ترانه در گذر تاریخ – نشر نیماژ

ترانه در گذر تاریخ هنری شفاهی بوده و هرگز با نوشتار و کتابت سازگار نبوده، با آواها سروکار داشته و ایقاعات و بحث ریتم در آن حکم فرما بوده در بحث ضرب‌آهنگ از افاعیل عروضی پیروی نمی‌کرده و زبان را به سطح می آورده تا فراگیرتر شود تا با مردم در قالب موسیقی ارتباط برقرار کند. به این جهت بود که کمتر نویسندگان به سمت این می رفتند که اشعار محاوره را به روی کاغذ بیاورند. بزرگترین ترانه سراهای ما کمترین کتاب را چاپ کردند  بعد از شاملو و فروغ و پیش از آن ها هم جلال و صادق هدایت کم کم زبان محاوره را تبدیل به زبانی کردند که در آن می شد اثر هنری و متن تولید کرد.

این اتفاق ها همه دست به دست هم داد تا ترانه در نگاه منتقدین ادبیات، یک قالب سطحی و تفننی و سهل الوصول جلوه کند. این شد که بسیاری از شعرا و نویسندگان در این ژانر هنری طبع آزمایی کردند و وارد این حوزه شدند و بعضا ترانه های خوب و ماندگار نوشتند مثل شاعر خوب ما آقای مهدی اخوان لنگرودی و آقای حسین منزوی. ولی ترانه سراهای ما برایشان مشکل بود که غزلی در حد و اندازه های منزوی بنویسند. این نشان می‌داد قالب ترانه سطحی تر شده بود اما امروز این اتفاق با یک چالش جدی روبرو شده و آن ارزش متن است.

در محیط های مجازی امروز متن اهمیت پیدا کرده و دست به دست شدن متن ادبی یک رسم و عادت روزمره می باشد. هر روز شما با چند متن روبرو هستید که برای هم می فرستید و اگر میزان ارسال متون را در هر زبان در یک روز بررسی کنیم هر شخص شاید ده ها متن ارسال کند و این نشان دهنده ی ارزش این مساله می باشد. به این جهت است که ترانه روی کاغذ هم در دهه ی اخیر ارزشمند شده  و با ارتقاء زبان خودش و نزدیک تر شدن به مساله ی شعر توانسته با مخاطب از طریق کتاب هم ارتباط برقرار کند و چیزی بجز ظرفیت های موسیقایی خودش را ارایه دهد.

 

انتشارات نیماژ هم مثل بسیاری از دست اندرکاران و شیفتگان عرصه ی هنر و ادبیات به چاپ کتاب در حوزه ی شعر محاوره توجه داشته است و بنده هم افتخار این را دارم که در بخش ترانه ی این نشر دبیر باشم و  بحث بررسی و انتخاب کتاب ها را بر عهده داشته باشم. در این حوزه سعی کردیم از ترانه سرایانی کتاب چاپ کنیم که برای آینده ی ترانه ی این مرز و بوم چیزی داشته باشند و بتوانند در سال‌های آتی به این نهال نورس کمک کنند که شاخ و برگ بگیرد و جلوه‌گری کند. نیماژ سعی می کند که فقط تولید کننده نباشد، فقط فروشنده نباشد وارد محتوا شود و جریان های ادبی را تقویت کند و نگاه می کند که ارزش ادبی یک کتاب به چه صورت است، گاهی از اسم ها می گذرد و به متن توجه میکند. بسیاری از ترانه سراها هستند که امروز در صفحات مجازی طرفدارهای بسیاری دارند اما روی کاغذ نمی شود اثرشان را یک پدیده ی هنری خطاب کرد. از آن ها دوری می کنیم و آن ها هم قاعدتا احتیاج به چاپ کتاب نخواهند داشت، پس این ارتباط ایجاد نخواهد شد.

 

در یک سال اخیر سعی کردیم که عجله نداشته باشیم و مثل برخی نشرها کتاب سازی نکنیم، سراغ ترانه سراهایی نرویم که انگیزه ای برای چاپ کتاب ندارند و یا کسانی که خط هنریمان را بر هم بزنند. بسیاری از نشرها امروز هستند که دچار دست پاچگی و شلختگی شده‌اند و به خاطر ناآگاهی حوزه ترانه سرایی به هر سمت که فرمان بچرخد حرکت می کنند و این مسئله به جریان های ترانه کمک نخواهد کرد. در نمایشگاه پیش رو نیز همین محوریت را در نظر گرفته ایم، کتاب هایی را به بازار نشر هدیه داده ایم. از جمله این کتاب ها ” آل ” اثر امید روزبه، کتاب خدا رو چه دیدی خانم ترانه مکرم، کتاب خانم مریم اسدی، کتاب ترانه ی روزگار ما که خودم جمع آوری کرده ام و از ترانه سرایان برجسته ی معاصر می باشد و کتاب میثم یوسفی می باشد.

در پایان آرزو دارم نشر محترم نیماژ چون گذشته بر تاثیرگذاری خود در ادبیات روزگار ما تاکید ورزد و برای فرهنگ و هنر۳ ایران عزیز میراثی ارزشمند به جای بگذارد.

مهدی موسوی میرکلائی