دستاورد غنی؛ طالبان و پذیرش شکست

نزدیک به سه دهه است که مردم افغانستان با پدیده شومی به نام طالبان آشنا هستند. پدیده‌‌یی که در آغاز برای حمایت مردم قیام کرد اما در ادامه مردم را زیر یوغ خویش کشید و پس از ۱۱سپتمبر به دشمن درجه یک مردم تبدیل شد و به کشتارهای جنون‌آمیز و کورکورانه دست‌ زد.

هفده سال پس از ۱۱سپتمبر طالبان هرگز حاضر نشدند که برای برقراری صلح با دولت افغانستان پای میز مذاکره بنشینند. ‌آن‌ها همواره شرایط نامعقول و غیر قابل پذیرش را برای دولت و حامیان خارجی‌ آن مطرح ‌‌می‌کردند. این گروه هر گونه مذاکره با دولت را در راستای برقراری صلح تا هنوز رد کرده است، اما اکنون پس از ۱۷سال بر اثر فشار‌هایی که در این اواخر به آن‌ها وارد شده، حاضر به مصالحه و گفتگو شده‌اند. قابل یاد‌آوری است که مصالحه با گروهی که هرگز با مردم نبوده، حتا در زمان قدرتش؛ اشتباه محض است و بس.

گروه طالبان در یک نامه‌‌ سرگشاده از مردم و کنگره امریکا خواسته است که دولتش را برای پایان‌دادن به اشغال افغانستان زیر فشار قرار دهد.

این گروه با بیان آمادگی برای گفتگو افزوده است: استفاده از زور وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. همچنین طالبان هشدار داده‌اند‌ که ادامه جنگ و حضور نظامیان خارجی در افغانستان ثبات جهان را به مخاطره می‌اندازد.

هرچند طالبان در شروع وانمود کرده‌اند که نامه مبنی بر موضع ضعف ‌آنان نوشته نشده است و همچنان بر مواضع پیشین خود ثابت قدم هستند اما واضح است که در پشت این نامه وحشتی نهفته است. حملات سنگین نیروهای خارجی بر مواضع نیروهای طالبان از یک‌سو و فشارهای سیاسی پاکستان از سوی دیگر باعث شده که این گروه وحشت‌زده شوند و این نامه را بنویسند.

نامه نشان می‌دهد که طالبان تا دیروز معتقد به حل مشکل افغانستان از طریق زور بوده است اما حالا نه. آنان معتقد شده‌اند که تنها راه حل مشکل افغانستان در حال حاضر مذاکره است. اکنون سوال این است که چرا در این ۱۷سال حاضر به مذاکره و مصالحه نبودند که حالا گفتگو و مذاکره را راه حل می‌دانند؟ پاسخ روشن است، طالبان دیگر توان جنگیدن با نیروهای امنیتی را ندارند؛ از این‌روست که زور آنان را وادار به مصالحه کرده است. این در حالی‌است که مردم افغانستان همواره خواهان حل مشکلات از طریق گفتگوهای بین‌الافغانی بوده‌اند که طالبان هرگز به این خواسته توجه نکرده است. از طرفی هم طالبان در این نامه از مردم و کنگره امریکا خواهان پایان دادن به جنگ شده است نه مردم و دولت افغانستان، که این موضوع خود نشانگر موضع‌گیری اشتباه طالبان است.

این نامه هشت صفحه‌یی به زبان‌های فارسی، انگلیسی، پشتو، عربی و اردو، حاوی پیام‌های نرم و هشدارهای جدی است. این نامه از نشانیِ قاری یوسف احمدی یکی از سخنگویان طالبان به رسانه‌ها فرستاده شده است.

در این نامه از مردم، نهادهای مستقل و غیردولتی و کنگره امریکا خواسته شده تا بر دولت این کشور فشار وارد کنند، تا جنگ با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان متوقف شود. این درخواست‌ چندان معقول به نظر نمی‌رسد. به باور بسیاری، این نامه با دست‌پاچگی و عجولانه نوشته شده است که این هم نشان از ضعف این نیروها دارد. گروهی که هیچگاه حاضر به مذاکره نبود حالا می‌پذیرد که حاضر است مذاکره کند. طالبان دیگر نمی‌تواند شرط و شرایط بگذارد؛ چون نوشتن این نامه از موقف قدرت نیست، بل حکایت از ضعف این گروه می‌کند.

رییس‌جمهور با قاطعیت در گفته‌هایش (دیگر باید صلح را در دلسوخته جنگ جستجو کرد) توانست روحیه دشمن را متزلزل کند و حالا وقت آن است که حکومت و متحدانش این دستاورد بزرگ را غنمیت بشمارند و مذاکره با قاتلان مردم را رد کند و این فشارها را همچنان ادامه دهد. صرف پذیرش مذاکره از سوی طالبان نمی‌تواند مشکل مردم افغانستان را حل کند. طالبان حالا در شرایطی قرار ندارند که به‌چانه‌زنی در اشتراک به قدرت بپردازند. اصل تفکر طالبانی دیگر در بین مردم افغانستان طرفدار ندارد و باور بسیاری بر این است که طالبان با این سیاست می‌خواهند برای خود زمان بخرد تا از شکست کامل خود جلوگیری کنند.

روش مماشات حامد کرزی با برادران ناراضی‌اش از اول مشخص بود که به نفع مردم افغانستان نیست، اما متاسفانه گوش شنوایی در آن زمان وجود نداشت. در زمان حاکمیت کرزی طالبان تا جایی پیش رفتند که عملن تفکر طالبانی وارد دولت وی شد. رهایی زندانیان طالبان از جمله شاه‌کارهای کرزی می‌تواند باشد. اطلاعات غلطی که حامد کرزی در مورد طالبان به حامیان خارجی‌اش می‌داد صرف در راستای سیاست‌های غلط شخص خود کرزی بود. در واقع پذیرش شکست طالبان را می‌توان شکست حامد کرزی نیز دانست؛ زیرا سیاست‌مداری که با اشتباهاتش فرصت‌ زیادی را سوزاند و مردم افغانستان را با چاش بسیاری روبه‌رو کرد کرزی بود.

عملکرد غلط کرزی در زمان حاکمیتش باعث قدرت‌گیری گروه طالبان در افغانستان شد. گروهی که اگر در آن زمان تحت فشار قرار می‌گرفت نابود می‌شد. این در حالی است که آن‌ها با دوباره جان گرفتن، جان‌ بی‌گناهان بسیاری را گرفتند. نام گروه طالبان با ترور و دهشت مترادف است، گروهی که حتا حاضر است برای رسیدن به قدرت از هیچ وسیله دریغ نکند. با این اوصاف چگونه می‌تواند طالبان مورد اعتماد باشد؟

گروه طالبان گفته است هنوز فرصت باقی است و این گروه حاضر است از راه سیاست سالم (گفتگو) مشکل را حل کنند. این گروه گفته، برخی از کشورهای خارجی در تلاش تفاهم سیاسی با آن‌هاست اما از کشور خاصی نام نبرده است.

معلوم نیست گروه طالبان از کدام فرصت‌ها صحبت می‌کنند؟ بهتر بود در مورد این فرصت‌ها توضیح هم می‌داد. سه دهه است که طالبان در صحنه سیاسی حضور دارند. مردم هرگز از حضور این نیرو احساس امنیت نکرده‌اند. نام این گروه همیشه در ذهن مردم مترادف با ترس و مرگ بوده است و بس. سیاست سالم و گفتگو در این شرایط دیگر معنا ندارد. طالبان نه در زمان حاکمیت‌شان و نه هم در زمان بعد از سقوط، هرگز حاضر نشدند برای منافع مردم دست از سیاست‌های غلط‌‌‌‌‌شان بردارند. کشتار مردم بی‌گناه آخرین دستاورد آن‌ها می‌تواند در این ۱۷سال تلقی شود. در کل، گذشته این گروه نشان می‌دهد که آن‌ها هرگز عملکرد خوبی برای مردم افغانستان نداشته‌اند.

طالبان همچنین هشدار داده که استفاده از زور وضعیت را پیچیده‌تر خواهد ساخت. این هشدار طالبان در حالی مطرح می‌شود که امریکا در هفته‌های اخیر حملات هوایی‌اش را بر مواضع طالبان و داعش در افغانستان تشدید کرده است. این گروه همچنین گفته، ادامه جنگ در افغانستان با موجودیت نظام فاسد کنونی افغانستان (به قول طالبان) برای منطقه و امریکا عواقب خطرناکی خواهد داشت.

فرضیه‌های طالبان در این نامه تکرار مواضع شکست خورده است که تلاش دارد در زیر لفافه، آن‌ها را پنهان سازد. آشکار است که فشارهای جدید توانسته موثر واقع شود. ادامه این فشارها قطعن می‌تواند به نفع ثبات و صلح در افغانستان باشد. مردم به هیچ وجه حاضر نیستند به گذشته برگردند و بپذیرند که طالبان در قدرت سهم بگیرند. موضع مردم افغانستان علیه طالبان روشن است و قاطعیت آقای غنی در مبارزه با این گروه باعث دلگرمی آن‌ها شده است. بازگشت به قدرت از آن تصورهای باطلی است که دیگر طالبان حتا فکر آن را به ذهن خود نباید راه بدهند.

در این نامه گروه طالبان گفته جورج بوش؛ رییس جمهوری پیشین امریکا ۱۷سال پیش به بهانه از بین بردن تروریزم، حاکمیت قانون و ریشه‌کن ساختن مواد مخدر، نیروهای امریکایی را به افغانستان فرستاد، طالبان خطاب به مردم امریکا از آن‌ها پرسیده که حالا کدام یک از این اهداف برآورده شده است؟

درست است نابودی طالبان هدف اصلی بود که محقق نشده است. مثل روز روشن است که گروه طالبان گروه تروریستی است که با تجارت مواد مخدر هزینه‌هایش را تامین می‌کند و نابودی این گروه می‌تواند در از بین بردن تروریزم و ریشه‌کن ساختن تجارت مواد مخدر موثر واقع شود.

طالبان باید بدانند که دیگر در ارگ حامی ندارند که آن‌ها را برادران ناراضی بخواند و از آن‌ها حمایت کند. دیگر در دولت پاکستان و در بین مردم پاکستان هم مثل گذشته قابل پذیریش نیستند که از آن‌ها پشتیبانی کنند. اعتراض‌های اخیر مردمی در پاکستان بر علیه طالبان و تفکر طالبانی، سیلی‌یی است که به صورت این گروه نواخته شده است. حضور نیروهای خارجی در افغانستان هم از طرف مردم و هم از طرف دولت افغانستان در راستای برقراری صلح و ثبات در افغانستان اصل پذیرفته‌شده‌یی است که هرگز قابل مذاکره نیست.

اگر پس از سقوط طالبان در افغانستان محمداشرف غنی به جای حامد کرزی می‌بود، قطعن امروزه اوضاع افغانستان بهتر بود و ما شرایط سخت امروز را تحمل نمی‌کردیم. عملکرد آقای غنی در این دوسال نشان داد که این آدم در شرایط سخت، کارهای بزرگی انجام داده است، ولی فساد و نابسامانی به حدی است که دوسال برای جبران خرابی‌های ۱۵ساله فرصت کمی است و باید به غنی فرصت بیشتری داد و حمایت کرد تا شاهد موفقیت‌ روزافزون وی باشیم.

 در صحنه سیاست افغانستان، دست‌های بسیاری کار می‌کنند تا اوضاع سروسامان نگیرد. عملکرد آقای غنی در این اوضاع و با همه مشکلاتی که با آن روبروست قابل قبول بوده و می‌شود که به وی اعتماد کرد. سرآغاز این موفقیت با پایان طالبان و تفکر طالبانی می‌تواند شروع خوبی باشد برای حاکمیت صلح و ثبات در افغانستان.

عباسی افغان

مشاهده ادامه مطلب

لذت ایام


نمایش مشخصات یاسررشیدپور

بی تو شب و روز من آرام نیست
پُختۀ عشق است دلم خام نیست
بی رُخِ ماهِ تو در این تیرگی
ماهِ تمامی لبِ این بام نیست
شادیِ من ماندنِ در دامِ تو ….
دانه و آبی که در این دام

شاعر:یاسررشیدپور

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب سرمایه (جلد چهارم)

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

سرمایه (جلد چهارم)

این کتاب به تحلیل قواعد اقتصادی تولید نظام سرمایه داری می‌پردازد.

دربارهٔ این که مضمون کتاب، اقتصاد سیاسی است یا نه، جای بحث است. به عنوان مثال در نخستین ترجمهٔ این اثر به فارسی، عنوان فرعی کتاب، یعنی «نقادی اقتصاد سیاسی» در جلد درج نشده بود، ولی برخی بر آنند که کتاب بیش‌تر نقادی ایده‌ئولوژی است.

گروهی دیگر معتقدند این کتاب در زمینه کندوکاو انتقادی نظام سرمایه‌داری، پیامدهای اقتصادی آن و نظریات اقتصاددانان دربارهٔ سرمایه‌داری است. مارکس نتوانست قبل از مرگ جلد دوم و سوم سرمایه را کامل کند اما فردریش انگلس دوست و همکارش پس از مرگ او جلد دوم و سوم را بر اساس دستنوشته‌های مارکس به ترتیب در سال‌های ۱۸۸۵ و ۱۸۹۴ منتشر کرد.

چهار جلد سرمایه؛ نقدی بر اقتصاد سیاسی نخستین بار از سوی ایرج اسکندری از اعضای حزب تودهٔ ایران به فارسی ترجمه و توسط انتشارات حزب تودهٔ ایران منشر شد. انتقاداتی در زمینهٔ اعمال عقاید حزبی در ترجمه بر اسکندری وارد شده است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
آموزش برای آگاهی انتقادی
ناسیونالیسم، هویت و دولت ملی در تئوری اجتماعی
تاریخچه باهماد آزادگان

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۲۹۴۶

تعداد صفحات: ۳۵۶




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

طرح جنجالی توسعه دانشگاه تهران نقد و بررسی می‌شود – دلسوخته

 

روز یکشنبه ۲۹ بهمن‌ماه طرح بحث‌برانگیز توسعه دانشگاه تهران با حضور موافقان و منتقدان طرح در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نقد و بررسی می‌شود.

«طرح توسعه دانشگاه تهران» که از دو دهه بیش آغاز شده و به دلیل کمبود اعتبار در سال‌های اخیر به کندی پیش رفته بود، مدتی است با  تصویب نقشه طرح توسعه دانشگاه تهران تحت عنوان «شهر دانش، دانشگاه کارآفرین، سبز و هوشمند» توسط هیات امنای این دانشگاه، بر سر زبان‌ها افتاده است.

به گفته علی محقر، رئیس سازمان توسعه و سرمایه‌گذاری دانشگاه تهران بر اساس این طرح بین ۳ تا ۵ هزار شرکت دانش بنیان در دانشگاه تهران مستقر می‌شوند تا دانشگاه کارآفرین محقق شود.

این طرح در دولت اصلاحات و با بودجه ۲۰۰ میلیون دلاری که از محل وام خارجی در اختیار دانشگاه تهران قرار گرفت، آغاز شد و اساس آن  بر تملک املاک محدوده دانشگاه تهران استوار است.

طبق این طرح محدوده‌ای حدفاصل وصال از شرق، کارگر از غرب، بلوار کشاورز از شمال ، خیابان انقلاب از جنوب قرار است جزئی از دانشگاه تهران شود و وسعت دانشگاه تهران که اکنون حدود ٢٢هکتار است، به ۵٠هکتار افزایش پیدا می‌کند.

در طول ۲۰ سالی از آغاز طرح می‌گذرد، در رفت‌و‌آمد دولت‌ها و روسای دانشگاه، پروژه‌ی تملک این اراضی هرگز متوقف نشده تا امروز ۶۰ درصد این بافت به مالکیت دانشگاه درآمده که اکثرا به عنوان انبار و پارکینگ مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این مدت ساکنان حق دخل و تصرف در ملک خود اعم از بازسازی یا نوسازی نداشتند. روند تحمیلی بیرون‌رانی اهالی از منطقه، این محدوده‌ را که به‌لحاظ اجتماعی یکی از پویاترین مناطق تهران است، به‌لحاظ کالبدی فرسوده کرده است.

منتقدان این طرح توسعه، نبود شفافیت در اجرای این مگا پروژه، نادیده‌گرفتن جامعه محلی، برنامه‌ریزی بالا به پایین و خصوصی‌کردن فضاهای عمومی را از جمله اشکالات این طرح می‌دانند.

موافقان طرح هم افزایش شاخص‌های آموزشی و پژوهشی، تعامل شهر با توسعه پارک علم و فناوری، توجه به شاخص‌های زیست محیطی، فعالیت شرکت‌های دانش‌بنیان و تغییر مشاغل اطراف دانشگاه متناسب با فعالیت‌های دانشگاهی را از جمله مزایای این طرح می‌دانند.

موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران هم برای برای فراهم کردن فضای گفتگو از موافقان و مخالفان طرح دعوت کرده تا در نشستی به نقد و بررسی این طرح بپردازند. این نشست روز یکشنبه ۲۹ بهمن ماه از ساعت ۱۶ الی ۱۹ در سالن شریعتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می‌شود و حضور علاقه‌مندان در آن آزاد و رایگان است.

مشاهده ادامه مطلب

زمان حملۀ ترمپ به سپاه پاسداران ایران فرا رسیده است

هواپیمای بدون سرنشینی که احتمالن ساخت ایران است و در یمن پیدا شده، توسط وزارت دفاع نمایش داده شد.

آخر هفتۀ گذشته زمانی که ایران هواپیمای بدون سرنشین را به اسراییل هدایت کرد، هدف نه تنها تست اسراییل؛ بل رییس‌جمهور امریکا، ترمپ نیز بود. جت‌های اسراییلی این هواپیما را منهدم کردند.

«درون»، هواپیمای بدون سرنشین ایران، که گزارش‌ها حکایت از امریکایی‌بودن تکنالوژی‌ آن می‌کند، یادآور فعالیت‌های نظامی ساخت سلاح‌های بازدارنده‌ امریکا بود که در حال حاضر رها شده است. این فعالیت‌ها در سال ۲۰۱۱ زمانی آغاز شد که رییس‌جمهور وقت، بارک اوباما به جای پرتاپ موشک و نابودی ایران، به آن‌ها اجازه داد که یک هواپیمای بدون سرنشین امریکایی را بازیابی کنند.

در سال‌های پس از آن، اوباما فشارها را بر اسراییل برای جلوگیری از حمله‌هوایی به تسلیحات هسته‌یی ایران افزایش داد. همچنان او دیپلماسی زورگویانه را رد و در مذاکرات هسته‌‌یی از تهران دلجویی کرد. به علاوه واکنش وی به اسارت ۱۰ کشتی‌بان امریکایی با دیپلماسی برابری قابل انتقاد است.

از همه بدتر آنکه اوباما فعالیت را در سوریه حتا برای تقویت خط قرمز خودش در استفاده از سلاح‌های شیمیایی رد کرد. دستگاه حکومت اوباما گفت که سیستم دفاعی-هوایی سوری‌ها به گونه‌‌یی است که باعث ایجاد منطقه‌ ممنوعیت پرواز شده و برای ورود نیروها بسیار پرخطر است؛ اما بعدها با کشته‌شدن صدها هزار سوری، نیروی هوایی اسراییل در یک بعد از ظهر شنبه، تقریبن نصف سیستم دفاعی-هوایی سوریه را نابود کرد.

رهبران ایران، نقاط ضعف امریکا را مشاهده و دریافت کرده بودند. در پاسخ، آن‌ها با استفاده از پول و پوشش دیپلماسی با وجود قدرت هسته‌یی و افزایش وحشت و پرتاب موشک در سراسر خاورمیانه، هدف قدرتمندترین کشور منطقه را با شدت بیشتری دنبال می‌کنند.

در حالی‌که که رییس‌جمهور ترمپ با سیاست پرخاشگرانه نسبت به ایران وارد شد و نظر مثبت نسبت به نابودی نیروگاه‌های اتمی ایران دارد، تهران هنوز نمی‌داند که چگونه باید پاسخ دهد.

تصمیم ترمپ برای جریمه‌ سپاه پاسداران ایران و همچنان متهم‌سازی غیرقابل مصالحه حکومت ایران در سازمان ملل نشان از آن دارد که ترمپ خواستار جنگ اقتصادی و ایدیالوژی با ایران است. از طرفی، قرارداد هسته‌یی ایران برقرار است ولی دستگاه حکومتی ترمپ کاری کرده است که گسترش منطقه‌‌یی برای ایران هزینه‌ بیشتری داشته باشد.

ایران همچنان به بحرین، مرکز فرماندهان دریایی امریکا، سلاح قاچاق می‌کند. بر ضد عربستان سعودی به یمن موشک پرتاب می‌کند در حالی که تسهیلات و وسایل تولید موشک در سوریه و لبنان است.

حالا نوبت ترمپ است که با ایجاد نیرو‌های نظامی پرقدرت و همچنین با همکاری نزدیک متحدانش در منطقه به مقابله با ایران بپردازد. دستگاه حکومتی ترمپ در ماه اکتوبر سپاه پاسداران ایران را در لیست تروریست‌ها وارد کرد. آن‌ها باید سران سپاه و همچنان سلاح‌هایی که در سوریه استفاده می‌شوند را نیز دنبال کنند. نتیجه می‌تواند از جنگی در مقیاس بزرگتری جلوگیری کند.

رهبران ایران تمایلی به جنگ مستقیم با ابرقدرت نظامی ندارد. آن‌ها می‌دانند اگر پول بیشتر را متوجه عملیات‌های برون‌مرزی کنند، وضعیت اقتصادی و سیاسی داخلی کشور بدتر خواهد شد. همچنان که شعار مردم ایران این است: «سوریه را رها کنید، به ما فکر کنید.» بالا رفتن هزینه‌های ایران در سوریه موجب وخیم‌ترشدن وضعیت داخلی این کشور می‌شود.

ترمپ قطعن نیاز دارد خود را برای واکنش‌های احتمالی ایران آماده کند. خصوصن با نمایندگی ایران در عراق سوریه و لبنان. گرچه حضور ایران در این کشورها، تهدیدهای تازه‌ نیست و نتیجه‌های مثبت، ارزشمند‌تر از هزینه‌های احتمالی خواهد بود.

اول آنکه، استراتژی تهران تغییر خواهد کرد. کاهش ریسک‌پذیری در منطقه باعث افزایش امنیت برای متحدان امریکا در منطقه و همچنین احتمالن تغییر رفتار حکومت ایران در دیگر فعالیت‌‌های غیرقانونی خواهد شد.

به علاوه، نیروی نظامی امریکا و سلاح‌های بازدارنده، موجب تقویت تهدید ترمپ برای خروج از قرارداد هسته‌یی خواهد شد و احتمال تلاش ایران برای برقراری قرارداد را بسیار افزایش می‌دهد و در نتیجه باعث کاهش ریسک‌‌پذیری از سوی ایران خواهد شد و  بالاخره، اعمال فشار دیپلماسی به روسیه برای حضورش در سوریه توسط امریکا. اگر ولادمیر پوتین خواستار حضور طولانی‌مدت شد، او باید سوریه را از حضور نیروهای ایرانی پاک کند و یا امریکا و متحدانش این کار را انجام می‌دهند.

اما بدون سلاح‌های بازدارنده، امریکا بدون هوشیاری وارد عصر ایران قدرتمندترین کشور خاورمیانه خواهد شد. اتفاق‌های اخیر هفتۀ گذشته باید آخرین زنگ هشدار باشد.

ترجمه: ماه‌بیگم فیاضی/ راه دلسوخته

منبع: نیویارک پست

نویسنده: ریچاد گلدبرگ، مشاور ارشد موسسه دفاع از دموکراسی

http://www.defenddemocracy.org/about-fdd/team-overview/richard-goldberg1/

 

مشاهده ادامه مطلب

آن زمان که تو رفتی


نمایش مشخصات عباس طبیبی

دلم به حال خودم سوخت آن زمان که تو رفتی
لبم ز شِکوِه ولی دوخت آن زمان که تو رفتی
زمان به کام دلم بود تا که بودی و اما
چه آتشی که نیفروخت آن زمان که تو رفتی
چه کاخ‌های خیالی که دل خرید وَ

شاعر:عباس طبیبی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب سیماى فرزانگان

آکادمی زبان صمیمی


دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

سیماى فرزانگان

سیماى فرزانگان با بیان داستان‌هایى از برخى عالمان و بزرگان دین به اهمیت، جایگاه و مؤلفه‌هاى مؤثر در خودسازى و تهذیب نفس پرداخته است. .انگیزه اصلى نگارش کتاب، این بوده است که روحانیون و دانشجویان، از شیوه و چگونگى زندگى علما و دانشمندان بهره گیرند.

ساختار

کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در هفده بخش، تنظیم شده است.

در بخش اول کتاب به نخستین گام در راه خودسازى اشاره شده است. نویسنده به استناد سخنان بزرگان، معتقد است اولین کارى که براى محصل علوم دینى لازم مى‌باشد، این است که درصدد تصفیه دل و تطهیر روان و تهذیب نفس خود باشد، زیرا همه ارزش‌ها، بر محور تزکیه نفس و پالایش دل از آلودگى‌ها دور مى‌زند و تا شتشوى قلب از آلودگى‌ها و صفات شیطانى و رذائل نفسانى تحقق نیاید، هیچ چیز، حتى علم، انسان را نجات نمى‌دهد.

در بخش دوم کتاب، اهمیت استاد اخلاق و سیروسلوک مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده معتقد است که تربیت شدن انسان، بدون استاد امکان‌پذیر نیست و کسى نمى‌تواند مدعى شود بدون این‌که فردى او را ارشاد کند، قادر است قلب خود را صفا و جلا دهد و خویش را از رذائل اخلاقى بپیراید؛ بنابراین، نخستین مسأله‌اى که باید بیش از هرچیز مورد توجه طالبان علم قرار گیرد، این است که در جستجوى استاد اخلاق باشند و انسان وارسته‌اى را براى تربیت خویش انتخاب کنند.

در بخش سوم، دورى از گناه، شرط مهم موفقیت در تحصیل دانسته شده است زیرا انسانى که مرتکب کارهاى حرام مى‌شود، قلبش سیاه گشته و دیگر قابلیت تابیدن نور علم- نه دانستن چند اصطلاح خشک- را ندارد.

در بخش چهارم، اهمیت اخلاص و پاکسازى نیت، گوش‌زد شده است. به باور نویسنده، یکى از مسائل با اهمیتى که براى طلاب توجه به آن ضرورى مى‌باشد، این است که در پى تحصیل اخلاص، پاکسازى و تصفیه نیت خود باشند و از همان آغاز کار، فقط براى خداوند گام بردارند و هرگز قصد خود را رسیدن به اهداف آلوده دنیوى قرار ندهند.

در بخش پنجم، عبادت و پرستش الهى، مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده معتقد است که این موضوع، نسبت به کسانى که عالمان دینى و الهى هستند، داراى اهمیت زیادى بوده و تأکیدى فزونتر دارد و از این روست که مى‌بینیم عالمان بزرگ ما در کنار دیگر ابعاد این دین حنیف، به امر مزبور، توجه فوق‌العاده‌اى مبذول داشته و علاوه بر علم، در مرحله عبادت و عمل نیز گوى سبقت از سایر مردم ربوده و در این راه، بر فراز قله‌هاى عالى عبودیت و پرستش، صعود کرده‌اند.

یکى دیگر از مهمترین اسباب موفقیت که در بخش ششم از آن یاد شده است، دعا، زیارت، توجه و توسل به ائمه(ع)مى‌باشد. همین توسلات، انسان را در تحصیل علم و کسب اخلاص و تهذیب نفس و ترک گناهان، فراوان یارى مى‌دهد.

سحرخیزى و نماز شب، تکریم و بزرگداشت عالمان راستین، تواضع و فروتنى، عفو و گذشت، روح مردمى، خدمت‌گذارى، دلسوزى و کمک به تنگدستان، توکل و اطمینان، مناعت طبع و عزت نفس، تقوا در مصرف اموال عمومى، ساده زیستى، آگاهى، بیدارى و ستیز با ستمگران، عنوان سایر بخش‌هاى کتاب مى‌باشد.

حق تکثیر: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛۱۳۷۱

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
دائره المعارف بزرگ اسلامی (مجلد چهارم)
در محضر استاد – جلد ۱
شش مقاله

نسخه ها

حجم: ۱۴ مگابایت

دریافت ها: ۳۹۷۶

تعداد صفحات: ۵۳۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

انتشار گزارش‌هایی از حمله شیمیایی ترکیه به عفرین – دلسوخته

بر اساس برخی گزارش‌های منتشر شده، ترکیه در حمله به  شهر عفرین در شمال سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده که باعث بستری شدن ۶ نفر در بیمارستان شده است.

ژیوان محمد، رئیس بیمارستان عفرین، به روزنامه دولتی سنا در سوریه گفته او ۶ بیمار را که دچار مشکلات تنفسی، سرفه و سوختگی سراسری در بدن شده بودند را تحت درمان قرار داده است. او تاکید کرده این نشانه‌ها دلالت بر حمله شیمایی دارند.

با این‌حال مقامات ترکیه وقوع این حمله را تکذیب کرده‌اند. روزنامه دیلی صباح، رسانه مستقل ترکیه گزارش داده که هیچ حمله شیمیایی‌ای از سوی ترکیه رخ نداده است و در عوض این ارتش آزاد سوریه، نیروی تحت حمایت ترکیه بوده که در معرض چنین حملاتی قرار گرفته‌ است.

در تاریخ ۲۰ ژانویه تنش بین شبه نظامیان کرد سوریه و ارتش ترکیه در سوریه به عملیاتی موسوم به شاخه زیتون ختم شد. جایی که ترک‌ها و هم‌پیمانانشان، ارتش آزاد سوریه، به شهر کردنشین عفرین حمله کردند. این درگیری هم‌چنان ادامه دارد و تا به امروز ارتش ترکیه حدود ۱۰ درصد از منطقه کردنشین را تصاحب کرده‌ است. با این وجود کردها هنوز هیچ پایگاه مهمی را از دست نداده‌اند و بر مقاومت در برابر این حمله اصرار دارند.

هدف ارتش ترکیه از این حمله عقب‌راندن یگان‌های مدافع خلق کردستان (YPG) به ساحل شرقی رود فرات است. این حمله با مخالفت بسیاری از مردم، هنرمندان و روشنفکران ترک و همچنین بسیاری از فعالان سیاسی و دانشگاهی خارجی مواجه شده است. در این منطقه از خاک سوریه، کردها یکی از مدرن‌ترین و دموکرات‌ترین حکومت‌های منطقه را برقرار کرده‌اند.

از زمان شروع جنگ سوریه بارها به مناطق مختلف این کشور حمله شیمیایی شده است. هربار گروه‌های درگیر در این جنگ مسئولیت حمله شیمیایی را به عهده طرف مقابل دانسته‌اند.

مشاهده ادامه مطلب

دیرهنگام اما به‌جا | روزنامه راه دلسوخته

روزهای اخیر وزارت داخله دست به یک سلسله اصلاحات در تشکیلات حوزه‌های امنیتی پولیس شهر کابل زده است. ویس احمد برمک، وزیر داخله کشور در یک اقدام بی‌سابقه در حدود ۹۰تن از مسوولان حوزه‌های امنیتی، مدیران جنایی حوزه‌های امنیتی، معاونان حوزه‌های امنیتی و آمران کنترول منطقه‌یی حوزه‌های امنیتی شهر کابل را تبدیل کرد.

افراد جدید در این ۹۰بست پولیس از طریق رقابت آزاد مقرر شده و وزیر داخله هدف از این کار را کاهش فساد، تامین نظم و امنیت مردم و رضایت شهریان کابل خوانده است.

آقای برمک به افراد جدید هشدار داده که سه تا شش ماه وقت دارند تا اصلاحات لازم را در اجراآت پولیس، مبارزه با فساد، مبارزه با جرایم اجتماعی و بهبود امنیت و نظم جامعه به میان آورند در غیر این، به پست‌های‌شان باقی نخواهند ماند.

این درحالی‌است که در مدت بیش از ۱۶سال، آمران حوزه‌های امنیتی پولیس یا از طریق سهمیه‌بندی رهبران جهادی مقرر می‌شدند و یا هم این پست‌های مهم از طریق میکانیزم‌های توام با فساد خرید و فروش می‌شدند.

پولیس، محوری‌ترین و مهم‌ترین تشکیلات اداری نظام یک کشور است. نبود مهارت در مسلک و فساد در نهادهای پولیس، می‌تواند فساد را در همه جامعه تزریق کرده و کلیت یک جامعه را فسادآلوده سازد. چنان‌که بالا بودن جرایم جنایی اجتماعی، سرقت‌های مسلحانه، کیسه‌بری در روز روشن، اختطاف و ده‌ها فساد دیگر مردم را در شهر کابل و سایر شهرهای بزرگ و حتا روستاهای کشور رنج می‌دهد.

باور‌های اجتماعی بر این است که در مفسده‌های گسترده اجتماعی، یا پولیس هم‌دست عاملان است و یا هم به دلیل عدم مهارت و مسلک و کم‌توجهی پولیس، مردم قربانی جرایم می‌شوند.

درعین زمان، مسوولان این نکته را نیز در نظر بگیرند که کلیت ساختار پولیس به‌خصوص پولیس شهری که حوزه‌های امنیتی را شامل می‌شود، از بدنام‌ترین بخش پولیس کشور است و مردم با دیده کاملن بی‌باورانه به آن می‌نگرند. افکار عمومی ریشه تمام جرایم و جنایت‌های اجتماعی سازمان‌یافته و غیر سازمان‌یافته را وابسته به خود ارگان‌های پولیس و آمریت‌های حوزه‌های امنیتی می‌دانند.

این موضوع صرف یک ادعای محض نیست. یک همه‌پرسی کوچک در سطح حوزه‌های امنیتی کابل و شاید هم شهرهای عمده دیگر افغانستان می‌تواند همه چیز را هویدا کند و این احتمال نیز بعید نخواهد بود که اسناد و شواهدی نیز به دست خواهد آمد.

بحث دیگر این است که پولیس شهری هیچ‌گونه معیار‌های برخورد با افراد و جامعه را به لحاظ ارزش‌های رفتار مسلکی نمی‌دانند. برخورد‌های خشن، لت‌و‌کوب افراد، همکاری با مجرمان و بی‌اعتنایی در برابر شهروندان از شاخص‌های رفتار پولیس است. این را نه تنها همه مردم می‌دانند که تقریبن هر فرد یک‌بار با چنین برخورد‌ پولیس مواجه شده و آن را شخصن تجربه کرده است.

توقع می‌شود اصلاحات جدید در ساختار پولیس بر اساس شایستگی و لیاقت صورت گیرد و شاخص‌های قومی، حزبی، سهمیه‌ سیاسیون و میکانیزم‌های فساد‌آلود در آن دخیل نباشد. از جانب دیگر تنها تامین امنیت وظیفه پولیس نیست؛ بل پولیس حافظ عزت و شرف مردم نیز است.

مبارزه با باندهای سرقت و اختطاف، کیسه‌بری و مبارزه با باند‌های کوچک جیب‌بر که در جاده‌ها و پس‌کوچه‌ها مصروف سرقت، آزار و اذیت مردم هستند از وظیفه‌های پولیس است. همچنان تامین امینت روانی مردم از اولویت‌های کاری یک پولیس مسلکی، وظیفه‌شناس و ملی است.

یک پولیس مسلکی علاوه بر پیروی از قانون باید تلاش کند که عزت و شرف مردمش را نیز از هر گونه دست‌درازی و بی‌حرمتی نجات دهد.

در میان افراد جدیدِ تقرریافته آمریت حوزه‌های امنیتی شهر کابل افرادی دیده می‌شوند که دارای تحصیلات اکادمیک عالی در سویه ماستری با انگیزه خدمت به مردم هستند. از این‌رو می‌توان به اصلاحات صورت‌گرفته امیدوار بود.

در حالی‌که آمران قبلی حوزه‌های امنیتی جز داشتن رابطه با یکی از رهبران سیاسی و معامله‌گر چیزی دیگر نداشتند. آنان با دادن رشوت و … به پست‌های امنیتی دست یافته بودند و آن‌ها بودند که با برخی از افراد ولگرد و لاابالی در آزار و اذیت مردم و حتا کیسه‌بری‌ها دست داشتند.

در این میان آنچه مهم است دیده شود که در سطح امنیت و مصونیت‌های اجتماعی چقدر تفاوت حاصل می‌شود؟ دست کم، دست دزدان و کیسه‌بران از جیب مردم کوتاه خواهد شد یا خیر؟

سید امین بهراد/ راه دلسوخته

مشاهده ادامه مطلب

دلواپسی


نمایش مشخصات آرزو نوری

تاتی تاتی …
قدم برمی داری
با پاهای کوچکت
آرزوهای بزرگت
و اطرافیان
لبخند می زنند
تاتی تاتی…
جاده ها
تو را می برند
و دلواپسی های مادرت
تمامی

شاعر:آرزو نوری

مشاهده ادامه مطلب