ائتلاف مزدبگیران؛ لازمه پیروزی در مذاکرات مزدی – دلسوخته

پرویز صداقت، اقتصاددان در گفتگوی پیش‌رو ضمن اشاره به فضای لیبرالی حاکم بر اقتصاد کلان، بر لزوم  ائتلاف و همراهی همه مزدبگیران برای غلبه بر موانع ساختاری افزایش دستمزد تاکید می‌کند. به عقیده او بخش مهمی از شکاف دستمزد و هزینه‌های زندگی باید از راه رایگان ساختن خدماتی که بسیاری از آن‌ها به لحاظ قانونی هم باید رایگان می‌بود (مانند هزینه‌های آموزش و بسیاری از هزینه‌های سلامتی) صورت پذیرد.

در سال جاری، قیمت اقلام ضروری بارها افزایش یافت. این افزایش قیمت به تورمی بطئی و زیرپوستی دامن زد که مردم و کارگران به‌رغم انکار مسئولان، آن را در زندگی روزمره خود به خوبی لمس کردند. سئوال اینجاست که آیا بازهم دولتمردان قرار است به انکار واقعیت‌های اقتصادی زندگی مردم ادامه دهند و با پافشاری بر نرخ تک رقمی تورم رسمی، از اجرای قانون صریح افزایش دستمزد سر بازبزنند؟ کارگران در مقابل چه ابرازی در دست دارند و چه وظایفی برعهده نمایندگان کارگران در جلساتِ سه‌جانبه مزدی است؟ پرویز صداقت، اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتگوی پیش‌رو ضمن اشاره به فضای لیبرالی حاکم بر اقتصاد کلان، بر لزوم  ائتلاف و همراهی همه مزدبگیران برای غلبه بر موانع ساختاری افزایش دستمزد تاکید می‌کند.

 

یک چالش مهم،  نحوه لحاظ کردن نرخ تورم در مزد کارگران است. جدا از اینکه کدام نرخ تورم را باید مبنا قرار داد، نمایندگان کارگران می‌گویند پیش از این در سال‌های گذشته کلاه سرمان رفته و طرف‌های مقابل، نرخ تورم را در مداخل (دستمزد ) اعمال کرده‌اند؛ در حالیکه باید روی مخارج (سبد معاش) اعمال می‌شد. برای نمونه اگر تورم ۱۰درصد است باید روی سبد دومیلیون و ۴۰۰هزار تومانی اعمال شود و نه روی دستمزد یک میلیون تومانی. شما این ادعا را چطور تفسیر می‌کنید؟ آیا براساس ماده ۴۱ قانون کار  و تعریف اقتصادی و علمیِ تورم، این ادعا صحیح است؟

هیچ تردیدی نیست که در شرایطی که دستمزدها این‌قدر با سبد معیشت خانوارها فاصله دارند، تأثیر تورم را باید روی سبد هزینه‌ها دید و نه دستمزدی که صرفاً بخش محدودی از این سبد را تأمین می‌کند. بنابراین نکته مهمی که کارگران باید در مذاکرات مربوطه بر آن تأکید کنند همین مسأله است. با این تأکید که با اتفاقاتی که طی هفته‌های اخیر در نرخ ارز و بهای بسیاری از کالاها و خدمات رخ داده و تصمیم‌گیری در خصوص افزایش بهای خدمات دولتی در سال آتی، نرخ تورم طی ماه‌های آتی به‌شدت افزایش می‌یابد و کارگران باید به این موضوع توجه و بر آن تأکید داشته باشند. همین شوک اخیر ارزی و افزایش شدید بهای دلار از راه افزایش بهای کالاهای مصرفی وارداتی، افزایش بهای کالاهای واسطه و سرمایه‌ای و بدین ترتیب افزایش بهای تمام‌شده تولید و نیز گسترش توان قیمت‌گذاری دلخواهانه بنگاه‌ها به سبب تلاطمات ارزی، یک پیامد تورمی جدی خواهد داشت. بگذریم از اثرات روانی تورمی آن.

هیچ تردیدی نیست که در شرایطی که دستمزدها این‌قدر با سبد معیشت خانوارها فاصله دارند، تأثیر تورم را باید روی سبد هزینه‌ها دید و نه دستمزدی که صرفاً بخش محدودی از این سبد را تأمین می‌کند.

در کل، ما امروز از یک شکاف درازمدت میان دستمزدها و سبد معیشتی خانوارها در ایران آسیب می‌بینیم که ناشی از سه عامل است که به همراه یکدیگر در جهت تشدید شرایط زندگی و معیشت بخش اعظم جامعه عمل کرده است. یک عامل این است که کم‌وبیش در اغلب سال‌ها میزان رشد حقوق و دستمزد کمتر از نرخ تورم بوده است. عامل دوم این بوده که بسیاری از خدماتی که پیش‌تر رایگان بود اکنون پولی شده است. مثلاً در نخستین سال اجرای برنامه اول توسعه در ایران، آموزش عالی دولتی بود اما امروز صرفاً حدود ۱۵ درصد دانشجویان ما از آموزش رایگان دولتی برخوردارند و بخش اعظم آن‌ها شهریه می‌پردازند و یا در آن سال مدرسه پولی وجود نداشت و امروز نمی‌توان مدرسه دولتی پیدا کرد که بخشی از هزینه‌ها را از اولیا نگیرد. این هزینه‌های اضافی همه بر دوش خانوارها تحمیل شده است. عامل سوم هم تغییرات ناشی از سبک زندگی خانوارها بوده است. بسیارند هزینه‌هایی که پیش از این یا اصلاً وجود نداشتند یا از جایگاه کنونی در هزینه‌های زندگی برخوردار نبودند. مثلاً هزینه خرید کامپیوتر شخصی، هزینه تلفن هوشمند و بسیاری هزینه‌های دیگر که اکنون ضروری به نظر می‌رسد. بنابراین از سه سو شاهد تشدید فاصله دستمزد و هزینه‌های واقعی زندگی بوده‌ایم.

بنابراین، برای غلبه بر این شکاف‌ها که اکنون نزدیک به ۳۰ سال است که دایماً بر آن‌ها افزوده شده است، باید یک جهش عمده در حقوق و دستمزد رخ بدهد اما برای اینکه این جهش اثرات تورمی نداشته باشد، بخش مهمی از شکاف دستمزد و هزینه‌های زندگی باید از راه رایگان ساختن خدماتی که بسیاری از آن‌ها به لحاظ قانونی هم باید رایگان می‌بود (مانند هزینه‌های آموزش و بسیاری از هزینه‌های سلامتی) صورت پذیرد و نیز همزمان خواهان اجرای یک سیاست ضدتورمی گسترده بود که تورم‌های آتی، افزایش دستمزد جاری را در خود نبلعد.

دولت ولو به فکر معیشت کارگران و مردم کشور نباشد و صرفاً از منظر بحران تقاضای مؤثری که صاحبان سرمایه را تحت تأثیر قرار داده به موضوع بنگرد، باید افزایش دستمزدها و به موازات آن ارائه رایگان برخی خدمات مانند خدمات آموزشی و بهداشتی را در دستورکار قرار دهد. اما به نظر می‌رسد نه در دولت و نه در کارفرمایان این نگاه درازمدت وجود ندارد و صرفاً با دیدی کوتاه‌مدت به دنبال انجماد دستمزدها و به تبع آن کاهش بهای تمام‌شده کالاها و خدمات و بدین ترتیب تحریک انباشت سرمایه‌اند.

نکته دیگر که در این‌جا مایلم به‌طور گذرا به آن اشاره کنم این است که در این سؤال از فاصله تورم و دستمزدها بحث شده است اما عوامل و زمینه‌سازهای تورم در نظر گرفته نشده‌اند. یک عامل مهم که در تمامی چند دهه گذشته وجود داشته و کمتر موردتوجه قرار گرفته این است که طبقات فرادست جامعه همواره در طی چهار دهه گذشته از تورم ساختاری موجود در اقتصاد بهره برده‌اند. چراکه موقعیت فرادست‌شان به سبب این تورم تحکیم شده است. یعنی بخش مهمی از تورم موجود ناشی از سیاست‌های آگاهانه‌ای است که دولت‌ها برای تأمین مطالبات طبقات فرادست اجرا کرده‌‌اند. به عبارت دیگر، در چند دهه گذشته تورم ساختاری یکی از مهم‌ترین ابزارها برای سلب مالکیت از فرودستان و مزدبگیران بوده است.

اگر ادعای فوق صحت دارد، چرا در سال‌های گذشته، کارگران، نمایندگان کارگران و اقتصاددانان حامی طبقه کارگر از این مساله غفلت داشته اند؟ می‌شد با روشنگری و فضاسازی، از حق‌کشی جلوگیری کرد و نگذاشت که سال‌های متمادی سر کارگران کلاه برود.

از یک غفلت همگانی باید سخن بگوییم. البته کم‌شمار صداهایی بوده‌اند که بر ضرورت افزایش دستمزدها متناسب با هزینه معیشت کارگران اشاره داشته‌اند. اما اینکه این صداها به یک حرکت همگانی برای افزایش دستمزد بدل نشد، دلایل نهادی و ساختاری جدی هم دارد؛ صرفاً نمی‌توان ناشی از غفلت دانست. نخست، دولت و کارفرمایان از تحولات دموگرافیک و افزایش شمار جمعیت در سن اشتغال و نرخ بالای بیکاری بهره کامل بردند تا دستمزد کارگران را هرچه منقبض‌تر سازند. دوم، به سبب مجموعه تحولاتی که در بازار کار بعد از نخستین برنامه توسعه تا امروز شاهد بودیم بخش اعظم قراردادهای کاری به قراردادهای موقتی و سفیدامضا و غیره بدل شد که کارگران را در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری برای اعتراض نسبت به وضع موجود قرار داد. سوم، طبقه کارگر و دستمزدبگیران فاقد تشکل‌های مستقل صنفی خود بوده‌اند یا در معدود مواردی که این تشکل‌ها وجود دارد چنان زیرضرب قرار داشته که برای هرگونه حرکت جمعی با شرایط تهدیدکننده‌ و بسیار دشواری روبه‌رو بودند. چهارم، دولت و وزارت کار در اغلب موارد همچون نماینده مستقیم کارفرمایان و مدافع منافع کوتاه‌مدت آن‌ها، از هر ابزاری برای خاموش کردن این صداها استفاده کرده است. و در نهایت آن‌که چنان ایده‌های کاذب نولیبرالی جایگاه هژمونیک پیدا کرد و تفکر مقاومت در برابر ‌این ایده‌ها رنگ باخت که حتی تلاش کردند تصور مقاومت و تلاش برای یک زندگی بهتر همگانی از یادها برود.

طبقات فرادست جامعه همواره در طی چهار دهه گذشته از تورم ساختاری موجود در اقتصاد بهره برده‌اند. چراکه موقعیت فرادست‌شان به سبب این تورم تحکیم شده است. یعنی بخش مهمی از تورم موجود ناشی از سیاست‌های آگاهانه‌ای است که دولت‌ها برای تأمین مطالبات طبقات فرادست اجرا کرده‌‌اند.

مجموع این عوامل ما را به وضع کنونی رسانده است. وضعیتی که با یک نرخ دورقمی بیکاری روبه‌روایم و بخش اعظم نیروی کار شاغل و بازنشستگان دریافتی در حدود حداقل دستمزد دارند و چنان‌که می‌دانیم این دریافتی بسیار نازل‌تر از سبد معیشت خانوار است. تجربه همه دولت‌های بعد از انقلاب نشان داده که به جز برخی مواقع با نیات پوپولیستی به سبب در پیش بودن انتخابات و یا اجرای سیاست‌های «حامی‌پروری»، دولت‌ها چندان‌ نگران و دل‌مشغول زندگی و معیشت ده‌ها میلیون خانواده زحمتکش نیستند. بنابراین کارگران باید خود در فکر راه‌هایی برای غلبه بر این بحران فراگیر باشند. راه‌حل آن‌ها راه‌های فردی نیست، بلکه تکیه بر تلاش جمعی طبقه کارگر و همه دستمزدبگیران است.

در هفته‌های گذشته، دولتی‌ها بحث «خط فقر ملی» را پیش کشیده‌اند و ادعا کرده‌اند که خط فقر ملی حدود ۶۰۰ یا ۷۰۰ هزار تومان است. پیش کشیدن چنین بحثی در این بازه زمانی که نزدیک مذاکرات مزدی هستیم، چه بار معنایی‌ دارد و چه هدفی را دنبال می‌کند؟ جدا از این، آیا مشخص است که دولتمردان با استناد به چه آمارهایی، خط فقر ملیِ ۶۰۰ هزارتومانی را استخراج کرده‌اند؛ آن هم در شرایطی که سبد معاشی که توسط کمیته مزد سال گذشته، بسیار حداقلی محاسبه شد، حدود دو میلیون و پانصد هزار تومان است.

صحبت از خط فقر ملی ۶۰۰ یا ۷۰۰ هزار تومانی یک شوخی تراژیک است. در این‌ محاسبات ظاهراً خانواده‌ای خیالی در نظر گرفته شده است که نه مشکل سرپناه و مسکن دارد، نه هزینه‌ای بابت حمل‌ونقل از خانه به محل کار، محل درس، بیمارستان و غیره دارد. و نه هزینه‌های آموزشی و بهداشتی. بگذریم از هزینه‌های تفریحی. این خانواده فرضی که در ناکجا زندگی می‌کند، نه در جغرافیای مشخصی در ایران، و مشکل مسکن و آموزش و سلامت و غیره هم ندارد. برای اینکه زنده بماند باید حداقلی از کالری را روزانه دریافت کند. ظاهراً برای دست‌یابی به این حداقل کالری چنین محاسبه‌ای را انجام داده‌اند.

این محاسبه چنان دور از منطق زندگی واقعی است که اصلاً نیازی به پاسخ‌گویی ندارد و صرفاً باید نیات محاسبه‌کنندگانش را افشا کرد. یکی از پی‌آمدهای چنین محاسباتی این است که طرف دولتی و کارفرما در مذاکرات مربوط به دستمزد بگوید مثلاً حداقل دستمزد از خط فقر ملی بالاتر است! و به این ترتیب چنین دستمزدهایی را توجیه کند. اما شاید از این محاسبه جعلی برای استمرار سیاست‌های «حامی‌پروری» می‌خواهند استفاده کنند. یعنی پرداختی حداقلی به برخی گروه‌های تحت پوشش نهادهای خیریه‌ای به منظور ایجاد شبکه‌ای از حامیان در میان اقشار کاملاً به حاشیه رانده شده. که این موضوع هم در شرایط محدود بودن فعلی منابع دولتی امکان‌پذیر نیست.

برای جبران فاصله دایماً فزاینده‌تر دستمزدها و خط فقر چه باید کرد؟

در این‌جا مخاطب من خود کارگران و گروه‌های مزدبگیر است چراکه منافع مادی کوتاه‌مدت کارفرمایان و نوع نگاه و البته منافع خود دولت در حفظ دستمزدهای حداقلی کنونی است و تنها با فشار ناشی از حرکت‌های اجتماعی می‌توان به سطوح دستمزدی متناسب با سبد هزینه زندگی دست یافت.

برای اینکه دریابیم که چه باید کرد باید قبل از هرچیز ببینیم که چگونه به وضع کنونی رسیدیم. چه‌ عواملی طی چند دهه گذشته باعث شد که قدرت چانه‌زنی کارگران در مذاکرات دستمزدی به سطح نازل کنونی برسد. بر مبنای چنین شناختی آن‌گاه می‌توانیم راهکارهایی برای خروج از وضع کنونی صورت‌بندی کنیم.

نخست آن‌که انجماد دستمزدها در سه دهه گذشته از تغییرات جمعیتی و افزایش شمار جمعیت در سن کار بهره برده است. چراکه وقتی عرضه نیروی کار افزایش می‌یابد و تقاضا برای نیروی کار به همان نسبت افزایش پیدا نمی‌کند کارفرمایان و دولت در موقعیت برتری در مذاکرات دستمزدی قرار می‌گیرند. چراکه به طور بالقوه در برابر کارگران نافرمان و یا «زیاده‌خواه!» می‌توانند از به‌اصطلاح ارتش ذخیره صنعتی و جمعیت بیکار بهره ببرند. بنابراین موفقیت کارگران در نهایت منوط به نزدیک ساختن حرکت‌های کارگری با حرکت‌ها و مطالبات بیکاران است.

دوم، نکته مهم این است که دیگر دلایل ضعف کارگران در مذاکرات و قدرت چانه‌زنی اندک آنان، اولاً حجم بالای قراردادهای موقت و سفیدامضا و مانند آن است. ثانیاً خروج برخی از کارگاه‌ها و برخی از حوزه‌ها (مناطق آزاد) از شمول قانون کار و ثالثاً سپردن بخشی از نیروی کار به شرکت‌های پیمانکاری است. بنابراین مهم‌ترین مطالبات جدید کارگران حذف قراردادهای سفیدامضا، تغییر قراردادهای کاری کوتاه‌مدت به قراردادهای دایمی، حذف شرکت‌های پیمانکاری و شمولیت قانون کار بر تمامی بنگاه‌های اقتصادی در تمامی مناطق است.

صحبت از خط فقر ملی ۶۰۰ یا ۷۰۰ هزار تومانی یک شوخی تراژیک است. در این‌ محاسبات ظاهراً خانواده‌ای خیالی در نظر گرفته شده است که نه مشکل سرپناه و مسکن دارد، نه هزینه‌ای بابت حمل‌ونقل از خانه به محل کار، محل درس، بیمارستان و غیره دارد. و نه هزینه‌های آموزشی و بهداشتی. بگذریم از هزینه‌های تفریحی.

سوم آن که بخشی از شکاف دستمزد و هزینه زندگی را باید از طریق غیرپولی کردن خدماتی دنبال کرد که پیش‌ از این توسط دولت به‌رایگان ارائه می‌شد یا از نظر قانونی دولت مکلف به ارائه رایگان آن است. بنابراین، به موازات مطالبه افزایش دستمزد باید خواهان این شد که آن دسته از خدمات دولتی مانند خدمات آموزشی و بهداشتی و مانند آن بار دیگر به رایگان در اختیار شهروندان قرار بگیرد.

چهارم، نکته مهم دیگر آن که کارگران فاقد تشکل‌های مستقل مربوط به خود بودند و به همین دلیل نتوانسته‌اند اعتراضات خود را به شکلی سازمان‌دهی شده و مؤثر پیش برانند. بدین ترتیب، کارگران برای اینکه موفق شوند صرفاً بر بخشی از شکاف دستمزد و معیشت ‌خود چیره شوند باید به موازات درخواست افزایش دستمزد مطالبه برای حذف قراردادهای کوتاه‌مدت و نیز گسترش شمول قانون کار بر تمامی بنگاه‌ها و مناطق، حق برخورداری از تشکل‌های مستقل کارگری را مورد تأکید قرار دهند و به دنبال شکل دادن به چنین تشکل‌هایی باشند.

اما مسأله مهم این است که مبارزه برای افزایش دستمزد اگر می‌خواهد بر این شکاف تاریخی غلبه کند  باید بسیار قدرتمندتر از وضعیت کنونی باشد به همین دلیل باید مؤتلفان و متحدانی در میان سایر طبقات و گروه‌های اجتماعی بیابد. این مؤتلفان در درجه نخست خیل دستمزدبگیرانی است که برخی آنان را طبقه متوسط می‌شمارند و در عین حال همگرایی کارگران با حرکت‌ها و جنبش‌های بالقوه‌ای است که در میان بیکاران شکل می‌گیرد. یعنی برای اینکه بر این شکاف تاریخی میان دستمزد و سبد هزینه‌های زندگی فائق بیاییم باید یک ائتلاف گسترده از همه گروه‌های دستمزدبگیر اعم از کارگران، معلمان، پرستاران و سایر گروه‌‌ها شکل بگیرد و این ائتلاف مطالبات مشخصی را در حوزه‌های کاری مانند حذف قراردادهای کوتاه‌مدت، حذف شرکت‌های پیمانکاری، و شمولیت جامع و کامل قانون کار بر تمامی بنگاه‌ها، غیرپولی کردن هزینه‌های آموزشی و رفاهی و بهداشتی، و حق تشکیل تشکل‌های مستقل صنفی را دنبال کند. طبیعی است که از یک حرکت کوتاه‌مدت نمی‌گویم بلکه صحبت از ساختن یک جنبش در سپهر سیاسی است.

دلایل ضعف کارگران در مذاکرات و قدرت چانه‌زنی اندک آنان، اولاً حجم بالای قراردادهای موقت و سفیدامضا و مانند آن است. ثانیاً خروج برخی از کارگاه‌ها و برخی از حوزه‌ها (مناطق آزاد) از شمول قانون کار و ثالثاً سپردن بخشی از نیروی کار به شرکت‌های پیمانکاری است.

طرف مقابل، یعنی دولت و کارفرمایان به‌خوبی از ضعف‌های گروه‌های دستمزدبگیر بهره برده و تضعیف دستمزدبگیران را به‌مثابه یک پروژه سیاسی در تمامی چند دهه گذشته دنبال کرده است. مانع از شکل‌گیری تشکل‌های مستقل کارگری شده، به‌طور دایم با تغییراتی در قانون کار و شمولیت آن و نیز با تبدیل قراردادهای دایم به قراردادهای موقت موقعیت طبقه کارگر را هرچه ضعیف‌تر ساخته است.

بنابراین کارگران نیز باید پروژه سیاسی خود را دنبال کنند. همانطور که کارفرمایان و دولت از تغییرات دموگرافیک برای پروژه انجماد دستمزدها بهره بردند. کارگران نیز از تضعیف موقعیت مالی سایر گروه‌های دستمزدبگیر که خود گمان می‌کنند بخش‌هایی از طبقه متوسط هستند برای شکل‌گیری یک ائتلاف گسترده‌تر طبقاتی بهره ببرند.

فراموش نکنیم که بخش اعظم مطالبات غیرمعیشتی بسیاری از گروه‌های اجتماعی نیز طی دو دهه گذشته نتوانسته پاسخ‌ درخوری پیدا کند. برای مثال مطالبات زنان را در نظر بگیرید که عجز و ناتوانی جدی در تحقق آن وجود دارد. در عین حال یکی از موانع افزایش دستمزدها نیز همین وجود شکاف دستمزدی ناشی از جنسیت بوده که کارفرمایان را در انجماد دستمزدها یاری کرده است. کارگران به همین دلیل باید با تأکید بر موانع ساختاری مشترک برآوردن این مطالبات و مطالبات مربوط به افزایش دستمزد، باید به‌سوی تشکیل این ائتلاف گسترده‌تر با مطالبه‌گران درخواست‌های غیراقتصادی بروند.

از طرف دیگر، از آن‌جا که یکی از موانع اصلی برای افزایش دستمزدها فقدان تشکل‌های مستقل‌ و وجود موانع متعدد برای این‌گونه تشکل‌یابی است. از همین رو، هر مطالبه دموکراتیکی در هر سطحی از جامعه باید مورد حمایت جدی و مؤثر کارگران قرار بگیرد چراکه بدین ترتیب یک گام به‌سوی ایجاد تشکل‌های مستقل خودشان نزدیک‌‌تر می‌شوند.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بارون

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بارون

موزیک جدید بارون از حمید هیراد خواننده جوان و پدیده‌ی موسیقی ایران با تکست و دو کیفیت عالی از آپ موزیک

شعر و آهنگسازی : حمید هیراد

Download New Song By : Hamid Hirrad | Baroon With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

sdf 1 دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بارون

متن آهنگ بارون حمید هیراد

♪♪♫♫♪♪♯

♪♪ خواب بودم که از خواب من پریدی ♪♪

♪♪ خواب دیدم که زود رفتی و ندیدی ♪♪

♫ شعر و آهنگسازی : حمید هیراد ♫

♪♪ من مسته من دلتنگ بی گریون ♪♪

♪♪ منی که باز نشستم زیر بارون ♪♪

♪♪ خواب دیدم ♪♪

♪♪♫♫♪♪♯ عاشقت تو این نم نم های بارون ♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بارون

♪♪♫♫♪♪♯ شدیم این شبا میباره رو ناودون ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪ عاشق اون وقتیم که زل میزنم به عکست ♪♪

♪♪ کنار گلدون عاشقونه چه قدر بی بهونه ♪♪

♪♪ سر سپردم به دست های گرم تو ♪♪

♪♪ نازنینم  ♪♪

بزودی…

حمید هیراد بارون

توضیحات تکمیلی حمید هیراد در اینستاگرام:

حال الانم… شب بارونیتون پر از عطر

عاشقی..و خدایی که به شدت کافیست…

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بارون

مشاهده ادامه مطلب

غرور


نمایش مشخصات عادله  ملائکه.  ( ام البنین )

او بوالهوسی می بود
در هر قفسی می بود
اما دل بی‌خوابش
تنگ نفسی می بود
او را نفسش عمری
فرخنده کسی می بود
سرگشته ز خود می شد
گویی مگسی می بود
گر هم نفسش می دید
چون خار و خسی می بود
جانش به لبش

شاعر:عادله ملائکه. ( ام البنین )

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب فرهنگ توصیفی تاریخ ایران (جلد اول)

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

فرهنگ توصیفی تاریخ ایران (جلد اول)

مجموعه‌ی حاضر مشتمل بر شرح و معرفی اصطلاحات، اشخاص، اماکن، اقوام و احزاب و گروه‌های مختلف تاریخ ایران از دوره‌ی اساطیری تا عصر پهلوی است. جلد نخست از این مجموعه دربردارنده‌ی حرف “آ” تا حرف “الف” بوده با “آیینه‌ی گیتی‌نما” آغاز می‌شود و به “ایویس روتریم گاه” ختم می‌گردد.

از مقدمه کتاب:

برای عموم افرادی که به تاریخ ایران علاقه‌مندند و به خصوصی دانشجویان تاریخ که در دانشگاه‌های ایران، تحصیل می‌کنند یک فرهنگ تخصصی تاریخی با موضوع ایران کاری قابل نگرش و ضمیمه‌ای است بر کتاب‌های دیگر تاریخ ایران.

باید متذکر شد که کتاب‌های فرهنگ جزء منابع مطالعاتی مرجع تلقی می‌شوند، یعنی آن دسته از کتب که در قفسه کتابخانه ها جای می گیرند، در محلی نزدیک و قابل دسترسی جهت رفع نیازهای موردی هستند.

فرهنگها کلید واژه‌هایی هستند که درهای بسته را باز می‌کنند و هرچه دامنهٔ مطالعات وسیع‌تر و هدفمندتر باشد لزوم تألیف فرهنگهای گوناگون و تخصصی بیشتر احساسی می‌شود.

ایدهٔ آماده سازی یک لغتنامه که دورهٔ خاصی از ناریخ را تحت پوشش فرار داده اطلاعات عمومی و معین خاصی را برای برخی جنبه‌های تمدن بشری فراهم می‌نصابد که این یک منبع ارزشمند می‌باشد.

در این فرهنگ که فرهنگ توصیفی ایران از آغاز دورهٔ اساطیری تا پایان عصر پهلوی را شامل می‌شود اشاره به اماکن، اشخاص، اصطلاحات، جغرافیای تاریخی و رجال پرداخته شده است. بعضی از افراد به حوزه‌های موضوعی و جغرافیای منفال تواریخ دیگر تعلق دارند، اما به نوعی چون با گذشته در ارتباط بوده و یا ذیل تاریخ ایران محسوب می شوند.

در این راستا می توان تاریخ اموی و عباسی را به عنوان مثال ذکر کرد که این تواریخ را باید در تاریخ کشورهای اسلامی پی گرفت، اما تاریخ ایران پس از اسلام تا دورهٔ مغول، به لحاظ اثرگذاری و اثرپذیری به شدت با این دو دولت مرتبط است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
تاریخ و تمدن ایلام
ت‍اری‍خ‌ دام‍پ‍زش‍ک‍ی‌ و پ‍زش‍ک‍ی‌ ای‍ران‌
از پادشاهی تا امپراتوری (تاریخ تحلیلی ایران از آغاز تا اسکندر مقدونی)

نسخه ها

حجم: ۹ مگابایت

دریافت ها: ۶۰۷۶

تعداد صفحات: ۵۶۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

نسخۀ صوتی: بسکتبال، پرتاب به‌سوی تمدن

 


پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۰:۲۶

 

از اختراع بسکتبال کمی بیش از صد سال می‌گذرد. این بازی اولین‌بار به‌مثابۀ راه‌حلی برای تخلیۀ فیزیکی بزهکاران ساخته شد، اما با سرعتی باورنکردنی بین جوانان آمریکایی و سپس در سراسر دنیا محبوبیت پیدا کرد. راز زیبایی بسکتبال در چیست؟ دیو هیکی، منتقد هنری سرشناس، معتقد است بسکتبال مثالی از زندگی در چارچوب تمدن است کششی هم برای پیروزی و هم برای ارتقا.

تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از دیو هیکی که پیش از این با عنوانِ «بسکتبال، پرتاب به‌سوی تمدن» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را در اینجا بخوانید.

من همیشه با «قوانین» مشکل داشته‌ام، چه در جوانی و چه حالا. هرچند که به‌واسطۀ تجربۀ دوران کودکی بی‌قانون و پرتلاطمم، دیگر هرگز در لزوم وجود قوانین تردیدی ندارم، حتی اگر زمانی تمامی قوانین بد باشند و حتی با اینکه خودم هرگز نتوانسته‌ام هیچ قانونی را درونی‌سازی کنم. تا به امروز نشده، پس از توقف در پشت چراغ راهنمایی، در ذهنم خودم را بابت این رفتار متمدنانه تشویق نکنم. ولی به‌هرحال (معمولاً) پشت چراغ قرمز توقف می‌کنم، چون می‌دانم تنها انتخاب ممکن دیگر، یعنی زندگیِ بی‌قانون، جهنم است. رمز تمدن در تشخیص آن لحظه‌ای نهفته است که یک قانون از رهایی‌بخشی باز می‌ایستد و شروع به سلطه می‌کند و این ما را به شکوه بسکتبال برمی‌گرداند. زیرا در میان تمامی هنرهای جدلی که فرهنگ ما عرضه داشته، بسکتبال در تشخیص این لحظۀ شومِ سرآغاز سلطه‌گری و دفع آن عالی عمل کرده است.

فایل صوتی نوشتار «بسکتبال، پرتاب به‌سوی تمدن» را گوش کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

خدا رو دوست دارم – دلسوخته

خدا رو دوست دارم

خدا رو می‌خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می‌خوام نه واسه مشکل و حل غصه‌هام

خدا رو دوست دارم نه واسه‌ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه‌ی زیبا و زشت

خدا رو می‌خوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو می‌خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می‌خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام
خدا رو می‌خوام که فقط تو رو نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن‌و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق‌و تنها نمی‌ذاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می‌زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم
خدا رو دوست دارم که می‌دونه ما عاشق همیم

رضا صادقی

[موسیقی] این ترانه را در کانال رسمی عاشقانه‌ها گوش کنید [موسیقی]

 

خدا عاشق عاشق بودن لبخند
مشاهده ادامه مطلب

از این رپ لعنتی پولی هم در میاد؟ – دلسوخته

تا به‌حال درباره جنبه‌های مختلف رپ فارسی زیاد صحبت شده اما درباره شیوه کسب درآمد و گردش مالی این سبک موسیقی کمتر صحبت شده است. در این گفتگو علی اسماعیلی، مدیر چند رسانه و وبسایت فروش و توزیع آثار شناخته‌شده این سبک درباره شیوه کسب درآمد رپرها توضیح می‌دهد.

تا به‌حال در مورد علل پیدایش رپ فارسی، طرز تفکر و آرمان‌های هنرمندان این سبک و آسیب‌شناسی آن یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی منتشر شده است. اما شاید وقت آن رسیده نگاهی به نحوه کسب درآمد و گردش‌های مالی این سبک از موسیقی در ایران که مخاطبان زیادی دارد بیاندازیم. به‌ویژه آنکه تعدادی از پیشگامان این حرکت فرهنگی – موسیقیایی پا به دهه چهارم زندگی خود گذاشته‌اند یا در آستانه آن قرار دارند. به این منظور گفتگویی با علی اسماعیلی از فعالان رپ فارسی داشتم که مدیریت چند رسانه، وبسایت و فروش و توزیع تعدادی از آثار شناخته‌شده این سبک را در کارنامه‌اش دارد.

 

فکر کنم تابستان بود که وبسایت «آمیزه» را برای اولین بار دیدم. سایتی که علاوه بر انتشار اخبار و یادداشت‌های تحلیلی در مورد رپ فارسی، اقدام به فروش آثار تعدادی از هنرمندان این سبک هم می‌کرد که فکر می‌کنم در رپ فارسی پدیده جدیدی باشد. در مورد این فروشگاه آنلاین و همینطور سابقه خودت توضیح می‌دهی؟

گرایش رشته تحصیلیم تجارت الکترونیک است و رپ فارسی هم همیشه برام در زندگی مهم و الهام بخش بوده. به‌ویژه دوران نوجوانی که داشتم دنیای اطرافم را بهتر می‌شناختم و درک می‌کردم. برای همین به نوعی بهش احساس دین داشتم. از سال ۸۴-۸۵ در فضای مجازی رپ فارسی، شامل چند فروم، عضو بودم و به صورت مقطعی هم گرداننده چند تا سایت. از همین طریق هم ارتباطاتی با برخی هنرمندها داشتم. حدود چهار سال پیش هم در یکی از شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات پرداخت واسط به عنوان برنامه‌نویس مشغول به کار بودم از یک طرف می‌دیدم موج جدیدی در حوزه کسب و کارهای آنلاینِ ایران در حال شکل‌گیری است و از طرف دیگه می‌دانستم که هنرمندان رپ هم دنبال راه‌هایی برای فروش آثارشان بودند.

به‌خاطر اینکه موقع انتشار، اثر از طریق خود هنرمند در کانال تلگرام یا ساندکلود به صورت رایگان پخش می‌شود و مخاطب به این قضیه آگاه است که اگر هزینه‌ای به عنوان خرید پرداخت می‌کند در واقع حمایت محسوب می‌شود نه خرید.

در آن سال اقدام به تاسیس سایت جدیدی کرده بودم با رویکرد پخش آثار و کمک به برخی هنرمندان برای فروش کارهایشان اما با توجه به جدید بودن فناوری پرداخت واسط محدودیت‌ها زیادی وجود داشت. برای مثال نمی‌شد حسابرسی شفافی در اختیار هنرمند قرار داد. اولین کار فروشی که انجام دادم با رپری به نام محمد همزاد بود که با توجه به تک آهنگ بودن قطعه، فروش نسبتاً خوبی داشتیم.

در ابتدا ساز و کار این شکلی بود که برای هر فروش یک وبسایت پشتیبانی می‌ساختیم. اما در ادامه برای هر هنرمند یک وبسایت ساختیم تا از مشکلات ازدیاد سایت‌ها و پشتیبانی‌شان کم شود. در برخی موارد که هم خیلی سریع باید به فروش می‌رسیدیم مستقیماً از خود صفحه پیش‌ساخته درگاه پرداخت استفاده می‌کردیم. یک مدت به همین منوال کار کردیم و به‌واسطه‌اش با هنرمندان نسبتاً زیاد و تراز اول رپ فارسی آشنا شدم و کار کردم. هرکدام از این فروش‌ها یک سری مشکلات و چالش‌ها داشت تا در نهایت به این نتیجه رسیدم که باید پلتفرمی برای فروش ساخته شود. این ایده را با برخی دیگر از هنرمندها مطرح کردم. آنها هم ایده‌های خودشان را اضافه کردند تا اینکه نهایتاً آمیزه متولد شد. در فاز اول انتشار خبر، یادداشت و تحلیل و بعد از فعالیت سه‌ماهه فاز فروش هم به این وبسایت اضافه شد.

خب بگذار سوالی را همین اول ازت بپرسم. رپ در کشور ما موسیقی بدون مجوز است. چطور کارهای فروش یک اثر بدون مجوز را انجام می‌دهی؟

ببین فروش اثر شاید واژه درستی نباشد. اتفاقی که در عمل می‌ا‌فتد در واقع حمایت از تولیدات موسیقایی است. به‌خاطر اینکه موقع انتشار، اثر از طریق خود هنرمند در کانال تلگرام یا ساندکلود به صورت رایگان پخش می‌شود و مخاطب به این قضیه آگاه است که اگر هزینه‌ای به عنوان خرید پرداخت می‌کند در واقع حمایت محسوب می‌شود نه خرید. بسیاری از مواقع هم میزان پرداختی به دلخواه مخاطب است. در مورد مجوز و ارشاد می‌توانم سر بسته بگویم که اگر مشکلی پیش بیاید از همین استدلال حمایت به‌جای فروش استفاده می‌کنیم. البته یک سری از بخش‌ها هست که ما هیچ‌وقت به دلیل ترسی که داشتیم سمتش نرفتیم و سعی نکردیم بدفهمی‌هایی که وجود دارد را برطرف کنیم تا به صورت قانونی به‌کار خودمان ادامه بدهیم. می‌توانم بگویم کاری که توی سایت در حال انجام است شبیه به فرمول مخفی کوکالاست (با خنده) که از راه کلی تحقیق، تجربه و آزمون و خطا که من و یک تیم چهار نفره داشتیم به آن رسیدیم. در واقع ما داریم روی یک خط قرمز باریک راه می‌رویم.

می‌دانم فروش آثار توسط بعضی از هنرمندان رپ به طور مستقل قبلا هم انجام شده است. تو به عنوان کسی که با این حوزه آشنایی داری و از نزدیک با رپرهای مختلف کار کرده‌ای، میتوانی سابقه‌ آن را برایمان بگویی؟

البته مثل حرفی که چه کسی اولین بار رپ خواندن را در ایران شروع کرد، در این مورد هم نمی‌شود از شخص مشخصی نام برد. اما شاید بتوان گفت فروش یا حمایت از آثار از آلبوم دوران طلایی رضا پیشرو سال ۹۱ شروع شد. رضا توی سایت رسمی فروش فیش‌های واریزی را جمع‌آوری می‌کرد و با واریز‌کننده تماس می‌گرفت و آلبوم فیزیکی را برایشان پست می‌کرد. اما به شکل امروزی کارهای زیادی بودند که فروخته شدند مثل مجموعه یک از نوید، مجموعه لغو و رند از فرشاد، مجموعه انفراد از بامداد و فرشاد و نا از دیگرد، شهروند از رض، چند تا از کارهای تشکل کاغذ و دو مجموعه اخیر علی سورنا. در بعضی موارد در کنار فروش خود اثر کالاهایی مثل تی‌شرت یا کلاه نقاب‌دار با طرح آلبوم هم فروخته شده است.

جزو تیم پشتیبانی یک آلبوم بودم که نزدیک به ۴۰ میلیون فروش داشته، آلبومی را هم خبر داشتم که نزدیک به ۶۰ میلیون فروش داشته و در عین حال کسانی هم بودند که با توجه به میزان شهرت و مخاطب، انتظار بالایی از آنها می‌رفت ولی بسیار کمتر از این مبالغ فروختند.

میزان فروش‌ها چقدر بوده؟ به قول معروف عدد بده.

فروش‌هایی که من تا امروز از آنها خبر دارم و یا به نوعی بخشی از تیم فروش آنها بودم، اعداد و ارقام متفاوتی داشته‌اند. قیمت یک مجموعه بین ۱۰ تا ۲۰ هزار تومن است. جزو تیم پشتیبانی یک آلبوم بودم که نزدیک به ۴۰ میلیون فروش داشته، آلبومی را هم خبر داشتم که نزدیک به ۶۰ میلیون فروش داشته و در عین حال کسانی هم بودند که با توجه به میزان شهرت و مخاطب، انتظار بالایی از آنها می‌رفت ولی بسیار کمتر از این مبالغ فروختند. البته این را باید اضافه کنم که فروش‌های بالا مختص به چند هنرمند شناخته شده است که پروسه تولید مجموعه‌شان بعضاً حدود یک سال طول می‌کشد.

خب بگذار این قضیه کسب درآمد در رپ فارسی را بیشتر باز کنیم. یادم است سایت‌هایی در اوایل دهه هشتاد مثل رپفا بودند که از راه پخش آهنگ درآمد داشتند. مدل کسب و کار آنها چطور بود؟

سایت‌های ابتدای دهه هشتاد که چند تا از آنها مثل بیا تو رپ امروز هم فعالند، ساز و کار خیلی ساده‌ای داشتند. مراجع پخش آثار هنرمندان معروف بودند و به همین واسطه از تازه‌کارهایی که دوست داشتند کارهایشان شنیده شود هزینه‌ای می‌گرفتند. در کنار آن برای تبلیغ استودیوهای هنرمندان مطرح یا آهنگسازان، از آنها مبلغی دریافت می‌کردند. آن روزها به دلیل گسترده‌نشدن شبکه‌های اجتماعی،  وبسایت‌ها به نوعی شاهراه ارتباطی هنرمندان و طرفدارها بودند و به عنوان مدیر وبسایت هرچقدر سایتت بهتر و پرمخاطب تر بود درآمدش هم بیشتر بود. البته هنوز هم همین سیستم پابرجاست و همچنان سایت‌هایی هستند که از این طریق درآمدهای زیادی دارند.

حالا که صحبت سایت‌ها شد، می‌دانم که رابط چند هنرمند با رادیو جوان برای پخش کارهایشان هم بودی. آیا رادیو جوان با این هنرمندها گردش مالی هم دارد؟ مثلا هزینه‌ای بگیرد یا که برعکس هزینه کند؟

سیستم کاری رادیو جوان پیشرفته‌تر و گردش مالی آن کلان‌تر از سیستمی است که بالا درباره‌اش صحبت کردیم، ولی روش اصلی کسب درآمد همان است. تفاوتش در کارهای انحصاریی است که از هنرمندان مختلف خریداری می‌کند و به قولی حق پخش اختصاصی آن کارها برای اولین‌بار را می‌گیرد و البته برای آن مبالغی هم هزینه می‌کند. برای مثال چند سال پیش اثری از یکی از رپرهای بسیار معروف داخلی پخش شد که بعدها موزیک ویدیو هم شد. آن اثر در آن سال نزدیک به ۳۰ میلیون تومان از آن رپر خریداری شد. حالا به‌ نظرم مشکل همین‌جا پیش می‌آید. فروش آلبومی از یک هنرمند رپ زیرزمینی شناخته شده نزدیک به هزینه‌ایست که رادیو جوان برای یک تک آهنگ می‌پردازد و خب همین باعث می‌شود که بعضی هنرمندان رپ وسوسه شوند به جای اینکه رسانه‌ای مستقل برای «رپ فارسی» ایجاد کنند، آثارشان را کنار کار افرادی قرار بدهند که حتی ارزش هنری هم ندارند.

موسیقی زیرزمینی نیاز به گسترش مخاطبان آگاه دارد که این نوع موسیقی هنرمندانه و خلاف جریان را انتخاب کنند. زمانی که این اتفاق بیفتد مسیر روشنی هم در انتظار رپ فارسی است و به طبع درآمدزایی بیشتری هم در انتظارش خواهد بود.

با توجه به صحبت‌هایی که کردیم امروزه رپرها از طریق تولید و پخش آثارشان یا به طور مستقل یا به‌واسطه وب‌سایت‌هایی مانند رادیو جوان کسب درآمد دارند. می‌د‌انیم چند رپر شناخته شده که در داخل کشور زندگی می‌کنند وارد دهه چهارم زندگیشان شده‌اند و مسلماً مسائل مالی اهمیت بیشتری برایشان پیدا کرده. راه‌های کسب درآمد دیگری هم از طریق موسیقی دارند؟

توی چند سال اخیر اتفاق‌های عجیبی افتاده که شاید به بدنه این موسیقی ضربه وارد کرده اما از سمت دیگه چاره‌ای برای هنرمند نمانده و شاید نشه خیلی ملامتشان کرد. از همکاری‌های عجیب و غریب با کسانی که صرفاً پول دارند و حتی قدرت دلسوختهشتن هم ندارند (که به فیت دادن معروف است) تا تبلیغات بعضاً نامناسب اینستاگرامی. اما خب هنرمندانی هم بودند که دست به کارهای حرفه‌ای‌تری زده‌اند. بعضی از هنرمندها استودیو باز کردند. برخی که آهنگسازی می‌دانند برای علاقه‌مندها آهنگ تهیه کرده‌اند و از این راه کسب درآمد می‌کنند. راه‌های زیادی در این سال‌ها درست یا غلط توسط هنرمندها آزموده شد اما بحث اصلی اینجاست که آنها بعضی وقت‌ها ناچار به انجام برخی کارها بودند. البته این را هم اضافه کنم که بسیاری از هنرمندان رپ مشاغل متفاوتی با حوزه موسیقی دارند و درآمد اصلیشان از آن راه است.

تعداد زیادی از شوندگان موسیقی به‌ویژه کسانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند از سرویس‌های استریمیگ مثل اسپاتیفای استفاده می‌کنند. آیا رپرهای ما هم اقدامی برای پخش اثار در سرویس‌های شناخته شده انجام داده‌اند؟

به نظر من سرویس‌های استریم صنعت موسیقی را متحول کرده‌اند و در عین حال به بهترین نحو ممکن در کنار حقوق منتشرین و مولفین (کپی رایت) ایستادند. رپرهای ایرانی هم رفته‌رفته در حال رو آوردن به این سرویس‌ها هستند. سال گذشته خود من نزدیک به ۳۰ عنوان را با هماهنگی هنرمندان روی استریم‌های خارجی قرار دادم تا هم برایشان کسب درآمد بشود و هم اگر قصد همکاری خارجی داشتند از این راه بیشتر در معرض شنیده شدن قرار بگیرند. در آینده هم با توجه به کارهایی که در حال انجامش هستم و هماهنگی‌های صورت گرفته با برخی از هنرمندان غیرفارسی‌زبان قصد تبدیل آمیزه به یک سیستم استریم داریم که هم به عنوان یک پخش‌کننده محسوب بشیم و هم با راه‌اندازی سرویس استریم درآمدزایی بهتری را برای هنرمندان به وجود بیاوریم.

جدا از سرویس‌های استریمنگ، آینده کسب و کار و درآمدزایی در رپ فارسی را چگونه می‌بینی؟

وضعیت در حال حاضر به نحوی است که خیلی نمی‌شود درباره ی آینده به صراحت صحبت کرد. اصل موضوع آنجایی است که موسیقی زیرزمینی نیاز به گسترش مخاطبان آگاه دارد که این نوع موسیقی هنرمندانه و خلاف جریان را انتخاب کنند. زمانی که این اتفاق بیفتد مسیر روشنی هم در انتظار رپ فارسی است و به طبع درآمدزایی بیشتری هم در انتظارش خواهد بود. این کار مستلزم آن است که جو آگاهی که فعلا در رپ فارسی به وجود آمده است را حفظ و سعی کنیم با ارتباط بهتر با مخاطب و بالا بردن کیفیت آثار تجربه بهتری از موسیقی به عنوان یک هنر بسازیم. در غیر این صورت همین شکل از راه‌های کسب درآمد مستقلی هم که فعلاً شکل گرفته رفته رفته از بین می‌رود.

مشاهده ادامه مطلب

آقای نور تاریکی می‌آفریند؟ | روزنامه راه دلسوخته

نویسنده: عصمت‌الله بکتاش

موضوع برکناری آقای عطامحمد نور؛ والی بلخ از سوی رییس‌جمهور هنوز به عنوان یک گره کور سیاسی باقی مانده و مذاکراتی که میان نمایندگان جمعیت اسلامی و دولت صورت گرفته تا هنوز به باز کردن این گره کمک نکرده است.

به نظر می‌رسد آقای نور سخت تلاش می‌ورزد با استفاده از هر گزینه ممکن بر دولت اعمال فشار نموده تا در صورت کناره‌گیری از ولایت بلخ به یک سلسله امتیازهای مورد نظر دست یابد.

روی همین منظور درست از زمانی که برکناری او رسمن اعلان شده، تا اکنون مانورهای متعددی نیز به  اجرا گذاشته تا در چانه‌زنی‌های سیاسی با دولت امتیاز بیشتر نصیب او گردد.

در تازه‌ترین مانور آقای نور از هواداران‌اش خواسته که در آینده‌های نزدیک دست به اعتراض مدنی زده و در صورت بی‌اثر ماندن اعتراض‌های مدنی به گزینه‌های دیگری نیز متوسل خواهد شد.

از سوی دیگر ریاست جمهوری تا هنوز از موضع اعلان‌شده کوتاه نیامده و علایمی هم دیده نمی‌شود که بر خواسته‌های آقای نور نقطه توافق بگذارد.

در این کشمکش پرسش‌ها این است که نخست چرا آقای نور بر ماندن بر کرسی ولایت بلخ این همه تاکید می‌ورزد و دوم، چرا برای این همه ساله‌ای طولانی یک نفر والی یک ولایت باشد؟

تردیدی نیست که آقای نور در سال‌های اقتدارش به عنوان والی بلخ، یک سلسله خدمات قابل توجه را برای مردم آن ولایت عرضه کرده است، اما در کنار این خدمات، آقای نور امروز یکی از ثروتمندترین تاجران افغان است که دارایی افسانه‌یی او را بالغ بر یک میلیارد دالر امریکایی محاسبه می‌کنند.

آگاهان امور می‌گویند که تمام تلاش‌های آقای نور جهت ماندن بر قدرت و یا پذیرفته شدن نامزد مورد نظر وی برای احراز کرسی ولایت بلخ نه به منظور تامین بهتر امنیت آن ولایت؛ بل به منظور حفاظت از ملکیت و دارایی‌هایی می‌باشد که به نحوی به او تعلق می‌گیرند.

گفته می‌شود دوسیه‌هایی نیز در ارتباط با سوء‌استفادۀ مالی آقای نور تحت پیگرد ثارنوالی قرار دارد که بایگانی آن بخشی از چانه‌زنی‌های سیاسی وی با نمایندگان دولت می‌باشد.

اکنون که این دوسیه‌ها پوشۀ سیاسی گرفته است، عوامل و دلایل اصلی اصرار آقای نور بر ماندن بر قدرت در ابرهای تیره حساسیت‌های قومی و تصادم منافع سازمان‌های استخباراتی کشورهای دور و نزدیک پنهان شده است.

 از همین رو تردیدی نیست که در پشت تهدیدهای آقای نور به آدرس دولت مرکزی، حمایت و وعده‌های بعضی از کشورهای همسایه پنهان نبوده باشد.

آقای نور به دلیل اینکه از امکانات قابل توجه مالی برخوردار می‌باشد، می‌تواند احساسات و عواطف بسیاری را علیه حکومت مرکزی تحریک نموده و به انجام مانورهای بیشتر و سنگین‌تر بپردازد. اما از آنجا که تحلیل و تفسیر واقعیت‌های سیاسی برای مردم عوام کار دشوار می‌باشد، بنابراین کمتر کسانی از هواداران آقای نور به این واقعیت دقت خواهند کرد که این همه ثروت افسانه‌یی آقای نور از کجا فراهم شده و به عبارت دیگر او این همه ثروت را از کجا به دست آورده است؟

از سوی دیگر، اگر آقای نور از منافع جمعیت اسلامی سخن می‌گوید و به نمایندگی از آن حزب با دولت مرکزی باب گفتگو را می‌گشاید، داکتر عبدالله به نمایندگی از همین جمعیت اسلامی در بدنه دولت حضور دارد و تا هنوز سندی از سوی حزب جمعیت اسلامی ارایه نشده که داکتر عبدالله از آن حزب اخراج شده باشد.

علاوه بر این، طرف قرارداد تشکیل حکومت وحدت ملی آقای عبدالله بوده است و در این زمینه نیز هیچ سند و مدرک معتبر کتبی وجود ندارد که ماندن آقای نور بر کرسی ولایت بلخ تا ختم دوره کاری دولت وحدت ملی از ماده‌های توافق‌شده قرارداد بوده باشد.

آگاهان امور می‌گویند که نخست خواسته‌های آقای نور از آدرس جمعیت اسلامی به عنوان طرف قرارداد ایجاد حکومت وحدت ملی فاقد مشروعیت حقوقی دانسته می‌شود و دوم، او به عنوان والی یک ولایت ملزم و مکلف به اطاعت از دستور و هدایت رییس‌جمهور می‌باشد.

 با توجه این واقعیت بهتر خواهد بود که آقای نور تلاش‌‌های سیاسی‌اش را معطوف به ماندن بر قدرت و یا قبول خواست‌های یک حزب سیاسی نکرده که اکنون به یک روایت قدیمی و متوقف‌شده تبدیل شده؛ بل به تحقق مفاهیمی بپردازد که می‌توانند به استقرار صلح و تحقق آرزوهای مردم منجر گردد.

همه می‌دانند که خواسته‌های مطرح‌شده آقای نور از دولت مرکزی خیلی کمتر آز آن است که بتواند به استقرار صلح در افغانستان کمک نماید.

افزون بر این، انباشتن سرمایه میلیارد دالری توسط وی، سوالی است که تا پاسخ قانع‌کننده برای آن ارایه نگردد، نیت خدمت و صداقت آقای نور به مردم در پوشه‌یی از ابهام و تردید باقی خواهد ماند.

مشاهده ادامه مطلب

رباعی


نمایش مشخصات بهروز اميدي

ما جـرعه به جـرعه تشـــــنگی نوشیدیم
در عــهــد خـــزان برهــنــــگی پوشیدیم
این دیــگ بــرای مـا نجــوشیــد دمــــی
دل سوخت،جگر سوخت،اگر جوشیدیم
####
سخت است
که رود باشی و

شاعر:بهروز اميدي

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب بازتاب ها

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

بازتاب ها

نمایش در اندازه اصلی

شرح و بازتاب های خاطرات و سفرهای محمدعلی اسلامی ندوشن شاعر، منتقد، مترجم و پژوهشگر ایرانی است. وی در دههٔ سوم زندگی‌اش، به منظور تکمیل تحصیلات به اروپا عزیمت نمود. مدت ۵ سال در فرانسه و انگلستان به تحصیل و کسب دانش پرداخت و سرانجام با دفاع از پایان‌نامهٔ خود با عنوان «کشور هند و کامنولث» به دریافت درجهٔ دکتری حقوق بین‌الملل، از دانشکده حقوق دانشگاه سوربن فرانسه توفیق یافت. فعالیت‌های اسلامی ندوشن در دوران تحصیل در اروپا، بیشتر آشنایی با زبان فرانسه و شرکت در سخنرانی‌های دانشگاه سوربن بود و به جز چند داستان کوتاه و چند قطعه شعر و پایان‌نامه دکتری‌اش، چیز دیگری ننوشت.

حق تکثیر: نشرآرمان – ۱۳۸۲ – تهران

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
مالزی نامه: سفرنامه مالزی و سنگاپور
دیدار با ذبیح‌الله منصوری
زندگانی شاه عباس اول – جلد ۲

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۳۵۱۲

تعداد صفحات: ۵




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب