مواجهه درمانی روایتی در «دختران تالی»

“Narrative exposure therapy” روشی ‎‌‎است که به منظور درمان PTSD ناشی ازمواجهه با عوامل استرس‌زای مستمر ومتعدد آسیب‌زا ایجاد شده است و متشکل از اصول مواجهه درمانی شناختی رفتاری و درمان ازطریق روایت کردن است. در مواجهه درمانی روایتی از بیمار خواسته می‌شود در حالی که همه هیجانات، حواس جسمانی و بخش‌هایی ازحافظه ضمنی مربوط به حادثه را مجددا تجربه می‌کند،‎‌‎ بارها و بارها حادثه آسیب زا را به تفصیل و این بار با تاکید بر زمان و مکان وقوع حادثه به یاد آورد و درباره آن حرف بزند. در این رویکرد درمانی، NET به‌صورت روایت‌های داستانی که به وسیله خاطرات تعریف می‎‌‎شود این امکان را به اکثر افراد تجربه دیده می‎‌‎دهد که خوگیری پاسخ هیجانی به خاطره آسیب‌زا را تجربه کنند. این رویکرد روان‌شناختی ‎‌‎توسط سیامک هروی در اثر اخیرش، رمان «دختران تالی» که به صورت روایت در روایت تنیده شده، اتفاق افتاده است. روایت‌هایی از انواع خشونت‌هایی که به جسم و روان زن افغانستانی زده شده به صورت خاطرات تلخ و شیرین از زبان زنان ‎‌‎توسط «مهام» که نقش درمانگر را برای شنیدن رنج‎های راویان مرده در «دختران تالی» ایفا می‎‌‎کند، بیان می‎‌‎شود.

 روش‌های سنتی جلسات روان‌درمانی، ارزیابی و توصیف تجربه بشری در توضیح ضربه روان‌شناختی درعصر کنونی مدت‌هاست ‎‌‎پاسخگوی نیازهای مراجعین به اتاق‌های درمان نیست. اخیرا تلاش شده است روش‌‎ها‎‌‎ی درمانی پویشی کوتاه‎مدت که تاثیرات عمیق‌تری نیز دارند مانند شعردرمانی، قصه‌درمانی، هنردرمانی و موسیقی‌درمانی به دستاوردهای روان‌شناسان ‎‌‎برای التیام گسست‌‎ها‎‌‎ی زندگی شخصی افراد اضافه بشود، چرا که ‎‌‎لازم است درباره حوادث تلخ حرف زده و ماجراها شنیده شود. هدف اساسی ازایجاد NET هم ‎‌‎به وجود آوردن روشی از درمان روان‌شناختی بوده که هم‌زمان در مبارزه علیه خشونت، بهره کشی، بدرفتاری،‎‌‎ شکنجه و آزار و اذیت مشارکت مستقیم ‎‌‎دارد، شفابخش برای سایر مخاطبین این داستان‌‎ها‎‌‎ باشد، زیرا ‎‌‎علاوه بر این که روان خود راوی را التیام می‎‌‎بخشد باعث می‎‌‎گردد دیگران هم با شنیدن و یا خواندن رنج‌نامه‌‎ها‎‌‎ی این شخصیت‌‎ها‎‌‎ هم‎ذات‌پنداری کنند و هیجانات سرکوب‌شده گذشته‌شان را در خلوت درون خود برون‌ریزی کنند. بسیاری از بازماندگانی که از اختلال‌‎ها‎‌‎ی استرسی شدید رنج می‎‌‎برند از انجام فعالیت‌‎ها‎‌‎ی حیاتی برای بقا مانند ایجاد شرایط معیشت اجتماعی و اقتصادی خودکفا برای خود و خانواده‌شان ناتوان هستند.‌‎ قربانیان هم ممکن است از کابوس و افکار مزاحم رنج ببرند،‎‌‎ سلامت جسمی‎‌‎شان رو به وخامت بگذارد و چه بسا احساس بی‌ارزشی و اندیشیدن به خودکشی در آن‌‎ها‎‌‎ افزایش یابد.‌‎ مشخصه زندگی بازماندگان ضربه‌‎ها‎‌‎ی روحی اغلب ناامیدی،‎‌‎ هراس و ناتوانی در انجام نقش‌‎ها‎‌‎ی اجتماعی‌شان است.‌‎ تحقیقات نشان داده بازماندگان بعد از درمان به شیوه مواجهه درمانی روایتی قادر می‎‌‎شوند به روال زندگی طبیعی ‎‌‎خود برگردند و دوباره جلب روابط عاطفی و اجتماعی شوند. به این ترتیب فرایند بهبودی فردی و گروهی می‎‌‎تواند آغاز شود؛ پس درمان به شیوه روایتی نقل کردن ماجراهای تلخ و شنیدن روایت‌‎ها‎‌‎ی شخصیت‌‎ها‎‌‎یی که سرگذشت‌‎ها‎‌‎ی مشابه با مخاطب دارند حلقه کلیدی سلامت روانی فرد است.‌‎ از دیدگاه فرد بیرونی ممکن است این گونه به نظر برسد که روایت و ضربه روحی در اصل در تضاد با یکدیگر بوده،‎‌‎ قابل جمع نیستند زیرا افرادی که از این جنایت‌‎ها‎‌‎ رنج می‎‌‎برند بسیار دردمند بوده و ناتوان از در میان گذاشتن داستان‌‎ها‎‌‎ی خود با دیگری هستند.‌‎ اما در حقیقت این دو مفهوم کاملا در ارتباط با هم هستند.‌‎ مصایب برای همیشه مدفون نخواهند ماند و بالاخره قربانی مجبور می‎‌‎شود سخن بگوید و این تضاد میان ضربه و روایت است که جای پایی برای رویکرد روایتی به جود می‎‌‎آورد. از آن جا که داستان‌‎ها‎‌‎ بخش جدایی‌ناپذیر هر فرهنگ هستند NET از لحاظ فرهنگی مداخله‌یی جهان‌شمول در جهت کاهش نشانه‌‎ها‎‌‎ی استرس آسیب‌زا در بازماندگان حوادث جدی و مکرر مرگبار مانند خشونت سازمان یافته،‎‌‎ شکنجه،‎‌‎ جنگ، تجاوز، سوانح غیرنظامی و بهره‌کشی دوران کودکی است.‌‎

در طول این فرایند همچون طرحی که در «دختران تالی» توسط نویسنده به کار رفته است، ‎‌‎از شاهدان و بازماندگان دعوت می‎‌‎شود در حالی که جزییات خاطرات آسیب‌زای خود را بازگو می‎‌‎کنند و بر حقیقت دردناک و بازسازی وابستگی‌‎ها‎‌‎ی آشکار گذشته خود دست می‎‌‎گذارند، در شرایط امن به تخلیه ناگواری‌ها بپردازند. در رمان «دختران تالی» شرایط امن ایجاد شده جهت بازگویی رنج‌‎ها‎‌‎ وخشونت‌‎ها‎‌‎ برای یک زن افغانستانی حضورش در دنیای دیگر، یعنی پس ازمرگش میان وادی مردگان است ‎‌‎که تلخی درک «دختران تالی» را دوچندان می‎‌‎کند. زن افغانستانی باید بمیرد تا روحش برای روایت کردن آلام ناشی از فضای پدرسالاری حاکم در افغانستان ‎‌‎آرام بگیرد و به سخن درآید.

تنهایی وانزوای اجتماعی و خودخوری‌‎ها‎‌‎ی روانی ‎‌‎مضامینی هستند که ‎‌‎در میان بازماندگان تالی روایت می‎‌‎گردد، ‎‌‎قهرمانانی ناتوان از حرف زدن درباره کابوس‌‎ها‎‌‎ی گذشته.‌‎ «همان روزی که مرا به شوهر دادند خورشید من غروب کرد و روزگار من تاریک شد. او چیزی نمی‎‌‎گوید و به گندم‌‎ها‎‌‎یی نگاه می‎‌‎کند که خرد می‎‌‎شوند و از لای دستاس بیرون می‎‌‎پرند و بر روی سفره می‎‌‎ریزند. ص ۳۷»، «مردک رفت. خوب است با او لج نکنی،‌‎ دست بزن دارد. هرچه که فکر کنی از دستش می‎‌‎آید.‌‎.. به خیر که خوب شدی من قصه خود را برایت می‎‌‎کنم. ‌‎ص ۱۴۱»

ناتوانی در سخن گفتن در مقابل میل به فاش گفتن وقایع و ترس از آن دیالکتیک اصلی ضربه روان‎شناختی را شکل می‎‌‎دهد.‌‎ تعارض طبیعی بین تمایل به انکار وقایع وحشتناک و میل به فریاد کشیدن و بیرون ریختن همه آن مصایب وجود دارد.‌‎ دو چیز در مسیر فرایند درونی بهبودی فرد ضروری است: احیای عزت نفس شخصی و جرات‌ورزی ‎‌‎و نیز کشف این حقیقت که متجاوز باعث و بانی آن اتفاق‌‎ها‎‌‎ست. «باورم نمی‎‌‎شود مولوی خداداد در پیش پایم به دورش بچرخد و ازچشمش خون فواره زند. ‌‎لحظه‌یی به او نگاه می‎‌‎کنم که ناگهان آن من یاغی پیدا می‎‌‎شود و می‎‌‎گوید: آن تنگ آب را هم بر سرش بکوب که دیگر صدایی از او بالا نشود. ص ۲۹۸»، «انتقام خودت را هم گرفتی… انتقام خیلی‌‎ها‎‌‎یی را هم که نمی‎‌‎شناسی ‎‌‎گرفتی.‌‎ حتی انتقام آن دختری را که تو را به جایش عوضی گرفته بود‎‌‎ هم گرفته شد. خوش باش! ص ۲۹۹»

دشواری عمده دیگر در تعدادی از قربانیان‎‌‎ احساس درک نشدن است. این احساس به این اعتقاد برمی‎‌‎گردد که دیگران هرگز قادر نخواهند بود در تجربه آن‌‎ها‎‌‎ سهیم شوند. در مواجهه درمانی روایتی در «دختران تالی» با حضور شنونده‌یی ویا شنوندگانی این حس نامانوس با حضور راوی در تالاری از شنوندگان هم‌رنج وهم‌درد برطرف می‎‌‎شود.

در این رویکرد روایتی درمانگر باید به تمام رویدادهای آسیب‌زا از ابتدا تا انتهای جریان زندگی‌نامه فرد بپردازد. ‌‎این کار در رویکرد مواجهه درمانی روایتی ‎‌‎از طریق مراحل زیر پیش می‎‌‎رود (سیامک هروی به شکل ناخوداگاه در تمام روایت‌‎ها‎‌‎یی که از زبان قهرمانان رمانش قصه می‎‌‎شود، به درستی اصول، ترتیب و حتی میزان روایت کردن شخصیت‌‎ها را‎‌‎ به شکل واگویه‌‎ها‎‌‎یی مختصر یا مفصل رعایت کرده است): ۱-کودکی.‌‎۲-پیش از ضربه.‌‎۳-اولین رویداد آسیب‌زا پس از ضربه. ۴-حوادث معمول زندگی. ۵- دومین حادثه ‎‌‎آسیب‌زا. ۶- دورنمای آینده.

برای نشان دادن ترتیب و میزان روایت که درپروتکل درمانی فوق ذکرشده، روایت یکی از شخصیت‌‎ها‎‌‎ در رمان دختران تالی‎‌‎ را به اشاره می‎‌‎آوریم که در تمام روایت‌‎ها‎‌‎ این سیر و یکدستگی حفظ شده است:

«ازکودکی و سه‌سالگی‌ام شروع می‎‌‎کنم. ازمورچه‌‎ها‎‌‎یی می‎‌‎گویم که در چند ردیف بر دیوار اتاق حرکت می‎‌‎کنند و گاه‌گاهی می‎‌‎ایستند و شاخ‌به‌شاخ می‎‌‎شوند.‌‎… دستانم را بر گردن بابا حلقه می‎‌‎کنم. گردنش بوی خوشی دارد، بویی که با آن بزرگ شده‌ام.‌‎ بوی بابا تکرارنشدنی است. ص ۷۱»

۲- پیش ازضربه (مختصر)

«آهسته از جا برمی‎‌‎خیزم و نزدیک میز او می‎‌‎روم.‌‎ می‎‌‎گوید که نزدیک‌تربیا! از بغل میز او دور می‎‌‎خورم و در یک‌قدمی او می‎‌‎ایستم.‌‎ او بار دیگر سرتاپایم را ورانداز می‎‌‎کند و دست‌آخر چشم‌‎ها‎‌‎یش به صورتم میخ می‎‌‎شوند.‌‎ ص ۸۷»

۳- اولین رویداد آسیب زا (مفصل )

«نمی‎‌‎فهمم ازچه گپ می‎‌‎زند.‌‎ دهنش بوی ‎‌‎بدی می‎‌‎دهد.‌‎ پرسید «پشت چیزت مو کرده؟» شروع به لرزیدن می‎‌‎کنم و تا می‌خواهم از میز خود را پایین بیندازم تنبان مرا پایین می‎‌‎کشد و دست می‎‌‎اندازد تا دامن مرا بالا کند و به میان پاهایم نگاه کند.‌‎ «نترس! فقط نگاه می‎‌‎کنم‌‎». دیگر صدای او را نمی‎‌‎شنوم.‌‎ گوش‌‎ها‎‌‎یم منگ می‎‌‎شوند و خیلی زود خاکستری می‎‌‎شوم.‌‎ ازکالبدم به بیرون می‎‌‎افتم و در وسط اتاق می‎‌‎ایستم.‌‎ حالا مثل نعشی روی میز افتاده‌ام. ‌‎او پروای ضعف کردن مرا ندارد،‎‌‎ دامن مرا بالا می‎‌‎کند و به ران‌‎ها‎‌‎ و فرج من نگاه می‎‌‎کند. ‌‎چشم‌‎ها‎‌‎یش هنوز می‎‌‎چرخند و از آن‌‎ها‎‌‎ ولع می‎‌‎پاشد.‌‎ او دستی در وسط پاهایم می‎‌‎کشد و تنبان مرا بالا می‎‌‎کشد.‌‎.. ص ۸۹»

۴- پس ازضربه (مختصر)

«بابا می‎‌‎دود و مرا از او می‎‌‎ستاند و همان جا در وسط اتاق می‎‌‎ایستد و منتظر می‎‌‎ماند تا معلم صادق برخیزد و با او از آنجا برود.‌‎ معلم صادق که کلافه شده است در دل بر پدر خود لعنت می‎‌‎فرستد و از آمدنش نادم است.‌‎ ص ۹۰»

۵- حوادث معمول زندگی که در این میان اتفاق افتاده (بسیارفشرده)

«تو به تالی می‎‌‎روی و با آن بکس سیندرلا و سه جلد کتابی که از شهر با خود آورده‌ای از خوشی در لباس نمی‎‌‎گنجی. ‌‎به محض این که به خانه می‎‌‎رسی ذوق‌زده به پیش گیسو می‎‌‎دوی و بکس ‎‌‎و کتاب‌‎ها‎‌‎یت را به اونشان می‎‌‎دهی.‌‎ ص ۹۷»

۶- دومین حادثه ‎‌‎آسیب‌زا و رویدادهای آسیب زای بعدی (مفصل )

«همین که چشم تو به او می‎‌‎افتد،‎‌‎ سرت را پایین می‎‌‎اندازی.‌‎ نمی‎‌‎توانی به او نگاه کنی.‌‎ ازچشم‌‎ها‎‌‎ی او می‎‌‎ترسی و شروع به لرزیدن می‎‌‎کنی. ‌‎او در صنف شروع به قدم زدن می‎‌‎کند و گاهی کسی را ایستاده می‎‌‎کند و چیزی می‎‌‎پرسد. تو هیچی را نمی‎‌‎شنوی و گوش‌‎ها‎‌‎یت منگ شده‌اند.‌‎ همان‌طوری که سر تو پایین انداخته است دو دست خود را بر روی چشم‌‎ها‎‌‎ گرفته‌ای و از میان پلک‌‎ها‎‌‎یت گاهی پاها و گاهی سایه او را می‎‌‎بینی که در صنف ته و بالا می‎‌‎شود.‌‎ دیری این طرف و آن طرف می‎‌‎رود تا بالای سر تو می‎‌‎ایستد.‌‎ لرز تو بیشتر می‎‌‎شود.‌‎ «هی! تو که رویت را گرفته‌ای،‎‌‎ ورخیز!» ناگهان روح از تنت می‎‌‎کوچد و خشک می‎‌‎زنی.‌‎ ص ۱۰۴»

 ۶- دورنمایی آینده ‎‌‎(مختصر)

«فرهاد را دوست دارم و می‎‌‎خواهم همه عمر زن او و در آغوش او باشم.‌‎ می‎‌‎خواهم همه عمر سرم بر روی سینه او باشد و صدای نفس‌‎ها‎‌‎ی او را بشنوم.‌‎ می‎‌‎خواهم تا دنیاست به او نگاه کنم و ازگرمای تن او تنم گرم باشد. ص ۲۲۴»

در پایان ناگفته نماند آن چه در زبان محاوره ضربه نامیده می‎‌‎شود کاملا با تعریف آن درحوزه‌‎ها‎‌‎ی روان‌پزشکی و روان‌شناسی کلینکی مطابقت ندارد.‌‎ ضربه به معنای زخمی در روح درنتیجه تجربه‌ای هولناک است.‌‎ این زخم که هسته آن به عنوان اختلال استرس پس ازضربه PTSD مفهوم‌سازی شده، ممکن است مانند بیماری فلج کننده‌یی ادامه پیدا کند. بازماندگان ضربه که هنوز از تاثیرات حوادث رنج می‎‌‎برند، ‌‎هنگامی که به یاد حادثه می‎‌‎افتند درد هیجانی شدیدی را نیز تجربه می‌‎‌‎کنند. آن‌‎ها‎‌‎ به طور کاملا طبیعی سخت تلاش می‌‎‌‎کنند از چنین یادآوری‌هایی دوری کرده و احساسات مرتبط را سرکوب می‌‎‌‎کنند. این موقعیت مشابه با وضعیت فردی است که آسیب جسمی‌‎‌ دیده و با تکان ندادن یا لمس نکردن بخش آسیب دیده بدن از درد بیشتری جلوگیری می‌‎‌‎کند.‌‎ رمان «دختران تالی» با زبان بسیار ساده و بی‌تکلفی که ‎‌‎درپیش گرفته است می‌‎‌‎تواند در دسته‌بندی آثاری باشد که برای التیام رنج‌‎ها‎‌‎ی روحی بیماران PTSD ناشی از ضربه‌‎ها‎‌‎ی روانی جامعه در کتابخانه زندان‌‎ها‎‌‎ و دانشگاه‌‎ها‎‌‎ و همچنین روی میز اتاق‌‎ها‎‌‎ی درمان روان‌شناسان و مددکاران اجتماعی قرارگرفته‌اند تا در کنار جلسات روان‌درمانی با مطالعه و بحث درباره ماجراهای رمان از زاویه نگاه بیمار و زنان آسیب‌دیده با همکاری و حضوردرمانگر یا مددجو به روند بازگشت به زندگی و درمان بیمار افغانستانی سرعت ببخشد.

سخنان پر درد را بر زبان آور

غمی که بر زبان نیاید

در دل گرانبار چندان نجوا می‌‎‌‎کند

تا که دل درهم شکند

ویلیام شکسپیر، مکبث.

نویسنده: بتول سید حیدری؛

استاد روان‌شناسی و داستان‌نویس

مشاهده ادامه مطلب

آغاز کارزارهای انتخاباتی؛ رای مسوولانه به چه کسانی؟

جمعه ششم میزان کمپین‎‌های تبلیغاتی نامزدان مجلس نمایندگان عملا در سراسر کشور آغار گردید. جاده‎‌های کابل مملو از بیلبوردها، بنرها و عکس‎‌های تبلیغاتی نامزدان مجلس نمایندگان شده‌اند.

تراکم تبلیغات پس از این، مجال کمتری برای فکر کردن به مردم خواهند داد. پارلمان یا مجلس مهمترین قوه یک نظام سیاسی دموکراتیک است. با پارلمان خوب می‌توان اساس رفاه و توسعه را برای کشوری بنیاد نهاد. پارلمان خوب تنها از افراد خوب و شایسته تشکیل شده می‌تواند.

درست همین نقطه است که نقش مردم برازنده و جدی می‌شود. حال که هزاران بیلبورد، بنر و شعار انتخاباتی با طرح‎‌های متفاوت و زیبا به دلسوخته آمده، چگونه فرد شایسته را انتخاب نماییم تا پارلمانی شایسته داشته باشیم.

هرچند در این فضای متراکم از تبلیغات تفکیک یک نامزد اصلح و شایسته تا حدودی مشکل می‌نماید، اما در عین زمان راهکارهایی هم وجود دارند که به راحتی می‌شود سفید را از سیاه تشخیص داد.

از بالا شروع کنیم؛ رهبرزاد‌گان به‌لحاظ موقیعت‎‌های سیاسی، اجتماعی و مالی در چنین فضایی در راس هرم قرار دارند. اما مردم باید بدانند اینها همان‎هایی هستند که از آدرس همین مردم این همه فربه شده‎اند. این بزرگ‌زادگان که تمام عمرشان را در ناز و نعمت گذرانده‎اند، فرزندان پدرانی هستند که باید دید چه خیری به جامعه رسانیده‌اند، این همه ثروت و مکنت این رهبران سیاسی از کجا به‌دست آمده است.

با این وصف اگر جامعه خواهان تغییرات کلان سیاسی است، رای دادن به رهبرزادگان، تقویت جهت مخالف است یا به قولی «تیشه به ریشه زدن خودی» است.

پارلمان دور شانزدهم افغانستان یکی از مزخرف‌ترین و مضحک‌ترین پارلمان‎‌های دنیا بود. این پارلمان که سه سال بیشتر از موعود کاری‌اش به شکل غیرقانونی کار کرده، تا کنون هیچ دست‌آوردی نداشته است.

اما برعکس در مدت هشت سال کار این مجلس، آنچه  از آن برای مردم ما مانده اختلاس‎‌های کلان، بازی‎‌های مافیایی، ایجاد دردسرهای اضافی برای قوه مجریه، زورگویی و زورگیری، بی‌قانونی و غیرحاضری‌های دوامدار بوده است.

گزارش تحقیقی روزنامه هشت صبح نشان می‎دهد که در مدت هشت سال کاری در دور شانزدهم مجلس افغانستان، در خانه ملت چه گذشته است.

بنابراین به یاد داشته باشیم که تمام اعضای مجلس قبلی و قبلتر از آن، از رییس تا آخرین عضو مجلس، نه تنها ارزش رای ما را ندارند، بل بعد از گرفتن رای، آن را در جهت نقض حقوق احاد ملت و در جهت نقض منافع ملی استفاده کرده‎اند. بنابراین هیچ نامزدی که در دوره‎‌های قبل وکیل بوده، شایستگی رای ما را ندارند.

قُمندانان جهادی؛ هرچند کشور ما بیش از چهار دهه است که گرفتار جنگ و خشونت است، اما بیشترین ویرانی در زمان جنگ‌های داخلی میان گروه‎‌های مجاهدین و بعد از جنگ‎‌های داخلی میان مجاهدین و طالبان بر کشور ما تحمیل گردید. همین امروز نیز این رهبران جهادی هستند که مانع هر نوع پیشرفت و بهبود در حوزه حکومت‌داری خوب می‌شوند و هنوز هم از میل تفنگ و زورگویی راه می‌روند.

روی این مبنا رای دادن به قُمندانان جهادی ولو اکنون مستقل باشند، تقویت پایگاهی است که خلاف جهت رشد و بهبود جامعه قرار دارد.

سرمایه‌داران و تاجران رای؛ عده‌یی هم با میلیون‎‌ها دالر به دلسوخته آمده‌اند. هزینه انتخاباتی که این افراد در نظر گرفته‌اند، غیرممکن است که از راه قانونی و از آدرس پنج سال وکالت پس گرفته شود. پس قطعا این افراد مجرای پارلمان را برای رسیدن به بزنس‎‌های سیاه و غیرقانونی‌شان نیاز دارند. علاوه بر این، افراد امروز رای ما را می‌خرند و فردا سرنوشت ما را خواهند فروخت.

اما در کنار این همه نامزد، قشر جدیدی از چهره‌‎‌های جوان، فرهنگی و تحصیل‌کرده نیز با امکانات اندک نامزد شده‌اند. باریکی کار درست در همین نقطه است. در میان این قشر نیز تفاوت‎‌های زیادی وجود دارد. باید توجه داشت که برخی از این جوانان در واقع جزو نیروهای جدید سیاسیون و رهبران جهادی هستند. آنان از هم اکنون با موترهای ضد گلوله راه می‌روند، پس دردی را دوا نخواهند توانست، چون امکانات را در بدل تطبیق یک سلسله برنامه‎‌های مشخص از طرف تمویل‌کنندگان‎شان به‌دست آورده‌اند. از رای ما بالا می‌روند و در خدمت ارباب‎‌های خود قرار می‌گیرند.

رای دادن به امثال چنین افرادی که از تبلیغات قومی، زبانی، سمتی، مذهبی و حزبی استفاده می‌کنند «ره به ترکستان بردن» است. آنان نیز مثل اربابان خود از آدرس قوم، مذهب، زبان و … می‌خواهند بر گُرده مردم سوار شوند.

در این میان اندک جوانان تحصیل‌کرده با امکانات بسیار ناچیز آمده‌اند تا وارد سیاست شوند و از این طریق به جامعه خود خدمت کنند. دو عامل مهم در تشخیص این افراد نیاز است: اول سابقه کاری و دوم توانایی سیاسی این افراد. درست‌ترین راه فارغ از قومیت، زبان، مذهب و سمت این است که آن عده از نامزدان جوان و تحصیل‌کرده که با امکانات شخصی‌شان و اتکا به توانایی‎‌های سیاسی خود آمده‌اند، وارد مجلس شوند؛ یعنی کسانی که به‌راستی مستحق رای مردم افغانستان هستند.

چون این افراد به سیاست پدرسالارانه باور ندارند و تلاش و هدف‌شان نیز خدمت است. نامزد شدن برای آنها هیچ امتیاز دیگری در پی ندارد، کما اینکه با همه محدودیت‎‌های مالی هزینه نیز دارد.

به عبارت کوتاه باید گفت که در مدت بیست روز وقتی که داریم، ما هم به عنوان رای‌دهنده و شهروند مسوول، باید رای خود را به کسانی بدهیم تا در آینده خشتی برای آبادانی و بهبود کشور گذاشته شود نه این‌که سنگر کسانی تقویت گردد که در پی امتیاز و سودجویی‎‌های سیاسی هستند.

سرمقاله/ روزنامه راه دلسوخته

مشاهده ادامه مطلب

نقدی بر مجموعه شعر «آن حیوان» سروده مازیار نیستانی

:خبرگزاری کتاب ایران_ آنژیلا عطایی
«آن حیوان» مجموعه شعر مازیار نیستانی است که دلسوخته در سال ۱۳۹۶ چاپ کرده است. این کتاب مجموعه‌ای است از شانزده شعر بلند که وجه اشتراک همه آنها توجه شاعر به زیبایی‌شناسی در زبان است، ضمن اینکه زیبایی‌شناسی در اجزای دیگر شعر فراموش نشده است. می‌دانیم لذتی که از شعر حاصل می‌شود از یکایک اجزای آن به صورت یک ترکیب هماهنگ به دست می‌آید. زبان، موسیقی، خیال، محتوا و عاطفه پیکر شعر را معماری می‌کنند. زیبایی در زبان شعر، نتیجه گزینش درست کلمات و ترکیب و هماهنگی آن با دیگر عناصر شعر است

مازیار نیستانی کلمات را می‌شناسد و استفاده از ظرفیت‌های گوناگون زبان باعث شده است تا هماهنگی بین مضمون عاطفی شعر و زبان آن تاثیر بیشتری در مخاطب داشته باشد. توجه به آواها در شعر و انتخاب واژه‌هایی با حروف خاص، که دور از بازی‌های زبانی معمول و در هماهنگی با مضمون شعر اتفاق افتاده است، ویژگی شعرهای این مجموعه است. این شیوه استفاده از امکانات واژگانی، باعث خلق تصاویری می‌شود که به وسیله حروف القا می‌شوند. نیستانی می‌داند که لازم است از واژه‌های خوشایند یا ناخوشایند در موقعیت‌های مختلف، به موقع و درست استفاده کند. درواقع کلمه زشت و زیبا وجود ندارد بلکه انتخاب درست و هم‌جواری صحیح واژه‌ها در کنار هم زیبایی می‌آفریند. « آن حیوان» کتاب تکرار واژه‌ها در شعر است و تکرار واژه‌ها اگر به تناسب و به‌جا صورت گیرد، موسیقی درونی شعر را می‌سازد
تو که شکل‌ها و حجم‌ها را دیده‌ای/ تو که خط‌ها و رنگ‌ها را کشیده‌ای/ پریده‌ای و پرانده‌ای/ بگو بگو بگو
از شعر « بی‌حسی»، صفحه ۶۷

سارتر در کتاب « ادبیات چیست» می‌نویسد: شعر واژه‌ها را مثل نثر به کار نمی‌گیرد و از آنها استفاده نمی‌کند بلکه به آنها استفاده می‌رساند. در مجموعه حاضر نیز گاهی قوانین قالبی در زبان می‌شکنند که جز در موارد معدودی، به سود شعرها تمام شده است و موجب ایجاد آشنایی‌زدایی است. با آشنایی‌زدایی به شکل دیگری می‌بینیم و چیزهای دیگری می‌فهمیم. مرز بین حقیقت و دروغ در زبان می‌شکند تا باور کنیم که حقیقت در دروغ نهفته است. به تعبیر نیچه، شاعران بسیار دروغ می‌گویند اما همچنان که او دروغ شاعران را ناپسند نمی‌داند، این دروغ بخشی از زیبایی‌شناسی در شعر است و پایه‌ای است برای معماری در پیکر شعر. از طرفی از آنجا که شکل ثابت و نگارش یگانه کلمات به یک شکل، ادراک و حس خواننده را از آنها محدود می‌کند، توجه به جایگاه واژه‌ها در شعر و همین‌طور نقش هر حرف در کلمه، خواننده را از سیطره چشم‌ها به دنیای گفتار بازمی‌گرداند. این اتفاق در «آن حیوان»، مازیار نیستانی را به نوشتار رسانده است
نام « آن حیوان» با نوشتار آن تناسبی ندارد. اما از آنجا که همیشه اسلوب هر نوشتار از حرکت معنادار نویسنده آن ایجاد می‌شود، شاید بتوان از این نام – که عنوان نخستین شعر مجموعه هم هست – گذشت و همان‌طور که بارت همه انواع نوشتار را برخوردار از نشانه‌ها می‌داند، برای آن خصلتی نشانه‌ای قایل شد. نوشتار در «آن حیوان» معماری نشانه‌هاست
«تو را که شهر بودی همه شهر/تهران تو را / باید به‌طور جدی شکافت»/ چنین آرایه‌ای در گزاره/ زبان من است
از شعر « تهران»، صفحه ۲۱

:منابع
نیستانی مازیار، آن حیوان، دلسوخته، ۱۳۹۶

احمدی بابک، ساختار و تاویل متن، نشر مرکز، ۱۳۹۲

بارت رولان، درجه صفر نوشتار، ترجمه شیرین‌دخت دقیقیان، نشر هرمس، ۱۳۹۳ 


منبع خبر: ایبنا؛ خبرگزاری کتاب ایران

مشاهده ادامه مطلب

تعدیل پیمان امنیتی، عملی است؟

با افزایش ناامنی‌ها در بخش‌های مختلف کشور، نمایندگان مجلس از حکومت خواستند تا پیمان امنیتی که میان افغانستان و امریکا در سال ۲۰۱۴ به امضا رسید، تعدیل گردد. اما باید دید که متن این پیمان تا چه اندازه اجازه تعدیل را به مجلس نمایندگان می‌دهد؟ در این مقاله سوای مسایل متعدد در رابطه با پیمان امنیتی کابل-واشنگتن تلاش شده است تا صرف به این سوال پاسخ گفته شود.

با بلند رفتن گراف ناامنی­ها در شهرهای بزرگ، تسلط طالبان بر مناطق بیشتری در کشور، پررنگ شدن حضور داعش، موشک‌باران مناطق مرزی افغانستان توسط نیروهای پاکستانی، افزایش تلفات افغان­ها در بخش­های ملکی و نظامی؛ نمایندگان مجلس موضع‌گیری‌های نسبتا تندی را در برابر این پیمان در پیش گرفته‌اند.

نمایندگان این روزها مشخصا از عملکرد امریکایی­ها در کشور انتقاد می‌کنند. اعضای شورای ملی کشور به این عقیده­اند که دولت ایالات متحده امریکا در این پیمان تعهده سپرده تا برای تقویت ثبات و امنیت در افغانستان، در امر مبارزه با تروریزم، دفع تهدیدهای داخلی و خارجی علیه حاکمیت، امنیت، تمامیت ارضی و حمایت قاطع از نظام مبتنی بر قانون اساسی با دولت افغانستان همکاری می­نماید.

با این وجود افغانستان در ناامنی می­سوزد و افغان­ها هر روز قربانی می­دهند. امریکایی­ها به آنچه که در پیمان تعهد کرده‌اند، عمل نمی­کنند. بر این اساس نمایندگان در شورای ملی خواستار بازنگری در متن پیمان امنیتی کابل- واشنگتن شده‌اند.

برای دانستن این‌‎که‎ خواسته این نمایندگان تا چه اندازه عملی است، باید به مفاد پیمان درباره تعدیل آن مراجعه کرد.

 در قدم اول ذکر این نکته لازم است؛ در بند یک ماده اول این پیمان به صراحت ذکر شده است که «نیروهای امریکایی هیچ­گونه عملیات نظامی را در افغانستان اجرا نمی­کنند»  بل این نیروها وظیفه مشاوره و پشتیبانی نیروهای افغان را در امر مبارزه با تروریزم در داخل خاک افغانستان به عهده دارند.

این جمله در ماده اول معاهده کابل-واشنگتن هر گونه انتقاد نسبت به نقش مستقیم نیروهای امریکایی در تامین امنیت در افغانستان را از اساس از بین می­برد؛ زیرا به صراحت بیان شده که نیروهای امریکایی هیچ­گونه عملیات مستقلی را در افغانستان راه‌اندازی نخواهند کرد.

در صورت بروز اختلاف در برداشت­ها و تفاسیر از مفاد این پیمان طرف افغانستان، نمی­تواند بدون مشوره طرف امریکایی و به دلخواه خود از مواد پیمان تفسیر ارایه کند. این امر خود ادعای بازنگری پیمان مذکور را از طرف نمایندگان پارلمان افغانستان دشوار می­نماید.

به دلیل این­که در ماده بیست و چهارم آن به صورت صریح ذکر گردیده «در صورت بروز اختلاف در خصوص تفسیر و تطبیق این قرارداد، باید هر دو طرف با مشوره یکدیگر اقدام به حل منازعه و اختلاف نمایند.»

دوم، اگر فرض بر این باشد که طرفین قرارداد، هیاتی را برای حل منازعه و اختلاف در تفسیر و تطبیق مفاد مورد اختلاف پیمان ایجاد کنند، این هیات به صورت حتم از موارد اختلاف تفسیری مضیق ارایه خواهند کرد. در این صورت هم ادعای تعدیل پیمان نامحتمل می­نماید؛ زیرا در معاهدات بین المللی هر کلمه و عبارت و جمله بار معنایی منحصر به خود را دارد و نمی‌توان به آن چیزی را کم و زیاد کرد.

با این حال، برخی از نمایندگان مجلس به موشک‌باران مناطق مرزی افغانستان توسط پاکستان نیز اشاره کرده­ و طرف امریکایی را مورد انتقاد قرار داده اند؛ به دلیل این­که طرف امریکایی در بند یک ماده ششم پیمان، به صراحت تعهد داده است در صورتی که افغانستان مورد تجاوز خارجی قرار گیرد یا از طرف کشور خارجی تهدید به تجاوز شود، نیروهای امریکایی قویا با آن مقابله خواهند کرد. این درحالی‌ست که پس از انعقاد پیمان امنیتی میان سران کابل و سفارت امریکا در افغانستان، بارها مناطق مرزی در کشور مورد تجاوز نیروهای پاکستانی قرار گرفته‌اند. اما طرف امریکایی قرارداد، هیچ عکس‌العملی از خود نشان نداده و این امر را یک موضوع بین دو کشور دانسته است. حال باید دید که شورای ملی افغانستان در این خصوص تا چه اندازه صلاحیت بازنگری این پیمان را دارد.

معمولا کشورها برای این­که بتوانند از مفاد یک معاهده بین‌المللی بهتر بهره‌برداری کنند، در متن پیمان برای خود یک حق شرط قایل می‎شوند تا در صورتی که منافع کشور طرف معاهده برآورده نگردید از حق شرط خود در معاهده مزبور استفاده کند، در حالی که در پیمان امنیتی کابل-واشنگتن، دولت افغانستان هیچ حق شرطی برای خود قایل نشده است.

به‌جا و شایسته بود اگر در پیمانی که اکثر قریب به اتفاق مفاد آن به نفع طرف امریکایی است، طرف افغان معاهده‌، برای تعدیل یا لغو آن برای خود حقی در نظر می­گرفت. هرچند بر اساس بند پنجم ماده نود قانون اساسی افغانستان، شورای ملی حق دارد در مورد تصویب، تعدیل و لغو قراردادهای بین‌المللی تصمیم­گیری کند، اما بند سوم ماده بیست و چهارم پیمان امنیتی کابل-واشنگتن عملا دست نمایندگان مجلس را در خصوص تعدیل  این پیمان کوتاه کرده است.

به دلیل این­که هر نوع تعدیل در پیمان مذکور با توافق طرفین معاهده و از مجاری دیپلماتیک صورت می­گیرد، لازم است نمایندگان مجلس به جای سروصدا کردن­های بی‌مورد و انتقاد از پیمان امنیتی کابل-واشنگتن، در ابتدا و در هنگام تصویب آن در خصوص پیامدهای احتمالی این پیمان دقت لازم را به کار می­گرفتند و راهکار مناسبی برای ضمانت اجرایی این پیمان پیش‌بینی می‌کردند. با دستان خالی از راهکار‌های حقوقی و ابزار‌های سیاسی برای تعدیل، احساساتی برخورد کردن با این موضوع کاری عبث و بیهوده است.

سید ذبیح‌الله نقوی

مشاهده ادامه مطلب

پرونده: آیا گناهان مارتین هایدگر بخشیده می‌شوند؟

 


جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷ ۰۹:۰۹

 

یکسری دلشان خوش است به اینکه در روزنامه‌‌های زرد دربارۀ فضایح شخصیت‌های مشهور مطلب بخوانند. این میل بیمارگون به سرک‌کشیدن در زندگیِ دیگران را می‌توان در قضیۀ هایدگر هم به‌چشم دید، در ماجرای گرایشش به جناح هیتلر؛ هرچه نباشد، هایدگر یکی از تأثیرگذارترین متفکرانی بوده که از آمریکا تا چین و ایران و ژاپن را درنوردیده. «دفترچه‌های سیاه» نامی است که خود او بر مجموعه‌یادداشت‌های چهل‌ساله‌اش گذاشته، یادداشت‌هایی که بی‌پرده گواهی می‌دهند به گناه کبیره‌ای همچون گرایش به نازیسم. اما آیا می‌شود در نوشته‌های او بهانه‌ای برای بخشش گناهانش پیدا کنیم؟

تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه

 

مارتین هایدگر، حین مباحثه‌ای در دانشگاه توبینگن، ۱۹۶۱. عکاس: نامعلوم.

 


امروز از میراث هایدگر چه باقی مانده؟
هایدگر تنها متفکری نبوده که عقاید نژادپرستانه داشته است، اما هیچکس به اندازۀ او تاوان نداده است

مارتین هایدگر بی‌تردید جنجالی‌ترین فیلسوف قرن بیستم است. تحلیل‌های او از موقعیت انسان در عصر جدید و چالش‌های او در مواجهه با فیلسوفان بزرگی مثل ارسطو و نیچه، جایگاه رفیعی میان فیلسوفان کلاسیک به او بخشیده است. اما بدنامی نازی‌گری و یهودستیزی چنان میراث او را تخریب کرده است که در چهلمین سال درگذشت او، هیچ بزرگداشتی برایش برگزار نخواهد شد.


چرا هایدگر را با خیال راحت کنار نگذاریم؟
بررسی کتاب دفترچه‌های سیاه، یادداشت‌های شخصی مارتین هایدگر

چرا هایدگر به نازیسم دل سپرد؟ این پرسش بار دیگر با انتشار دفترچه‌های سیاه جنجالِ جهان‌گیری به پا کرد. اما اگر مطابق دفترچه‌ها، هایدگر هم یهودستیز است و هم نازی، دیگر چه چیزی برای دانستن می‌ماند؟ چرا خاطرمان را مشغول فردی کنیم که افکاری چنان نفرت‌آور داشته؟ چرا او را به‌سادگی به کناری نیندازیم؟


یک هایدگریِ خوب، هرگز نمی‌گوید متأسفم
چند پاسخ به مقالۀ گرگوری فرید دربارۀ دفترچه‌های سیاه هایدگر که جنجال بی‌پایانی به راه انداخته است

انتشار دفترچه‌های سیاه هایدگر هنگامه‌ای در عالم فلسفه به‌پا کرده است. علت جاروجنجال‌ها این است که خطوطی پُر رنگ از یهودستیزیِ هایدگر در یادداشت‌ها مندرج است. گرگوری فِرِید، در مقاله‌ای که ترجمۀ آن را پیش از این در ترجمان منتشر کردیم، دفترچه‌های سیاه را بررسی کرد. نوشتۀ او واکنش‌های متعددی که برانگیخت که اینجا پاسخ پنج نفر از اساتید فلسفه و جامعه‌شناسی به این یادداشت را می‌خوانید.


گناهان پدر: هایدگر و دانشجویان یهودی‌اش
بررسی کتاب فرزندان هایدگر: هانا آرنت، هربرت مارکوزه، هانس یوناس و کارل لویت نوشتۀ ریچارد ولین

هایدگر، پیش‌ازاینکه رئیسِ نازیِ دانشگاه فرایبورگ شود، استاد و مراد چهار دانشجوی بااستعداد با پیش‌زمینۀ آلمانی‌یهودی شده بود: هانا آرنت، هربرت مارکوزه، هانس یوناس و کارل لویت. ریچارد ولین، استاد تاریخ و سیاست سیتی‌یونیورستیِ نیویورک، در کتابش، فرزندان هایدگر، ادعا می‌کند که کار این دانشجویان، نشان‌دهندۀ «پیش‌داوری‌هایی عمیق» دربارۀ غرب مدرن است و این نشان‌دهندۀ نسبِ هایدگریِ آنها است.


عصر قرائت وجودی از فلسفۀ هایدگر به سرآمده است؟
نقدی رادیکال بر تفسیرهای متعارف مفسران آثار هایدگر

آثار هایدگر بخشی ضروری از فلسفۀ آلمانی است. پرفسور توماس شیان، استاد مطالعات ادیان در دانشگاه استنفورد که بیش از نیم قرن به مطالعه هایدگر اشتغال داشته است در آخرین اثرش حجم انبوهی از دستاوردهای پیشین خود را بی‌ارزش قلمداد کرده است. او معتقد است که درگیری هایدگری‌ها با مفهوم وجود، از بدفهمی آنان ناشی شده است.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

گرانی بیش از ۸۰ درصدی برخی داروها

«چتر حمایتی دولت برای تأمین دارو»؛ این عبارت، �صل مشترک دو بسته ارزی دولت بوده و برای اجرای آن تخصیص ارز چهارهزار و ۲۰۰ تومانی برای واردات مواد اولیه و نهایی دارو در دستور کار قرار گر�ت. حدود ۵/۳ میلیارد دلار ارز دولتی به واردات دارو تخصیص یا�ت و وزیر بهداشت سق� مجاز ا�زایش قیمت دارو را ۹ درصد اعلام کرد، اما اثری از این سیاست‌ها و یارانه‌ها در بازار نیست و هرچند ارز چهارهزار و ۲۰۰ تومانی به واردکنندگان تعلق گر�ت، اما در سیستم توزیع اراده‌ای بر کشیدن ترمز گرانی دارو وجود نداشته است. شرکت‌های دارویی، محصولات خود را با قیمت‌هایی به �روش رسانده‌‌اند که در دوره شکا� سه‌برابری ارز دولتی و آزاد، سود حداکثری کرده و خبری از «پوشش حمایتی» تأمین نیاز دارویی مردم در برابر گرانی‌ها نیست.

بررسی‌های «شرق» از تولید مردادماه شرکت‌های دارویی در سامانه کدال نشان می‌دهد داروهای تولیدی در مردادماه نسبت به میانگین چهارماهه اول ۹۷ در برخی شرکت‌ها تا ۸۸ درصد هم ا�زایش قیمت داشته‌اند. حالا در شرایط تورمی دارو، داروسازان با هد� «توزیع عادلانه» پیشنهاد جدیدی را نیز مطرح کرده‌اند؛ آزادسازی قیمت دارو و تخصیص ارز یارانه‌ای به بیمه‌ها. بشیر خالقی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، پیشنهاد کرده «برای جلوگیری از سوءاست�اده و رانت، باید تخصیص ارز مورد نیاز برای دارو و تجهیزات پزشکی در اختیار بیمه‌ها قرار بگیرد» و مدیرعامل سازمان بیمه سلامت ایران نیز درباره انتقال ارز دارو به بیمه‌ها گ�ته است: «اگر تصمیم جمعی در کشور به این نتیجه رسید که بهتر است ارز دارو به بیمه‌ها بیاید، حتما از این اقدام استقبال و به نحو احسن آن را پیاده‌سازی می‌کنیم».

اما سیاست تعیین قیمت دارو به نرخ آزاد و انتقال سوبسید ارزی به بیمه‌ها، می‌تواند از گرانی و کمبود دارو جلوگیری کند؟ آیا بیمه‌ها توانایی پرداخت تمامی مابه‌الت�اوت قیمت دارو را خواهند داشت؟ اجرای سیاست‌های آزادسازی قیمت دارو به ن�ع چه کسانی است؟

مروری بر قیمت دارو بعد از ارز دولتی

به گزارش «شرق»، شرکت‌های تولیدکننده دارو با وجود دریا�ت ارز چهارهزار و ۲۰۰ تومانی و قرارگر�تن دارو در گروه کالاهای اساسی مشمول عدم ا�زایش قیمت، در مردادماه منتهی به ۳۱/۰۵/۱۳۹۷ قیمت �روش محصولات خود را �راتر از ا�زایش ۱۰ درصدی قیمت ارز ا�زایش داده‌اند. صحت این ادعا را از جزئیات اطلاعات روی سامانه کدال به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد. طبق بررسی‌های «شرق»، گزارش‌های تولید مردادماه شرکت‌های دارویی در سامانه کدال نشان می‌دهد، ا�زایش قیمت داروهای تولیدی در مردادماه نسبت به میانگین چهارماهه اول ۹۷ در برخی شرکت‌ها تا ۸۸ درصد هم گزارش شده است. شرکت داروسازی امین، قیمت و نرخ �روش قرص روکش‌دار (دراژه) را ۵۵/۷ درصد نسبت به میانگین چهارماهه اول ۹۷ بالا برده و قیمت کپسول را در یک ماه بیش از ۱۰ درصد و نرخ قطره را شش درصد ا�زایش داده است. این شرکت با وجود کاهش سه‌درصدی نرخ شربت در این ماه، نرخ قرص روکش‌دار (دراژه) کارمزدی را ۸۵ درصد ا�زایش داده، اما نرخ کپسول کارمزدی را ۵۳ درصد کاهش داده است. شرکت روزدارو نیز در مردادماه نرخ انواع قرص و دراژه را ۱۷/۸ درصد نسبت به چهارماهه اول ۹۷ ا�زایش داده، اما سایر محصولات با نرخ بسیار کم تغییر قیمت داشته‌اند.

شرکت سبحان‌دارو تحت مالکیت شرکت گروه دارویی برکت از زیرمجموعه‌های ستاداجرایی �رمان امام، در نیمه تابستان، نرخ قرص و دراژه را بیش از ۴۰ درصد، نرخ قطره را ۱۲ درصد و پماد و کرم را سه‌درصد نسبت به میانگین چهارماهه اول ۹۷ در یک ماه ا�زایش داده و شرکت جام‌دارو تولیدکننده ظرو� دارویی، قیمت محصولات خود را در همین ماه نسبت به میانگین چهارماهه اول ۹۷ بین ۱۳ تا ۳۷ درصد بالا برده، اما قیمت پولک آلومینیوم تولیدی این شرکت در یک ماه بیش از ۵/۵ برابر شده که تاکنون سابقه نداشته است. در شرکت داروسازی زاگرس �ارمد پارس (داملران رازک) نیز انواع پودرها ۷۱ درصد گران‌تر از قبل به �روش رسیده است.

ن�ع‌برندگان آزادسازی قیمت دارو

وضعیت قیمت‌گذاری در سایر شرکت‌های دارویی هم از الگوی سود بازار تبعیت کرده است. در شرکت کارخانجات داروپخش متعلق به سرمایه‌گذاری دارویی تأمین اجتماعی در مردادماه ۹۷ قیمت �روش قرص بیش از ۳۴ درصد، قطره خوراکی ۲۹/۷ درصد و قیمت �روش سرم نزدیک به ۱۷ درصد بالا ر�ته است. در شرکت داروسازی تولید دارو در مردادماه، قیمت �روش داروهای مایعاتی ۶۴ درصد، جامدات بیش از ۴۰ درصد و نرخ �روش �راورده‌های تزریقی بیش از ۲۵ درصد بالا ر�ته و نرخ خدمات کارمزدی هم بیش از ۱۹ برابر شده است. در شرکت تولید مواد اولیه داروپخش، از شرکت‌های تابعه سازمان تأمین اجتماعی، قیمت �روش انواع نارکوتیک‌ها در مردادماه بیش از ۸۸ درصد و نرخ �روش غیرنارکوتیک‌ها نزدیک به ۳۴ درصد بالا ر�ته است.

جزئیات ا�زایش قیمت داروها آنچنان‌ که از اطلاعات درج‌شده روی سامانه کدال برمی‌آید؛ نشان می‌دهد تخصیص ارز یارانه‌ای و تعیین سق� مجاز ا�زایش ۹ درصدی دارو، عملا در بازار یک شوخی بوده و هر کدام از شرکت‌های دارویی به تناسب دسترسی به منبع ارز دولتی، واردات خود را با دلار چهارهزار و ۲۰۰ تومانی انجام داده‌‌اند و نرخ �روش‌های خود را با منطق سود حداکثری تعیین کرده‌اند. این آش�تگی در بازار مورد تأیید برخی از تصمیم‌گیرندگان نیز است، اما نسخه جایگزینی آنها آزادسازی قیمت داروست.

بشیر خالقی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به خانه ملت گ�ته است: «درباره دارو برخی شرکت‌ها تخل� می‌کنند و در شرایطی که دارو و تجهیزات پزشکی را با ارز دولتی وارد کرده با قیمت بسیار بالا به �روش می‌رسانند و این در حالی است که شاهد برخورد با قوت و قدرت با متخل�ان و آنهایی که جان و سلامت مردم را به بازی گر�ته‌اند، نیستیم. به نظر می‌رسد برای جلوگیری از سوءاست�اده و رانت، باید تخصیص ارز مورد نیاز برای دارو و تجهیزات پزشکی در اختیار بیمه‌ها قرار بگیرد». محمدحسین قربانی، یکی دیگر از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس نیز پیشنهاد داده ارز دولتی برای تأمین دارو و تجهیزات پزشکی مورد نیاز به سازمان‌های بیمه‌گر (سازمان بیمه سلامت و سازمان تأمین اجتماعی) تخصیص یابد. عملی شدن این پیشنهاد به این معناست که قیمت دارو در بازار به نرخ ارز آزاد تعیین شود و در مقابل مابه‌الت�اوت قیمت دارو به نرخ دلار چهارهزار و ۲۰۰ تومانی دولتی و دلار ۱۵ هزارتومانی بازار آزاد را بیمه‌ها پرداخت کنند.

جزئیات این طرح را در صحبت‌های عضو هیئت‌مدیره انجمن داروسازان به‌طور روشن‌تری می‌توان دید. حسام‌‌الدین شری�‌نیا در گ�ت‌وگو با «شرق» درباره رانت ارزی دارو و گرانی دارو با وجود تخصیص ارز یارانه‌ای واردات، توضیح داد: در سال‌های اخیر و با اجرای طرح تحول سلامت شرکت‌های بیمه‌ای با کاهش نقدینگی چشمگیری مواجه شدند و نتوانستند تعهدات خود را اجرا کنند. برنامه‌ای که وزارت بهداشت برای کاهش هزینه‌های طرح تحول سلامت به اجرا درآورد، این بود که مانع ا�زایش قیمت دارو در سه سال اخیر شود. این ماجرای کاهش نقدینگی بعد از ا�زایش نرخ ارز جدی‌تر شد. در حالی‌که مواد اولیه گران‌تر از قبل وارد می‌شد اما نرخ �روش تقریبا مانند قبل تعیین می‌شد. این ات�اق برای داروسازان منجر به ا�زایش هزینه‌های تولید شده و برای شرکت‌ها دیگر تولید دارو صر�ه اقتصادی ندارد. هرچند هد� اولیه هر نظام سلامتی موجود بودن دارو است اما عملا در صورت ادامه این روند با کمبود دارو مواجه خواهیم شد.

