لکه ها


نمایش مشخصات فریبا نوری

.
.
.
صبر کن
امروز بی دماغی

زهر بنوش!
به تندرستی ِ رنج
که زندگی، زخمی طاقت کُش است
و نمی توانستی از قسمت ِ خود سر پیچی
چرا که انتخاب شده بودی
تا از حرکت ، باز داری اش!
وگرنه همه نابود می

شاعر:فریبا نوری

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب درد مختصر و آسایشگاه

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


درد مختصر و آسایشگاه

کتاب پیشرو، دربردارنده ی دو نمایشنامه ی درد مختصر و آسایشگاه است. نمایشنامه ی آسایشگاه، طنز سیاهی است که در یک آسایشگاه روانی دولتی می گذرد و داستان نقشه ی شوم یک قتل، و فساد و کاستی های جامعه ای مستأصل را به تصویر می کشد. در زیر ظاهر طنزآمیز این نمایشنامه، مفاهیمی هشداردهنده در مورد نظامی بروکراتیک نهفته است که در ظاهر قرار بوده زندگی مردم را بهبود بخشد اما در واقعیت، انسان ها را تبدیل به اعداد و ارقامی کرده که هویت شان، به سادگی هرچه تمام تر، فراموش شدنی است. درد مختصر، نمایشنامه ای تراژیکمدی است که به رویاها و آرزوهای یک زن و شوهر می پردازد. عمده ی توجه داستان بر ترس شخصیت مرد از ناشناخته ها، پیر شدن و گم کردن هویت منعطف است. پینتر در این نمایشنامه، تهدید را مفهومی درونی و هستی شناسانه معرفی می کند و نه خطری که از منبعی در خارج از کنترل فرد، ناشی می شود.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
اتاق
اتاق
دست آخر رفت

نسخه ها

حجم: ۱ مگابایت

دریافت ها: ۱۶۳۳

تعداد صفحات: ۱۷۲




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

یاد لبخند


نمایش مشخصات مرتضی دوره گرد(هیوا)

یاد لبخندی
کنار گرمِ عمیق چَشمی
زیر سایه ی سردِ ملیح پلکی
که عجیب ناز میکند میان چشمهایم
و
بوی گلاب
که خاطراتم را تداعی میکند
میان کوچه باغ
و ذهنم کنار خیالم عجیب چای مینوشد!
لب سوز و لب

شاعر:مرتضی دوره گرد(هیوا)

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب مارگارت تاچر

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


مارگارت تاچر

از متن کتاب:
مارگارت تاچر به دنیا آمد تا یک سیاستمدار شود. در این راه سوابق خانوادگی و اوضاع عمومی و تا حدودی جو مناسب سیاسی نیز او را در ورود به دنیای سیاست یاری نمود. قدرت و جذابیت بیش از حد سیاست، تنها مدل ایده آل این دختر خواربار فروش بود. همان مایه و انگیزه اصلی شخصیت دیگر رهبران حزب محافظه کار که طبق سنت از نسلی به نسل دیگر منتقل گردید. اما بر خلاف بعضی از رهبران سیاسی گذشته و یا حال، هرگز تصور رسیدن به مقام رهبری حزب و بعد نخست وزیری انگلیس به ذهن بانو تاچر خطور نکرده بود…

حق تکثیر: کلام، ۱۳۷۱

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
معجزه های خدایان
پیدایش آمریکا
جنبش ضد آپارتاید درآفریقای جنوبی

نسخه ها

حجم: ۱۷ مگابایت

دریافت ها: ۶۷۵۳

تعداد صفحات: ۵۵۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

ا شعا ر د ل انگیز


نمایش مشخصات محمود بیهقی

یک روز بکو دکی بمکتب رفتیم
درس ادب و دین با هم آ مو ختیم
روز دیگر ش نزد پیر دیر گذ شت
ا ز او سخن خیر ز یا د آ مو ختیم
در فکر آ خرت که ا ز بهر صواب
هر کا ر یکه کردیم بصوابی رسیدیم
ایدوست برا

شاعر:محمود بیهقی

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب حقوق ثبت اسناد و املاک

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


حقوق ثبت اسناد و املاک

در توضیحات کتاب در بخش تعریف سند آمده است: «سند مالكيت معارض سندي است كه تمام يا قسمتي از سند مالكيت قبلي را دربرداشته باشد و تمام يا قسمتي از يك ملك در محدوده‌ی دو سند مالكيت باشد و به عبارت ديگر همه يا قسمتي از يك ملك كه در سند مالكيت مؤخر قيدشده وجود خارجي ندارد و همان است كه در سند مالكيت مقدم‌الصدور قيد شده است؛ يعني اگر نسبت به كل يا جزيي از ملكي دو بار سند مالكيت صادر شود يا در خصوص حقوق ارتفاقي متعارض باشند، سند مالكيت مؤخر‌الصدور نسبت به سند مالكيت مقدم‌الصدور را معارض گويند و تا وقتي كه حكم نهايي دادگاه به صحت آن صادر نشده، همچنان به‌عنوان سند مالكيت معارض تلقي مي‏شود. وظيفه‌ی اداره ثبت در مورد سند مالكيت معارض: ادارات ثبت مكلفند به محض اطلاع از صدور اسناد معارض وجود سند مالكيت معارض (ثبت مؤخر) و همچنين سند مالكيت ثبت مقدم را به دفاتر اسناد رسمي حوزه‌ی مربوطه كتبا ابلاغ نمايند.»

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
کالبد شکافی حقوق بشر
آیین نامه نظارت شرکتها
آیین نامه راهنمایی و رانندگی

نسخه ها

حجم: ۶ مگابایت

دریافت ها: ۲۳۴۷

تعداد صفحات: ۳۱۳




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب

افسانه عدالت اجتماعیِ پنهان پسِ المپیادهای دانش‌آموزی

بازنمایی داستان المپیاد اغلب این‌گونه است: داستان نوجوانان مستعدی از گوشه و کنار کشور که با قبولی در مرحله سوم المپیاد و راهیابی به دوره تابستانه در تهران، مدال‌آور می‌شوند، نشان «نخبگی» دریافت می‌کنند و از مزایایی هم‌چون ورود مستقیم و بدون کنکور به دانشگاه یا کسب سهمیه در کنکور سراسری برخوردار می‌شوند. ماجراجویی اودیسه‌وار نوجوانانی که پس از طی آزمون‌ها و گذر از موانع گوناگون، درنهایت پیروزمندانه به مقصد نهایی، به سکوی مدال‌آوری و حضور در مجمع کشوری نخبگان نائل می‌شوند. المپیادی بودن در میان دانش‌آموزان، واجد آن شکوهمندی و تلألو خاصی‌ست که افراد را از سایرین متمایز می‌کند و به آنها جایگاه غبطه‌برانگیزی می‌بخشد تا مایه مباهات خانواده و مدرسه و رشک سایرین باشند. عضویت در خانواده المپیاد، جایگاه تقدس‌بخشی را به اعضایش اعطا می‌کند، اما آیا می‌توان به تعبیری به «افسون‌زدایی» از این جایگاه پرداخت؟ داده‌های این نوشتار، که به بهانه نزدیکی زمان برگزاری مرحله دوم سی و ششمین دوره المپیادهای ایران نوشته شده است، براساس پیمایشی گسترده نیست بلکه تنها متکی به تجربه زیسته خود نگارنده و نیز مصاحبه‌هایی‌ست که در دو سه ماه اخیر با تعدادی از دانش‌آموزان المپیادی و نیز دانشجویانی که سال گذشتهْ المپیاد را پشت سر گذاشته‌اند انجام شده است. اسامی در متن، مستعار است.

 

«الان مدارسی دارن تو المپیاد رقابت می‌کنن که یه انرژی زیادی گذاشتن رو المپیاد؛ مث انرژی اتمی، فرزانگان (تازه همه شعبش هم نه)، حلی‌ها. مدارس غیردولتی تو مرحله دو اصلاً قبولی و مدال نداریم ازشون. مخصوصاً اگه دخترونه هم باشه» اینها جملات فرناز، دانش‌آموز مجتمع آموزشی نخبگان علامه طباطبایی است. نخبگی و تلاش برای خاص‌بودگی، برای ساخت ویترینی از «ژن‌های برتر» به طرق مختلف در شهر تهران انعکاس یافته است. حالا نه تنها سمپاد، که تعداد کثیری از مدارس غیردولتی در تهران و شهرستان‌ها، محملِ اذهان استثنایی و درخشان‌اند. کارخانه‌هایی که کودکِ از کودکی سهم‌نابرده را به امانت می‌گیرند و در ازای سوژگی سلب‌شده، فیگورهایی مطیع، عافیت‌طلب، موفق (در معنای ژورنالی و محافظه‌کارانهاش) و نخبه تحویل می‌دهند. همان‌ها که بعدها باید موسسان شرکت‌های دانش‌بنیان شوند تا به مدد نیروی ذهنی خارق‌العاده خود (بخوانید رانت، معافیت مالیاتی و انواع مجوزهای واردات و صادرات) در یک فرصت‌سازی نابرابر، چرخ‌های ماشین اقتصادی نئولیبرالی را به حرکت در آورند. به هر رو در اینجا هیچ نامی از مدارس دولتی به میان نمی‌آید. مدارس دولتی، آن تبعیدگاه‌های دوزخی‌ای هستند که والدین از فرستادن فرزندانشان بدانها واهمه دارند و حاضر نیستند تا آینده‌سازان مملکت را به آن مغاک بسپارند. مدارسی بی‌کیفیت، پرازدحام، بدون امکانات و استعدادکُش که بیم آن می‌رود آینده فرزندانشان را به تباهی بکشاند. در این میان چاره چیست؟ به نظر می‌آید راه‌حل بسیار روشن و آشکار است: برای اطمینان از شکوفایی استعدادهای فرزندان‌تان ناچارید آنها را به مدارس غیردولتی بفرستید.

سرشتِ جبرگرایانه تفکیک میان نخبه و عامی/ عادی، از اساس حصول موفقیت را تنها برای عده‌ای اندک‌شمار ممکن و محتمل مفروض پنداشته است. مابقی افراد، باید به کشف جایگاه پایین‌تر خود در سلسله‌مراتب کذا اکتفا کنند.

نخبگی برای اغلب افراد، تصویر پسر نوجوان پیش‌رسی را دارد که با ظاهری اتوکشیده، به برنامه‌های انگیزشی تلویزیون دعوت شده است و از موفقیت‌های خود، از الطاف الهی و اراده‌مندی خود در شکل‌گیری آن سعادت و کامیابی می‌گوید. نخبه، تصویر آشنای «یک ذهن زیبا»ست، تصویر انسان موفق بر قلل دست‌نایافتنی‌ای که سایرین تنها می‌توانند از دور بدان خیره شوند و در ازای آن، خود را به گزاره‌های عفونی روانشناسی‌گرایانه‌ای بسپارند که آنان را گونه‌های نامطلوب‌تر و نسبتاً ناموفق‌تر ارزیابی می‌کند. به‌واقع سرشتِ جبرگرایانه چنین تفکیکی میان نخبه و عامی/ عادی، از اساس حصول موفقیت را تنها برای عده‌ای اندک‌شمار ممکن و محتمل مفروض پنداشته است. مابقی افراد، باید به کشف جایگاه پایین‌تر خود در سلسله‌مراتب کذا اکتفا کنند. موفقیت در المپیاد در توجیهی به‌شدت ایدئولوژیکی، امری فردی بازنمایانده می‌شود که به میزان هوش و ادراک شهودی افراد و در مرحله بعد به اراده و تلاش افراد بستگی دارد، اما چیزی که در این میان ناگفته می‌ماند، نقش شدیداً تعیین‌کننده عوامل مادی و معیشتی‌ست. شهریه مدارس خاص، هزینه‌های کلاس‌های المپیاد، هزینه کتب کمک آموزشی و امثالهم تنها بخشی از این هزینه‌هاست.

«باشگاه یه دوره توی تابستون گذاشت پنج روزه فشرده ۵۷۰ هزار تومن گرفت. یه دوره‌ای هم برای مرحله یک [المپیاد شیمی] گذاشت که آمادگی برای مرحله اوله حدوداً یه ماه پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها می‌ریم کلاً چهل جلسه آموزشی یک میلیون و ۱۰۰ تومن گرفتن.» اینها حرف‌های زهرا، دانش‌آموز دبیرستان آیین روشن نور در کامرانیه است. مدرسه فرناز برای کلاس‌های المپیاد پولی دریافت نکرد اما شهریه‌ای ۱۲میلیونی در ابتدای سال از دانش‌آموزان اخذ کرده است. سامان که در یکی از موسسه‌های آموزش المپیاد ادبی ثبت نام کرده، مبلغ یک میلیون و هفتاد هزار تومان شهریه پرداخت کرده است (این مبلغ را بگذارید در کنار شهریه ۱۵ میلیونی که مدرسه سپهر معرفت در دیباجی از وی اخذ کرده است). ماکان، دانش‌آموز المپیاد ریاضی دبیرستان حلی یک نیز برای هر شش ماه، شهریه‌ای ۵۰۰هزارتومانی برای کلاس‌های المپیاد به مدرسه پرداخت کرده است. از شقایق -که خود المپیاد نجوم داده و دانش‌آموز نخبگان علامه طباطبایی بوده است- می‌پرسم نمی‌شود بدون کلاس برای المپیاد خواند؟ که پاسخ می‌شنوم: «بعضی المپیادا شاید خیلی معدود این‌جوری باشن، ولی نجوم نمی‌شه کلش رو خودت بخونی. الان هم که نتایج المپیاد اکثراً دست مدرسه‌هایی مثل سمپادا یا انرژی و علامه ایناس، رقابت باهاشون سخت‌ترم شده». ماکان نیز پاسخ مشابهی می‌دهد: «مرحله اول رو بودن کسایی که قبول شن ولی تو چند سالی که من المپیاد می‌خوندم از مدرسه‌مون فقط یه نفر رو شنیدم که خارج از کلاسای المپیاد خودش خونده باشه و مرحله دو قبول شده باشه». بله قطعاً موارد استثنائی بوده‌اند که بدون کلاسِ آمادگی برای آزمون، در المپیاد شرکت کرده و چه بسا صاحب مدال نیز شده‌اند منتهی دخالت موارد منفرد در تحلیل نهایی، رهزن خواهد بود.

بازتولید تبعیض اما تنها به عوامل معیشتی و مالی محدود نخواهد ماند. بهین، دانش‌آموز دبیرستان سلام فرمانیه، که در مرحله اول المپیاد نجوم قبول اما در مرحله دوم رد شد، علت عدم موفقیتش را این‌طور بازگو می‌کند: «سلامِ پسرونه کلاسای مرتب و رصد و … می‌ذاشتن و بچه‌ها رو انتخاب می‌کردن ولی دخترونه بیشتر برای بستن دهنشون بود. در واقع به همون اندازه پسرا شهریه می‌دادیم ولی اون امکانات رو نداشتیم. من مرحله یک قبول شدم ولی دو نه. چون مدرسه می‌گفت نمی‌تونی و کلاس نذاشتن برامون. خیلیا تو مدارس دخترونه هستن که پتانسیلش رو دارن و روشون اندازه پسرا سرمایه‌گذاری نمی‌شه. امکانات ما اندازه پسرا نبود و بهمون می‌گفتن نمی‌رسید بهشون».

حال منظور از امکانات چیست؟ مدارس غیردولتی معروف و معتبر تهران و سایر کلانشهرها معمولاً از ابتدای دبیرستانْ دوره‌هایی را برای آمادگی شرکت در آزمون المپیاد برگزار می‌کنند (حال آنکه در بسیاری از مدارس تهران و غالب مدارس شهرستان‌ها، دانشآموزان تا پایان دوران تحصیلْ حتی از وجود چیزی تحت عنوان المپیاد باخبر نمی‌شوند). شقایق می‌گوید: «المپیادیای این مدارس [ِ موفق در زمینه المپیاد] تقریباً همه‌ تمرکزشون روی المپیاده و امکانات و سخت‌گیری‌های روشون خیلی بیش‌تره، طوری که بعد سه سال، با تقریب خوبی حتماً نتیجه می‌گیرن. واسه قبولی تو المپیاد، سه سال  وقت رو همه میذارن تقریباً». محمدرضا، دانش‌آموز دبیرستان انرژی اتمی، از شخصی می‌گوید که در مدرسه‌شان، سِمتِ مسئول المپیاد داشت. بهزاد، دانش‌آموز دبیرستان علامه طباطبایی نیز از واحد مجزایی تحت عنوان واحدِ Advanced در مدرسه‌شان نام برد که به‌شکل تخصصی روی قبولی دانش‌آموزان برتر در کنکور و المپیاد کار می‌کرد. از ماکان دلیل موفقیت بعضی مدارس خاص در زمینه المپیاد را پرسیدم. پاسخ البته چندان دور از ذهن نبود: «اولیش آزمون ورودی این مدارسه که خوب گلچین می‌کنن تا حدی. بعدیش اینکه ساختارهای المپیادخوندنْ تو این مدارس بیشتر شکل گرفته، یعنی مثلاً مدرسه‌ ما -علامه حلی- یه واحد المپیاد داشت که کارش این بود که مطمئن شه اونایی که دارن المپیاد می‌خونن امکاناتشون فراهمه و کلاس‌ها رو هماهنگ می‌کرد و مشاوره می‌داد تو زمینه‌ی المپیاد. ما یه مشاورِ المپیاد داشتیم که ساعت مطالعاتی‌مون رو چک می‌کرد و به برنامه‌ریزی کمک می‌کرد و کلاً پیگیر درس خوندن بچه‌ها بود. این مشاور، فقط مشاورِ بچه‌های المپیادی بود. همین‌طور برای دو سه ماه، هفته‌ای یه جلسه کارگاه Mindfulness برگزار می‌کرد که خب فقط برای المپیادیا بود».

بازتولید تبعیض اما تنها به عوامل معیشتی و مالی محدود نیست. سیستم متکی بر تبعیض، گزینش‌گری و سرکوب، آن‌چنان در لایه‌لایه مدارس ریشه دوانده که تفکیک اجزا و مراحل آن امری دشوار خواهد بود.

مدارس، هم‌چون دانشگاه‌ها به بنگاه‌های کسب سود -تحت لواهای گوناگون- بدل شده‌اند، پولی‌سازی و خصوصی‌سازی در نظام آموزشی هم‌چنان جولان می‌دهد و دانشی- که فرضِ آن می‌رفتْ موهبتی‌ست خدادادی که به عده قلیلی عطا کرده‌اند- به‌واقع کالایی‌ست که می‌توان آن را به شیوه‌های دیگری کسب کرد. تبعیض جنسیتی کماکان حتی در مدارسی با دعاوی برابری‌خواهانه نیز جریان دارد. سیستم متکی بر تبعیض، گزینش‌گری و سرکوب، آن‌چنان در لایه‌لایه مدارس ریشه دوانده که تفکیک اجزا و مراحل آن امری دشوار خواهد بود. در خود این مدارسِ خاص- که گویی مسیر تضمینی دستیابی به موفقیت را یافته‌اند- به‌گزینی و سرکوب به‌شکل مضاعف و مشدّدی انجام می‌گیرد. دانش‌آموزان که دیگر فقط اعدادی هستند برای عرضه- این پیکرهای رام‌شده که تنها خصلت نمایشی روی بنرهای تبلیغاتی مدارس یافته‌اند- باید برای اثبات استحقاق‌شان و ربودن گوی نخبگی از رقبا، هرچه بیشتر در سیستم گزینش‌گر بلعیده شوند وگرنه به‌راحتی حذف خواهند شد. محمدرضا می‌گوید: «اولش همه می‌تونستن تو کلاسا شرکت کنن. ولی بعد از یه مدت با توجه به امتحانایی که می‌گرفتن، به یه سری می‌گفتن که مثلاً خیلی خوب کار نمی‌کنه و استعدادی نداره (حالا نه با این لحن) و اصطلاحاً فیلترش می‌کردن و دیگه سر کلاس نمی‌اومد. به هر حال مسئول المپیاد باهاشون صحبت می‌کرد که یه جورایی قانع بشن که تو المپیاد بعیده به موفقیت برسن».

در نهایت، این ترکیب قومی/ جنسیتی کلاس‌های دوره‌های تابستانی المپیاد (مرحله آخر) است که می‌تواند عمق این روال تبعیض‌آمیزِ مکرر را به عریانی نشان دهد. به گفته محمدرضا در المپیاد کامپیوتر از حدود چهل نفر، حدود ۱۷، ۱۸ نفر فقط از علامه حلی یک هستند و بچه‌های شهرستان معمولاً تنها یک چهارم جمعیت کلاس را تشکیل می‌دهند (آن هم کلانشهرهایی مثل مشهد و اصفهان). این آمار در المپیادهای مختلف و طی سال‌های گوناگون، متغیر است اما اصولاً قلّتِ دانش‌آموزان شهرستانی و نیز دختران در آن انکارناپذیر است (باید در نظر داشت که حتی طراحان سوال‌های آزمون‌های المپیاد نیز اغلب معلمان و اساتید تهران‌اند). طبق قول همین بچه‌ها در المپیاد ریاضی، حدود یک‌سوم الی یک‌چهارم را شهرستانی‌ها تشکیل می‌دهند، در المپیاد شیمی نیز بین یک‌دوم الی یک‌سوم. ماکان که المپیاد ریاضی شرکت کرده بود، می‌گوید که در دوره المپیادِ آنها (سال ۱۳۹۵) حدوداً ۳۰ نفر از شهرستان و ۴۰ نفر از تهران (اغلب از علامه حلی یک، انرژی اتمی و فرزانگان دو) بودند. از جمعیت ۷۰ نفره کلاس، تنها ۲۰ نفر را دختران تشکیل می‌دادند. این وضعیت تنها در مورد المپیاد ادبی کمی تغییر می‌کند و دخترها معمولاً نیم یا بیش از نیمی از کلاس دوره المپیاد را تشکیل می‌دهند.

چندی پیش سخنانی مبنی بر حذف آزمون ورودی مدارس سمپاد (سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) در پایه هفتم در خبرها انتشار یافت. سمپاد، به‌عنوان پایگاه سنتی نخبه‌پروری در کشور، ربط وثیقی با دستگاه المپیادی‌سازی نیز دارد و در نقد رویکردهای ایدئولوژیک و انحصارگرایانه هر یک می‌توان نقبی به دیگری زد. بنیامین می‌نویسد فاشیسم، نجات و رستگاری خود را نه در اعطای حق به توده‌ها، بلکه در دادن فرصتی به ایشان برای ابراز وجود می‌بیند. فاشیسم می‌تواند سال‌ها در نظام آموزشی، با ژستِ حق‌به‌جانبِ نخبگان رخ بنماید، می‌تواند سال‌ها تحت عنوان پرورش استعداد، پداگوژی و آموزش رهایی‌بخش را به یکسو پس زند و دانش‌آموزان را به شهروندانی موفق و نخبه و الگوی دیگران اما عمیقاً سیاست‌زدوده و محافظه‌کار و مطیع بدل سازد. تکنوکرات‌ها، پزشکان، مهندسان و علوم انسانی‌خوانده‌هایی که بیش از پیش، ازخودبیگانه‌اند ولی سپر محافظی از هوشمندی و الیتیسم بر دوش افکنده‌اند تا آنان را در برابر تمامی انتقادات- اگر انتقادی در میان باشد- مصون بدارد. ماحصل چنین سیستمی، ترسیم نردبانی پیش روی افراد برای دستیابی به موفقیت‌های فردی و نیز بی‌توجهی به خیر عمومی و شبکه درهم‌پیچیده روابط انسانی‌ست. المپیاد، به‌واقع هیچ‌گاه محدود به سه مرحله آزمون نبوده است، بلکه احتمال راهیابی بدان، بسیار پیش از اینها، در گره‌گاه سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، رقم خورده است.

 

مشاهده ادامه مطلب

انتخابات پارلمانی و چند چالش حکومت

با شروع روند ثبت‌نام رای‌دهندگان می‌توان گفت که پروژه انتخابات پارلمانی در افغانستان کلید خورده است؛ اما بر همگان واضح و مبرهن است که این انتخابات با چالش‌های بسیاری روبه‌روست. روند رو به‌فزون تهدیدهای امنیتی و بیم تقلب در انتخابات تا حدی باعث شده که مردم رغبت چندانی برای مشارکت در این انتخابات نداشته باشند. عدم خوش‌بینی مردم به‌پروسه انتخابات متاسفانه بر می‌گردد به‌تجربه‌های بدی که مردم از انتخابات گذشته داشته‌اند و تا زمانی‌که این نگرانی‌ها رفع نشود، نمی‌توان توقع داشت که مردم برای شرکت در انتخابات انگیزه داشته باشند.

وظیفه دولت در برگزاری سالم و بدون تقلب انتخابات از کسی پوشیده نیست اما این‌که دولت این توانایی را دارد یا نه، با تردید روبه‌روست. از سوی دیگر اوضاع امنیتی چندان به‌سامان نیست و این هم خود معضل دیگری فراروی برگزاری انتخابات است. تلاش دولت در قناعت‌دادن مردم برای مشارکت در انتخابات از یک‌سو و این‌که چه تضمینی وجود دارد که اتفاقات گذشته تکرار نشود از سوی دیگر، مشکلات عمده دولت در برگزاری انتخابات به‌شمار می‌رود.

مردم بعد از سقوط طالبان با شور و شوق وصف‌ناپذیری در انتخابات شرکت کردند؛ اما اتفاقات بعد از انتخابات باعث سرخوردگی مردم شد که این مساله در انتخابات پیش ‌رو نیز صدق می‌کند. در این‌که دولت با مشکلات بسیاری روبه‌روست – که به‌تنهایی و بدون حمایت مردم نمی‌تواند از پس آن‌ها برآید- شکی نیست اما این‌که دولت وظیفه خود را در قبال مردم و سرنوشت آن‌ها به‌درستی انجام دهد توقعی است که مردم از این دولت دارند.

البته ناگفته نباید گذاشت که حساب دولت فعلی را از دولت قبلی جداست؛ چراکه در دولت قبلی خود دولت جزیی از پروسه تقلب و ناامنی بود و متاسفانه مشکلات دولت قبلی کماکان گریبان‌گیر دولت فعلی هم است.

دعوت مخالفان مسلح برای شرکت در انتخابات چالش دیگری‌ست که دولت با آن روبه‌روست و این‌که دولت چه میکانیزم و سیستمی را برای این مساله پیش‌بینی کرده، برای مردم واضح نیست.

اصل مردم‌سالاری و دمکراسی از وعده‌های حامیان خارجی دولت افغانستان بوده است که متاسفانه به‌درستی در جامعه نهادینه نشده است و این‌که همه بتوانند آزادانه در مسایل سیاسی و اقتصادی نظر بدهند هم پذیرفتنی است، اما عدالت هم باید جایگاه خودش را داشته باشد.

درک مردم از چالش‌های فراروی دولت می‌تواند تا حدی به‌باورمندی مردم برای شرکت در انتخابات کمک کند اما این به‌تنهایی کافی نیست و دولت باید راه‌کاری‌هایی در نظر بگیرد که اعتماد مردم در برگزاری آزاد و سالم انتخابات جلب شود. از جمله راه‌کارهایی که می‌تواند این حس را در مردم به‌وجود بیاورد؛ محاکمۀ کسانی ‌است که در انتخابات قبلی دست به‌تقلب زدند و متاسفانه فقط از کار برکنار شدند و در هیچ محکمه‌یی بازخواست هم نشدند. وظیفه دولت است که به‌این معضل توجه کند تا این مساله درس عبرتی باشد برای کسانی‌که در پروسه انتخابات نقش دارند. شاید بتوان گفت که اگر این اتفاق بیفتد، تا حدی حس اعتماد مردم به‌دولت و انتخابات بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر تهدیدهای امنیتی هم از دیگر نگرانی‌های مردم برای شرکت در انتخابات است که باید به‌آن توجه شود. دولت باحمایت نیروهای خارجی، گراف تهدیدهای امنیتی را پایین بیاورد. باید دولت سازوکار جدیدی را در برخورد با مخالفان مسلح در پیش بگیرد و با اصلاحات در نیروهای امنیتی و نظامی، می‌تواند توان مقابله این نیروها را افزایش دهد و خواستار حضور فعال و پررنگ نیروهای خارجی در افغانستان برای مبارزه با گروهای تروریستی نیز شود.

فرصت زیادی به‌برگزاری انتخابات نمانده و مشکلات دولت هم بیش از گذشته است. مشکلات امنیتی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دخالت کشورهای همسایه و … دامن‌گیر انتخابت پیش‌رو است که شمردن و تحلیل این مشکلات خود مجالی دیگری را می‌طلبد، اما مورد مهمی‌که باید به‌آن توجه شود؛ نقش کشورهای همسایه در تامین امنیت و یا عدم امنیت است.

همسایه‌ها هم از جمله چالش‌های روبه‌روی دولت است؛ زیرا دخالت‌های روزافزون برخی از همسایگان در امورد داخلی و افزودن برتنش‌های موجود، مشکلات مردم و دولت را زیاد ساخته است که باید به‌آن توجه شود و راه‌کاری مناسب برای حل این معضل ارایه شود.

 ساختار دولت فعلی نیز برای دولت مشکل دیگری است؛ زیرا در واقع تقسیم قدرت و منافع شخصی باعث شده تا راندمان کاری دولت تا حدی بسیاری پایین بیاید. درگیری‌ها و تنش‌هایی ‌که در درون دولت وجود دارد و سوء‌استفاده برخی از همسایه‌ها از این وضعیت، متاسفانه وضعیت امنیتی را سخت نابسامان کرده است. تقابل منافع شخصی و جمعی در دولت بسیار است و باید به‌این معضل نیز توجه شود. تنش در دولت آن هم در شرایط حساس کنونی اوضاع امنیتی را متاسفانه وخیم‌تر کرده است.

میزان شرکت مردم در انتخابات هم برای دولت و هم برای حامیان خارجی آن مهم است و زمانی می‌توان روی شرکت مردم در انتخابات حساب باز کرد که نگرانی‌های آن‌ها درک شود و برای رفعش کاری صورت بگیرد.

دولت و حامیان خارجی‌اش فرصت مقابله با چالش‌های پیش‌رو را دارند؛ ازاین‌رو باید انگیزه مردم را برای شرکت در انتخابات افزایش دهند. آگاهی‌دهی دولت از شرایط فعلی و کوشش برای حل مشکلات از جمله راه‌کاری‌هایی است که می‌تواند رابطه دولت و مردم را بیشتر کند، اگرچه شاید در بسیاری از موارد دولت توانایی حل مشکلات مردم را نداشته باشد اما باید صادقانه مشکلات و معضلاتش را با مردم در میان بگذارد.

در بسیاری از موارد دولت برای حل مشکلاتش می‌تواند از مردم کمک بخواهد و یا حداقل همفکری مردم را با خود داشته باشد؛ کاری که در تاریخ افغانستان صورت نگرفته و می‌تواند یک ایده خوب برای یک حکومت مردم‌سالار در افغانستان باشد.

فصل جدید در تاریخ افغانستان رقم نخواهد خورد مگر این‌که فاصله مردم و دولت کم شود و از یک ارتباط یک‌سویه به‌یک ارتباط دو سویه تبدیل شود. این‌که گفته می‌شود قدرت در حکومت‌های مردم‌سالار از آن مردم است باید به‌آن عمل شود. قدرت باید به‌مردم تحویل داده شود. کاری‌که تا حال صورت نگرفته و جا دارد که در این برهه حساس توسط دولتی که خود را حامی مردم می داند انجام داده شود. دولت و مجلس باید قدرت و مشروعیت خود را از مردم بگیرند. توان دولت برای مقابله با مشکلات و چالش‌ها زمانی موثر خواهد شد ‌که مردم را همراه خود داشته باشد.

محمدعلی عباسی؛ روزنامه‌نگار

مشاهده ادامه مطلب

تبسم


نمایش مشخصات علی رفیعی (پریش)

بهار، عاشق تکرار یک تبسم توست
دوباره چشم به راه است، تا نرفته بخند
علی رفیعی

شاعر:علی رفیعی (پریش)

مشاهده ادامه مطلب

دانلود کتاب چگونه مطالعه کنیم؟

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


چگونه مطالعه کنیم؟

نویسنده: آلن ماندساک – جیمز دیز – الین دیز

کتاب پیش رو با عنوان «چگونه مطالعه کنیم؟» یکی از معتبرترین و ارزشمندترین کتابهای راهنمای داوطلبان ورود به دانشگاه و پذیرفته شدگان در دانشگاه است که توسط “آلن موندساک” و همکارانش تألیف شده است. این کتاب توسط انتشارات بین المللی و بسیار معتبر «مک گروهیل» مکرراً تجدید چاپ و در تیرا‍‍ژ بسیار وسیع در آمریکا توزیع گردیده است.در طول پنجاه سال انتشار کتاب فوق بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن به فروش رسیده که نشانگر سودمندی آن برای خوانندگان خصوصاً افرادی است که خود را برای ورود به دانشگاه آماده می‌کنند، یا در بدو ورود به آن هستند.

مطالعه کردن مهارتی نیست که به طور طبیعی وجود داشته باشد، بلکه مهارتی است که باید آموخته و تمرین شود و سپس بهبود یابد.حتی دانشجویانی که قصد یادگیری دارند و آنهایی که آرزوی موفقیت در دانشگاه را دارند همیشه نمی‌دانند که چه باید بکنند و چگونه شروع کنند، ممکن است ندانند که چقدر باید مطالعه کنند و یا چگونه از وقت‌شان به شکل صحیح استفاده کنند. شاید این به ذهن‌شان خطور نکرده باشد که بهتر است برای مطالعه‌ی مطالب متفاوت از روش‌های متفاوتی استفاده کنند.

چرا باید این کتاب را بخوانید؟ به یک دلیل، باید چیزهایی را یاد بگیرید که تاکنون نمی‌دانستید. این کتاب موجب می‌شود که شما مهارت‌هایی را که داشته‌اید بار دیگر مورد توجه قرار دهید و آنها را بهبود بخشید. مهارت‌هایی که دارید، مهارت‌هایی که می‌خواهید بهبود بخشید و همچنین مهارت‌هایی که تاکنون درباره‌شان فکر نکرده‌اید، در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

خودتان را خسته نکنید؛ گاهی اوقات بهتر است که فقط راحت بنشینید، در آنچه که می‌خوانید غرق شوید و از آن لذت ببرید. در هر حال، زمانیکه کتابی با عنوان «روش‌های مطالعه» می‌خوانید می‌توانید مطمئن شوید که این کتاب اطلاعاتی دارد که می‌توانید از آنها به خوبی استفاده کنید، و باید سعی کنید به چیزهایی که از آن یاد می‌گیرید عمل کنید.

فهرست مطالب

پیشگفتار

فصل اول: یک شروع خوب

فصل دوم: مهارت مطالعه کردن

فصل سوم: تجربه کلاس

فصل چهارم: مهارت خواندن

فصل پنجم: مطالعه‌ کتابهای درسی

فصل ششم: امتحان دادن

فصل هفتم: نوشتن مقالات پژوهشی

فصل هشتم: مطالعه زبان بیگانه

فصل نهم: رایانه، ریاضیات و علوم

فصل دهم: کمک گرفتن

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی دلسوخته را ببینید.

» دلسوختههای مرتبط:
آمادگی برای کنکور
تکنیک‌های پیشرفته یادگیری برای دانش‌آموزان
The Complete Idiot’s Guide to Speed Reading

نسخه ها

حجم: ۷ مگابایت

دریافت ها: ۴۲۰۴

تعداد صفحات: ۲۹۱




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



مشاهده ادامه مطلب