در سوگ پدر


نمایش مشخصات ابوالفضل علم بيگى

رفت از ديده ام و چَشمِ تَرَم مى سوزد
نگرانِ لحظاتيست كه نِگه خيره به در مى دوزد
گفتم اَر مى روى قدرى به طُمأنينه و آهسته برو
گفت آهسته روم عشقِ تو مى افروزد!
ابوالفضل علم بيگى
بمناسبت رحلت

شاعر:ابوالفضل علم بيگى

مشاهده ادامه مطلب

متجاوز یا تجاوز | دلسوخته

با انتشار اخبار ماجرای تجاوز جنسی در جامعه واکنش‌های متفاوتی شکل گرفت. اما شاید اصلی‌ترین چالش‌ در این موضع‌گیری‌ها، انتخاب بر سر واکنش مناسب است.

پس از افشا و رسانه‌ای شدن ماجرای پسران مدرسه‌ی معین در تهران، این مسئله بار دیگر در صدر توجه‌ها قرار گرفته است. در موارد مشابه، تمام نیروی آسیب‌دیدگان مستقیم و غیر مستقیم ماجرا متوجه «مصرف خشم» در نسبت با عامل جرم شده و هدر رفته است. نوع این مواجهه نسبت صریحی با تعریف جرم، مصادیق آن و راهکارهای اندیشیده‌شده برای پیشگیری از وقوع و مقابله با آن پس از وقوع دارد. مسلم است که نهاد حدگذار و تعین‌‌بخش به این مواردْ قانون و نهاد اجرایی آن، یعنی دستگاه قضا، است. تمرکز دستگاه قضایی ایران در برخورد با این جرائم، اگر پای ملاحظات و افراد خاص در میان نباشد، بر مجرم است. در عادلانه‌ترین شرایط (بنا بر تعاریف و مناسبات موجود) مجرم بر اساس قوانین موجود به سزای اعمالش می‌رسد، سزای عمل نیز چیزی است در نهایت توافقی. چراکه قانون اساساً قطعیت و ذاتی ندارد و امری است توافقی؛ چنانکه گاهی در شرایط زمانی، مکانی و سیاسی متفاوت جرمی یکسان مجازات و عواقب متفاوتی یافته است.

برای مصداقی پیش بردن بحث می‌توان از دو نمونه‌ی سینمایی کمک گرفت. در فیلم‌های متأخر تحسین‌شده‌ی سینما، فروشنده‌ی اصغر فرهادی و سه بیلبورد مارتین مک‌دونا، تجاوزی واقع شده که محور رویدادهای فیلم است. در فروشنده‌ی فرهادی حجم زیادی از تمرکز فیلم بر مجرم است؛ پیرمردی که در شرایطی خاص مرتکب آزار جنسی می‌شود. در روند فیلم جزییاتی از زندگی متجاوزِ میانسال بر ما مکشوف می‌شود؛ جزییاتی که نه برملاکننده‌ی حلقه‌های زنجیره‌ی وقوع جرم، که برانگیزاننده‌ی همدلی در مخاطب است. ما و آسیب‌دیدگان جرمِ پیرمردْ با پیامدهای روانی و فشار و تأثیر برملا شدن جرم بر آینده‌ی زندگی مجرمِ آبرودار مواجه می‌شویم و در میانه‌ی انتخاب اخلاق یا وجدان گیر می‌افتیم. مناسبات اخلاقیِ فیلم پیامدمحورند، فرایند وقوع جرم اهمیتی نمی‌یابد و با جرم چونان امری شخصی و منتزع از جامعه برخورد می‌شود. مسئولیت اعمال پیامد جرم نیز بر عهده‌ی آسیب‌دیدگان می‌افتد و بی آنکه پای قانون و نهادهای قانونی به مسئله باز شود دوگانه‌ی انتقام و بخشش شکل می‌گیرد، جدال اصلی بر سر انتخاب «واکنش» است؛ واکنش‌هایی که نسبت صریحی با جرم واقع‌شده و زمینه‌های وقوع آن پیدا نمی‌کنند.  سه بیلبورد اما روایت «کنش» مادری است که داغدار تجاوز و قتل دخترش است. مادر، بعد از گذشت چندماه از فاجعه و پیدا نشدن قاتل دخترش، با اجاره‌ی سه بیلبورد در جاده‌ای بیرون شهر اداره‌ی پلیس را مورد انتقاد و پرسش قرار می‌دهد. این اقدام منجر به رویارویی بیشتر وی با پلیس می‌شود و در اواخر فیلم اداره‌ی پلیس را به آتش می‌کشد. تا انتهای فیلم نیز متجاوز و قاتل دختر به دام نمی‌افتد، اما در پایان، مادر و پلیسی اخراجی عزم می‌کنند مجرمی را که جرمی مشابه مرتکب شده و در دام نیفتاده، بشخصه مجازات و به سزای عملش برسانند. در سه بیلبورد آنچه مورد هجمه و اقدام تلافی‌جویانه قرار می‌گیرد، خودِ جرم و نهاد اجرایی قانون است. آتش زدن اداره‌ی پلیس به‌نوعی ساختار و اجرای قانون را نشانه می‌رود و در نهایت منجر به اقدام شخصی مادر و پلیس اخراجی برای اجرای قانون می‌شود. در واقع، آنچه مورد حمله قرار می‌گیرد عمل تجاوز است و نه متجاوز. و به همین دلیل است که اقدام تلافی‌جویانه‌ی مادر قربانی متوجه قاتلی جز قاتل دخترش می‌شود.

مسئولیت اعمال پیامد جرم نیز بر عهده‌ی آسیب‌دیدگان می‌افتد و بی آنکه پای قانون و نهادهای قانونی به مسئله باز شود دوگانه‌ی انتقام و بخشش شکل می‌گیرد، جدال اصلی بر سر انتخاب «واکنش» است؛ واکنش‌هایی که نسبت صریحی با جرم واقع‌شده و زمینه‌های وقوع آن پیدا نمی‌کنند.

 

نگاه فرهادی به جرم و مجرم را در بستر نگاه فرهنگ و اجتماع در ایران به مجرم دید. در جامعه‌ای که مجرم گناهکار صرف و دشمن جامعه تلقی می‌شود و باید تاوان این رویارویی با اجتماع را بدهد، او سعی می‌کند با ایجاد حس همدلی مواجهه با فرد خاطی را تلطیف کند اما این تلطیف رویکرد و مواجهه مسئولانه نیست، بدین معنا که مخاطب صرفاً به دلسوزی برای مجرم و درک سنگینی فشار پیامدهای جرم برای مجرم دعوت می‌شود، حال آنکه مجرم جزئی از کلیت جامعه است و نمی‌توان او را از بدنه‌ی جامعه منتزع کرد. نگاه و رویکرد مسئولانه به جرم می‌باید بر فرایند شکل‌گیری جرم متمرکز شود. با نگاهی فوکویی، اساساً قانون با تعریف جرم، جرم را برمی‌سازد و شکل‌گیری جرم‌ها به‌نحوی پیچیده با گفتمان قدرت مسلط تنیده‌ شده است. چنانکه فوکو در مراقبت و تنبیه تشریح کرده است، تغییر در مجازات‌ها و معادلات شبکه‌ی قدرت در جامعه تغییر جرم‌ها و بزهکاری را سبب می‌شود. و شاید بتوان گفت جرم است که مجرم را برمی‌سازد و با مجازاتِ مجرم تنها نشانه‌ها پاک می‌شوند. هر دو سوی جنایت‌ها و جرم‌ها را به‌نوعی می‌توان قربانی وضعیت موجود پنداشت و در مواجهه با جرم چند گامی به عقب رفت و علت را در ساختارهای جامعه، نهادهای قانون‌گذار و نهادهای اعمال قانون کاوید. چنان‌که در سه بیلبورد به‌گونه‌ای سمبلیک ساختمان نهاد پلیس مورد حمله قرار می‌گیرد. در مواجهه با موضوع مورد بحث تجاوز به کودکان و نوجوانان در مدرسه- نیز ابتدا باید صراحتاً به تعریف حدود و ثغور جرم و سپس تشخیص عامل‌ها و زمینه‌هایی پرداخت که وقوع جرم را ممکن و آن را در ساختار جامعه تعبیه می‌کنند.

در مورد جرمِ واقع‌شده در نسبت با پسران نیز، مواجهه‌ی عمومی و حتی نهادهای قانون و قضا، خشم گرفتن نسبت به خاطی است. تا جایی‌که که حتی افرادی در شبکه‌های اجتماعی خواهان اشد مجازات برای مجرم پرونده شده‌اند. این امر از سویی باز می‌گردد به ابهام قانون در مورد آزار جنسی و از سویی به نگاه جامعه به جرم به‌مثابه‌ی امر اخلاقی. قدر مسلم مجازات این مجرم خاص از وقوع موارد مشابه جلوگیری نخواهد کرد. چرا که اساساً مجازات او تغییری در مناسبات شکل‌گیری و وقوع جرم به‌عنوان امری اجتماعی صورت نخواهد داد. تنها روان بلاتکلیف و ترسیده‌ی جامعه را از پرداختن صریح و دقیق به موضوع باز خواهد داشت و از آن مهم‌تر، با این‌گونه واکنش نشان دادن، یعنی بیرون تصور کردن مجرم از بدنه‌ی جامعه و از خویش راندن او، افراد جامعه از خود سلب مسئولیت خواهند کرد. در واقع، ما و نهادهای قانون‌گذار در عوض اتخاذ کنشی مسئولانه بسان مادر فیلم مک‌دونا- مسئولیت جرمی را که هر کدام ما، از آنجا که جزئی از ساختار جامعه‌ایم، به‌نحوی در شکل‌گیری و وقوع آن مؤثریم به تمامی به گردن مجرم می اندازیم، با گناهکار کردن مجرم خویش را منزه و از بار مسئولیت شانه خالی می‌کنیم. با این سلب مسئولیت از خویش است که می‌توان کما فی‌السابق، فردای واقعه آن را فراموش کرد تا زمانی که «جرم» بار دیگر از افراد جامعه قربانی بگیرد.

مشاهده ادامه مطلب

چهار پاره


نمایش مشخصات محمود انصاری

ای که دلم پای دلت مانده است
حال مرا درک بکن مرد باش
یا که به گرمای تنم خو بگیر
یا که دل از من بکن و سرد باش
"زندگی آخر دل ما را شکست"
رود به پای هوس ات برکه شد
جنگل سرسبز مرا آب برد
هر که

شاعر:محمود انصاری

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب گزیده ی کتابشناسی تاریخ تشیع

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



گزیده ی کتابشناسی تاریخ تشیع

نویسنده: مصطفی صادقی، حامد قرائتی

در دهه هاى اخير موضوع شيعه شناسى و آشنايى با پيشنيه تاريخى اين مذهب، محافل علمى جهان را به خود متوجه كرده و اهداف سياسى و استعمارى به خصوص پس از انقلاب اسلامى و همچنين حوادث عراق سبب شد شيعه و تاريخ آن، كانون توجه جهانيان و مراكز علمى آنان قرار گيرد.

کتاب های معرفی شده در گزیده کتاب شناسی تاریخ تشیع به موضوعاتی چون پیدایش تشیع، اوضاع شیعه در عصر ائمه و دوران غیبت، دولت‌های بزرگ و کوچک شیعی مذهب، نقش شیعیان در تدوین و گسترش علوم، تاریخ فرقه های شیعی ،تاریخ محلی و پراکندگی جغرافیایی شیعه در جهان، شخصیت های شیعه و برخی موضوعات دیگر می‌پردازد.

بخش‌های اصلی این کتاب عبارتند از:

فصل اول: کلیات

فصل دوم: تاریخ عمومی

فصل سوم: تاریخ سیاسی

فصل چهارم: فرهنگ و تمدن

فصل پنجم: تاریخ فرقه‌ها و انشعابات فکری

فصل ششم: تاریخ محلی

فصل هفتم: شخصیت‌شناسی

فصل هشتم: تاریخ اجتماعی

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
فتنه های این زمان و روش مقاومت در برابر آنها
مبانی نظری و عملی حب اهل البیت (ع)
عبادت عاشقانه

نسخه ها

حجم: ۱۰ مگابایت

دریافت ها: ۳۲۱۷

تعداد صفحات: ?




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

من به هیچ کجا تعلق ندارم

چند روز پیش زادروز شانتال آکرمن از مشهورترین فیلم‌سازان زن و چهره برجسته سینمای آلترناتیو بود. فیلم‌های آکرمن را واکنشی رادیکال در مواجهه با بازنمایی زنان در سینمای جریان اصلی می‌دانند. این واکنش چگونه کار می‌کند؟

جولای ۱۹۵۰، شانتال آکرمن، در خانواده‌ای یهودی در بروکسل متولد شد. پدر او در دوران جنگ مخفی شده بود، اما مادر بزرگ و پدربزرگش به آشوویتز فرستاده شدند. تنها مادرش ناتالیا، از آشوویتز بازگشت و تجربه خانوادگی آکرمن از هولوکاست، به شکل مستقیم و انتزاعی، بر آثارش تاثیر گذاشته است.

آکرمن در سال ۱۹۶۵،زمانی که تنها پانزده سال داشت، بعد از دیدن«پیرو خله»ژان لوک گدار تصمیم گرفت که فیلمساز شود. سه سال بعد او در انستیتو هنرهای زیبا بروکسل در رشته فیلمسازی نام‌نویسی کرد و اولین فیلم کوتاه خود را ساخت. فیلمی سیاه سفید و سیزده دقیقه‌ای به نام «شهرم را منفجر کن». آکرمن در فیلمش نقش دختر جوانی را بازی کرده است که خسته از زندگی ملال‌آور روزمره، با انفجار گاز به جهانش پایان می‌دهد. آکرمن در اولین فیلمش تم و استراتژی‌های سبکی را برگزید که تا آخرین فیلمهایش به آنها پایبند بود. همچنین رویکرد غیر متعارف و ساختارشکنانه گدار برای آکرمن بسیار متاثرکننده بود و در اکثر آثارش از آنها الگوبرداری می‌کرد. در سال ۱۹۷۱ او به نیویورک نقل مکان کرد. فیلم‌های کوتاهی ساخت که از آثار اندی وارهول و جوناس مکاس متاثر بودند. در بازگشتش به بلژیک،در سال ۱۹۷۴،آکرمن اولین فیلم بلندش را کارگردانی کرد با نام «من،تو،او(مذکر)،او(مونث)».

در همان سال بود که او«ژان دیلمان،شماره ۲۳ کو دو کومرس۱۰۸۰ بروکسل»را ساخت. فیلمی سه ساعته در مورد زنی که در حال انجام وظایف خانه داریش است: سیب زمینی ها را پوست می‌کند، کفش‌ها را تمیز می‌کند و برای امرار معاش زندگی خود و پسرش در خانه مشتری می‌پذیرد و کارگری جنسی می‌کند. فیلم تحریک برانگیزندگی ساختارگرای آثار مایکل اسنو را دارد. کسی که «منطقه مرکزی»اش تاثیری اساسی بر آکرمن گذاشت.

آکرمن بعضی اوقات«ژان دیلمان»را فیلمی فمنیستی می‌خواند و بعضی اوقات این «لیبل» را پس می‌زند:

«من فکر می‌کنم که راجع به آدم ها صحبت می‌کنم. ژان دیلمان ویژه نیست. من میتوانستم این نقش را به یک مرد نیز بدهم. رفتن به سرکار و انجام کارهای همیشگی و معمولی. او خوشحال است. کلید دارد. درب را باز می‌کند. اوراقش را اطرافش می‌بیند و همچنین منشیش را. حالا تصورش رابکنید، چیزی تغییر می‌کند و او توان تحملش را ندارد. زیرا«تغییر»خطرناک است. تغییر ترس است. تغییر باز کردن درب زندان است. به همین خاطر است که «تغییر اساسی» برای آدم‌ها سخت است.»(۱)

آکرمن فیلمسازی است سربرآورده از دوره جدید فمنیسم. فیلم‌های او تبدیل به متون اصلی جریان نوظهور تئوری فمنیستی فیلم شدند. فمنیسم این سوال را مطرح می‌کند، هنگامی‌که زنی در فیلمی سخن می‌گوید (بعنوان کاراکتر،کارگردان و…) واقعا «چه کسی؟» است که سخن می‌گوید؟ بحث‌های متعددی پیرامون اینکه چه عواملی «سینمای جدید زنانه»را شکل می‌دهند، وجود دارد. دو مورد زیر از مهم‌ترین این عوامل هستند: آثار رئالیستی(دسترسی به معنا و فهم آسان)و آثار آوانگارد(الیتیسم سبک‌پردازی شده). فیلم‌های آکرمن ارائه‌دهنده رجحانی غیرقابل چشم‌پوشی و تصویرسازی شده از طبقات و اقلیت سرکوب شده‌اند.

ترزا دلارتیس(۲)، تئوریسین فمنیست ایتالیایی در مقاله خود با نام «بازاندیشی در سینمای زنانه؛ زیباشناسی و تئوری فمنیستی فیلم»می‌نویسد: «برخلاف این‌که فیلم‌های آکرمن از تئوری‌های پایه‌ای فلسفه فمنیسم پیروی نمی‌کنند،اما عناصر و مسائل فمنیستی زیادی در آنها وجود دارد؛ با بخشیدن فضایی زایا و سینمایی به تماشاگر زن، (از طریق متدهای هایپررئالیستی)جایی که او می‌تواند آزادانه حرکت کند و به استنتاج‌های شخصی خویش برسد، با تبیین‌کردن تماشاگر زن به عنوان یک‌«زن» مستقل، نه یک زن سنتی تعریف شده. فیلم‌های آکرمن از لحاظ فیزیکال نیز برای تماشاگر زن حکم آزادسازی را دارند. فیلم«من،تو،او»از پیروی از«سیاست احساسات»اجتناب می‌کند. با تمرکزی استوار بر واقعیت مرئی. بر سطح و ظاهر اشیا.با تخریب و بازسازی همزمان تصویر بصری. او با این عمل در جهت پیچیده‌سازی و سوال برانگیزکردن هویت تماشاگران،به وسیله کاراکتر زن فیلم گام برمی‌دارد.»

دلارتیس،با نقل قولی از لورا مالوی در مقاله«لذت بصری و سینمای روایی»(۳)عملکرد سیاسی این مساله را این‌گونه تشریح می‌کند: «…تفکیک احساساتی، چیزی است که آکرمن در فیلم‌هایش از طریق تمرکز بر تصویر فوتوگرافیک و واقعیت مرئی، به دست آورده است…»مالوی در مقاله‌اش به ما تاکید می‌کند فیگوری که سینمای روایی هالیوود از زن و جایگاه او تعریف کرده است را تخریب کنیم و آن جایگاهی است که زن صرفا«ابژه نگاه»مرد است. او ادامه می‌دهد:«برای مقابله با این توده تعریف شده قراردادهای سینمای سنتی(که فیلمسازان رادیکالی چون آکرمن به آن دست زده‌اند) ما ملزم به رها کردن نگاه دوربین و حضور آن در زمان و مکان هستیم و رها کردن نگاه تماشاگر و ایجاد فاصله‌ای دیالکتیکی و پرشور. شکی نیست که این کار، رضایت و لذت «مهمان نامرئی»-جایگاه نگاه- و برجستگی‌هایی را که سینما با متکی شدن به مکانیزم‌های فعال و منفعل چشم‌چرانانه به دست آورده بود، از بین خواهد برد و فیگور زن که تصویرش مدام دزدیده شده و در اصل به همین منظور نیز به کار رفته شده است، در صورت رها نشدن از این نگاه ابژه وار،نمی‌تواند زوال فرم سینمایی سنتی را جز با حسرتی سانتی‌مانتال، نگاه کند.»

«هنگامی‌که مردم می‌گویند این یک فیلم فمنیستی است، گویی تنها یک راه برای زن‌ها وجود دارد تا خود را بیان کنند.» آکرمن به‌ عنوان زنی که از کودکی همراه با لیبل «اقلیت» زندگی کرده است، بر این باور است که به اندازه هر هویت فردی،مشخصا هویت فردی هر زن،یک زبان سینمایی منحصر به فرد وجود دارد.

اگرچه آکرمن عموما ذیل گروه فمنیسم و تفکر کوییر شناخته می‌شود، اما او اساسا با فمنیسم خالص و کلاسیک فاصله دارد. آکرمن از قبول کردن لیبل‌هایی که مختص هویت او بودند مانند زن،یهودی و هم‌جنس‌گرا اجتناب می‌کند و همیشه سعی داشت تا هویت خود را بعنوان یک«فرزند دختر»برجسته کند؛ او اعتقاد داشت که هر فیلم چون دلسوختهی زایا و تولیدمحور از آزادی است که از فراز انواع مرزها کشیده شده است و تا هویت شخصی هر فرد ادامه دارد. آکرمن طرفدار تعدد فرم‌های بیانی بود. او می‌گوید: «هنگامی‌که مردم می‌گویند این یک فیلم فمنیستی است،گویی تنها یک راه برای زن‌ها وجود دارد تا خود را بیان کنند.» آکرمن به‌ عنوان زنی که از کودکی همراه با لیبل «اقلیت» زندگی کرده است، بر این باور است که به اندازه هر هویت فردی، مشخصا هویت فردی هر زن،یک زبان سینمایی منحصر به فرد وجود دارد.

برخلاف دل‌مشغولی ایدئولوژیکال آکرمن با مفهوم«مدت زمان»، او در «ژان دیلمان» قاطعانه در مقابل بازنمایی سینما از زن، ایستادگی می‌کند. «ژان دیلمان»، صحنه عرضه دقیق‌ترین شکل از کاربرد نظریات لورا مالوی در مفهوم واکاوی مفهوم«نگاه»است. برای مثال، نقد مالوی علیه قطعه‌قطعه کردن تصویر بدن زن از خلال سبک مونتاژ قراردادی کلاسیک، نشان می‌دهد که این عمل چگونه در راستای مشخصی از ارضای چشم‌چرانی تماشاگر حرکت می‌کند. حالا به «ژان دیلمان» نگاه کنید که آگاهانه و بل‌اجبار چشم‌چرانی را مسدود می‌کند؛ با نبود حتی یک پلان کلوزآپ از ژان. در سکانس‌های متعددی ما ژان را می‌بینیم که وظایف معمولی خانه‌داری را در فاصله به نسبت دوری از چشم تماشاگر -دوربین- انجام می‌دهد. در سکانسی، او تکه‌ای گوشت را آماده می‌کند، در سکانسی دیگر، ظرف‌ها را می‌شورد و خشک می‌کند. حتی در انتهای فیلم، بعد از این‌که ژان یکی از مشتریانش را به قتل می‌رساند و پشت میز ناهارخوری نشسته است، آکرمن ما را از دیدن کلوزآپی از چهره ژان محروم می‌کند. برای بیشتر از هفت دقیقه، ما به ژان نگاه می‌کنیم اما گیج و سردرگم هستیم، آیا او بالاخره آرام گرفته است؟ آیا ژان به ژوییسانس رسیده است؟ (ژک لکان هیچ‌وقت به شکل ژوییسانس زنانه پی نبرد و به همین خاطر زن را «نه همه» می‌خواند) آیا برای ژان این لحظه‌ای است از پیروزی تاریک؟ آیا او نگران است از این‌که از زندان خویش به زندانی دیگر، مشخصا قانونی گریخته است؟ اما در واقع آکرمن پس از اولین نمایش فیلم، در گفتگویی آشکارگرانه به نظر می‌رسد که کاملا آرای مالوی را در فیلم پیاده کرده است: « این تنها راه برداشت این سکانس و کل فیلم بود.پرهیز از انقطاع زن به هزاران قطعه، به هزاران تصویر، انقطاع اکسیون به هزاران جزء، تنها برای نگاهی دقیق و حاکی از احترام. دوربین در ژان دیلمان،دوربین چشم‌چرانی نیست. برخلاف روند تبلیغاتی و سرکوب‌گرانه، ضد زن و فالوسنتریک هالیوود و سینمای عامه.»

با در نظر گرفتن فیلم «من،تو،او» و «ژان دیلمان» طبق نظریات لورا مالوی در راستای تخریب لذت بصری، می‌خواهم به تعدادی از فیلم‌های آکرمن اشاره کنم. برای مثال، با تطبیق «من، تو، او» هایپررئالیستیک و تا حدودی سخت و «ژان دیلمان»، با رمانس قراردادی و فرموله شده «روز و شب» و «مبلی در نیویورک» یا سیتکام‌واره عجیب و اسلپپ استیک اخیر آکرمن؛«فردا حرکت می‌کنیم؟»که به نظر می‌رسد برخلاف فرم آثار اولیه او، کاملا بر پایه بیان نفس انفرادی و لذت‌اند. این تغییر غیر قابل پیش بینی در سبک استاتیک و ژانری، چه چیزی راجع به آثار آکرمن در کل به ما می‌گوید؟ یا چگونه می‌توان پیچیدگی موقعیت ایدئولوژیک مزبور او را در «ژان دیلمان» و «من، تو، او» تبیین کرد؟ و از همه مهم‌تر،این جایگاه چه مفهومی برای فمنیسم چندپاره و پست مدرن معاصر ما دارد؟

«این تنها راه برداشت این سکانس و کل فیلم بود. پرهیز از انقطاع زن به هزاران قطعه، به هزاران تصویر، انقطاع اکسیون به هزاران جزء، تنها برای نگاهی دقیق و حاکی از احترام. دوربین در ژان دیلمان، دوربین چشم‌چرانی نیست. برخلاف روند تبلیغاتی و سرکوب‌گرانه، ضد زن و فالوسنتریک هالیوود و سینمای عامه.»

آکرمن همچنین خواسته‌های فمنیستی را برای احقاق هویت فردی مطرح می‌کند. برای مثال، او از دکور آشپزخانه به منظور تبیین مرز باریک بین زنانگی و رام‌شدگی زنانه بهره می‌جوید. آشپزخانه در آثار آکرمن، محلی نزدیک و صمیمی است برای ارتباط برقرار کردن و مکالمه. محلی است برای عمل بخشیدن به تصورات و دراماتیزه کردن زندگی روزمره. همچنین آشپزخانه در کنار دیگر مکان‌های داخلی خانه، محلی است استعاری از زندانی خود محصورکننده که در زیر سلطه شرایظ فالوسنتریک و مردسالارانه زندگی زنان قرار دارد.

 

Ps 1)Chantal Akerman Interview with Le mond,2007

Ps 2)Teresa de lauretis

Ps 3)Laura Mulvay .Visual pleasure and narrative cinema,2000,oxford university pub.

مشاهده ادامه مطلب

شه


نمایش مشخصات الکس رفیعی

*
شِه
اندیشه و تن پوشه و تنبوشه
پا مال شده
رفته و افتاده به یک گوشه
بی ریشه شده بسیار
با تیشه زند ریشه
هر آدم بد پیشه
بر هر که به هر کیشه
*
هر کس که وِرا مهر در آغوشه
گر صاحب عقل است و همی

شاعر:الکس رفیعی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب کلید بازیابی اطلاعات

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



کلید بازیابی اطلاعات

نویسنده: محمد شکری، رضا خلیلی

آموزش سه نرم افزار در حوزه بازیابی اطلاعات

آموزش یک نرم افزار در حوزه پشتیبان گیری

بازیابی اطلاعات با امکانات اولیه ویندوز

استفاده از اینترنت در جهت حفظ اطلاعات

نحوه ذخیره سازی فایل های قابل بازیابی

اطلاعات دیجیتال به دلیل نوع خاص ذخیره سازی و حساسیت خود در معرض خطرات گوناگونی قرار دارند و آسیب پذیرند اما اگر دانش مربوط به این موضوع را داشته باشیم، می توانیم از این امر جلوگیری کنیم و یا پس از این اتفاق اطلاعات را بازیابی کنیم.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
آموزش نرم افزار آماری SPSS
آشنایی با سیتم عامل Linux
تکمیلی بورس بین الملل

نسخه ها

حجم: ۲۵ مگابایت

دریافت ها: ۴۴۳۱

تعداد صفحات: ۷۹




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

نیمی از مهاجران جهان، زنان فقیر هستند

بر اساس گزارشی از شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در سال ۲۰۱۷ زنان ۴۸% از مهاجران بین‌المللی را تشکیل می‌دهند.

بر اساس این تحقیق که «گزارش مهاجرت بین المللی ۲۰۱۷» نام دارد، نابرابری‌های اقتصادی در کشورهای در حال توسعه میلیون‌ها نفر را وادار به مهاجرت به کشورهای توسعه یافته می‌کند. این مهاجران برای گذران زندگی مجبور به قبول کار بدون امنیت شغلی می‌شوند که در نهایت الگوهای نابرابری جنسیتی را بازتولید می‌کند. بیشتر زنان فقیر از کشورهای در حال توسعه مجبور به فعالیت در زمینه کارگر خانگی، پرستاری از سالمندان و شغل هایی از این دست می‌شوند و بسیاری از آنان از حقوق اولیه در محیط کار همچون درآمد مناسب، بیمه و غیره برخوردار نیستند. زنان بسیاری نیز هستند که در محیط کار مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌گیرند. در کنار این زنان، زنان تحصیل‌کرده هستند که در کشورهای توسعه یافته به علت تعصب و نژادپرستی نمی‌توانند مشاغلی در سطح توانایی و تحصیلاتشان بیابند.

زنان تقریبا نیمی از ۲۵۸ میلیون مهاجر بین اللملی را تشکیل می‌دهند. از هر شش کارگر خانگی یک نفر مهاجر است و زنان نزدیک به ۷۰% از کارگران خانگی مهاجر را تشکیل می‌دهند.

مشاهده ادامه مطلب

انا


نمایش مشخصات محمد شمس باروق

مادرم نفرین کرد
خدا به زمین گرم بزند
الان رو سواحل آنتالیا
بر روی شن های داغ
ماحسون آواز آننه را می

شاعر:محمد شمس باروق

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ یوسف زمانی دلت میاد

دانلود آهنگ یوسف زمانی دلت میاد

همین الان دانلود کنید و گوش دهید به ترانه زیبابی دلت میاد با صدای یوسف زمانی

Exclusive Song: Yousef Zamani – “Delet Miad” With Text And Direct Links In UpMusic

Yousef Zamani Delet Miad دانلود آهنگ یوسف زمانی دلت میاد

♪♪♫♫♪♪♯

شعر و آهنگسازی : یوسف زمانی / تنظیم کننده : فتاح فتحی

UpMusicTag دانلود آهنگ یوسف زمانی دلت میاد

♪♪♫♫♪♪♯

یوسف زمانی دلت میاد

منبع ( source ) : دانلود آهنگ یوسف زمانی دلت میاد

مشاهده ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی قالب برای دلسوخته بوده و کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.