دانلود کتاب دانشنامه توکسینولوژی دریایی

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



دانشنامه توکسینولوژی دریایی

نویسنده: غلامحسین محبی، اکرم نجفی، صابر خدابنده، امیر وزیری زاده، محبوبه جعفری، نگار طاهری، فریال منصف، رامین سیدیان و ایرج نبی پور

توکسینولوژی دریایییک گسترة تخصصی علمی است که به صورت ویژه به توکسین‌های زیستمندان جانوری، گیاهی و میکروبی دریایی می‌پردازد و براین اساس، شیمی و شیوة عمل توکسین‌ها را نیز در برمی‌گیرد. از این رو، توکسینولوژی با بیولوژی ارگانیسم‌های تولید کنندة سم یا زهر، ساختار و عملکرد دستگاه زهری و نیز کاربرد زهر یا سم و نقش اکولوژیک این ترکیبات، سروکار دارد. این شاخه از علم را می‌توان به صورت دانش مواد توکسیک که توسط ارگانیسم‌های زنده تولید و انباشت می‌شوند و نیز خصوصیات آن‌هاو اهمیت بیولوژیک این مواد برای ارگانیسم مربوطه، تعریف نمود. از سوی دیگر، از آنجا که این شاخه از علم، ترکیب بیوشیمیایی، ژنومیکس وپروتئومیکس توکسین‌ها و ونوم‌ها را در برهم‌کنش با اشکال زندگی (به ویژه انسان)، توسعة ضدسم‌ها وپتانسیل‌های فارماکولوژیک، مورد مطالعه قرار می‌دهد، پیوند بسیار ژرفی با بیوشیمی، بیولوژیمولکولی، آناتومی و فارماکولوژی دارد. زیرشاخة توکسینولوژی، توکسینولوژی بالینی است که به درک و مدیریت اثرات پزشکی توکسین‌ها بر انسان می‌پردازد.

بوشهر: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی‌درمانی استان بوشهر، ‏‫۱۳۹۵.‬

رایگان در سایت انتشارات: http://pgtmrc.bpums.ac.ir/Fa/DynPages/Page.aspx?id=6271

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
تاریخچه شروع و پیشرفت جراحی قفسه سینه در ایران
Clinical Neurology 9E Aminoff
کامل الصناع الطبیه (جلد اول)

نسخه ها

حجم: ۱۵ مگابایت

دریافت ها: ۲۰۹۰

تعداد صفحات: ۳۷۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

نسخۀ صوتی: اینستاگرام آن بخشِ خودشیفتۀ شخصیتتان را دوست دارد

 


دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۳:۳۷

 

رسانه‌های اجتماعی در اصل به‌عنوانِ ابزارهایی برای ایجاد ارتباط با دیگران و بیرون از آمدن از تنهایی طراحی شده‌اند، اما در واقع، تجربۀ حضور در آن‌ها معمولاًحسی از تنهایی و انزوا به ما می‌دهد. شاید دلیل این تناقض، محدودیتِ این رسانه‌ها در بازنمایی کاملِ زندگی انسانی باشد. شبکه‌های اجتماعی ظرفیتی برای بیان غم‌ها، تردیدها و کاستی‌های ما ندارد و در مقابل، آن‌دسته از گرایش‌هایی را تقویت می‌کند که از اساس با همدلی در تضاد است.

تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از کارمن فیش‌ویک که پیش از این با عنوانِ «اینستاگرام آن بخشِ خودشیفتۀ شخصیتتان را دوست دارد» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را در اینجا بخوانید.

همین چند عدد و رقم قادرند داستانی گویا از خودشیفتگی روایت کنند: روزانه بیش از هشتادمیلیون عکس روی اینستاگرام بارگذاری می‌شود، بیش از ۳.۵میلیارد لایک ردوبدل می‌گردد و حدود ۱.۴میلیارد نفر، معادل بیست‌درصد کل جمعیت جهان، جزئیاتی از زندگی‌شان را بر روی فیس‌بوک منتشر می‌کنند.آیا این رسانه‌های اجتماعی بودند که گونه‌ای نسبتاً متواضع از جان‌داران را به مشتی خودشیفتۀ شهرت‌طلب تبدیل کردند یا ما ذاتاً همین‌قدر خودمحور بوده‌ایم؟

فایل صوتی نوشتار «اینستاگرام آن بخشِ خودشیفتۀ شخصیتتان را دوست دارد» را گوش کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

افسانه کافور | دلسوخته

با وجود تکذیب همیشگی مسئولان گروهی از دانشجویان به دلیل ترس از کافور حاضر به استفاده از غذای دانشگاه‌ها نمی‌شوند.

سال‌هاست که در فضای دانشگاهی درباره آن حرف می‌زنند و سال‌هاست که مسئولان کل ماجرا را رد می‌کنند؛ داستان کافور به قرن چهارم هجری و نظریات ابن‌سینا، پزشک نامدار ایرانی برمی‌گردد که معتقد بود اگر کافور را با گلاب مخلوط کنند و ببویند میل جنسی کم می‌شود و اگر آن را بنوشند این اثر بیشتر می‌شود. این‌که علم پزشکی و داروسازی درباره کافور الان به چه نتیجه‌ای رسیده است، تأثیر چندانی در ادبیات روزمره نداشته و همچنان این «کافور در غذای سلف» به شوخی و جدی در ادبیات دانشجویان دیده می‌شود. کافور از درختی به همین نام گرفته می‌شود.
«غذاهای سلف واقعا بدبو و بدرنگ بود، بوی سردخانه می‌داد و رنگ‌شان هم غیرطبیعی بود. کلا همه غذاها پررنگ بود. نمی‌شد که کلا از سلف غذا نخوریم، ولی تا جایی که می‌توانستیم کم می‌خوردیم»؛ این جملات را «مریم»، فارغ‌التحصیل روانشناسی از دانشگاه شیراز می‌گوید. او ورودی ‌سال ۷۷ این دانشگاه و ساکن خوابگاه بود. آن‌طور که مریم می‌گوید تعداد زیادی از دختران آن ‌سال‌های دانشگاه سعی می‌کردند از غذای سلف دانشگاه استفاده نکنند: «همیشه این بحث بود و همه مطمئن بودیم که چیزی در غذا می‌ریزند. هر چه بود امکان این‌که بر روی بدن تأثیر بدی داشته باشد، وجود داشت. می‌گفتند این غذا باعث پرمویی می‌شود، یا صدا را کلفت می‌کند.» نزدیک به ۲۰‌سال از ورود این روانشناس به دانشگاه می‌گذرد و او اکنون همه اتفاقات آن ‌سال‌ها را خاطره می‌بیند و دلش برای تمام آن روزها تنگ شده است: «الان که فکر می‌کنم حتی همین ترس‌ها و مسخره‌بازی‌ها هم خوب بود. در کل این جریان کافور هم بیشتر سوژه خنده بود.»

