه پدرسالار است- می‌بینند و با این رفتار حضور خود را اعلان می‌دارند که این موجب تقویت شی‌وارگی تن زن در واقعیت اجتماعی است؛ واقعیتی سرشار از خشونت و آزار.

در جامعه‌یی که تن زن در انقیاد است؛ زن نیز در انقیاد تن خویش است و از تن خود برای تمایز یافتن از دیگری استفاده می‌کند و این تن تبدیل به یک ابزار و یک کالایی مصرفی می‌شود؛ ابزاری که از آن می‌تواند استفاده کند تا به هستی خویش که در گرو تن اوست یا به هستی‌یی پی ببرد که جدا از کالایی‌بودن تن وی نیست.

فضای مجازی به‌خصوص فیسبوک نیز نقش محیطی برای عرضه‌ این کالا بازی می‌کند و خواستاران همیشگی این کالا مردان هستند. برای ثبوت این موضوع فقط نیاز است که به پیامک‌ها و لایک‌های پایین عکس‌هایی نگاه بیندازیم که چنین زنانی در فیسبوک می‌گذارند.

این مبادله کالا نه در مقابل پول، بل در مقابل لایک و پیامک بیشتر در پایین عکس صورت می‌گیرد و در این بازار عرضه‌وتقاضا، زنان هرچه بیشتر خود را عیار می‌سازند و سعی در رنگ و لعاب دادن به تن خویش می‌کنند، به همان اندازه لایک و کامنت بیشتر می‌گیرند. با وجود این‌که فضای باز مجازی امکان حضور اندیشه‌ آن‌ها را هرچند که مخالف ارزش‌های جامعه‌ پدرسالار باشد، می‌دهد؛ اما باز هم خویش را در انقیاد تن درک کرده و به شکل متفاوت خود را به نمایش می‌گذارند و با استفاده از نشانه‌های مردانه‌پسند، خود را مطرح می‌کنند که این عمل‌کرد نشانه‌‌ بازتولید کالایی‌بودن تن زن در واقعیت اجتماعی و فضایی مجازی است.

نویسنده: پروین پوران

مشاهده ادامه مطلب

تردید


نمایش مشخصات نسیم فهیمی

نه به آسمان
نه به زمین
نه به آب
نه به خشکی، اعتباری دیگر نیست!
دیگر نه به پرواز دل باید بست
نه به نشستن روی زمین…
تردید اگر نبود…
زمستان
اینگونه تمام نمی

شاعر:نسیم فهیمی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب روزنامه های ایران از آغاز تا سال ۱۳۲۹ ه.ق، ۱۲۸۹ ه‌.ش

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

روزنامه های ایران از آغاز تا سال 1329 ه.ق، 1289 ه‌.ش

باضافات و شرح کامل به همراه تصاویر روزنامه‌ها

از مقدمه کتاب:

روزتامه که آغاز و پیدایش آن به پنج قرن پیش از میلاد مسیح می رسد، نشانه نیاز شدید مردم به ایجاد ارتباط با یکدیگر و داشتن خبر از جریان عادی زندگی و یا اقداماتی بود که از سوی فرمانروایان در اداره امور شهر و کشور انجام می گرفت. شدت این نیاز که نتیجه اش توجه بیشتر به روزنامه و درک اهمیت آن بود از اساسی ترین عواملی است که در توسعه دانش بشر و بیداری مردم نقش موثری داشته است.

روزنامه در ابتدای حیات خود تنها به صورت نامه ای بود که اولین بار در رم نوشته شد. تا مردمی که دور از پایتخت به سر می بردند از وقایع روز و نیز آنچه که در پایتخت می گذشت باخبر سازد…

حق تکثیر: اطلاعات، ۱۳۸۰

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
انتخابات و آزادی
فاشیسم و دیکتاتوری – جلد دوم
کسروی و برخورد فرهنگی شرق و غرب

نسخه ها

حجم: ۷ مگابایت

دریافت ها: ۷۱۱۱

تعداد صفحات: ۴۱۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

نسخۀ صوتی: وقتی واژه‌ها جواب نمی‌دهند، باید مُرد

 


دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴

 

اگر از آریستوفان، طنزپرداز یونانی، می‌پرسیدید سقراط چگونه آدمی است، برایتان فردی را تصویر می‌کرد که چنان از مسائل واقعیِ انسان‌ها دور است که بر «ابرها» راه می‌رود. برای انسان‌های امروزی هم، واژۀ «فیلسوف» تداعی‌کنندۀ لفاظی‌های پرطمطراقی است که جز انتزاعیاتی پوچ چیزی به دیگران نمی‌دهد. واقعاً هم شاید این کلماتِ دهان‌پرکن کاری از پیش نبرند. اما فیلسوف نیز چندان از این ناکارآمدی بی‌خبر نیست، به همین خاطر جانش را کف دست می‌گیرد و به کوچه و بازار می‌آید.

تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از کاستیکا براداتان که پیش از این با عنوانِ «وقتی واژه‌ها جواب نمی‌دهند، باید مُرد»، منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را در اینجا بخوانید.

پیامی که سقراط با سرکشیدن شوکران به ما می‌داد نسبتاً ساده، اما کوبنده، بود: شما باید روح فلسفه‌تان را در بدن بدمید. زیرا اولاً، فلسفه یک فعالیت دانشگاهی نیست، بلکه نوعی عمل است. چیزی نیست که درباره‌اش حرف بزنید، بلکه کاری است که باید انجامش دهید. فلسفیدن به معنای تغییر در نفس خودتان است، به معنای کار کردن بر روی خود است، گویا مُشتی مادۀ خامید که باید شکل خاصی به خود بگیرید. فلسفه تولید محض دانش نیست.

فایل صوتی نوشتار «وقتی واژه‌ها جواب نمی‌دهند، باید مُرد» را گوش کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

شرایط اقتصادی به آن بدی که مردم فکر می‌کنند، نیست – دلسوخته

معاون اول رئیس‌ دولت در مصاحبه با نشریه فایننشیال تایمز گفته شرایط اقتصادی اکنون به آن بدی که مردم فکر می‌کنند، نیست. درک آنها از اوضاع بد اقتصادی می‌تواند تحت تاثیر تبلیغات گسترده برخی افراط‌گراها قرار گرفته باشد.

اسحاق جهانگیری گفته اگر مردم بخواهند مشکلات خود را از طریق حضور درخیابان حل کنند، ما قطعا نگران می‌شویم. او در ادامه این را هم اضافه کرده که «کسانیکه درک درستی از جمهوری اسلامی دارند، بر انعطاف بالای آن در برخورد ما با مردم آگاه‌اند.»

او درباره اعتراض‌های یک ماه گذشته به حجاب اجباری هم گفته دقیقا مشخص نیست که اکثریت مردم ایران چه می‌خواهند. اما بیشتر از ۶۰ درصد از مردم ایران معتقدند که می‌توانند خواسته‌های خود را از راه اصلاحات به دست آورند.

جهانگیری مخالفان دولت را به ایجاد کاشتن «بذر بدبینی درباره اصلاحات» را در دل مردم متهم کرده و اضافه کرده آنها به این موضوع توجه نداشته‌اند که چنین اقداماتی «باعث اخلال در کل سیستم» می‌شود. او همچنین به مخالفان دولت هشدار داده که شاید بتوانند موجی ایجاد کنند اما «قطعا کسی نخواهند بود که به آن خاتمه می‌دهند.»

معاون اول رئیس دولت رابطه‌اش با رهبر ایران را «خوب» توصیف کرده اما اضافه کرده از زمان انتخابات ریاست‌جمهوری تا امروز با رهبری دیداری نداشته است. جهانگیری گفته در زمان انتخابات «قدری تندوری» کرده و امیدوار است به زودی به دیدار رهبر برود.

او درباره حضور سپاه پاسداران در اقتصاد ایران هم گفته توانایی‌های سپاه پاسداران در تجارت نباید باعث اختلال برای بخش خصوصی شود. چیزی که ما نسبت به آن حساسیت داریم آن است که بخش خصوصی باید بازیگر اصلی در اقتصاد ایران باشد.

به گفته جهانگیری واقعیت این است که درصد فساد در ایران بالا است و واقعیت بدتر آن که به دلیل نبود اقتصاد باز و شفاف در ایران تاکنون این فسادها در برخی بخش‌ها سیستماتیک شده است.

جهانگیری در حالی وضعیت اقتصادی را به آن بدی که مردم فکر می‌کنند، نمی‌داند که بر اساس آمار رسمی و به گفته رئیس کمیته امداد بین ۱۶تا ۲۰میلیون نفر در ایران در فقر مطلق زندگی می‌کنند. در چهار ساله اول دولت حسن روحانی تعداد خانوارهای مستاجر زیر خط فقر از دو و نیم میلیون خانوار به سه میلیون و ۲۰۰هزار خانوار رسیده است. معاون توسعه روستایی و مناطق محروم نهاد ریاست جمهوری فقر و بی‌عدالتی در روستاهای ایران را «اسفبار» توصیف کرده است.

مهاجرت به دلیل خشکسالی و بیکاری، حاشیه‌نشینی ۲۰میلیون نفر، فساد گسترده و سیستماتیک، بی‌عدالتی اجتماعی و قضایی و عواملی از این دست جامعه ایران را به بحران‌های متعددی مواجه کرده است. دی ماه امسال اعتراضات گسترده و سراسری در ایران به این وضعیت برگزار شد که با وجود ادعای جهانگیری درباره «انعطاف جمهوری اسلامی» حداقل ۲۵کشته برجای گذاشت. بر اساس یک نظرسنجی دولتی پس از این اعتراضات، ۷۵درصد مردم از وضعیت کشور ناراضی‌اند.

مشاهده ادامه مطلب

دلسوخته : نسرین حسینی شیرازی

سلام بر شاعر توانمند و گرانقدر نسرین بانو حسینی
درونمایه عارفانه این اثر و غزل کم بدیل نشان از بازتاب تمام عیار اندیشه زلال و سر شوریده و صلابت شاعر گرانمایه ان دارد.

بیت به بیت این اثر ارزشمند که مظهر ژرف اندیشی و بصیرت سراینده آن است هر یک به تنهایی گفتمانی درخور تامل را میطلبد.اما تنها به بخشی از آن میپردازم.وباقی با دیگر دوستان.

دوستان مشتاق این سبک سروده ها با یک بار خواندن آن به گونه ای بایسته به ژرفا و پستوی ذهن و اندیشه شاعر پی نخواهند برد مگر اینکه درنگ و بازخوانی نمایند.

ظاهر شعر در نگاه اول ملموس و در قرائت و یا قرائت های بعدی ، هر بار پیوند با معنویت آن بیشتر نمایان و به جذابیت و ارزش سروده و نگاه و توان سراینده معناگرای آن نیز بیشتر پی خواهیم برد.

بنده به نوبه خود و به احترام این اثر و خالق آن تمام قد ایستاده و ضمن تشکر ادای احترام مینمایم.

مع الوصف و با تاکید بر مطالب فوق الذکر ، از نسرین بانو حسینی اجازه میخواهم نکاتی را در چند بیت زیر مختصرا ابراز دارم :

چنان در دل ریا دارم که از شیطان حیا دارم
چگونه روح بی مقدار به حشر کبریا دارم

مطلع شعر ایراد محتوایی دارد زیراکه روح انسان هدیه الهی است و بی مقدار دانستن آن ولو به سهو کاملا نقض غرض است.
و مصرع :
چگونه (جسم ) بی مقدار به (عرش) کبریا دارم
میتواند گویاتر باشد..

کجا شد آب حیوان تا نمایم غسل تعمیدی
منزه گر شود دل قبله ای از نو بنا دارم

آب حیوان همان آب حیات است که ضرورتا ، از آن برای غسل تعمید استفاده نمی گردد و مقوله خاص خودرا دارد اما استفاده شاعر از آن در این بیت به شرط تغییرِ مصرع دوم به :
“منزه گر شوم ، دل قبله ای از نو بنا دارم”
شرط لازم است.

طبیبان جمله تن را کمتراز خاشاک پندارند
درونت قبله کن نسرین که برجانت ھلا دارم

و اما بیت پایانی نیز به نظرم :
طبیبان جمله ” این تن ” را کم از خاشاک پندارند،
درونت قبله کن “نسرین” که جانی مبتلا دارم

مشکل طبیبان با تن را (که اشاره ی تلویحی به “تن ها” یعنی جمع
” تن ” نیز دارد را حل نموده و مصرع پایانی پیشنهادی نیز در همین راستا جوابگوی مناسبی میتواند باشد.
با دروووود و احترامی دیگر و با پوزش از سراینده گرانقدر و تمام عزیزان فرهیخته بابت جسارت و طولانی شدن .

( و فقط اظهار نظر بود و بس )
یا حق.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب آخرین پیکار

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

آخرین پیکار

نمایش در اندازه اصلی

دکتر شین پرتو با نام اصلی علی شیرازپور پرتو (زاده ۲ دی ۱۲۸۶ کنگاور – درگذشته ۱۳۷۶) شاعر، نویسنده و زبان‌شناس معاصر ایرانی بود که در آثار خود به رد بدی‌ها و پلیدی‌ها می‌پرداخت و زندگی را ستایش می‌نمود. وی پدر مازیار پرتو (کارگردان و مدیر فیلمبرداری)، و پدر بزرگ ویشکا آسایش (بازیگر و طراح صحنه) بود. شین پرتو بعضی داستان‌های تاریخی را به نثری شاعرانه نوشته. کارهای او را آن زمان، نوعی غزل منثور می‌دانستند. صادق هدایت دوست نزدیک وی بوده و حتی به دعوت دکتر پرتو است که به هندوستان می‌رود و در آنجا مدت مدیدی میهمان خانواده وی می‌ماند. صادق هدایت انیران را با همکاری علوی و شین پرتو نوشته است. کتاب آخرین پیکار وی شامل ۱۴ داستان کوتاه میباشد.

حق تکثیر: انتشارات مزدا – ۱۳۵۴ – تهران

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
آشیانه عقاب
رودخانه بی بازگشت
۴ داستان کوتاه (فریاد خاموش،ویروس زندگی،تابستان یخی،اینجا کجاست؟)

نسخه ها

حجم: ۵ مگابایت

دریافت ها: ۲۸۴۲

تعداد صفحات: ۲۵




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب