مادر


نمایش مشخصات مرتضی دوره گرد(هیوا)

میان کوچه های سرد مدینه !
عجب درد و غمی دارد یتیمی!
غم و درد ندیده روی مادر!
غم و درد غریبی و یتیمی!
مرتضی دوره

شاعر:مرتضی دوره گرد(هیوا)

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب هشت رساله در بیان احوال زنان از ۱۰۰۰ تا ۱۳۱۳ ه.ق

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

هشت رساله در بیان احوال زنان از 1000 تا 1313 ه.ق

این کتاب، مجموعه هشت رساله یا متن مستقل در بیان احوال زنان، در فاصله سال های ۱۰۰۰ تا ۱۳۱۳ ه. ق است. نخستین متن در دوره صفویه و آخرین متن در دوره «ناصرالدین شاه قاجار» نوشته شده است. این هشت نوشته به لحاظ موضوعی در سه زیر گروه طبقه بندی شده اند: متون ارشادی- تعلیمی، مکر زنان و متون تعلیمی اندرزی جدید. گروه اول، یعنی متون ارشادی – تعلیمی، زنان را به اجرای احکام و اعمال شرعی توصیه می کنند. گروه دوم، ادبیات مکر زنان است که در ادبیات کهن فارسی پیشینه ای دراز دارد و خاستگاه آن در پرده ای از ابهام است. گروه سوم، متونی تعلیمی – اندرزی است با مضمونی جدید در آموزش آداب معاشرت به زنان.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
انتقال به مدرنیته
مارک یا تکامل جوامع دهقانی
بازشناخت اراده عمومی

نسخه ها

حجم: ۵ مگابایت

دریافت ها: ۳۸۶۴

تعداد صفحات: ۳۶۹




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی مادرانه

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی مادرانه

همراه ما باشید با آهنگ جدید و شنیدنی از خواننده علی لهراسبی به مناسب شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

شعر : روزبه بمانی / آهنگسازی : فواد غفاری / تنظیم کننده : هومن نامداری

Download New Song BY :Ali Lohrasbi | Madarane With Text And Direct Links In UpMusic

Ali Lohrasbi Madarane دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی مادرانه

متن آهنگ مادرانه علی لهراسبی

♪♪♫♫♪♪♯

من تو زمینو آسمون کاری ندارم غیر از به پای اعقاد تو نشستن
پهلو گرفتن سمت تو راه نجاته سمت تو که پهلوتو اونجوری شکستن
هرچی از تو گفتن و گفتیم هر روز یک قطره از میراث دریای تو بوده

♪ آهنگسازی : فواد غفاری ♪♯
هر بوته یاسی که بیرون اومد از خاک از بوسه دنیا به پاهای تو بوده
رفتار تو شرح یه دنیا عاشقانه اونم برای بهترین مرد زمانه
آخه مگه میشه تو آغوش پدرم انقدر رفتار یه دختر مادرانه

UpMusicTag دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی مادرانه
شاید اگر لب باز میگردی یه شکوه صبرت برای دشمنت کینه نمیشد
چشمت حریص مال این دنیا اگه بود مهرت یه ظرف آب و آینه نمیشد
مظلومیت عین رسالت میشه وقتی تنهاترین مظلوم عالم باشه مردت
از بعد تو هرجا که یک در باز میشه تو سینه ی کل جهان میپیچه دردت

♪ شعر : روزبه بمانی ♪♯
فتار تو شرح یه دنیا عاشقانه اونم برای بهترین مرد زمانه
آخه مگه میشه تو آغوش پدرم انقدر رفتار یه دختر مادرانه
شاید اگر لب باز میگردی یه شکوه صبرت برای دشمنت کینه نمیشد
چشمت حریص مال این دنیا اگه بود مهرت یه ظرف آب و آینه نمیشد

♪♪♫♫♪♪♯

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی مادرانه

مشاهده ادامه مطلب

منابع درمانی تامین اجتماعی در آستانه تاراج قرار گرفته است – دلسوخته

عضو کارفرمایی شورای عالی کار در واکنش به تصمیم مجلس برای انتقال منابع درمانی سازمان تامین اجتماعی به خزانه دولت این کار را «اقدامی غیرمردمی» دانسته و گفته اعضای کارگری و کارفرمایی شورای عالی کار به نشانه اعتراض جلسه تعیین  سال ۹۷ را نیمه‌کاره رها کرده‌اند.

ماجرا از آنجا شروع شد که ماه گذشته در جریان بررسی لایحه بودجه سال ۹۷، اعضای کمیسیون تلفیق مجلس با پیشنهاد انتقال منابع درمانی سازمان تامین اجتماعی به خزانه دولت موافقت کردند، پیشنهادی که از همان ابتدا فعالان صنفی کارگری و کارشناسان تامین اجتماعی گنجانده شدن آن را نتیجه نفوذ مدیران وزارت بهداشت بر جو عمومی مجلس می‌دانستند.

از زمانی که طرح تحول نظام سلامت به عنوان یکی از برنامه‌های کلیدی دولت یازدهم به اجرا درآمد، وزارت بهداشت تعرفه‌های خدمات پزشکی را به‌صورت سرسام‌آوری افزایش داده است و از آنجا که پشتوانه اصلی مالی اجرای این طرح چیزی غیر از منابع مالی صندوق‌های درمانی بیمه‌های اجتماعی نیست، در سه سال گذشته این صندوق‌ها تحت فشار مالی شدیدی قرار گرفته‌اند.

در این میان مدیران وزارت بهداشت به منظور آنچه که سرعت‌بخشیدن به روند اجرای طرح تحول نظام سلامت نامیده شده است، بارها مدیریت دولتی سازمان تامین اجتماعی را تحت فشار قرار دادند تا منابع درمانی این سازمان را در اختیار پیشبرد اهداف این طرح قرار دهند اما هربار مخالفت گروه کارگری و کارشناسان تامین اجتماعی مانع از انجام این کار شد.

نیمه کاره رها شدن مذاکرات مزدی از این جهت حائز اهمیت است که کمتر از یک ماه تا شروع سال جدید باقی نمانده و باید در این فاصله زمانی تکلیف افزایش دستمزدهای سال جدید در جلسات شورای عالی کار مشخص شود.

اصغر آهنی‌ها، عضو کارفرمایی شورای عالی کار گفته باوجود هشدارهای قبلی گروه‌های کارگری کارفرمایی و کارشناسان بیمه‌های اجتماعی، نمایندگان مجلس در اقدامی غیرمردمی استقلال مالی و اداری سازمان تامین اجتماعی را نقض کردند و در راستای تامین منویات مدیران وزارت بهداشت با انتقال منابع درمانی سازمان تامین اجتماعی به خزانه دولت موافقت کردند.

به گفته آهنی‌ها نمایندگان ادوار مجلس سال‌هاست که زمینه هزینه شدن منابع این سازمان در امور غیرضروری را فراهم کرده‌اند و به سهم خود باعث شده‌اند تا دولت‌ها به یکی از بزرگترین بدهکار سازمان تامین اجتماعی بدل شوند.

او همچنین اضافه کرده همین حالا اجرای نادرست طرح تحول نظام سلامت و انحراف مدیران وزارت بهداشت از اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده یکی از انتقادات جدی جامعه کارگری و کارفرمایی از دولت است. همه می‌دانیم که در نتیجه اجرای گزینشی طرح تحول نظام سلامت منابع مالی صندوق درمان سازمان تامین در آستانه تاراج رفتن قرار گرفته است.

به گفته او انتظار از مجلس این بود که جلوی سوءاستفاده برخی از پزشکان را بگیرند، اجرای سلیقه‌ای طرح تحول نظام سلامت باعث افزایش خدمات درمانی القایی و غیرضروری مراکز بیمارستانی شده است، تعرفه برخی خدمات پزشکی به ناحق تا ۴۳۰ درصد گرانتر شده و طبیعی است که این وضع آینده سازمان تامین اجتماعی را با مشکل روبرو کند.

مشاهده ادامه مطلب

همه رنگ می‌فروشند! | روزنامه راه دلسوخته

رنگ عوض‌کردن سیاست‌مداران در تاریخ معاصر ما به یک رویه معمول تبدیل شده است. این بازیگران خوب یاد گرفته‌اند که در هر زمان چگونه با فریب افکار عمومی باعث ماندگاری خویش بر اریکۀ ‌قدرت شوند و به‌رنگی در بیایند و با کاربرد سخنان کلیشه‌یی به‌منافع نامشروع خویش برسند.

شکست امپراطوری‌های شرق و غرب، جهاد و مجاهدت، نکوهش ورود ارتش سرخ و بزرگداشت از بیرون‌شدن ارتش سرخ و همه از آن حرف‌های دهن‌پرکنی‌ست که سال‌ها سرزبان‌هاست. ورود و خروج ارتش سرخ به افغانستان بازیی بود که تنها قربانی‌اش مردم افغانستان بود. ورود و خروج ارتش بریتانیا همچنان. هرچند معامله‌گران بسیاری در این میان توانستند از این نمد برای خودشان کلاهی بسازند، اما برای مردم هیچ سودی نداشت؛ از این‌رو افتخار به‌چیزی که دستاوردی برای ما نداشته و فقط یک عدۀ اندک به ثروت و قدرت رسیدند، کاری‌ست بیهوده.

جریان‌های سیاسی بعد از خروج نیروهای ارتش سرخ از افغانستان همگی براساس منافع شخصی بوده‌اند، نه برای قوم خاصی. در واقع رهبران هر گروه و قوم، تنها به این می‌اندیشیدند که منافع شخصی خودشان را چگونه تامین کنند. در این میان پشتون، تاجیک، هزاره و … هم مطرح نبود؛ بل فقط شخص مطرح بود و منافع خانوادگی و تنظیمی.

رنگ عوض‌کردن رهبران جهادی سه دهه است که به یک رویه معمول تبدیل شده است. تا زمانی‌که این‌ها بر اریکه‌قدرت تکیه دارند نه منافع مردم در خطر می‌افتد و نه هم در اقتدار مرکزی مشکلی دیده می‌شود؛ اما زمانی‌که احساس خطر می‌کنند و یا از اریکۀ ‌قدرت به‌زیر کشیده می‌شوند، در این حالت هم اقتدار مرکزی قومی می‌شود و هم منافع مردم به خطر می‌افتد و هم دولت فاسد و پلید جلوه می‌کند.

ضعف حافظۀ ‌تاریخی مردم و رهبران، مشکل لاینحل تاریخ معاصر است و تا زمانی‌که این معضل حل نشود مشکل افغانستان هم حل نمی‌شود. در حال حاضر دو رخداد را می‌توان عامل بحران دولت دانست: ۱. برکناری عطامحمد نور و ۲. توزیع شناس‌نامه جدید. با توجه به دو عامل مزبور آنچه در این بحث‌ها تا هنوز برای مردم روشن نیست جایگاه قانونی بحث‌های یادشده است.

امروزه فرآیند قانون‌گریزی در افغانستان به یک امر معمول و متداول تبدیل شده است. یعنی هرقدرت‌مداری قانون را از دید خود تعبیر و تفسیر می‌کند. فضای ملتهب کنونی نیز به‌‌همین موضوع برمی‌گردد. کم‌بودی در نهادینگی قانون و تفسیرهای شخصی از قانون در این کشور ریشه در سیر تاریخی‌اش دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. آثار این میراث بد تاریخی، حتا در دوران معاصر نیز بسیار برجسته است و هرازگاهی قانون‌شکنی در سه قوه دولت (مقننه، اجراییه و قضاییه) نیز دیده می‌شود. آن‌هم برای منافع شخصی و گروه خاص؛ متاسفانه نهادی هم نیست که به این مساله رسیدگی کند.

برگردیم به موضوع اصلی (حرف‌های کلیشه‌یی و میراث‌داران جهاد). عده‌یی که خود را میراث‌خوار دایم دوران جهاد می‌دانند -دورانی که حتا به‌یک دهه هم نرسید- همواره بر حرف‌های کلیشه‌یی و دهن‌پرکن جهاد تکیه کرده‌اند و سه دهه است که بر طبل قدرت‌طلبی و جنگ می‌کوبند؛ در حالی‌که همه می‌دانند، برای آنان نه اصل جهاد مهم بود و نه هم مردم. این‌ها همواره از بیرونی‌ها دستور می‌گرفتند؛ نه ایدیالوژی، نه دین، نه مردم و نه هم سرزمین برای‌شان مهم بود. هنگ وابستگی بر پیشانی همه این‌ها چنان مهر شده که تا ابد پاک‌شدنی نیست. همه می‌دانیم که امپراطور شرق را امریکا و هم‌پیمانانش شکست داد، نه آنانی که خویش را مجاهد می‌خوانند. در حقیقت افغانستان دلسوخته مبارزه این دو ابرقدرت بود و بس؛ اما فقط این موضوع فرصتی شد برای عده‌یی سوء‌استفاده‌جو که خود را میراث‌خوار همیشگی جهاد بخوانند و بر پشت مردم تازیانه جهل را به نام جهاد و شریعت بزنند. بنابراین، برای چه ما مردم باید به چیزی افتخار کنیم که در آن نقشی و سودی نداشته‌ایم.

ظهور و سقوط طالبان هم که سرنخ‌هایش در خارج بود. زمانی هم که حاکمیت در مدت اندکی به‌دست مجاهدان افتاد، دیدیم که از هیچ جنایتی بر مردم دریغ نکردند. با وجود آن همه جنایت، همان‌ها امروز باز هم بر این مردم حکومت می‌کنند و خیال حکومت مادام‌العمری را در سر می‌پرورانند و هرازگاهی خواب‌هایی هم می‌بینند و بعد حنجره برای دفاع از مردم پاره می‌کنند.

تاریخ افغانستان بعد از کودتای هفت ثور به یک کلیشه‌ (نواری که مدام و خودکار از اول به آخر می‌رسد و دوباره تکرار می‌شود) تبدیل شده است، یعنی سراسر تاریخ جریان‌های چپ و راست همانند نواری بود که تکرار می‌شد، هرچند این‌ها در ظاهر برای حمایت از مردم پا به‌دلسوخته گذاشتند اما همه آن‌ها مردم را قربانی کردند و این روند همچنان ادامه دارد.

در حال حاضر امیدی هم وجود دارد که شاید اقتدار دولت مرکزی در راستای منافع مردم عمل کند تا مردم اعتنا به حرف‌های کلیشه‌یی میراث‌خواران مجاهد‌نما نکنند و جایگاه واقعی خویش را بیابند.

دولت اگر می‌خواهد با مشکلات موجود مبارزه کند و افراد خودسر را از سر راه خود بردارد چاره‌یی ندارد جز بازگشت به مردم. دولت باید برای حفظ اقتدارش مطابق به قانون حق مردم را برای‌شان بدهد. در دولت فعلی این اراد وجود دارد و می‌توان امیدوار بود که دولت موفق به عملی ساختن آن شود. موانع (نیروی اصطکاک) که دولت با آن‌ها (چه خارج از بدنه و چه در بدنه) با آن‌ها روبه‌روست تنها با دلسوخته‌دادن به مردم می‌تواند از میان برود.

روند شکل‌گیری قدرت دولت و ملت زمانی محقق می‌شود که در این راستا دولت قدم اول را بردارد. بالاخره سرفصل تاریخ جدید افغانستان بدون میراث‌خوارانی که صرف حرف‌های دهن‌پرکن و کلیشه‌یی بلدند باید پایان یابد. آنانی که سال‌ها سخنان پر از تزویر و یاوه را تحویل مردم داده‌اند باید بدانند که زمان آن سر رسیده است و مردم دیگر به سخنان کلیشه‌وار میراث‌‌داران جنگ که خودشان را وارثان جهاد می‌خوانند توجه نمی‌کنند.

دولت باید در باره توزیع تدکره‌های الکترونیکی و عطامحمد نور قاطعانه برخورد کند و با استفاده از پشتوانه خارجی که دارد و ایجاد پشتوانه مردمی، به عملی‌ساختن این طرح‌ها دست یازد. دولت باید مطابق قانون جایگاه هرشخص و گروه را مشخص کند و اجازه ندهد که افراد بنابر سلایق و منافع شخصی خویش پای منافع مردم را به میان بکشند.

محمدعلی عباسی افغان

مشاهده ادامه مطلب

شکل انار می کشم


نمایش مشخصات سیده مریم جعفری

شکل انار می کشم
قصه غبار می کشم
ماه مرو ز عشق من
با تو کنار می کشم
از غزلی سروده خوان
شعر نزار می کشم
دلهره ام فزون شده
با تو دمار می کشم
هفته به هفته از دلی
شعر و سه تار می کشم
روز ز شب

شاعر:سیده مریم جعفری

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب عروسی قو

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

عروسی قو

بازنویسی: بیژن نامجو

روزی روزگاری در گوشه ای از این دنیای بزرگ پسر جوانی بود به نام جک.جک پسر حاکم آن سرزمین بود.او روزهابه شکار می رفت و در جنگل و کوه و دشت سوار بر اسب این طرف و آن طرف می گشت…

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
شیرهای بغداد (۲ از ۲)
هدیه لحاف دوز
تارامیس قهرمان

نسخه ها

حجم: ۹۷۱ کیلوبایت

دریافت ها: ۹۷۸

تعداد صفحات: ۱۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

تنها خانه کارگران، «سندیکا» است که ندارند – دلسوخته

فرشاد اسماعیلی، کارشناس حقوق کار و تأمین اجتماعی، در نشست حقوق کارگری که در «خانه اندیشمندان علوم انسانی» برگزار شد، به نقد تشکل‌های کارگری  قانونی موجود  پرداخت و با  غیرمستقل و وابسته‌خواندن این تشکل‌ها و نداشتن ویژگی‌های سندیکای مستقل مطابق معیارهای سازمان بین‌المللی کار، بر نقش سندیکاهای مستقل کارگری در احیای حقوق کارگری تاکید کرد.

فرشاد اسماعیلی، کارشناس حقوق کار و تأمین اجتماعی، در نشست حقوق کارگری که در «خانه اندیشمندان علوم انسانی» برگزار شد، به نقد تشکل‌های کارگری  قانونی موجود  پرداخت و با  غیرمستقل و وابسته‌خواندن این تشکل‌ها و نداشتن ویژگی‌های سندیکای مستقل مطابق معیارهای سازمان بین‌المللی کار، بر نقش سندیکاهای مستقل کارگری در احیای حقوق کارگری تاکید کرد. او با نقد ساختاری و قانونی تشکل‌های سه‌گانه موجود یعنی «شوراهای اسلامی کار»، «انجمن های صنفی کاری»، «نمایندگان کارگری» به دفاع از «حق سندیکایی» برای کارگران پرداخت و فعالان کارگری رسمی را دعوت به حمایت از فعالیت‌های سندیکای کارگران هفت تپه و سندیکای کارگران واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سایر فعالان کارگری سندیکایی کرد.

اسماعیلی درشرح چگونگی شکل‌گیری سندیکاها گفت: مسیری که حقوق کار در ابتدا طی کرده است، ذیل حقوق خصوصی فی‌مابین کارفرما و کارگر بوده است. به این معنا که رابطه حقوقی آنها درحقوق خصوصی ذیل حقوق مدنی و «آزادی قراردادها»  قرار گرفت و بنیاد فلسفی این قراردادها همان آزادی فردی بود. برای تغییر این مسیر مبارزات کارگری بسیاری رخ داد تا فاصله‌ بین تضاد کار و سرمایه  کم شود. درتاریخ مبارزات کارگری ایران از همان ابتدا و در در تاریخ مبارزات کارگران  در انگلیس، دستاوردهایی مانند کاهش کار روزانه، حق بیمه اجتماعی، ممنوعیت کارکودک و غیره مدیون نقش آفرینی سندیکاهای و اتحادیه های مستقل کارگری است. در مسیر انتقال حقوق کار از ذیل گفتمان «حقوق خصوصی» به «حقوق عمومی» سندیکاها مهم‌ترین نقش انتقالی را ایفا کردند.

شرایط عضویت در شورای اسلامی کار علاوه بر شرایط کلی اعتقادی مانند التزام به  مبانی اسلام و غیره این است که صلاحیت افراد برای کاندید شدن باید به تأیید نمایندگان وزارت کار، نمایندگان وزراتخانه مربوطه و نماینده منتخب مجمع کارکنان برسد. که این خود به معنای حضور عنصر مداخله‌گر  است.

او ادامه داد: وقتی حرف از سندیکا می‌شود، بایستی تعریفی از سندیکا ارائه شود و نمی‌توان در کلیات حرف زد. تاکید ما برای تعریف سندیکای مستقل تاکید بر معیارها و سنجه‌هایی است که در مقاوله نامه‌های ۸۷ و۹۸  سازمان بین‌المللی کار وجود دارد. در این مقاوله نامه‌ها به حق سازمان‌یابی کارگری و داشتن سندیکا برای کارگران اشاره شده است. معیارها  را به طورخلاصه چنین دسته بندی کرد:

۱-سندیکاها باید  بدون اجازه شکل بگیرند.

۲-اساسنامه سندیکاها باید آزادانه تدوین شود.

۳-فارغ از دخالت‌های مستقیم وغیرمستقیم دولت باید اداره شوند.

۴-هیچ‌کس حق منحل و تعطیلی سندیکاها را ندارد.

۵-سندیکاها باید بدون نظارت کارفرما اداره شود.

به عبارتی آزادی درتاسیس ، آزادی در فعالیت، آزادی در عضویت، رأی دادن، انتخاب شدن، آزادی در  تعیین نام و  مهمتر از همه آزادی در انحلال سندیکا از ویژگی‌های مهم یک سندیکای مستقل است.

سیاست‌زدایی ازتشکل های کارگری، مطابق مشی نئولیبرالیستی

اسماعیلی با نئولیبرالیستی خواندن مشی وضعیت اقتصادی شرایط کار در ایران و جهان گفت: قانون کار ایران در ماده ۳۱ بیان می‌کند که کارگران یک واحد تنها می‌توانند در یکی از سه مورد شوراهای اسلامی کار، انجمن‌های صنفی کار و نمایندگان کارگری عضویت داشته باشند. این سه مورد در سطح کارگاهی‌ند. در سطح استانی همین تشکل ها تبدیل به  کانون‌های هماهنگی شورای صنفی، کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار و مجمع نمایندگان می‌شوند و در سطح کشوری کانون‌های عالی می‌شوند.

او در ادامه اضافه کرد: امروز در وضعیت تشکل‌ها عناوین مشابه و غلط‌ انداز زیاد داریم که هیچکدام یک تشکل مستقل کارگری نیستند. در سال۱۳۶۳ قبل از تصویب قانون کار، قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار تصویب شد. در ماده یک آن هدف از تشکیل شوراهای اسلامی  تأمین قسط اسلامی، همکاری در تأمین برنامه‌ها و هماهنگی در پیشرفت امور واحدهای تولیدی بیان شده است. به عبارتی در ماده یک هدف از تشکیل شوراهای اسلامی کار «مدیریت و ایجاد هماهنگی» است. چرا که  شورای اسلامی کار ماهیت حقوقی‌اش مبتنی بر اصل۱۰۴است و نه اصل ۲۶ قانون اساسی.  یعنی از اصل ریش‌سفیدی در کارگاه‌ها نه از اصل حق آزادی تشکیلات. بنابر این پیامی که از این ماده به ما می‌رسد این است که  هدف از تشکیل شورای اسلامی کار، سازمان‌یابی کارگران نیست.