«غذاهای سلف واقعا بدبو و بدرنگ بود، بوی سردخانه می‌داد و رنگ‌شان هم غیرطبیعی بود. کلا همه غذاها پررنگ بود. نمی‌شد که کلا از سلف غذا نخوریم، ولی تا جایی که می‌توانستیم کم می‌خوردیم»؛ این جملات را «مریم»، فارغ‌التحصیل روانشناسی از دانشگاه شیراز می‌گوید.

احتمال ریختن کافور در غذا و ترس از اثرات منفی آن، سال‌به‌سال و نسل‌به‌نسل به دانشجویان دوره‌های بعد هم انتقال پیدا کرد. «مصطفی»، ورودی ‌سال ۸۲ دانشگاه شهید چمران اهواز است. او که در این دانشگاه مهندسی عمران خوانده، می‌گوید در بین دانشجویان آن دوره هم همین بحث وجود داشت: «من خوابگاهی نبودم، به همین دلیل خیلی کم از غذای سلف استفاده می‌کردم. یادم هست که آن سال‌ها، نشریات دانشجویی با آشپزها یا مسئولان دانشگاه گفت‌وگو می‌گرفتند و درباره این‌که بالاخره چه چیزی در غذا می‌ریزند، سوال می‌پرسیدند. همیشه در طنزها هم بحث کافور وجود داشت.» مصطفی متفاوت‌بودن غذای کارمندان و اساتید دانشگاه با دانشجویان را هم دلیلی بر احتمال‌ درست‌بودن استفاده از کافور در غذا می‌داند: «چرا باید غذای اساتید و کارمندها، با غذای دانشجویان متفاوت باشد؟ تقریبا همه دانشگاه‌ها این‌طوری بودند و غذای استادها با دانشجویان متفاوت بود. بچه‌ها هم می‌گفتند به استادها کافور نمی‌دهند و آنها مشکلی ندارند.» هر دانشجو یا فارغ‌التحصیل ایرانی که روزی درگیر دانشگاه‌ بوده است، روایتی از شائبه کافور و غذای سلف دارد و به نظر می‌آید این ماجرا همواره وجود داشته است. «سجاد» در دانشگاه شهیدبهشتی، فلسفه خوانده و این روزها دوران سربازی خود را می‌گذراند. آن‌طور که سجاد می‌گوید بحث کافور در پادگان هم با شدت بیشتری وجود دارد: «اگر در دانشگاه درباره‌‌اش شوخی می‌کردیم، این‌جا داریم استفاده‌اش می‌کنیم. حتما در این غذا یک چیزی می‌ریزند، ولی شنیدم که کافور نیست. می‌گویند کافور گران یا بی‌اثر است و از این حرفا. در کل این‌جا هم مثل خوابگاه، کافور حضور فعال دارد.»

این‌روزها اما این بحث کافور در دانشگاه‌ها تا اندازه‌ای فروکش کرده است؛ از یک طرف پزشکان و داروسازان با قطعیت از تأثیر منفی کافور بر سلامت جسم سخن می‌گویند و از طرف دیگر استفاده از غذاهای دانشگاه کاهش پیدا کرده است یا این‌که قیمت‌ غذای سلف به‌حدی بالا رفته که تفاوت چندانی با غذای بیرون ندارد. «سیما»، دانشجوی عکاسی دانشگاه تهران، از وضع این روزهای دانشگاه می‌گوید: «ببین، الان دیگه نه غذای سلف اونقد ارزونه و نه این‌که کسی حال‌وحوصله این شوخی‌هارو داره. به سنواتی‌ها که غذا نمیدن و برای بقیه هم کلی ماجرا هست. مثل قبل نیست که غذای دانشجو همیشه آماده باشد.»

