نسخۀ صوتی: کسی استعداد ذاتی ندارد، اگر هم داشته باشد، چه بدتر

 


پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷ ۱۰:۰۹

 

آیا می‌توانید نقاشی پرترۀ خودتان را بکشید؟ خیلی از ما اگر دست به چنین آزمایشی بزنیم، حاصل کارمان با خط‌خطی‌های بچه‌ها تفاوت چندانی ندارد. چه‌بسا به یاد بیاوریم که در دوران مدرسه هم هیچ‌وقت نقاشی‌مان خوب نبوده است، و احتمالاً به این نتیجه می‌رسیم که خب، استعدادش را ندارم! این دقیقاً نتیجه‌گیری‌ای است که روان‌شناس پرآوازه، کارول دوک، با آن مخالف است. او بر پایۀ سال‌ها تحقیق می‌گوید استعداد چیزی ذاتی نیست، بلکه حاصل تمرین و مهارت‌اندوزی است.

تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

عکس: بندتو کریستوفانی.

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از مارینا کراکوفسکی که پیش از این با عنوانِ «کسی استعداد ذاتی ندارد، اگر هم داشته باشد، چه بدتر» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید.

یکی از روزهای ماه نوامبر گذشته [۲۰۰۷]، استاد روان‌شناسی استنفورد کارول دوک پذیرای دو مهمان از تیم فوتبال بلک‌برن رُورز بود که در لیگ برتر انگلستان بازی می‌کند. آکادمی آموزشی رُورز جزء سه آکادمی برتر انگلستان است، اما مدیر عملکرد این تیم، تونی فاکنر، مدت‌ها بود که گمان می‌کرد تعدادی از بازیکنان آینده‌دارش پتانسیل خود را شکوفا نمی‌کنند. مستعدترین افراد، با نادیده‌گرفتن شعار صدسالۀ باشگاه یعنی «مهارت و سخت‌کوشی»، تمرین جدی را دست‌کم می‌گرفتند. فاکنر به‌نوعی ریشۀ مشکل را می‌دانست: فرهنگ فوتبال بریتانیایی بر این باور بود که ستاره‌ها تربیت نمی‌شوند، بلکه ستاره به دنیا می‌آیند. اگر این دیدگاه را قبول کنید، و به شما بگویند استعداد فراوانی دارید، تمرین به چه دردتان می‌خورد؟ بالاخره اگر سخت تمرین کنید، انگار به خودتان و بقیه می‌گویید که خوب هستید اما عالی نه. فاکنر مشکل را شناسایی کرده بود، اما برای ترمیمش به کمک دوک نیاز داشت.

فایل صوتی نوشتار «کسی استعداد ذاتی ندارد، اگر هم داشته باشد، چه بدتر» را گوش کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب General History of Africa, Vol. 3 Africa from the Seventh to the Eleventh Century

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

Volume III of this acclaimed series is now available in an abridged paperback edition. The result of years of work by scholars from all over the world, The UNESCO General History of Africa reflects how the different peoples of Africa view their civilizations and shows the historical relationships between the various parts of the continent. Historical connections with other continents demonstrate Africa’s contribution to the development of human civilization. Each volume is lavishly illustrated and contains a comprehensive bibliography.

Volume III documents the increasing influence of Islam and its dissemination and interaction with traditional African culture in northern and western regions. The essays place Africa in the context of world history at the opening of the seventh century and examine the impact of Islamic penetration, expansion of the Bantu-speaking peoples, and the growth of civilizations in West Africa.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
عمل صالح موسوم به شاه جهان نامه (جلد دوم)
مقدمه ابن خلدون (جلد اول)
تمدن اسلامی

نسخه ها

حجم: ۴۶ مگابایت

دریافت ها: ۶۱۶

تعداد صفحات: ?




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب گامی نوین در حفظ قرآن

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

گامی نوین در حفظ قرآن

حفظ قرآن از آن دسته مسائل است که حتما احتیاج به استاد دارد. بیشتر کسانیکه بدون استاد حفظ می کنند یا نمی توانند آن را به آخر برسانند و یا اگر هم آن را تمام کنند حفظ قوی و منظمی ندارند و عده ای نیز هستند که علاقه زیادی به حفظ داشته ولی دسترسی به استاد برای آنها امکان پذیر نمی باشد.
در این کتاب سعی شده است که اگر شخصی در خانواده ای باشد که حتی یک نفر در آن خانواده توان روخوانی قرآن را داشته باشد بتواند به طور منظم حفظ خود را پیش برده و به صورت مستمر حفظش را به آن شخص تحویل دهد؛ البته این بدان معنی نیست که از استاد حفظ بی نیاز می گردد بلکه باید استاد مناسبی انتخاب کرده و حداکثر ماهی یکبار آن مقدار را که حفظ نموده به او تحویل دهد.
کتابچه مذکور دارای سه فصل اصلی است:
۱٫ ارزش و فضل تعلم و تعلیم و حفظ قرآن
۲٫ حفظ قرآن و شیوه آن
۳٫ برنامه ۱۰۰۰ روزه حفظ

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
بیان السعاده فی مقامات العباده – جلد ۱۱
تفسیر نمونه (جلد بیست و چهارم)
تفسیر نمونه (جلد هفدهم)

نسخه ها

حجم: ۲ مگابایت

دریافت ها: ۱۱۷۵

تعداد صفحات: ۹۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب پنجمین روز آفرینش

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

کتاب داستانی است تمثیلی به زبان حیوانات که در آن روابط طوطی‌ها با کبوتران و چلچله‌ها به تصویر کشیده می‌شود .پرندگان در این داستان پس از فعالیت‌های گوناگون و گذران زندگی مادی, به این نتیجه می‌رسند که راهی برای اندیشیدن و عشق بیابند و چندان خود را سرگرم زندگی مادی نسازند.

حق تکثیر: نشر فرهنگ‌ و هنر -۱۳۷۹- تهران

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
مجموعه کتابهای طلائی ( آیوانهو )
The Tale of Mr Jeremy Fisher
دم قورباغه

نسخه ها

حجم: ۲ مگابایت

دریافت ها: ۱۱۱۴

تعداد صفحات: ۴۲




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ژانر نقد و اینترنت

برخی هراس دارند که در عصر نویسندگی مجازی تاثیر سابق ژانر نقد کاهش یا�ته و نسبی شده است. رسانه‌های مجازی جامع‌تر، کم‌هزینه‌تر و کمتر سلسله‌مراتبی هستند. هرچند تجزیه و پراکندگی مخاطب در نتیجه‌ی ترویج رسانه‌ی مجازی ممکن است تاثیر گسترده‌ی ژانر نقد را هم در علم و هم در هنر بکاهد، تغییرات در رویکرد، پلمیک و مباحثات به طور کلی ممکن است لزوماً اهمیت خود را از دست ندهند، چرا که اینترنت چنین اشکالی از ارتباط را بازتعری� می‌کند، نه حذ�. کاربران رسانه‌ی مجازی تولیدکننده نیز هستند و در کنار هم قواعدی را برای خواندن و نوشتن به عنوان موضوع منا�ع مشترک می‌سازند. این �رآیند� ایجاد قواعد جدید، رسانه‌های پیشین را دگرگون می‌کند اما تا حدی به آنها تکیه دارد و بیشتر نقش نقد را ح�ظ می‌کند.

نقد یکی از مستقیم‌ترین ژانرهای نوشتار پلمیک است. چه نقد هنر باشد، چه بررسی آکادمیک یا بازخوانی متون، تولیدات هنری و دیگر تولیدات �کری منتشر شده، نقد عملی بازسازی کننده و برانگیزاننده است. به این معنا، نقد عمل بنیادین برخورد آزاد دیدگاه‌ها، بازسازی و مباحثه است. خود نامش گویای به اجرا درآوردن آزادی مخال�ت اندیشه‌ها و علنی کردن استدلال‌ها و اعتراضات برای مخاطب است. به عنوان عرصه‌ی تاثیر همگانی اطلاعات و استدلال، نقش توزیع اجتماعی دانش را نیز بر عهده دارد. در ادامه به بررسی این موضوع خواهم پرداخت که آیا کاهش تاثیر ساختاری نقد منتشر شده در رسانه چاپی لزوماً نقش اجتماعی هنجاری آن را تضعی� می‌کند؟

بدون م�هوم مشخصی از نقش قدرتمند نقد، جریان آزاد آن احتمالاً عمل مهمی نخواهد بود. از لحاظ تئوری اخلاقی، سیاسی و قانونی آن، اصل آزادی بیان بر مبنای این م�هوم قرار دارد که جریان قانونی آزاد دانش من�عتی عمومی است. این من�عت عمومی قرار است الزاماً دربردارنده‌ی خواست منطقی� دستیابی و اشتراک دانش، و نیز خودنمایی� �ردی� موجه باشد. مشابه سیاسی این اندیشه در لحظاتی تاریخی بازتاب یا�ته است؛همچون نخستین لغو قانونی سانسور در مصوبه‌ی پروانه‌ در انگلستان در سال ۱۶۹۵، اعلامیه‌ی حقوق بشر در پی انقلاب �رانسه در سال ۱۷۸۹، متمم اول قانون اساسی ایالات متحده‌ی آمریکا در سال ۱۷۹۲ و نیز احکام قانونی مشابه در موج‌های متاخر عصر انقلاب‌های اروپا در سال ۱۸۴۸ در پروس، اتریش و مجارستان. قانون‌گذاری‌های مشخص‌تر که در قرن بیستم رخ داد، هد�ش ح�ظ خودمختاری اقتصادی و سیاسی مجاری گوناگون بیان آزاد بود. برای مثال، آزمون «خطر واضح و حاضر» که توسط قاضی دیوان عالی آمریکا هولمز در سال ۱۹۱۹ بسط داده شده بود و مقصودش مشخص کردن حکم قانون اساسی مبنی بر آزادی بیان جز در موردی که است�اده از آن تهدید جسمانی به همراه داشته باشد بود؛ گزارش هاچینز در سال ۱۹۴۷ که طبق آن مطلع ساختن عموم مردم آمریکا نمی‌بایست تماماً متکی بر مو�قیت تجاری اطلاعاتی باشد که به عنوان محصول رسانه‌ای تامین می‌شود؛ و نیز متون مرتبطه‌ی قانون اساسی آلمان غربی از سال ۱۹۴۹ (کونکزیک: ۲۰۰۱ ۶۱-۸۰).

حتی رسوایی‌های اخیر ویکی‌لیکس و ان‌اس‌ای [سازمان امنیت ملی آمریکا] این دوراهی دشوار را به تصویر می‌کشد که آیا عموم مردم حق دارند که به طور بالقوه تمام اطلاعات مربوط به خود مردم را در اختیار داشته باشند یا اینکه برخی اطلاعات می‌بایست در انحصار دولت باشند؛ و �راتر از آن، انحصار دولت در رابطه با اطلاعات مربوط به مردم باید بر اساس این �رض رد شود که ممکن است به است�اده‌ی غیرش�ا� از آن توسط قدرت� برگزیده منجر شود؟ بنابراین مسئله‌ی نهایی این است که آیا از کاهش اشکال کلاسیک ژانر نقد منجر به تضعی� اثر نقد به عنوان رویکردی اساساً عمومی می‌شود؟

قدیمی‌ترین م�اهیم مرتبط مطرح شده را در نظر بگیرید؛ م�اهیم طرح شده توسط جان میلتون و جان استوارت میل که هد�ش ترویج اصل آزادی بیان تمام اعضای جامعه‌ی سیاسی بوده است از یک سو؛ و م�هوم مطرح شده توسط توماس هابز مبنی بر م�هوم واگذاری حق قضاوت به حاکمیت از سوی دیگر (لوند: ۱۹۹۷، ۴۴۹-۴۵۰): چه کسی محق است که به طور عمومی و علنی صحبت کند و بداند؟ هر چه استدلال از رویکرد متعصبانه‌ی لیبرال دورتر باشد، به این دیدگاه نزدیک‌تر است که دستیابی و اشاعه‌ی اطلاعات می‌بایست در کنترل گروه‌های قدرت متعدد باشد. اختلا� بر سر انتشار عمومی اندیشه‌ها و عدم پذیرش اجازه‌ی رسمی مستقیماً مربوط به نقش نقد و ت�کر انتقادی به طور کلی است. تحقیق درباره‌ی چشم‌اندازهای ژانر نقد می‌تواند در این بستر قرار گیرد.

سقوط کنونی نوع چاپی مطبوعات، و انتشار گسترده‌ی تمام انواع نوشته‌های مجازی، نقشی را که نقد در رسانه‌های کلاسیک در برجسته‌سازی و جهت‌دهی ای�اء می‌کرد به چالش می‌کشد. اصل حق انتقاد کردن که در بالا ریشه‌یابی شده در عصری بسط یا�ته بود که در آن «رسانه» (مطبوعات اولیه‌ چون خبرنامه‌ها و نشریات) هم از لحاظ تکنولوژی و هم از نظر سیاسی توسط دولت کنترل می‌شد. پیام‌های نامحدود از نظر ذهنی و تکنولوژی که از سوی اینترنت ارائه می‌شود به وضوح نه تنها در آن زمان بلکه در دوران اوج تلویزیون نیز غیر قابل درک بود. با در نظر گر�تن اینکه تمام نظام قاعده‌مندی رسانه (در ابتدا تنها برای مطبوعات) که از اواخر قرن ۱۶ آغاز شد، در هماهنگی با نظام قانونی دولت با سرزمینی کمابیش تعری� شده (بعدها ملت-کشور) ایجاد شد، جهانی‌سازی کلی رسانه، معضلاتی اساسی برای کنترل دولت به وجود آورده است (پرایس: ۱۹۹۵: ۱۷، ۱۵۵). مشکل اینجاست که میزان چشمگیری از پیام‌های رسانه‌ای از محدوده‌ی سرزمینی که در آن دریا�ت می‌شود �رستاده نمی‌شود. این مشکل قبلاً در دوران تلویزیون کابلی ا�تاده بود (پرایس: ۱۹۹۵: ۱۸).

در رابطه با نقد، سوال این است که آیا دگوگونی جاری کنترل ساختاری و تکنولوژی رسانه نقش کلاسیک ژانر نقد را نیز تغییر می‌دهد یا تنها آن را در چهارچوب رسانه‌ای جدیدی بازآرایی می‌کند؟ برای این مسئله که چرا دسترسی گسترده‌ی �راهم شده از سوی اینترنت ممکن است قدرت نقد و �ن نقد به طور کلی را تضعی� کند دو دلیل می‌تواند وجود داشته باشد: از بین ر�تن کمبود ساختاری (اینترنت عملاً �ضایی نامحدود است) و دسترسی رایگان و آزاد به هر دو نقش نویسندگی و خوانندگی. با این حال خلا� این نیز می‌تواند استدلال شود: دسترسی گسترده و ارزان (عملاً رایگان) نهایتاً متضمن سلسله‌ مراتبی سخت‌تر است، دقیقاً به این خاطر که شرکت هر دو طر� نویسنده و خواننده را نسبت به رسانه‌ی کلاسیک کمتر متکی به منابع مادی می‌سازد. به عبارت دیگر، رسانه‌ی کلاسیک سلسله مراتب‌ها را صر�اً بر مبنای تکنولوژی و هزینه‌های دسترسی گسترش داده بود. این امر به وضوح متضمن موانعی قوی برای این بود که چه کسی می‌تواند «حر� بزند» و با چه کسی. این ساختاری عمودی بود، هم از لحاظ دسترسی از نظر مادی و هم سلسله مراتب محتوایی. بر خلا� این امر، اینترنت چشم‌اندازی ا�قی ارائه می‌کند که در آن عملاً برای هر کس بیشتر امکان «ظاهر شدن بر روی صحنه» وجود دارد، بدون حذ� یکی از سلسله مراتب‌های موجود. بنابراین سلسله مراتب در نظرات می‌تواند در عصر اینترنت حتی سختگیرانه‌تر شود، دقیقاً به این علت که موانع مادی کمتری برای دسترسی به مخاطب و بالعکس وجود دارد.

بحران واقعی ژانر نقد در حال حاضر به نظر می‌رسد دربردارنده‌ی معضل مشخص کردن مکانی برای نقد شایسته (موثق) باشد. این معضل به نظر می‌رسد که توسط رسانه‌ی مجازی ایجاد شده باشد، چرا که [مطالب] مجازی در چشم‌انداز ساختاری موجود نمی‌گنجد. برای مثال، در عصر پیش از اینترنت این موقعیتی عادی بود که حتی مطلبی که به طور ناشناس ارائه شده است بسیار آسان‌تر در مجله‌ای رده بالا منتشر شود، چرا که سطح ظاهراً بالای شرح و بسط مطلب بهتر مقتضیات چنین مجله‌ای را برآورده می‌کرد تا مطلبی کمتر ساختار یا�ته که از سوی نویسنده‌ای کم‌تجربه‌تر ارائه می‌شد. برعکس، اینترنت هیچ سلسله مراتب مشابهی را میان دو متن این‌چنینی برقرار نمی‌کند. هرچند، این واقعیت به این معنا نیست که سلسله مراتب جدید� مختص به اینترنت در حال ظهور نیست و نهایتاً جای سلسله مراتب قدیم را نخواهد گر�ت. این �رضیه‌ی کنونی من است. آنچه در حال حاضر با آن روبرو هستیم ناتوانی در برقراری سلسله مراتب میان سلسله‌ مراتب‌ها به جای متون است. رده‌بندی انواع گوناگون متون و محصولات �کری در مقیاسی مقرر چندان دشوار نیست. دشواری در رده‌بندی میان رده‌بندی‌هاست: مقایسه‌ی نقد منتشر شده در مجله‌ای معتبر با نظری که با تلاش و دقت در منبع مهم (یا غیرمهم) مجازی نگاشته شده، به همان ترتیب، جدی گر�تن یک منبع مجازی جدید و نسخه‌ی مجازی منبع قدیمی چاپی معتبر به یک اندازه. �راتر از آن، به همان اندازه دشوار است که ارزش انتقادی نظرات منتشر شده در منابع مختل� مجازی را از لحاظ اثر احتمالی حر�ه‌ای یا عمومی‌، شیوه و کی�یت کلی‌شان رده‌بندی کنیم.

اشکال جدید نقد نیز از طریق اینترنت ظهور یا�ته‌اند. برنامه‌های گوناگون گ�تگو، نظردهی و ص�حات تعاملی که دسترسی بی‌واسطه به تبادل محتوا را �راهم می‌کنند همگی می‌توانند به عنوان اشکال جدید و یا حتی ژانر جدید نقد دیده شوند. با اینکه رسانه‌ی کلاسیک محتوای ویرایش شده، حر�ه‌ای و معمولاً موثق ارائه می‌کند، اطلاعات ارائه شده از سوی ژانر پرتکاپو و �عال اینترنت می‌تواند در بسیاری از جنبه‌ها با آن رقابت کند (مسینگ: ۲۰۰۹، ۲۹). بر همین اساس، با وجود اینکه اینترنت در بسیاری از موارد متونی را که به شکل حر�ه‌ای بسط یا�ته‌اند به ما ارائه نمی‌کند، از لحاظ اصالت دیدگاه، حتی وبلاگ‌نویس‌ها می‌توانند اطلاعات ارزشمندتری را نسبت به منتقدان واجد صلاحیت منتشر کنند. سلسله مراتب رو به تضعی� نقد آکادمیک ساختاری و دیگر اشکال حر�ه‌ای نقد، و گسترش �زاینده‌ی واکنش‌های انتقادی غیرحر�ه‌ای به محصولات �کری، منجر به پدیداری صحنه‌ی بحثی نهایتاً بسیار گسترده‌تر می‌شود: نکات و سوءت�اهم‌ها، سوگیری‌ها و جزئیات دقیق موا�ق و مخال�، اما در نهایت، بحث. از مسئله‌ی وارد کردن توده‌های بزرگ‌تر مردم در شکل‌گیری دیدگاه هنری به قیمت سطح تنزل یا�ته‌ی تولید �کری در مقابل مکتب �رانک�ورت تقریباً بلا�اصله پس از انحلال آن د�اع شده است (شیشا: ۲۰۰۳، ۱۲۶-۱۲۸). نگرانی اصلی نباید از بین ر�تن سلسله مراتب‌ها در جنگلی از دیدگاه‌های انتقادی منتشر شده در سطوح  کاملاً مت�اوت باشد. نگرانی اصلی باید حضور متلاشی و پراکنده‌ی اندیشه‌ها در اینترنت باشد: تلاش جمعی �رقه‌گرایانه‌ی این �ضای وسیع که به تالارهای گ�تگو درباره‌ی ساختن بمب چمدانی، انقلاب، پژوهش علمی واقعی و ادبیات در بالاترین سطح کی�ی به طور مساوی امکان وجود می‌دهد.

به عبارت دیگر، خطر اصلی تمرکززدایی از محا�ل گ�تگو �روپاشی محیط عمومی است. اینترنت برای بسیاری از متخصصان ناشناخته و داوطلب از حوزه‌های گوناگون �ضا �راهم می‌کند. آنها ممکن است واجد صلاحیت و متعهد باشند، اما اغلب یک‌سویه‌اند. برخی از آنها حتی ممکن است بخواهند و بتوانند به رسانه‌ی حر�ه‌ای نیز دعوت شوند (مسینگ: ۲۰۰۹، ۳۱). با این حال این خصوصیت مشخص اینترنت به عنوان مح�لی برای «ریزمنا�ع» تخصصی، در راستای هیچ هد�ی همچون محیط عمومی عمل نمی‌کند. نتیجه، وجود محیط‌های عمومی متعدد به صورت موازی است که اغلب متقابلاً از یکدیگر منزوی هستند. نتیجه‌ی این �رآیند برای نقد، ا�زایش وجود موازی محا�ل ثانوی حتی به صورت نامرئی است، در مقابل� هر آنچه که شبیه مخاطب گسترده‌تری است که قادر به پیگیری نبردهای عمده‌ی منا�ع عمومی و حر�ه‌ای است.

با از بین ر�تن مخاطب گسترده‌تری که توان توجه سیستماتیک به محتوایی که به او خطاب می‌شود را دارد، مح�ل انتقادی به گستردگی اجتماع نیز ممکن است از بین برود. این ممکن است نقد را به عنوان یک ژانر و �ن نقد را به عنوان یک رویکرد تبدیل به پارتیکولاریزم و من�عتی کوچک مقیاس ‌کند.

خصلت به شدت تمرکززدایی شده‌ی اینترنت پیشر�ت دیگری را نیز نشان می‌دهد:«همکاری». اول از همه همکاری میان رسانه‌ی قدیم و جدید (دوز: ۲۰۰۳). این به عنوان مثال شامل وارد کردن روش‌های ویراستاری از روزنامه‌های کلاسیک می‌شود که با اشکال باز �ضای مجازی همچون مالتی‌مدیا، اَبَرمتن (hypertext) و هر دو نوع روش‌های تعامل �عال و من�عل (گذاشتن لینک صدا و تصویر بر متن، امکان ویرایش برای خواننده و غیره) بهبود یا�ته است. بنابراین خصلت ا�قی مذکور در برابر نوع عمودی قدیم آن، �رصتی برای محتوای کلاسیک �راهم می‌کند که روش‌هایی برای بقاء ایجاد نماید، اما بدون تشکیل مراکز نهایی. اینترنت، این ترکیب� ارتباطی� حقیقی، می‌تواند نجات‌بخش راهنمای گمشده‌‌ی مراکز موازی‌اش باشد. پیامدهای من�ی تجزیه ممکن است با ظهور خود به خودی «آموختن از طریق انجام دادن» حل و �صل شود- نوعی از اخلاقیات اینترنت که در آن با هر کس، هم به عنوان خواننده‌ی بالقوه و هم نویسنده‌ی بالقوه برخورد می‌شود (دوباتن ۲۰۰۲: ۲۲۸-۲۳۶). روند جاری تشکیل چنین منا�ع مشترکی مبنی بر جدی گر�ته شدن �رد در نقش منتخب کنونی‌اش به عنوان یک کاربر، منجر به اجرای هنجارهای ر�تاری جدیدی در رابطه با چگونه کاربر بودن می‌شود، در غیر این صورت کاربر از سوی جامعه‌ی اینترنتی تحریم خواهد شد. این وضعیت نهایتاً می‌تواند منجر به تعری� مجدد سلسله‌ مراتب‌ها شود. توان «خوددرمانی» اینترنت در بر دارنده‌ی کار مداوم ناآگاهانه‌ی کاربرها به عنوان تولیدکنندگان این رسانه است. آنچه در این محصول مشترک در درجه اول اهمیت است، توا�ق میان بازیگران آن است که ممکن است شکل بگیرد یا نگیرد: در اصل، کاربر، جامعه و دولت (مک‌کینن: ۲۰۱۲، ۸۳-۹۹، ۱۹۲-۲۵۰).

هیچ دلیل متقاعد کننده‌ای وجود ندارد که �کر کنیم که اشاعه‌ی رسانه‌ی مجازی و تضعی� اشکال قدیم ژانر نقد مرتبط با آن لزوماً نقش نقد را در درک هنری و علمی تضعی� می‌کنند. دگرگونی �ضای رسانه‌ای لزوماً متضمن شکست جایگاه‌های منتقدانه به طور کلی و سلسله مراتب طبیعی‌ای که ممکن است بسازند نیست.

منابع:

Debatin, Bernhard: “’Digital Divide’ and ‘Digital Content’: Grundlagen der Internetethik,� in Medien und Ethik. Reklam, Stuttgart, 2002. 220-238

Deuze, Mark: “The web and its journalisms: considering the consequences of different types of newsmedia online,� in New Media & Society, ۲۰۰۳. ۲

Kunczik, Michael: “Media and Democracy: Are Western Concepts of Press Freedom Applicable in New Democracies?� in Media and Politics. Péter Bajomi-Lázár, István Hegedűs (eds.), Új Mandátum, Budapest, 2001. 59-93

Lund, William R.: “Hobbes on Opinion, Private Judgment and Civil War,� in Hobbes, Vol. III. John Dunn, Ian Harris (eds.), Edward Elgar Publishing, Cheltenham (UK), Lyme (US), 1997. 448-470

Massing, Michael: “The News About the Internet,� in The New York Review of Books, August 13, 2009. 29-32

MacKinnon, Rebecca: Consent of the Networked. The worldwide struggle for internet freedom. Basic books, London, 2012

Price, Monroe E.: Television, the public sphere and national identity. Clarendon Press, Oxford, 1995.

Schicha, Christian: “Kritische Medientheorien,� in Theorien der Medien. Von der Kulturkritik bis zum Konstruktivismus. Stefan Weber (Hrsg.), UVK Verlagsgesellschaft mbH, Konstanz, 2003. 108-132

میهای سیلاگی-گال (Mihály Szilágyi-Gál) متولد ۱۹۷۱ استادیار موسسه مطالعات رسانه و تئوری هنر در دانشگاه علوم بوداپست است. او در دبرتسن، بوداپست و توبینگن در رشته‌های �لس�ه و علوم سیاسی تحصیل کرده است. حوزه‌ی پژوهش او متمرکز بر موضوعات زیبایی‌شناسی و �لس�ه‌ی سیاسی مدرن است.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب مارتین به مدرسه میرود

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

امروز دوشنبه است . تعطیلات تابستانی تمام شده و بچه ها باید به مدرسه بِرَوند . مارتین تمام اسباب بازیهایش را کنار گذاشته و خودش را آماده می کند که بمدرسه برود. برادرش ژان هنوز کوچک است و نباید بمدرسه برود. مارتین در مدسه چیزهای زیادی یاد میگیرد.

حق تکثیر: انتشارات بامداد سال ۱۳۵۳
بازسازی کتاب: ک. حکیمی پور

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
مرد تک مشت – قسمت دوم
گلپر، ماه و رنگین کمان
فلفلی و مرد ساحر

نسخه ها

حجم: ۶ مگابایت

دریافت ها: ۱۶۰۱

تعداد صفحات: ۲۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ا�زایش ۱۰۰ برابری تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی طی ۲۵ سال

نسبت دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به کل دانش‌آموزان ایران در عرض ۲۵ سال بیش از ۱۰۰ برابر شده است؛ در شرایطی که در سال ۱۳۷۰ از هر ۱۰۰۰ دانش‌آموز تقریبا ۱ ن�ر در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کرد، در سال ۱۳۹۴ این رقم به ۱۰۴ دانش‌آموز و سال گذشته به ۱۱۵ دانش‌آموز رسیده است. آماری که بیانگر گرایش شدید آموزش و پرورش دولت‌های مختل� به واگذاری وظای� خود به بخش خصوصی است. برای مقایسه، میزان خصوصی‌سازی آموزش در کشورهای کانادا و آلمان در مدت مشابه حدود ۲ و ۳ برابر بوده است.

هم‌چنین هزینه‌کرد دولت به ازای هر دانش‌آموز (بر حسب درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی) طی سال‌های ۱۳۸۶ تاکنون از ۱۶ درصد به ۷/۶ درصد کاهش یا�ته است. این در حالیست که میانگین جهانی هزینه‌های دولت‌ها برای هر دانش‌آموز، نزدیک به ۱۶/۷ درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی است و برای نمونه، کشورهایی همچون آلمان و �رانسه به ترتیب ۱۷/۸ و ۱۸ درصد سرانه تولید ناخالص داخلی خود را به هر دانش‌آموز اختصاص می‌دهند و این میزان رو به ا�زایش است.

برخی از پژوهشگران دانشگاهی مهم‌ترین شاخص شکا� طبقاتی در ایران را بخش آموزش می‌دانند؛ مطابق با پژوهش انجام شده در وزارت ر�اه، دسترسی سه دهک بالای جامعه به آموزش باکی�یت ۵۸ درصد بوده و این سهم برای سه دهک پایین تنها ۴/۵ درصد است.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب اسلام رادیکال در آسیای میانه، واکنش به حزب التحریر

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

اسلام رادیکال در آسیای میانه، واکنش به حزب التحریر
گروه بحران بین المللی

با مقدمه: حمید احمدی

در این کتاب چگونگی ظهور ‘حزب التحریر’ در آسیای میانه و فعالیت‌ها و سیاست‌های آن بررسی شده است. ضمن آن که به پیشینه‌ی حزب التحریر در اردن، اندیشه‌های رهبران، به ویژه آرمان‌ها و سیاست‌های کلی حزب التحریر اشارتی گردیده است. مطالب بعدی کتاب بدین قرار است: شرح فعالیت‌های حزب‌التحریر در کشورهای گوناگون آسیای میانه و پاسخ نخبگان حاکم این کشورها به این فعالیت‌ها، رابطه‌ حزب‌التحریر با سایر گروه‌های اسلامگرای آسیای میانه، نظیر جنبش اسلامی ازبکستان و جنبش رستاخیز اسلامی تاجیکستان، و تجزیه و تحلیل شکاف‌ها در درون حزب التحریر اسلامی در آسیای میانه و انشعاب‌های فرعی این حزب در این منطقه.
حزب التحریر در دهه ۱۹۵۰ از جنگ های گوناگون در خاورمیانه منشا گرفته است. اما اعتقاد بر این است که این حزب به طور رسمی توسط شیخ “تقی الدین النبهانی الفلسطینی” در بیت المقدسِ تحت کنترل اردن تاسیس شده است. این حزب دست کم از اوایل ۱۹۹۰ در آسیای مرکزی حضور دارد، اما هنگامی که در اواخر این دهه، آزادی های دموکراتیک به سرکوبی بدل شد، به موفقیت های شگرفی با جمعیت های محلی دست یافت. اعضای آن در آسیای مرکزی مطمئناً به هزاران تن می رسند.
علت شهرت حزب التحریر به خاطر تقاضای آن برای استقرار مجدد خلافت اسلامی است که می تواند همه مسلمانان را بدون توجه به ملیت، منطقه، قبیله یا اختلافات فرقه ای متحد کند. تبلیغات آن در تقبیح غرب و علیه رژیم های عربی که معتقد است به میراث اسلام احترام نمی گذارند، شدید است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
تاریخ دموکراسی در اروپا
نقش شهروند
Iran and the United states

نسخه ها

حجم: ۳ مگابایت

دریافت ها: ۲۲۵۲

تعداد صفحات: ۲۰۱




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

چه شد که آسمان را از دست دادیم؟

عکس: ناسا.

 

کنت وایزبراد و هدِر اچ. یانگ، نیویورک تایمز — روزگاری، آسمان هر چیزی بود که فراتر از زمین قرار داشت و در قلب تجربۀ بشری جای می‌گرفت. آسمان جایگاه خدایان بود، طوفان‌‌‌ها تجلی قدرتشان و پرندگان پیام‌‌‌آوران هوایی‌‌‌شان. هر تلاشی، به‌‌‌سان ایکاروس‌‌‌۱، برای پرواز و اوج‌گرفتن در آسمان، نشان کبر و غرور بود. دروازه‌‌‌های آسمان، با تمام پهنای وسیعش، به‌‌‌روی ما بسته بود، آسمانْ ممنوعه و ناشناخته و شاید هم کشف‌‌‌ناشدنی به نظر می‌‌‌رسید.

زبانی که، پیش از عصر فضا، برای توصیف ارتباط بین نوع بشر و آسمان به کار گرفته می‌‌‌شد به بیانی ساده پیشاکوپرنیکی بود. واژۀ انگلیسی «sky» از واژۀ نورس باستان۲ «ský» به‌‌‌معنای ابر گرفته شده است. ابر به تعبیری ساکن آسمان است، یا شاید هم تسلّایی است برای آسمان و جو. وقتی از زمین نگاه می‌‌‌کنیم، چنین به نظر می‌‌‌رسد که هر تکه ابر در جهتی عمودی یا افقی گسترده شده باشد، اما اگر از فضا به ابر‌ها بنگریم، سیستم پیچیدۀ کشف‌‌‌ناپذیر و متغیری را شکل می‌‌‌دهند که زمین را احاطه کرده و گرداگرد آن می‌‌‌چرخند.

ظهور و رواج مسافرت‌‌‌های هوایی نه‌تنها موجب نشد تغییری در این تصور ایجاد شود، بلکه آن را در سراسر جهان نیز شایع کرد. هواپیماها تنها می‌‌‌توانستند تا ارتفاع مشخصی بالا روند و مدت‌‌‌زمان محدودی در آسمان باقی بمانند. افزون بر این، مسیر پرواز آن‌ها ثابت بود. در سال ۱۹۱۹ این مسیرها با عنوان «خطوط هوایی» شناخته می‌‌‌شدند. آن‌ها تداوم مسیرهای زمین بوده -و تا اندازه‌‌‌ای هنوز هم همین نقش را دارند- و همانند آبراهه‌‌‌ها از آن‌ها سخن به میان می‌‌‌آمد. در حقیقت، در بخش اعظم ادبیات موجود در این زمینه نیز فضا کرانه‌ای به حساب می‌‌‌آید که باید از آن گذر کرد، مهارش نموده و نهایتاً به‌‌‌همان شیوه‌‌‌ای بر آن مسلط شد که بر خشکی و دریا چیره شده‌ایم.

به دلایلی نامعلوم، تصورات مربوط به این تلقی از آسمان در میانۀ قرن بیستم دگرگون شد. دلیلش را بیش از همه ازدیاد ماهواره‌‌‌های بدون سرنشین دانسته‌اند. آسمان پر شده از این وسایلی که به دور زمین می‌چرخند و آن

فضا کرانه‌ای به حساب می‌‌‌آید که باید از آن گذر کرد، مهارش نموده و نهایتاً به‌‌‌همان شیوه‌‌‌ای بر آن مسلط شد که بر خشکی و دریا چیره شده‌ایم

را خلاف جهت محورش دور می‌زنند و با اجرام فضایی احاطه‌اش کرده‌اند. اما علاوه بر این، ماهواره‌ها زمین را به پاره‌‌‌های بی‌‌‌شمارِ قابل‌شناسایی تجزیه کرده‌اند. حال، ما آشکار و دقیق می‌‌‌دانیم که نقطۀ آبی کوچکی که بر روی آن زندگی می‌‌‌کنیم در جهانی بسیار وسیع قرار گرفته و برخی از ما نگرشمان را باز هم اصلاح کرده و زمین و تمدن انسانی را به‌‌‌مثابۀ زندگانی بر روی سیاره‌‌‌ای می‌‌‌پنداریم که به جهانِ هستی ‌‌وابسته است و با آن ‌‌‌پیوند دارد و در وضعیتی شکننده و بی‌‌‌ثبات به سر می‌برد.

شصت‌وسه سال پیش، در بیست‌ویکم جولای ۱۹۵۵، رئیس‌‌‌جمهور وقت آمریکا دوایت آیزنهاور طرحی را پیشنهاد داد موسوم به «آسمان‌‌‌های باز»۳. این طرح خواهان توافقی دوجانبه میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بود که به آن‌ها امکان می‌‌‌داد آزادانه تجهیزات نظامی یکدیگر را رصد کنند. این توافق شامل تبادل اطلاعات دربارۀ مکان تأسیسات نیز می‌‌‌شد که در آن زمان امکان مشاهده و عکس‌‌‌برداری آن‌ها از فراز آسمان وجود داشت.

ایده‌‌‌ای که در پس این طرح قرار داشت ساده بود، چیزی که امروزه به آن «اقدامات اعتمادساز» گفته می‌‌‌شود. نیّتش سیاسی و فلسفی بود؛ در ظاهر صادقانه، اما‌‌‌ احتمالاً در عمل سوءنیتی در کار بود. به بیان دیگر، روی‌آوردن به شفافیت آسمان‌‌‌ها به‌دنبال نمایان‌کردن، ایجاد اعتماد متقابل و حتی معلوم‌کردن مجهولات پیشین بود.

«آسمان‌‌‌های باز» به‌‌‌شکل تلاشی نسبتاً روان‌شناختی (و شاید پروپاگاندایی) برای تغییر رفتار جمعی به نسل‌‌‌های بعدی به ارث رسیده است، شاید چیزی شبیه اثر برادر بزرگ‌تر۴. اما بیانگر تحولی روان‌شناختی -و شاید هم معنوی- بود که بیشتر به ارتباط بین آسمان و قلمرو زیردستی آن مربوط می‌شد تا خود آسمان.

تأخیر در دست‌یابی رقبای جنگ سرد به توافق آسمان‌‌‌های باز تا سال ۱۹۹۲ حاکی از این است که برخی دوست دارند اسرارشان را برای خودشان نگه دارند. گفته می‌‌‌شود، در آن زمان که آیزنهاور این ایده را مطرح کرد، رهبر وقت شوروی، نیکیتا خروشچف به این دلیل با آن مخالفت کرد که اصرار داشت آمریکایی‌‌‌ها می‌‌‌خواهند اتاق خوابش را بپایند. چند سال بعد که نیروهای نظامی شوروی یک هواپیمای جاسوسی U-۲ آمریکایی را سرنگون کردند و دست آیزنهاور رو شد، خروشچف آن حس آشنا و دلپذیر «نگفته بودم» را به خود گرفت.

در آن زمان دامنۀ فعالیت تصویربرداری هوایی بسیار گسترده‌‌‌تر شده بود: یکی از امکانات جدیدش تصویربرداری ماهواره‌‌‌ای بود؛ تصویرِ سابقاً باشکوه «تیلۀ آبی» از کره زمین، که در سال ۱۹۷۲ توسط خدمۀ سفینۀ فضایی آپولو ۱۷ گرفته شده بود، دیگر عادی شده و وارد حافظه جمعی شده بود. در سال ۲۰۰۴، گوگل نرم‌‌‌افزار ارث‌ویوئر۵ متعلق به شرکت کی‌‌‌هول۶

دروازه‌‌‌های آسمان به‌سوی محور دیگری باز شده و چرخیده بود: نه به‌سوی محور زمین، بلکه به‌سوی ساختن پلی میان زمین و هوا، میان سیاره و فضا، همان‌قدر مکانمند و جسمانی که روحانی و معنوی

را خریداری کرد، آن را در دسترس کاربران عادی کامپیوتر قرار داد و هویت این جنگ‌‌‌افزار مدرن را تغییر داد.

اما چیزهای بیشتری در کار بود که با این تحول، در معنای اقلیمی‌اش، انطباق داشت. آری، تحول نسلیِ شناخته‌شده‌ای وجود داشت که این تحول از صورتی از رابطۀ تک‌خطی به نفع صورت دیگری از آن رخ داده بود، از معنای مطلق زمان و مکان به‌سوی معنایی نسبی از آن دو. اما چیزی دیگر اتفاق افتاده بود. دروازه‌‌‌های آسمان به‌سوی محور دیگری باز شده و چرخیده بود: نه به‌سوی محور زمین، بلکه به‌سوی ساختن پلی میان زمین و هوا، میان سیاره و فضا، همان‌قدر مکانمند و جسمانی که روحانی و معنوی. از زمانی که بشر توانست انحصار را بشکند و، علاوه بر چشم‌‌‌انداز زمین به آسمان، از آسمان به زمین بنگرد، ارتباط غالباً عرضی آن‌ها از بین رفت و جای خود را به پیوندی طولی داد.

باوجوداین، جهت‌‌‌گیری طولیْ تخیل بشر را با تحمیل نگرش سلسله‌‌‌مراتبیِ زمین به آسمان محدود نکرد. در عوض، منظری دوجهتی را جایگزین منظری تک‌جهتی کرد و این ارتباط را از قیدوبند رهانید. آمریکایی‌‌‌ها و سایرین خیلی زود به تماشای زمین از آسمان عادت کردند و، برای هنرمندان، نقشه‌بردارها، اخترفیزیک‌دان‌ها و آن‌هایی که در جست‌وجوی شفافیت چشم‌انداز بودند، منظری که از آسمان می‌شد زمین را دید بلافاصله همراه شد با مناظر آسمان از زمین.

طرح آسمان باز آیزنهاور -مرجع هوایی شفافیت ما- خیلی زود امکان‌‌‌پذیر شد. مشاهدۀ مناظر زمین از درون هواپیما در آسمانِ نسبتاً پاک کالیفرنیا در اوایل دهۀ ۱۹۶۰ تام گان، شاعر انگلیسی، را بر آن داشت تا از «غنای» نشئه‌‌‌کنندۀ فضایی بنویسد که از آسمان قابل نقشه‌‌‌برداری است -منظرۀ «جاهایی که نبوده‌‌‌ام»- و در روزهای بدون ابر، برای شفافیت علمی، ایدئال محسوب می‌‌‌شود: «نوری سخت و سرد، یکدست و بدون انقطاع/ که خود را عیناً همان‌طور که هست به نمایش می‌‌‌گذارد، بدون هیچ بیش و کمی».

باوجوداین، هنگامی که بشر امکان یافت از بالا به زمین نگاه کند، و دیگر این نگاه منحصر به دیدن زمین از آسمان نبود، از حالت بالابه‌پایین و جبریِ رابطۀ این دو باز هم کاسته شد و اثرگذاری زمین در این رابطه بیشتر شد. در نتیجه، آسمان، مملو از ماشین‌‌‌های مکانیکی‌ای شده است که به دور زمین می‌چرخند، و خلاف محور آن دور می‌زنند. سیارک‌‌‌های کوچک‌‌‌تر آسمانِ زمین را احاطه کرده‌اند، و خود آن را نیز به پاره‌‌‌های کوچک‌‌‌تر قسمت کرده‌اند: دریاها، دشت‌‌‌ها، محله‌‌‌ها، «نماهای خیابان» گوگل، و همچنین مناظر ازفیلترگذشته‌ای که گوگل‌ارث به‌‌‌راحتی در اختیار ما قرار می‌‌‌دهد.

ما باز هم دست‌‌‌به‌‌‌کار شده‌‌‌ایم و سقف آسمان را کوتاه‌‌‌تر کرده‌‌‌ایم: آسمان را اشغال کرده‌‌‌ایم، آلوده کرده‌‌‌ایم و با خیل اجسام زمینی آن را تحت هدایت خود درآورده‌‌‌ایم، و از این طریق آسمانِ باز، یا به‌‌‌تعبیری نیستیِ غیرگرانشیِ فضا و عرصۀ خدایان

ما نه‌تنها نگرشی آشفته از آسمان ساخته‌‌‌ایم، که حتی حس عمیق‌‌‌تری از بی‌‌‌معنایی را در اذهان خود حک کرده‌‌‌ایم

را دورتر رانده‌‌‌ایم. ما نه‌تنها نگرشی آشفته از آسمان برساخته‌‌‌ایم، که حتی حس عمیق‌‌‌تری از بی‌‌‌معنایی را در اذهان خود حک کرده‌‌‌ایم.

آکنده‌شدنِ آسمان با خرده‌‌‌پاره‌‌‌های عصر فضا این پرسش را در برابر ما قرار می‌‌‌دهد که آیا این وضعیتْ نشانی کنایه‌‌‌آمیز از حالت انسداد در تخیل بشر در اوایل سدۀ بیست‌ویکم است یا نه: شرایطی ناخوشایند که لوییس مک‌‌‌نیس در سال ۱۹۳۷ هشدار آن را داده بود: «آسمانْ خوب بود برای پرواز/ ایستادن در برابر ناقوس کلیساها/ و در برابر هر اهریمن آهنی/ زنگ خطر و آنچه برای گفتن در چنته دارد:/ زمین می‌نالد…».

در همین حال، کشورهای بیشتری کارهای ما را با جزئیات بسیار دقیق‌‌‌تر می‌‌‌بینند. پس منطقی است که از خود بپرسیم آیا تحول مفهومیِ دیگری در حیطۀ تصور بشر از کیهان در راه است؟ همچنین حق داریم بیم این را داشته باشیم که، پیش از وقوع چنین رویدادی، آسمان به‌‌‌کل مسدود شود.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را کنت وایزبراد و هدِر اچ. یانگ نوشته‌اند و در تاریخ ۲۳ جولای ۲۰۱۸ با عنوان «How We Lost the Sky» در وب‌سایت نیویورک‌ تایمز منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۷ با عنوان «چه شد که آسمان را از دست دادیم؟» و ترجمۀ سجاد امیری منتشر کرده است.
•• کنت وایزبراد (Kenneth Weisbrode) تاریخ‌‌‌دان و استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیلکنت ترکیه است. او مؤلف هفت عنوان کتاب ازجمله سال تردید، ۱۹۴۶ (The Year of Indecision, 1946)، و آیزنهاور و هنر رهبری گروهی (Eisenhower and the Art of Collaborative Leadership) است.
••• هدِر اِچ. یونگ (Heather H. Yeung) مربی گروه انگلیسی دانشگاه داندی، منتقد ادبی و شاعر است. کتاب او مشغولیت فضایی با شعر (Spatial Engagement With Poetry) نام دارد. او پیش از این استادیار گروه ادبیات در دانشگاه بیلکنت بود.

[۱] Icarus: ایکاروس، که اسطوره‌‌‌ای یونانی است، فرزند دیدالوس و مخترع و صنعتگر دربار است. پس از اینکه به دلیلی به همراه پسرش به زندان می‌‌‌افتند، با موم و پر بال‌هایی را برای پرواز و فرار از زندان می‌‌‌سازد. دیدالوس به ایکاروس توصیه می‌‌‌کند موقع پرواز زیاد بالا یا پایین نرود، اما ایکاروس توجهی نمی‌‌‌کند و از سر غرور و کبر بالاتر از حد مجاز پرواز می‌‌‌کند و حرارت خورشید مومِ بال‌هایش را ذوب می‌‌‌کند و منجر به سقوطش می‌‌‌شود [مترجم].
[۲] نورس باستان یکی از زبان‌های ژرمنی شمالی بوده که در عصر وایکینگ‌ها در میان ساکنان اسکاندیناوی و سکونتگاه‌های ایشان در آن سوی دریاها گویشورانی داشته است [مترجم].
[۳] open skies
[۴] Big Brother effect: اشاره به حاکم مطلق در رمان ۱۹۸۴ جورج اورول دارد که همیشه و همه‌‌‌جا افراد را می‌‌‌پاید و این نظارت بر رفتار افراد اثر می‌‌‌گذارد [مترجم].
[۵] EarthViewer
[۶] Keyhole

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب هنر آشپزی با گوشت چرخ کرده: کوفته ها

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

هنر آشپزی با گوشت چرخ کرده: کوفته ها
مجموعه ای از غذاهای لذیذ با انواع گوشت چرخ کرده گوساله، بره و مرغ
شامل کباب، سنبوسه، پیراشکی، کتلت و… همراه با توضیحات کامل

دستورات و ایده های جالب و فوق العاده در این کتاب برای آماده کردن و سرو گوشت چرخ کرده به طور حتم دوستان و خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.
گوشت چرخ کرده، محبوبت ترین، اقتصادی ترین و بدون شک متنوع ترین و متداولترین فرم گوشت می باشد. شما باید تنها فکر کنید که چه چیزی میخواهید با آن درست کنید: آن را رولت کرده یا شکل بدهید، سپس گوشت را آبپز کرده، در فر یا ماهیتابه بپزید، تفت داده یا سرخ کنید.
امروزه سوپر مارکتها یا قصابها به دلیل آگهی بر این موضوع که امروزه افراد به فکر سلامتی و تندرستی خود هستند، سعی می کنند تا گوشت کم چرب تهیه نمایند. این یک پیشرفت فکری برای خانواده ها افرادی است که به سلامتی خانواده خود اهمیت می دهند.
دستورات این کتاب همگی از گوشت چرخ کرده کم چرب استفاده شده است. بهرحال آنها به همان نسبت که با گوشت چرخ کرده در حد استاندارد آماده شوند، بسیار لذیذ هستند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
آموزش کامل آشپزی ( سرآشپز )
انواع سرکه و کاربردهای آن
خرید ، نگهداری و پخت ماهی

نسخه ها

حجم: ۱۱ مگابایت

دریافت ها: ۳۰۸۲

تعداد صفحات: ۷۰




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب