تا اسیر توی دنیا بودنم


نمایش مشخصات سهراب عرب زاده.سرگشته.

تا اسیرِ توی دنیا بودنم
درد دارد بی تو این جا بودنم
رسم دنیا ظاهرا دارد اگر
مات با اما اگر ها بودنم
من که در خوابم نمی دیدم شبی
روزگاری حال شیدا بودنم
هر چه ترسیدم از آن آمد سرم
عاشقی شد

شاعر:سهراب عرب زاده.سرگشته.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

امشب آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه از خودت برام بگو با صدای پازل بند با کیفیت اصلی آماده کرده

آهنگسازی و تنظیم کننده : پازل باند

Exclusive Song: Puzzle Band – “Az Khodet Baram Begoo” With Text And Direct Links In UpMusic

… جهت تکمیل آرشیو …

fgh دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

متن آهنگ  از خودت برام بگو پازل باند

♪♪♫♫♪♪♯

از خودت برام بگو کی تو این سال ها به جای من کنارته♪
یه روز یکی مثل من هنوز پای انتظارته
♪♪♫♫♪♪♯ از خودت برام بگو با کی پر می کنی آخرای هفتتو ♪♪♫♫♪♪♯
ظاهرا از دلت دور کردی همه لحظه های رفتتو♪
از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا♪
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون♪
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت ♪
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون♪
♪♪♫♫♪♪♯ از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا ♪♪♫♫♪♪♯
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون

UpMusicTag دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو
از خودم برات بگم هر کجا برم میشینم یه گوشه و
خوش به حال اون کسی که هر وقت دلش بخواد با تو رو به روشه و
♪♪♫♫♪♪♯ از خودم برات بگم خوبه برای من عشق تو مقدسه ♪♪♫♫♪♪♯
این که عاشقم هنوز هست رو نگاه من کاملا مشخصه♪
از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا♪

♪آهنگسازی و تنظیم کننده : پازل باند♪
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون♪
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت♪
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون♪
♪♪♫♫♪♪♯ از خودت برام بگو تا به حال شده که بر گردی به اون روزا ♪♪♫♫♪♪♯
تا به خاطرت بیاد لحظه ها و خاطرات خوبمون
از خودت برام بگو می دونم تو خلوتت از رو عادت
یاد اون شبی می افتی که من با گریه گفتمت بمون

♪♪♫♫♪♪♯

پازل باند از خودت برام بگو

منبع ( source ) : دانلود آهنگ پازل باند از خودت برام بگو

مشاهده ادامه مطلب

داستان چهل سال مبارزه و پیروزی نهایی وی بر کمونیسم

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



جنگ ریگان: داستان چهل سال مبارزه و پیروزی نهایی وی بر کمونیسم

ریگان در سال‌ ۱۹۷۵ و زمانی‌که ۶۴ ساله بود به فکر نامزدی ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا افتاد. به دنبال این تصمیم و در پی پشت سرگذاشتن ماجراهای مختلف، سرانجام توانست در سال ۱۹۸۰ در رقابت درونی حزب جمهوری‌خواه بر «جورج بوش» پدر، پیروز شود و سپس در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ در برابر «جیمی کارتر» قرار گرفت و در حالی‌که شصت و نه ساله بود به عنوان چهلمین رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا به قدرت رسید. بنابر اظهار بسیاری از صاحب‌نظران، رونالد ریگان که در سی و پنج سال فعالیت رادیویی و سینمایی نتوانسته بود آنچنان که باید موفقیت تجربه کند، تاثیرگذارترین رئیس جمهوری آمریکا در صحنه داخلی و خارجی شد.

نویسنده در مقدمه کتاب می‌گوید: «بعضی‌ها رونالد ریگان را جاهل می‌دانند، بعضی او را به عنوان فردی که موفق نشد به واسطه ضعف بینایی به دلسوخته جنگ برود،‌ ناکام و سرخورده می‌شمارند و بعضی نیز او را جاه طلب و کسی که صرفا به دنبال شهرت و افتخار آفرینی است معرفی می‌کنند.»

شوایتزر در بخش دیگری، کتاب پیش‌رو را داستان یکی از مبارزات حماسی قرن بیستم (جنگ سرد) می‌داند و می‌گوید: «این کتاب برگرفته از مکاتبات خصوصی ریگان در طی چهل سال است و شامل اسناد محرمانه شش کشور مختلف، نظرات و بیانات اظهار شده او در خلال دوره‌ای بالغ بر نیم قرن است. این کتاب تصویر مردی در جنگ با سلطه جهانی را ترسیم می‌کند. ریگان، پرشور و شجاع در طی این مدت فقط نابودی اتحاد جماهیر شوروی را در سر داشت و دنبال می‌کرد و هدف جدی دیگری نداشت.»

این کتاب مشتمل بر ۲۵ فصل از جمله ارتش یک نفره،‌ شما هم می‌توانید آزاد باشید،‌ دسته‌های کارت در نوارهای پلاستیکی،‌ گلوله‌ای که نام ریگان بر آن نوشته شده بود،‌ معامله، آتش و گرما فولاد می‌سازند،‌ حرکت به جلو، آتن یا اسپارت،‌ نه چندان مقتدر،‌ انفجارها،‌ گفتار و کردار، دست خدا،‌ آنها نمی‌توانند از ادامه راه صرف نظر کنند، یک طرح، شانس یک عمر،‌ جنگ صلیبی، واژگونی بخت و اقبال، مقاومت بی امان،‌ همه چیز به نام صلح، مساعدت ریگان برای روی کار آمدن گورباچف، شیر کهنسال در برابر ببر جوان،‌ دام،‌ دوره ماموریت آزادی،‌ خداحافظ و مروری بر زمان عنوان فصل‌های این کتاب هستند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
Iron Age Myth and Materiality
شهسوار اسلام
انقلاب اکتبر، نتایج و تاثیرات

نسخه ها

حجم: ۱۴ مگابایت

دریافت ها: ۴۱۱۵

تعداد صفحات: ۴۶۵




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

امشب آپ موزیک برای شما کاربران ترانه قرار آسمونی با صدای صالح رضایی با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر : ثریا یزدانی / آهنگسازی : صالح رضایی

Exclusive Song: Saleh Rezaei – “Gharare Asemuni” With Text And Direct Links In UpMusic

Saleh Rezaei  دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

متن آهنگ قرار آسمونی صالح رضایی

♪♪♫♫♪♪♯

یه عمره خیسه اشکه هر شب این چشام به جز تو کی میشینه پای گریه هام
♪♪♫♫♪♪♯ پای دلم میمونه غصه میخوره به جز تو کی هوامو داره هر جوره ♪♪♫♫♪♪♯
گرفته حالو غصه داره این دلم به جز تو با کی میشه دردامو بگم

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : ثریا یزدانی ♪♪♫♫♪♪♯
میبینی حالو روزمو چه حالیم هر وقت که من از تو خالیم
♪♪♫♫♪♪♯ جز تو این دلم پیش کی بره که خالی شه کی آخه به غیر از تو درد منو حالیشه ♪♪♫♫♪♪♯
نذار که دور بشم ازت پیشم بمون پای همین قرار آسمونیمون حرفمو از چشام بخون

UpMusicTag دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

سوی چشامو دیدی پای غصه رفت اینجوری در میمونم از همه طرف
♪♪♫♫♪♪♯ میفهمه کی به غیر تو آخه منو همه شکستن هی غرورو قلبمو ♪♪♫♫♪♪♯
یه بغضی تو گلومه داره میشکنه نشد کسی مث تو آرومم کنه
یه کاری کن بتونم از پسش برام به جز تو راتهی نموند برام
♪♪♫♫♪♪♯ جز تو این دلم پیش کی بره که خالی شه کی آخه به غیر از تو درد منو حالیشه ♪♪♫♫♪♪♯
نذار که دور بشم ازت پیشم بمون پای همین قرار آسمونیمون حرفمو از چشام بخون

♪♪♫♫♪♪♯

صالح رضایی قرار آسمونی

منبع ( source ) : دانلود آهنگ صالح رضایی قرار آسمونی

مشاهده ادامه مطلب

مطالعۀ دی‌ان‌ای تصور ما دربارۀ تاریخ انسان را دگرگون خواهد کرد


تصویرساز: دریک هابز.

تصویرساز: دریک هابز.

 

کارل زیمر، نیویورک‌تایمز — دیوید رایک لباس سفید و سرپوش‌داری به تن کرده است و کفش‌های کرمی و ماسک جراحی آبی. و وقتی دارد تکه‌های استخوان را روی پیشخوان بررسی می‌کند، فقط چشمانش دیده می‌شود.

دکتر رایک، ژنتیک‌شناسِ مدرسۀ پزشکی هاروارد، با اشاره به تکۀ استخوانی به‌اندازۀ توت‌فرنگی می‌گوید: «این متعلق به یک سایت باستانیِ ۴۰۰۰ساله در آسیای میانه است – فکر می‌کنم ازبکستان».

به ردیف پایین می‌رود. «این نمونه‌ای ۲۵۰۰ساله از سایتی در بریتانیاست. این یکی متعلق به عصر برنزِ روسیه است و این‌ها هم نمونه‌هایی از عربستان. این انسان‌ها در هیچ زمان و مکانی یکدیگر را ملاقات نکرده‌اند».

دکتر رایک امیدوار است گروه او که متشکل از دانشمندان و تکنسین‌های مختلفی است بتوانند از داخل این استخوان‌ها دی‌ان‌ای پیدا کنند. و به‌احتمال قوی پیدا خواهند کرد.


دیوید رایک در دفتر کارش در هاروارد. او و همکارانش موفق به تعیین توالی ژنوم بیش از ۹۰۰ انسان باستانی شده‌اند. این کار به تبیین نحوۀ گسترش انسان‌ها در کرۀ زمین کمک می‌کند. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

در کمتر از سه‌سال، آزمایشگاه دکتر رایک اطلاعات دی‌ان‌ای متعلق به ژنوم ۹۳۸ انسان باستانی را منتشر کرده است – بیشتر از همۀ گروه‌های پژوهشی دیگری که مجموعاً در این زمینه کار می‌کنند. کارهایی که در آزمایشگاه او انجام می‌شود درک ما از دوران ماقبل تاریخ بشر را دگرگون کرده است.

سوانت پابو، مدیر موسسۀ انسان‌شناسی تکاملی ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان، می‌گوید: «آن‌ها اغلب به پرسش‌هایی دیرینه پاسخ می‌دهند و گاهی بینش‌هایی شگفت‌انگیز و غیرمنتظره به ما می‌دهند».

دکتر رایک، دکتر پابو و دیگر متخصصان فعال در حوزۀ دی‌ان‌ای باستانی در حال تدوین تاریخ نوین بشری هستند، تاریخی که با روایت‌هایی پیش می‌رود که از فسیل‌ها و آثار مکتوب خوشه‌چین شده‌اند. دکتر رایک و همکارانش در پژوهش خود رویدادهای شگرفی همچون سکنی‌گزینی انسان بر روی زمین و گسترش کشاورزی را تبیین می‌کنند.

دکتر رایکِ ۴۳ساله در کتابی با عنوان ما کیستیم و چگونه به اینجا رسیدیم۱ که هفتۀ آینده منتشر خواهد شد توضیح می‌دهد که چگونه پیشرفت‌های به‌دست‌آمده در زمینۀ توالی‌یابی و تحلیل دی‌ان‌ای به جهش این رشتۀ جدید کمک کرده است.

او می‌گوید: «این کار درواقع مانند اختراع یک ابزار علمی جدید مثل میکروسکوپ یا تلسکوپ است. وقتی ابزاری چنین قدرتمند اختراع می‌شود، افق‌های جدیدی می‌گشاید و همه‌چیز را نو و شگفت‌آور می‌نماید.»

دکتر رایک سرپرست گروهی با تخصص‌های گوناگون است، از ژنتیک گرفته تا ریاضیات. اما «آزمایشگاه تمیز» جایی است که مواد خام لازم برای تمام تحقیقات آن‌ها (دی‌ان‌ای باستانی) در آنجا بازیافت می‌شود. لباس سرتاسری که پژوهشگران هر روز صبح در محفظه‌ای خاص می‌پوشند اطمینان می‌دهد که هیچ‌گونه ذرۀ سرگردان پوستی یا قطرۀ ریز عرق، استخوان‌ها را به دی‌ان‌ایِ امروزی آلوده نمی‌کند. هرشب سراسر آزمایشگاه با نور فرابنفش ژن‌زدایی می‌شود.

آزمایشگاه تمیز این حس را به انسان می‌دهد که متعلق به یک کارخانۀ تراشۀ کامپیوتری است. اما دکتر رایک فراموش نکرده است که این‌ها بقایای انسانی هستند، نه اجناسی بی‌ارزش روی نوار نقاله.

او درحالی‌که به بقایای مربوط به ازبکستانی نگاه دوخته است، می‌گوید: «این استخوان بدن شخصی است که چهارهزار سال پیش زندگی می‌کرده است و ما الان آن را تخریب می‌کنیم. به نظرم باید با افرادی که مطالعه‌شان می‌کنیم خوش‌رفتاری کنیم».

خوش‌رفتاری یعنی درک کنیم این‌ها که بودند و چه ارتباطی با یکدیگر داشتند؛ همین‌طور درک کردن اینکه چه ارتباطی با ما دارند.

کنار دکتر رایک تکنسینی به‌نام آن ماری لوسون با لباس مخصوص ایستاده است. او استخوان ازبکستانی را برمی‌دارد و وارد محفظه‌ای می‌کند که با درپوش پلاستیکی شفاف پوشیده شده است. او که دستکش به دست دارد، دست‌هایش را از دو سوراخ تعبیه‌شده در دو طرف وارد محفظه می‌کند.

لوسون استخوان را در دست چپش می‌گیرد و با دست راستش لولۀ ماسه‌پاش را روشن می‌کند و به سمت استخوان می‌گیرد. لایۀ گردوخاکی که روی استخوان نشسته از آن جدا می‌شود و بلافاصله پنکۀ محفظه آن را به بیرون می‌مکد.


اُپنهایمر در حال کار در آزمایشگاه دکتر رایک. دی‌ان‌ای به‌دست‌آمده از استخوانی کوچک می‌تواند درمورد مهاجرت‌های بزرگ انسان‌ها در طول هزاران سال اطلاعات خوبی به دانشمندان بدهد. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

سپس خانم لوسون استخوان سفید و تمیز به‌جامانده از این فرایند را مطالعه می‌کند. این تکه بقایای قاعدۀ یک جمجمه است و در دل آن گوش داخلی قرار دارد. استخوانی که گوش داخلی را در بر می‌گیرد بهترین جا در بدن برای جستجوی دی‌ان‌ای باستانی است.

خانم لوسون دوباره شروع به تمیزکاری می‌کند و تکه‌های استخوان را تراش می‌دهد.

آزمایش‌های دکتر رایک آشکار کرد که انسان‌هایی که امروزه در خارج از آفریقا زندگی می‌کنند، هنوز آثاری از دی‌ان‌ای نئاندرتالی در خود دارند

درنهایت تنهاچیزی که باقی می‌ماند تکه‌ای به‌اندازۀ دانۀ برنج است.

دکتر رایک می‌گوید: «این همان رگۀ اصلی است».

دعوت‌نامه‌ای استثنایی
دکتر رایک در واشنگتن بزرگ شد، مادرش تووا رایک رمان‌نویس سرشناس آمریکایی است و پدرش والتر رایک، نخستین مدیر موزۀ یادبود هولوکاست در واشنگتن بود که اکنون استاد دانشگاه جورج واشنگتن است.

دکتر رایک ابتدا در دانشگاه هاروارد وارد دورۀ لیسانس جامعه‌شناسی شد، اما بعدها به فیزیک و سپس به پزشکی روی آورد. پس از فارغ‌التحصیلی به آکسفورد رفت تا خود را برای مدرسۀ پزشکی آماده کند.

آنجا با دکتر دیوید بی.گلدستِین آشنا شد که در آن زمان دی‌ان‌ای انسان‌های زنده را برای یافتن سرنخ‌هایی درمورد ویژگی‌های نیاکان دور آن‌ها مطالعه می‌کرد.

دکتر گلدستین می‌گوید: «وقتی برای اولین بار او را ملاقات کردم، معلوم بود که باهوش است، اما به نظر می‌رسید کمی خجالتی است و شخصیت چندان قوی و تأثیرگذاری ندارد».

«بعداً معلوم شد که این گمراه‌کننده‌ترین برداشتی است که این شخص می‌توانست به انسان بدهد. او به‌خوبی می‌داند می‌خواهد چه کار کند».

روشن بود که دانشجوی او شیفتۀ این پژوهش شده است. اما دکتر گلدستین آن را بن‌بست علمی می‌دانست.

او که خود اکنون در دانشگاه کلمبیا به مطالعۀ ژنتیک بیماری‌ها مشغول است، به یاد می‌آورد: «من گفتم: خدای من، زندگی شغلی خود را وقف ژنتیک تکاملی انسان نکن».

خنده‌ای می‌کند و ادامه می‌دهد: «او خیلی مؤدبانه به حرف‌هایم گوش داد اما ذره‌ای هم متقاعد نشد. ثابت شد حق با اوست و انتخابش کاملاً درست است».


گوش داخلی استخراج‌شده به‌دست اُپنهایمر. این تکه ممکن است حاوی دی‌ان‌ایی به‌قدمت ده‌ها هزار سال باشد. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

دکتر رایک پس از ترک مدرسۀ پزشکی تحقیقات خود را در ژنتیک ادامه داد و در سال ۲۰۰۳ به استخدام مدرسۀ پزشکی هاروارد درآمد. تا آن زمان، همکاری نزدیکی با ریاضیدانی به‌نام نیک پَترسون ایجاد کرده بود، که دیر به ژنتیک روی آورد، پس از بیست‌سال کار به‌عنوان رمزنگار در سازمان اطلاعات بریتانیا و پیوستن به یک صندوق سرمایه‌گذاری.

دکتر رایک دکتر پترسون را معاون خود در آزمایشگاه جدید ژنتیک کرد و آن دو باهم شروع کردند به توسعۀ تکنیک‌های آماری جدید برای مطالعۀ داده‌های ژنتیکی با هدف کشف الگوهای پنهان.

این دو پژوهش‌گر روشی ابداع کردند برای تشخیص انشعاب یک جمعیت واحد از دو یا چند گروه مجزا. آن‌ها با همکاری پژوهش‌گرانِ مرکز زیست‌شناسی سلولی و مولکولی حیدرآباد در هند روش خود را برای اولین بار به بوتۀ آزمایش گذاشتند.

آن‌ها با تجزیه و تحلیل دی‌ان‌ای حاصل از صدها روستا کشف کردند که امروزه تقریباً همۀ هندی‌ها از دو گروه مجزا منشعب شده‌اند. یک گروه که پژوهش‌گران «هندیان اجدادی شمالی» می‌نامند که با اهالی آسیای میانه، خاور نزدیک و اروپا خویشاوندی دارند.

گروه دوم، «هندی‌های اجدادی جنوبی»، جمعیتی اسرارآمیزند که خویشاوندی نزدیکی با هیچ‌یک از مردمان معاصر خارج از هندوستان ندارند. طبق تخمین دکتر رایک، این دو گروه جمعیتی حدود ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سال پیش با هم درآمیختند.

دکتر رایک و همکارانش با جلب توجه دیگران به‌لطف روش‌های نوین خود، دعوت‌نامه‌ای فوق‌العاده دریافت کردند: دعوت‌نامه‌ای برای مطالعۀ دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها.

تبار اسرارآمیز
دعوت‌نامه از طرف دکتر پابو بود. در دهۀ ۱۹۹۰ او در ابداع و به‌کارگیری روش‌های استخراج دی‌ان‌ایِ باستانی از فسیل‌هایی که قدمتشان به ده‌ها هزار سال پیش برمی‌گشت پیشگام بود. او درحالی‌که به مطالعۀ بسیاری از گونه‌های منقرض‌شده -مانند خرس‌های غارنشین، ماستودون‌ها [از راستۀ فیل‌سانان] و تنبل‌های زمینی- می‌پرداخت، عمیق‌ترین اشتیاقش مطالعۀ نئاندرتال‌ها بود.

قدمت فسیل‌های این موجودات پیشانی‌برجسته در اروپا و خاور نزدیک به بیش از ۲۰۰ هزار سال برمی‌گردد. آن‌ها ابزار و سلاح می‌ساختند و حتی داخل غار نقاشی می‌کردند. اما نئاندرتال‌ها در حدود ۴۰ هزار سال پیش ناپدید شدند.

دکتر پابو به‌تدریج جاهای خالی را پر می‌کرد تا بتواند کل ژنوم نئاندرتالی را بازسازی کند. او در سال ۲۰۰۶ از تیم دکتر رایک دعوت کرد تا به او در فهم ارتباط انسان‌های امروزی و نئاندرتال‌ها کمک کنند.

دکتر رایک با کمال اشتیاق پروژه را شروع کرد و در عرض چند سال، این دانشمندان به کشف‌هایی برجسته و تاریخی دست یافتند.

دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها نشان می‌دهد که اجداد آن‌ها حدود ۶۰۰هزار سال پیش، از نیاکان ما جدا شده‌اند. اما آزمایش‌های دکتر رایک آشکار کرد که انسان‌هایی که امروزه در خارج از آفریقا زندگی می‌کنند، هنوز آثاری از دی‌ان‌ای نئاندرتالی در خود دارند.

چگونه چنین چیزی ممکن است؟ پیش از آنکه نئاندرتال‌ها در اروپا منقرض شوند، هنگام مهاجرت از آفریقا با نیاکان انسان‌های امروزی ملاقات و تولیدمثل کردند.


اپنهایمر روی نمونه‌های استخوانی کار می‌کند. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

وقتی دانشمندان فسیل‌های بیشتری را برای کشف دی‌ان‌ای نئاندرتالی کاوش کردند، به نکتۀ شگفت‌انگیز دیگری رسیدند. در سال ۲۰۱۰، یک استخوان به‌ظاهر معمولیِ انگشت کوچک دست که از غاری در منطقۀ سیبری به‌نام غار دِنیسووا کشف شده بود، ژنوم کامل تباری منقرض‌شده از انسان‌ها را به دست داد که پیشتر ناشناخته بود.

مطالعات ژنتیکی مشخص کرد این گونه که به انسان‌تباران دنیسووایی مشهور شد، در حدود ۴۰۰هزار سال پیش، از نئاندرتال‌ها منشعب شده است. دی‌ان‌ای دنیسووایی

اکنون بسیاری از دانشمندان بر این گمانند که دی‌ان‌ای باستانی در آینده سایر گونه‌های منقرض‌شدۀ انسان‌ها را نیز آشکار خواهد کرد

فقط در چند دندان دیگر پیدا شده است که از همان غار در سیبری کشف شده‌اند. قدیمی‌ترین نمونه‌های این فسیل‌ها به بیش از ۱۰۰هزار سال پیش برمی‌گردند؛ استخوان انگشت کوچک متعلق به یک دنیسووایی بود که در حدود ۴۸۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ سال پیش زندگی می‌کرده است.

دکتر رایک و همکارانش دریافتند که دنیسووایی‌ها، مانند نئاندرتال‌ها، میراثی ژنتیکی در انسان‌های امروزی به یادگار گذاشتند، انسان‌هایی که امروزه عمدتاً در استرالیا، گینۀ نو و آسیا زندگی می‌کنند.

همچنین پژوهش آن‌ها نشان داد که دنیسووایی‌ها در اوایل تاریخ خود به دو تبار تقسیم شدند. دکتر رایک می‌گوید: «آن‌ها صدهاهزار سال از یکدیگر جدا افتادند.»

مقاله‌ای که ژنتیک‌شناس دانشگاه پرینستون جاشوا اِیکی و همکارانش منتشر کردند این یافته را تأیید و توجه بیشتری به انسان‌تباران دنیسووایی جلب کرد.

این مطالعۀ جدید نشان می‌دهد که هر دو شاخه با نیاکان انسان‌های امروزی درآمیخته بودند و تولید مثل کرده بودند. یک گروه دنیسووایی دی‌ان‌ای خود را در اهالی معاصر آسیا و اقیانوسیه به جا گذاشتند. شاخۀ دیگر آثار ژنتیکی خود را فقط در مردمان چین و ژاپن بر جا گذاشتند.


سمت چپ: حلزون گوش داخلی در آزمایشگاه دکتر رایک که اندازه‌اش با خط‌کش مشخص شده است. سمت راست: تکنسین آزمایشگاهی در حال آماده‌سازی نمونه برای استخراج دی‌ان‌ای. عکس از کایانا زیمزاک/نیویورک تایمز.

دی‌ان‌ای باستانی اشباح ژنتیکیِ مردمانی را احضار کرده است که خیلی وقت پیش ناپدید شده‌اند، مردمی که فسیل‌ها به‌تنهایی نمی‌توانستند پرده از رازشان بردارند. اکنون بسیاری از دانشمندان بر این گمانند که دی‌ان‌ای باستانی در آینده سایر گونه‌های منقرض‌شدۀ انسان‌ها را نیز آشکار خواهد کرد.

دکتر رایک می‌گوید: «کشف دی‌ان‌ای دنیسووایی نقطۀ عطفی بود در نگرش من به دی‌ان‌ای باستانی. این دی‌ان‌ای می‌تواند پرده از رازهایی دربارۀ گذشته بردارد که کاملاً غیرمنتظره‌اند و در روند تحقیق به مخیله‌مان نیز خطور نمی‌کنند».

تله‌گذاری
سیر دکتر رایک در دوران پیش از تاریخ او را به این اندیشه فرو برد که دی‌ان‌ای چه رازهایی می‌تواند درمورد رویدادهای جدیدتر آشکار کند. موزه‌های سراسر دنیا انباشته بود از استخوان‌های مردمانی که در بازۀ ۲۰۰۰۰ سال اخیر می‌زیسته‌اند.

ازآنجاکه این بقایا جوان‌تر بودند، احتمال اینکه هنوز حاوی مقداری دی‌ان‌ای باشند زیاد بود. بنابراین دکتر رایک به‌منظور فرآوری دی‌ان‌ای از آن‌ها آزمایشگاه خود را با کپی‌برداری از کوچک‌ترین جزئیات تأسیسات دکتر پابو در آلمان به ابزارهای جدیدی مجهز کرد.

او می‌گوید: «ما حتی کفپوش ساختمان لایپزیگ را شبیه‌سازی کردیم».

اما از جنبه‌های قابل‌توجهی، دکتر رایک راهش را از راهبرد علمی متعارف برای جستجوی دی‌ان‌ای باستانی جدا کرد.

دکتر پابو و دیگر متخصصان معمولاً انبوهی از فسیل‌ها را با هدف پیدا کردن نمونه‌ای نادر که حاوی دی‌ان‌ای باشد بررسی می‌کنند. سپس سعی می‌کنند با استفاده از آن کل ژنوم را بازسازی کنند.

اما تیم آزمایشگاه دکتر رایک دست به طراحی «تله‌های» دی‌ان‌ای زدند که صدها هزار تکۀ ژنتیکی از ژنوم انسانی را گیر می‌اندازند. نتیجۀ کار با توالی کامل ژنوم خیلی فاصله دارد، اما به‌اندازه‌ای است که می‌تواند تبارها را مشخص کند و حتی سرنخ‌هایی از صفات مردمان باستانی به دست دهد.

در سال ۲۰۱۵، مجموعۀ تحقیقاتی جدیدِ دکتر رایک نخستین نتایج را بیرون داد. او و همکارانش اطلاعات دی‌ان‌ای ۶۹ اروپاییِ باستانی را که بین ۳۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌اند، منتشر کردند.

براساس نتایجی که آن‌ها به دست آوردند، کشاورزانی که اجدادشان به خاور نزدیک می‌رسد مردمان شکارچی-گردآورنده را که پیشتر در اروپا زندگی می‌کردند از سرزمین خود بیرون راندند. سپس حدود ۴۵۰۰سال پیش، موج دیگری از جمعیت به اروپا وارد شد که اجدادشان به کوچ‌نشینان اسب‌سوار می‌رسید که از مناطق استپ در روسیه امروزی بودند.

تیم دکتر رایک در مدتی کمتر از سه‌سال پس از آن پژوهش، به‌سرعت یافته‌های مشابه فراوانی منتشر کردند. آن‌ها روند گسترش نخستین کشاورزان را مثلاً در خاور نزدیک ردیابی کرده‌اند و ظهور و افول جمعیت‌های گوناگون را در آفریقای باستان دنبال کرده‌اند.

درحالی‌که برخی از این نتایج حکایت از مهاجرت‌های بین‌قاره‌ای دارند، اما تیم دکتر رایک در بازسازی آرایش ژنتیکی انسان‌ها در طول هزاران سال، بر مناطق کوچک‌تر نیز تمرکز می‌کنند.

برای نمونه، اخیراً دکتر رایک و همکارانش اطلاعات دی‌ان‌ای مردمی را منتشر کردند که ۳۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال پیش در مناطقی می‌زیسته‌اند که اکنون جزایر بریتانیاست. این دی‌ان‌ای نیز داستانی برای گفتن دارد.

وقتی توده‌های یخِی عصر یخبندان از این جزایر عقب نشستند، مردمان شکارچی-گردآورنده از اروپای کنونی به آنجا مهاجرت کردند. حدود ۶۰۰۰سال پیش، کشاورزانی با تبار خاور نزدیک به بریتانیا رفتند و جای اکثر مردمان شکارچی-گردآورنده را گرفتند.

باستان‌شناسان دریافته‌اند که تقریباً ۴۵۰۰ سال پیش، گرایشی ناگهانی در بریتانیا به سمت سبک‌های جدید سفالگری و فلزکاری پدید آمده است، که درمجموع به دوران فرهنگ جام۲ معروف است. بسیاری از کارشناسان بر این باور بودند که مردمان کشاورز این فنون را از قارۀ اروپا یاد گرفتند.

اما دکتر رایک و همکارانش به این نتیجه رسیدند که دی‌ان‌ای به‌دست‌آمده چیز دیگری می‌گوید. بااینکه فرهنگ جام‌سازی در سرزمین اصلی بریتانیا از جامعه‌ای

تا ماه گذشته، حدود سه‌چهارم از تمام اطلاعات ژنومی به‌دست‌آمده از بقایای انسان‌های باستانی در ادبیات علمی را تیم دکتر رایک منتشر کرده‌اند

به جامعۀ دیگر گسترش یافت، این مهاجرانی از تبار کوچ‌نشینان مناطق استپ روسیۀ کنونی بودند که چنین فرهنگی را به بریتانیا آوردند.

این مردمان تقریباً جای تمام اقوام کشاورز پیشین را گرفتند. امروزه، ریشۀ۹۰درصد از اجداد مردم بریتانیا به این موج مهاجرت برمی‌گردد.

ایان آرمیت، باستان‌شناس دانشگاه برَدفورد که در این پژوهش با دکتر رایک همکاری داشته، بر این باور است که اگر این یافته‌های ژنتیکی نبودند، «هیچ‌کس بزرگیِ این جایگزینی را باور نمی‌کرد.»

او می‌افزاید: «لازم است باستان‌شناسان این جایگزینی ۹۰درصدی را و اینکه از لحاظ انسانی واقعاً چه نتایجی می‌تواند در پی داشته باشد تبیین کنند».

سفری تماشایی
مردمان دورۀ جام برای رسیدن به جزایر بریتانیا فقط باید از کانال انگلیس عبور می‌کردند. اما در حدود ۳۳۰۰ سال پیش سفری بسیار تماشایی‌تر روی داد، وقتی که انسان‌ها برای اولین بار با کشتی به جزایر دورافتادۀ اقیانوس آرام مهاجرت کردند.

دکتر رایک و همکارانش با تحلیل دی‌ان‌ای باستانی به‌دست‌آمده از اسکلت‌های این مسافران کهنِ اقیانوس آرام، زوایای تاریک مهاجرتشان را روشن‌تر کرده‌اند.

متیو اسپریگز، باستان‌شناس دانشگاه ملی استرالیا که با دکتر رایک همکاری داشته است، می‌گوید: «این پژوهش دلسوخته بازی را عوض کرده است».

تا همین اواخر، بسیاری از باستان‌شناسان بر این عقیده بودند که نیاکان اهالی جزایر اقیانوس آرام با مردم بومی تایوان خویشاوندی دارند. این‌طور گفته می‌شد که آن‌ها به سمت جنوب و به مقصد جزایر اطراف گینۀ نو کشتی‌رانی کرده‌اند و بعدها با جمعیت آنجا موسوم به پاپوایی‌ها درآمیخته‌اند. سپس نوادگان آن‌ها به سمت شرق و جزایر اقیانوس آرام مهاجرت کرده‌اند.


ظرفی در آزمایشگاه دکتر رایک که حاوی استخوان‌هایی در صف آزمایش و استخراج دی‌ان‌ای است. عکس از کایانا زیمزاک/ نیویورک تایمز.

این نظریه کمک کرد به توضیح انواع زبان‌های رایج در منطقۀ اقیانوس آرام، نحوۀ کشاورزی و سبک‌های سفالگری و نیز آمیختگی دی‌ان‌ای متعلق به آسیای شرقی و گینۀ نو که در اهالی این جزایر یافت شده است.

دکتر اسپریگز و دیگر باستان‌شناسان استخوان‌هایی از جزایر وانواتو و تونگا برای دکتر رایک تهیه کردند و تیم او موفق به بازیابی دی‌ان‌ای از آن‌ها شد، درحالی‌که دیگران موفق به چنین کاری نشده بودند. و اما نتیجۀ این بازیابی درمقابل نظریۀ غالب چه حرفی برای گفتن داشت؟

دکتر رایک می‌گوید: «ما از نظر ژنتیکی دریافتیم که آن نظریه اصلاً درست نبود.» او و همکارانش نتایج این پژوهش را ماه گذشته در مجلۀ کارنت بیولوژی۳ منتشر کردند.

برخلاف نظریۀ مذکور، مردمانی که اولین بار به وانواتو و دیگر جزایر اقیانوس آرام وارد شدند مستقیماً از آسیا آمده بودند -احتمالاً از تایوان یا فیلیپین- و هرگز در گینۀ نو توقف نکرده‌اند. پس از آن بود که موجی از پاپوایی‌ها وارد این منطقه شدند.

دکتر رایک می‌گوید: «حالا می‌دانیم که این موج چه زمانی به راه افتاد – قبل از ۲۴۰۰ سال پیش. و نتیجۀ آن یک جایگزینی کامل بود».

و موج دوم درواقع دست‌کم شامل دو مهاجرت بود. پاپوایی‌هایی که به وانواتو امروزی آمدند، احتمالاً از جزایر بیسمارک. اما پاپوایی‌هایی که به مناطق دورتر در جزایر پلی‌نِزی وارد شدند، اهل جزایر دیگری بودند، احتمالاً بریتانیای نو.

تا ماه گذشته، حدود سه‌چهارم از تمام اطلاعات ژنومی به‌دست‌آمده از بقایای انسان‌های باستانی در ادبیات علمی را تیم دکتر رایک منتشر کرده‌اند. اما این تازه اول راه این دانشمندان است.

آن‌ها همچنین دی‌ان‌ای حدود ۳۰۰۰ نمونۀ دیگر را بازیابی کرده‌اند. و یخچال‌های آزمایشگاه دکتر رایک پر است از استخوان‌های ۲۰۰۰ تن دیگر از ساکنان دوران پیش از تاریخ.

برنامۀ دکتر رایک این است که دی‌ان‌ای همۀ فرهنگ‌ها را که در هرجایی از دنیا برای باستان‌شناسان شناخته شده‌اند پیدا کند. او امیدوار است درنهایت بتواند یک اطلس ژنتیکی از انسان‌ها در طول ۵۰۰۰۰ سال گذشته تدوین کند.

می‌گوید: «سعی می‌کنم یک‌جا به همۀ آن فکر نکنم، چون کاری بسیار طاقت‌فرساست».


تفسیر دی‌ان‌ای باستانی
کتاب جدید دیوید رایک، ژنتیک‌شناس مدرسۀ پزشکی هاروارد، یافته‌های آزمایشگاهی او را دربارۀ مهاجرت‌های پیش‌ازتاریخ انسان و آمیزش پیچیدۀ جمعیت‌های مختلف تشریح می‌کند. نقشۀ زیر برخی از آن مهاجرت‌ها ازجمله روند گسترش انسان‌های امروزی از آفریقا و خاور نزدیک به سایر مناطق و چند آمیزش عمده را نشان می‌دهد.

منبع: ما کیستیم و چگونه به اینجا رسیدیم نوشتۀ دیوید رایک | توضیح: نقشه خطوط ساحلی معاصر را نشان می‌دهد، جز در مواردی که مشخص شده است.
منبع: ما کیستیم و چگونه به اینجا رسیدیم نوشتۀ دیوید رایک | توضیح: نقشه خطوط ساحلی معاصر را نشان می‌دهد، جز در مواردی که مشخص شده است.


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب در ۲۰ مارس ۲۰۱۸، با عنوان «David Reich Unearths Human History Etched in Bone» در وب‌سایت نیویورک‌تایمز منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ آن را با عنوان «مطالعۀ دی‌ان‌ای تصور ما دربارۀ تاریخ انسان را دگرگون خواهد کرد» منتشر کرده است.
•• کارل زیمر (Carl Zimmer) برای روزنامۀ نیویورک تایمز می‌نویسد و نویسندۀ ۱۳ کتاب علمی است. جدیدترین کتابش با عنوان خنده‌هایش به مادرش رفته (She Has Her Mother’s Laugh) در ماه مه ۲۰۱۸ منتشر خواهد شد.

[۱] Who We Are and How We Got Here
[۲] فرهنگ جام (Beaker culture) اصطلاحی است برای اشاره به یک فرهنگ باستان‌شناختی پراکنده در اروپای غربی و مرکزی پیش‌ازتاریخ، از اواخر دوران نوسنگی یا فرانوسنگی تا اوایل عصر برنز. اصطلاح Beaker (جام) را برای اولین بار جان اَبرکرامبی باستان‌شناس اسکاتلندی به‌خاطر جام‌های متمایز این دوران وارد ادبیات باستان‌شناسی کرد [مترجم].
[۳] Current Biology

مشاهده ادامه مطلب

یک اقتصاددان: قدرت خرید مهم است نه رقم افزایش دستمزد سالانه

مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در مصاحبه با ایلنا تکیه به رقم افزایش دستمزد نسبت به سال قبل را ناکافی دانسته و تاکید کرد آن چه که اهمیت دارد «قدرت خرید» است.

افقه گفت:‌ «بازی کردن با آمار و ارقام، خیلی ما را به نتیجه نمی‌رساند؛ در واقع باید بگویم چیزی که مهم است این است که «قدرت خرید» طبقه‌ی کارگر نیازمندِ افزایشِ واقعی است و اگر این نکته، معیار قرار بگیرد، مشکلات معیشتی در حیطه «عمل» و به صورت واقعی حل خواهد شد. اینکه عددِ افزایشِ مزد چقدر باشد، در مرحله بعدی قرار می‌گیرد؛ همین که کارگر، محتوای سبد کالایش در گذشت زمان حفظ شود و نسبت به سال قبل کمتر نشود، یعنی توان معیشتی خود را از دست نداده‌است؛ البته برای طبقه‌ی کارگر عبارتِ «درمقایسه با سال قبل» خیلی بامعنا نیست، چراکه با توجه به ناکامی‌های متراکم‌شده، سبد معاش کارگران در سال‌ها و دهه‌های گذشته همواره کمتر از سبدِ مورد لزوم برای یک معاش حداقلی‌ بوده‌‌است و در این زمینه خیلی اعداد و ارقام نمی‌توانند نقش نهایی را بازی کنند. در شرایط فعلی نیز با این تحولات سریعی که در نرخ تورم و نرخ ارز اتفاق می‌افتد، دیگر خیلی نمی‌توان به رقم افزایش مزد تکیه کرد و بیشتر «قدرت خرید» اهمیت دارد».

وی افزود: «نان‌خورهای بودجه‌ای» که بهره‌وری خاصی ندارند و هیچ تاثیری روی رفاه ملی و بهره‌وری نیز ندارند، آنقدر زیاد شده‌اند که بخش کلانی از بودجه را می‌بلعند؛ دقیقاً همین‌ها هستند که هزینه‌های دولت را بالا برده‌اند و دست دولت را در انعطاف‌پذیری برای پذیرش دستمزدهای عادلانه‌ی نیروی کار و دادن امتیازاتِ رفاهی و معیشتی به طبقه‌ی کارگر بسته‌اند. اگر قرار است «جراحی» در اقتصاد صورت بگیرد؛ جایش همینجاست؛ باید ساختار حاکمیت تصمیم بگیرد و نهادها و موسسات وابسته به بودجه دولت را که کمکی به تولید ملی و رفاه نمی کنند، آهسته آهسته حذف کند؛ البته این جراحی را نمی‌توان به یک‌باره انجام داد؛ اما با برنامه بطئی و عاقلانه می‌توان به آهستگی این نان خورها را از سر سفره‌ی بودجه ملی برداشت. تنها در این صورت است که دست دولت برای کمک به طبقات آسیب‌پذیر و به خصوص کارگران بازمی‌شود؛ در غیر این صورت به نظرم در یک بن بست معیشتی گرفتار می‌آییم.

 

مشاهده ادامه مطلب

انقلاب


نمایش مشخصات رضاپور

به نام خدا
عنوان شعر: انقلاب
انقلاب یک فرصت پرواز بود
جنگ با دشمن خودش یک راز بود
گرچه ناامنی و سختی داشتیم
بذر ایثار هم فراوان کاشتیم
هر گذر دارد شهیدی نوجوان
لاله ها روییده در هر جا

شاعر:رضاپور

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب مدارهای الکتریکی و طرز کار آنها

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


مدارهای الکتریکی و طرز کار آنها

نویسنده: او. کراسکه، ها. ناگل

برخی از عناوین کتاب:

۱٫ سیم ها، دستگاهها و قسمتهای حفاظتی

– سیم کشی داخلی

– سیم کشی نول

– سیم کشی آزاد

– مقاطع ساختمان

و…

۲٫ مدارهای روشنایی

– قطع کردن

– اتصال گروهی و سری

– اتصال تبدیل

– اتصال صلیبی

و…

۳٫ دستگاههای الکتریکی خانگی

– تنظیم حرارت

– بخاری برقی

– بخاری پنکه دار

– تشک برقی

و…

۴٫ دستگاههای تلفن و علائم

– زنگ با جریان یک طرف

– زنگ با جریان متناوب

– مدارهای زنگ ها

– دستگاه در باز کن

و…

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
کنترل فرایند
آنالیز فهرست بهای برق
معرفی تجهیزات تابلوهای برق فشار ضعیف

نسخه ها

حجم: ۸ مگابایت

دریافت ها: ۱۸۸۵

تعداد صفحات: ۳۲۴




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا؛ رضاشاه قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن

شعار «رضا شاه روحت شاد» که در تجمعات سال گذشته شنیده می‌شد، گویا نشان از میل شعاردهندگان به حضور قهرمانی یگانه برآمده از دل تاریخ می‌داد. اما سوژه‌ای که در ذهن شعاردهندگان ایجاد شده بود، ریشه در شکلی از تاریخ‌نگاری دارد. نوعی از تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا که تداوم این ایده را تاکنون ممکن کرده است.

در دی ماه سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری بارها شعار «رضاشاه روحت شاد» از سوی برخی معترضان شنیده شد و چندی پیش نیز در جریان کشف یک مومیایی در شهر ری که به رضاشاه نسبت داده شد، بار دیگر نام رضاشاه را بر سر زبان‌ها انداخت؛ مردی که به اعتقاد بسیاری به یکباره از دل انبوهی بحران‌ که پس از مشروطه گریبان ایران را گرفته بود بیرون آمد اما گام به گام بر تمامی بحران‌ها یکی پس از دیگری فائق آمد. در فهم رایج، رضاشاه فیگور قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن است، مردی که با همت والای خود و عرق ناسیونالیستی یک تنه ایران را وارد دروازه‌های تجدد و مناسبات دنیای جدید کرد و ایران را از کشوری عقب‌افتاده که غرق در هرج و مرج و مناسبات پیشامدرن بود، به کشوری نسبتاً آباد و در مسیر توسعه و دستیابی به مولفه‌های جدید قرار داد، رضاشاه امروز به نوعی نماد ایران نوین معرفی می‌شود. در این یادداشت قصد ندارم با بیان برخی واقعیت‌ها و دلایل تاریخی به نفی آنچه به رضاشاه نسبت داده می‌شود بپردازم. اینکه رضاشاه پهلوی چه ویژگی‌هایی داشت و یا در دوران سلطنت خود چه کرد و چه نکرد در منابع تاریخی بیرون از تاریخ‌نگاری رسمی پهلوی وجود دارد و قابل بررسی است. در این یادداشت می‌کوشم به اختصار به جای پرداختن به شخص رضاشاه و اقدامات او، به چگونگی شکل‌گیری ایده «رضاشاه قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن» بپردازم؛ در واقع چه نوع تاریخ‌نگاری شکل‌گیری و تداوم این ایده را تا به امروز ممکن کرده است؟

 

قطعاً فهم رایج از رضاشاه که او را فیگور قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن می‌داند با منابع تاریخ‌نگاری رسمی پهلوی نسبتی دارد. تاریخ‌نگاری رسمی واقعیت را  با توجه به خواست قدرت به گونه‌ای دیگر ترسیم می‌کند و می‌کوشد از طریق دستگاه‌های ایدئولوژیک به نشر و ترویج آن در جامعه بپردازد. حجم تاریخ‌نگاری رسمی-درباری که در دوران پهلوی چه در پهلوی اول و چه در پهلوی دوم در بازنویسی و بازتعریف تاریخ به نفع دودمان پهلوی به ویژه شخص رضاشاه در مقام ناجی ایران تولید شد و تاثیری که در اذهان عمومی از طریق کتاب‌های آموزشی و نظام آکادمیک و رسانه‌های مختلف جمعی گذاشت، به قدری زیاد است که حتی به رقم وقوع انقلاب ۵۷ و نفی تولیدات تاریخ‌نگاری رسمی پهلوی به وسیله محصولات تاریخ‌نگاری رسمی جمهوری اسلامی، همچنان رسوبات آن باقی مانده است. این رسوبات به ویژه هنگام بروز نابسامانی‌های اجتماعی و سیاسی بار دیگر از پس اذهان بیرون می‌آید و خود را در شکل شعار «رضاشاه روحت شاد» و یا به شکل‌های دیگر نشان می‌دهد. بیان واقعیت‌های دیگر درباره شخص رضاشاه و دوران سلطنت او که به واسطه تاریخ‌نگاری رسمی پهلوی به حاشیه رفته -کما اینکه تاریخ‌نگاری رسمی جمهوری اسلامی در چهار دهه مشغول به انجام این کار بود- نمی‌تواند شعار «رضاشاه روحت شاد» را برای همیشه به محاق ببرد؛ چراکه شعار «رضاشاه روحت شاد» محصول نوع دیگری از تاریخ‌نگاری نه تاریخ‌نگاری رسمی- است که می‌توان آن را ژانر تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا-سیاسی نامید. (به مقاله ابراهیم توفیق در شماره ۱۰ مجله فرهنگ امروز مراجعه کنید) در تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا-سیاسی که شیوه مرسوم و هژمونیک تاریخ‌نگاری از دوران مشروطه تا به امروز است، شکل‌گیری وقایع و رویدادهای سیاسی بیش از آنکه محصول شرایط اجتماعی و تغییر و دگردیسی‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون باشد، ریشه در آگاهی نخبگان و فعل مردان بزرگ دارد و برهمین اساس ماهیتش «سوژه‌محور» و متکی به دگردیسی‌های آگاهی است.

در تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا-سیاسی که شیوه مرسوم و هژمونیک تاریخ‌نگاری از دوران مشروطه تا به امروز است، شکل‌گیری وقایع و رویدادهای سیاسی بیش از آنکه محصول شرایط اجتماعی و تغییر و دگردیسی‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون باشد، ریشه در آگاهی نخبگان و فعل مردان بزرگ دارد و برهمین اساس ماهیتش «سوژه‌محور» و متکی به دگردیسی‌های آگاهی است.

 

در این شیوه از تاریخ‌نگاری که آثار فریدون آدمیت و سیدجواد طباطبایی تنها نمونه‌هایی از آن است، وقوع انقلاب مشروطه محصول گسست آگاهی نخبگان است؛ به‌طوری که در یک لحظه مواجهه با غرب- در میان نخبگان و روشنفکران چرایی عقب‌ماندگی ایرانیان در برابر غرب تبدیل به یک مسئله می‌شود. گذشته ایران به ویژه حمله قبایل مختلف در دوره‌های گوناگون به عقب‌ماندگی ایران دامن زد و ایران را در باتلاق زوال و انحطاط فرو برد، بار سنگین انحطاط حرکت ایران به سمت پیشرفت را کند کرد و باعث عقب‌ماندگی ایران در قافله تمدن از غرب شد، به همین دلیل ایران باید گذشته خود را فراموش کند و به سوی آینده که چیزی جز غربی شدن حداکثری نبود حرکت کند. براساس این خوانش انقلاب مشروطه معلول گسست آگاهی نخبگان در لحظه مواجهه با غرب است که ما به ازای عینی آن از طریق کنش مردان بزرگ در سال  ۱۲۸۵ش. به وقوع پیوست. به این ترتیب گذشته تاریخی ما که از سوی نخبگان علل عقب‌ماندگی معرفی می‌شود، تبدیل به پیش تاریخ انقلاب مشروطه می‌شود که امکان وقوع انقلاب مشروطه را فراهم می‌سازد. قانون‌گرایی، تشکیل مجلس شورای ملی و تاسیس عدالتخانه نه ضرورت تغییرات اجتماعی که خواست نخبگان «فکر» و «عمل» مردان بزرگ تفسیر می‌شود.

 

در روایت تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا، پس از وقوع انقلاب مشروطه، درگیری مشروطه‌خواهان به ویژه در مجلس شورای ملی با یکدیگر، مشروطه را از مسیر خود خارج می‌کند. از سوی دیگر افزایش بحران‌های اقتصادی و سیاسی و نابسامانی‌های اجتماعی و درگیری با دول خارجی منجر به زایش یک وضعیت آشفته می‌شود که ایران را تا مرز فروپاشی سرزمینی می‌برد. در این لحظه بار دیگر نخبگان که مشروطه را بیرون از مسیر آغازین خود می‌دیدند و آرمان‌های آن را بربادرفته می‌پنداشتند، خواستار روی کار آمدن فردی بودند که بتواند از بالا با توسل به یک قدرت پولادین نظم سرزمینی را حفظ و با تاسیس یک دولت مقتدر ملی، ایران را به پیشرفت و آبادانی برساند. به این ترتیب روی کار آمدن رضاشاه و تاسیس دولت ملی پهلوی خواست حاملان مشروطه و نتیجه «شکست» انقلاب مشروطه تفسیر می‌شود. در تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا دولت پهلوی معلول گریزناپذیر شکست انقلاب مشروطه و خواست حاملان مشروطه برای تاسیس دولت ملی مقتدر بیان می‌شود. رضاشاه در مقام نجات‌دهنده با تاسیس دولت ملی شروع به رفع نابسامانی‌ها می‌کند و به تدریج تا سال۱۳۲۰ش. ایران را ‌«سامان» می‌بخشد.

در تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا دولت پهلوی معلول گریزناپذیر شکست انقلاب مشروطه و خواست حاملان مشروطه برای تاسیس دولت ملی مقتدر بیان می‌شود. رضاشاه در مقام نجات‌دهنده با تاسیس دولت ملی شروع به رفع نابسامانی‌ها می‌کند و به تدریج تا سال۱۳۲۰ش. ایران را ‌«سامان» می‌بخشد.

در این قسم تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا سوژه‌محور، خواست نخبگان «فکر» در کنار «عمل» مردان بزرگ بدون توجه به مطالبات مردمی و درگیری نیروهای سیاسی و اجتماعی درون جامعه، عامل اساسی و موتور پیش‌برنده تاریخ اجتماعی ایران در نظر گرفته می‌شود. بر اساس همین سبک تاریخ‌نگاری است که همه تغییرات اجتماعی و سیاسی و اصلاحات اقتصادی و… تنها در کنش‌گری سوژه‌ها خلاصه می‌شود؛ «امیرکبیر دست به اصلاحات زد»، «رضاشاه ایران را آباد کرد»، «مصدق نفت را ملی کرد»، «قوام آذربایجان را آزاد کرد»، «محمدرضا پهلوی انقلاب سفید را انجام داد». این قسم تاریخ‌نگاری تا به امروز نیز هم‌چنان دست بالا را دارد برای نمونه «محمدرضا خاتمی پدر اصلاحات است»، «ظریف قهرمان ملی است»، «احمدی‌نژاد ایران را به نابودی کشاند»، «روحانی نجات‌دهنده ایران است». گویا تاریخ تنها در ذهن نخبگان فکر و عمل مردان بزرگ رقم می‌خورد. تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا هرگونه کنش‌گری نیروهای اجتماعی و سیاسی و وقوع «امکان»‌ها را نادیده می‌گیرد و با یک نگاه خطی و غایت‌شناختی تنها بر سوژه‌گی نخبگان و کنش‌گری آنها تاکید می‌کند. گویا در یک لحظه (پس از شکست از قوای نظامی روسیه) عباس میرزا تصمیم می‌گیرد دست به اصلاحات بزند یا امیرکبیر می‌اندیشد که راه نجات ایران انجام اصلاحات حداکثری است و ایران نیاز به یک دولت مقتدر دارد. نخبگان و روشنفکران می‌اندیشند که ایران از دنیای غرب عقب افتاده است و باید عقب‌ماندگی خود را جبران کند، انقلاب مشروطه نتیجه اندیشه نخبگان برای رفع عقب‌ماندگی ایرانیان تفسیر می‌شود. روی کار آمدن رضاشاه نیز بیرون از این منطق سوژه‌محور قرار ندارد، رضاشاه از میان نابسامانی‌های مشروطه بیرون می‌آید و تصمیم می‌گیرد با تاسیس یک دولت مقتدر ملی، نابسامانی‌های ایران را درمان کند.در این شیوه از تاریخ‌نگاری شکل‌گیری دولت ملی ایران بیشتر از اینکه دلایل مادی داشته باشد، محصول «ایده» شکست انقلاب مشروطه از سوی حاملان آن و خواست «درونی» رضاشاه برای تاسیس یک دولت ملی مقتدر تفسیر می‌شود.

اگرچه ایران در دوران پهلوی اول تغییرات گسترده‌ای را تجربه کرد، اما برای فهم این تغییرات به جای تاکید بر کنش‌گری و خواست درونی رضاشاه باید به شرایط اجتماعی و سیاسی که ضرورت این تغییرات را امکان‌پذیر ساخت توجه کرد. قطعاً نقش رضاشاه را نمی‌توان در انجام این تغییرات نادیده گرفت اما ضرورت تغییرات نه به خواست رضاشاه که به شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… وقت ایران بر می‌گردد. این ایده که رضاشاه به یکباره برای نجات ایران از خویش برون آمد و کاری کرد و ایران را در مسیر پیشرفت قرار داد و دولت ملی را در ایران تاسیس کرد، تقلیل دگردیسی در حوزه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی صرفاً به کنش‌گری یک سوژه است. دلایل روی کار آمدن رضاشاه و پشتیبانی از او برای تاسیس یک دولت ملی مقتدر را می‌توان در هم‌نشینی عوامل مختلفی فهمید. از جمله این عوامل، حمایت روحانیون محافظه‌کار از رضاشاه است که موقعیت اجتماعی خود و تاثیرگذاری در مناسبات قدرت سیاسی را پس از مشروطه و روی کار آمدن مشروطه‌خواهان متجدد که خواستار به حاشیه رفتن احکام دین و روحانیون بودند در معرض خطر می‌دیدند؟ از سوی دیگر، باید به تمایل دولت انگلیس به تاسیس یک دولت مرکزی مقتدر (به جای قدرت‌های محلی) که امکان برقراری پیمان با آن وجود داشته باشد، اشاره کرد. عامل دیگر بی‌شک ناتوانی نیروهای اجتماعی و سیاسی برای تشکیل دولت متمرکز مقتدر بود. نادیده گرفتن این موارد و دیگر عوامل، منجر به فهم نادرستی از مناسبات قدرت و درگیری‌های اجتماعی میان گروه‌های مختلف در سطح جامعه خواهد شد.

بر خلاف تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا که بر کنش‌گری سوژه‌ها و دگردیسی‌های آگاهی تاکید می‌کند، نوعی از تاریخ‌نگاری وجود دارد که می‌توان آن را تاریخ‌نگاری انتقادی-اجتماعی نامید. این شیوه از تاریخ‌نگاری بر دگردیسی و تغییر در حوزه‌های مختلف و هم‌نشینی آنها در کنار یکدیگر در یک لحظه مشخص تاکید می‌کند که امکان شکل‌گیری یک «رویداد» را فراهم می‌سازد.

بر خلاف تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا که بر کنش‌گری سوژه‌ها و دگردیسی‌های آگاهی تاکید می‌کند، نوعی از تاریخ‌نگاری وجود دارد که می‌توان آن را تاریخ‌نگاری انتقادی-اجتماعی نامید. این شیوه از تاریخ‌نگاری بر دگردیسی و تغییر در حوزه‌های مختلف و هم‌نشینی آنها در کنار یکدیگر در یک لحظه مشخص تاکید می‌کند که امکان شکل‌گیری یک «رویداد» را فراهم می‌سازد. تاریخ‌نگاری انتقادی-اجتماعی به نوعی تاریخ‌نگاری از پایین است و بر درگیری میان نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی با ویژگی‌های متنوع در شکلی‌گیری «رویداد»ها در مناسبات قدرت تاکید دارد. شکل‌گیری رویدادهای سیاسی در غیاب روابط اجتماعی میان نیروها امکان‌پذیر نیست. تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا روابط اجتماعی در سطوح پایین -در جامعه میان توده‌های مردم- را نادیده می گیرد و هرگونه تغییر در مناسبات قدرت را از بالا و صرفاً در عاملیت نخبگان در نظر می‌گیرد. آن‌چه امروز هم‌چنان در حوزه تاریخ اجتماعی ایران در جایگاه هژمونیک قرار دارد همین جنس تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا و سوژه‌محور است که عملاً در جهت خواست قدرت یعنی نادیده گرفتن عاملیت نیروهای اجتماعی و سیاسی و تاریخ‌نگاری از پایین عمل می‌کند. مادامی که تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا (فرادستان) که نه فقط در نظام آکادمیک بلکه بیرون از آن نیز سایه سنگینی دارد، کارکرد به حاشیه بردن و نادیده گرفتن روابط اجتماعی در سطوح مختلف جامعه (از مرکز تا حاشیه) را برعهده دارد، تاریخ تنها به واسطه فکر نخبگان و عمل مردان بزرگ در قدرت نوشته می‌شود.

مشاهده ادامه مطلب

ابرهای تباهی!


نمایش مشخصات مزبان باج

ابرهای تیره ی تباهی
کیپ تا کیپ پوشانده اند
آسمان عاصی جزیره ی جزا را
آسمانی که اگر بالا نبود
بیشتر چاه ویلی را تداعی میکرد
که تا ابد سیاهی بود و کابوس سقوط!

ابرهای تیره ی تباهی و تظاهر

شاعر:مزبان باج

مشاهده ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی قالب برای دلسوخته بوده و کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.