یار


نمایش مشخصات مهدی عابد ابراهیمی

یار
ز آن مژه که هاشور تر از شهپر قو بود
الوده به سم گشته چنان تیغ عدو بود
زد آتش بیداااااااااد به دروازه ی قلبم
تا شاه نظر ماتیش از مشعل رو بود
یاقوت لبش شهره ز انگور وعسل برد
درسرخی

شاعر:مهدی عابد ابراهیمی

مطالب مشابه