اسماعیلی با بیان اینکه در قانون کار ۱۳۶۹ عنصر مداخله‌گری مانع از استقلال شوراهای عالی کار می‌شود، ادامه داد: شرایط عضویت در شورای اسلامی کار علاوه بر شرایط کلی اعتقادی مانند التزام به  مبانی اسلام و غیره این است که صلاحیت افراد برای کاندید شدن باید به تأیید نمایندگان وزارت کار، نمایندگان وزراتخانه مربوطه و نماینده منتخب مجمع کارکنان برسد. که این خود به معنای حضور عنصر مداخله‌گر  است. ماده ۳ قانون تشکیل شوراها  اشاره می‌کند که انتخابات این شورا زیر نظر وزارت کار است. درباره انحلال این تشکل هم  ماده چهار همین قانون اشاره می‌کند که هیاتی مرکب از سه نفر از نمایندگان مدیران واحدی منطقه، سه نفر ازاعضای شورا و یک نماینده از وزارت کار در انحلال شورا باید حضور داشته باشد که این خود به مثابه دخالت است. درباره سلب عضویت همان هیات ماده ۲۲ اظهار نظر می کند.

دل‌سپردن به جلسات دستمزد بی‌فایده است

او ادامه داد: هر کارگاهی حق تشکیل این شورا را ندارد و هر کارگری امکان حضور در آنها را ندارد. بر خلاف سندیکا، شورای اسلامی کار آزادی درتاسیس، عضویت، رأی دادن، انتخاب شدن، تعیین نام و انحلال را ندارد. به همین علت نمی‌توان آنها را مستقل دانست و تشکل‌های وابسته هستند.

ما باید قبول کنیم که سال‌هاست ما و  کارگران ما در وضعیت اقتصادی نئولیبرال قرار گرفته‌اند. نئولیبرالیسم  یک اصطلاح دستمالی شده‌ و کلیشه ای و  بی‌معنا نیست. این اقتصاد ویژگی‌های مشخصی  دارد  که در آن نمی‌توان وضعیت کارگر و فرودستان را بهبود بخشید.

اسماعیلی در ادامه اضافه کرد: ما باید قبول کنیم که سال‌هاست ما و  کارگران ما در وضعیت اقتصادی نئولیبرال قرار گرفته‌اند. نئولیبرالیسم  یک اصطلاح دستمالی شده‌ و کلیشه ای و  بی‌معنا نیست. این اقتصاد ویژگی‌های مشخصی  دارد  که در آن نمی‌توان وضعیت کارگر و فرودستان را بهبود بخشید. و این ویژگی ها در شرایط کار ایران نفوذ کرده است.  ویژگی آن «خصوصی‌سازی» است که نتایج آن را درهپکو، آذرآب و پارسیلون وآونگان و غیره  می‌توان دید. ویژگی آن «مقررات‌زدایی» است که در لایحه  اصلاح موادی از  قانون کار  می توان به خوبی مشاهده کرد. ویژگی دیگر «ارزان‌سازی» است که از طریق کارورزی و پایین آوردن سطح  آستانه دستمزدها پیاده شده است. ویژگی دیگر «کالایی سازی» است که در طرح پرستاران بیمارستانی و فروش دانش و برنامه‌هایی که برای بانک کردن دانشگاه ها ریخته شده است، قابل مشاهده است. خب، در این وضعیت نئولیبرالیستی دل سپردن به جلسات سالانه دستمزد در شوراهای عالی کار توسط نمایندگانی که به صورت ساختاری پشتوانه کارگری عظیم، جدی و دموکراتی نداردند، نتایج اساسی نخواهد داشت.

خانه‌ کارگر، متولی قلابی فعالیت‌های کارگری

اسماعیلی با تاکید بر نقش سندیکاها گفت: بر فرض ما سالانه تکان چند درصدی هم در میزان دستمزدها داشته‌ باشیم، این تکان‌های کوچک تکان اساسی در زندگی و معیشت کارگر و قشر فرودست ایجاد نمی‌کند. مثال می‌زنم: کارگران درآمریکای دهه ۳۰ وضعیت رفاهی مطلوبی داشتند. چرا؟ چون از روزولت پرسیدند بیکاری بحرانی شده است چه کنیم؟ گفت: استخدام کنید.  «روزولت» در مواجه با بحران بیکاری پیشنهاد استخدام به کابینه دولت  داد.  اما پشت این پیشنهاد حضور احزاب سوسیالیست و سندیکاهای کارگری قوی بود.  هزینه‌اش را بخش خصوصی داد و پشتوانه شجاعت این طرح احزاب و سندیکاهای کارگری بودند. ما در ایران هیچ کدام از این دو ضلع را نداریم.  نه حزب کارگری مستقل نه سندیکای کارگری مستقل. تا زمانی که این دو ضلع تقویت نشوند، با دل‌بستن به بسته‌های اشتغالی و چانه‌زنی‌ها در شوراهای عالی دستمزد که نتیجه‌اش رشد های  قطره‌چکانی و معوق ماندن‌های طولانی و انباشت عقب‌ماندگی در همه حوزه ها نه حتی دستمزد است، به جایی نخواهیم رسید. یادمان نرود که بحران وال‌استریتی که اینقدر مسئولان هم به آن نقد دارند، نتیجه همین اقتصاد نئولیبرالیستی است. برای دچار نشدن به بحران وال‌استریت باید از احزاب و اتحادیه‌های مستقل کارگری حمایت شود. الان چند سال است که خانه کارگر متولی قلابی فعالیت‌های کارگری در ایران است؟ این قلابی یعنی طبق قانون به دلایل متعدد قانونی نه ویژگی‌های تشکل کارگری مستقل را دارند، نه کنفدراسیون را و نه اتحادیه را و نه از اساس دموکرات اداره می‌شوند.

اسماعیلی گفت: هم در شوراهای عالی کار و هم درانجمن‌های صنفی دخالت شورای نظارت و مراجع ذی‌صلاح وجود دارد. با این حال در حال حاضر انجمن‌های صنفی به دلیل اساسنامه و شرایط عضویت نسبت به شورای‌های عالی کار شرایط دموکراتیک‌تری دارند. مشارکت کارگران در انتخابات این شوراهای اسلامی کار هم ضعیف بوده است. طبق مستندات در پژوهش دکتر محمد مالجو، ۷۰ درصد کارگران کارگاه‌های استان تهران هرگز در انتخابات شورای اسلامی کار شرکت نکرده بودند. در آن سال، ۱۲درصد فقط یک‌بار شرکت کرده بودند و هشت درصد بیش از دوبار. این وضعیت مشارکت در شورای اسلامی کار است؛ اما با این حال تعداد کارگاه‌های شوراهای اسلامی  کار به مراتب بیشتر از کارگاه‌های انجمن‌های صنفی است. این مهم دلایل ساختاری و قانونی دارد اما بحث این است موانع پیش روی انجمن‌های صنفی که تشکل کارگری دموکرات‌تری است، بیشتر است.

هم در شوراهای عالی کار و هم درانجمن‌های صنفی دخالت شورای نظارت و مراجع ذی‌صلاح وجود دارد. با این حال در حال حاضر انجمن‌های صنفی به دلیل اساسنامه و شرایط عضویت نسبت به شورای‌های عالی کار شرایط دموکراتیک‌تری دارند.

اسماعیلی درباره شکل‌گیری خانه کارگر گفت: خانه کارگر تغییر نام یافته‌ سازمان مرکزی کارگران ایران در سال ۱۳۴۶ است. بسیاری همان زمان  این شائبه را داشتند که سازمان مرکزی کارگران ایران توسط ساواک حمایت می‌شود. به هرحال،  خانه کارگر آمد که جایگزین کنفدراسیون سراسری شود که در قانون کار ۱۳۳۷ بود. در اوایل انقلاب وزیر کار دولت موقت آقای «فروهر» بودند. اختلاف زوایایی در این میان بوده است. حزب جمهوری اسلامی، شاخه‌ای به عنوان شاخه‌ کارگری حزب جمهوری اسلامی به راه انداخت و بعد از انحلال حزب جمهوری اسلامی در سال ۷۰، آن شاخه‌ کارگری به‌عنوان حزب از وزارت کشور مجوز فعالیت گرفت و در سال‌های مختلف همواره با شورای اسلامی کار هم‌موضع بوده است. رئیس و دبیر اجرایی تشکل خانه کارگر هم در هر استان، مسئول شورای اسلامی کار در آن استان است. خانه کارگر با وجود این تاریخچه، اساس‌نامه‌ای دارد که در آن می‌خواهد خودش را به عنوان یک اتحادیه مستقل جا بیندازد؛ اما در آن اساس‌نامه بحثی از چانه‌زنی با کارفرمایان و سازمان‌دهی اعتصابات نیست. اهداف آن  خیلی کلی است و سازوکاری برای تشکل‌یابی وجود ندارد. اساس‌نامه تناقضات زیادی دارد. و جواز های آن از نظر حقوقی مبهم است.

جایی از این تشکل به عنوان کنفدراسیون یاد می‌شود، چون وابستگی به قانون ۱۳۳۷ دارد و جایی در بحث مربوط به انحلال، به قانون فعالیت احزاب و گروه‌ها اشاره می‌شود و این تشکل ذیل قانون احزاب تعریف می‌شود. از طرفی  تشکل در قانون کار فعلی ما هم هیچ جایگاهی ندارد. جایگاه اتحادیه در تشکیلات این تشکل عنوان شده اما معلوم نیست جواز حقوقی این اتحادیه از کجا می‌آید. اتحادیه‌ای که در این اساس‌نامه آمده، جایی پایین‌تر از شورای مرکزی و کنگره دارد. اتحادیه‌های مختلفی هم که الان می‌بینیم، به نوعی همین اتحادیه‌ای هستند که در اساس‌نامه‌ خانه کارگر آمده است. در حالی که ساختار تشکیلاتشان ابهام دارد. از سال ۵۸ تا به‌ حال اعضای شورای مرکزی سه نفر ثابت بوده‌اند. دبیر کل فعلی هم ۲۶سال است تغییر نکرده است.

خانه کارگر اساس‌نامه‌ای دارد که در آن می‌خواهد خودش را به عنوان یک اتحادیه مستقل جا بیندازد؛ اما در آن اساس‌نامه بحثی از چانه‌زنی با کارفرمایان و سازمان‌دهی اعتصابات نیست. اهداف آن  خیلی کلی است و سازوکاری برای تشکل‌یابی وجود ندارد. اساس‌نامه تناقضات زیادی دارد و جواز های آن از نظر حقوقی مبهم است.

او ادامه داد: اگر بحث آزادی سندیکایی است، تعیین عنوان حقی است که برای انجمن‌های صنفی اعمال نمی‌شود. در تبصره ۹ ماده ۱۳ در آیین‌نامه حضور، نظارت و تأیید نماینده‌های وزارت کار در مجمع‌های عمومی انجمن‌های صنفی کار الزامی شده است. بنابراین آن استقلال لازم را از جهت سندیکا بودن ندارند. درباره نمایندگان کارگری آیین‌نامه‌ای در سال ۸۷ تصویب شد که در آن داشتن تابعیت ایرانی، شرط شرکت در رای‌گیری است و این حق رأی را از خیل عظیمی از کارگران خارجی به ویژه افغانستانی‌ها، سلب می‌کند. جالب است که حتی مدیران عامل واحدها و قائم مقام‌های مدیران عامل هم می‌توانند به‌عنوان نماینده کارگری در کارگاه حضور داشته باشند. این اتفاق در مقطعی در هفت‌تپه رخ داده است و از اعضای مدیریت کارخانه نماینده کارگری بوده‌اند.

تفکیک صنفی از سیاسی یک تفکیک جعلی است

اسماعیلی برای تغییر ساختار موجود حوزه حقوق کارگری، پیشنهاد حمایت از سندیکاها و احزاب کارگری مستقل را مطرح کرد و گفت: این دو الان وجود ندارند. حداقل سازمانی نیستند و خیلی فردی و مقطعی و موقت هستند. من پیشنهادم این است که بیاییم از این دو ساختار هم به صورت سازمانی، حمایت صورت بگیرد. «گفتگوی اجتماعی» چرا بر سر این موارد صورت نمی گیرد؟ سازوکار اجرایی اش چیست؟ این است که به سراغ مقاوله‌نامه‌های «ILO» برویم. دو تا از این مقاوله‌نامه‌ها ۸۷ و ۹۸ هستند. اولی در مورد آزادی انجمن و حفاظت از حق سازمان‌یابی جمعی است و دومی حق سازمان‌یابی و چانه‌زنی جمعی. ما به این دو مقاوله‌نامه نپیوسته‌اییم،  در این رابطه بیانیه‌ای است به اسم بیانیه اصول و حقوق بنیادین کار که در ILO مصوب شده و در آن همه کشورها را ملزم کرده که هشت مقاوله‌نامه بنیادین را حتی اگر عضو هم نیستند و ملحق به آن مقاوله‌نامه‌ها نشده‌اند، به‌عنوان اصول و حقوق بنیادین کار رعایت و اجرا کنند. درواقع از سال ۱۳۵۷ تابه‌حال فقط به سه مقاوله‌نامه پیوستیم. از هشت مقاوله‌نامه بنیادین، به پنج مقاوله‌نامه پیوستیم و از این پنج مورد فقط یک مورد حاکمیتی است و چهار مورد دیگر مسائل فنی حقوق کار است.

فرشاد اسماعیلی در پایان گفت: تفکیک بیبن فعالیت صنفی و سیاسی سندیکا تفکیکی فیک و جعلی است.  پیش از این اعتصابات کارگری داشته‌ایم، چه قبل از انقلاب، چه بعد از انقلاب. هم فعالیت صنفی داشته اند و هم سیاسی. قانون کار سابق حتی اجازه قانونی این سیاسی کاری سندیکا را داده بود. در هفت تپه مثلا رویکرد صنفی و غیرسیاسی این بود که فیلم در اعتصابات نگیرید و همه گوشی‌ها خاموش باشد. آن رویکرد موجب اخراج خیلی از کارگران و برخوردهای نظامی امنیتی با اکثریت آنها در بی‌خبری عمومی شد. در موارد اعتصابات اخیر نگاه سیاسی وجود داشت که باید فیلم گرفته شود و رسانه‌ای شود. حتی زنان که قبلا حضور نداشتند، به صحنه آمدند. همین باعث شد که طبق برآوردها با هیچ کدام از نیروهای سندیکاها و اعتصابات نتوانستند برخوردی کنند و اعتصابات باعث تغییر مدیریت یا افزایش دستمزد یا پرداخت معوقه‌ها شد؛ در حالی که با نگاه صنفی گذشته هیچ کدام از این دستاوردها وجود نداشت.

مشاهده ادامه مطلب

مرکزگریزی؛ تهدیدی برای حاکمیت و منافع ملی

روز شنبه ۲۸‌دلو ریاست عمومی ارگان‌های محلی اعلام کرد که والی‌های شش ولایت تبدیل شدند. انور خان اسحاق‌زي، والی بادغيس به‌حيث والی ولايت لوگر به‌عوض حليم فدايی، داكتر شاه‌جهان، والی قبلی فراه به‌حيث والی ميدان‌وردك به‌عوض حندی‌گل زمانی، عبدالجبار نعيمی، والی لغمان به‌حيث والی كندز به عوض اسدالله عمرخيل، عبداللطيف ابراهيمي، به‌حيث والی سمنگان به‌عوض عبدالكريم خدام، محمدآصف ننگ، والی پيشين فراه به‌حيث والی لغمان به‌عوض عبدالجبار نعيمی و محمدشفيق اسدالله سعيد به‌حيث والی ارزگان به‌عوض محمدنذير خروتی.

در این میان عبدالكريم خدام (والی پیشین ولایت سمنگان و یکی از والیان برکنارشده) گفته است که از مقامش کناره‌گیری نمی‌کند. این در حالی‌ست که به‌جای خدام، عبداللطیف ابراهیمی به‌حیث والی جدید سمنگان معرفی شده است.

تبدیلی شش والی بر اساس پیشنهاد اداره ارگان‌های محل با منظوری رییس‌جمهور صورت گرفته است، اما خدام (یکی از اعضای رهبری حزب جمعیت) روز یک‌شنبه در نشست خبریی گفته که او منتظر فیصلۀ حزب جمعیت اسلامی و مردم ترکمن است و پیش از آن از پست ولایت سمنگان کنار نخواهد رفت. خدام منظوری ریاست جمهوری را غیرعادلانه و غیر منصفانه خوانده است.

این درحالی‌ست که عطامحمد نور که حدود دوماه پیش بر اساس حکم رییس‌جمهور از سمت ولایت بلخ برکنار شد و به‌جایش انجنیر داوود معرفی گردید، تا اکنون از سمتش کنار نرفته و همچنان مقاومت می‌کند. ‌نور حکومت مرکزی را متهم به قوم‌گرایی می‌کند و تهدید به حرکت‌های نافرمانی مدنی.

صلاح‌الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه کشور و رییس حزب جمعیت اسلامی هم در صفحه فیسبوک خود گفته که خواست مردم ترکمن و بزرگان سمنگان برای آن‌ها (حزب جمعیت) مهم است و حزب جمعیت به‌زودی در این باره اعلام موقف می‌کند.

افغانستان شاید تنها کشوری‌ست که مسوولان دست اول واحد‌های اداری‌اش، با حکم صریح رییس‌جمهورشان مخالفت و سرپیچی می‌کنند.

جای تردید نیست که حکومت وحدت ملی بر اساس یک توافق سیاسی و مبتنی بر انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۳‌ پدید آمد. می‌توان گفت که با شرایط پیش‌آمدۀ سیاسی پس از انتخابات گذشته ریاست جمهوری، راه دیگری وجود نداشت و تنها راه که افغانستان را از یک بحران فراگیر و جدی سیاسی نجات می‌داد، تشکیل حکومت وحدت ملی بود.

این راه تنها صلاح مردم افغانستان نه که جهان هم از این طرح حمایت کرد؛ اما در مذکرات تشکیل حکومت وحدت ملی تمام طرف‌های سیاسی، نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان، کشور‌های حامی و کشور‌های منطقه، این حکومت را به‌رسمیت شناختند و بر بنیاد همان طرح بود که محمداشرف غنی به‌عنوان رییس‌جمهور افغانستان شناخته شد و پست ریاست اجرایی نیز بر اساس نیاز سیاسی ایجاد و همه آن را پذیرفتند.

در جزییات توافق‌نامه سیاسی نیز آمده که تنها عبدالله عبدالله به عنوان شریک رهبری قدرت و کسی که در انتخابات ریاست جمهوری به‌عنوان یکی از کاندیدان پیشتاز -که به دور دوم انتخابات راه یافته بود- با رییس‌جمهور غنی طرف است و در عزل‌ونصب پست‌های سیاسی وزارت‌خانه‌ها، ولایت‌ها، سفارت‌خانه‌ها و نهادهای ارشد حکومتی حق رای و یا وتو دارد.

صلاحیت‌های رییس‌جمهور نیز در قانون اساسی افغانستان مشخص شده است. بر این اساس تنها تعیین وزیران نیاز به رای اعتماد مجلس دارد؛ در حالی‌که عزل و نصب والی‌ها، سفارتخانه‌ها و سایر ماموران ارشد ملکی و نظامی کشور از صلاحیت‌های رییس‌جمهور است و او می‌تواند مطابق به صلاح‌دید خود و مملکت، این افراد را عزل‌ونصب کند.

این در حالی‌ست که در دو مورد اخیر برکناری والی بلخ و سمنگان، داکتر عبدالله به‌عنوان شریک رهبری سیاسی و طرف توافق‌نامه سیاسی حکومت وحدت ملی حرفی ندارد و موافق هم است، اما سرپیچی و مرکزگریزی والی‌های بلخ و سمنگان از حکم صریح رییس‌جمهور، جز نقض قانون و زورگویی هیچ مبنای قانونی نمی‌تواند داشته باشد.

در این زورگویی‌ها صلاح‌الدین ربانی نیز دستی‌کم از عطامحمد نور و عبدالکریم خدام ندارد؛ زیرا او پیش از اینکه رییس حزب جمعیت باشد، هم‌اکنون در کرسی وزارت خارجه کشور تکیه زده است. سرپرست وزارت ‌خارجه و یک مامور ارشد حکومت افغانستان است؛ از این‌رو حق هیچ‌گونه مساعی با سرپیچی از قانون را ندارد.

شکی نیست که عبدالله کاندیدای حزب جمعیت بود و به‌نمایندگی از جمعیت به‌قدرت رسید، ولی وی رییس اجرایی یک مملکت است نه رییس اجرایی حزب جمعیت. به‌عبدالله تنها حزب جمعیت رای نداده است؛ بل بخش بزرگی از مردم افغانستان به وی رای داده‌اند.

اگر فرض را بر این بگیریم که عبدالله تنها از رای حزب جمعیت به قدرت راه یافته است، باز عبدالله هم رییس اجرایی اکثریت رای‌دهنده و هم رییس اجرایی اقلیت رای‌دهنده است. او نمی‌تواند خلاف مصالح مملکت و بر حسب ‌سلیقه و منافع افراد کار کند.

رد حکم رییس‌جمهور توسط والی‌های بلخ و سمنگان هیچ مبنای قانونی ندارد و سرپیچی محض از قانون است. حالا اگر مذاکره‌یی در کار است باید با داکتر عبدالله صورت گیرد و داکتر عبدالله باید از مجرای قانون به مساله رسیدگی کند، در صورتی‌که سران حزب جمعیت عبدالله را نیز به‌عنوان نماینده خود قبول ندارند و از این ناحیه مذاکره‌یی در کار نیست، باید با چنین افراد بر مبنای قانون، با جدیت تمام برخورد شود.

در شرایطی که امنیت کشور دچار شکنندگی است، چندین انتخابات مهم در یک سال دیگر پیش‌رو است و مردم با چالش‌های متعدد درگیرند، نباید حکومت در این باره بی‌اعتنا باشد، به‌خصوص حالا که بحث‌های بغاوت‌گری و سرپیچی از قانون در دلسوخته سیاست ناسالم افغانستان مد شده است.

خطر جدی این است که در این کشور اختلاس‌های زیاد صورت گرفته است؛ از ریخت‌و‌پاش‌های وافر کمک‌های جهانی گرفته تا عواید سالیانه ملی. سرمایه‌های کلان گرد‌آمدۀ ماموران ارشد حکومتی در ۱۷‌سال گذشته نشان از استفاده‌های غیر قانونی آنان دارد.

هرگاه با برکناری ماموران ارشد حکومتی که راه این درآمد‌های غیر قانونی بسته می‌شود و یا هم دارایی‌های غیر شفاف این افراد با خطر قانونی مواجه می‌گردد، این افراد به بهانه‌های قومی، زبانی و سمتی تصمیم به سرپیچی از حکومت مرکزی می‌گیرند. بنابراین چه ضرورت است که دستگاه مرکزی حکومت با تسامح و تساهل تن به مذاکرات غیر ضروری و غیر مفید بدهد؟

اگر چنین ادامه یابد همه این شگرد را استفاده خواهند کرد و آنگاه دولت و جغرافیای افغانستان به جزیره‌های قدرت مبدل خواهد شد و منافع ملی، حاکمیت ملی و امنیت ملی به باد خواهد رفت.

نباید حکومت مرکزی برای اداره امور مملکت‌داری راهی را برود که به تطمیع و معامله ختم می‌شود. چنین راهی نتیجۀ چندان در پی ندارد و سبب درد‌سر و چالش‌های بیشتر می‌‌گردد.

باید با افراد خاطی، مطابق قانون و نیز صلاح کنونی کشور، جدی برخورد شود، در غیر آن اصلاحات در حکومت‌داری با خطر جدی مواجه خواهد شد.

سید امین بهراد/ روزنامه‌‌گار

مشاهده ادامه مطلب

وسوسه خیالت!


نمایش مشخصات ابراهیم شهیدی

و باز دام خیالت پهن شده
و باز وسوسه ای، مرا در دامت گرفتار کرده
و در این اسارت وَ دست و پای در بند
عذابم خیال آسوده و بی خبر توست!
۳۰ بهمن ۱۳۹۶
۱۹ فوریه

شاعر:ابراهیم شهیدی

مشاهده ادامه مطلب