این عضو انجمن داروسازان برخلا� گزارش‌های کدال که شرح آن ر�ت، ا�زایش قیمت دارو در بازار را تأیید نمی‌کند و معتقد است از سمت شرکت‌های دارویی همان ا�زایش قیمت ۹ درصدی دارو رعایت می‌شود، در حالی‌که این میزان به‌هیچ‌عنوان جوابگوی ا�زایش هزینه‌های تولید آنها نیست. شری�‌نیا تأکید کرد: «در شرایط �علی بهترین اقدام قیمت‌گذاری دارو به نرخ ارز آزاد است و در مقابل ارز یارانه‌ای باید به بیمه‌ها تخصیص یابد تا از این محل مبلغ مابه‌الت�اوت قیمت دارو به بیمه‌شوندگان تعلق گیرد».

همان‌طور‌که از سخنان عضو هیئت مدیره انجمن داروسازان مشخص است، سازمان‌های بیمه‌گر برای اجرای تعهدات خود با کمبود نقدینگی مواجه‌‌اند و از محل تخصیص ارز یارانه‌ای شاید میزانی از این کمبود جبران شود. هرچند طرح انتقال ارز یارانه‌ای واردات دارو به سازمان بیمه‌گر هنوز در مرحله پیشنهاد و مذاکره است اما با توجه به اینکه در ماه‌های اخیر شاهد خروج بسیاری از داروهای اساسی مانند مسکن‌ها از پوشش بیمه‌ای بوده‌ایم و با بی‌انضباطی سازمان‌های بیمه‌گر در اجرای تعهداتشان، به نظر می‌رسد این طرح نیز مانند برنامه‌های ماه‌های اخیر در تأمین دارو بیشتر از آنکه توزیع عادلانه و دسترسی همگان به دارو را نشانه گر�ته باشد، منا�ع ذی‌ن�عان را که در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دارند، تأمین می‌کند.

طی این چند ماه با وجود اینکه ارز دولتی به واردات دارو تعلق گر�ت اما به دلیل نابسامانی سیستم توزیع دارو، نرخ‌های �روش متناسب با ا�زایش قیمت دیگر کالاها تعیین شد، حالا اگر دستور آزادسازی همین قیمت‌ها هم صادر شود، باید منتظر �شار تورمی دوچندانی بر مصر�‌کنندگان دارو بود، ضمن اینکه باوجود حجم بالای بدهی دولت به سازمان‌های بیمه گر هیچ ضمانتی وجود ندارد که اعتبار یارانه ارزی به  سازمان تامین اجتماعی و سلامت پرداخت شود. در واقع دولت با اجرای این طرح از جیب بیمه‌گر به بیمه‌گر سوبسید می‌دهد و بار جدیدی بر دوش سازمان تامین اجتماعی می‌گذارد و تمام کسانی که مشمول بیمه نیستند، باید داروی مصر�ی خود را به قیمت چند برابر قبل تهیه کنند.

مشاهده ادامه مطلب

ا�ت تراز دریاچه ارومیه به‌رغم ا�زایش ۸ تا ۱۰ برابری میزان بارش‌ها

یک عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شری� می‌گوید میزان بارش‌ها در غرب حوضه آبریز دریاچه ارومیه در سال آبی ۹۶-۹۷ نسبت به سال پیش از آن ۸ تا ۱۰ برابر شده، اما تراز دریاچه ارومیه کاهش یا�ته است. به گ�ته محمد دانش یزدی بررسی «میانگین بارش در حوضه آبریز دریاچه ارومیه از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۵ نیز نشان می‌دهد که روند بارشی در این بازه زمانی تغییر چشمگیری نکرده است؛ تغییر اقلیم نه دلیل اصلی خشکی دریاچه ارومیه است و نه تغییری در آن می‌تواند باعث احیای دریاچه ارومیه شود».

وی «اقدامات انسانی» را عامل اصلی خشکی دریاچه ارومیه دانسته و از احداث پل میان‌گذر، برداشت از منابع آبی برای مصار� کشاورزی، ح�ر چاه‌های �راوان و احداث سدهای متعدد روی رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه به‌عنوان اقدامات مخرب دریاچه ارومیه نام برده است.

دریاچه ارومیه برای رسیدن به تراز اکولوژیک باید ۱۴.۵ میلیارد متر مکعب آب داشته باشد؛ با توجه به آمارها تا اردیبهشت ماه سال جاری دریاچه ارومیه ۲ میلیارد متر مکعب آب داشته و بنابراین به ۱۲.۵ میلیارد مترمکعب آب دیگر نیاز دارد تا به تراز اکولوژیک برسد.

در همین حال مسعود تجریشی، مدیرد�تر برنامه‌ریزی و تل�یق ستاد احیای دریاچه ارومیه، اعلام کرده «احیای دریاچه ارومیه وظی�ه ستاد احیای دریاچه ارومیه نیست بلکه این ستاد تنها هماهنگ کننده و ناظر بر عملکرد دستگاه‌های مختل� در احیای این دریاچه است».

عیسی کلانتری، رئیس سازمان ح�اظت از محیط زیست، نیز دیروز گ�ته بود «آب، موضوع اصلی محیط زیست کشور است اما دریغ از یک کارشناس آب در سازمان محیط زیست. محیط زیست هیچ جایگاهی در تصمیم‌گیری مسائل آب کشور نداشته و همه پروژه‌ها به ما تحمیل‌ شده بود. برای مثال، سد را می‌ساختند پس از پایان از ما گواهی می‌خواستند که بگویند ازلحاظ قانونی بی‌اشکال است».

کلانتری در دولت‌های اکبر هاشمی ر�سنجانی و محمد خاتمی به‌عنوان وزیر کشاورزی مشغول به‌کار بوده است. بسیاری از طرح‌های توسعه کشاورزی و سدسازی‌های مرتبط با آن که امروزه به‌عنوان عوامل اصلی نابودی محیط زیست ایران معر�ی می‌شوند، طی همین دوره طراحی و اجرا شده‌اند.

مشاهده ادامه مطلب

نسخۀ صوتی: اگر می‌خواهید حال یک میانسال را بفهمید، شوپنهاور بخوانید

 


پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷ ۰۷:۵۵

 

در مقایسه با جوان‌ها و سالمندان، میانسال‌ها با شدت بیشتری از زندگی‌شان ناراضی‌اند. احساس می‌کنند به چیزهایی که می‌خواسته‌اند نرسیده‌اند و چیزهایی که به آن رسیده‌اند هم دیگر رنگ و بویی برایشان ندارد. کارشان ملال‌آور و تکراری است و زندگی روزمره‌شان خسته‌کننده و غم‌بار. به این حالت بحران میانسالی گفته می‌شود. موضوعی که فلاسفه هنوز آنچنان که باید و شاید به آن توجه نکرده‌اند.

تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از کی‌رن ستیا که پیش از این با عنوانِ «اگر می‌خواهید حال یک میانسال را بفهمید، شوپنهاور بخوانید» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید.

شاید تصویر شوپنهاور از زندگی بی‌جهت تهی و غم‌بار باشد. میانسالی غالباً با شکست یا موفقیت در پروژه‌هایی محبوب همراه است: شغلی دارید که برای رسیدن به آن سال‌ها تلاش کردید، شریکی دارید که آرزویش را داشتید، خانواده‌ای که قصد تشکیل آن را داشتید، یا اینکه آن‌ها را ندارید. در هر صورت، جهت‌هایی تازه را می‌جویید. اما ظاهراً پاسخ به رسیدن یا نرسیدن به اهدافتان روشن است: شما صرفاً هدف‌هایی جدید می‌سازید. پیگیری آنچه می‌خواهید، مشقت صرف نیست. نوسازی آرزوهایتان می‌تواند لذت‌بخش باشد.

فایل صوتی نوشتار «اگر می‌خواهید حال یک میانسال را بفهمید، شوپنهاور بخوانید» را گوش کنید.

 

 

مشاهده ادامه مطلب

چهار دهه پنهان‌کاری غول‌های ن�تی درباره گرمایش زمین

روزی در سال ۱۹۶۱ میلادی اقتصاد دان آمریکایی به نام دانیل الزبرگ به سندی دست یا�ت که در آن ارقامی آخرالزمانی قید شده بود. الزبرگ که مشاور دولت آمریکا در خصوص برنامه‌های مخ�یانه هسته‌ای بود، به سندی دست یا�ته بود که در آن به شکل رسمی برآوردی از میزان تل�ات یک «حمله پیش گیرانه» علیه چین و شوروی آمده بود: ۳۰۰ میلیون کشته در شوروی و چین و دو برابر همین مقدار در سرتاسر کره زمین.

به گزارش گاردین، الزبرگ نتوانست شواهد کا�ی در این خصوص ارائه کند که چنین برنامه‌ای برای حمله‌ی پیش‌گیرانه وجود داشته است؛ او سال‌ها بعد تلاش کرد تا جزئیات این برنامه را در اختیار عموم قرار دهد. اگرچه تلاش او در این خصوص کامیاب نبود،اما الزبرگ در عوض به سبب انتشار آن چیزی مشهور شد که از آن به عنوان اسناد پنتاگون سخن می گ�تند، یعنی تاریخچه پنهان مداخلات نظامی آمریکا در ویتنام.

برنامه نظامی غیر اخلاقی آمریکا طی دوران جنگ سرد با گستاخی دیگری شباهت دارد که در آن عده‌ای به قمار با آینده بشریت مشغول بودند. اخیراً اسنادی به دست آمده که مطابق آنها شرکت‌های صنعت انرژی از قبل می‌دانستند که بین محصولات آنها و گرم شدن کره زمین پیوندی برقرار است. اما بر عکس برنامه‌های هسته‌ای پیشگیرانه قبلی، این شرکت‌های صنعت انرژی به رغم آگاهی از این نتایج به �عالیت‌های خود ادامه می‌دادند.

در دهه ۸۰ میلادی شرکت‌های ن�تی مثل اکسون و شل ارزیابی‌هایی در خصوص دی اکسید کربن تولید شده از سوخت های �سیلی و پیامدهای انتشار آنها برای کره زمین انجام دادند. برای مثال در سال ۱۹۸۲ شرکت اکسون پیش‌بینی کرد که تا سال ۲۰۶۰ سطح گاز دی اکسید کربن به ۵۶۰ جز در میلیون خواهد رسید- دوبرابر سطح دوران پیشاصنعتی- و این امر موجب می‌شود که دمای متوسط کره زمین تا حدود ۲ درجه در مقایسه با دوران پیشاصنعتی ا�زایش پیدا کند.

پس از آن در سال ۱۹۸۸ یک گزارش داخلی در کمپانی شل از پیامدهای یکسانی خبر می‌داد، اما مطابق گزارش شل رسیدن به این سطح حتی ممکن بود زودتر یعنی تا سال ۲۰۳۰ ات�اق بیا�تد. این شرکت ها شکی نداشتند که پیوندی میان محصولات آنها، گرم شدن کره زمین و صدمات محیط زیستی ناشی از آنها برقرار است. چرا که تحقیقات آنها نشان دهنده این پیوند بود.

مطابق ارزیابی شرکت شل پیش‌بینی می‌شد که سطح آب دریا یک متر بالا بیاید، و گرم شدن کره زمین همچنین ممکن است به از بین ر�تن لایه های یخی قطب جنوب بیانجامد، چیزی که به بالا آمدن سطح آب دریاها در سرتاسر کره زمین در حد «پنج تا شش متر» منجر خواهد شد.

تحلیل گران شرکت شل همچنین هشدار داده بودند که «از میان ر�تن برخی از اکوسیستم‌ها یا نابودی برخی از زیستگاه‌ها به طغیان‌ها ناگهانی، سیل‌های ویرانگر و هجوم آب به زمین‌های کشاورزی پست منجر می‌شود». آنها همچنین گ�تند که «برای جبران این تغییرات نیازمند منابع جدید آب شیرین هستیم». تغییرات آب و هوایی کره زمین همچنین تغییرات اساسی‌ای «در شیوه زندگی و کار مردم ایجاد خواهد کرد». طبق این گزارش «این تغییرات شاید بزرگترین تغییراتی باشد که در تاریخ ثبت شده است.»

شرکت اکسون نیز به نوبه خود در این خصوص هشدار داده بود که «رویدادهای �اجعه باری را باید انتظار کشید.» دانشمندان شرکت اکسون نیز مثل کارشناسان شرکت شل بالا آمدن �اجعه‌بار آب دریاها را پیش‌بینی کرده بودند، و هشدار دادند که غرب میانه آمریکا و بخش های دیگری از جهان می‌تواند به بیابان بدل گردد. این شرکت با اتخاذ موضعی خوشبینانه معتقد بود که «این مساله به اندازه یک هولوکاست اتمی یا یک قحطی جهانی �اجعه بار نیست».

این اسناد سبب وحشت همگان می‌شد در نتیجه غول‌های ن�تی تصمیم گر�تند تا اطلاع‌رسانی عمومی در خصوص پیامدهای محصولات خود را متوق� کنند. گزارش «محرمانه» شرکت شل امسال برای اولین بار توسط یک بنگاه خبری در هلند منتشر شد. گزارش شرکت اکسون نیز قرار نبود در دسترس عموم قرار بگیرد. این گزارش نیز در سال ۲۰۱۵ ا�شا شد.

همان طور که جهان گرم می‌شود، اجزا سازنده سیاره ما- لایه‌ها یخی، جنگل‌ها، جریان های آب اقیانوس ها- به نحوی تغییر می‌کنند که دیگر امکان بازسازی آنها وجود ندارد. چه کسی این حق را دارد که چنین صدماتی را پیش‌بینی کند و بعد خود نیز به تحقق این پیش بینی یاری رساند؟ اگرچه استراتژیست‌ها و شرکت‌های سوخت �سیلی آن قدر متکبر هستند که تصمیم بگیرند چه سطحی از �اجعه برای بشریت مناسب است، تنها غول‌های ن�تی این جسارت را داشتند تا آن را به انجام برسانند.

مشاهده ادامه مطلب

تظاهرات کارگران مک‌دونالد در اعتراض به خشونت جنسی محیط کار

کارگران مک دونالد روز سه‌شنبه تظاهراتی ترتیب دادند تا تحت تاثیر جنبش #MeToo اعتراضشان به این �ست �ود زنجیره‌ای را که ناتوان از جلوگیری از آزار جنسی در رستوران‌هاست اعلام کنند.
یکی از برگزارکنندگان این تظاهرات اظهار داشت که هد� از این تظاهرات درخواست واکنش جدی از کار�رما جهت توق� دستمالی کردن و پیشنهادات نامناسب برای برقراری رابطه جنسی در محل کار است.
تا به امروز جنبش #MeToo کسانی که در حوزه سرگرمی، رسانه و سیاست هستند را هد� گر�ته بود. اما کسانی که دستمزد کمتری دریا�ت می‌کنند و کارگران در مقابل خشونت جنسی در محل کار آسیب‌پذیرتر هستند.
علی باکر، یکی از کارگران رستوران در مقابل د�تر مرکزی مک دونالد در شیکاگو به تظاهرکنندگان می‌گوید : اینکه احساس کنی که زندگی‌ات در خطر است، و ممکن است نتوانی دستمزدت را به خانه ببری خیلی ترسناک است.
صدها کارگر مک دونالد و حمایت کنندگانشان در این تظاهرات شرکت کرده و پلاکاردهایی به دست گر�تند که بخشی از تجربه شخصی‌شان روی آن نوشته شده بود.
یکی از کارمندان قدیمی مک دونالد می‌گوید : من در اعتصاب هستم و امروز اینجا ایستاده‌ام تا تغییری ایجاد شود. او مدعی است که مدیران مجموعه به صورت معمول به کارمندان آزار جنسی می‌رسانند. او ادامه می‌دهد آزار جنسی یک مساله جهانی است. مثل یک بیماری می‌ماند.
همین تظاهرات در ۹ شهر دیگر نیز برگزار شد. در لس آنجلس تظاهرات شلوغ و بزرگی خیابان را به تسخیر خود درآورد در حالی که در سان�رانسیسکو کارگران دهان خود را با چسب پوشانده بودند و تظاهرات سکوت برگزار کردند.
این تظاهرات نظر برنی سندرز را نیز به خود جلب کرد. او در حساب توییترش نوشت : آزارجنسی کارگران �ست �ود پذیر�تنی نیست. ما باید در کنار کارگران شجاع مک دونالد بایستیم.
این اعتصاب ۴ ماه پس از شکایت زنان از مک دونالد به خاطر آزار جنسی در ۹ شهر امریکا برگزار شد. کارگران می‌خواهند کمیته‌ای متشکل از کارگران، مدیر مجموعه و نمایندگانی از جنبش زنان تشکیل شود تا در کنار هم راه حل این مشکل را پیدا کنند.
در بیانیه‌ای مک دونالد اعلام کرد که این کمپانی قوانین بسیار سخت و دوره‌ّای آموزشی جهت جلوگیری از آزار جنسی در محل کار دارد. و سخنگوی مک دونالد گ�ت هیچ کارگری در این مجوعه دست از کار نکشیده است.
پس از گسترش جنبش #MeToo کارگران و کارمندان زیادی به این جنبش پیوسته‌اند. کارمندان هتل‌ها و کارگران خانگی نیز به آزار جنسی در محل کار معترض شده‌اند.

مشاهده ادامه مطلب