دانلود آهنگ مهرزاد امیرخانی جونم

دانلود آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی جونم

هم اکنون دانلود کنید و لذت ببرید از آهنگ جونم با صدای مهرزاد امیرخانی و کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸

شعر :  مهرزاد امیرخانی

Exclusive Song: Mehrzad Amirkhani – “Joonam” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

SDG دانلود آهنگ مهرزاد امیرخانی جونم

متن آهنگ جونم مهرزاد امیرخانی

♪♪♫♫♪♪♯

بدون بیا پیش من بهم بگو میشه من به همه بگم که تویی تو دل آتیش من
♪♪♫♫♪♪♯ جونم جون به اون چشاتو آخ چقدر باحالی چقدر همه چی باحاله با تو ♪♪♫♫♪♪♯
جونم دیوونه آخه کی میدونه کلی ادا اصول یواشکی بینمونه

UpMusicTag دانلود آهنگ مهرزاد امیرخانی جونم

♪♪♫♫♪♪♯

برودی…

مهرزاد امیرخانی جونم

منبع ( source ) : دانلود آهنگ مهرزاد امیرخانی جونم

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ سالار عقیلی یازده ستاره

دانلود آهنگ جدید سالار عقیلی یازده ستاره

امشب آپ موزیک برای شما کاربران ترانه یازده ستاره با صدای سالار عقیلی با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر : احسان افشاری / آهنگسازی و تنظیم کننده : بابک زرین

Exclusive Song: Salar Aghili – “11 Setareh” With Text And Direct Links In UpMusic

Salar Aghili 11 Setareh دانلود آهنگ سالار عقیلی یازده ستاره

متن آهنگ یازده ستاره سالار عقیلی

♪♪♫♫♪♪♯

ای جان و ای جانان من ای عشق جاویدان من نامت طنین انداز شد ایران من ایران من
♪♪♫♫♪♪♯ تاریخ از روز ازل شعری که میخواند تویی آن سوی برد و باخت ها نامی که میماند تویی ♪♪♫♫♪♪♯
♪♪♫♫♪♪♯ ایران با تو هم پیمان شدن زیباست عشق نو در سینه پرجاست با تو فردا شکل یک رویاست ♪♪♫♫♪♪♯
ایران ای صدای سرخ آزادی عاشقی را یاد ما دادی با تو هستم در غم و شادی

UpMusicTag دانلود آهنگ سالار عقیلی یازده ستاره

باید که در هیاهو گل کرد چون سیاوش ققنوس میتوان شد در شعله های آتش
در پیچ و تاب طوفان دریای سربلندیم از موج ها بپرسید با صخره چند چندیم

♪شعر : احسان افشاری♪
♪♪♫♫♪♪♯ بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره در صحنه میدرخشیم با یازده ستاره ♪♪♫♫♪♪♯
♪♪♫♫♪♪♯ ایران با تو هم پیمان شدن زیباست عشق نو در سینه پرجاست با تو فردا شکل یک رویاست ♪♪♫♫♪♪♯
ایران ای صدای سرخ آزادی عاشقی را یاد ما دادی با تو هستم در غم و شادی
ایران

♪♪♫♫♪♪♯

سالار عقیلی یازده ستاره

منبع ( source ) : دانلود آهنگ سالار عقیلی یازده ستاره

مشاهده ادامه مطلب

انسان چیست؟ انبوهی از دیوانگی، با اندکی عقل

عکس: کریستوفر اندرسون.

 

کاستیکا براداتان، نیویورک تایمز — راوی ناشناس یادداشت‌های زیرزمینی۱ فئودور داستایفسکی، می‌گوید: «مثلاً در آن روزهای طلایی که شما می‌گویید، اگر جنتلمنی پیدا شد و با وجود آن همه سعادت و زندگی عقلایی همگانی، دست‌ها را به کمر زده قیافۀ مسخره‌ای به خود گرفت و درآمد که ’حاضران محترم، خوب، حالا که چی؟ آیا وقت آن نیست که این عقل و منطق شما را با نوک پا از سر راه کنار بزنیم و همۀ این لگاریتم‌نویسی‌ها و حساب‌های منفور و منحوس را به جهنم بفرستیم و تا بتوانیم مثل سابق از تمایلات دیوانه‌وار خود پیروی کنیم و همان‌طور که زندگی می‌کردیم، زندگی کنیم؟‘ اگر چنین جنتلمنی پیدا شد، من که به‌هیچ‌وجه تعجب نمی‌کنم، زیرا بشر فطرتاً ناسپاس است و قدر دنیای طلایی‌ای را که برای او تهیه دیده‌اید نمی‌داند. تازه، کار این آقای جنتلمن آن‌قدرها هم زشت نیست؛ فقط کمی نیشدار و زننده و ناخوشایند است. زشت‌تر از آن این است که این آقای جنتلمن شاید -نخیر، چه می‌گویم، حتماً و قطعاً- موافقانی پیدا خواهد کرد. خوب، بشر را چنین آفریده‌اند».۲

مطمئناً ژرف‌اندیشی‌های قهرمان داستایفسکی، در روزگار ما بجا و مناسب به نظر می‌رسد، نه‌تنها به این دلیل که دونالد ترامپ به کاخ سفید راه یافته، بلکه به‌دلیل احساسات و سیاست‌های پوپولیستی درحال‌ظهور در سایر بخش‌های جهان. به‌رغم لحن تمسخرآمیز و سرخوشانۀ مرد زیرزمینی، نکته‌سنجی‌های او معانی جدی‌تر و ژرف‌تری دارند. چون درنهایت آنچه او در اینجا به ما می‌گوید داستان جهالتی تاریخی و مصیبت‌بار است.

مدت‌هاست که در غرب دربارۀ چیستی معنای انسان، تحت پیش‌فرض‌های فرهنگی خاص، عمل می‌کنیم: اینکه محرک انسان‌ها پی‌جویی عقلانیِ سعادت است و اینکه آنان -باز هم به‌نحو عقلانی- بهترین‌ها و چیزهایی را برمی‌گزینند که در رفاه فردی و جمعی آنان دخیل است. تاحدودی، در نتیجۀ میراث روشنگری، به این فرض رسیده‌ایم که تاریخ به‌سوی فهم و احترام و تساهل و پذیرش متقابل و کامل‌تر در حال پیشرفت است و این‌که تعصب، بیگانه‌هراسی، نابردباری و نژادپرستی به حکم «ضرورتی تاریخی» محکوم به فناست، چون هگل به

اگر بناست سرمایه‌داری مدرنْ موفق از آب درآید، دلیل آن از اساس شدیداً به درکی کاملاً عقلانی از سوژۀ انسانی متکی است

ما آموخته (و ما به‌ندرت با این آموزگار بر سر چالش بوده‌ایم) که تاریخْ چیزی نیست جز بروز و ظهور تدریجی عقلانیت در جهان.

این فرضیات، که به‌نحوی از انحا در جریان اصلی فلسفه منعکس شده، بر آن بوده که سازندۀ سوژۀ انسانی باشد. اساساً آنچه ما را تعریف می‌کند قابلیت ما بر تفکر عقلانی است؛ ما در تصمیم‌گیری‌ها، برای ارتباط با دیگران و جهان پیرامونمان، و در ادارۀ زندگی خود، همواره عقلمان را به کار می‌گیریم. به‌رغم‌این، ما هنوز هم عواطفمان را داریم و به احساسات و شورمندی‌هایی دچار می‌شویم، اما به‌نحوی در پی‌جویی طرح فلسفی‌مان این جنبه‌های ساختار ما در درجۀ دوم اهمیت‌اند. آنچه ما هستیم واقعاً این‌ها نیست؛ ما از بنیاد «عاملانی عقلانی» هستیم. این پیش‌فرض مزایای خاصی دارد، چراکه رفتار اقتصادی و اجتماعی چنین عاملانی را می‌توان پیش‌بینی کرد. درواقع رفتارهای آنان را می‌توان شکل داد، برانگیخت و حتی مهندسی کرد. نه‌تنها این امکان وجود دارد که بفهمیم آن عاملان عقلانی یک محصول خاص را خواهند خرید، بلکه به‌لطف ابزارهای خاص بازاریابی می‌توان آن‌ها را به خرید یک محصول واداشت. اگر بناست سرمایه‌داری مدرنْ موفق از آب درآید، دلیل آن ازاساس شدیداً به درکی کاملاً عقلانی از سوژۀ انسانی متکی است.

بااین‌حال، اگر همۀ این‌ها نادرست باشد و ما در نقطۀ کوری گرفتار باشیم، چه؟ اگر عقل نیروی محرکۀ تاریخ انسانی نباشد و -چنان‌که تقریباً در غالب موارد مشخص است- ما غیرعقلانی و از سر تنفر، خشم، کینه‌جویی، درماندگی، حسادت، و حتی از سر انگیزۀ خودتخریب‌کننده عمل کنیم، چه؟ اگر چیزی به‌عنوان پی‌جویی بدبختی وجود داشته باشد، چه؟ یا به قول خودِ مرد زیرزمینی «اگر چنین کاشف به عمل آید که، به هنگام لزوم، نفع انسان نه‌تنها شاید، که باید مشتمل باشد بر آرزوی چیزی که برای او ناگوار است، چه؟» اگر ما واقعاً از تخریب لذت ببریم، چه؟ قهرمان داستایفسکی در یکی از لحظات فلسفی‌تر چنین اعلام می‌کند: «مطمئنم که انسان هیچ‌گاه از رنج واقعی یا به بیان دیگر از تخریب و هرج‌ومرج دست نخواهد کشید».

در واقعیت، پذیرفتن عقلانیت فراگیر مبتنی است بر یک ساده‌سازی افراطی از آنچه واقعاً هستیم. این برداشت بیشتر کاریکاتور است تا یک توصیف واقعی؛ و فلسفه باید بهتر از این عمل کند: از دیوگنس کلبی و آگوستین تا پاسکال، از داستایفسکی، شوپنهاور و لئوپاردی تا نیچه، میشیما و سیوران، سنت دیرپایی از فلسفه‌ورزی دربارۀ مغاک چیستی انسان در کار بوده است. اگر انسان حیوانی ترکیبی باشد، جانوری پیچیده‌تر خواهد بود با لایه‌ها و بخش‌های بسیار که یکی از یکی غیرعقلانی‌ترند.

انسان درهم‌بافته‌ای است از تناقض‌ها و محرک‌های

ما می‌توانیم برای دیگران بمیریم یا بگذاریم که از سرما هلاک شوند

متعارض: خردمندی و بی‌خردی، تدبیر و بی‌پروایی، بی‌ایمانی و عرفان، منطق و خیال. ما همان‌قدر از علوم دقیق تغذیه می‌شویم که از اسطوره‌ها، قصه‌ها و افسانه‌بافی‌ها. ما می‌توانیم برای دیگران بمیریم یا بگذاریم که دیگران از سرما هلاک شوند؛ می‌توانیم چیزهایی خارق‌العاده بسازیم تنها برای آنکه از تخریبشان لذت ببریم؛ جامعۀ انسانی می‌تواند همزمان هم بهشت باشد و هم جهنم.

در سدۀ گذشته، فلسفه عمدتاً از تلاش برای توضیح این پیچیدگی دست برداشته؛ و درنتیجه، عصری داده‌محور را از سر می‌گذراند که بر اثر آن به شکوفایی رسیده است. ما در هماهنگی، شواهد تجربی و علم به مهارت رسیده‌ایم. اگر آثار پاسکال، داستایفسکی و دیگر اندیشه‌ورزان آن مغاک را بخوانیم، به شیوه‌ای آن‌ها را خواهیم خواند که گویی به سکه‌های باستانی می‌نگریم: به‌عنوان نسخه‌های خطی عتیقه، و بقایایی جالب از دوران گذشته، و نه همچون چیزی که بتواند تغذیه‌مان کند. وقتی نوبت آن می‌شود که این آثار به ما کمک کنند تا فهم بهتری از خود داشته باشیم، هیچ ارزشی برایمان ندارند. این از آن روست که گویی ما دکارتی‌تر از خود دکارت شده‌ایم. ما هرگونه سروکار داشتن با چیزی که کاملاً واضح و متمایز نباشد را رد می‌کنیم. اگر چیزی از پذیرفتن تبیین‌های معمول سر باز زند و رازآلود جلوه کند، آن‌گاه «رنگ و بوی دینی» به خود می‌گیرد. اگر مسئله‌ای ما را آشفته سازد، اما براساس ضوابط دقیق زبانی، منطقی یا تجربی قابل‌حل نباشد، آن را «مسئله‌ای کاذب» می‌شماریم و از آن می‌گذریم. امروزه سخن‌گفتن از مسائل مربوط به دل انسان -همان‌چیز کوچک درک‌ناپذیری که، بیش از منطق یا استدلال، انسان‌ها را به عمل و زندگی و مرگ وامی‌دارد- غیردقیق و بی‌ثمر تلقی می‌شود.

اما دلیل اصلی سرباززدنِ ما از درگیرشدن با آن مغاک ضرورتاً تنبلی ذهنی نیست. بیشتر اوقات دلیل آن صرفاً ترس است، چراکه بنا به گفتۀ نیچه، اگر به‌جد در مغاکی چشم بدوزی، مغاک نیز در تو چشم خواهد گشود. داستایفسکی -همان سوسیالیست، زندانی سیاسی، معتاد قمار، صرعی، اندیشمند واپس‌گرا و هنرمند ژرف‌بین- در آن مغاک بسیار خیره ماند و گواهی او دراین‌باره گیرا و تأثیرگذار است. او در روزنوشت یک نویسنده۳ اعتراف می‌کند که اشاره به این نکته واضح و روشن است که «شر در ژرفای وجود انسان‌ها نهفته است، ژرف‌تر از آن چیزی که درمانگران سوسیالیست ما می‌پندارند. هیچ ساختار اجتماعی‌ای شر را از میان

نیچه می‌گوید اگر به‌جد در مغاکی چشم بدوزی، مغاک نیز در تو چشم خواهد گشود

برنمی‌دارد. نفس انسانی همان‌گونه باقی خواهد ماند که همواره بوده است. ناهنجاری و گناه بسیار کم شناخته شده و چنان بر علم پوشیده مانده و چنان نامعین و رازآلود است که دراین‌باره نه هیچ طبیب یا داور نهایی‌ای در کار است و نه می‌تواند در کار باشد».

وقتی الگوی کاملاً عقلانی ناکام می‌ماند، ناکامی‌اش بسیار دیدنی است. در انتخابات اخیر آمریکا، عقل به ترس، انزجار، نفرت و کینه‌جویی راه داد. در غالب موارد، هیچ «عامل عقلانی»ای نمی‌شد یافت. چیزی که ظاهراً پشتیبانی از ترامپ را به بار نشاند، تیره و تارتر و پیچیده‌تر بود: دل. آنچه به این رویداد معنای خاص می‌بخشد ضرروتاً جنبۀ سیاسی آن نیست (اگرچه همین جنبه نیز اهمیت کمی ندارد)، بلکه این واقعیت است که ما برای درک آن آمادگی چندانی در خود نمی‌یابیم. در نتیجۀ روش ناشیانۀ ما در تصوری که از خود داریم، آمادۀ هضم این رخداد نبودیم. شاید ناکامی ما در تصور یک وضع تابه‌حال تحقیرآمیزتر از این نبوده باشد.

دست و پنجه نرم کردن با مغاک انسانی قبلاً در قلمرو دین قرار داشت، اما از زمانی که خدا مرد، ما واقعاً نتوانسته‌ایم جایگزینی برای آن بیابیم. اما نادیده‌گرفتن مشکل و چشم‌دوختن به جای دیگر نیز از گزینه‌های ما نیست. انسان‌ها تنها تا آنجا می‌توانند خود را بازسازی کنند که بتوانند ژرفای کامل مغاک انسانی را طرح و ترسیم کنند. اگر ما راهی برای تبیین کل سوژۀ انسانی نیابیم، بی‌آنکه به خودستایی و خودفریبی دچار شویم، به دور گرفتار خواهیم شد و ناتوان خواهیم بود از فائق‌آمدن بر عقلانیتِ غفلت‌زایی که در حال حاضر ما را به بند کشیده.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب در تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۱۷ با عنوان «Our Delight in Destruction» در وب‌سایت نیویورک تایمز منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ آن را با عنوان «انسان چیست؟ انبوهی از دیوانگی، با اندکی عقل» ترجمه و منتشر کرده است.
•• کاستیکا براداتان (Costica Bradatan) استاد علوم انسانی در دانشگاه صنعتی تگزاس و محقق دانشگاه کوئینز استرالیاست. همچنین سردبیری بخش مطالعات تطبیقی و دینی لس‌آنجلس ریویو آو بوکز را بر عهده دارد. او بیش از ده کتاب نوشته یا جمع‌آوری کرده که جان دادن در راه ایده‌ها: حیات پرمخاطرۀ فیلسوفان (Dying for Ideas: The Dangerous Lives of the Philosophers) از جملۀ آن‌هاست.

[۱] Notes From Underground
[۲] این بخش از عبارت‌های مربوط به رمان یادداشت‌های زیرزمینی داستایفسکی برگرفته از ترجمۀ رحمت الهی از این رمان است که انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده است [مترجم].
[۳] A Writer’s Diary

مشاهده ادامه مطلب

طرح اتوبوس ایدز به بهانه ترویج بی‌بندوباری متوقف شد

مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران، در مصاحبه با ایلنا گفت: «متاسفانه برخی اقدامات برای کنترل و پیشگیری بیماری ایدز با مخالفت‌هایی مواجه می‌شود و برای برخی خوشایند نیست. بعد از اجرای طرح اتوبوس ایدز برخی گفتند که این کار شما ترویج بی‌بندوباری است. متاسفانه این تفکر افرادی است که اعتقاد دارند در کشور بیماری ایدز وجود ندارد و همه چیز رو به راه است. این افراد مثل کبک سرشان را زیر برف کردند و مسائل، مشکلات و واقعیت‌های جامعه را نمی‌دانند و از قبول آن امتناع می‌کنند».

محرز گفت: «از بیماران می‌خواهیم که در زمان مراجعه به پزشک معالج خود او را نسبت به بیماری آگاه کنند؛ اما متاسفانه از طرف پزشکان برای درمان این افراد ممانعت به عمل می‌آید و این به علت عدم آگاهی و نگرش منفی پزشکان است، این مساله در تمام دنیا وجود داشت و با قانون عدم تبعیض جلوی مساله گرفته شد؛ اما متاسفانه هنوز در کشور ما وجود دارد».

او افزود: «پزشکان به علت عدم آگاهی و ترس نابجا از پذیرش بیماران مبتلا به ایدز امتناع می‌کنند در صورتی که بارها به پزشکان اعلام شده است که خطر ابتلا به این بیماری در جراحی‌ها بسیار نادر است و جراح تنها نیاز به دو دستکش و کمی احتیاط دارد تا فرد را درمان کند؛ اما متاسفانه هنوز هم تبعیض در درمان این افراد وجود دارد؛ در حالی که هیچ کس حق ندارد فرد اچ آی وی مثبت را به دلیل بیماری از کار اخراج کند یا در رابطه با او اقدام پزشکی انجام ندهد این عدم آگاهی و نگرش منفی موجب تبعیض شده است».

محرز با تاکید بر اینکه باید حضور کارگران جنسی در کشور را بپذیریم و در جهت سلامت آنها قدم برداریم تا بتوانیم جامعه را سالم نگه داریم، بیان داشت: در یک طرح به سراغ کارتن‌خواب‌ها و زنان کارگر جنسی رفتیم، در ابتدا می‌ترسیدند، اما بعد که متوجه شدند مساله فقط خدمات رسانی به آنها است به اندازه‌ای استقبال کردند که تا پاسی از شب این افراد در ون ها معاینه می‌شدند، این کار توسط پزشکان و با یک ون به صورت کلینیک انجام می‌شد که بسیار مفید بوده است، این زنان مراجعه می‌کردند؛ هم درمان می‌شدند و هم تست مجانی برای ایدز داشتند و اگر مثبت بود آنها را به کلینیک‌های مشاوره برای درمان معرفی می‌کردند.

مشاهده ادامه مطلب

تا اسیر توی دنیا بودنم


نمایش مشخصات سهراب عرب زاده.سرگشته.

تا اسیرِ توی دنیا بودنم
درد دارد بی تو این جا بودنم
رسم دنیا ظاهرا دارد اگر
مات با اما اگر ها بودنم
من که در خوابم نمی دیدم شبی
روزگاری حال شیدا بودنم
هر چه ترسیدم از آن آمد سرم
عاشقی شد

شاعر:سهراب عرب زاده.سرگشته.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

امشب آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه از خودت برام بگو با صدای پازل بند با کیفیت اصلی آماده کرده

آهنگسازی و تنظیم کننده : پازل باند

Exclusive Song: Puzzle Band – “Az Khodet Baram Begoo” With Text And Direct Links In UpMusic

… جهت تکمیل آرشیو …

fgh دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

متن آهنگ  از خودت برام بگو پازل باند

♪♪♫♫♪♪♯

از خودت برام بگو کی تو این سال ها به جای من کنارته♪
یه روز یکی مثل من هنوز پای انتظارته
♪♪♫♫♪♪♯ از خودت برام بگو با کی پر می کنی آخرای هفتتو ♪♪♫♫♪♪♯
ظاهرا از دلت دور کردی همه لحظه های رفتتو♪
از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا♪
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون♪
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت ♪
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون♪
♪♪♫♫♪♪♯ از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا ♪♪♫♫♪♪♯
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون

UpMusicTag دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو
از خودم برات بگم هر کجا برم میشینم یه گوشه و
خوش به حال اون کسی که هر وقت دلش بخواد با تو رو به روشه و
♪♪♫♫♪♪♯ از خودم برات بگم خوبه برای من عشق تو مقدسه ♪♪♫♫♪♪♯
این که عاشقم هنوز هست رو نگاه من کاملا مشخصه♪
از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا♪

♪آهنگسازی و تنظیم کننده : پازل باند♪
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون♪
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت♪
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون♪
♪♪♫♫♪♪♯ از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا ♪♪♫♫♪♪♯
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون

♪♪♫♫♪♪♯

پازل باند از خودت برام بگو

منبع ( source ) : دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

مشاهده ادامه مطلب

داستان چهل سال مبارزه و پیروزی نهایی وی بر کمونیسم

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



جنگ ریگان: داستان چهل سال مبارزه و پیروزی نهایی وی بر کمونیسم

ریگان در سال‌ ۱۹۷۵ و زمانی‌که ۶۴ ساله بود به فکر نامزدی ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا افتاد. به دنبال این تصمیم و در پی پشت سرگذاشتن ماجراهای مختلف، سرانجام توانست در سال ۱۹۸۰ در رقابت درونی حزب جمهوری‌خواه بر «جورج بوش» پدر، پیروز شود و سپس در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ در برابر «جیمی کارتر» قرار گرفت و در حالی‌که شصت و نه ساله بود به عنوان چهلمین رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا به قدرت رسید. بنابر اظهار بسیاری از صاحب‌نظران، رونالد ریگان که در سی و پنج سال فعالیت رادیویی و سینمایی نتوانسته بود آنچنان که باید موفقیت تجربه کند، تاثیرگذارترین رئیس جمهوری آمریکا در صحنه داخلی و خارجی شد.

نویسنده در مقدمه کتاب می‌گوید: «بعضی‌ها رونالد ریگان را جاهل می‌دانند، بعضی او را به عنوان فردی که موفق نشد به واسطه ضعف بینایی به دلسوخته جنگ برود،‌ ناکام و سرخورده می‌شمارند و بعضی نیز او را جاه طلب و کسی که صرفا به دنبال شهرت و افتخار آفرینی است معرفی می‌کنند.»

شوایتزر در بخش دیگری، کتاب پیش‌رو را داستان یکی از مبارزات حماسی قرن بیستم (جنگ سرد) می‌داند و می‌گوید: «این کتاب برگرفته از مکاتبات خصوصی ریگان در طی چهل سال است و شامل اسناد محرمانه شش کشور مختلف، نظرات و بیانات اظهار شده او در خلال دوره‌ای بالغ بر نیم قرن است. این کتاب تصویر مردی در جنگ با سلطه جهانی را ترسیم می‌کند. ریگان، پرشور و شجاع در طی این مدت فقط نابودی اتحاد جماهیر شوروی را در سر داشت و دنبال می‌کرد و هدف جدی دیگری نداشت.»

این کتاب مشتمل بر ۲۵ فصل از جمله ارتش یک نفره،‌ شما هم می‌توانید آزاد باشید،‌ دسته‌های کارت در نوارهای پلاستیکی،‌ گلوله‌ای که نام ریگان بر آن نوشته شده بود،‌ معامله، آتش و گرما فولاد می‌سازند،‌ حرکت به جلو، آتن یا اسپارت،‌ نه چندان مقتدر،‌ انفجارها،‌ گفتار و کردار، دست خدا،‌ آنها نمی‌توانند از ادامه راه صرف نظر کنند، یک طرح، شانس یک عمر،‌ جنگ صلیبی، واژگونی بخت و اقبال، مقاومت بی امان،‌ همه چیز به نام صلح، مساعدت ریگان برای روی کار آمدن گورباچف، شیر کهنسال در برابر ببر جوان،‌ دام،‌ دوره ماموریت آزادی،‌ خداحافظ و مروری بر زمان عنوان فصل‌های این کتاب هستند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
Iron Age Myth and Materiality
شهسوار اسلام
انقلاب اکتبر، نتایج و تاثیرات

نسخه ها

حجم: ۱۴ مگابایت

دریافت ها: ۴۱۱۵

تعداد صفحات: ۴۶۵




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

امشب آپ موزیک برای شما کاربران ترانه قرار آسمونی با صدای صالح رضایی با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر : ثریا یزدانی / آهنگسازی : صالح رضایی

Exclusive Song: Saleh Rezaei – “Gharare Asemuni” With Text And Direct Links In UpMusic

Saleh Rezaei  دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

متن آهنگ قرار آسمونی صالح رضایی

♪♪♫♫♪♪♯

یه عمره خیسه اشکه هر شب این چشام به جز تو کی میشینه پای گریه هام
♪♪♫♫♪♪♯ پای دلم میمونه غصه میخوره به جز تو کی هوامو داره هر جوره ♪♪♫♫♪♪♯
گرفته حالو غصه داره این دلم به جز تو با کی میشه دردامو بگم

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : ثریا یزدانی ♪♪♫♫♪♪♯
میبینی حالو روزمو چه حالیم هر وقت که من از تو خالیم
♪♪♫♫♪♪♯ جز تو این دلم پیش کی بره که خالی شه کی آخه به غیر از تو درد منو حالیشه ♪♪♫♫♪♪♯
نذار که دور بشم ازت پیشم بمون پای همین قرار آسمونیمون حرفمو از چشام بخون

UpMusicTag دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

سوی چشامو دیدی پای غصه رفت اینجوری در میمونم از همه طرف
♪♪♫♫♪♪♯ میفهمه کی به غیر تو آخه منو همه شکستن هی غرورو قلبمو ♪♪♫♫♪♪♯
یه بغضی تو گلومه داره میشکنه نشد کسی مث تو آرومم کنه
یه کاری کن بتونم از پسش برام به جز تو راتهی نموند برام
♪♪♫♫♪♪♯ جز تو این دلم پیش کی بره که خالی شه کی آخه به غیر از تو درد منو حالیشه ♪♪♫♫♪♪♯
نذار که دور بشم ازت پیشم بمون پای همین قرار آسمونیمون حرفمو از چشام بخون

♪♪♫♫♪♪♯

صالح رضایی قرار آسمونی

منبع ( source ) : دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

مشاهده ادامه مطلب

مطالعۀ دی‌ان‌ای تصور ما دربارۀ تاریخ انسان را دگرگون خواهد کرد

تصویرساز: دریک هابز.

 

کارل زیمر، نیویورک‌تایمز — دیوید رایک لباس سفید و سرپوش‌داری به تن کرده است و کفش‌های کرمی و ماسک جراحی آبی. و وقتی دارد تکه‌های استخوان را روی پیشخوان بررسی می‌کند، فقط چشمانش دیده می‌شود.

دکتر رایک، ژنتیک‌شناسِ مدرسۀ پزشکی هاروارد، با اشاره به تکۀ استخوانی به‌اندازۀ توت‌فرنگی می‌گوید: «این متعلق به یک سایت باستانیِ ۴۰۰۰ساله در آسیای میانه است – فکر می‌کنم ازبکستان».

به ردیف پایین می‌رود. «این نمونه‌ای ۲۵۰۰ساله از سایتی در بریتانیاست. این یکی متعلق به عصر برنزِ روسیه است و این‌ها هم نمونه‌هایی از عربستان. این انسان‌ها در هیچ زمان و مکانی یکدیگر را ملاقات نکرده‌اند».

دکتر رایک امیدوار است گروه او که متشکل از دانشمندان و تکنسین‌های مختلفی است بتوانند از داخل این استخوان‌ها دی‌ان‌ای پیدا کنند. و به‌احتمال قوی پیدا خواهند کرد.


دیوید رایک در دفتر کارش در هاروارد. او و همکارانش موفق به تعیین توالی ژنوم بیش از ۹۰۰ انسان باستانی شده‌اند. این کار به تبیین نحوۀ گسترش انسان‌ها در کرۀ زمین کمک می‌کند. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

در کمتر از سه‌سال، آزمایشگاه دکتر رایک اطلاعات دی‌ان‌ای متعلق به ژنوم ۹۳۸ انسان باستانی را منتشر کرده است – بیشتر از همۀ گروه‌های پژوهشی دیگری که مجموعاً در این زمینه کار می‌کنند. کارهایی که در آزمایشگاه او انجام می‌شود درک ما از دوران ماقبل تاریخ بشر را دگرگون کرده است.

سوانت پابو، مدیر موسسۀ انسان‌شناسی تکاملی ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان، می‌گوید: «آن‌ها اغلب به پرسش‌هایی دیرینه پاسخ می‌دهند و گاهی بینش‌هایی شگفت‌انگیز و غیرمنتظره به ما می‌دهند».

دکتر رایک، دکتر پابو و دیگر متخصصان فعال در حوزۀ دی‌ان‌ای باستانی در حال تدوین تاریخ نوین بشری هستند، تاریخی که با روایت‌هایی پیش می‌رود که از فسیل‌ها و آثار مکتوب خوشه‌چین شده‌اند. دکتر رایک و همکارانش در پژوهش خود رویدادهای شگرفی همچون سکنی‌گزینی انسان بر روی زمین و گسترش کشاورزی را تبیین می‌کنند.

دکتر رایکِ ۴۳ساله در کتابی با عنوان ما کیستیم و چگونه به اینجا رسیدیم۱ که هفتۀ آینده منتشر خواهد شد توضیح می‌دهد که چگونه پیشرفت‌های به‌دست‌آمده در زمینۀ توالی‌یابی و تحلیل دی‌ان‌ای به جهش این رشتۀ جدید کمک کرده است.

او می‌گوید: «این کار درواقع مانند اختراع یک ابزار علمی جدید مثل میکروسکوپ یا تلسکوپ است. وقتی ابزاری چنین قدرتمند اختراع می‌شود، افق‌های جدیدی می‌گشاید و همه‌چیز را نو و شگفت‌آور می‌نماید.»

دکتر رایک سرپرست گروهی با تخصص‌های گوناگون است، از ژنتیک گرفته تا ریاضیات. اما «آزمایشگاه تمیز» جایی است که مواد خام لازم برای تمام تحقیقات آن‌ها (دی‌ان‌ای باستانی) در آنجا بازیافت می‌شود. لباس سرتاسری که پژوهشگران هر روز صبح در محفظه‌ای خاص می‌پوشند اطمینان می‌دهد که هیچ‌گونه ذرۀ سرگردان پوستی یا قطرۀ ریز عرق، استخوان‌ها را به دی‌ان‌ایِ امروزی آلوده نمی‌کند. هرشب سراسر آزمایشگاه با نور فرابنفش ژن‌زدایی می‌شود.

آزمایشگاه تمیز این حس را به انسان می‌دهد که متعلق به یک کارخانۀ تراشۀ کامپیوتری است. اما دکتر رایک فراموش نکرده است که این‌ها بقایای انسانی هستند، نه اجناسی بی‌ارزش روی نوار نقاله.

او درحالی‌که به بقایای مربوط به ازبکستانی نگاه دوخته است، می‌گوید: «این استخوان بدن شخصی است که چهارهزار سال پیش زندگی می‌کرده است و ما الان آن را تخریب می‌کنیم. به نظرم باید با افرادی که مطالعه‌شان می‌کنیم خوش‌رفتاری کنیم».

خوش‌رفتاری یعنی درک کنیم این‌ها که بودند و چه ارتباطی با یکدیگر داشتند؛ همین‌طور درک کردن اینکه چه ارتباطی با ما دارند.

کنار دکتر رایک تکنسینی به‌نام آن ماری لوسون با لباس مخصوص ایستاده است. او استخوان ازبکستانی را برمی‌دارد و وارد محفظه‌ای می‌کند که با درپوش پلاستیکی شفاف پوشیده شده است. او که دستکش به دست دارد، دست‌هایش را از دو سوراخ تعبیه‌شده در دو طرف وارد محفظه می‌کند.

لوسون استخوان را در دست چپش می‌گیرد و با دست راستش لولۀ ماسه‌پاش را روشن می‌کند و به سمت استخوان می‌گیرد. لایۀ گردوخاکی که روی استخوان نشسته از آن جدا می‌شود و بلافاصله پنکۀ محفظه آن را به بیرون می‌مکد.


اُپنهایمر در حال کار در آزمایشگاه دکتر رایک. دی‌ان‌ای به‌دست‌آمده از استخوانی کوچک می‌تواند درمورد مهاجرت‌های بزرگ انسان‌ها در طول هزاران سال اطلاعات خوبی به دانشمندان بدهد. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

سپس خانم لوسون استخوان سفید و تمیز به‌جامانده از این فرایند را مطالعه می‌کند. این تکه بقایای قاعدۀ یک جمجمه است و در دل آن گوش داخلی قرار دارد. استخوانی که گوش داخلی را در بر می‌گیرد بهترین جا در بدن برای جستجوی دی‌ان‌ای باستانی است.

خانم لوسون دوباره شروع به تمیزکاری می‌کند و تکه‌های استخوان را تراش می‌دهد.

آزمایش‌های دکتر رایک آشکار کرد که انسان‌هایی که امروزه در خارج از آفریقا زندگی می‌کنند، هنوز آثاری از دی‌ان‌ای نئاندرتالی در خود دارند

درنهایت تنهاچیزی که باقی می‌ماند تکه‌ای به‌اندازۀ دانۀ برنج است.

دکتر رایک می‌گوید: «این همان رگۀ اصلی است».

دعوت‌نامه‌ای استثنایی
دکتر رایک در واشنگتن بزرگ شد، مادرش تووا رایک رمان‌نویس سرشناس آمریکایی است و پدرش والتر رایک، نخستین مدیر موزۀ یادبود هولوکاست در واشنگتن بود که اکنون استاد دانشگاه جورج واشنگتن است.

دکتر رایک ابتدا در دانشگاه هاروارد وارد دورۀ لیسانس جامعه‌شناسی شد، اما بعدها به فیزیک و سپس به پزشکی روی آورد. پس از فارغ‌التحصیلی به آکسفورد رفت تا خود را برای مدرسۀ پزشکی آماده کند.

آنجا با دکتر دیوید بی.گلدستِین آشنا شد که در آن زمان دی‌ان‌ای انسان‌های زنده را برای یافتن سرنخ‌هایی درمورد ویژگی‌های نیاکان دور آن‌ها مطالعه می‌کرد.

دکتر گلدستین می‌گوید: «وقتی برای اولین بار او را ملاقات کردم، معلوم بود که باهوش است، اما به نظر می‌رسید کمی خجالتی است و شخصیت چندان قوی و تأثیرگذاری ندارد».

«بعداً معلوم شد که این گمراه‌کننده‌ترین برداشتی است که این شخص می‌توانست به انسان بدهد. او به‌خوبی می‌داند می‌خواهد چه کار کند».

روشن بود که دانشجوی او شیفتۀ این پژوهش شده است. اما دکتر گلدستین آن را بن‌بست علمی می‌دانست.

او که خود اکنون در دانشگاه کلمبیا به مطالعۀ ژنتیک بیماری‌ها مشغول است، به یاد می‌آورد: «من گفتم: خدای من، زندگی شغلی خود را وقف ژنتیک تکاملی انسان نکن».

خنده‌ای می‌کند و ادامه می‌دهد: «او خیلی مؤدبانه به حرف‌هایم گوش داد اما ذره‌ای هم متقاعد نشد. ثابت شد حق با اوست و انتخابش کاملاً درست است».


گوش داخلی استخراج‌شده به‌دست اُپنهایمر. این تکه ممکن است حاوی دی‌ان‌ایی به‌قدمت ده‌ها هزار سال باشد. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

دکتر رایک پس از ترک مدرسۀ پزشکی تحقیقات خود را در ژنتیک ادامه داد و در سال ۲۰۰۳ به استخدام مدرسۀ پزشکی هاروارد درآمد. تا آن زمان، همکاری نزدیکی با ریاضیدانی به‌نام نیک پَترسون ایجاد کرده بود، که دیر به ژنتیک روی آورد، پس از بیست‌سال کار به‌عنوان رمزنگار در سازمان اطلاعات بریتانیا و پیوستن به یک صندوق سرمایه‌گذاری.

دکتر رایک دکتر پترسون را معاون خود در آزمایشگاه جدید ژنتیک کرد و آن دو باهم شروع کردند به توسعۀ تکنیک‌های آماری جدید برای مطالعۀ داده‌های ژنتیکی با هدف کشف الگوهای پنهان.

این دو پژوهش‌گر روشی ابداع کردند برای تشخیص انشعاب یک جمعیت واحد از دو یا چند گروه مجزا. آن‌ها با همکاری پژوهش‌گرانِ مرکز زیست‌شناسی سلولی و مولکولی حیدرآباد در هند روش خود را برای اولین بار به بوتۀ آزمایش گذاشتند.

آن‌ها با تجزیه و تحلیل دی‌ان‌ای حاصل از صدها روستا کشف کردند که امروزه تقریباً همۀ هندی‌ها از دو گروه مجزا منشعب شده‌اند. یک گروه که پژوهش‌گران «هندیان اجدادی شمالی» می‌نامند که با اهالی آسیای میانه، خاور نزدیک و اروپا خویشاوندی دارند.

گروه دوم، «هندی‌های اجدادی جنوبی»، جمعیتی اسرارآمیزند که خویشاوندی نزدیکی با هیچ‌یک از مردمان معاصر خارج از هندوستان ندارند. طبق تخمین دکتر رایک، این دو گروه جمعیتی حدود ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سال پیش با هم درآمیختند.

دکتر رایک و همکارانش با جلب توجه دیگران به‌لطف روش‌های نوین خود، دعوت‌نامه‌ای فوق‌العاده دریافت کردند: دعوت‌نامه‌ای برای مطالعۀ دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها.

تبار اسرارآمیز
دعوت‌نامه از طرف دکتر پابو بود. در دهۀ ۱۹۹۰ او در ابداع و به‌کارگیری روش‌های استخراج دی‌ان‌ایِ باستانی از فسیل‌هایی که قدمتشان به ده‌ها هزار سال پیش برمی‌گشت پیشگام بود. او درحالی‌که به مطالعۀ بسیاری از گونه‌های منقرض‌شده -مانند خرس‌های غارنشین، ماستودون‌ها [از راستۀ فیل‌سانان] و تنبل‌های زمینی- می‌پرداخت، عمیق‌ترین اشتیاقش مطالعۀ نئاندرتال‌ها بود.

قدمت فسیل‌های این موجودات پیشانی‌برجسته در اروپا و خاور نزدیک به بیش از ۲۰۰ هزار سال برمی‌گردد. آن‌ها ابزار و سلاح می‌ساختند و حتی داخل غار نقاشی می‌کردند. اما نئاندرتال‌ها در حدود ۴۰ هزار سال پیش ناپدید شدند.

دکتر پابو به‌تدریج جاهای خالی را پر می‌کرد تا بتواند کل ژنوم نئاندرتالی را بازسازی کند. او در سال ۲۰۰۶ از تیم دکتر رایک دعوت کرد تا به او در فهم ارتباط انسان‌های امروزی و نئاندرتال‌ها کمک کنند.

دکتر رایک با کمال اشتیاق پروژه را شروع کرد و در عرض چند سال، این دانشمندان به کشف‌هایی برجسته و تاریخی دست یافتند.

دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها نشان می‌دهد که اجداد آن‌ها حدود ۶۰۰هزار سال پیش، از نیاکان ما جدا شده‌اند. اما آزمایش‌های دکتر رایک آشکار کرد که انسان‌هایی که امروزه در خارج از آفریقا زندگی می‌کنند، هنوز آثاری از دی‌ان‌ای نئاندرتالی در خود دارند.

چگونه چنین چیزی ممکن است؟ پیش از آنکه نئاندرتال‌ها در اروپا منقرض شوند، هنگام مهاجرت از آفریقا با نیاکان انسان‌های امروزی ملاقات و تولیدمثل کردند.


اپنهایمر روی نمونه‌های استخوانی کار می‌کند. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

وقتی دانشمندان فسیل‌های بیشتری را برای کشف دی‌ان‌ای نئاندرتالی کاوش کردند، به نکتۀ شگفت‌انگیز دیگری رسیدند. در سال ۲۰۱۰، یک استخوان به‌ظاهر معمولیِ انگشت کوچک دست که از غاری در منطقۀ سیبری به‌نام غار دِنیسووا کشف شده بود، ژنوم کامل تباری منقرض‌شده از انسان‌ها را به دست داد که پیشتر ناشناخته بود.

مطالعات ژنتیکی مشخص کرد این گونه که به انسان‌تباران دنیسووایی مشهور شد، در حدود ۴۰۰هزار سال پیش، از نئاندرتال‌ها منشعب شده است. دی‌ان‌ای دنیسووایی

اکنون بسیاری از دانشمندان بر این گمانند که دی‌ان‌ای باستانی در آینده سایر گونه‌های منقرض‌شدۀ انسان‌ها را نیز آشکار خواهد کرد

فقط در چند دندان دیگر پیدا شده است که از همان غار در سیبری کشف شده‌اند. قدیمی‌ترین نمونه‌های این فسیل‌ها به بیش از ۱۰۰هزار سال پیش برمی‌گردند؛ استخوان انگشت کوچک متعلق به یک دنیسووایی بود که در حدود ۴۸۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ سال پیش زندگی می‌کرده است.

دکتر رایک و همکارانش دریافتند که دنیسووایی‌ها، مانند نئاندرتال‌ها، میراثی ژنتیکی در انسان‌های امروزی به یادگار گذاشتند، انسان‌هایی که امروزه عمدتاً در استرالیا، گینۀ نو و آسیا زندگی می‌کنند.

همچنین پژوهش آن‌ها نشان داد که دنیسووایی‌ها در اوایل تاریخ خود به دو تبار تقسیم شدند. دکتر رایک می‌گوید: «آن‌ها صدهاهزار سال از یکدیگر جدا افتادند.»

مقاله‌ای که ژنتیک‌شناس دانشگاه پرینستون جاشوا اِیکی و همکارانش منتشر کردند این یافته را تأیید و توجه بیشتری به انسان‌تباران دنیسووایی جلب کرد.

این مطالعۀ جدید نشان می‌دهد که هر دو شاخه با نیاکان انسان‌های امروزی درآمیخته بودند و تولید مثل کرده بودند. یک گروه دنیسووایی دی‌ان‌ای خود را در اهالی معاصر آسیا و اقیانوسیه به جا گذاشتند. شاخۀ دیگر آثار ژنتیکی خود را فقط در مردمان چین و ژاپن بر جا گذاشتند.


سمت چپ: حلزون گوش داخلی در آزمایشگاه دکتر رایک که اندازه‌اش با خط‌کش مشخص شده است. سمت راست: تکنسین آزمایشگاهی در حال آماده‌سازی نمونه برای استخراج دی‌ان‌ای. عکس از کایانا زیمزاک/نیویورک تایمز.

دی‌ان‌ای باستانی اشباح ژنتیکیِ مردمانی را احضار کرده است که خیلی وقت پیش ناپدید شده‌اند، مردمی که فسیل‌ها به‌تنهایی نمی‌توانستند پرده از رازشان بردارند. اکنون بسیاری از دانشمندان بر این گمانند که دی‌ان‌ای باستانی در آینده سایر گونه‌های منقرض‌شدۀ انسان‌ها را نیز آشکار خواهد کرد.

دکتر رایک می‌گوید: «کشف دی‌ان‌ای دنیسووایی نقطۀ عطفی بود در نگرش من به دی‌ان‌ای باستانی. این دی‌ان‌ای می‌تواند پرده از رازهایی دربارۀ گذشته بردارد که کاملاً غیرمنتظره‌اند و در روند تحقیق به مخیله‌مان نیز خطور نمی‌کنند».

تله‌گذاری
سیر دکتر رایک در دوران پیش از تاریخ او را به این اندیشه فرو برد که دی‌ان‌ای چه رازهایی می‌تواند درمورد رویدادهای جدیدتر آشکار کند. موزه‌های سراسر دنیا انباشته بود از استخوان‌های مردمانی که در بازۀ ۲۰۰۰۰ سال اخیر می‌زیسته‌اند.

ازآنجاکه این بقایا جوان‌تر بودند، احتمال اینکه هنوز حاوی مقداری دی‌ان‌ای باشند زیاد بود. بنابراین دکتر رایک به‌منظور فرآوری دی‌ان‌ای از آن‌ها آزمایشگاه خود را با کپی‌برداری از کوچک‌ترین جزئیات تأسیسات دکتر پابو در آلمان به ابزارهای جدیدی مجهز کرد.

او می‌گوید: «ما حتی کفپوش ساختمان لایپزیگ را شبیه‌سازی کردیم».

اما از جنبه‌های قابل‌توجهی، دکتر رایک راهش را از راهبرد علمی متعارف برای جستجوی دی‌ان‌ای باستانی جدا کرد.

دکتر پابو و دیگر متخصصان معمولاً انبوهی از فسیل‌ها را با هدف پیدا کردن نمونه‌ای نادر که حاوی دی‌ان‌ای باشد بررسی می‌کنند. سپس سعی می‌کنند با استفاده از آن کل ژنوم را بازسازی کنند.

اما تیم آزمایشگاه دکتر رایک دست به طراحی «تله‌های» دی‌ان‌ای زدند که صدها هزار تکۀ ژنتیکی از ژنوم انسانی را گیر می‌اندازند. نتیجۀ کار با توالی کامل ژنوم خیلی فاصله دارد، اما به‌اندازه‌ای است که می‌تواند تبارها را مشخص کند و حتی سرنخ‌هایی از صفات مردمان باستانی به دست دهد.

در سال ۲۰۱۵، مجموعۀ تحقیقاتی جدیدِ دکتر رایک نخستین نتایج را بیرون داد. او و همکارانش اطلاعات دی‌ان‌ای ۶۹ اروپاییِ باستانی را که بین ۳۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌اند، منتشر کردند.

براساس نتایجی که آن‌ها به دست آوردند، کشاورزانی که اجدادشان به خاور نزدیک می‌رسد مردمان شکارچی-گردآورنده را که پیشتر در اروپا زندگی می‌کردند از سرزمین خود بیرون راندند. سپس حدود ۴۵۰۰سال پیش، موج دیگری از جمعیت به اروپا وارد شد که اجدادشان به کوچ‌نشینان اسب‌سوار می‌رسید که از مناطق استپ در روسیه امروزی بودند.

تیم دکتر رایک در مدتی کمتر از سه‌سال پس از آن پژوهش، به‌سرعت یافته‌های مشابه فراوانی منتشر کردند. آن‌ها روند گسترش نخستین کشاورزان را مثلاً در خاور نزدیک ردیابی کرده‌اند و ظهور و افول جمعیت‌های گوناگون را در آفریقای باستان دنبال کرده‌اند.

درحالی‌که برخی از این نتایج حکایت از مهاجرت‌های بین‌قاره‌ای دارند، اما تیم دکتر رایک در بازسازی آرایش ژنتیکی انسان‌ها در طول هزاران سال، بر مناطق کوچک‌تر نیز تمرکز می‌کنند.

برای نمونه، اخیراً دکتر رایک و همکارانش اطلاعات دی‌ان‌ای مردمی را منتشر کردند که ۳۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال پیش در مناطقی می‌زیسته‌اند که اکنون جزایر بریتانیاست. این دی‌ان‌ای نیز داستانی برای گفتن دارد.

وقتی توده‌های یخِی عصر یخبندان از این جزایر عقب نشستند، مردمان شکارچی-گردآورنده از اروپای کنونی به آنجا مهاجرت کردند. حدود ۶۰۰۰سال پیش، کشاورزانی با تبار خاور نزدیک به بریتانیا رفتند و جای اکثر مردمان شکارچی-گردآورنده را گرفتند.

باستان‌شناسان دریافته‌اند که تقریباً ۴۵۰۰ سال پیش، گرایشی ناگهانی در بریتانیا به سمت سبک‌های جدید سفالگری و فلزکاری پدید آمده است، که درمجموع به دوران فرهنگ جام۲ معروف است. بسیاری از کارشناسان بر این باور بودند که مردمان کشاورز این فنون را از قارۀ اروپا یاد گرفتند.

اما دکتر رایک و همکارانش به این نتیجه رسیدند که دی‌ان‌ای به‌دست‌آمده چیز دیگری می‌گوید. بااینکه فرهنگ جام‌سازی در سرزمین اصلی بریتانیا از جامعه‌ای

تا ماه گذشته، حدود سه‌چهارم از تمام اطلاعات ژنومی به‌دست‌آمده از بقایای انسان‌های باستانی در ادبیات علمی را تیم دکتر رایک منتشر کرده‌اند

به جامعۀ دیگر گسترش یافت، این مهاجرانی از تبار کوچ‌نشینان مناطق استپ روسیۀ کنونی بودند که چنین فرهنگی را به بریتانیا آوردند.

این مردمان تقریباً جای تمام اقوام کشاورز پیشین را گرفتند. امروزه، ریشۀ۹۰درصد از اجداد مردم بریتانیا به این موج مهاجرت برمی‌گردد.

ایان آرمیت، باستان‌شناس دانشگاه برَدفورد که در این پژوهش با دکتر رایک همکاری داشته، بر این باور است که اگر این یافته‌های ژنتیکی نبودند، «هیچ‌کس بزرگیِ این جایگزینی را باور نمی‌کرد.»

او می‌افزاید: «لازم است باستان‌شناسان این جایگزینی ۹۰درصدی را و اینکه از لحاظ انسانی واقعاً چه نتایجی می‌تواند در پی داشته باشد تبیین کنند».

سفری تماشایی
مردمان دورۀ جام برای رسیدن به جزایر بریتانیا فقط باید از کانال انگلیس عبور می‌کردند. اما در حدود ۳۳۰۰ سال پیش سفری بسیار تماشایی‌تر روی داد، وقتی که انسان‌ها برای اولین بار با کشتی به جزایر دورافتادۀ اقیانوس آرام مهاجرت کردند.

دکتر رایک و همکارانش با تحلیل دی‌ان‌ای باستانی به‌دست‌آمده از اسکلت‌های این مسافران کهنِ اقیانوس آرام، زوایای تاریک مهاجرتشان را روشن‌تر کرده‌اند.

متیو اسپریگز، باستان‌شناس دانشگاه ملی استرالیا که با دکتر رایک همکاری داشته است، می‌گوید: «این پژوهش دلسوخته بازی را عوض کرده است».

تا همین اواخر، بسیاری از باستان‌شناسان بر این عقیده بودند که نیاکان اهالی جزایر اقیانوس آرام با مردم بومی تایوان خویشاوندی دارند. این‌طور گفته می‌شد که آن‌ها به سمت جنوب و به مقصد جزایر اطراف گینۀ نو کشتی‌رانی کرده‌اند و بعدها با جمعیت آنجا موسوم به پاپوایی‌ها درآمیخته‌اند. سپس نوادگان آن‌ها به سمت شرق و جزایر اقیانوس آرام مهاجرت کرده‌اند.


ظرفی در آزمایشگاه دکتر رایک که حاوی استخوان‌هایی در صف آزمایش و استخراج دی‌ان‌ای است. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

این نظریه کمک کرد به توضیح انواع زبان‌های رایج در منطقۀ اقیانوس آرام، نحوۀ کشاورزی و سبک‌های سفالگری و نیز آمیختگی دی‌ان‌ای متعلق به آسیای شرقی و گینۀ نو که در اهالی این جزایر یافت شده است.

دکتر اسپریگز و دیگر باستان‌شناسان استخوان‌هایی از جزایر وانواتو و تونگا برای دکتر رایک تهیه کردند و تیم او موفق به بازیابی دی‌ان‌ای از آن‌ها شد، درحالی‌که دیگران موفق به چنین کاری نشده بودند. و اما نتیجۀ این بازیابی درمقابل نظریۀ غالب چه حرفی برای گفتن داشت؟

دکتر رایک می‌گوید: «ما از نظر ژنتیکی دریافتیم که آن نظریه اصلاً درست نبود.» او و همکارانش نتایج این پژوهش را ماه گذشته در مجلۀ کارنت بیولوژی۳ منتشر کردند.

برخلاف نظریۀ مذکور، مردمانی که اولین بار به وانواتو و دیگر جزایر اقیانوس آرام وارد شدند مستقیماً از آسیا آمده بودند -احتمالاً از تایوان یا فیلیپین- و هرگز در گینۀ نو توقف نکرده‌اند. پس از آن بود که موجی از پاپوایی‌ها وارد این منطقه شدند.

دکتر رایک می‌گوید: «حالا می‌دانیم که این موج چه زمانی به راه افتاد – قبل از ۲۴۰۰ سال پیش. و نتیجۀ آن یک جایگزینی کامل بود».

و موج دوم درواقع دست‌کم شامل دو مهاجرت بود. پاپوایی‌هایی که به وانواتو امروزی آمدند، احتمالاً از جزایر بیسمارک. اما پاپوایی‌هایی که به مناطق دورتر در جزایر پلی‌نِزی وارد شدند، اهل جزایر دیگری بودند، احتمالاً بریتانیای نو.

تا ماه گذشته، حدود سه‌چهارم از تمام اطلاعات ژنومی به‌دست‌آمده از بقایای انسان‌های باستانی در ادبیات علمی را تیم دکتر رایک منتشر کرده‌اند. اما این تازه اول راه این دانشمندان است.

آن‌ها همچنین دی‌ان‌ای حدود ۳۰۰۰ نمونۀ دیگر را بازیابی کرده‌اند. و یخچال‌های آزمایشگاه دکتر رایک پر است از استخوان‌های ۲۰۰۰ تن دیگر از ساکنان دوران پیش از تاریخ.

برنامۀ دکتر رایک این است که دی‌ان‌ای همۀ فرهنگ‌ها را که در هرجایی از دنیا برای باستان‌شناسان شناخته شده‌اند پیدا کند. او امیدوار است درنهایت بتواند یک اطلس ژنتیکی از انسان‌ها در طول ۵۰۰۰۰ سال گذشته تدوین کند.

می‌گوید: «سعی می‌کنم یک‌جا به همۀ آن فکر نکنم، چون کاری بسیار طاقت‌فرساست».


تفسیر دی‌ان‌ای باستانی
کتاب جدید دیوید رایک، ژنتیک‌شناس مدرسۀ پزشکی هاروارد، یافته‌های آزمایشگاهی او را دربارۀ مهاجرت‌های پیش‌ازتاریخ انسان و آمیزش پیچیدۀ جمعیت‌های مختلف تشریح می‌کند. نقشۀ زیر برخی از آن مهاجرت‌ها ازجمله روند گسترش انسان‌های امروزی از آفریقا و خاور نزدیک به سایر مناطق و چند آمیزش عمده را نشان می‌دهد.

منبع: ما کیستیم و چگونه به اینجا رسیدیم نوشتۀ دیوید رایک | توضیح: نقشه خطوط ساحلی معاصر را نشان می‌دهد، جز در مواردی که مشخص شده است.
منبع: ما کیستیم و چگونه به اینجا رسیدیم نوشتۀ دیوید رایک | توضیح: نقشه خطوط ساحلی معاصر را نشان می‌دهد، جز در مواردی که مشخص شده است.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب در ۲۰ مارس ۲۰۱۸، با عنوان «David Reich Unearths Human History Etched in Bone» در وب‌سایت نیویورک‌تایمز منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ آن را با عنوان «مطالعۀ دی‌ان‌ای تصور ما دربارۀ تاریخ انسان را دگرگون خواهد کرد» منتشر کرده است.
•• کارل زیمر (Carl Zimmer) برای روزنامۀ نیویورک تایمز می‌نویسد و نویسندۀ ۱۳ کتاب علمی است. جدیدترین کتابش با عنوان خنده‌هایش به مادرش رفته (She Has Her Mother’s Laugh) در ماه مه ۲۰۱۸ منتشر خواهد شد.

[۱] Who We Are and How We Got Here
[۲] فرهنگ جام (Beaker culture) اصطلاحی است برای اشاره به یک فرهنگ باستان‌شناختی پراکنده در اروپای غربی و مرکزی پیش‌ازتاریخ، از اواخر دوران نوسنگی یا فرانوسنگی تا اوایل عصر برنز. اصطلاح Beaker (جام) را برای اولین بار جان اَبرکرامبی باستان‌شناس اسکاتلندی به‌خاطر جام‌های متمایز این دوران وارد ادبیات باستان‌شناسی کرد [مترجم].
[۳] Current Biology

مشاهده ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی قالب برای دلسوخته بوده و کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.