عضو هیأت‌مدیره انجمن داروسازان ایران: کافور در هیچ دارویی به‌عنوان کاهنده میل جنسی استفاده نمی‌شود
«علی فاطمی»، داروساز و عضو هیأت‌مدیره انجمن داروسازان ایران می‌گوید که بعید است الان در دانشگاه یا پادگانی از این ماده به‌عنوان کاهش‌دهنده میل جنسی استفاده شود و معتقد است در هیچ دارویی از کافور به‌عنوان کاهش‌دهنده میل جنسی استفاده نمی‌شود. او در گفت‌وگو با «شهروند» از مطرح‌بودن این بحث در دوران دانشجویی خود سخن می‌گوید: «در دوره ما هم، در سربازی و دوران دانشجویی، همین بحث مطرح بود ولی همه، هم دانشگاه و پادگان تکذیب می‌کردند و هیچ‌وقت هم استفاده از آن اثبات نشد هرچند همیشه این شایعه وجود داشت.» اما استفاده از کافور برای کاهش میل جنسی تا چه اندازه با علم روز داروسازی همخوانی دارد؟ فاطمی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «برای کافور خواص زیادی تعریف شده است؛ ماده معطر، ماده خوش بو‌کننده و در بین عوام هم به‌عنوان ماده کاهش‌دهنده میلی جنسی. ولی ما هیچ دارویی نداریم که در آن از کافور به‌عنوان کاهش‌دهنده میل جنسی استفاده شود. در جنوب شرق آسیا از کافور به‌عنوان چاشنی استفاده می‌کنند و در بعضی داروها برای خوشبو کردن یا معطرکننده و برای بعضی فرآورده‌های پوستی استفاده می‌شود. علاو‌ه‌براین برای دفع کردن حشرات هم از کافور استفاده می‌شود، چون بوی آن دفع‌کننده است.» آن‌طور که این داروساز می‌گوید، پایه این نظریه که کافور می‌تواند میل جنسی را کاهش دهد، به ابن‌سینا برمی‌گردد: «قانون ابن سینا هم به کافور اشاره دارد که بو کردن آن باعث کاهش میل جنسی می‌شود و حتی فرمول خوراکی هم برای آن تعریف کرده است. الان که می‌دانیم کافور چنین خاصیتی ندارد و حتی مقدار زیاد آن می‌تواند اثر معکوس هم داشته باشد.» اما نگرانی درباره آثار منفی کافور مثل پرمویی در زنان و عقیم‌شدن در مردان تا چه اندازه می‌تواند درست باشد؟ فاطمی دراین‌باره می‌گوید: «تا جایی که من اطلاع دارم عوارض آن گوارشی، قلبی است و اثر نازایی یا افزایش مو نادرست است. بعضی فکر می‌کنند که این ماده باعث افزایش نشانه‌هایی که به مردانگی منسوب است، می‌شود؛ مثل صدای کلفت یا درآوردن سبیل یا ریش که هیچ‌کدام، هیچ‌وقت اثبات نشده است.»

«قانون ابن سینا هم به کافور اشاره دارد که بو کردن آن باعث کاهش میل جنسی می‌شود و حتی فرمول خوراکی هم برای آن تعریف کرده است. الان که می‌دانیم کافور چنین خاصیتی ندارد و حتی مقدار زیاد آن می‌تواند اثر معکوس هم داشته باشد.»

نایب‌رئیس کمیسیون بهداشت مجلس: این شایعات هیچ‌وقت تایید نشده است
نایب‌رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی هم از تایید نشدن این شایعات سخن می‌گوید و معتقد است که هر افزودنی به غذا قطعا اثرات دیگری هم دارد و نمی‌شود این آثار سوء را نادیده گرفت. «مرتضی خاتمی» می‌گوید که این شایعات از دوران دانشجویی خودش تا به امروز وجود داشته است: «دوره ما هم بحثش بود. الان پسرم دانشجو است و یک‌روز گفت همچین چیزی را در دانشگاه می‌گویند. منظور این است که این بحث از سال‌ها پیش وجود داشته و همین‌طور منتقل شده است. احساس یک موضوع، از وجود آن می‌تواند قوی‌تر جلوه کند. احساس ناامنی از خود ناامنی می‌تواند خطرناک‌تر باشد و الان این احساس درباره کافور هم وجود دارد که قطعا درست نیست. این شایعات همیشه بوده است، ولی هیچ‌وقت تایید نشده است.» آن‌طور که این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی می‌گوید، در این کمیسیون هیچ‌وقت بحثی درباره کافور مطرح نشده است: «در جلسات کمیسیون که هیچ وقت این موضوع بحث نشده است و همین‌طور که گفتم مسئولان هم می‌گویند که از کافور در غذا استفاده نمی‌شود. الان مشکلات دانشجویان بیشتر از گذشته است و در این دوره و زمانه به کافور نیاز نیست.» او می‌گوید که بعضی از این بحث‌ها، همواره جنبه بذله‌گویی داشته و حتی خود افراد مطرح‌کننده هم چندان اعتقادی به آن ندارند: «من بعید می‌دانم همچین چیزی باشد. ممکن است بگویند امکان دارد یک غذا بر روی رفتار اجتماعی تأثیر بگذارد، درحالی‌که من فکر می‌کنم استانداردهای حاکم بر آثار تغذیه غلبه دارد. شخصیت‌های آدم‌ها قوی‌تر از این موارد است. در استاندارد غذاهای دانشجویی و پادگان چنین چیزی تعریف نشده است، چون هر ماده‌ای اثرات دیگری هم دارد، بنابراین من به چنین نتیجه‌ای رسیدم و فکر می‌کنم شایعه‌ای بیش نیست که در محافل دانشجویی مطرح است. همچین چیزی ما نشنیدیم و در آن محیط‌ها شاید به دلیل بذله‌گویی همواره مطرح است، ولی هیچ‌گاه چنین چیزی تایید نشده است.»

مشاهده ادامه مطلب

دلسوخته : حمید عسکری اطاقوری

حمایت ، معرفی دلسوخته

با قرار دادن لوگو زیر در سایت و یا وبلاگ خود از دلسوخته حمایت کنید.

دلسوخته

برای وبلاگ شما

با قرار دادن کد های زیر در سایت و یا وبلاگ خود برای هر بازدید کننده شما یک شعر نمایش داده میشود.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب کتاب سرود شامل سرودهای آموزشگاهها (جلد اول)

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



کتاب سرود شامل سرودهای آموزشگاهها (جلد اول)

این کتاب شامل نت موسیقی سرودهای مختلفی می باشد. برخی از آنها عبارتند از:

چهارم آبان / سازنده آهنگ: حشمت سنجری / گوینده شعر: ابراهیم صفایی

شیر و خورشید / سازنده آهنگ: روح الله خالقی / گوینده شعر: حسین گل گلاب

مادر / سازنده آهنگ: عزیز شعبانی / گوینده شعر: ابراهیم صفایی

معلم / سازنده آهنگ: حسن رادمرد / گوینده شعر: معینی کرمانشاهی

صفای مهرگان / سازنده آهنگ: عزیز شعبانی / گوینده شعر: ابراهیم صفایی

و….

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
آموزش نت برای گیتار
موسیقی فیلم(جلد ۲)
A Romantic Christmas

نسخه ها

حجم: ۵ مگابایت

دریافت ها: ۲۷۷۴

تعداد صفحات: ۳۴




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ سینا شعبانخانی حس من

دانلود آهنگ جدید سینا شعبانخانی حس من

امشب آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه حس من با صدای سینا شعبانخانی با کیفیت اصلی آماده کرده

Exclusive Song: Sina Shabankhani – “Hesse Man” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

wer 1 دانلود آهنگ سینا شعبانخانی حس من

متن آهنگ حس من سینا شعبانخانی

♪♪♫♫♪♪♯

آتیشه تو قلبم گیجم هنوزم منو میخوای یا نه

UpMusicTag دانلود آهنگ سینا شعبانخانی حس من

♪♪♫♫♪♪♯

بزودی…

سینا شعبانخانی حس من

منبع ( source ) : دانلود آهنگ سینا شعبانخانی حس من

مشاهده ادامه مطلب

جدال تاج و پرسپولیس؛ درباریان و مخالفان

هوشنگ شهابی، استاد روابط بین‌الملل و تاریخ دانشگاه بوستون آمریکا، در این مقاله به تاریخ سیاسی فوتبال در ایران پرداخته و اثرات متقابل محبوب شدن این ورزش و تغییرات اجتماعی، جهت‌گیری‌های دولتی و سیاست را تحلیل کرده است.

رضاشاه سال ۱۳۲۰ از ایران رفت و فقط چند هفته بعد از عزیمتش آیت‌الله کاشانی در نامه‌ای به نخست‌وزیر گلایه کرد که دولت بی‌شرمانه مسجدی را تبدیل به زمین فوتبال کرده و در محوطۀ آنجا کلاس‌های آموزشی ورزشی راه انداخته.(۱) اما عمدۀ قدرت هنوز دست متجددها بود و بنابراین روند ترویج فوتبال از طرف دولت ادامه یافت، اگرچه نه به قوت عصر رضاشاه.

در جریان جنگ دوم جهانی، حضور کلی سرباز متفقین در ایران اشغال شده به مردان جوان ایرانی امکان داد مهارت‌های فوتبالی‌شان را در برابر خارجی‌ها بسنجند. در نتیجۀ این تجربه بود که نظام اداری ایران حس کرد باید ورزش ایران را مطابق با معیارهای جهانی به رسمیت بشناسد.(۲) سال ۱۳۲۶ [۱۹۴۷] المپیک ۱۹۴۸ لندن در پیش بود که پیش‌دستی کردند و کمیتۀ ملی المپیک تأسیس شد، و این کمیته هم دفترچه‌های راهنمایی منتشر کرد که مطابق‌شان قرار بود برای هر رشتۀ ورزشی فدراسیونی جداگانه تأسیس شود. فدراسیون ملی فوتبال نهایتا سال ۱۳۲۶ در ایران تأسیس شد و خیلی از زمان این تأسیس نگذشت که عضو فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، هم شد که مرجع تصمیم‌گیرندۀ اصلی فوتبال در دنیا بود.

در دهۀ ۱۳۳۰ و اوایل دهۀ ۱۳۴۰ تیم ملی ایران بیشتر مسابقات بین‌المللی‌اش را باخت، از جمله بازی سال ۱۳۴۱ به لحاظ سیاسی به شدت مهم با عراق را که شاه را عصبانی کرد و باعث شد علی امینی اعلام کند اگر دل در گروی وطن و سلامتی جوانان‌مان داریم، بهتر است پولی را که می‌خواهیم صرف اعزام تیم فوتبال ایران به چهارمین دورۀ بازی‌های آسیایی در جاکارتا بکنیم، در میهن خرج کنیم.(۳)

بخت تیم ملی کم‌کم از سال ۱۳۴۳ به بعد باز شد، سالی که در آن ایران توانست تیم‌های ملی پاکستان، عراق و هند را شکست بدهد تا به بازی‌های المپیک توکیو راه بیابد. بعد از پیروزی بر هند در کلکته، وقتی تیم ملی به تهران برگشت،(۴) دولت در فرودگاه مراسم استقبال عظیمی برایشان ترتیب داد. هر بازیکن را سوار بر جیپی روباز و با حلقه‌ای گل به گردنش و پرچم‌های سه رنگ ایران در دو طرفش به شهر بردند.(۵)

اما موفقیت‌های ایران در بازی‌های بین‌المللی در مقایسه با پیروزی‌هایش روی تشک کشتی رنگی نداشت. در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ کشتی‌گیران آزادکار ایران کلی مدال بردند و اوج کارشان هم پیروزی در مسابقات قهرمانی سال ۱۹۶۵ جهان در یوکوهاما بود. این موفقیت‌های جهانی در کنار سنت دیرپای این ورزش در ایران، کشتی آزاد را در سرتاسر دهه‌های ۱۳۲۰، ۱۳۳۰ و اوایل دهۀ ۱۳۴۰ محبوب‌ترین ورزش در ایران کرد.

تازه اواخر دهۀ ۱۳۴۰ بود که فوتبال بدل به یکی از ورزش‌های پرتماشاگر شد. جامعۀ ایران داشت تغییر می‌کرد؛ میلیون‌ها نفر داشتند به شهرهای بزرگ و به خصوص تهران می‌رفتند. جامعه‌ای کلان حاصل شهرنشینی و شهری شدن ورزشی چون فوتبال را می‌پذیرد و قدر می‌گذارد که ده‌ها هزار تماشاگر می‌توانند در استادیوم پیگیرش باشند، تماشاگرانی که برایشان تیم‌ها قطب وفاداری و هویت جمعی در زمانه‌ای‌ هستند که پیوندها و آئین‌های اجتماعی سنتی دارند ضعیف می‌شوند.(۶) به علاوه، از اواسط دهۀ ۱۳۴۰، تلویزیون هم (که پایش از آغاز این دهه به ایران باز شده بود) شروع کرد به پخش بازی‌های فوتبال در خانه‌های مردم.

سال ۱۳۴۷ نقطه عطفی برجسته در تاریخ فوتبال ایران است. از یک ‌طرف مرگ تختی در همین سال تحسین‌شده‌ترین چهره‌اش را از کشتی گرفت. اما مهم‌تر، سال ۱۳۴۷ ایران و اسرائیل فینالیست‌های جام ملت‌های آسیا بودند، رخدادی چهار سال یک ‌بار و قدیمی‌تر از جام ملت‌های اروپا که در فاصلۀ مسابقات قهرمانی جهانی برگزار می‌شد و بازی هم در تهران بود. فقط یک سال پیش‌ترش اسرائیل همسایه‌های عربش را در جنگ شش روزه شکست داده و اغلب ایرانی‌ها سفت و سخت با اعراب بود. حالا در زمانه‌ای که تیم‌های ورزشی عرب بازی با اسرائیل را تحریم کرده بودند، ایران که همیشه مشتاق در پیش گرفتن مشی مستقلی در منازعۀ میان اعراب و اسرائیل بود،(۷) میزبان بازی قهرمانی شد.(۸)

۲۹ اردیبهشت‌ماه، روز بازی، تهران مملو از اضطراب بود. شایعه شده بود حبیب القانیان، کارخانه‌دار یهودی ثروتمندی که بعدها در سال ۱۳۵۸ اعدام شد، ۱۶ هزار بلیت خریده تا بین یهودی‌های ایران پخش کنند تا آن‌ها هم بتوانند بروند تیم میهمان را تشویق کنند. تصادفا قبل بازی درهای استادیوم امجدیه باز شد و مردم را بدون بلیت راه دادند تو، اتفاقی که خودش شایعه‌هایی تازه بوجود آورد حول این مضمون ‌که شاه می‌خواهد با اطمینان از اینکه ایرانی‌های مسلمان تیم ایران را تشویق خواهند کرد، تمایلات اسلامی و ایرانی‌اش را نشان بدهد.(۹) در طول بازی تماشاگرها زیاده از حد هیجان‌زده بودند و شعارهای ضد یهود شنیده می‌شد، اتفاقی مؤید ارتباط میان یهودستیزی مدرن در خاورمیانه با ایجاد کشور اسرائیل.(۱۰) سر آخر میزبان دو بر یک، میهمان را شکست داد و ایران قهرمان فوتبال آسیا شد؛ در استادیوم هوادارها غرق شادی بودند. نقل می‌پاشیدند وسط زمین بازی و تا دو ساعت در محوطۀ امجدیه ماندند و شعارهای میهن‌پرستانه می‌دادند. کمی آن‌سوتر یگان موتوری پلیس مضطرب مراقب سفارت ایالات متحده بود. پیروزی ایران به شایعاتی دامن زد مبنی بر اینکه دولت به داور هندی رشوه داده ایران را برنده کند، یا شق دیگرش اینکه اسرائیلی‌ها از قصد باخته‌اند تا هم‌پیمانشان، شاه، بتواند افتخار به دست آوردن چیزی را بیابد که عرب‌ها از پسش برنیامده بودند ــ شکست دادن اسرائیل.(۱۱) اما به دید بسیاری از تماشاگران ایرانی‌ هم این مسابقه رقابتی نه میان کشورها بلکه میان گروه‌های مذهبی بود.(۱۲)

برد سال ۱۳۴۷ که میلیون‌ها نفر از تلویزیون تماشایش کردند، فوتبال را حقیقتا بدل به پدیدۀ توده‌ها در ایران کرد. دو خوانندۀ محبوب، ویگن و دلکش، ترانه‌هایی به افتخار تیم ایران ضبط کردند. بازیکن‌ها میهمانان مکرر برنامه‌های رادیویی بودند و عکس‌هایشان را سر چهارراه‌ها می‌فروختند. نوجوان‌های بیشتر و بیشتری شروع کردند به بازی با توپ‌های پلاستیکی ارزان قیمت، در زمین‌هایی که هر بار به فراخور یک جا بود و با دروازه‌هایی سیار، بازی‌ای که مشهور شد به «گل کوچک».

سال ۱۳۵۳ سال بعد از جنگ اکتبر میان اعراب و اسرائیل، ایران و اسرائیل باز هم در تهران رودررو شدند؛ این بار فینالیست‌های بازی‌های آسیایی بودند. فقط یک سال بعد اینکه چهار برابر شدن قیمت نفت حکومت ایران را ثروتمند کرد، این حکومت می‌خواست با استفاده از میزبانی بازی‌های آسیایی، وجهۀ بین‌المللی ایران را هم بهبود ببخشد. اگر موفق می‌شد، احتمالا خیزی بود به سمت میزبانی بازی‌های المپیک، بازی‌هایی که وقتی سال ۱۹۶۴ ژاپن میزبانش شد، جایگاه این کشور را در میان کشورهای صنعتی تثبیت کرد. هدف شاه این بود که در شمارش کلی مدال‌ها دوم بشوند، بعد ژاپن و خودش و وزیر دربارش، امیراسدالله علم، بازی‌ها‌ را از رادیو تعقیب می‌کردند.(۱۳) برای نیل به این هدف جمهوری خلق چین (بامزه ‌است که چین به لطف وساطت ایران در بازی‌های آسیایی پذیرفته شده بود) کشوری بود که باید شکست می‌خورد. مقام‌های ایران برای بالا بردن بختشان برگزارکنندگان را ترغیب کردند (ظاهرا با توزیع سخاوتمندانۀ مقادیری خاویار و فرش) که در ورزش‌های گروهی به هر کدام از بازیکن‌ها یک مدال بدهند؛ در نتیجه پیروزی در برابر اسرائیل، ایران را صاحب هفده مدال می‌کرد و همین برای رسیدن به جایگاه دومی کافی بود. در بازی فقط اسرائیلی‌ها گل زدند، اما به خودشان و بنابراین ایران یک بر صفر بود. البته که درجا شایعه شد اسرائیلی‌ها عمدا باخته‌اند.

فوتبال در داخل کشور هم بار سیاسی داشت. سپهبد پرویز خسروانی، نظامی‌ای که ارتباطاتی نزدیک با سران حکومت داشت، مالک باشگاهی بود به نام تاج که تیم فوتبال قدرتمندی داشت. تاج در لیگ فوتبال تهران رقیب دائمی تیمی دیگر بود، شاهین. تاج و تیم‌های فرعی‌اش، افسر و دیهیم (هر دو هم در لغت به معنای تاج) بابت رابطۀ مالکشان با ارتش، وابسته به حکومت بودند، اما شاهین آدم‌های روشنفکرتری داشت: مالکش اصرار داشت بازیکن‌ها از درس خواندن غفلت نکنند و بسیاریشان هم درس را ادامه دادند و ـ به بیان عامیانه‌اش ـ «دکتر مهندس» شدند. در نتیجه رقابت میان تاج و شاهین بعدی سیاسی داشت و گرایش مخالفان به هواداری از شاهین بود. شاهین سال ۱۳۴۶ قربانی دسیسه‌ای شد و منحل شد، اما بازیکنانش تیم تازه‌ای تشکیل دادند، پرسپولیس.

رقابت میان پرسپولیس و تاج، قرمزها و آبی‌ها، عرصۀ فوتبال پیش از انقلاب ایران را در چنگ خودش داشت، به خصوص بعد آنکه سال ۱۳۵۳ لیگ ملی فوتبال هم راه افتاد (جام تخت جمشید)؛ حتی امروز هم فیلم بازی‌های مشهورشان را می‌شود از جاهایی خرید.(۱۴) دو تیم سبک بازی بسیار متفاوتی هم داشتند، پرسپولیس مربی انگلیسی داشت و غریزی‌تر بازی می‌کرد، اما مربی تاج یوگسلاو بود و سبک بازی تیم را برده بود به سمت فوتبال اروپای مرکزی.

در دهۀ ۱۳۵۰ خسروانی زنجیره‌ای از حدود ۳۰۰ باشگاه تاج دور و بر مملکت راه انداخت و اعضای این باشگاه‌ها هم در گردهمایی‌های سالانه‌ای که به مناسبت‌هایی چون سالروز تولد شاه یا ولیعهد در استادیوم‌های ایران برگزار می‌شدند، شرکت می‌کردند. ولیعهد طرفدار تاج بود و در جریان پخش تلویزیونی مسابقات این طرفداری را علنا اعلام هم می‌کرد ـ همین هم تصویر تاج را بیشتر با تصویر حکومت یکی می‌کرد. تاج از اوایل دهۀ ۱۳۵۰ شروع به انتشار نشریه‌ای ورزشی کرد که می‌کوشید با چاپ عکس‌های بازیکنان کنار زنان خواننده و ستارۀ سینما، مخاطب جذب کند. این دو ابتکار بعدها بهانه به دست مخالفان مذهبی حکومت داد تا فوتبال رسمی را هم جلوۀ دیگری از فساد اخلاقی‌ای معرفی کنند که حکومت پهلوی ترویجش می‌کند. اما پرسپولیس را هم (اگرچه چندتایی بازیکن مذهبی داشت) مطلقا نمی‌توان با مخالفان مذهبی یکی انگاشت: گویا شاهزاده فاطمه پهلوی یکی از سهام‌داران عمدۀ این تیم بوده.(۱۵)

در سال‌های واپسین حکومت شاه، مخالفان هر از گاه می‌گفتند حکومت فوتبال را ترویج می‌کند تا جماعت را غیرسیاسی نگه دارد و به چشم بعضی اسلام‌گراهایی که داشتند در عرصۀ سیاست فعال می‌شدند، جنون فوتبالی دهۀ ۱۳۵۰ نقشۀ شیطانی شاه بود برای منحرف کردن توجه مردم از مسائل «جدی». مبارزان اسلام‌گرا هر از چندی حتی بازی‌هایی را مختل می‌کردند و به هم می‌زدند.(۱۶) انقلابی‌ها اغلب رگه‌ای ریاضت‌طلب دارند،(۱۷) و در نتیجه این تصور را که تفریح و سرگرمی از کار «جدی» می‌کاهد و بنابراین باید پسش زد، بسیاری‌شان بیان کرده‌اند، مذهبی یا غیرمذهبی.(۱۸) سه‌تا «ف» را به یاد بیاوریم که چپ‌گراهای پرتغال ادعا می‌کردند حکومت سالازار، از طریقشان مردم را راضی نگه می‌دارد: فاطیما، فوتبال و فادو.(۱۹)

اما اواسط دهۀ ۱۳۵۰ دیگر فوتبال در ایران ریشه‌اش را دوانده بود. در رأس جامعه خانوادۀ سلطنتی کماکان مستقیما در فوتبال دخیل بودند. کاپیتان سال ۱۳۲۶ تیم ملی، محمد خاتمی که بعدها تیمساری چهار ستاره، فرماندۀ نیروی هوایی و شوهر خواهر شاه شد،(۲۰) و در دهۀ ۱۳۵۰ یکی دیگر از بستگان نزدیک شاه، کامبیز آتابای (که عمویش همسر بزرگترین خواهر شاه، همدم‌السلطنه بود) به ریاست فدراسیون فوتبال رسیدند و از نفوذشان برای ترویج مؤثرتر و عملی‌تر این بازی استفاده کردند.(۲۱) ولیعهد، متولد ۱۳۳۹، بازیکن و تماشاچی‌ای مشتاق و پرشور بود و اغلب وزیر دربار، اسدالله علم، را مجبور می‌کرد باهاش بازی کند.(۲۲) اما ایرانی‌ها از همۀ طبقات اجتماعی طرفدار دوآتشۀ فوتبال بودند، چه بازیکن می‌شدند چه تماشاچی، از جمله طلاب: در قم سید احمد خمینی، پسر کوچک آیت‌الله، در تیم محلی شاهین بازی می‌کرد.

در دورۀ حکمرانی پهلوی اول، حکومت فوتبال را بابت ارزش تربیتی و تحصیلی‌ای که بهش نسبت می‌دادند، ترویج می‌کرد اما در دورۀ حکمرانی پهلوی دوم فوتبال فراتر از هر چیز بدل شد به بازی‌ای پر تماشاچی که هر از گاه ازش برای ترویج ملی‌گرایی استفاده می‌شد. این تغییر در وجهی که رویش تأکید می‌شد، مطابق با تحولاتی است که دیگر جاهای دنیا از سر گذراندند: «مربی‌ها می‌دانند جوانان می‌توانند به لطف [تمرین] فوتبال در جو یک باشگاه دلپذیر، الگوهایی برای همکاری اجتماعی و عضویت در جمع، تعهد، رفاقت، بازی جوانمردانه و همچنین تناسب اندام، ابتکار، توان بدنی و چالاکی جسمانی بیابند و ارزش و اهمیت‌ این‌ها را هم دریابند، اما فوتبال «واقعی» این نیست… فوتبال «واقعی» آن ورزشی است که پیش چشم کلی تماشاچی انجام می‌شود.»(۲۳)

در تحولات انقلابی سال ۱۳۵۷ ورزشکارها نقش مهمی ایفا کردند. پرویز قلیچ‌خانی، تحقیقا بهترین فوتبالیست آن زمان کشور، که در لیگ فوتبال اکنون منحل شدۀ شمال آمریکا برای سن‌خوزه‌ارثکوئیکز بازی می‌کرد، در کالیفرنیا جلسه‌ای مطبوعاتی گذاشت و اعلام کرد در اعتراض به سرکوب در ایران، برای مسابقات جام جهانی آرژانتین به تیم ملی نخواهد پیوست (اولین بار بود که ایران به این مسابقات راه یافته بود). با پیروزی انقلابی‌ها در بهمن ماه ۱۳۵۷، فوتبال گرفتار روزگار سختی شد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ حسام‌الدین آشنا، ویراستار، خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانۀ کشف حجاب (۱۳۳۲‌ـ‌۱۳۱۳) (تهران، ۱۳۷۱)، ۳۰. به گفتۀ صدرالدین الهی، یکی از محققان پیشگام ورزش ایران، منظور کاشانی احتمالا زمین ورزشی بوده که در قبرستان متروکۀ امام‌زاده یحیی در محلۀ عودلاجان تهران ساخته شد.

۲ـ صدری، تاریخ ورزش، ۱۵۵.

۳ـ صدر، روزی روزگاری فوتبال، ۳۱‌ـ‌۳۰. نهایتا هم ایران هیچ هیات ورزشی‌ای به این رقابت‌ها نفرستاد، احتمالا به این دلیل که اندونزی بود زیر بار دعوت از اسرائیل و جمهوری چین نرفت و در نتیجه باعث نارضایتی کمیتۀ بین‌المللی المپیک شد. بیژن روئین‌پور، ایران در بازی‌های آسیایی (۱۹۷۰‌ـ‌۱۹۵۱) (تهران، ۱۳۷۷)، ۱: ۹۹‌ـ‌۹۷.

۴ـ چنان که شهرت دارد، کلکته پایتخت فوتبال است در هند شیفتۀ کریکت. نگاه کنید به:

Tony Mason, “Football on the Maidan: Cultural Imperialism in Calcutta,” International Journal of the History of Sport 7 (1990): 31-33.

۵ـ صدر، روزی روزگاری فوتبال، ۳۳‌ـ‌۳۱.

۷- Richard Giulianotti and Gary Armstrong, “Introduction: Reclaiming the Game An Introduction to the Anthropology of Football,” in Gary Armstrong and Richard Giulianotti, eds., Entering the Field (Oxford, 1997), 12.

۸ـ دربارۀ مسابقۀ فوتبال میان ایران و اسرائیل و تأثیرش روی یهودیان ایران با جزئیاتی مفصل‌تر در این مقاله از جلد چهارم کتاب یهودیان ایران در تاریخ معاصر (بیورلی هیلز، ۲۰۰۱) بحث شده:

H. E. Chehabi, “Jews and Sport in Modern Iran”.

۹- Gustav Edward Thaiss, “Religious Symbolism and Social Change: The Drama of Husain” (Ph. D dissertation, Washington University, 1973). 226-27.

مطالعاتی در ایران این ماجرا را برای من تأیید کرده‌اند.

۱۰- Bernard Lewis, Semites and Anti-Semites: An Inquiry into Conflict and Prejudice (New York, 1986).

۱۱ـ این نکته همخوان است با الگوی شایع مسابقات فوتبالی که تماشاگران به سان جانشینی برای جنگ تجربه‌شان می‌کنند. نگاه کنید به کتاب فوتبال علیه دشمن، سایمون کوپر و به خصوص مقدمه‌اش، جایی که واکنش‌های هلندی‌ها را به پیروزی سال ۱۹۸۸ تیم هلند در برابر تیم آلمان تعریف می‌کند، پیروزی‌ای که هلندی‌های در موارد دیگر خیلی معقول و آزاداندیش، به سان انتقامی جشن گرفتند بابت اشغال بیش از چهار دهه پیش‌تر هلند به دست آلمان.

۱۲ـ مؤیدش هم این نکته که بعد بازی وقتی کسبۀ بازار پول جمع کردند تا برای بازیکنان هدیه‌هایی بخرند، مشارکت کسبۀ یهودی را نپذیرفتند، ظاهرا هم به دلایل مذهبی:

Thaiss, “Religious Symbolism,” ۲۲۷.

۱۳ـ روز ۲۵ شهریورماه ۱۳۵۳ علم در خاطراتش نوشت در روز آخر بازی‌های آسیایی، ایران دوم شد، مطابق میل شاه که اعتقاد داشت در آسیا باید دو کشور پیشرفته باشد، ژاپن در شرق و ایران در غرب: یادداشت‌های علم (بتسدا، بی‌تا)، ۴: ۱۹۸‌ـ‌۱۹۷.

۱۴ـ دیگر رقابت مهم فوتبالی میان تیم‌های بندر انزلی و رشت بود، جلوه‌ای از رقابت میان دو شهر اصلی استان گیلان. این قسم رقابت‌ها میان دو تیم یک شهر یا یک منطقه در همه‌ جای دنیا بسیار معمول است، شاهدش سلتیک و رنجرز در گلاسکو، بوکاجونیورز و ریورپلاته در بوئنوس‌آیرس و هاپل و ماکابی در تل‌آویو.

۱۵ـ گفت‌وگوی نویسنده با منوچهر ثابتی.

۱۶ـ من این اطلاعات را از علی مرادی دارم، مبارزی اسلام‌گرا که در اصفهان بازی‌های فوتبال را به هم می‌زد. گفت‌وگوی نویسنده، برلین، مارس ۲۰۰۳.

۱۷ـ نکته‌ای که در این متن تحلیل شده:

Bruce Mazlish, The Revolutionary Ascetic: Evolution of a Political Type (New York, 1976).

۱۸ـ برای تحلیلی دست‌چپی از جنون فوتبال در برزیل، نگاه کنید به:

Janet Lever, “Soccer: Opium of the Brazilian People,” Transaction 7 (1969).

۱۹ـ فاطیما اشاره دارد به شهری که در آن در سال ۱۰۱۷ مریم باکره به سه کودک چوپان رو نشان داد و فادو موسیقی محبوب لیسبون و کویمبرا است.

۲۰ـ صدر، روزی روزگاری فوتبال، ۲۹.

۲۱ـ صدر، روزی روزگاری فوتبال، ۳۷.

۲۲ـ علینقی عالیخانی، ویراستار، یادداشت‌های علم (بی‌جا، ۱۹۹۳)، ۲: ۳۷۶؛ ۳:

۱۹۵‌ـ‌۱۹۴؛ ۴: ۳۲۱.

۲۳- Buyendijk, Le Football, 17

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ آوان باند قرار آسمانی

دانلود آهنگ آوان باند قرار آسمانی

امشب آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه قرار آسمانی با صدای آوان باند با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر : مهرزاد عسکری / آهنگسازی : یدالله گودرزی / تنظیم کننده : شعیب عرب

Exclusive Song: Avan Band – “Gharare Asemani” With Text And Direct Links In UpMusic

Avan Band Gharare Asemani دانلود آهنگ آوان باند قرار آسمانی

متن آهنگ قرار آسمانی آوان باند

♪♪♫♫♪♪♯

قدم زنان روانه ام همیشه در مسیر تو بدون تو کجا رود کسی که شد اسیر تو
هر آنچه در اتاق هست و نیست گوش میشود به گوش جان که میرسد صدای چون حریر تو
♪♪♫♫♪♪♯ قرار آسمانیم به خانه میکشانیم پر است خلوت من از حضور بی نظیر تو ♪♪♫♫♪♪♯
قرار آسمانیم به خانه میکشانیم پر است خلوت من از حضور بی نظیر تو

UpMusicTag دانلود آهنگ آوان باند قرار آسمانی

نگاه من که از تبار ماه و آب و آینه است ببین که خیره مانده بر شکوه چشم گیر تو
به سوی یک سرد دوباره کوچ میکنم از این سکوت یخ زده به سوی گرم سیر تو

♪شعر : مهرزاد عسکری♪
♪♪♫♫♪♪♯ قرار آسمانیم به خانه میکشانیم پر است خلوت من از حضور بی نظیر تو ♪♪♫♫♪♪♯
قرار آسمانیم به خانه میکشانیم پر است خلوت من از حضور بی نظیر تو

♪♪♫♫♪♪♯

آوان باند قرار آسمانی

منبع ( source ) : دانلود آهنگ آوان باند قرار آسمانی

مشاهده ادامه مطلب

تنهایم گذاشت


نمایش مشخصات مهران قرجه داغی

تقديرم است يا چه نمي دانم…
تا بوده همين بوده،
هر بار…درست همين وقت سال اتفاق افتاده؛
نرسيده به بهار چيزي در من تمام مي شود…!
حسي در من
از بين مي رود…!
همین چندی پیش
در سرمای سوزناک با همه

شاعر:مهران قرجه داغی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب دیوبندیه

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



دیوبندیه

نام این فرقه از مدرسه دارالعلوم دیوبند گرفته شده که در محلی به نام دیوبند که بخشی از شهر سهارنپور در ایالت «اوتارپرادش» بود قرار داشت. این مدرسه شبانه روزی به نام دارالعلوم که در پانزدهم محرم سال ۱۲۸۳ ق/ ۱۸۶۷ م، به وسیله شیخ قاسم ننطاوی و به کمک شیخ رشید احمد گنگوهی به عنوان حامی معنوی آن، تأسیس شد.

فرقه دیوبندی از فرقه های اهل سنت به شمار می رود. متن زیر گفتاری از حجت الاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان استاد حوزه و دانشگاه و رییس دانشکده مذاهب دانشگاه ادیان و مذاهب است که در نشستی در مرکز فقهی ائمه اطهار (علیه السلام) به بررسی «جریان شناسی فرقه های سلفی» پرداخته است. این گفتار به صورت اختصاصی توسط [شبکه اجتهاد] منتشر می گردد.

این جریان در [قرن ۱۲] در [شبه قاره هند] ظهور و بروز پیدا کرد. کسی که دیوبندیه را با تفکر [سلفی] [صوفی] به وجود آورد شاه ولی الله دهلوی است. وی هم گرایش روشنفکرانه و هم گرایش صوفیانه دارد. وی حدیث گرا است و تفکرات [حدیث گرایی] را در بین حنفیان [ماتریدیه] صوفیِ عقلگرا پخش کرد. وی در عین حال برخی از افکار ابن تیمیه را پذیرفته است. وی از آن جهت که شاه ولی الله گرایش [حنفی] و گرایش کلامی [ماتریدی] و صوفیانه دارد مورد انتقاد [وهابیت] است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
هندوئیسم
تریانا : سیری در افکار و عقاید مندائیان یا صابئین
آئین مانی

نسخه ها

حجم: ۳ مگابایت

دریافت ها: ۲۲۴۹

تعداد صفحات: ?




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب